قرآنم (قسمت اول)

بابا برایم سوغات آورده بودند؛ از مدینه
بچه‌های کلاسِ حفظ قرآنِ مدرسه، همه‌شان یکی یکدانه داشتند؛ از کجا آورده بودند، یادم نیست، فقط یادم است در ایران پیدا نمیشد. من ولی عاشقش شده بودم.
عاشق قطع‌ش، خط‌ش، حاشیه‌هایش، رنگش
بابا که می‌خواستند بروند عمره، مشخصاتش را برایشان گفتم. “این اندازه است بابا؛ جلدش فلان رنگ است؛ کاغذهایش نرم است؛ دکه‌ی روبروی بقیع حتما دارد و …” اینترنت نبود و فقط خصوصیاتش را برای بابا گفتم و بعد از چند هفته قرآن عزیزم، در دستم بود.
محبوبه که کلاس حفظ برایمان گذاشت، با قرانم، “مریم” را حفظ کردم. در حاشیه‌هایش گاهی نکاتی می‌نوشتم. شب‌های قدر بر سرم می‌گرفتم. دو بار با خودم به مدینه برگشت؛ مشهد رفت؛ سوریه رفت؛ کربلا و نجف و سامرا رفت. شمال و یزد و اصفهان و کیش رفت. همیشه با من بود.
شب‌های قدرِ رمضانِ هشتاد و نه آخرین سفرم با “او” شد.
شبِ بیست و سه رمضان، در یک متری ضریحِ ارباب، دادم به دستِ دخترِ عربی تا قرآن به سر بگیرد و مشغول دعا شدم تا دختر، اعمالش تمام شود. چند دقیقه‌ای که گذشت، برگشتم و دیدم نیست… دختر نبود؛ رفته بود و “او” را، قرآن عزیزم را، با خودش برده بود. حتما فکر کرده بود یکی از قران‌های حرم است و با خود برده بود. یخ کردم. سرم را می‌چرخاندم شاید پیدایش کنم. ولی مگر در بین آن حجمِ زیاد از خانم‌های چادرعربی به سر، می‌توانستم پیدایش کنم؟ مستأصل و نگران به سمت نزدیکترین محل ادعیه و قران‌ها رفتم؛ نبود. قفسه‌ی بعدی، نبود. قفسه‌ی دورتر، نبود. قفسه‌های صحن، نبود؛ نبود و نبود.
انگار تکه‌ای از من جدا شده بود.
حتما هرکس مرا دیده بود فکر کرده بود اشک‌های سرازیر از چشمانم، بخاطر توبه و انابه به درگاه خداست. ولی من، برای از دست دادنِ قرآنم گریه می‌کردم. قرآنی که مثل یک دفتر خاطرات، سال‌ها با من بود، همه‌جا.
ده سال از آن رمضان می‌گذرد. تا سال‌ها هروقت به کربلا می‌رفتم، همچنان قفسه‌های قرآن حرم را، به امید یافتن قرآنم می‌گشتم. رو به ضریح می‌کردم و می‌گفتم “قرآنم را پَس نمی‌دهید؟”
بعدها فهمیدم گم‌شدنِ قرآنم در شب قدر، شاید یکی از بزرگترین درس‌های زندگی‌ام بود؛ دل نبستن؛ وابسته نشدن و کَندن.

اما هنوز به این فکر میکردم که سرنوشت “او” چه شد؟ دست چه کسانی افتاد؟ تا چند سال در حرم ماند؟ پلاسیده شد؟ رنگِ جلدش رفت؟ حاشیه‌نویسی‌هایم چه؟ وقتی کسی “او” را گرفته تا بخواند، حاشیه‌های من را هم خوانده؟ صفحه‌ی اولش که اسمم را نوشته بودم، دیده؟ چند بار در حرم “سیده فاطمه مطهری” از زبانِ زائری که صفحه‌ی اول قرآنم را دیده، برده شده؟

