قرآنم (قسمت اول)

بابا برایم سوغات آورده بودند؛ از مدینه
بچه‌های کلاسِ حفظ قرآنِ مدرسه، همه‌شان یکی یکدانه داشتند؛ از کجا آورده بودند، یادم نیست، فقط یادم است در ایران پیدا نمیشد. من ولی عاشقش شده بودم.
عاشق قطع‌ش، خط‌ش، حاشیه‌هایش، رنگش
بابا که می‌خواستند بروند عمره، مشخصاتش را برایشان گفتم. “این اندازه است بابا؛ جلدش فلان رنگ است؛ کاغذهایش نرم است؛ دکه‌ی روبروی بقیع حتما دارد و …” اینترنت نبود و فقط خصوصیاتش را برای بابا گفتم و بعد از چند هفته قرآن عزیزم، در دستم بود.
محبوبه که کلاس حفظ برایمان گذاشت، با قرانم، “مریم” را حفظ کردم. در حاشیه‌هایش گاهی نکاتی می‌نوشتم. شب‌های قدر بر سرم می‌گرفتم. دو بار با خودم به مدینه برگشت؛ مشهد رفت؛ سوریه رفت؛ کربلا و نجف و سامرا رفت. شمال و یزد و اصفهان و کیش رفت. همیشه با من بود.
شب‌های قدرِ رمضانِ هشتاد و نه آخرین سفرم با “او” شد.
شبِ بیست و سه رمضان، در یک متری ضریحِ ارباب، دادم به دستِ دخترِ عربی تا قرآن به سر بگیرد و مشغول دعا شدم تا دختر، اعمالش تمام شود. چند دقیقه‌ای که گذشت، برگشتم و دیدم نیست… دختر نبود؛ رفته بود و “او” را، قرآن عزیزم را، با خودش برده بود. حتما فکر کرده بود یکی از قران‌های حرم است و با خود برده بود. یخ کردم. سرم را می‌چرخاندم شاید پیدایش کنم. ولی مگر در بین آن حجمِ زیاد از خانم‌های چادرعربی به سر، می‌توانستم پیدایش کنم؟ مستأصل و نگران به سمت نزدیکترین محل ادعیه و قران‌ها رفتم؛ نبود. قفسه‌ی بعدی، نبود. قفسه‌ی دورتر، نبود. قفسه‌های صحن، نبود؛ نبود و نبود.
انگار تکه‌ای از من جدا شده بود.
حتما هرکس مرا دیده بود فکر کرده بود اشک‌های سرازیر از چشمانم، بخاطر توبه و انابه به درگاه خداست. ولی من، برای از دست دادنِ قرآنم گریه می‌کردم. قرآنی که مثل یک دفتر خاطرات، سال‌ها با من بود، همه‌جا.
ده سال از آن رمضان می‌گذرد. تا سال‌ها هروقت به کربلا می‌رفتم، همچنان قفسه‌های قرآن حرم را، به امید یافتن قرآنم می‌گشتم. رو به ضریح می‌کردم و می‌گفتم “قرآنم را پَس نمی‌دهید؟”
بعدها فهمیدم گم‌شدنِ قرآنم در شب قدر، شاید یکی از بزرگترین درس‌های زندگی‌ام بود؛ دل نبستن؛ وابسته نشدن و کَندن.

اما هنوز به این فکر میکردم که سرنوشت “او” چه شد؟ دست چه کسانی افتاد؟ تا چند سال در حرم ماند؟ پلاسیده شد؟ رنگِ جلدش رفت؟ حاشیه‌نویسی‌هایم چه؟ وقتی کسی “او” را گرفته تا بخواند، حاشیه‌های من را هم خوانده؟ صفحه‌ی اولش که اسمم را نوشته بودم، دیده؟ چند بار در حرم “سیده فاطمه مطهری” از زبانِ زائری که صفحه‌ی اول قرآنم را دیده، برده شده؟

سیزده دلیل برای اینکه
این کتاب، جزو کتاب‌هایی بود که تو قفسه “دوست دارم بخرمش” گذاشته بودم ولی هیچ‌وقت نخریدمش؛ حتی وقتی دیدم تو طاقچه بی‌نهایت هست، سراغش نرفتم، چون موضوعش رو می‌دونستم و حوصله‌ی خوندنش رو نداشتم
ولی چون ژانر نوجوان بود یا حداقل نوجوون‌ها بیشتر رغبت به خوندنش دارند، باید میخوندم. چاره چی بود؟ دیدن سریالش
سیزده قسمت فصل اول، دقیقا داستان کتابه و قطعا خیلی بخش‌هایی از کتاب سانسور شده؛ بگذریم
هانا بیکر نوجوون هفده ساله خودکشی میکنه و سیزده تا دلیل برای اینکارش، قبل از اقدام به خودکشی ضبط میکنه. در حین همراه شدن مخاطب با داستان، تو دل قصه‌ها مشکلات نوجوون‌های آمریکایی گفته میشه؛ تنهایی، آزارهای کلامی، تحقیر، مصرف زیاد مشروبات، مصرف دراگ و انواع مخدرها، تجاوز جنسی، خانواده گسسته، عدم درک والدین و کادر مدرسه، و تکرار میکنم “تنهایی” در واقع همه اون سیزده دلیل در آخر به تنهایی هانا ختم میشد. یه‌جایی میگفت انسان اجتماعیه و با ارتباط با دیگران به زندگیش ادامه میده. و شخصیت اصلی، مدام در ارتباطاتش شکست میخورد و آخر هم خودش رو کشت

