قرآنم (قسمت اول)

بابا برایم سوغات آورده بودند؛ از مدینه
بچه‌های کلاسِ حفظ قرآنِ مدرسه، همه‌شان یکی یکدانه داشتند؛ از کجا آورده بودند، یادم نیست، فقط یادم است در ایران پیدا نمیشد. من ولی عاشقش شده بودم.
عاشق قطع‌ش، خط‌ش، حاشیه‌هایش، رنگش
بابا که می‌خواستند بروند عمره، مشخصاتش را برایشان گفتم. “این اندازه است بابا؛ جلدش فلان رنگ است؛ کاغذهایش نرم است؛ دکه‌ی روبروی بقیع حتما دارد و …” اینترنت نبود و فقط خصوصیاتش را برای بابا گفتم و بعد از چند هفته قرآن عزیزم، در دستم بود.
محبوبه که کلاس حفظ برایمان گذاشت، با قرانم، “مریم” را حفظ کردم. در حاشیه‌هایش گاهی نکاتی می‌نوشتم. شب‌های قدر بر سرم می‌گرفتم. دو بار با خودم به مدینه برگشت؛ مشهد رفت؛ سوریه رفت؛ کربلا و نجف و سامرا رفت. شمال و یزد و اصفهان و کیش رفت. همیشه با من بود.
شب‌های قدرِ رمضانِ هشتاد و نه آخرین سفرم با “او” شد.
شبِ بیست و سه رمضان، در یک متری ضریحِ ارباب، دادم به دستِ دخترِ عربی تا قرآن به سر بگیرد و مشغول دعا شدم تا دختر، اعمالش تمام شود. چند دقیقه‌ای که گذشت، برگشتم و دیدم نیست… دختر نبود؛ رفته بود و “او” را، قرآن عزیزم را، با خودش برده بود. حتما فکر کرده بود یکی از قران‌های حرم است و با خود برده بود. یخ کردم. سرم را می‌چرخاندم شاید پیدایش کنم. ولی مگر در بین آن حجمِ زیاد از خانم‌های چادرعربی به سر، می‌توانستم پیدایش کنم؟ مستأصل و نگران به سمت نزدیکترین محل ادعیه و قران‌ها رفتم؛ نبود. قفسه‌ی بعدی، نبود. قفسه‌ی دورتر، نبود. قفسه‌های صحن، نبود؛ نبود و نبود.
انگار تکه‌ای از من جدا شده بود.
حتما هرکس مرا دیده بود فکر کرده بود اشک‌های سرازیر از چشمانم، بخاطر توبه و انابه به درگاه خداست. ولی من، برای از دست دادنِ قرآنم گریه می‌کردم. قرآنی که مثل یک دفتر خاطرات، سال‌ها با من بود، همه‌جا.
ده سال از آن رمضان می‌گذرد. تا سال‌ها هروقت به کربلا می‌رفتم، همچنان قفسه‌های قرآن حرم را، به امید یافتن قرآنم می‌گشتم. رو به ضریح می‌کردم و می‌گفتم “قرآنم را پَس نمی‌دهید؟”
بعدها فهمیدم گم‌شدنِ قرآنم در شب قدر، شاید یکی از بزرگترین درس‌های زندگی‌ام بود؛ دل نبستن؛ وابسته نشدن و کَندن.

اما هنوز به این فکر میکردم که سرنوشت “او” چه شد؟ دست چه کسانی افتاد؟ تا چند سال در حرم ماند؟ پلاسیده شد؟ رنگِ جلدش رفت؟ حاشیه‌نویسی‌هایم چه؟ وقتی کسی “او” را گرفته تا بخواند، حاشیه‌های من را هم خوانده؟ صفحه‌ی اولش که اسمم را نوشته بودم، دیده؟ چند بار در حرم “سیده فاطمه مطهری” از زبانِ زائری که صفحه‌ی اول قرآنم را دیده، برده شده؟

دلهره‌ها

نکته اول درباره طرح جلد کتاب که نسبت به نسخه اصلیش، خیلی بهتر و جذاب‌تره. نسخه اصلی یه ایموجی زرد نگرانه فقط درحالیکه نسخه فارسی، طرح جلد جذابی براش انتخاب شده