سیزده دلیل برای اینکه
این کتاب، جزو کتاب‌هایی بود که تو قفسه “دوست دارم بخرمش” گذاشته بودم ولی هیچ‌وقت نخریدمش؛ حتی وقتی دیدم تو طاقچه بی‌نهایت هست، سراغش نرفتم، چون موضوعش رو می‌دونستم و حوصله‌ی خوندنش رو نداشتم
ولی چون ژانر نوجوان بود یا حداقل نوجوون‌ها بیشتر رغبت به خوندنش دارند، باید میخوندم. چاره چی بود؟ دیدن سریالش
سیزده قسمت فصل اول، دقیقا داستان کتابه و قطعا خیلی بخش‌هایی از کتاب سانسور شده؛ بگذریم
هانا بیکر نوجوون هفده ساله خودکشی میکنه و سیزده تا دلیل برای اینکارش، قبل از اقدام به خودکشی ضبط میکنه. در حین همراه شدن مخاطب با داستان، تو دل قصه‌ها مشکلات نوجوون‌های آمریکایی گفته میشه؛ تنهایی، آزارهای کلامی، تحقیر، مصرف زیاد مشروبات، مصرف دراگ و انواع مخدرها، تجاوز جنسی، خانواده گسسته، عدم درک والدین و کادر مدرسه، و تکرار میکنم “تنهایی” در واقع همه اون سیزده دلیل در آخر به تنهایی هانا ختم میشد. یه‌جایی میگفت انسان اجتماعیه و با ارتباط با دیگران به زندگیش ادامه میده. و شخصیت اصلی، مدام در ارتباطاتش شکست میخورد و آخر هم خودش رو کشت

داستان به نوجوون و بزرگسال یاد میداد هوای همو داشته باشن و بهم کمک کنند، گوش کنند، فراموش نکنند
هانا تلاش میکرد خودش رو نجات بده، با روش‌های مختلف و آخر هم نتونست، چون بقیه نخواستن.
حالا نویسنده آمریکایی ما خواسته، داستان با خودکشی هانا تموم بشه (،البته یکبار تغییر داده پایان داستان رو، اول اینطوری بوده که خودکشی نافرجامه و زنده میمونه) ولی بیاین فکر کنیم اگه ما جای نویسنده بودیم، پایان داستان رو چطور مینوشتیم؟
چه راه‌حلی جلوی نوجوونِ مخاطبمون میذاشتیم؟
چون “احساس تنهایی” برای همه انسان‌هاست، جزئیات چراییش باتوجه به فرهنگ‌ها متفاوت میشه

دوست دارم کتاب دو با یکسری نوجوون بخونم و درباره‌اش با هم گپ بزنیم

سریال، چهار فصل ساخته شده. من فقط فصل اول که داستان کتاب بود رو دیدم و قسمت اول فصل دو. ابتدای فصل دو، بازیگرهای نوجوون خودشون رو معرفی کردن و به مخاطب‌هاشون گفتن تو این سریال از تجاوز، مصرف زیاد مواد .. صحبت میکنیم، اگه شما درگیر این مسائلید، بهتره با بزرگتری این سریال رو ببینید. اگه کمکی خواستید زنگ بزنید فلانجا

برام جالب بود این هشدار دادن. البته ظاهرا چندین نوجوون بعد خوندن این کتاب یا دیدن سریالش خودکشی کردن و برای همین این هشدار رو تو فصل دو گذاشتن


(کپی شده از گودریدزم)

چیزهای کوچک

شؤون صغیره تمر بها أنت دون التفاتِ
تساوی لدیّ حیاتی؛ جمیع حیاتی

حوادث قد لا تثیر اهتمامک، أعمّر منها قصور
و أحیا علیها شهور.
و أغزل منها حکایا کثیره.
و ألف سماء
و ألف جزیره

شؤون صغیره …

چیزهای کوچکی که بدون توجهِ تو می‌گذرد، برای من اندازه‌ی زندگی‌ام است؛ تمام زندگی‌ام.

