قرآنم (قسمت اول)

بابا برایم سوغات آورده بودند؛ از مدینه
بچه‌های کلاسِ حفظ قرآنِ مدرسه، همه‌شان یکی یکدانه داشتند؛ از کجا آورده بودند، یادم نیست، فقط یادم است در ایران پیدا نمیشد. من ولی عاشقش شده بودم.
عاشق قطع‌ش، خط‌ش، حاشیه‌هایش، رنگش
بابا که می‌خواستند بروند عمره، مشخصاتش را برایشان گفتم. “این اندازه است بابا؛ جلدش فلان رنگ است؛ کاغذهایش نرم است؛ دکه‌ی روبروی بقیع حتما دارد و …” اینترنت نبود و فقط خصوصیاتش را برای بابا گفتم و بعد از چند هفته قرآن عزیزم، در دستم بود.
محبوبه که کلاس حفظ برایمان گذاشت، با قرانم، “مریم” را حفظ کردم. در حاشیه‌هایش گاهی نکاتی می‌نوشتم. شب‌های قدر بر سرم می‌گرفتم. دو بار با خودم به مدینه برگشت؛ مشهد رفت؛ سوریه رفت؛ کربلا و نجف و سامرا رفت. شمال و یزد و اصفهان و کیش رفت. همیشه با من بود.
شب‌های قدرِ رمضانِ هشتاد و نه آخرین سفرم با “او” شد.
شبِ بیست و سه رمضان، در یک متری ضریحِ ارباب، دادم به دستِ دخترِ عربی تا قرآن به سر بگیرد و مشغول دعا شدم تا دختر، اعمالش تمام شود. چند دقیقه‌ای که گذشت، برگشتم و دیدم نیست… دختر نبود؛ رفته بود و “او” را، قرآن عزیزم را، با خودش برده بود. حتما فکر کرده بود یکی از قران‌های حرم است و با خود برده بود. یخ کردم. سرم را می‌چرخاندم شاید پیدایش کنم. ولی مگر در بین آن حجمِ زیاد از خانم‌های چادرعربی به سر، می‌توانستم پیدایش کنم؟ مستأصل و نگران به سمت نزدیکترین محل ادعیه و قران‌ها رفتم؛ نبود. قفسه‌ی بعدی، نبود. قفسه‌ی دورتر، نبود. قفسه‌های صحن، نبود؛ نبود و نبود.
انگار تکه‌ای از من جدا شده بود.
حتما هرکس مرا دیده بود فکر کرده بود اشک‌های سرازیر از چشمانم، بخاطر توبه و انابه به درگاه خداست. ولی من، برای از دست دادنِ قرآنم گریه می‌کردم. قرآنی که مثل یک دفتر خاطرات، سال‌ها با من بود، همه‌جا.
ده سال از آن رمضان می‌گذرد. تا سال‌ها هروقت به کربلا می‌رفتم، همچنان قفسه‌های قرآن حرم را، به امید یافتن قرآنم می‌گشتم. رو به ضریح می‌کردم و می‌گفتم “قرآنم را پَس نمی‌دهید؟”
بعدها فهمیدم گم‌شدنِ قرآنم در شب قدر، شاید یکی از بزرگترین درس‌های زندگی‌ام بود؛ دل نبستن؛ وابسته نشدن و کَندن.

اما هنوز به این فکر میکردم که سرنوشت “او” چه شد؟ دست چه کسانی افتاد؟ تا چند سال در حرم ماند؟ پلاسیده شد؟ رنگِ جلدش رفت؟ حاشیه‌نویسی‌هایم چه؟ وقتی کسی “او” را گرفته تا بخواند، حاشیه‌های من را هم خوانده؟ صفحه‌ی اولش که اسمم را نوشته بودم، دیده؟ چند بار در حرم “سیده فاطمه مطهری” از زبانِ زائری که صفحه‌ی اول قرآنم را دیده، برده شده؟