نکته دوم درباره موضوع کتاب: نوجوونی دوره خاصیه، بلوغ، حساسیت‌ها، تغییرات جسمی و روحی … نویسنده کتاب با الگوگرفتن از نوجوونی خودش، یکسری چالش‌های نوجوون‌ها رو با قصه مصور مطرح میکنه و راه حل هم در دل قصه بیان میکنه‌
همینکه نوجون حساس متوجه بشه این مشکلات فقط برای خودش نیست و همه نوجوون‌ها حتی غیر هم‌وطن‌هاش چنین مشکلاتی دارن، بیش از پنجاه درصد دغدغه نوجونی حل میشه به نظرم

نکته بعدی درباره رنگی بودن کتاب
با اینکه قیمت کتاب خیلی بالا رفته بخاطر رنگی بودن (شصت پنج تومن در سال ۱۴۰۰) ولی به نظرم می‌ارزه و ترغیب میکنه نوجوون رو به خوندن

نکته منفی: کتاب دخترونه است بیشتر و گمونم برای نوجوون پسر جذابیت نداشته باشه خیلی

گروه سنی ده، یازده، دوازده براشون به نظرم براشون مناسبه، سن بالاتر که بالغ هم شده باشند، بچه‌گونه است از نظرشون

آیینه خیلی هم نباید راستگو باشد

پیشانی ام را بوسه زد در خواب، هندویی
شاید از آن ساعت طلسمم کرده جادویی

شاید از آن پس بود که با حسرت از دستم
هر روز سیبی سرخ می افتاد در جویی

از کودکی دیوانه بودم، مادرم می گفت:
از شانه ام هر روز می چیده است شب بویی

نام تو را می کَند روی میزها هر وقت
در دست آن دیوانه می افتاد چاقویی

بیچاره آهویی که صید پنجه ی شیری است
بیچاره تر شیری که صید چشم آهویی

اکنون ز تو با ناامیدی چشم می پوشم
اکنون ز من با بی وفایی دست می شویی

آیینه خیلی هم نباید راستگو باشد
من مایه ی رنج تو هستم، راست می گویی

کلاب‌هاوس

امروز عضو کلاب‌هاوس شدم. یک شبکه‌ی اجتماعی جدید که مبتنی بر صحبت کردنه. شبیه پالتاک اوایل دهه هشتاد. از وقتی نسخه اندرویدش اومد، رو موبایلم نصب شده بود و دعوت‌نامه هم داشتم ولی رغبتی برای عضو و وارد شدن بهش نداشتم. یعنی حوصله‌ی یه شبکه اجتماعی جدید رو نداشتم. الان داشتم آرشیو وبلاگ رو نگاه میکردم. از سال هشتاد و چهار اینجا نوشتم. دو سه سال قبلش وارد فضای مجازی شدم و تو شبکه‌های اجتماعی اونروزا مثل اورکات و گزگ و کلوپ و تبیان فعال بودم.تقریبا بیست سال میشه. بیست سال عر خوبی برای پیر شدن و حوصله نداشتنه. الغرض، خواهرم دعوت‌نامه می‌خواست و برای اینکه برای خواهرم دعوت‌نامه بفرستم، خودم عضو شدم. یکسری آدم چندین ساعت تو گروه‌های مختلف ور ور حرف میزنن! من از چند تا گروه شعرخوانی و معرفی کتاب و فیلم خوشم اومد. شاید تو هفته بعد، خودم هم گروهی بزنم و کتاب نوجوان معرفی کنم. برای آدم‌های خسته و فراری از نوشتن، جای خوبیه.

دو ماه و نیم گذشت…

زنگ زدم مامانم.
حالشون رو پرسیدم.
اومدم بگم بابا چطورن؟

یه چیزی مثل پتک خورد تو سرم …

کیک گردو و قهوه

اگه از طعم قهوه خوشتون میاد، این کیک رو دوست دارید قطعا
مواد اولیه تو عکس آخر نوشتم.

گردو رو آسیاب می‌کنیم.
زرده و سفیده تخم‌مرغ رو از هم جدا می‌کنیم.
سفیده رو خوب می‌زنیم تا پف کنه حسابی. (برای امتحان می‌تونید آروم قالب رو برگردونید، اگه لیز نخورد سفیده، یعنی کارتون رو عالی انجام دادین و حسابی پف کرده)
زرده رو با شکر قاطی می‌کنیم و هم می‌زنیم.
کره آب شده در محیط رو اضافه می‌کنیم و هم می‌زنیم.
شیر رو اضافه می‌کنیم و هم می‌زنیم.
قهوه رو اضافه می‌کنیم و هم می‌زنیم.

مواد که خوب مخلوط شدن، نوبت آرد میرسه. در دو یا سه مرحله آرد رو همراه بکین‌پودر اضافه می‌کنیم و خوب هم می‌زنیم.