من از اتفاقاتی که برای تو بی‌اهمیت است کاخ می‌سازم.
ماه‌ها با آنها سر می‌کنم.
داستان‌های بسیاری از آنها می‌بافم.
و هزار آسمان
و هزار جزیره

چیزهای کوچک…

پاراگراف بالا، قسمتی از شعرِ زیبایِ “چیزهای کوچک” سروده “نزار قبانی‌”ه؛ سرچ کنید کل شعر رو بخونید. از اشعارِ زیبای قبانی‌ه به نظرم.

پ‌ن: “کاظم ساهر” خواننده‌ی عراقی هم، این شعر نزار رو خونده.

برای آقای آسمانی

از آن پیرمردهای مهربان بود. همان پیرمردهای لاغر و تکیده با قدی خمیده و لبخندی بر لب. ته‌لهجه‌ی کاشانی‌اش را نگه داشته بود. خیلی وقتها که از کوچه‌ی خانه‌ی پدری رد میشدم، میدیدمش. گاهی نشسته بود بر روی صندلی جلوی خانه‌اش، گاهی راه می‌رفت، گاهی جلوی خانه‌اش را آب و جارو میکرد. سلام می‌کردم و جواب میداد. اکثر وقت‌ها در جیب‌هایش شکلات داشت؛ به بچه‌ها میداد. چندبار به من هم داد. با لبخند و تشکر می‌گرفتم. از آن پیرمردهای مهربان بود. بابا که رفت، جزو معدود کسانی بود که برای تشییع آمد. با اینکه برایش سخت بود. از آن پیرمردهای مهربان بود. از آن پیرمردهای بامعرفت.

دو روز پیش شنیدم که او هم رفته است. مثل بابا. دو هفته بیمارستان بستری بوده و پنج صبح، “آسمانی” شده بود. همسایه‌ی مهربانِ خانه‌ی پدری

روحت شاد پیرمرد مهربان

آغوش

الإنسان یُمکنه أن یُعانقَ بکلامِه أیضًا
آدم با حرف‌هاش هم ممکنه کسی رو در آغوش بگیره…

کپی از کانال تلگرامی حنین

کیک گردو و قهوه

اگه از طعم قهوه خوشتون میاد، این کیک رو دوست دارید قطعا
مواد اولیه تو عکس آخر نوشتم.

گردو رو آسیاب می‌کنیم.
زرده و سفیده تخم‌مرغ رو از هم جدا می‌کنیم.
سفیده رو خوب می‌زنیم تا پف کنه حسابی. (برای امتحان می‌تونید آروم قالب رو برگردونید، اگه لیز نخورد سفیده، یعنی کارتون رو عالی انجام دادین و حسابی پف کرده)
زرده رو با شکر قاطی می‌کنیم و هم می‌زنیم.
کره آب شده در محیط رو اضافه می‌کنیم و هم می‌زنیم.
شیر رو اضافه می‌کنیم و هم می‌زنیم.
قهوه رو اضافه می‌کنیم و هم می‌زنیم.

مواد که خوب مخلوط شدن، نوبت آرد میرسه. در دو یا سه مرحله آرد رو همراه بکین‌پودر اضافه می‌کنیم و خوب هم می‌زنیم.

هم‌زن رو کنار میذاریم و بقیه کار رو با لیسک یا قاشق انجام میدیم.
بقیه کار چیه؟ اضافه کردن گردوها و سفیده‌ی تخم‌مرغ
اول گردو رو اضافه کنید و بعد در دو یا سه مرحله سفیده‌ی تخم‌مرغ رو

👌 من چندوقته بجای چرب و آردی کردن، کف قالب کاغذ‌روغنی میندازم؛ از نتیجه راضی‌ترم.

🕖 چهل دقیقه در فر با دمای ۱۸۰ درجه

✅ توصیه می‌کنم حتما کره استفاده کنید و روغن جایگزینش نکنید. تردی و لطافتی که کره به کیک و شیرینی میده، قابل مقایسه با روغن نیست.