داستان به نوجوون و بزرگسال یاد میداد هوای همو داشته باشن و بهم کمک کنند، گوش کنند، فراموش نکنند
هانا تلاش میکرد خودش رو نجات بده، با روش‌های مختلف و آخر هم نتونست، چون بقیه نخواستن.
حالا نویسنده آمریکایی ما خواسته، داستان با خودکشی هانا تموم بشه (،البته یکبار تغییر داده پایان داستان رو، اول اینطوری بوده که خودکشی نافرجامه و زنده میمونه) ولی بیاین فکر کنیم اگه ما جای نویسنده بودیم، پایان داستان رو چطور مینوشتیم؟
چه راه‌حلی جلوی نوجوونِ مخاطبمون میذاشتیم؟
چون “احساس تنهایی” برای همه انسان‌هاست، جزئیات چراییش باتوجه به فرهنگ‌ها متفاوت میشه

دوست دارم کتاب دو با یکسری نوجوون بخونم و درباره‌اش با هم گپ بزنیم

سریال، چهار فصل ساخته شده. من فقط فصل اول که داستان کتاب بود رو دیدم و قسمت اول فصل دو. ابتدای فصل دو، بازیگرهای نوجوون خودشون رو معرفی کردن و به مخاطب‌هاشون گفتن تو این سریال از تجاوز، مصرف زیاد مواد .. صحبت میکنیم، اگه شما درگیر این مسائلید، بهتره با بزرگتری این سریال رو ببینید. اگه کمکی خواستید زنگ بزنید فلانجا

برام جالب بود این هشدار دادن. البته ظاهرا چندین نوجوون بعد خوندن این کتاب یا دیدن سریالش خودکشی کردن و برای همین این هشدار رو تو فصل دو گذاشتن


(کپی شده از گودریدزم)

چیزهای کوچک

شؤون صغیره تمر بها أنت دون التفاتِ
تساوی لدیّ حیاتی؛ جمیع حیاتی

حوادث قد لا تثیر اهتمامک، أعمّر منها قصور
و أحیا علیها شهور.
و أغزل منها حکایا کثیره.
و ألف سماء
و ألف جزیره

شؤون صغیره …

چیزهای کوچکی که بدون توجهِ تو می‌گذرد، برای من اندازه‌ی زندگی‌ام است؛ تمام زندگی‌ام.

من از اتفاقاتی که برای تو بی‌اهمیت است کاخ می‌سازم.
ماه‌ها با آنها سر می‌کنم.
داستان‌های بسیاری از آنها می‌بافم.
و هزار آسمان
و هزار جزیره

چیزهای کوچک…

پاراگراف بالا، قسمتی از شعرِ زیبایِ “چیزهای کوچک” سروده “نزار قبانی‌”ه؛ سرچ کنید کل شعر رو بخونید. از اشعارِ زیبای قبانی‌ه به نظرم.

پ‌ن: “کاظم ساهر” خواننده‌ی عراقی هم، این شعر نزار رو خونده.

برای آقای آسمانی

از آن پیرمردهای مهربان بود. همان پیرمردهای لاغر و تکیده با قدی خمیده و لبخندی بر لب. ته‌لهجه‌ی کاشانی‌اش را نگه داشته بود. خیلی وقتها که از کوچه‌ی خانه‌ی پدری رد میشدم، میدیدمش. گاهی نشسته بود بر روی صندلی جلوی خانه‌اش، گاهی راه می‌رفت، گاهی جلوی خانه‌اش را آب و جارو میکرد. سلام می‌کردم و جواب میداد. اکثر وقت‌ها در جیب‌هایش شکلات داشت؛ به بچه‌ها میداد. چندبار به من هم داد. با لبخند و تشکر می‌گرفتم. از آن پیرمردهای مهربان بود. بابا که رفت، جزو معدود کسانی بود که برای تشییع آمد. با اینکه برایش سخت بود. از آن پیرمردهای مهربان بود. از آن پیرمردهای بامعرفت.