هم‌زن رو کنار میذاریم و بقیه کار رو با لیسک یا قاشق انجام میدیم.
بقیه کار چیه؟ اضافه کردن گردوها و سفیده‌ی تخم‌مرغ
اول گردو رو اضافه کنید و بعد در دو یا سه مرحله سفیده‌ی تخم‌مرغ رو

👌 من چندوقته بجای چرب و آردی کردن، کف قالب کاغذ‌روغنی میندازم؛ از نتیجه راضی‌ترم.

🕖 چهل دقیقه در فر با دمای ۱۸۰ درجه

✅ توصیه می‌کنم حتما کره استفاده کنید و روغن جایگزینش نکنید. تردی و لطافتی که کره به کیک و شیرینی میده، قابل مقایسه با روغن نیست.

✅ میزان گردو رو می‌تونید کمتر کنید.

  • خرداد ۱۴۰۰
  • اردیبهشت ۱۴۰۰
  • فروردین ۱۴۰۰
  • اسفند ۱۳۹۹
  • بهمن ۱۳۹۹
  • دی ۱۳۹۹
  • آذر ۱۳۹۹
  • آبان ۱۳۹۹
  • مهر ۱۳۹۹
  • شهریور ۱۳۹۹
  • مرداد ۱۳۹۹
  • تیر ۱۳۹۹
  • خرداد ۱۳۹۹
  • اردیبهشت ۱۳۹۹
  • فروردین ۱۳۹۹
  • اسفند ۱۳۹۸
  • مهر ۱۳۹۸
  • شهریور ۱۳۹۸
  • مرداد ۱۳۹۸
  • تیر ۱۳۹۸
  • خرداد ۱۳۹۸
  • اردیبهشت ۱۳۹۸
  • فروردین ۱۳۹۸
  • اسفند ۱۳۹۷
  • بهمن ۱۳۹۷
  • دی ۱۳۹۷
  • آذر ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۷
  • مهر ۱۳۹۷
  • شهریور ۱۳۹۷
  • مرداد ۱۳۹۷
  • تیر ۱۳۹۷
  • خرداد ۱۳۹۷
  • اردیبهشت ۱۳۹۷
  • فروردین ۱۳۹۷
  • اسفند ۱۳۹۶
  • بهمن ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۶
  • آذر ۱۳۹۶
  • آبان ۱۳۹۶
  • مهر ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • خرداد ۱۳۹۶
  • اردیبهشت ۱۳۹۶
  • فروردین ۱۳۹۶
  • اسفند ۱۳۹۵
  • بهمن ۱۳۹۵
  • دی ۱۳۹۵
  • آذر ۱۳۹۵
  • آبان ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • شهریور ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • خرداد ۱۳۹۴
  • اردیبهشت ۱۳۹۴
  • فروردین ۱۳۹۴
  • اسفند ۱۳۹۳
  • بهمن ۱۳۹۳
  • دی ۱۳۹۳
  • آذر ۱۳۹۳
  • آبان ۱۳۹۳
  • مهر ۱۳۹۳
  • شهریور ۱۳۹۳
  • مرداد ۱۳۹۳
  • تیر ۱۳۹۳
  • خرداد ۱۳۹۳
  • اردیبهشت ۱۳۹۳
  • فروردین ۱۳۹۳
  • اسفند ۱۳۹۲
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آذر ۱۳۹۱
  • آبان ۱۳۹۱
  • مهر ۱۳۹۱
  • شهریور ۱۳۹۱
  • مرداد ۱۳۹۱
  • تیر ۱۳۹۱
  • خرداد ۱۳۹۱
  • اردیبهشت ۱۳۹۱
  • فروردین ۱۳۹۱
  • اسفند ۱۳۹۰
  • بهمن ۱۳۹۰
  • دی ۱۳۹۰
  • آذر ۱۳۹۰
  • آبان ۱۳۹۰
  • مهر ۱۳۹۰
  • شهریور ۱۳۹۰
  • مرداد ۱۳۹۰
  • تیر ۱۳۹۰
  • خرداد ۱۳۹۰
  • اردیبهشت ۱۳۹۰
  • فروردین ۱۳۹۰
  • اسفند ۱۳۸۹
  • بهمن ۱۳۸۹
  • دی ۱۳۸۹
  • آذر ۱۳۸۹
  • آبان ۱۳۸۹
  • مهر ۱۳۸۹
  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • خرداد ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • اسفند ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • فروردین ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۵
  • خرداد ۱۳۸۵
  • اردیبهشت ۱۳۸۵
  • فروردین ۱۳۸۵
  • اسفند ۱۳۸۴
  • بهمن ۱۳۸۴
  • دی ۱۳۸۴
  • آذر ۱۳۸۴
  • شهریور ۱۳۸۴
  • زندگی‌ام به فدایت حسین