✅ میزان گردو رو می‌تونید کمتر کنید.

  • شهریور ۱۴۰۰
  • مرداد ۱۴۰۰
  • تیر ۱۴۰۰
  • خرداد ۱۴۰۰
  • اردیبهشت ۱۴۰۰
  • فروردین ۱۴۰۰
  • اسفند ۱۳۹۹
  • بهمن ۱۳۹۹
  • دی ۱۳۹۹
  • آذر ۱۳۹۹
  • آبان ۱۳۹۹
  • مهر ۱۳۹۹
  • شهریور ۱۳۹۹
  • مرداد ۱۳۹۹
  • تیر ۱۳۹۹
  • خرداد ۱۳۹۹
  • اردیبهشت ۱۳۹۹
  • فروردین ۱۳۹۹
  • اسفند ۱۳۹۸
  • مهر ۱۳۹۸
  • شهریور ۱۳۹۸
  • مرداد ۱۳۹۸
  • تیر ۱۳۹۸
  • خرداد ۱۳۹۸
  • اردیبهشت ۱۳۹۸
  • فروردین ۱۳۹۸
  • اسفند ۱۳۹۷
  • بهمن ۱۳۹۷
  • دی ۱۳۹۷
  • آذر ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۷
  • مهر ۱۳۹۷
  • شهریور ۱۳۹۷
  • مرداد ۱۳۹۷
  • تیر ۱۳۹۷
  • خرداد ۱۳۹۷
  • اردیبهشت ۱۳۹۷
  • فروردین ۱۳۹۷
  • اسفند ۱۳۹۶
  • بهمن ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۶
  • آذر ۱۳۹۶
  • آبان ۱۳۹۶
  • مهر ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • خرداد ۱۳۹۶
  • اردیبهشت ۱۳۹۶
  • فروردین ۱۳۹۶
  • اسفند ۱۳۹۵
  • بهمن ۱۳۹۵
  • دی ۱۳۹۵
  • آذر ۱۳۹۵
  • آبان ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • شهریور ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • خرداد ۱۳۹۴
  • اردیبهشت ۱۳۹۴
  • فروردین ۱۳۹۴
  • اسفند ۱۳۹۳
  • بهمن ۱۳۹۳
  • دی ۱۳۹۳
  • آذر ۱۳۹۳
  • آبان ۱۳۹۳
  • مهر ۱۳۹۳
  • شهریور ۱۳۹۳
  • مرداد ۱۳۹۳
  • تیر ۱۳۹۳
  • خرداد ۱۳۹۳
  • اردیبهشت ۱۳۹۳
  • فروردین ۱۳۹۳
  • اسفند ۱۳۹۲
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آذر ۱۳۹۱
  • آبان ۱۳۹۱
  • مهر ۱۳۹۱
  • شهریور ۱۳۹۱
  • مرداد ۱۳۹۱
  • تیر ۱۳۹۱
  • خرداد ۱۳۹۱
  • اردیبهشت ۱۳۹۱
  • فروردین ۱۳۹۱
  • اسفند ۱۳۹۰
  • بهمن ۱۳۹۰
  • دی ۱۳۹۰
  • آذر ۱۳۹۰
  • آبان ۱۳۹۰
  • مهر ۱۳۹۰
  • شهریور ۱۳۹۰
  • مرداد ۱۳۹۰
  • تیر ۱۳۹۰
  • خرداد ۱۳۹۰
  • اردیبهشت ۱۳۹۰
  • فروردین ۱۳۹۰
  • اسفند ۱۳۸۹
  • بهمن ۱۳۸۹
  • دی ۱۳۸۹
  • آذر ۱۳۸۹
  • آبان ۱۳۸۹
  • مهر ۱۳۸۹
  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • خرداد ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • اسفند ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • فروردین ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۵
  • خرداد ۱۳۸۵
  • اردیبهشت ۱۳۸۵
  • فروردین ۱۳۸۵
  • اسفند ۱۳۸۴
  • بهمن ۱۳۸۴
  • دی ۱۳۸۴
  • آذر ۱۳۸۴
  • شهریور ۱۳۸۴
  • روزی برای پرواز

    روز نهم ذیحجه، روز عرفه نام دارد که حاجیان در مکه، باید به صحرای عرفات بروند.

