قرآنم (قسمت اول)

بابا برایم سوغات آورده بودند؛ از مدینه
بچه‌های کلاسِ حفظ قرآنِ مدرسه، همه‌شان یکی یکدانه داشتند؛ از کجا آورده بودند، یادم نیست، فقط یادم است در ایران پیدا نمیشد. من ولی عاشقش شده بودم.
عاشق قطع‌ش، خط‌ش، حاشیه‌هایش، رنگش
بابا که می‌خواستند بروند عمره، مشخصاتش را برایشان گفتم. “این اندازه است بابا؛ جلدش فلان رنگ است؛ کاغذهایش نرم است؛ دکه‌ی روبروی بقیع حتما دارد و …” اینترنت نبود و فقط خصوصیاتش را برای بابا گفتم و بعد از چند هفته قرآن عزیزم، در دستم بود.
محبوبه که کلاس حفظ برایمان گذاشت، با قرانم، “مریم” را حفظ کردم. در حاشیه‌هایش گاهی نکاتی می‌نوشتم. شب‌های قدر بر سرم می‌گرفتم. دو بار با خودم به مدینه برگشت؛ مشهد رفت؛ سوریه رفت؛ کربلا و نجف و سامرا رفت. شمال و یزد و اصفهان و کیش رفت. همیشه با من بود.
شب‌های قدرِ رمضانِ هشتاد و نه آخرین سفرم با “او” شد.
شبِ بیست و سه رمضان، در یک متری ضریحِ ارباب، دادم به دستِ دخترِ عربی تا قرآن به سر بگیرد و مشغول دعا شدم تا دختر، اعمالش تمام شود. چند دقیقه‌ای که گذشت، برگشتم و دیدم نیست… دختر نبود؛ رفته بود و “او” را، قرآن عزیزم را، با خودش برده بود. حتما فکر کرده بود یکی از قران‌های حرم است و با خود برده بود. یخ کردم. سرم را می‌چرخاندم شاید پیدایش کنم. ولی مگر در بین آن حجمِ زیاد از خانم‌های چادرعربی به سر، می‌توانستم پیدایش کنم؟ مستأصل و نگران به سمت نزدیکترین محل ادعیه و قران‌ها رفتم؛ نبود. قفسه‌ی بعدی، نبود. قفسه‌ی دورتر، نبود. قفسه‌های صحن، نبود؛ نبود و نبود.
انگار تکه‌ای از من جدا شده بود.
حتما هرکس مرا دیده بود فکر کرده بود اشک‌های سرازیر از چشمانم، بخاطر توبه و انابه به درگاه خداست. ولی من، برای از دست دادنِ قرآنم گریه می‌کردم. قرآنی که مثل یک دفتر خاطرات، سال‌ها با من بود، همه‌جا.
ده سال از آن رمضان می‌گذرد. تا سال‌ها هروقت به کربلا می‌رفتم، همچنان قفسه‌های قرآن حرم را، به امید یافتن قرآنم می‌گشتم. رو به ضریح می‌کردم و می‌گفتم “قرآنم را پَس نمی‌دهید؟”
بعدها فهمیدم گم‌شدنِ قرآنم در شب قدر، شاید یکی از بزرگترین درس‌های زندگی‌ام بود؛ دل نبستن؛ وابسته نشدن و کَندن.

اما هنوز به این فکر میکردم که سرنوشت “او” چه شد؟ دست چه کسانی افتاد؟ تا چند سال در حرم ماند؟ پلاسیده شد؟ رنگِ جلدش رفت؟ حاشیه‌نویسی‌هایم چه؟ وقتی کسی “او” را گرفته تا بخواند، حاشیه‌های من را هم خوانده؟ صفحه‌ی اولش که اسمم را نوشته بودم، دیده؟ چند بار در حرم “سیده فاطمه مطهری” از زبانِ زائری که صفحه‌ی اول قرآنم را دیده، برده شده؟

سیزده دلیل برای اینکه
این کتاب، جزو کتاب‌هایی بود که تو قفسه “دوست دارم بخرمش” گذاشته بودم ولی هیچ‌وقت نخریدمش؛ حتی وقتی دیدم تو طاقچه بی‌نهایت هست، سراغش نرفتم، چون موضوعش رو می‌دونستم و حوصله‌ی خوندنش رو نداشتم
ولی چون ژانر نوجوان بود یا حداقل نوجوون‌ها بیشتر رغبت به خوندنش دارند، باید میخوندم. چاره چی بود؟ دیدن سریالش
سیزده قسمت فصل اول، دقیقا داستان کتابه و قطعا خیلی بخش‌هایی از کتاب سانسور شده؛ بگذریم
هانا بیکر نوجوون هفده ساله خودکشی میکنه و سیزده تا دلیل برای اینکارش، قبل از اقدام به خودکشی ضبط میکنه. در حین همراه شدن مخاطب با داستان، تو دل قصه‌ها مشکلات نوجوون‌های آمریکایی گفته میشه؛ تنهایی، آزارهای کلامی، تحقیر، مصرف زیاد مشروبات، مصرف دراگ و انواع مخدرها، تجاوز جنسی، خانواده گسسته، عدم درک والدین و کادر مدرسه، و تکرار میکنم “تنهایی” در واقع همه اون سیزده دلیل در آخر به تنهایی هانا ختم میشد. یه‌جایی میگفت انسان اجتماعیه و با ارتباط با دیگران به زندگیش ادامه میده. و شخصیت اصلی، مدام در ارتباطاتش شکست میخورد و آخر هم خودش رو کشت

داستان به نوجوون و بزرگسال یاد میداد هوای همو داشته باشن و بهم کمک کنند، گوش کنند، فراموش نکنند
هانا تلاش میکرد خودش رو نجات بده، با روش‌های مختلف و آخر هم نتونست، چون بقیه نخواستن.
حالا نویسنده آمریکایی ما خواسته، داستان با خودکشی هانا تموم بشه (،البته یکبار تغییر داده پایان داستان رو، اول اینطوری بوده که خودکشی نافرجامه و زنده میمونه) ولی بیاین فکر کنیم اگه ما جای نویسنده بودیم، پایان داستان رو چطور مینوشتیم؟
چه راه‌حلی جلوی نوجوونِ مخاطبمون میذاشتیم؟
چون “احساس تنهایی” برای همه انسان‌هاست، جزئیات چراییش باتوجه به فرهنگ‌ها متفاوت میشه

دوست دارم کتاب دو با یکسری نوجوون بخونم و درباره‌اش با هم گپ بزنیم

سریال، چهار فصل ساخته شده. من فقط فصل اول که داستان کتاب بود رو دیدم و قسمت اول فصل دو. ابتدای فصل دو، بازیگرهای نوجوون خودشون رو معرفی کردن و به مخاطب‌هاشون گفتن تو این سریال از تجاوز، مصرف زیاد مواد .. صحبت میکنیم، اگه شما درگیر این مسائلید، بهتره با بزرگتری این سریال رو ببینید. اگه کمکی خواستید زنگ بزنید فلانجا

برام جالب بود این هشدار دادن. البته ظاهرا چندین نوجوون بعد خوندن این کتاب یا دیدن سریالش خودکشی کردن و برای همین این هشدار رو تو فصل دو گذاشتن


(کپی شده از گودریدزم)

چیزهای کوچک

شؤون صغیره تمر بها أنت دون التفاتِ
تساوی لدیّ حیاتی؛ جمیع حیاتی

حوادث قد لا تثیر اهتمامک، أعمّر منها قصور
و أحیا علیها شهور.
و أغزل منها حکایا کثیره.
و ألف سماء
و ألف جزیره

شؤون صغیره …

چیزهای کوچکی که بدون توجهِ تو می‌گذرد، برای من اندازه‌ی زندگی‌ام است؛ تمام زندگی‌ام.

من از اتفاقاتی که برای تو بی‌اهمیت است کاخ می‌سازم.
ماه‌ها با آنها سر می‌کنم.
داستان‌های بسیاری از آنها می‌بافم.
و هزار آسمان
و هزار جزیره

چیزهای کوچک…

پاراگراف بالا، قسمتی از شعرِ زیبایِ “چیزهای کوچک” سروده “نزار قبانی‌”ه؛ سرچ کنید کل شعر رو بخونید. از اشعارِ زیبای قبانی‌ه به نظرم.