    ساعت یک نیمه شب است.
    پسرک روی چرخ خرید، خواب است؛
    پدر در جستجوی مکانی بین زوار برای خوابیدن …

    همه آنچه برای زیارت اربعین باید بدانیم ۲

    مسافت خروجی شهر نجف تا کربلا: هشتاد کیلومتر
    مدت زمان پیاده‌روی: حدود سه روز و دو شب
    میزان پیاده‌روی روزانه: هفت الی هشت ساعت
    بهترین زمان پیاده روی: بعد از نماز صبح تا قبل اذان مغرب
    بهترین روز حرکت از نجف: عصر شانزدهم یا صبح هفدهم صفر
    چگونگی طی کردن: این مسیر را هم بصورت پیاده و هم با ماشین میتوانید طی کنید

    توشه راه:

    اولین وسیله‌ مهم گذرنامه‌تان است. یادتان باشد بدون داشتن گذرنامه معتبر که شش ماه تا تاریخ اعتبارش زمان مانده است، شما امکان خروج از کشور را نخواهید داشت. اگر بصورت انفرادی به این سفر میروید، باید از قبل ویزا تهیه کرده باشید و اگر بصورت گروهی راهی این سفر هستید، گذرنامه و ویزایتان دست مدیر کاروان است و نزدیک مرز به شما تحویل میدهند. به شناسنامه و کارت ملی هیچ احتیاجی ندارید و بهتر است اصلا با خودتان این مدارک را نبرید.

    یک کیف کوچک گردنی با خودتان بردارید و گذرنامه‌تان را درون آن بگذارید تا دسترسی به آن سریع‌تر باشد. در طول سفر میتوانید پول یا وسایلی که بهتر است جای امن‌تر و دردسترس‌تری برای خودتان داشته باشند، مثل موبایل، درون آن بگذارید.

    ساکی است که برای وسایلتان انتخاب میکنید نیز بسیار مهم است، بهترین ساک برای این سفر، کوله‌پشتی است. میتوانید در طول مسیر آن را به پشتتان بیندازید و راحت‌تر باشید. اگر کوله‌تان پیش‌سینه داشته باشد که بتواند کوله را به بدنتان ببندید و فیکس کنید، بهتر است. سعی کنید تاجایی که میتوانید کمترین بار و سبکترین وسیله‌ها را برای خود بردارید؛ هرچه سبک‌تر، راه رفتن‌تان در این ۸۵ کیلومتر بهتر و کمردرد و پادرد گرفتن‌تان هم کمتر است.

    اگر ساکتان سنگین شد یا چند نفر باهم یک ساک برداشتید، برای راحت‌تر حمل کردنشان میتوانید یک سبد خرید چرخدار یا کالسکه بچه ببرید و ساک و وسایلتان را روی آن قرار دهید.

    vaadi.ir

    کوله ما بر روی سبد خرید

    یکی از مهم‌ترین لوازم این سفر پاپوش است. تصور کنید می‌خواهید سه روز پیاده راه بروید، برای کمتر اذیت شدن پاهایتان و بهتر حرکت کردن، چه کفشی انتخاب میکنید؟ بهتر است کفشی که تازه خریداری کرده‌اید و زیاد آن را نپوشیده‌اید، انتخاب نکنید؛ اگر کفشی دارید که ضربه‌گیر دارد یا پایتان در آن عرق نمیکند، آن را بردارید یا هر کفش دیگری که تابحال مسیری را با آن پیاده رفته‌اید و پایتان را اذیت نکرده است. اکثر زائران عراقی برای طی مسیر از دمپایی استفاده میکنند که باعث جریان داشتن هوا در پا و بین انگشتان می‌شود. می‌توانید قبل از سفر، برای پند ساعتی با دمپایی به پیاده روی بروید و امتحان کنید با دمپایی راحت هستید یا خیر.

    اگر یک دمپایی همراه داشته باشید، به راحتی می‌توانید در هر استراحت‌گاهی پاهایتان را با آب و صابون بشوئید و تمییز کنید و کمی از خستگی‌تان کم کنید و از زدن تاول که باعث می‌شود طی کردن بقیه راه برایتان مشکل شود، جلوگیری کنید.