    امام‌حسین علیه‌السلام پیش از حرکت به سمت کربلا، در روز عرفه و در صحرای عرفات مناجاتی با خدا داشته‌اند که آن مناجات و دعا به نام دعای عرفه از منابع موثق و متعددی نقل شده و در کتب ادعیه آمده است. مستحب است روز عرفه در صحرای عرفات یا هر مکان دیگر، این دعا خوانده شود. شیعیان چه در صحرای عرفات باشند چه در صحن و سرای حسینی و چه هر مکان دیگری، با خواندن این دعا، پروردگارشان را عاشقانه صدا می‌کنند و با او صحبت می‌کنند. اگر تصمیم به شرکت در این مراسم دارید، توصیه می‌کنیم این یادداشت را بخوانیدامسال روز عرفه در ایران، پنجشنبه نهم شهریور است. اگر قصد رفتن به عتبات را دارید، فراموش نکنید در عراق جمعه، دهم شهریور عرفه است.

    • کجا برویم؟

    در روایات نقل شده از ائمه، خواندن دعا در جمع سفارش شده است. اگر امکانش را دارید، بهتر است برای خواندن دعای عرفه، در مراسم عمومی شرکت کنید. در بیشتر شهرها، مراسم دعای عرفه در مساجد بزرگ، امامزاده‌ها و حسینیه‌ها برگزار می‌شود. اگر در شهرهای مرکز استان ساکن هستید، شبکه استانی تلویزیون، قطعا روز قبل، مکان‌های معروفی که مراسم دعا در آنها برگزار می‌شود را اعلام می‌کند. با گشتی در اینترنت و شبکه‌های اجتماعی و جست‌وجوی نام شهرتان، قطعا به اطلاعاتی درباره مکان‌هایی که این مراسم برگزار می‌شود، می‌رسید. در سطح شهر نیز اگر دقت کنید، از چند روز قبل بنر و اطلاعیه مراسم دعای عرفه را خواهید دید. اگر به هر دلیلی، امکان رفتن به مراسم را ندارید، می‌توانید از شبکه‌های مختلف تلویزیون، مراسم را ببینید. هرسال مراسم عرفه پخش مستقیم از حرم امام‌رضا(ع)، دانشگاه تهران و چند مکان معروف دیگر توسط شبکه‌های تلویزیون پوشش داده می‌شود. بعضی از هیئت‌ها و مکان‌های برگزاری دعا چندسالی است مراسم را در سایت‌شان به‌صورت زنده پخش می‌کنند. اگر اینترنت پرسرعت دارید، می‌توانید از این طریق نیز دعای‌عرفه را بخوانید.