سیزده دلیل برای اینکه
این کتاب، جزو کتاب‌هایی بود که تو قفسه “دوست دارم بخرمش” گذاشته بودم ولی هیچ‌وقت نخریدمش؛ حتی وقتی دیدم تو طاقچه بی‌نهایت هست، سراغش نرفتم، چون موضوعش رو می‌دونستم و حوصله‌ی خوندنش رو نداشتم
ولی چون ژانر نوجوان بود یا حداقل نوجوون‌ها بیشتر رغبت به خوندنش دارند، باید میخوندم. چاره چی بود؟ دیدن سریالش
سیزده قسمت فصل اول، دقیقا داستان کتابه و قطعا خیلی بخش‌هایی از کتاب سانسور شده؛ بگذریم
هانا بیکر نوجوون هفده ساله خودکشی میکنه و سیزده تا دلیل برای اینکارش، قبل از اقدام به خودکشی ضبط میکنه. در حین همراه شدن مخاطب با داستان، تو دل قصه‌ها مشکلات نوجوون‌های آمریکایی گفته میشه؛ تنهایی، آزارهای کلامی، تحقیر، مصرف زیاد مشروبات، مصرف دراگ و انواع مخدرها، تجاوز جنسی، خانواده گسسته، عدم درک والدین و کادر مدرسه، و تکرار میکنم “تنهایی” در واقع همه اون سیزده دلیل در آخر به تنهایی هانا ختم میشد. یه‌جایی میگفت انسان اجتماعیه و با ارتباط با دیگران به زندگیش ادامه میده. و شخصیت اصلی، مدام در ارتباطاتش شکست میخورد و آخر هم خودش رو کشت

داستان به نوجوون و بزرگسال یاد میداد هوای همو داشته باشن و بهم کمک کنند، گوش کنند، فراموش نکنند
هانا تلاش میکرد خودش رو نجات بده، با روش‌های مختلف و آخر هم نتونست، چون بقیه نخواستن.
حالا نویسنده آمریکایی ما خواسته، داستان با خودکشی هانا تموم بشه (،البته یکبار تغییر داده پایان داستان رو، اول اینطوری بوده که خودکشی نافرجامه و زنده میمونه) ولی بیاین فکر کنیم اگه ما جای نویسنده بودیم، پایان داستان رو چطور مینوشتیم؟
چه راه‌حلی جلوی نوجوونِ مخاطبمون میذاشتیم؟
چون “احساس تنهایی” برای همه انسان‌هاست، جزئیات چراییش باتوجه به فرهنگ‌ها متفاوت میشه

دوست دارم کتاب دو با یکسری نوجوون بخونم و درباره‌اش با هم گپ بزنیم

سریال، چهار فصل ساخته شده. من فقط فصل اول که داستان کتاب بود رو دیدم و قسمت اول فصل دو. ابتدای فصل دو، بازیگرهای نوجوون خودشون رو معرفی کردن و به مخاطب‌هاشون گفتن تو این سریال از تجاوز، مصرف زیاد مواد .. صحبت میکنیم، اگه شما درگیر این مسائلید، بهتره با بزرگتری این سریال رو ببینید. اگه کمکی خواستید زنگ بزنید فلانجا

برام جالب بود این هشدار دادن. البته ظاهرا چندین نوجوون بعد خوندن این کتاب یا دیدن سریالش خودکشی کردن و برای همین این هشدار رو تو فصل دو گذاشتن


(کپی شده از گودریدزم)

چیزهای کوچک

شؤون صغیره تمر بها أنت دون التفاتِ
تساوی لدیّ حیاتی؛ جمیع حیاتی

حوادث قد لا تثیر اهتمامک، أعمّر منها قصور
و أحیا علیها شهور.
و أغزل منها حکایا کثیره.
و ألف سماء
و ألف جزیره

شؤون صغیره …

چیزهای کوچکی که بدون توجهِ تو می‌گذرد، برای من اندازه‌ی زندگی‌ام است؛ تمام زندگی‌ام.

من از اتفاقاتی که برای تو بی‌اهمیت است کاخ می‌سازم.
ماه‌ها با آنها سر می‌کنم.
داستان‌های بسیاری از آنها می‌بافم.
و هزار آسمان
و هزار جزیره

چیزهای کوچک…

پاراگراف بالا، قسمتی از شعرِ زیبایِ “چیزهای کوچک” سروده “نزار قبانی‌”ه؛ سرچ کنید کل شعر رو بخونید. از اشعارِ زیبای قبانی‌ه به نظرم.