    در سه روز پیاده‌روی، شما مهمان موکب‌ها و هیات‌ها هستید که کل سال منتظر چنین روزهایی هستند تا از زائران حسین به بهترین نحو پذیرایی کنند، پس لازم نیست هیچ خوراکی با خودتان بردارید مگر انجیرخشک یا آلو و عناب اگر مزاج حساسی دارید یا مقداری مغز خوراکی و کشمش و مویز برای نیرو گرفتن هنگام پیاده‌روی.

    یک شال یا کمربند طبی با خودتان ببرید و در طول مسیر کمرتان را با آن محکم ببندید. آقایان روسری، چفیه یا کلاهی همراه خود داشته باشند و سر خود را با آن ببندند تا هم از آفتاب و نور شدید در امان باشند، هم از باد و سوزهای سرد صبحگاهی. از چفیه میتوانید به عنوان حوله نیز استفاده کنید.

    در طول مسیر موکب‌هایی هستند که انواع قرص و دارو به زائران ارائه می‌دهند. علاوه بر آنها هلال‌احمر ایران هم در طی مسیر فعال است، پس نگران سرماخوردگی و سردرد احتمالی نباشید؛ ولی اگر قرص یا داروی خاصی استفاده میکنید باخود بردارید. کرم پیروکسیکام، قرص متاکاربامول برای عوارض احتمالی پیاده روی طولانی حتما همراه خودتان بردارید. قرصهای تقویتی «فارماتون» یا «دیکلوفناک» هم برای پادرد و کمردرد مناسب هستند.

    سه روز قرار است راه بروید و ممکن است پاهایتان عرق سوز شوند، یک پودر بچه کوچک یا پماد برای این مواقع اگر داشته باشید، خوب است.

    اگر میتوانید قرص جوشان مولتی ویتامین یا قرص معمولی مولتی ویتامین همراه خودتان ببرید و روزی یک عدد استفاده کنید تا قوای از دست رفته‌تان بازیابی شود. قرص جوشان ویتامین ث هم برای جلوگیری از سرماخوردگی احتمالی، به همراه داشته باشید.

    نزدیک غروب آفتاب تا حدود ساعت ده صبح هوا سرد است. بهتر است لباس گرم دکمه‌دار یا زیپ داری همراه خود داشته باشید تا بتوانید به راحتی بپوشید و دربیاورید. یا چند دست لباس متوسط همراه داشته باشید و روی هم بپوشید.. پیشنهاد ما این است یک کلاه، دستکش و جوراب گرم هم در ساکتان قرار دهید. اگر چتر کوچک و کم حجمی دارید حتما آن را نیز در ساکتان قرار دهید، ممکن است امسال باران، زایران را در طول مسیر همراهی کند.

    اگر خیلی به مکان خواب‌تان حساس هستید، دو ملافه نازک و سبک یا کیسه خواب همراه خود داشته باشید و شبها از آن استفاده کنید.

    بردن موبایل به اماکن مقدسه عراق امکان‌پذیر نیست و نمیتوانید از قران و مفاتیح درون آنها استفاده کنید، پس یک کتاب اعمال و زیارات این سفر حتما همراه خود داشته باشید.

    حتما دوربین عکاسی یا موبایل دوربین دار همراه خود ببرید، صحنه‌هایی در این سفر می‌بینید که هیچ‌وقت دیگر در زندگی‌تان تکرار نمی‌شود.

    شارژر موبایل، یا اگر دوربین باخودتان میبرید، شارژر دوربینتان را فراموش نکنید. پاوربانک نیز اگر دارید، با خود ببرید.در حسینیه های بین راه، پریز برق کمتر از تعداد زائرین ساکن در آن است، اگر میتوانید یک سه راهی با خودتان ببرید تا از یک پریز چند نفر بتوانند استفاده کنند. با اینکار هم وسیله خودتان شارژ میشود هم دیگران برایتان دعا میکنند.

    یکسری روضه، سخنرانی و مرثیه‌خوانیهای خوب و گلچین از اینترنت دانلود کنید و در گوشی همراهتان یا اگر ام پی تری دارید، بریزید و در طول مسیر به آنها گوش دهید.