    • چه کار‌هایی باید انجام دهیم؟

    مهم‌ترین اعمال روز عرفه، همان خواندن دعای عرفه است. در مفاتیح و کتب ادعیه اعمال دیگری نیز برای این روز، گفته شده است که می‌توانید آنها را نیز انجام دهید.
    بهتر است نزدیک ظهر، غسل کنید؛ غسل مستحبی به نیت روز عرفه. هرچه غسل نزدیک ظهر باشد، بهتر است ولی اگر تا ظهر نتوانستید، تا قبل از غروب هم می‌توانید غسل را انجام دهید.
    زیارت امام‌حسین(ع) نیز از مستحبات روز عرفه است. اگر توفیق زیارت از نزدیک و رفتن به کربلا را نداشتید، ناراحت نباشید. در مفاتیح، قسمت زیارات امام حسین علیه‌السلام، زیارت امام حسین(ع) در روز عرفه را پیدا کنید. زیارتی است ۲صفحه‌ای که قبل از شروع دعای عرفه می‌توانید آن را بخوانید. ان‌‌شاءالله ثواب زیارت امام در این روز نیز، برایتان نوشته خواهد شد.
    مستحب است نماز ظهر و عصر روز عرفه، زیر آسمان خوانده شود. می‌توانید در حیاط مساجد یا امامزاده‌ها زیراندازی پهن کنید و نمازتان را بخوانید. بعد از نماز عصر نیز، مستحب است نمازی ۲رکعتی بخوانید؛رکعت اول بعد از حمد، سوره توحید و رکعت دوم سوره کافرون. در کتب ادعیه آمده است که بعد از این نماز به درگاه خدا توبه و استغفار کنید تا گناهانتان آمرزیده شود.
    روزه نیز از مستحبات روز عرفه است ولی برای کسی که ضعف نکند و بتواند با وجود روزه‌بودن، دعای عرفه را نیز بخواند؛یعنی خواندن و به‌جاآوردن دعای عرفه، ثوابش از روزه گرفتن در روز عرفه بیشتر است. اگر گمان دارید با گرفتن روزه، ممکن است توان دعاخواندن با نشاط را نداشته باشید، روزه را فراموش کنید!
    بهتر است دعای عرفه زیر آسمان خوانده شود. اگر مکانی که برای مراسم می‌روید حیاط یا محوطه بدون سقفی دارد که امکان و اجازه نشستن در آنجا وجود دارد، بهتر است در آن مکان بنشینید. زیرانداز حتما با خودتان داشته باشید، چون عموما حیاط‌ها مفروش نیستند و ممکن است مجبور باشید روی زمین یا چمن بنشینید. دعا در هرحالتی قبول است ولی اگر رو به قبله نشسته و دست‌هایتان رو به آسمان باشد، حالت کامل دعا را رعایت کرده‌اید.

    • چه چیزهایی ببریم؟

    مفاتیح نخستین چیزی است که برای این مراسم احتیاج دارید. حتما کتاب مفاتیح یا کتب کوچکی که دعای عرفه را دارد، با خود داشته باشید. اگر عربی بلد نیستید، سعی کنید مفاتیحی که ترجمه فارسی دارد، با خود ببرید تا به ترجمه فارسی دعا نیز نگاه کنید و «بدانید معنای جملاتی که به درگاه الهی می‌خوانید چیست. اگر دنبال یک ترجمه روان و خوب از دعای عرفه هستید، می‌توانید کتاب «شکوای سبز۱»را تهیه کنید. سیدمهدی شجاعی ۳دعای ندبه، شعبانیه و عرفه را در این کتاب با زبان و قلم روانش ترجمه کرده است.
    اگر می‌خواهید از اپلیکیشن مفاتیح موجود در تلفن همراهتان یا از متن دعا در سایت‌ها استفاده کنید، توصیه می‌کنیم حتما پاوربانک یا شارژر موبایلتان را نیز به همراه ببرید. ممکن است شارژ تلفنتان تمام شود و علاوه بر نصفه‌ماندن دعایتان، برای تماس‌های ضروری مثل تماس با همراهانتان نیز به مشکل بربخورید.
    زیرانداز فراموش نشود؛ خصوصا اگر به مکان‌های معروف و پرجمعیت می‌روید، حتما حصیر، گلیم، روفرشی یا هر زیراندازی؛که بتوانید چند ساعت روی آن بنشینید، با خود ببرید. اگر می‌توانید،زیرانداز بزرگ‌تری به همراه داشته باشید و کسانی که فراموش کرده‌اند وسیله‌ای با خود به همراه آورند را دعوت به نشستن کنار خودتان کنید.
    اگر از قبل اذان حرکت می‌کنید، مهر نیز برای خواندن نماز به همراه داشته باشید. ممکن است به هر دلیلی مهری برای نمازخواندن پیدا نکنید. یا حتی کسی نماز نخوانده باشد و احتیاج به مهر داشته باشد.
    اگر روزه نمی‌گیرید یک بطری آب و کمی تنقلات با خود به همراه داشته باشید. ممکن است در طول دعا، گرسنه یا تشنه شوید و حواستان از خواندن دعا پرت شود. می‌توانید چند عدد خرما نیز به همراه داشته باشید و اگر دعا تا نزدیک غروب و اذان مغرب طول کشید، با تعارف خرما به افراد روزه‌دار، در ثواب روزه آنها سهیم شوید.