دو روز پیش شنیدم که او هم رفته است. مثل بابا. دو هفته بیمارستان بستری بوده و پنج صبح، “آسمانی” شده بود. همسایه‌ی مهربانِ خانه‌ی پدری

روحت شاد پیرمرد مهربان

آغوش

الإنسان یُمکنه أن یُعانقَ بکلامِه أیضًا
آدم با حرف‌هاش هم ممکنه کسی رو در آغوش بگیره…

کپی از کانال تلگرامی حنین

کیک گردو و قهوه

اگه از طعم قهوه خوشتون میاد، این کیک رو دوست دارید قطعا
مواد اولیه تو عکس آخر نوشتم.

گردو رو آسیاب می‌کنیم.
زرده و سفیده تخم‌مرغ رو از هم جدا می‌کنیم.
سفیده رو خوب می‌زنیم تا پف کنه حسابی. (برای امتحان می‌تونید آروم قالب رو برگردونید، اگه لیز نخورد سفیده، یعنی کارتون رو عالی انجام دادین و حسابی پف کرده)
زرده رو با شکر قاطی می‌کنیم و هم می‌زنیم.
کره آب شده در محیط رو اضافه می‌کنیم و هم می‌زنیم.
شیر رو اضافه می‌کنیم و هم می‌زنیم.
قهوه رو اضافه می‌کنیم و هم می‌زنیم.

مواد که خوب مخلوط شدن، نوبت آرد میرسه. در دو یا سه مرحله آرد رو همراه بکین‌پودر اضافه می‌کنیم و خوب هم می‌زنیم.

هم‌زن رو کنار میذاریم و بقیه کار رو با لیسک یا قاشق انجام میدیم.
بقیه کار چیه؟ اضافه کردن گردوها و سفیده‌ی تخم‌مرغ
اول گردو رو اضافه کنید و بعد در دو یا سه مرحله سفیده‌ی تخم‌مرغ رو

👌 من چندوقته بجای چرب و آردی کردن، کف قالب کاغذ‌روغنی میندازم؛ از نتیجه راضی‌ترم.

🕖 چهل دقیقه در فر با دمای ۱۸۰ درجه

✅ توصیه می‌کنم حتما کره استفاده کنید و روغن جایگزینش نکنید. تردی و لطافتی که کره به کیک و شیرینی میده، قابل مقایسه با روغن نیست.

✅ میزان گردو رو می‌تونید کمتر کنید.

  • شهریور ۱۴۰۰
  • مرداد ۱۴۰۰
  • تیر ۱۴۰۰
  • خرداد ۱۴۰۰
  • اردیبهشت ۱۴۰۰
  • فروردین ۱۴۰۰
  • اسفند ۱۳۹۹
  • بهمن ۱۳۹۹
  • دی ۱۳۹۹
  • آذر ۱۳۹۹
  • آبان ۱۳۹۹
  • مهر ۱۳۹۹
  • شهریور ۱۳۹۹
  • مرداد ۱۳۹۹
  • تیر ۱۳۹۹
  • خرداد ۱۳۹۹
  • اردیبهشت ۱۳۹۹
  • فروردین ۱۳۹۹
  • اسفند ۱۳۹۸
  • مهر ۱۳۹۸
  • شهریور ۱۳۹۸
  • مرداد ۱۳۹۸
  • تیر ۱۳۹۸
  • خرداد ۱۳۹۸
  • اردیبهشت ۱۳۹۸
  • فروردین ۱۳۹۸
  • اسفند ۱۳۹۷
  • بهمن ۱۳۹۷
  • دی ۱۳۹۷
  • آذر ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۷
  • مهر ۱۳۹۷
  • شهریور ۱۳۹۷
  • مرداد ۱۳۹۷
  • تیر ۱۳۹۷
  • خرداد ۱۳۹۷
  • اردیبهشت ۱۳۹۷
  • فروردین ۱۳۹۷
  • اسفند ۱۳۹۶
  • بهمن ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۶
  • آذر ۱۳۹۶
  • آبان ۱۳۹۶
  • مهر ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • خرداد ۱۳۹۶
  • اردیبهشت ۱۳۹۶
  • فروردین ۱۳۹۶
  • اسفند ۱۳۹۵
  • بهمن ۱۳۹۵
  • دی ۱۳۹۵
  • آذر ۱۳۹۵
  • آبان ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • شهریور ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • خرداد ۱۳۹۴
  • اردیبهشت ۱۳۹۴
  • فروردین ۱۳۹۴
  • اسفند ۱۳۹۳
  • بهمن ۱۳۹۳
  • دی ۱۳۹۳
  • آذر ۱۳۹۳
  • آبان ۱۳۹۳
  • مهر ۱۳۹۳
  • شهریور ۱۳۹۳
  • مرداد ۱۳۹۳
  • تیر ۱۳۹۳
  • خرداد ۱۳۹۳
  • اردیبهشت ۱۳۹۳
  • فروردین ۱۳۹۳
  • اسفند ۱۳۹۲
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آذر ۱۳۹۱
  • آبان ۱۳۹۱
  • مهر ۱۳۹۱
  • شهریور ۱۳۹۱
  • مرداد ۱۳۹۱
  • تیر ۱۳۹۱
  • خرداد ۱۳۹۱
  • اردیبهشت ۱۳۹۱
  • فروردین ۱۳۹۱
  • اسفند ۱۳۹۰
  • بهمن ۱۳۹۰
  • دی ۱۳۹۰
  • آذر ۱۳۹۰
  • آبان ۱۳۹۰
  • مهر ۱۳۹۰
  • شهریور ۱۳۹۰
  • مرداد ۱۳۹۰
  • تیر ۱۳۹۰
  • خرداد ۱۳۹۰
  • اردیبهشت ۱۳۹۰
  • فروردین ۱۳۹۰
  • اسفند ۱۳۸۹
  • بهمن ۱۳۸۹
  • دی ۱۳۸۹
  • آذر ۱۳۸۹
  • آبان ۱۳۸۹
  • مهر ۱۳۸۹
  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • خرداد ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • اسفند ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • فروردین ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۵
  • خرداد ۱۳۸۵
  • اردیبهشت ۱۳۸۵
  • فروردین ۱۳۸۵
  • اسفند ۱۳۸۴
  • بهمن ۱۳۸۴
  • دی ۱۳۸۴
  • آذر ۱۳۸۴
  • شهریور ۱۳۸۴
  • دلهره‌ها