    IMG_5426

    اختصاصی آقایان

    یک چفیه یا شال حتما به همراه داشته باشید. در طول پیاده‌روی هم می‌توانید سرتان را با آن ببندید و هم کمرتان را. اگر با خود کلاه برداشته‌اید که چه بهتر. سعی کنید سر و گوش‌هایتان در مسیر پوشیده باشد تا هم در طول روز از آفتاب و نور مستقیم خورشید در امان باشید و هم‌زمانی که هوا سرد می‌شود از سوز و سرما. کمرتان را هم با همان شال یا اگر کمربند طبی دارید، ببندید. این کار باعث می‌شود هم بهتر راه بروید و هم کمردرد نگیرید.

     

    اختصاصی خانم‌ها

    اکثر خانم‌ها در این سفر پوشش چادر دارند. برای ورود به اماکن متبرکه نیز پوشش چادر الزامی است. اگر در ایران چادر به سر نمی‌کنید فراموش نکنید یک چادر مشکی با خودتان داشته باشید.

    پوشیه وسیله‌ای است که اغلب زنان عرب با آن صورت خود را می‌پوشانند. در این سفر، مخصوصا زمان پیاده‌روی اگر پوشیه داشته باشید، بسیار به کارتان می‌آید و علاوه بر حفظ حجاب، صورتتان را در برابر سرما، نور خورشید و گردوغبار محافظت می‌کند. پوشیه را در ایران هم می‌توانید تهیه کنید ولی پیدا کردنش در مغازه‌های نجف راحت‌تر است. خودتان هم می‌توانید یک پارچه مشکی را کمی بزرگ‌تر از صورتتان مستطیل شکل ببرید و به ۲ سر آن کش بدوزید و از آن مانند پوشیه استفاده کنید.

    حواستان به بهداشت فردی‌تان باشد. وسایلی که فکر می‌کنید در این سفر احتیاج‌تان می‌شود را حتما همراه داشته باشید؛ از لباس‌های نخی تا لوازم بهداشتی.

    چه پولی ببریم؟

    با توجه به عدم ثبات نسبت دینار عراقی و ریال ایرانی، در عراق تجار برای سهولت کار، یک نرخ تقریبی تبدیل در نظر می‌گیرند که گاه‌به‌گاه تغییر میکند و این نرخ عمدتا در قیاس با نرخ تبدیل دلار چندان دقتی به همراه ندارد. بنابراین پیشنهاد می‌کنیم برای استفاده حداکثری از مبلغی که به همراه میبرید، آن را در ایران به دینار عراقی یا دلار تبدیل کنید. در صورت تبدیل کردن به دلار نیز امکان تبدیل آن به دینار در عراق وجود خواهد داشت و شما در هنگام بازگشت نیز به سهولت می‌توانید آن را به ریال تبدیل نمائید.

    حتما مبلغ مطمئنی با خودتان داشته باشید که در آنجا با مشکل مواجه نشوید. مخصوصا اگر انفرادی به این سفر رفته‌اید علاوه بر مبالغی که برای رفت و برگشت و اسکان آنجا در نظر گرفته‌اید، مبلغ بیشتری را با خود داشته باشید تا اگر در آنجا مشکلی پیش آمد بتوانید از آن استفاده کنید. چون آنجا هیچ عابر بانکی وجود ندارد که بتوانید از آن پول بگیرید و ممکن است کسی را نیز پیدا نکنید که به شما قرض دهد.

    بعضی از فروشندگان یا راننده‌های عراقی با چک پول‌های ایرانی آشنایی ندارند. اگر چک پول ایرانی همراه خود میبرید، بهتر است آن را در صرافی‌ها به دینار عراقی تبدیل کنید.

    مبالغی را نیز که با خود میبرید در چند جای مختلف کیف و لباستان بگذارید. همه‌ی مبلغ را در یک جیب یا کیف پولتان نگذارید و احتمال این را بدهید که ممکن است کیفتان را گم کنید.

    زمان سفر

    کاروان‌های ایرانی اکثراً مسیر نجف به کربلا که هشتاد کیلومتر است را پیاده‌روی می‌کنند. پیمودن این مسیر بصورت پیاده تقریبا سه روز طول میکشد. شما میتوانید سفرتان را طوری برنامه ریزی کنید که دو روز یا یکروز در نجف بمانید و روز هفدهم صفر از نجف به سمت کربلا حرکت کنید و شب بیستم، یعنی شب اربعین به کربلا برسید. شب و روز اربعین در کربلا باشید و فردا یا یکروز بعدش به کشور بازگردید. میتوانید یکروز هم به زیارت کاظمین بروید. اگر هوایی به این سفر میروید و پروازتان به بغداد است، بهتر است زیارت کاظمین را همان ابتدای سفر انجام دهید، ولی اگر زمینی رفته اید یا با پرواز نجف، بهتر است بعد از کربلا به کاظمین بروید.