    • برای بچه‌ها

    اگر تصمیم دارید فرزندانتان را نیز با خود به مراسم ببرید، چند نکته را باید رعایت کنید تا هم کودک اذیت نشود، هم خودتان و هم افرادی که کنارتان نشسته‌اند. اگر کودک خردسال دارید، حتما جایی برای نشستن انتخاب کنید که سایه باشد تا آفتاب و گرما اذیتش نکند.
    پوشک، شیشه شیر، یک‌دست لباس و شلوار حتما همراه داشته باشید. اگر فرزندتان خردسال است، در محیط‌های باز بنشینید تا محوطه بیشتری در اختیار داشته باشید. قطعا کودک شما در چند ساعت مراسم، احتیاج به بازی‌کردن دارد، پس چند اسباب‌بازی که سرگرمش می‌کند با خودتان بردارید. مداد رنگی و دفتر نقاشی نیز می‌تواند سرگرمی خوبی برای بچه‌ها باشد. چند کتاب قصه نیز با خود همراه داشته باشید. اگر فرزندتان ناآرامی کرد، می‌توانید دقایقی کتاب دعا را کنار بگذارید و برای فرزندتان کتاب بخوانید. مطمئن باشید، ثواب دعایتان کم نمی‌شود.
    اگر نمی‌خواهید وسط مراسم مجبور به پیداکردن مغازه و خرید باشید، خوراکی و آب آشامیدنی را نیز فراموش نکنید. هوا گرم است و قطعا بچه‌ها تشنه می‌شوند. می‌توانید از مقدار احتیاج کودکتان خوراکی بیشتری ببرید تا به کودکان اطرافتان هم بدهید. این کار باعث می‌شود فرزند شما با مفهوم انفاق و مهربانی با دیگران آشنا شود.
    یک پتوی مسافرتی یا متکای کوچک هم همراه داشته باشید، احتمال اینکه فرزندتان خسته شود و بخوابد، بسیار زیاد است. زیرانداز را هم فراموش نکنید. حتما یک دست لباس با خود داشته باشید. ممکن است لباس فرزندتان کثیف شود یا اگر حوض آب در محوطه باشد، آب‌بازی کند و احتیاج به تعویض لباس پیدا کنید.
    برای اینکه خاطره خوبی از چنین مراسمی در ذهن فرزندتان بماند، بهتر است جایی بروید که فضای باز بیشتری داشته باشد و امکان بازی‌کردن برای بچه‌ها فراهم باشد و مزاحم دعاخواندن بقیه افراد هم نشوند.

    • چه ساعتی برویم؟

    بیشتر مراسم دعای عرفه بعد از نماز ظهر و عصر شروع می‌شوند تا غروب آفتاب. می‌توانید از قبل از اذان ظهر به محل مراسم بروید و نمازتان را نیز همانجا بخوانید. نماز مستحبی و زیارت امام حسین(ع) در روز عرفه را بخوانید تا مراسم دعا شروع شود. اصولا از حدود ساعت ۲ مراسم را شروع می‌کنند و حدود ساعت ۴ نوبت به دعای عرفه می‌رسد. البته با توجه به شهری که در آن هستید و ساعت غروب خورشید، ساعت شروع مراسم ممکن است تفاوت کند. بهتر است از روز قبل، ساعت شروع مراسم را پیگیری کنید.

    این مطلب در تاریخ هشت شهریور ۹۶ در روزنامه همشهری منتشر شده است


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۴:۰۳ ب.ظ روز ۰۸ شهریور ۱۳۹۶ | دیدگاه (۰)

    می‌خوانمت

    وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ

    و پروردگارتان گفت: مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم، آنان که از عبادت من تکبّر ورزند، به زودی خوار و رسوا به دوزخ درآیند.