    نکته اول درباره طرح جلد کتاب که نسبت به نسخه اصلیش، خیلی بهتر و جذاب‌تره. نسخه اصلی یه ایموجی زرد نگرانه فقط درحالیکه نسخه فارسی، طرح جلد جذابی براش انتخاب شده

    نکته دوم درباره موضوع کتاب: نوجوونی دوره خاصیه، بلوغ، حساسیت‌ها، تغییرات جسمی و روحی … نویسنده کتاب با الگوگرفتن از نوجوونی خودش، یکسری چالش‌های نوجوون‌ها رو با قصه مصور مطرح میکنه و راه حل هم در دل قصه بیان میکنه‌
    همینکه نوجون حساس متوجه بشه این مشکلات فقط برای خودش نیست و همه نوجوون‌ها حتی غیر هم‌وطن‌هاش چنین مشکلاتی دارن، بیش از پنجاه درصد دغدغه نوجونی حل میشه به نظرم

    نکته بعدی درباره رنگی بودن کتاب
    با اینکه قیمت کتاب خیلی بالا رفته بخاطر رنگی بودن (شصت پنج تومن در سال ۱۴۰۰) ولی به نظرم می‌ارزه و ترغیب میکنه نوجوون رو به خوندن

    نکته منفی: کتاب دخترونه است بیشتر و گمونم برای نوجوون پسر جذابیت نداشته باشه خیلی

    گروه سنی ده، یازده، دوازده براشون به نظرم براشون مناسبه، سن بالاتر که بالغ هم شده باشند، بچه‌گونه است از نظرشون


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۲:۴۶ ب.ظ روز ۰۸ خرداد ۱۴۰۰ | دیدگاه (۰)

    هویت چندگانه دختران نوجوان

    هفته قبل مصاحبه‌ای داشتم با خانم دکتر آزاده نیاز؛ درباره هویت چندگانه‌ی دختران نوجوان

    صحبت‌ها و عللی که خانم نیاز بیان کردند، برای خود من به عنوان معلمی که با دختران نوجوان سروکار دارم، راهگشا بود. به نظرم مدیران و معلمان در جلسات شورای مدرسه، با توجه به صحبت‌های این چنینی، می‌توانند برای مواجه با مشکلات نوجوانان ریز شوند، مصداق‌یابی کنند و با در نظر گرفتن این مشکلات از دید کارشناسانه به رفع و کمک به حل آنها اقدام کنند.

    توصیه میکنم اگر مدیر یا معلم هستید مخصوصا در مدارس دخترانه یا اگر پدر یا مادری هستید که دختر مدرسه‌ای دارید، این مصاحبه را بخوانید.