پ‌ن: “کاظم ساهر” خواننده‌ی عراقی هم، این شعر نزار رو خونده.

برای آقای آسمانی

از آن پیرمردهای مهربان بود. همان پیرمردهای لاغر و تکیده با قدی خمیده و لبخندی بر لب. ته‌لهجه‌ی کاشانی‌اش را نگه داشته بود. خیلی وقتها که از کوچه‌ی خانه‌ی پدری رد میشدم، میدیدمش. گاهی نشسته بود بر روی صندلی جلوی خانه‌اش، گاهی راه می‌رفت، گاهی جلوی خانه‌اش را آب و جارو میکرد. سلام می‌کردم و جواب میداد. اکثر وقت‌ها در جیب‌هایش شکلات داشت؛ به بچه‌ها میداد. چندبار به من هم داد. با لبخند و تشکر می‌گرفتم. از آن پیرمردهای مهربان بود. بابا که رفت، جزو معدود کسانی بود که برای تشییع آمد. با اینکه برایش سخت بود. از آن پیرمردهای مهربان بود. از آن پیرمردهای بامعرفت.

دو روز پیش شنیدم که او هم رفته است. مثل بابا. دو هفته بیمارستان بستری بوده و پنج صبح، “آسمانی” شده بود. همسایه‌ی مهربانِ خانه‌ی پدری

روحت شاد پیرمرد مهربان

آغوش

الإنسان یُمکنه أن یُعانقَ بکلامِه أیضًا
آدم با حرف‌هاش هم ممکنه کسی رو در آغوش بگیره…

کپی از کانال تلگرامی حنین

کیک گردو و قهوه

اگه از طعم قهوه خوشتون میاد، این کیک رو دوست دارید قطعا
مواد اولیه تو عکس آخر نوشتم.

گردو رو آسیاب می‌کنیم.
زرده و سفیده تخم‌مرغ رو از هم جدا می‌کنیم.
سفیده رو خوب می‌زنیم تا پف کنه حسابی. (برای امتحان می‌تونید آروم قالب رو برگردونید، اگه لیز نخورد سفیده، یعنی کارتون رو عالی انجام دادین و حسابی پف کرده)
زرده رو با شکر قاطی می‌کنیم و هم می‌زنیم.
کره آب شده در محیط رو اضافه می‌کنیم و هم می‌زنیم.
شیر رو اضافه می‌کنیم و هم می‌زنیم.
قهوه رو اضافه می‌کنیم و هم می‌زنیم.

مواد که خوب مخلوط شدن، نوبت آرد میرسه. در دو یا سه مرحله آرد رو همراه بکین‌پودر اضافه می‌کنیم و خوب هم می‌زنیم.

هم‌زن رو کنار میذاریم و بقیه کار رو با لیسک یا قاشق انجام میدیم.
بقیه کار چیه؟ اضافه کردن گردوها و سفیده‌ی تخم‌مرغ
اول گردو رو اضافه کنید و بعد در دو یا سه مرحله سفیده‌ی تخم‌مرغ رو

👌 من چندوقته بجای چرب و آردی کردن، کف قالب کاغذ‌روغنی میندازم؛ از نتیجه راضی‌ترم.

🕖 چهل دقیقه در فر با دمای ۱۸۰ درجه

✅ توصیه می‌کنم حتما کره استفاده کنید و روغن جایگزینش نکنید. تردی و لطافتی که کره به کیک و شیرینی میده، قابل مقایسه با روغن نیست.

✅ میزان گردو رو می‌تونید کمتر کنید.

  • شهریور ۱۴۰۰
  • مرداد ۱۴۰۰
  • تیر ۱۴۰۰
  • خرداد ۱۴۰۰
  • اردیبهشت ۱۴۰۰
  • فروردین ۱۴۰۰
  • اسفند ۱۳۹۹
  • بهمن ۱۳۹۹
  • دی ۱۳۹۹
  • آذر ۱۳۹۹
  • آبان ۱۳۹۹
  • مهر ۱۳۹۹
  • شهریور ۱۳۹۹
  • مرداد ۱۳۹۹
  • تیر ۱۳۹۹
  • خرداد ۱۳۹۹
  • اردیبهشت ۱۳۹۹
  • فروردین ۱۳۹۹
  • اسفند ۱۳۹۸
  • مهر ۱۳۹۸
  • شهریور ۱۳۹۸
  • مرداد ۱۳۹۸
  • تیر ۱۳۹۸
  • خرداد ۱۳۹۸
  • اردیبهشت ۱۳۹۸
  • فروردین ۱۳۹۸
  • اسفند ۱۳۹۷
  • بهمن ۱۳۹۷
  • دی ۱۳۹۷
  • آذر ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۷
  • مهر ۱۳۹۷
  • شهریور ۱۳۹۷
  • مرداد ۱۳۹۷
  • تیر ۱۳۹۷
  • خرداد ۱۳۹۷
  • اردیبهشت ۱۳۹۷
  • فروردین ۱۳۹۷
  • اسفند ۱۳۹۶
  • بهمن ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۶
  • آذر ۱۳۹۶
  • آبان ۱۳۹۶
  • مهر ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • خرداد ۱۳۹۶
  • اردیبهشت ۱۳۹۶
  • فروردین ۱۳۹۶
  • اسفند ۱۳۹۵
  • بهمن ۱۳۹۵
  • دی ۱۳۹۵
  • آذر ۱۳۹۵
  • آبان ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • شهریور ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • خرداد ۱۳۹۴
  • اردیبهشت ۱۳۹۴
  • فروردین ۱۳۹۴
  • اسفند ۱۳۹۳
  • بهمن ۱۳۹۳
  • دی ۱۳۹۳
  • آذر ۱۳۹۳
  • آبان ۱۳۹۳
  • مهر ۱۳۹۳
  • شهریور ۱۳۹۳
  • مرداد ۱۳۹۳
  • تیر ۱۳۹۳
  • خرداد ۱۳۹۳
  • اردیبهشت ۱۳۹۳
  • فروردین ۱۳۹۳
  • اسفند ۱۳۹۲
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آذر ۱۳۹۱
  • آبان ۱۳۹۱
  • مهر ۱۳۹۱
  • شهریور ۱۳۹۱
  • مرداد ۱۳۹۱
  • تیر ۱۳۹۱
  • خرداد ۱۳۹۱
  • اردیبهشت ۱۳۹۱
  • فروردین ۱۳۹۱
  • اسفند ۱۳۹۰
  • بهمن ۱۳۹۰
  • دی ۱۳۹۰
  • آذر ۱۳۹۰
  • آبان ۱۳۹۰
  • مهر ۱۳۹۰
  • شهریور ۱۳۹۰
  • مرداد ۱۳۹۰
  • تیر ۱۳۹۰
  • خرداد ۱۳۹۰
  • اردیبهشت ۱۳۹۰
  • فروردین ۱۳۹۰
  • اسفند ۱۳۸۹
  • بهمن ۱۳۸۹
  • دی ۱۳۸۹
  • آذر ۱۳۸۹
  • آبان ۱۳۸۹
  • مهر ۱۳۸۹
  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • خرداد ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • اسفند ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • فروردین ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۵
  • خرداد ۱۳۸۵
  • اردیبهشت ۱۳۸۵
  • فروردین ۱۳۸۵
  • اسفند ۱۳۸۴
  • بهمن ۱۳۸۴
  • دی ۱۳۸۴
  • آذر ۱۳۸۴
  • شهریور ۱۳۸۴
  • چند نکته در باب انتخابات

    چند نکته در باب انتخابات:

    1. هنوز نتوانسته‌ام نامزد اصلح‌م را انتخاب کنم؛ سه نفر از این هشت نفر در این چند روزِ تبلیغات و صحبت‌ها خط خوردند و مانده‌اند پنج نفر؛ دو نفر از این پنج نفر هم در لبه‌ی سقوط قرار دارند که باید ببینم مناظره‌ها و مستند‌ها و صحبت‌هایشان در این ده روز باقی‌ مانده به کجا می‌رسد و آنها برای بدست آوردنِ رایِ من سقوط می‌کنند یا صعود. تصمیم گرفته‌ام برای این ده روز پایانی، جدول رسم کنم و اولویت‌هایی که به نظر خودم و گفته بزرگان برای ریاست جمهوری مهم است به ترتیب بنویسم و نمره یا علامت‌گذاری کنم تا بهتر بتوانم تصمیم منطقی و عقلی بگیرم. مثل زمانی که برایم خواستگار می‌آمد و اولویت‌هایم از همسر آینده‌ام را می‌نوشتم و با توجه به صحبت‌های فرد مقابل، سبک سنگین می‌کردم که چه جواب‌ی باید بدهم؛ آنجا انتخاب بود، اینجا هم انتخاب 🙂 روش خوبی‌ست و خوب جواب می‌دهد.
    2. پیشنهاد میدهم به دوستانِ مجازی‌ام که روز رای‌گیری از برگه‌ی رای‌تان و انگشت رنگی‌ِ استمپ خورده‌تان عکس بگیرید، حتی اگر رای‌تان مخفی نیست از اسمی‌ که در برگه‌تان نوشته‌اید هم عکس بگیرید، و در وبلاگ‌تان یا شبکه‌های اجتماعی که هستید منتشر کنید. حتی به رای خودتان بسنده نکنید از انگشتان و برگه‌ی رای خانواده‌تان هم عکس بگیرید و منتشر کنید؛ بگذارید آنهایی که چشمِ دیدن ملت ایران را ندارند و با وقاحت تمام حضور ما را انکار و کم‌رنگ می‌دانند، روز جمعه هزاران اثر انگشت که توسط خودمان منتشر شده نه رسانه‌های دولتی، با چشم خودشان ببینند!
    3. امسال در هیچ میتینگ و همایش‌ی شرکت نکردم؛ احساس می‌کنم از فضای دانشجوئی دور شده‌ام، احساس‌ی که نمی‌دانم خوشحالم از آن یا ناراحت. فقط می‌دانم دلم گاهی تنگ می‌شود برای شور و هیجان‌های هشت سال پیش.
    4. انتخابات شوراها را فراموش نکنیم و یادمان باشد اعضای این شورا، شهردار تهران را مشخص می‌کنند و شهردار تهران شدن مساوی است با پتانسیل لازم جمع کردن برای نامزد رئیس‌جمهور شدن در دوره‌های بعد!
    5. احتمالا این متن تکمیل می‌شود.

    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۲:۰۰ ق.ظ روز ۱۴ خرداد ۱۳۹۲ | دیدگاه (۵۱)

    ۵۱ دیدگاه
    1. دچار گفت:

      اسامی شون رو هم می گفتید خب خوب بود

      • حداد که کنار رفت یکی از گزینه‌های اصلی‌ام بود.
        شاید در پایان به شخصِ مورد علاقه‌ی خودم نرسم و بخاطر کشورم و نظام‌م به کسی رای دهم که به نظرم در این موقعیت فعلی، رئیس‌جمهور شدنش به نفع کشور باشد تا دیگران.

    2. پسر دریا گفت:

      کسی نمی گه مشارکت وجود نداره… همه هم چشم دیدن ملت ایران رو دارند. هر کس مخالفتی داره با نظام حاکم بر ایران هست و نه با ملت ایران. شما چرا قضیه رو برعکس می کنید.
      در مورد انتخابات هم دلیل مشارکت مهمه… جمهوری اسلامی به دروغ می گه مردم میاند به جمهوری اسلامی رای بدند و جمهوری اسلامی رو تایید کنند… در صورتیکه قسمت قابل توجهی از مردم صرفا برای خوردن مهر میاند رای میدند… عده ای هم برای مخالفت با کاندیدای دیگر هست که میاند رای می دند… مثل زمان خاتمی که چون حکومت کاندیدایش ناطق با فردی غیر از خاتمی بود، مردم آمدند و به خاتمی رای دادند تا مخالفتشون رو با سیاستها و رفتار حکومت نشان بدهند…

      مدتی هم هست که انتخابات ریاست جمهوری رو با شوراها یا مجلس همزمان کرده اند… از طرف نزدیک به ۳۰۰ هزار نفر برای شوراها کاندید شده اند. خب اگر هر کدوم از این تعداد فقط خانواده نزدیکش رو هم ترغیب به رای دادن به خودش کند، حساب و کتاب با خودتان.
      پس مردم همه دلیلی برای رای دادن دارند جز حمایت از جمهوری اسلامی. البته غیر تعدادی کم شمار

      • یعنی دو سال پیاپی در ۳ تیر ۸۴( انتخابات برگزار شده توسط خاتمی)‌ و ۲۲ خرداد ۸۸،‌مردم برای مخالفت با حکومت آمدند به کسی که دست رهبر انقلاب را می بوسد رای دادند ؟ سرتان را از خاک بیرون بکنید. مردم اتفاقا برای آنکه با امثال این نوع تلاش برای دیکتاتوری اقلیت مبارزه کنند در انتخابات جمهوری اسلامی حاضر می شوند. مردم اگر خاتمی را آنطور که خود را ذیل نظام جمهوری اسلامی می داند، نمیدانستند هرگز به او رای نمی دادند. خاتمی ،‌و روحانی و عارف امروز خود را در انتخابات پیرو انقلاب اسلامی معرفی می کنند و مردم به آنها رای می دهند. مخالفین نظام جمهوری اسلامی آنقدر عاجزند که نتوانسته اند مردم را مجاب کنند در انتخابات شرکت نکنند،‌و حالا در موضع این عجز می گویند مردم برای مهر! در انتخابات شرکت می کنند. این مردمی که شما در مخیله خود پرورانده اید و چنین به آنها توهین می کنید و آنها را اینچنین بزدل و ترسو می خوانید نسخه هائی از گروه های اقلیتی خود شما هستند،‌نه مردم ایران. رهبر انقلاب امسال گفتند که هر رای به هر یک از کاندیداها ، یک رای به جمهوری اسلامی است ،‌ و این در رادیو و تلویزیون و روزنامه ها بارها منعکس شد… بنشینید و تماشا کنید رفراندوم جمهوری اسلامی را.

        • پسر دریا گفت:

          مردم به خاتمی رای دادند چون کاندید مورد نظر آقای خامنه ای نبود و دیدگاه هایش فاصله بیشتر با آقای خامنه ای داشت. این که شما می گید این فرد طرفدار نظام هست درسته، ولی مردم نگاه می کنند ببینند نظر رهبری به کدام کاندید نزدیک تر است و برای اعلام مخالفتشان با نظام، به او رای نمی دهند و به کاندید مقابل او رای می دهند و به این شکل اعتراض خود رو نشون می دند.
          اینکه قسمت قابل توجی از مردم فی سبیل المُهر و یارانه به پای صندوق می آیند واقعیتی انکار ناشدنی است. در کشور کره شمالی هم ۹۹ درصد به پای صندوق ها می آیند ولی این ۹۹ درصد هیچ اعتباری به رژیم کره نمی دهد. چون از روی ترس است. اینکه دو درصد از رای در کشوری آزاد مثل آمریکا مساویست با ۲۰ درصد رای در کشوری غیر آزاد مثل ایران، به همین دلیل است. چون در آنجا مردم واقعا آزادانه و بدون هیچ دغدغه و ترسی رای می دهند.
          قسمتی دیگر از مردم که آرای خاموش نامیده می شوند برای اعتراض به نظام می آیند و این اعتراضشان را به شکل رایدادن به کاندیدایی که فاصله بیشتری با نظام داره یا در مقابل کاندیدایی قرار داره که افراطی تر هست نشان می دهند. مثلا سال ۸۸ به کروبی و موسوی رای دادند تا مخالفتشون رو با نظام نشان دهند وقبل تر از اون به خاتمی در مقابل ناطق نوری رای دادند. در این انتخابات این گروه به روحانی رای می دند که در برابر جلیلی است که مدام از ولی فقیه و مقاومت و تقابل با غرب و آمریکا میگه… یعنی آن چیزهایی که بیشتر مورد پسند آقای خامنه است.
          و رهبر ج.ا. هم در سخنرانی اخیرش حرفش که غیر واقع بینانه بود را پس گرفت و واقع بینانه تر سخن گفت و واقعیات را نادیده نگرفت:

          “ممکن است کسی به دلیلی نخواهد از نظام اسلامی حمایت کند، اما از کشورش که می‌خواهند حمایت کند.”
          ۱) کسانی هستند که موافق نظام نیستند
          ۲)کسانی که رای می دهند الزاما دلیلی بر حمایتشان از نظام نیست.
          ۳)نقض حرف قبلی خود در مورد اینکه هر کس رای دهد به نظام رای داده است.