    سوره مبارکه غافر آیه ۶۰

    vaadi.ir


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۴:۳۸ ب.ظ روز ۳۱ خرداد ۱۳۹۵ | دیدگاه (۰)

    و تو ارحم الراحمینی

    وَأَیُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّی مَسَّنِیَ الضُّرُّ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
    و ایوب را (به یاد آور) هنگامی که پروردگارش را خواند (و عرضه داشت) بدحالی و مشکلات به من روی آورده و تو ارحم الراحمینی.

    vaadi.ir (2)سوره مبارکه انبیا آیه ۸۳


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۹:۳۰ ق.ظ روز ۰۵ مرداد ۱۳۹۲ | دیدگاه (۲)

    عادت کرده بودم به بودن‌ش، دیدن‌ش

    عادت کرده بودم به بودن‌ش، دیدن‌ش، حس کردن‌ش، بوس کردن‌ش … همه‌ی اینها شده بود عادت و یک اتفاق معمولی؛ حتی بعد از این یک سال که خانه‌ام جدا شد و هرروز ندیدم‌ش، وقتی با همسر به خانه‌شان می‌رفتم باز هم عادی بود بودن‌ش … در اتاق‌ش نشسته باشد روی تخت ومطالعه کند، من بروم جلو و سلام کنم، لبخند همیشگی‌اش را بزند و با مهربانی جواب‌م را بگوید و خوش آمدی و دلم برایت تنگ شده بود … من هم لبخند بزنم و بوس‌ش کنم و از اتاق بروم بیرون؛ عادت شده بود برایم.

    آن‌روز وقتی وارد خانه پدری شدم، رفتم به اتاق‌ش با اینکه می‌دانستم نیست و به جای نشستن روی تختِ اتاق‌ش روی تخت بیمارستان خوابیده؛ به تخت خالی نگاه کردم، بغض کردم، دلم  تنگ شد برای همه‌ی آن عادت‌ها، برای لبخندش، مهربانی‌اش، ریش سفیدش، پدری‌هایش … بغض‌م را خوردم تا کسی نفهمد ناراحتم و غصه دارم، تا اشک‌های جمع شده در چشم‌هایم رسوایم نکنند … از اتاق خارج شدم

    نبایدعادت کنم …

    دعا کنید برای پدرم


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۳:۳۹ ق.ظ روز ۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ | دیدگاه (۲۵)

    دعای درخت

    گنجشک می‌رود و میوه‌ها می‌روند

    و من نمی‌فهمم
    چرا تمام نمی‌شود
    دعای دست درخت؟ (بیشتر…)


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۴:۰۵ ق.ظ روز ۱۵ اسفند ۱۳۹۰ | دیدگاه (۱)

    نیستم این طوری ولی …

    وَ اخفِض لَهُما جناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحمَه وَ قُل رَبِّ ارّحَمهُما کَما رَبَّیانی صَغیراً
    و همیشه پر و بال تواضع و تکریم را با کمال مهربانی نزدشان بگستران و بگو: «پروردگارا! چنان‌که پدر و مادرم، از کودکی به من مهربانی کردند، تو در حق آنها رحمت و مهربانی فرما»

    سوره اسراء، آیه۲۴

    (بیشتر…)


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۱۲:۴۴ ب.ظ روز ۰۷ آذر ۱۳۹۰ | دیدگاه (۲)

    مهمان حسین

    کل ارضٍ کربلا

    همه‌جا مهمان حسین‌یم …

    پارسال چنین شب ی مهمانش بودم
    لحظه‌لحظه‌اش فراموش نشدنیست

    بخشی از کتاب همه جا همین جاست، علی اکبر بقایی


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۱۰:۵۱ ق.ظ روز ۰۱ شهریور ۱۳۹۰ | دیدگاه (۴)