    لینک متن مصاحبه +
    بخش اول قسمتی از مصاحبه به صورت تصویری +
    بخش دوم تصویری +


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۴:۳۸ ب.ظ روز ۲۸ مرداد ۱۳۹۹ | دیدگاه (۰)

    تربیت به سبک امام علی علیه‌السلام

    با الگوگرفتن از امام علی (ع) روحیه‌ی دستگیری از فقرا و نیازمندان را در فرزندان خود پرورش دهید

    🏴 این روزها که ایام شهادت مولای متقیان امام علی (ع) است، خیلی از والدین از تک تک ویژگی‌های اخلاقی آن حضرت برای تربیت بچه‌ها کمک می‌گیرند چرا که نسل شیعه باید شبیه امام خود باشد. یکی از بارزترین ویژگی‌های حضرت علی ع کمک به نیازمندان و فقرا بود. اما چگونه می‌توانید دغدغه‌‌ی دستگیری از نیازمندان را در کودکان و نوجوانان خود پرورش دهید؟

    👨‍👩‍👧‍👦 بزرگترها الگوی عملی برای بچه‌ها هستند. اگر شما فرزندی دارید یا کودک خردسالی در اطرافتان هست، بدانید آنچه که خودتان در زندگی انجام می‌دهید و به آن عمل می‌کنید، فرزندان هم به آن پایبند می‌شود. پس سعی کنید در درجه اول، خودتان دست به خیر باشید.

    🌸 یک کار خیر با هدف و هیجان‌انگیز برای فرزندتان تعریف کنید و از او بخواهید خودش را برای مشارکت در آن کار آماده کند. مثلا می‌توانید بگوئید “عیدفطر می‌خواهیم به مرکز نگهداری کودکان بی‌سرپرست برویم و برایشان کتاب ببریم، تا آن روز میتوانی از بین کتاب‌هایت آنهایی را که برای هدیه دادن مناسب هستند انتخاب کنی و یا قسمتی از پول توجیبی‌ات را برای خرید کتاب کنار بگذاری”

    💡 در انتخاب کاری که می‌خواهید انجام دهید، از فرزندانتان هم‌فکری بگیرید. بگذارید فکر کند و هرآنچه از نظرش کار خیر تعریف می‌شود را بگوید و بعد با مشارکت هم، یکی را انتخاب کنید. می‌توانید برای روشن شدن ذهنش، چند نمونه از کارهای خیر را برایش مثال بزنید. مثل کمک به همسایگان سالمند، درس دادن به بچه‌هایی که در درس‌ها ضعیف هستند و توان مالی خوبی ندارند، کمک به برگزاری افطاری‌های ساده در محله و مسجد و کمک مالی به انسان‌های نیازمند.

    👭 اکثر نوجوانان به فعالیت‌های گروهی علاقه خاصی دارند. اگر بتوانید با مشارکت دوستان فرزندتان، گروه‌هایی برای کمک به فقرا تشکیل دهید و برای هرکدام هدفی تعین کنید، برگ برنده را برده‌اید. مثلا بگوئید می‌خواهیم شب قدر برای خانواده‌های نیازمند افطاری تهیه کنیم. گروهی را مسئول جمع‌آوری پول و کمک‌های مردمی کنید. گروهی نقش تهیه کننده مواد اولیه را بر عهده بگیرند. و به گروهی دیگر مسئولیت پخش و توزیع‌ مواد غذایی را بدهید.

    💰 نوجوانان را ترغیب کنید که از پول‌های خودشان برای مشارکت در کار خیر استفاده کنند. این عمل اگر تداوم داشته باشد، باعث می‌شود کنار گذاشتن بخشی از پول برای رفع نیازِ نیازمندان در وجود فرزندان‌تان که جوانان آینده هستند، درونی شود و با آن انس بگیرند.

    📚 خواندن کتاب‌ها و داستان‌هایی با موضوع نیکوکاری و احسان از زندگی و سیره‌ی ائمه بزرگوارمان، یکی دیگر از روش‌هایی است که می‌تواند در تشویق فرزند شما به انجام کارهای خیر موثر باشد. با پرس و جو از دوستان اهل مطالعه یا با جستجو در اینترنت، می‌توانید با این دست کتاب‌ها آشنا شوید و تهیه کنید.

    این مطلب، برای خامنه‌ای‌ریحانه نوشته شده است.
    لینک مطلب در اینستاگرام +

    چگونه نوجوانان‌مان را برای شب‌های قدر آماده کنیم؟

    اگر شما جزو والدینی هستید که فرزند نوجوان دارید، توصیه میکنم این مطلب را بخوانید. در این مطلب درباره راه‌هایی که والدین می‌توانند اجرا کنند تا شب‌های قدر برای فرزند نوجوانشان خاطره‌انگیز شود و با اشتیاق در مراسم‌ها شرکت کند، صحبت می‌کنیم.