پ‌ن: “کاظم ساهر” خواننده‌ی عراقی هم، این شعر نزار رو خونده.

برای آقای آسمانی

از آن پیرمردهای مهربان بود. همان پیرمردهای لاغر و تکیده با قدی خمیده و لبخندی بر لب. ته‌لهجه‌ی کاشانی‌اش را نگه داشته بود. خیلی وقتها که از کوچه‌ی خانه‌ی پدری رد میشدم، میدیدمش. گاهی نشسته بود بر روی صندلی جلوی خانه‌اش، گاهی راه می‌رفت، گاهی جلوی خانه‌اش را آب و جارو میکرد. سلام می‌کردم و جواب میداد. اکثر وقت‌ها در جیب‌هایش شکلات داشت؛ به بچه‌ها میداد. چندبار به من هم داد. با لبخند و تشکر می‌گرفتم. از آن پیرمردهای مهربان بود. بابا که رفت، جزو معدود کسانی بود که برای تشییع آمد. با اینکه برایش سخت بود. از آن پیرمردهای مهربان بود. از آن پیرمردهای بامعرفت.

دو روز پیش شنیدم که او هم رفته است. مثل بابا. دو هفته بیمارستان بستری بوده و پنج صبح، “آسمانی” شده بود. همسایه‌ی مهربانِ خانه‌ی پدری

روحت شاد پیرمرد مهربان

آغوش

الإنسان یُمکنه أن یُعانقَ بکلامِه أیضًا
آدم با حرف‌هاش هم ممکنه کسی رو در آغوش بگیره…

کپی از کانال تلگرامی حنین

کیک گردو و قهوه

اگه از طعم قهوه خوشتون میاد، این کیک رو دوست دارید قطعا
مواد اولیه تو عکس آخر نوشتم.

گردو رو آسیاب می‌کنیم.
زرده و سفیده تخم‌مرغ رو از هم جدا می‌کنیم.
سفیده رو خوب می‌زنیم تا پف کنه حسابی. (برای امتحان می‌تونید آروم قالب رو برگردونید، اگه لیز نخورد سفیده، یعنی کارتون رو عالی انجام دادین و حسابی پف کرده)
زرده رو با شکر قاطی می‌کنیم و هم می‌زنیم.
کره آب شده در محیط رو اضافه می‌کنیم و هم می‌زنیم.
شیر رو اضافه می‌کنیم و هم می‌زنیم.
قهوه رو اضافه می‌کنیم و هم می‌زنیم.

مواد که خوب مخلوط شدن، نوبت آرد میرسه. در دو یا سه مرحله آرد رو همراه بکین‌پودر اضافه می‌کنیم و خوب هم می‌زنیم.

هم‌زن رو کنار میذاریم و بقیه کار رو با لیسک یا قاشق انجام میدیم.
بقیه کار چیه؟ اضافه کردن گردوها و سفیده‌ی تخم‌مرغ
اول گردو رو اضافه کنید و بعد در دو یا سه مرحله سفیده‌ی تخم‌مرغ رو

👌 من چندوقته بجای چرب و آردی کردن، کف قالب کاغذ‌روغنی میندازم؛ از نتیجه راضی‌ترم.

🕖 چهل دقیقه در فر با دمای ۱۸۰ درجه

✅ توصیه می‌کنم حتما کره استفاده کنید و روغن جایگزینش نکنید. تردی و لطافتی که کره به کیک و شیرینی میده، قابل مقایسه با روغن نیست.

✅ میزان گردو رو می‌تونید کمتر کنید.