    زائران کوچک

    اگر می‌خواهید با بچه‌ها پیاده‌روی اربعین را تجربه کنید باید حواستان باشد که شرایط سفر را با توجه به شرایط کودک خود هماهنگ کنید. اگر تصمیم گرفته‌اید همراه کودک خردسالتان به این سفر بروید، باید تمام جوانب و مشکلاتی که ممکن است برایتان به‌وجود‌ آید را قبل از آغاز سفر درنظر بگیرید. شما باید وسایل بیشتری با خود بردارید تا هم خودتان و هم کودکتان شرایط بهتری داشته باشد. فراموش نکنید که باید صبر و تحملتان را در این سفر، از قبل بیشتر کنید و برای بازی با کودکتان زمان و وقت بگذارید.

    اگر کودک شما زیر ۶ سال سن دارد، حتی اگر طاقت نشستن طولانی در کالسکه را ندارد، کاسکه را با خودتان ببرید. در طول پیاد‌ه‌روی می‌توانید وسایلتان را به دسته‌های کالسکه آویزان کنید، پس حتما از سلامت چرخ‌ها و میله‌هایش مطمئن باشید. کاور یا روکش بارانی کالسکه را نیز حتما ببرید. علاوه بر آن گردوخاک فراوانی در برخی نقاط پیاده‌روی وجود دارد، کاور کالسکه را کامل بکشید تا کودکتان اذیت نشود. اگر کالسکه خراب شد، نگران نباشید، در طول مسیر افرادی هستند که صلواتی کالسکه‌تان را روبه‌راه می‌کنند.

    IMG_5470

    یک پارچه یا چفیه بزرگ نخی به همراه داشته باشید. روزها مخصوصا نزدیک ظهر که هوا گرم می‌شود، آن را کمی خیس کنید و روی کالسکه بیندازید تا آفتاب و گرما فرزندتان را بی‌تاب و خسته نکند.

    حتما چند ماسک بهداشتی همراه خود داشته باشید. هرچند احتمالا کودکان تحمل نگهداشتن ماسک بر دهان و بینی را بیشتر از ۱۵دقیقه ندارند، ولی زمانی که گردوخاک بلند می‌شود، همان ۱۵دقیقه نیز سودمند است.

    در طول مسیر چادرهای هلال‌احمر وجود دارد ولی برای مواقع اضطراری داشتن کمی دارو کمک‌تان می‌کند. مثل شربت استامینوفن و سرماخوردگی کودکان یا قطره برای رفع تب یا اسهال، پماد سوختگی هم همراه داشته باشید.

    اگر کودکتان پوشک می‌شود، به مقدار کافی پوشک بردارید. البته آنجا پوشک پیدا می‌شود ولی بهتر است پوشکی که از قبل امتحان کرده‌اید استفاده کنید تا از سوختگی یا مشکلات احتمالی جلوگیری کنید.

    اگر فرزندتان راه می‌رود، حتما علاوه بر کفش، یک دمپایی برایش بردارید. این سفر طولانی است و فرزندتان اگر تمام راه کفش داشته باشد، اذیت می‌شود. علاوه بر این، موقع‌ استفاده از سرویس بهداشتی یا اسکان در موکب‌ها پوشیدن یا درآوردن دمپایی راحت‌تر است.

    شب‌ها و سحرها تا حدود ساعت ۹ صبح، هوا سرد است. لباس گرم مثل کاپشن، شال گردن، دستکش و کلاه را فراموش نکنید. حتما یک پتوی کوچک هم بردارید تا وقتی کودکتان در کالسکه است رویش بیندازید و یا عنوان پوشش از سرما، روی خود کالسکه بیندازید طوری که محوطه داخلی کالسکه را بپوشاند. می‌توانید یک کیسه آب گرم هم داشته باشید و با احتیاط از آن برای گرم نگه داشتن فضای داخل کالسکه استفاده کنید.

    درصورتی که مشکلی مانند بیماری یا کم‌توان شدن برای خودتان یا فرزندتان به‌وجود آمد، به هیچ وجه اصرار به ادامه راه به‌صورت پیاده نداشته باشید. در کنار جاده می‌توانید سوار ماشین شوید و در ورودی شهر کربلا منتظر همسفرانتان بمانید.