    این نکته را همیشه به یاد داشته باشید که بهترین راه برای جذب نوجوانان به کار یا مساله‌ای، خاطره‌سازی از آن مساله برای آنهاست. با ماندگار کردن یک ماجرا در ذهن فرزندتان، مطمئن باشید او در آینده همیشه نسبت به انجام آن کار علاقه خواهد داشت. این هنر شما است که علاقه فرزند خود را پیدا کنید و آن را اجرا کنید.

    👭 نوجوانان علاقه دارند بیشتر زمان‌شان را با گروه دوستی‌ و همسالان‌شان بگذرانند. اگر بتوانید با والدینِ دوستانِ فرزندتان هماهنگ کنید و باهم به یک مراسم بروید تا بچه‌هایتان پیش هم باشند، قطعا فرزندتان از مراسم شب‌های قدر استقبال بیشتری می‌کند.

    🏕 اگر فرزندتان به بیرون رفتن و نشستن در پارک و مکان‌های عمومی علاقه دارد، می‌توانید افطاری شبِ قدرتان را آماده کنید و با خانواده به پارک بروید و آن روز را در فضای باز افطار کنید. این تغییر در سبکِ افطاری خانواده‌تان در ذهن نوجوان میماند، مخصوصا اگر به او بگویید “بخاطر تو، برای افطار امروز بیرون آمدیم”

    💻 به فرزندتان پیشنهاد دهید فضیلت و آداب شب‌های قدر را از مفاتیح یا اینترنت پیدا کند و برای شما توضیح دهد. حتی اگر تمایل داشته باشد، می‌تواند آن‌ها را در برگه‌ای بنویسد یا تایپ کند و آن برگه را به دیوار عمومی ساختمان‌تان بزنید. شما نیز می‌توانید از آن عکس بگیرید و در شبکه‌های اجتماعی‌تان منتشر کنید.

    🕌 نوجوانان از اینکه طرف مشورت قرار بگیرند، خیلی خوشحال می‌شوند. می‌توانید انتخابِ مراسم شب قدر را به عهده فرزندتان بگذارید. بگوئید امشب تو باید بررسی کنی و مراسمی که مناسب است را پیدا کنی تا همگی به آنجا برویم. می‌توانید هنگام برگشت به خانه، با ذکر خوبی‌های مراسم و تشکر از او اعتماد به نفسش را تقویت کنید.

    📿 لازم نیست نوجوان شما همه‌ی اعمال این شب‌ها را اجرا کند. اگر خسته شد، به اجبار متوسل نشوید. می‌توانید به او پیشنهاد دهید کتاب مورد علاقه‌اش را با خود بیاورد و زمانی را به مطالعه کتاب بپردازد.

    ✅ سعی کنید چرایی مراسمِ شبهای قدر را برای فرزندتان شیرین جلوه دهید. با او دوستانه صحبت کنید و از احتیاجی که ما بندگان به خدا و ارتباط با او داریم، حرف بزنید. از فرزندتان درباره این ارتباط و چرایی‌اش بپرسید. بگذارید صحبت کند و سعی کنید با زبانِ خودش، تفکراتش را هدایت کنید.

    این مطلب را برای خامنه‌ای‌ریحانه نوشته‌ام.
    لینک مطلب در اینستاگرام +

    مجموعه شعر کودکان کربلا

    واقعه عاشورا و حادثه کربلا، در زندگی ما آنقدر بزرگ و با اهمیت است که از سن کودکی آن را برای فرزندان تعریف می‌کنیم و سعی می‌کنیم کودکان با همان نگاه کودکانه با این واقعه آشنا شوند.

    انیمیشن و کتاب‌های زیادی برای آشنایی کودک با حادثه کربلا ساخته و منتشر شده است. “مجموعه شعر کودکان کربلا” یکی از تلاش‌های خوب در این زمینه است که برای آشنایی کودکان زیر هفت سال با حادثه کربلا مناسب است. مجموعه‌ای ده جلدی که با زبان شعر کودکانه، سعی در معرفی کودکان حاضر در حادثه کربلا و حوادثی که با آن روبرو بوده‌اند دارد.

    اشعار کتاب بسیار روان و کودکانه سروده شده‌اند وکلمات سنگینی که ممکن است کودک معنی آنها را نداند در ابیات استفاده نشده است. شاعر سعی کرده در عین تعریف کردن ماجراهای پیش آمده برای کودکان در کربلا، موضوع را خیلی خشن و اذیت‌کننده برای روح کودک ترسیم نکند و با آوردن واژگان کودکانه و لطیف، ذهن کودک را با خود همراه کند. مثلا واژه خون در تمامی سروده‌های کتاب به روئیدن گل سرخ بر روی لباس تشبیه شده است. شاید برای کودک در وهله اول این سوال پیش آید که “مگه رو لباس گل درمیاد؟” در اینجا وظیفه خواننده کتاب است که منظور شاعر را با توجه به روحیه کودک برایش ترسیم و تعریف کند.