  • شهریور ۱۴۰۰
  • مرداد ۱۴۰۰
  • تیر ۱۴۰۰
  • خرداد ۱۴۰۰
  • اردیبهشت ۱۴۰۰
  • فروردین ۱۴۰۰
  • اسفند ۱۳۹۹
  • بهمن ۱۳۹۹
  • دی ۱۳۹۹
  • آذر ۱۳۹۹
  • آبان ۱۳۹۹
  • مهر ۱۳۹۹
  • شهریور ۱۳۹۹
  • مرداد ۱۳۹۹
  • تیر ۱۳۹۹
  • خرداد ۱۳۹۹
  • اردیبهشت ۱۳۹۹
  • فروردین ۱۳۹۹
  • اسفند ۱۳۹۸
  • مهر ۱۳۹۸
  • شهریور ۱۳۹۸
  • مرداد ۱۳۹۸
  • تیر ۱۳۹۸
  • خرداد ۱۳۹۸
  • اردیبهشت ۱۳۹۸
  • فروردین ۱۳۹۸
  • اسفند ۱۳۹۷
  • بهمن ۱۳۹۷
  • دی ۱۳۹۷
  • آذر ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۷
  • مهر ۱۳۹۷
  • شهریور ۱۳۹۷
  • مرداد ۱۳۹۷
  • تیر ۱۳۹۷
  • خرداد ۱۳۹۷
  • اردیبهشت ۱۳۹۷
  • فروردین ۱۳۹۷
  • اسفند ۱۳۹۶
  • بهمن ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۶
  • آذر ۱۳۹۶
  • آبان ۱۳۹۶
  • مهر ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • خرداد ۱۳۹۶
  • اردیبهشت ۱۳۹۶
  • فروردین ۱۳۹۶
  • اسفند ۱۳۹۵
  • بهمن ۱۳۹۵
  • دی ۱۳۹۵
  • آذر ۱۳۹۵
  • آبان ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • شهریور ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • خرداد ۱۳۹۴
  • اردیبهشت ۱۳۹۴
  • فروردین ۱۳۹۴
  • اسفند ۱۳۹۳
  • بهمن ۱۳۹۳
  • دی ۱۳۹۳
  • آذر ۱۳۹۳
  • آبان ۱۳۹۳
  • مهر ۱۳۹۳
  • شهریور ۱۳۹۳
  • مرداد ۱۳۹۳
  • تیر ۱۳۹۳
  • خرداد ۱۳۹۳
  • اردیبهشت ۱۳۹۳
  • فروردین ۱۳۹۳
  • اسفند ۱۳۹۲
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آذر ۱۳۹۱
  • آبان ۱۳۹۱
  • مهر ۱۳۹۱
  • شهریور ۱۳۹۱
  • مرداد ۱۳۹۱
  • تیر ۱۳۹۱
  • خرداد ۱۳۹۱
  • اردیبهشت ۱۳۹۱
  • فروردین ۱۳۹۱
  • اسفند ۱۳۹۰
  • بهمن ۱۳۹۰
  • دی ۱۳۹۰
  • آذر ۱۳۹۰
  • آبان ۱۳۹۰
  • مهر ۱۳۹۰
  • شهریور ۱۳۹۰
  • مرداد ۱۳۹۰
  • تیر ۱۳۹۰
  • خرداد ۱۳۹۰
  • اردیبهشت ۱۳۹۰
  • فروردین ۱۳۹۰
  • اسفند ۱۳۸۹
  • بهمن ۱۳۸۹
  • دی ۱۳۸۹
  • آذر ۱۳۸۹
  • آبان ۱۳۸۹
  • مهر ۱۳۸۹
  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • خرداد ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • اسفند ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • فروردین ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۵
  • خرداد ۱۳۸۵
  • اردیبهشت ۱۳۸۵
  • فروردین ۱۳۸۵
  • اسفند ۱۳۸۴
  • بهمن ۱۳۸۴
  • دی ۱۳۸۴
  • آذر ۱۳۸۴
  • شهریور ۱۳۸۴
  • زنان عاشق؛ مردان عاشق

    طبیعت و زندگی نشان داده است که ماهیت زندگی موجودات بر اساس زوج بودن است و در خلقت هر موجود، موجودی مشابه او خلق شده است. انسان نیز در دو جنس زن و مرد آفریده شده که علاوه بر مشابهت‌هایی که این دو جنس باهم دارند، تفات‌هایی نیز دارند که همین تفاوت‌ها باعث جذب آنها به یکدیگر و دوست داشتن هم و مکمل قرار گرفتن برای یکدیگر می‌شود.

    اکثر انسان ها در زندگیشان، احساس عشق را درک کرده‌اند. تجربه‌ عشق، ارتباطی به فرهنگ و جامعه، جنسیت، سن و سال و حتی مذهب ندارد و انسان‌ها با خصوصیات متفاوت در طی سال ها و قرون مختلف عشق را تجربه کرده‌اند. مسئله‌ای که این مقاله می‌خواهد به آن بپردازد تفاوت بین عاشق شدن مردان و زنان است و اینکه چه علتی باعث این تفاوت و اختلاف می شود.