          • شما چقدر از نظرات “مردم” برای رای دادنشان اگاه هستید! آفرین 🙂
            کسائیکه برای مهر خوردن شناسنامه میان رای میدن، کسائی هستند که یا رای سفید داخل صندوق میندازن یا تعرفهشان را با کلماتی غیر از اسم کاندیدها پر میکنند، این تعداد چقدر است؟ و آیا در برابر رای‌های میلیونی صحیحه این اعداد حساب میشن؟ در کامنت قبل هم به این موضوع جواب دادم
            من اگه مخالف نظام بودم در انتخاباتی که نظام برقرار میکنه و هر رای من، یک جواب مثبت به نظام و قبول آن هست شرکت نمیکردم. اینکه بیام در انتخاباتی که برگزار کننده اش جمهوری اسلامیه شرکت کنم برایمخالفت باهاش، یک مقدارمعادله ی خنده داریه
            شما که در کامنت هاتون مدام از “مردم” صحبت میکنید و انگار هدف همه ی آنها را میدونید میشه درباره ی ۲۲ میلیونی که به احمدی‌نژاد رای دادن هم نظرتان را بگید؟

            حرفاهای آقا در سخنرانی اخیرشان نقض حرفهای قبلی شان نبود، این جمله را در کنار جملهی دیگر ایشان «رأى به هر نامزدى، رأى به جمهورى اسلامى است؛ رأى اعتماد به نظام و سازوکار انتخابات است. » بگذارید معنی اش این می‌شود که هرکسی با هر عقیده ای اگه میخواهد از کشورش حمایت کنه، باید به جمهوری اسلامی رای بده و به نظام اعتماد کنه تا از کشورش حمایت کنه. غیر از اینه به نظرتان؟

            • پسر دریا گفت:

              جمله رهبرتون بسیار واضح است… قبلا گفت که هر کس رای میدهد به ج.ا. رای می دهد. یعنی الزما رای هر کبه ج.ا. هست. ولی بعد گفت که اگر به جمهوری اسلامی علاقه ای ندارید به کشورتان رای دهید. مضمون سخنشان این بود. یعنی اگر موافق نظام نیستید و به این دلیل نمی خواهید رای دهید، به کشورتان که علاقه دارید. پس برای کشورتان رای دهید

            • البته ایشان “رهبر” کل ایران و همه‌ی ایرانیان هستند نه فقط رهبر ما 🙂
              در جواب قبل هم نوشتم که این جمله‌ی ایشان را باید در کنار هم ببینید و نتیجه گیری کنید.
              الان منافع نظام و کشور چنان به هم گره خورده که اصلاً قابل تفکیک نیست. قبلاً این تصور بود که در صورت براندازی جمهوری اسلامی، یک دولت مثلاً سکولار تمامیت ارضی کشور را تامین کند. اما اتفاقات عراق و سوریه و افغانستان نشان داد آمریکا حتی در صورت سرنگونی نظام، اجازه نخواهد داد کشوری یکپارچه وجود داشته باشد که یک سرش به اسیای قفقاز و میانه برسد و یک سرش به خلیج فارس. در حقیقت ایران بعد از جمهوری اسلامی (که چیزی محال است و چنین روزی را نخواهید دید 🙂 چند ایران کوچک تر است. درست مثل «نانو-کشور» های عربی خلیج فارس.
              بنابراین اگر کسی واقعاً ادعای «ایران بزرگ و یکپارچه» را دارد، حتی در صورت مخالفت با نظام، ناچار است در شرایط فعلی از جمهوری اسلامی دفاع کند. مساله ما با غرب، دیگر مساله هسته ای نیست، حتی مساله نظام هم نیست. بلکه مساله کشوری است با بیش از یک و نیم میلیون کیلومتر مربع مساحت، هفتاد میلیون جمعیت از مردمانی باهوش و جوان و آگاه و منابع بی شمار زیرزمینی و ژئوپلتیکی.
              آمریکا نمی تواند تحمل کند که چنان بازیگر قدرتمندی در چنان منطقه حساسی وجود داشته باشد و راه حل از نظر وی تجزیه است. نظام، تنها مانع در برابر تجزیه ایران به دست آمریکاست. لذا حتی با دیدی ضداسلامی و پان-ایرانیستی اگر مخالفین نظام عاقل باشند و تفکر کنند، میبینند باید در برابر آمریکا، تابع و حافظ جمهوری اسلامی باشند.

          • شوکو گفت:

            من نمیدونم شما چند سالتونه، ولی تا جایی که حافظم قد میده، مردم سال ۷۶ اینا نمیومدن برنامه ی کاندیدا رو ببینن چیه و بعد بهش رای بدن، این بصیرت سیاسی مردم مال همین چند سال اخیره! 🙂

            دیگه گذشت دوره ی اینکه مردم فی سبیل المهر میان رای میدن، خارج شید از اون دوران خواهشا 🙂

            والا خانواده ی ما از نظر سیاسی مخالف نظام و رهبری هستند، همه ی ما هم رای دادیم…
            بخاطر رایانه و فی سبیل المهر نه البته!
            بله یادمه سال ۸۴ حتی میگفتن آی مردم بیاید رای بدید که هرکس شناسنامه ش مهر نداشته باشه جایی استخدام نمیشه و اینها
            والا ما که هرجا خواستیم بریم استخدام بشیم، برای کار دولتی، ازمون قسمت مهر شناسنامه رو نخواستن! نمیدونم به چه کاری میاد دقیقا پس :دی

      • بهاران گفت:

        بیشتر مردم برای مهر خوردن شناسنامه میان. وقتی تمام کارمندها (اکثرشون) بعد از هر انتخاباتی گزینش میشن…
        وبرای هیچکس تقلب گسترده ۸۸ پوشیده نیست. الان هم مخالفین نظام یا رای نمیدن یا هم اون عده ای که مجبورن رای بدن رای مخدوش میدن و یا به روحانی رای میدن چون حامیش هاشمی و خاتمی ان.
        و شما فکر میکنید کسی که خودش رو پیرو انقلاب و ذیل نظام ندونه میتونه زنده بمونه تو این نظام.؟وقتی تیم ملی میبره و گارد ولباس شخصی میریزن تو خیابون که یه وقت صدا از کسی درنیاد. وقتی کوچکترین مخالفتی رو تاب نمیارن و همش میگن توطئه ست….
        واقعا ایران زندگی میکنید که نمیدونید ابراز عقیده اینجا مساویه با زندان و حبس؟؟
        نه ما مردم ایرانیم که جونمون به لبمون رسیده و به قول شمااکثریت هستیم که خسته ایم از زور و فشار
        ما رو به مرگ گرفتن که به تب راضی بشیم

        • تقلب گسترده ۸۸ که نه تنها بر من پوشیده هست که اصولا دلیلی برای آن از طرف مدعیان گفته نشد . فقط یک احساس کاذب خودبرتر بینی از طرف کسانی که فکر مر کردند ایران فقط تهران است و حتما داماد لرستان و عروس آذربایجان مستوجب رای اقوامشان هستند …. و الا همه چیز صرفا ادعای بدون مدرک و دلیل بود. شما مدرکی دراین‌باره دارید؟!