    حضرت علی اصغر، حضرت رقیه، طفلان مسلم، عبدالله بن الحسن، قاسم ابن الحسن و امام باقر کودکانی هستند که در هر جلد از کتاب، داستان زندگی یکی از آنها و حضورشان در حادثه کربلا شرح داده شده است. قصه مشک، خیمه‌ها، فرات و ذوالجناح هم چهار جلد از این مجموعه را تشکیل می‌دهد که با استفاده از آرایه جان‎‌بخشی به اشیا، حوادثی که در کربلا بر کودکان گذشته است را شرح می‌دهد.

    نقاشی و تصویرگری‌های این مجموعه به کودکانه و صمیمی‌تر کردن کتاب و اشعار با کودکان، کمک زیادی می‌کند. تصاویر درشت و با رنگ‌های شاد و تنوع رنگی بالا کشیده شده‌اند. حتی تصاویری که مربوط به صحنه‌های شهادت است، بخاطر استفاده از رنگ‌های مختلف و کاراکترهایی مثل گل لاله و فرشتگان در عین آشنایی کودک با واقعه عاشورا، آن را حادثه‌ای تماما تلخ و شکست‌خورده در ذهن کودک خردسال ترسیم نمی‌کند.

    رسالت این مجموعه، آشنایی حداقلی کودکان زیر هفت سال با حادثه عاشورا و ایجاد حس هم‌ذات‌پنداری کودک با کودکان حاضر در آن واقعه است. با بزرگتر شدن فرزندتان و خواندن کتاب‌های مناسب سنش درباره عاشورا، او را بیشتر با این حادثه بزرگ تاریخ آشنا کنید.

    این مطلب در تاریخ ۱۲ شهریور ۹۶ در روزنامه همشهری به چاپ رسیده است.

    مجموعه ده جلدی
    شاعر: محمد کامرانی اقدام
    تصویرگر: حکیمه شریفی. رباب قاسمی
    ناشر: حدیث نینوا

    مهدیه و لباس‌های سخنگو

    مهدیه، عروسی دعوت شده و بین لباسهاش دنبال لباس مناسبی است تا برای مهمونی بپوشد. مادرش به کمک او می آید. مادر برای مهدیه توضیح میدهد که هر لباسی که آدمها میپوشند، نشان دهنده شخصیت و نوع زندگی آنهاست.

    کتاب با یک قصه کاملا روان و زبانی کودکانه، چرایی داشتن حجاب برای دختران را بیان میکند. داستانی که کودک را قدم به قدم جلو میبرد و با گفتن مثال های مختلف، ذهن کودک را درگیر میکند. در انتها کودک داستان، خودش به این نتیجه میرسد که چرا باید حجاب داشته باشد.

    درباره موضوع حجاب کتاب داستانی برای کودکان نوشته نشده است یا اگر کتابی نوشته شده، داستانش کشش و جذابیت زیادی برای کودکان نداشته است. داستان “مهدیه و لباسهای سخنگو” خیلی خوب توانسته است این جذابیت را درباره موضوع حجاب، بوجود آورد و کودک را با خود همراه کند.

    کتاب توسط جبهه فرهنگی خودجوش محجبه‌ها که‌ خیریه ای فرهنگی است، تولید شده است. یک عروسک دختر که در واقع همان شخصیت “مهدیه” داستان کتاب است نیز به همراه کتاب توزیع میشود. ایده عروسک همراه با کتاب، باعث می شود کودک بیش از پیش با کتاب ارتباط بگیرد. درواقع ارتباط حسی و با یک عروسک و سپس خواندن کتابی با عکسهای همان عروسک، کودک را به داستان و قصه و کاراکترها نزدیکتر میکند.

    تصاویر کتاب نیز جذاب است و استفاده از رنگهای مختلف و شاد به این جذابیت کمک میکند.

    به گفته نویسنده کتاب، مهدیه و لباسهای سخنگو، اولین کتاب داستانی نوشته شده درباره چرایی حجاب و عفاف است که برای دختران چهار تا یازده سال نوشته شده است.

    پیشنهاد ما این است اگر در فامیل و آشنایان دختر در سن تکلیف دارید، حتما این کتاب را به همراه عروسکش برایش تهیه کنید. میتوانید ابتدائا کتاب را برایش نخوانید و از او بخواهید درباره عروسک، هر قصه ای که به ذهنش میرسد، بسازد. بعد باهم کتاب را بخوانید. این کتاب ایده خوبی برای هدیه در جشن تکلیف ها است. اگر عروسک مهدیه را پیدا نکردید، خودتان با تکه پارچه یا هر وسیله دیگری که در خانه دارید، عروسک دختر باحجابی درست کنید؛ مطمئن باشید دختر خردسال باوجود عروسک، بیشتر با داستان همذات پنداری میکند.