    هورمون‌ها و رفتار ما
    زنان و مردان تفاوت‌های زیادی در رفتار، عملکردها، تفکرات، برنامه‌ریزی‌ها و احساساتشان با هم دارند و ریشه اصلی تمام این تفاوت‌ها را می توان در میزان متفاوت هورمون‌های بدن زن و مرد بدانیم.

    هورمون‌های مردانه که عمدتاً شامل تستوسترون می‌شوند، هورمون‌های مسبب خشونت هستند و اصولاً مسئول بقای نسل هستند زیرا مرد را وادار به یافتن غذا و مقابله با مهاجمان می‌کند. این هورمون همچنین باعث رشد موی صورت مرد، ریزش مو و طاسی، کلفت شدن صدا و بهبود توانایی ادراک سه بعدی و فضائی می‌گردد.

    تستوسترون در پسران نوجوان ۱۵- ۲۰ برابر دختران نوجوان است. در هنگام بلوغ تستوسترون در بدن پسران فوران می کند و ۵٪ چربی و ۴۵٪پروتئین سبب رشد سریع، ناگهانی وچشمگیر او می‌شود. پسران در ورزش سرآمد هستند زیرا هورمون بدنشان نفس عمیق کشیدن را برای آنان میسر می‌سازد و سبب می‌شد اکسیژن‌رسانی از طریق گلبول‌های قرمز در سطحی گسترده انجام گیرد.

    استروژن هورمون زنانه ایست که به زن احساس رضایت و نشاط می‌دهد و نقش عمده ای در رفتارهای پرورشی و تدافعی او دارد. هورمون استروژن علاه بر تاثیر آرامش‌بخشی که بر زن دارد، قدرت حافظه را نیز زیاد می‌کند.

    پروژسترون هورمون زنانه دیگریست که احساسات مادرانه و پرورنده را در زن ایجاد می‌کند و هدف‌ش تشویق زن برای به دنیا آوردن کودک و پرورش موفق اوست.

    هورمون‌های زنانه تاثیرات متفاوتی بر دختران نوجوان دارد. این هورمون‌ها مانند هورمون‌های مردانه عمل نمی‌کنند بلکه در دوره‌های ۲۸ روزه مانند موج بزرگی بدن را فرا می‌گیرند. هورمون‌های زنانه به میزان ۲۶ درصد چربی و ۲۰ درصد پروتئین بدن را افزایش می‌دهند. این افزایش چربی علاه بر فراهم آوردن انرژی اضافه برای شیر دادن، بیمه‌ای در برابر کمبود غذا به شمار می‌آید.

    هورمون‌های عاشق
    می‌دانید کدام هورمون‌ها و مواد شیمیایی بدن، در عاشق شدن انسان دخیل هستند و زمانی که فردی عاشق می شود، فعال می‌شوند؟

    شواهد عصب‌شناسی نشان می‌دهد که پدیده عاشق شدن در واقع در اثر یک سری واکنش‌های شیمیایی رخ می‌دهد که در مغز صورت می‌گیرد و باعث واکنش‌های جسمی و ذهنی می‌شود. ماده شیمیایی که هنگام آزاد شدن در بدن، احساس شعف‌انگیز عشق را ایجاد می‌کند، پی‌ئی‌ای یا فنیل اتیل آمین از گروه آمفیتامین‌هاست که در شکلات یافت می‌شود. البته اثر فنیل اتیل آمین دوام چندانی ندارد و برای اینکه این حالت در فرد بماند به فعالیت‌هایی نیاز است تا دوباره سبب ترشح آن شوند.

    هنگام بروز عشق دو ماده دیگر هم در خون ترشح می‌شوند؛ اولین ماده آدرنالین است. هنگامی که آدرنالین به خون می‌ریزد باعث تپش قلب، هوشیاری و احساس بزرگی کردن می‌شود و باعث می‌شود در صورتیکه نگاه، خنده یا ژستی از فرد مقابل باعث جذب زن یا مرد شود، شخص احساس ‌کند دلبسته طرف مقابل است. دومین ماده آندورفین است که سامانه ایمنی بدن را تقویت و سرماخوردگی را درمان می‌کند. تمام این عکس‌العمل‌های مثبت نشان می‌دهند که چرا عشاق از کسانیکه عاشق نیستند، سالم‌ترند.