          ممکن است عده ای از مردم بخاطر مهر خوردن بیایند اما این عده (بیشتر مردم) نیستند، بهرحال آن یک روزی بود که کار فقط در ادارات دولتی پیدا می شد الآن بیشتر مردم در بخش خصوصی مشغول کارند و نیازی به مهر شناسنامه ندارند و دولت به سختی استخدام کارمند می کند. مگر تعداد کارمندان دولت چند نفر است که بخواهد روی انتخابات تاثیر بگذارد. بنابراین بهتر است چشمان خود را باز کنید. همین که جایگزین هاشمی و خاتمی در انتخابات هست نشانه مردم سالاری هست و اینها نمایندگی بخش بزرگی از مردم را می کنند و همانطور که د رمناظره های انتخاباتی دیدید، تعارض و تقابل آراء اینها بسیار هنگفت و دو مسیر متفاوت هست.

          انتخابات مجلس بعد از دو سال از آن تهمت دروغ تقلب با ۶۵ درصد مشارکت مردم برگزار شد. این یعنی اینکه مردم به آن تهمت ها و دروغ ها علیه نظام اعتقاد و اعتمادی ندارند. یا حضور گسترده‌ی مردم در روز “نه دی” که هیچ‌ آدمِ با انصاف و حق‌بینی نمی‌تواند منکر آن حضور گسترده باشد.

          اینکه شما فکر کنید در ایران فقط برای کسانی که برای حکومت شاخ و شانه می کشند پلیس هست هم یک قضاوت تحقیق نشده هست ،‌ بهتر بود نگاهی به این روزهای ترکیه ، و شورش های فرانسه و خیزش دانشجویان انگلیس و جنبش وال استریت آمریکا را هم میکردید که پلیس چگونه هزاران نفر را بخاطر اعتراض، زندانی و دادگاهی می کنند و به آنان یورش می برند. اینکه از حکومت ایران توقع داشته باشید در مقابل سازماندهی متحد داخل و خارج خود سکوت کند هم از آن حرفهاست . بله بسیاری از مردم اعتراض دارند ، و بسیاری از اوقات هم حکومت با اعتراض مردم مسالمت آمیز برخورد می کند،‌اما وقتی که اعتراض به عدم درک موضوع و حمله به امنیت و استقلال ملی همراه می شود، حکومت را چاره ای جز برخورد نیست.
          باز هم نمی گویم همه کارهای حکومت درست و صحیح هست اما وظیفه ما قبل از اینکه فقط در جایگاه یک معترض منفعل حاضر شویم این است که وضعیت کشور خود را با همدلی درک کنیم و برای بهبود وضع راه داشته باشیم.

          • پسر دریا گفت:

            انتخابات ریاست جمهوری در ج.ا. آزاد نیست…
            اول که زنان یعنی نیمی از جمعیت نمیتوانند در معرض انتخاب شدن قرار بگیرند. که این علاوه بر کنار گذاشتن نیمی از جمعیت کارآمد کشور، توهین و تبعیض به آنان نیز هست.
            دوم هر کسی جتی کوچکترین انتقادی از عملکرد نظام یا رهبر کرده باشه رد صلاحیت می شود. همانظور که رفسنجانی که یکی از استوانه های قطور نظام بود به دلیل اینکه اندکی بعد از سال ۸۸ و در آن حوادث از مردم در برابر سرکوب حکومتیان حمایت کرد، رد صلاحیت شد.

            قوانین ج.ا. و افکار اعضای شورای نگهبان:
            آیت الله محمد یزدی، عضو فقهای شورای نگهبان با تشریح روند بررسی صلاحیت کاندیداهای ریاست جمهوری، برای نخستین بار بصراحت خبر از رد صلاحیت کاندیداها بخاطر “زن بودن” داده و گفته است : “قانون اجازه رئیس جمهور شدن را به خانم‌ها نمی‌دهد. در بین افرادی که ثبت نام کرده اند، ده، دوازده خانم‌ حضور دارند؛ یکی از آنها گفته که “اگر من رئیس جمهور شوم، نیمی از کابینه‌ام خانم‌ها و نیم دیگر آقایان خواهند بود”؛ مثل معروفی هست که کسی می‌خواست وارد روستایی شود، اصلا راهش نمی‌دادند وارد روستا شود، اما می‌گفت “خانه کدخدا کجاست”؟!؛ قانون اجازه رئیس جمهور شدن را به خانم‌ها نمی‌دهد، حالا چطور این فرد ترکیب کابینه را هم مشخص کرده است!

            • خجالت نمیکشید که هنوز حرف از آزاد نبودن انتخابات در جمهوری اسلامی میزنید؟
              چشم و گوش هایتان را اگر هنوز بر اثر حدق و کینه کامل بسته نشده بیشتر باز کنید تا بتوانید حقیقت را ببینید و کمی منصفانه تر فکر کنید.
              دلیل رد صلاحیت آقای هاشمی، این چیزی که شما نوشته اید نبوده است!

            • پسر دریا گفت:

              دلیل حذف رفسنجانی اگر این نبوده پس چه بوده؟
              بعد من موارد دیگری رو هم ذکر کردم…. از جمله عدم اجازه به زنان برای رییس جمهور شدن و اینکه فردی که می خواهد رییس جمهور شود باید الزما شیعه مذهب باشد.

            • در این وبلاگ جای مطرح کردن این مساله نیست!
              در قانون آمده “رجل سیاسی” باید باشد، اینکه رجل به چه معنائیست حقوقدانان تعابیرشان مختلف است (سخنی که از آقای یزدی کردید یکی از این تعابیر است) و اکثرا زن را هم داخل این قانون میدانند ولی زن‌ی که تعبیر “رجل سیاسی” یعنی آدمی که فعالیت و کارهای سیاسی میکند برای او صدق کند تا به حال نداشته ایم.
              خانم هایی که ثبت نام کرده اند هیچ کدام، رجل سیاسی نبودند. اگر قرار بود به خانمها چنین حقی داده نشود، اجازه ی ثبت نام هم به آنها داده نمیشد.
              درباره‌ی شیعه بودن رئیس جمهور نیز اکثریت کشور ما شیعه هستند و حکومت کشوورمان هم شیعه هست، توقع ندارید که رئیس جمهور کشوری شیعی، یک شخص غیر شیعه باشد؟

            • شوکو گفت:

              درین مورد ارجاعتون میدم به اصل ۱۱۵ قانون اساسی که ذکر نرده مرد باشه یا زن

              لکن زن ِ رجل سیاسی ندیدم من! 🙂

              در مورد شیعه بودن هم همون اصل ِ قانون گفته معتقد باشه به مذهب رسمی کشور!
              در حال حاضر هم که مذهب رسمی کشور شیعه هست…
              حالا اگر اسمش اینه که بخاطر ِ اینکه شیعه ها بیشترن مذهب رسمی کشور شده شیعه، به ما دیگه مربوط نیست

              دلیل رد صلاحیت اون شخص بنظر من قانون گریزی بود…
              مجرای قانونی هست، میرن خارج از مجرای قانون عمل میکنن و یه عده ی زیادی رو متحمل ضرر میکنن!
              واقعا چشمتون رو بستید رو قضایا؟

        • شوکو گفت:

          آهان
          توی خانواده ما هستن بسیاری از فامیل ها که رای نمیدن و شغل دولتی دارن، هیچکدومشون هم تاحالا بخاطر رای ندادن و شناسنامه سفید نه تنزل مقام پیدا کرد نه عزل شد و اخراج 🙂

          در مورد ۸۸ من یه حرفی دارم
          ببینین بیاین منطقی نگاه کنیم به قضیه

          سال ۸۸ یا تقلب شده، یا نشده
          اگر نشده که خب بیاید بگید بله ۸۸ اشتباه کردیم و تقلب نشده

          اما اگر شده، منطق ِ من میگه که وقتی معتقدم یه بار تقلب میشه، بار بعد هم احتمال اینکه تقلب بشه هست…
          پس چرا برم دوباره رای بدم
          برا اینا کاری نداره رای عوض کردن که!
          بازم تکرار میکنن
          (حرف همسر ِ اقای هاشمی)
          پس بهتره که برای اینکه اعتراض کنم به نتیجه اون سال، سال بعد نرم رای بدم که هم اعتراض کرده باشم هم مشارکت بیاد پایین!