    اگر کودکتان غذاخور است، حتما قاشق و چنگال کوچکی همراه خود ببرید. یک ظرف غذای دردار هم بردارید تا اگر در زمان ناهار یا شام، کودکتان میل به خوردن نداشت، مقداری از غذا را نگه دارید و هرزمانی کودکتان گرسنه شد، به او بدهید.

    خوراکی‌هایی که خوب است برای کودکتان ببرید

    • بهتر است برای روزهای پیاده‌روی برای کودکتان مقداری خوراکی همراه داشته باشید. خوراکی‌های مختلفی مانند ذرت بو‌داده، آبنبات چوبی، نخودچی کشمش، گندمک و برنجک، چوب‌شور، پاستیل، بیسکوییت‌های کوچک که کم‌حجم هستند تهیه و در بسته‌های کوچک تقسیم‌شان کنید. این کار باعث می‌شود در دفعات مختلف به کودکتان، خوراکی‌های مختلفی دهید که برایش جذابیت دارد و اگر هم کودکی در کنارتان بود، از آن بسته‌ها به او نیز بدهید. حتی می‌توانید خوراکی‌ها را به نیت نذری بدهید تا هم ثواب کنید هم کودکان دیگر را خوشحال کنید و هم فرزند خودتان بخشش را یاد بگیرد.
    • بهتر است کمی سنجد هم داشته باشید برای زمان‌هایی که کودکتان اسهال می‌شود و همچنین کمی برگه زرد آلو یا آلو و انجیرخشک و لواشک برای زمان‌هایی که دچار یبوست می‌شود.
    • یک زیرانداز کوچک داشته باشید تا زمان‌هایی که فرزندتان می‌خواهد غذا یا خوراکی بخورد، زیرش پهن کنید تا فرش و فضای موکب کثیف نشود. می‌توانید از یک چفیه یا چند تکه سفره یکبار مصرف استفاده کنید.
    • در طول مسیر پیاده‌روی میوه‌های مختلفی مثل موز، پرتقال، سیب یا آبمیوه به زائران داده می‌شود. حتما هر روز به کودکانتان میوه شسته دهید. بعضی از موکب‌ها هم شیر داغ توزیع می‌کنند و می‌توانید از آن به بچه‌ها بدهید.

    اسباب بازی‌هایی که خوب است با خود داشته باشید

    • مقداری اسباب‌بازی همراه خود داشته باشید تا فرزندتان با آنها سرگرم باشد. سعی کنید اسباب‌باز‌ی‌های کم‌حجم و سبک با خودتان ببرید. زمان انتخاب اسباب‌بازی این احتمال را بدهید که ممکن است آنها را گم کنید یا جا بگذارید، پس چیزی انتخاب کنید که با از دست دادنش، زیاد ناراحت نشوید.
    • اگر با کاروان به این سفر می‌روید و می‌دانید بچه‌های دیگری نیز در کاروان هستند، می‌توانید با والدین آنها هماهنگ کنید تا هرخانواده یک نوع اسباب‌بازی بیاورد.
    • اصولا حل اختلاف بین بچه‌ها درباره اسباب‌بازی، کار سختی است. بهتر است اسباب‌بازی‌ای به همراه داشته باشید که بشود چند بچه با هم بازی کنند؛ مثلا بادکنک یا توپ‌ بادی که هم کم‌حجم است و می‌توانید هربار بادش را خالی کنید و هم چند بچه می‌توانند با هم بازی کنند. یا می‌توانید از بازی‌های سنتی مثل لی‌لی‌حوضک یا اتل‌متل‌توتوله کمک بگیرید و خودتان همراه بچه‌ها شوید و لحظاتی آنها را سرگرم کنید.
    • کتاب را فراموش نکنید. مخصوصا اگر کودکتان عادت دارد قبل از خواب برایش کتاب بخوانید. کتاب‌هایی که تصاویر زیاد و رنگارنگی دارند، برای بچه‌ها جذاب‌تر هستند.
    • می‌توانید یک بسته نی با خودتان داشته باشید. هم برای نوشیدن مایعات از آنها استفاده کنید، هم بعضی‌هایشان را برای بازی کودکتان کنار بگذارید؛ مثلا با قرار دادن نی‌ها کنار هم، برایش تصویر بسازید.

    مطالب قبلی درباره سفر اربعین را نیز بخوانید:
    همه آنچه برای زیارت اربعین باید بدانیم ۱
    همه آنچه برای زیارت اربعین باید بدانیم ۳
    همه آنچه برای زیارت اربعین باید بدانیم ۴
    همه آنچه برای زیارت اربعین باید بدانیم ۵