    اکسی‌توسین نیز هورمونی است که «بانوی عشق» لقب گرفته است. صدای فرد مورد علاقه، خاطرات شیرین، حتی یک نگاه مهربان باعث ترشح این هورمون در بدن می‌شود. اکسی‌توسین، که عامل انقباض‌های دوره زایمان نیز هست، به مقدار زیادی در اولین رابطه عاشقانه در بدن ترشح می‌شود.وقتی دو نفر به هم وابسته می‌شوند و اعتماد کامل بین‌شان شکل می‌گیرد ترشح این هورمون در بدن آغاز می‌شود و در حقیقت می‌توان گفت این هورمون جزو هورمون‌هایی است که ترشح آنها نه‌ تنها دلایل فیزیولوژیک، بلکه احساسی دارد. اکسی‌توسین باعث وابسته شدن و عشق دو فرد به هم می‌شود و افراد را به داشتن یک زندگی بادوام، رابطه زناشویی مکرر و داشتن فرزند و …. ترغیب می‌کند.

    در مردان درگیر عشق میزان تستوسترون،‌ کمتر از مردان غیرعاشق است. اما در زنان عاشق میزان این هورمون افزایش می‌یابد که این تغییرات این فرضیه را در بین دانشمندان قوت می‌بخشد که ممکن است عاشق شدن تا حدی تفاوت‌های میان دو جنس را از بین ببرد، یعنی مردان را ملایم‌تر و زنان را تهاجمی‌تر کند.

    عاشقان مریخی و ونوسی
    همانطور که ابتدای بحث مطرح کردیم، ماهیت زندگی بر اساس زوج بودن است و انسانها نیز از دو جنس زن و مرد آفریده شده‌اند که هرچند از نظر سرشت انسانی مساوی هستند اما وجود برخی تفاوت‌ها میان زن و مرد آشکار است که بسیاری از دانشمندان و روان‌شناسان فهرست‌هایی از این تفاوت‌ها ارائه داده‌اند.

    برداشت متفاوت از عشق، یکی از تفاوت‌های بین زنان و مردان است. ضرب‌المثل قدیمی‌ای می‌گوید: زن به همان شیوه مرد عشق نمی‌ورزد. نویسندگان و نظریه‌پردازان نیز دراین‌باره سخنانی گفته‌اند؛ برای نمونه بایرون گفته:«عشق یک مشغولیت در زندگی مرد است اما برای یک زن، خود زندگی است.» بالزاک می‌گوید: «در بالاترین سطح زندگی یک مرد، شرف و افتخار وجود دارد و اوج زندگی یک زن، عشق است.» نیچه نیز می‌گوید: «کلمه عشق برای زن و مرد دو مفهوم و معنای متفاوت دارد.»

    علت این تفاوت را می‌توان در تفاوت هورمونی زن و مرد یافت. می‌گویند عشق یعنی سرگردانی و سرگشتگی و این، به ویژه در مورد آقایان صادق است. به گفته روانشناسان عشق سه مرحله دارد،  مرحله اول شهوت است که در هر دو جنس زن و مرد بدلیل وجود هورمون های جنسی استروژن و تستسترون پدید می آید ولی مردان به خاطر فراوانی هورمون تستوسترون به سرعت به مرحله اول عشق راه پید می‌کنند. مرحله بعد که شیفتگی نام دارد همچنان با تستوسترون بالا همراه است که مردان به زحمت می‌توانند بگویند جاده سربالایی یا سرازیری کدام است. اما زنان به علت اینکه تحت تسلط تستوسترون نیستند و از طرفی مراکز احساس و منطق‌شان بهتر با هم مرتبط است به راحتی می‌توانند شریک آینده‌ی خود را ارزیابی و انتخاب کنند.