          ولی در کمال تعجب میبینیم که همون سرانی که اون سال داد و فریاد کردن که آی تقلب شده، چند روز قبل از انتخابات بیانیه میدن که رای ِ ما اقای روحانی هست!

          شما دارید از کی حمایت میکنید؟
          کسی که روی حرف خودش هم نموند؟

          اصلا گیریم که بله تقلب شده بود اون سال، قانون چی میگه؟
          چرا از مجرای قانونی اعتراض رو نرسوندن به گوش ِ مسولین که رسیدگی کنن و برعکس با شلوغ بازی و ریختن تو خیابون و صدمه به اموال مردم و بیت المال و توهین به اعتقادات دینی مذهبی مردم وارد شدن؟

          توی همه ی کشورها هم قانون فصل الخطاب هست….
          قانون داره راه رو نشون میده، شما میرید یه راه دیگه، بعد که نتیجه ی مطلوب رو نمیگیرید و برخورد با قانون گریز رو میبینید میگید کلا نظام مشکل دار ِ

          مشکل اینجاست که شما خودتون رو قانون گریز نمیدونید…
          چون چشمتون رو بستید رو قضایا

          نه توی ایران ِ ما، توی همه جای دنیا که الانا هم کم شاهدش نیستیم، هرجا مردم قانون گریزی میکنن، قانون میزنه تو سرشون

          شما میگید چرا برخورد با مخالف میشه؟
          برخورد با مخالف نمیشه، برخورد با مخالف ِ قانون گریز میشه…
          اینا خیلی فرق دارن

          هیچ جای کشور هم برای ابراز عقیده کسی رو نمیبرن زندان
          منم یه زمانی این فکر رو میکردم، لکن دیدم نه اینطوریام نیست…
          چقدر مخالفت ها که همین من با نظام کردم و اینها و کسی نیومد حتی بگه بالای چشمت ابروعه!
          اگر برخوردی صورت میگیره علت اون ابراز عقده نیست، علت دیگری داره که لابد مخفی مونده!

          در مورد اینکه وقتی تیم ملی میبره گارد میاد و اینها متاسفم که بازم مخالفم با حرفتون
          اونم باز ببینین چرا برخورد شده
          وگرنه الی ما شاالله مورد من دیدم که خوشحالی کردن و جیغ و داد و نه گاردی اومد نه چیزی!
          حتی همین جشن و رقص و پایکوبی برای پیروزی اقای روحانی هم، سمت خونه ی ما که هیچکس نیومد کسی رو بکنه داخل خونه
          حتی چارشنبه سوری هم مردم میریزن میرقصن و اواز میخونن تو خیابون، ندیدم کسی کار داشته باشه
          پلیس میاد ولی هیچوقت تذکری ندیدم بده!

      • شوکو گفت:

        سلام

        بنظر من، هر کشور و نظامی بدون مردمش هیچه، چه جمهوری اسلامی، چه هر کشور دیگه ای
        مردم هستن که یک نظام رو میسازن…

        بهرحال همه ی کسایی که رای میدن میدونن که به هر صورت این رایشون پای حمایت از نظام نوشته میشه… چه بخوان چه نخوان

        اگر نیان رای بدن و مشارکت از مثلا ۷۰ درصد برسه به ۳۰-۴۰ درصد اونوقت میشه مخالف با نظام
        بهرحال هم هرکدوم از این کاندیدا رجل سیاسی ِ همین کشورن.از خارجه که نیومدن مثلا که بگیم وقتی این اقای ایکس بیاد روی کار، نظام برمیگرده
        این که یه رییس جمهوری از خود رجال سیاسی نظام انتخاب بشه، رای به تایید ِ نظام ِ

        اینکه بگید نه رای مثلا به اقای خاتمی یعنی مخالفت با نظام یک حرف غیر منطقی هست

        مردم برای مخالفت با سیاست ها و رفتار حکومت نیومدن رای بدن به خاتمی که ناطق در نیاد، میشه گفت بخاطر مخالفت با سیاست ها و رفتار و روند اون شخص به شخص دیگه ای رای دادن

        مثلا بگیم سال ۸۴، برانکه جریان اصلاح طلب و کارگزار نیاد بالا به احمدی نژاد رای دادن
        این معنیش مخالفت با نظام نیست.. مخالفت با روند کار جریان اصلاح طلب شاید باشه(شاید!)

        در مورد این:
        مدتی هم هست که انتخابات ریاست جمهوری رو با شوراها یا مجلس همزمان کرده اند… از طرف نزدیک به ۳۰۰ هزار نفر برای شوراها کاندید شده اند. خب اگر هر کدوم از این تعداد فقط خانواده نزدیکش رو هم ترغیب به رای دادن به خودش کند، حساب و کتاب با خودتان.

        هم اصلا قبول ندارم.میدونید چرا؟
        چون امسال اقلا، رفته بودم رای بدم مثلا از بیست نفری که توی صف بودیم تعرفه بگیریم، فقط یک نفر بود که گفت شوراها رای نمیده اونم یه خانم ِ پیری که به زور راه میرفت

        اینکه بگیم کل ِ مردم فامیل دارن توی شوراها و به اون رای میدن یه حرف اشتباهی هست بنظر من

        بعدش مردم همه بر اساس لیست رای میدادن… حالا یا لیست اصلاح طلب، یا اصولگرا یا هر چی
        اینو نه امسال، سال های پیش هم دیدم من خودم

    3. عکس‌بان گفت:

      سلام. من هم تقریبا چند گزینه داشتم. نگاهی به معیارهایی که رهبری برای رئیس‌جمهور داشتند انداختم و با نامزدهای اصلی‌م تطبیق دادم. و بعد هم نگاهی به دشمن انداختم ببینم از کدام‌یک بیشتر می‌ترسن و به کدام‌یک بیشتر امید دارن. دشمن هم کمک خوبی می‌کنه 🙂 من انتخاب‌م رو انجام دادم: http://aksban.com/1392/1500/

      امید که زودتر شما هم به نتیجه برسید.

    4. پسر دریا گفت:

      در مورد نه دی هم شما خودتون رو تسلیم شعارهای ج.ا. و رسانه هاش کردید…
      هیچ کس برای نمایشات حکومتی چه ۲۲ بهمن باشه و چه نه دی، تره هم خورد نمی کند… چون کاردستی های نخ نما شده ی حکومتند اینها.
      تظاهراتی قابل توجه و اعتناست که از بطن مردم آمده باشد و نه از بطن حکومت و با سازماندهی و تبلیغ و مساعد کردن تمامی لوازم و شرایط آن از جانب حکومت…

      وقتی که ۱۰۰ نفر با اینهمه جو سرکوب و چندین لایه سرکوب به خیابانها بیایند و بر ضد ج.ا. اعتراض کنند تحسین دنیا رو بر می انگیزند..چرا؟ چون خطر چندین لایه سرکوب را به جان خریده اند و به خیابان ها آمده اند و صدای مردمند…
      ولی اگر یک میلیون نفر هم در نمایشاتی که با همکاری/سازماندهی/کمک/تبلیغ شدید و همه جانبه حکومت و با گردآوری عناصر پایگاهها و سپاهیان و شبیه به آنها تشکیل می شود، کسی برای آن تره هم خورد نمی کند و شاید حتی موجبات خنده هم بشود. مثل قضیه توزیع ساندیس و اینها….