    برای تهیه کتاب، علاوه بر نشر سمیع، میتوانید به کانال تلگرامی mohajabe-ha‌@ مراجعه کنید یا با شماره ۰۹۱۲۵۲۱۸۵۷۰ تماس حاصل نمایند.

    این مطلب در تاریخ دو مهر ۹۶ در روزنامه همشهری به چاپ رسیده است.

    نویسنده: وحید جهان تیغ
    تصویرگر: امیرحامد پاژتار
    ناشر: نشر سمیع

    لالایی برای دختر مُرده

    کتاب درباره مستندی تاریخی است که در قالب رمان نوجوان نوشته شده است. کتاب چهار راوی دارد و روایت هرکدام با یک زاویه دید (اول شخص) بیان می‌شود و داستان را به هم گره می‌زنند. راوی اول یا “من” استاد دانشگاهی است که اتفاقی با اسنادی در مورد فروخته شدن دختران قوچان، در زمان مشروطه به ترکمن‌های پاکستان برخورد می‌کند. پیگیری موضوع او را به شهرک ارغوان می‌کشاند. زهره، راوی دیگر داستان، که در مجتمع ارغوان زندگی می‌کند، احساس می‌کند دختری به نام حکیمه از جهانی دیگر با او ارتباط برقرار می‌کند. دختری که موهای خاکستری دارد و دستهایش از آرنج به پایین سوخته و صد سال پیش، مرده است. مینا راوی سوم که دوست و همکلاسی زهره است نیز وارد داستان او و حکیمه می‌شود. راوی چهارم نیز میرزاجعفر خان میرزاباشی است که راوی اول در تحقیقاتش به گزارشات او در کتابخانه عشق‌آباد درباره فروش دختران قوچانی میرسد.

    بطور کلی می‌توان گفت موضوع کتاب درباره رنج و سختی است که دختران در دوره‌های مختلف تاریخی دیده‌اند؛ از فروش دختران قوچان تا شکنجه و سختی دختران امروز در بعضی از خانواده ها و نادیده گرفتن آن‌ها. و البته این سختی‌ها با شعارهای فمنیستی نقل نشده است.

    شاید عنوان کتاب یا بعضی از قسمت‌های باعث شود نوجوان کمی بترسد و کتاب را در ژانر وحشت قرار دهد، اما هدف کتاب ایجاد ترس و وحشت در خواننده نیست؛ کتاب سعی دارد با نقل یک داستان تاریخی و پیوند زدنش با زندگی امروز، ظلمی را برای نوجوانان بازگو کند و آگاهی بیشتری از جامعه و وظیفه آنها نسبت به آینده و جامعه‌شان، بدهد. خیلی از دختران نوجوان، بزرگترین و شاید تنهاترین دغدغه‌شان رسیدگی به ظاهر و لباس و سرووضعشان است، لالایی برای دختر مرده  سعی دارد مخاطب، خاصتا دختران، را با وجه دیگری از انسان و زن بودن آشنا کند و به آنها یادآوری کند رسالت اجتماعی و فرهنگی نیز در این جهان دارند.  داستانی کتاب،  به راحتی از ذهن خواننده بیرون نمی‌رود.

    کتاب از چند جهت برای نوجوانان جذاب و هیجان‌انگیز است؛ یکی نوجوان بودن شخصیت‌های اصلی داستان، و دیگر موضوع و ژانر وحشت و هیجان‌انگیز داستانهای نقل شده و البته عنوان سوال‌برانگیز کتاب نیز، عاملیست برای برانگیختن حس کنجکاوی نوجوانان. شخصیت‌های داستان همگی دختر هستند و از این جهت نیز، کتاب برای دختران نوجوان جذابیت بیشتری دارد.

    کتاب در سال ۸۷ رمان برگزیده‌ جایزه شهید غنی‌پور شد و از شورای کتاب کودک نیز لوح تقدیر دریافت کرد. در سال ۸۸ نیز برگزیده جشنواره کتاب برتر شد و در سال ۲۰۰۸ به فهرست کتاب های خواندنی کتابخانه مونیخ (کلاغ سفید) راه پیدا کرد.

    اگر نوجوان شما از مباحث مربوط به مرگ و روح خیلی می‌ترسد، خودتان ابتدائا کتاب را بخوانید و اگر مناسب دیدید به نوجوانتان بدهید.

    نویسنده: حمیدرضا شاه‌آبادی
    نشر افق
    قیمت: هشت هزار تومان

    این مطلب در تاریخ ۲۹ مرداد در روزنامه همشهری منتشر شده است.


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۱۰:۲۵ ب.ظ روز ۲۹ مرداد ۱۳۹۶ | دیدگاه (۰)