    عشق در زندگی زنان نقش نخست را بازی می‌کند و گاهی این عشق آنچنان چیره است که تمام زندگی زن وقف آن می‌گردد درصورتی که مردان کمی هستندکه عشق برایشان چنین جایگاهی داشته باشد. یکی دیگر از عوامل این تفاوت، مخصوصا در نسل‌های قبل، را آموزش و پرورش و روش‌های تربیتی والدین می‌توان عنوان کرد.این عامل در کنار فطرت و غریزه رشد می‌کند و می‌توان گفت در نسل فعلی کمرنگ‌تر شده است. یک پسر بچه همیشه خودش را با پدرش مقایسه می‌کند که شغل و عملکرد اجتماعی دارد، کمتر در خانه است و محبت‌ش با جدیت و سختی است و دختر خودش را با مادرش مقایسه می‌کند که خودش را وقف زندگی و همسر و فرزندانش کرده و محبت بی دریغ و خالصانه به همگی دارد.

    این مطلب برای سایت مهرخانه نوشته شده است

    ۸ دیدگاه
    1. ناشناس گفت:

      سلام.
      چرا منابع را مثل مطلب مهرخانه اینجا نیاورده اید.
      انتقادی که به مطلب شما وارد است این است که شما تحت تاثیر نگاه مادی گرایانه جوامع غربی قرار گرفته اید و همه چیز را به فعل و انفعالات هورمونی تقلیل داده اید. این گرایش که متاثر از پیشرفت های بیولوژیک اخیر است، نه تنها مسائل فرامادی مانند روح را انکار می کند، بلکه دیدگاه های جامعه شناختی را هم نادیده می گیرد که به نظر من اهمیت دارند.

      • سلام علیکم
        چون مطلب طولانی میشد، منابع رو حذف کردم. چون اینجا وبلاگه و زیاد لزومی به منبع نداره، سورس اصلی چاپ کننده مقاله رو گذاشتم که اگه کسی احتیاج داشت مراجعه کنه.
        با نظرتون کاملا موافقم، و از نظر شما علتش چیه؟
        من برای نوشتن این مقاله کلی توی اینترنت جستجو کردم، توی کتابهایی که در این رابطه داشتم گشتم ولی از دیدگاه دیگه‌ای مطلبی بدست نیاوردم. مشکل از کجاست به نظرتون؟ شما منبعی علمی درباره این موضوع با دید اسلامی سراغ دارید؟
        پ.ن: کاش شما اسمتون رو می‌نوشتید و ناشناس نمی‌امدین

        • ناشناس گفت:

          البته من در کامنتم کاری به موضوع با دید اسلامی آن نداشتم. منظور من این بود که این جور مقالات و دیدگاه ها صرفا محدود در دامنه انسان به مثابه یک موجود بیولوژیک (مشابه دیگر جانوران) است. اما می شود از نگاه های دیگر هم به مسئله عشق نگاه کرد. کلیدواژه های جامعه شناسی عشق، جامعه شناسی احساسات یا انسان شناسی عشق را به زبان فارسی و انگلیسی جستجو کنید.
          از نظر اسلامی شاید نتوان خیلی به این مسئله پرداخت، چون عشق رمانتیک یک پدیده مدرن است. با این حال، فلاسفه مسلمان توضیحات بسیار مفصل و خواندنی درباره عشق دارند، از جمله ملاصدرا و مطالبی که درباره عشق مجازی مطرح کرده است. باز هم باید تاکید کرد که آن مدل عشق که در ادبیات سنتی آمده است، متفاوت از عشق رمانتیک مدرن است.

        • hovallatif گفت:

          منبعی علمی درباره این موضوع با دید اسلامی سراغ دارید؟……………..
          سلام
          پارسال طی کامنتی شما رو ارجاع داده بودم به عزیزانی که به مبانی علوم طبیعی واسلامی مسلط اند
          اگر کامنت دریافت نشد میل بزنید،دوباره ارسال کنم

    2. es گفت:

      سلام یکی از ایرادهایی که میشه به متن گرفت همون نقطه شروعش چون قبل از اینکه زندگی و طبیعت بخواهند به ما نشون بدهند خدا تو قران فرموده که ما همه چیز رو جفت افریدیم

    3. حسام گفت:

      سلام فاطمه سادات
      بی صبرانه منتظر تصحیحیات شماییم.