      • شما یکبار بیست و دوم بهمن به جای نشستن پای تلویزیون ودیدن بی‌بی‌سی و شبکه های دیگر از خانه بیرون برو و “مردم” را ببین
        یک مقدار انسانیت فقط لازمه تا کسی به خودش اجازه نده به میلیون ها نفر از هم‌وطن‌هاش توهین کنه و آنها را ندید نگیره! من به عنوان کسی که هر سال در راهپیمائی ۲۲ بهمن شرکت میکنم و عضو هیچ نهاد و ارگانی نیستم، از شما و توهین‌تان نمیگذرم! میلیون ها نفر دیگر هم که مثل من هستند، مطمئن باشید از شما نمیگذرند

        • پسر دریا گفت:

          خب افرادی مثل شما قسمت کمی از افراد حاضر در تظاهرات حکومتی رو تشکیل می دند و منظورم شما نبودید. حالا شما چرا در این راهپیمایی ها شرکت می کنید؟…
          من فیلمهایی از ۲۲ بهم ضبط کرده ام… نگاهی به پلاکادرها که بندازید خواهید دید که زیرشان نوشته از کجا آمده اند… از فلان پایگاه و فلان مدرسه و سازمان و اداره…

          و مهمتر از اون، تعداد شرکت کننده ها در این تظاهرات هست… من ریاضی وارانه می تونم براتون ثابت کنم که جماعی که در این تظاهرات شرکت می کنند بیش از ۳-۴ درصد جمعیت هر شهری نیستند.

        • شوکو گفت:

          فکر میکنم اگر کسی برای این کاردستی نخ نما و اینا تره هم خورد نکنه، بخصوص با وجود اون همه تورم و گرونی و بدبختی، باز نمیاد ۲۲ بهمن بیرون!
          کما اینکه میدونه اگر بیاد، تایید نظام هم محسوب میشه!!

          توی ۹ دی، همه ی مردم سر سپرده حکومت نبودم، الی ما شاالله از همون جماعت سبز هم حضور پیدا کردن… که جا داره آدم دستشون هم ببوسه!

          چیو انکار میکنید آخه؟

          اینکه مردم با پلاکارد ِ بسج و فلان جا میان مگه چند نفرند؟
          برید یه بار ببینین حتما

          از توی تلویزیون معلوم نیست…
          همین امسال ۲۲ بهمن ۹۲ ان شاالله، برید توی جمعیت از کلی آدم بپرسید شما وابسته به کجا اومدید.چرا اومدید
          رندم بپرسید…

          اینکه آدم توی خونه بشینه و چشم بسته این حرف رو بزنه نامردی ِ

          در مورد اقای روحانی، رییس جمهور منتخب ِ مورد احترام، باید بگم همه ی اون ۵۰ درصد مردم بخاطر اصلاح طلب بودن(که البته اصولگرا!) بهشون رای ندادن…

          متاسفانه یه چیزی هست که توی سال ۸۸ هم نادیده گرفته شد و منجر شد به توهم ِ تقلب
          و اون اینکه ما فک میکنیم کل ِ ایران یعنی یک تهران ِ بزرگ + حالا خیلی با دید دست بالا و اینا، ۳۰ تا مرکز استان

          سال ۸۸، آقای احمدی نژاد، با هر روش و دلیلی، تونست رای ِ شهرستان ها و روستاهارو جمع کنه… چیزی که آقای موسوی نتونست و بعدش چون ندید اون سیل ِ مردم شهرستان رو باعث شد بگن تقلب شده…

          امسال هم آقای روحانی یک دلیلی که تونست رای بالایی بیاره این بود که تونست به هر روشی رای روستاها و شهرستان هارو جمع کنه

          همسر دوستم بوشهری هست… اهل یکی از روستاهای دور افتاده ی بوشهر و کلی فامیل هم دارند اونجا
          میگفت فامیل های ما، نه به مناظره… که به تبلیغات رای دادن و تقریبا تنها کسی که اونجا تبلیغ کرد اقای روحانی بود
          اکثر اون روستا به ایشون رای دادن

          درسته بصیرت سیاسی مردم نسبت به دوره اصلاحات و کارگزاران و حتی دوره اقای احمدی نژاد خیلی بالا رفته، ولی یادمون نره که هنوز یه جمعیت کثیری مردم ِ روستا و شهرستان هستن که شاید سطح اگاهی سیاسیشون هم کم باشه…

          تازه اگر بگیم باشه ۵۰ درصد موافق اصلاحات هستن، ۵۰ درصد هم مخالف هستن و موافق اصولگراها…

    5. پسر دریا گفت:

      سکوت سبزمان را نشنیدند
      جیغ بنفشمان را به آنها شنیداندیم 🙂

      حاکمیت شوکه شد از رای مردم اصلاح طلب…
      آخه مدام از تریبون های مختلف به فحاشی و تخریب اصلاح طلب ها و به قول خودشون(سران فتنه) می پرداختند، ولی مردم با رای شان گفتند که ما تره هم برای حرف های شما خرد نکرده ایم
      نتایج این انتخابات(۱):
      رای مثبت مردم به اصلاحات
      رای مثبت مردم به جنبش سبز
      رای مثبت مردم به سران “فتنه”
      رای مثبت مردم به آزادی
      رای مثبت مردم به دوست و مصالحه با دنیا

      نتایج این انتخابات(۲):
      رای منفی مردم به اصول گرایی
      رای منفی مردم ب افراطی گری، تحجر و ارتجاع
      رای منفی مردم به تقابل و تخاصم با دنیا
      رای منفی مردم به سیاست خارجی و اتمی حکومت
      رای منفی مردم به نظرات هسته مرکزی حکومت با رای ندادن به کاندیدای هم نظر و مورد نظر آن
      رای منفی مردم به شعارهای تند و پوچِ انقلابی بعضی کاندیداها و بی اعتنایی به میزان ذوب شدگی آنها

      • من درباره ی ادعاهای همطیف های شما درباره ی تقلب ۸۸ سکوت میکنم و درباره ی مواردی که در کامنتتان نوشتید.
        فقط شما بهتر است کمی بیشتر فکر کنید درباره ی آقای حسن روحانی و جایگاهشان و علت رای مردم به ایشان.
        همچنین تعداد آرای ایشان و درصد رایشان نسبت به کل رای دهندگان و اگر خواستید نگاهی کنید به درصد رئیس جمهورهای قبلی.

        روزی را که چندان هم دور نیست میبینم که بعضی از طرفداران امروز آقای روحانی، بدترین فحش‌ها را طبق روال و عملکرد همیشگی‌شان به این بنده خدا میدهند.

    6. پسر دریا گفت:

      در مورد سخنان رهبرتان، که خیلی هم در رسانه های ماهواره ای و بین منتقدان ج.ا. بازتاب داشت، معنایش آن همان هست که توی کامنتم بهش اشاره کردم. شما اگر می خواهید با توضیح و تفسیر و سلسله علت و معلول و اینها، به هر ضرب و زوری قضیه بپیچونید حرفیست دیگر. سخن واضح هست. کسی که نمی خواد برای حمایت از جمهوری اسلامی رای دهد به عشق کشورش رای بدهد. خود من برای حمایت از ج.ا. نبود که رای دادم،

      آن “جدا؟” در برابر این حرف شما بود که گفتید “ادامه آن به ضرر شماست”… من چنین فکر نمی کنم خانم

      در مورد جنسیت مورد قبول برای ریاست جمهوری هم شما بهتر می دانید یا فقیه شورای نگهبان؟ اگر چنین هست چرا شورای نگبهان به صراحت نمی گه زنان هم می توانند ریی جمهور شوند و چرا اصلا به جای واژه رجال، واژه افراد و اشخاص را به کار نبردند؟… وقتی چیزی قابل دفاع نیست باید بر ناقص بودن و مورد ایراد بودنش صحه گذاشت نه اینکه به هر ضرب و زوری در پی دفاع از اون بر آمد…
      بعد یه حرف جالبی هم در ادامه زدید “اگر قرار بود به خانمها چنین حقی داده نشود، اجازه ی ثبت نام هم به آنها داده نمیشد.”
      عجب! اجازه ثبت نام داشتن با در معرض رای مردم قرار گرفتن زمین تا آسمون فرق می کنه… ۱۰۰۰ تا زن هم ثبت نام کنند، اجازه بهشون می دند چنین کنند چون این ثبت نامشان اهمیتی نداره و به صرف ثبت نام نیست که در معرض رای مردم قرار می گیرند. منظور قانون/شورای نگهبان در معرض رای مردم قرار نگرفتن زنان هست که صرف عمل ثبت نام زنان هیچ خللی در این ممانعت ایجاد نمی کنه(ممانعت از در معرض رای مردم قرار گرفتن). بنابراین می ذارند آزادانه ثبت نام کنند.

      چرا وقتی اکثریت شیعه هستند الزاما باید رییس جمهورشون هم شیعه باشه؟ اگر می گید خواست مردم این هست که رییس جمهورشون هم مذهب خودشون باشه که خب خیلی راحت اگر چنین نظری داشته باشند به فردی که شیعه مذهب نیست خودشان رای نمی دهند…

      • شما هم اگر نمی‌خواهید کمی فکر کنید، من صحبت دیگری ندارم. ضرر فکر نکردن و ندیدن قضایا از زاویه‌ای بی غرضانه و تفکر نکردن را نه تنها در سیاست که در تک‌‌ تک قسمت‌های زندگی‌تان میبینید.
        دعوت می کنم قسمت “درباره من” وبلاگم را نگاهی کنید تا بدانید من بدون علم و آگاهی از علم حقوق حرفی نزده‌ام.
        شما زنی که “رجل سیاسی” باشد و ثبت‌نام کند را پیدا کنید! قانون هیچ کجا نگفته زن نمیتواند رئیس جمهور باشد، اگر زنی تعبیر “رجل سیاسی” برش صدق کنه، قانون مانعی براش نمیبینه. خیلی از آقایونی که ثبت نام میکنند و رد صلاحیت میشوند هم علت رد صلاحیتشان همین “رجل سیاسی” نبودنشان است.
        اینکه رئیس‌جمهور باید شیعه باشد را شما از کدام قانون آوردید که حالا دارید درباره‌اش بحث میکنید؟

      • شوکو گفت:

        یادم رفت بین حرف ها این رو بگم

        علیکم به خوندن ِ قانون اساسی جمهوری اسلامی و قانون اساسی کشور های دیگه

        جالبه 🙂

    7. پسر دریا گفت:

      “درست مثل «نانو-کشور» های عربی خلیج فارس”
      اصطلاح جالبیه در وضف کشورهای کوچک خلیج فارس… 🙂

    8. بهاران گفت:

      من جدا در مقابل دفاع جانانه و تمام عیاری که پسر دریا کرد چیزی ندارم که بگم.
      رای مردم صددرصد برای آقای روحانی نبود اینو من هم قبول دارم. بخاطر خاتمی بود بخاطر اینکه اصول گرایان دوباره عنان مملکت رو به دست نگیرندبود برای وعده هایی که جهت تمام شدن حصر آقای موسوی و کروبی عزیز داده شده بود…
      برای ثابت شدن تقلب ۸۸ (که اگر یک درصد هم بهش شک داشتم الان دیگه مطمئنم) همین ساعات رای شماری کافیه.
      ۴۳ میلیون رای رو چهارساعته شمردن و ۳۷ میلیون رای رو چیزی بیش از ۱۵ ساعت.
      دیگه کافیه… یک کم واقع بین باشید.
      من قبول دارم که خیلی ها نظام رو خیلی قبول دارن و جونشون رو فدا میکنن برای دفاع از نظام و رهبری میان راهپیمایی و میان رای میدن. ولی موندم که شما چرا این همه مخالف رو انکار میکنید.؟
      ۲۶ خرداد شعارهای مخالف که کل تهران و مشهد و اصفهان و شیراز و تبریز و … رو تکون داد شنیدید؟
      وبا جشن پیروزی خرداد ۸۸ و تجمع اندک طرفداران آقای احمدی نژاد مقایسه کردید؟؟
      به هر حال انتخاب شدن رئیس جمهور جدید میهنمون رو به شما تبریک میگم.و بر عکس شما آرزو میکنم کمی از وعده هاش رو عملی کنه ومثل آقای احمدی نژاد درست جهت عکس صحبتهاش عمل نکنه.

      • پاسخ‌های من را هم میخوندی خوب بود 🙂
        من هم در اینکه رای‌ها فقط برای آقای روحانی نبود شکی ندارم، چون شخصا آدم های اصولگرایی را میشناسم که در این دوره به آقای روحانی رای دادند یا خانواده‌های مذهبی که به ایشون رای دادند. یادتون نره آقای روحانی یک اصلاح طلب نیست و ۲۴ ساله که نماینده ی رهبری در شورای عالی امنیت ملی‌ه.
        یادتون نره که رای های آقای روحانی ۵۱ درصد آرا بود، یعنی دقیقا نصف +۱ رای دهنده ها. هفت دهم درصد ( عددی که باعث شد انتخابات دور اول تمام شود ) یعنی حدودا دویست و شصت هزار رای. به نظرت جفا نیست به نظامی که این تعداد رای مردم را هم نادیده نمیگیره تهمت تقلب زد؟
        درباره ی حصر آن دونفر هم یادتون باشه که چنین چیزی در اختیار رئیس جمهور نیست، پس از الان از این بنده خدا، انتظارات خارج از وظیفه اش نداشته باشین 🙂
        من هم از شما میخوام که واقع‌بین باشید و اخباری که میشنوید و میخوانید را قبل از فکر کردن و بر اثر جوگیری قبول نکنید. سیستم شمارش رای و چرائی دیرتر اعلام شدن آرای امسال را، میتونی از اینجا بخونی https://plus.google.com/u/0/103319314772951664043/posts/UVcDtENoXRn سوالی داشتی، من در خدمتم.
        کسی مخالف‌ها را انکار نمیکنه؛ مساله اینه که مخالف‌ها خودشون را نود درصد مردم میدونن ظاهرا 🙂
        من هم امیدوارم و دعا می‌کنم رئیس‌جمهورم، جناب آقای روحانی بتونه به وظایف‌ش در قبال این ملت و قانون به بهترین نحو عمل کنه.

      • نام گفت:

        در خصوص اینکه خانم/آقای بهاران فرمودن که زمان کوتاه شمارش آرای ۸۸ نشونه تقلبه عرض کنم که این حرف ازینجا نشئت میگیره احتمالا امسال اصلا در جریان شمارش آرا نبودن، امسال هم مثل چهار سال قبل سریع شمارش شده بود، من خودم تو یکی از ستادهای انتخابات بودم، همون نیمه شب هم تو یکی از شبکه های اجتماعی میزان آرای تقریبی رو زدم، منتها اعلام دیرهنگام دو تا علت داشت، میدونید که طبق قانون تا همه آرای یک شهرستان شمارش نشه اجازه اعلام آرا رو ندارن، تفاوت شمارش امسال با اون سال اولا تو این بود که انتخابات ریاست جمهوری و شورا با هم بودن، طبق قانون در صندوق های روستایی و صندوقهای سیار تیم شمارش آرای ریاست جمهوری باید منتظر میموند که شمارش آرای شورا هم تموم بشه بعد با هم بیان، علتش هم یکی مشکل حمل و نقل و دومی مشکل تعداد مامورین انتظامی بود، ثانیا بخاطر ناهماهنگی با شمارش آرای شوراها یه سری از صندوقهای شهری هم برنگشته بود فرمانداریها، بعضی از صندوقها در شهر ها هم بر خلاف دستورالعمل منتظر مونده بود آرای شورا هم شمرده بشه بعد دو تا صندوق رو با هم بیارن، تا وقتی همه صندوقها نیاد رای شهرستان اعلام نمیشه، واسه همین بود که با اینکه همه آرا شمرده شده بود و ۹۵ درصدشون اومده بود فرمانداری آرا اعلام نمیشد، خودتون هم میدونید که شمارش شورا چقدر زمان بر هستش، مثلا یه صندوق سیاری که ۵۰۰ تا رای داره شمارش ریاست جمهوریش نهایت یه ساعت وقت میبره، در صورتی که شورا مثلا تو شهر ما ۲۰۰ تا نامزد داشت و هر برگه رای ۱۳ تا اسم ینی حداقل ده پونزده برابر زمان میبره

    9. بهاران گفت:

      دوست عزیز پاسخ های شمارو هم خوندم.
      دلم نمیخواد از هم دلخور باشیم بالاخره هم میهن هستیم.
      اون دونفر هم از همین نظام بودن و در حقشون جفاشد.
      و من به شخصه نمیگم نود درصد. اما اگر ۵۰% هم باشن نظام باید ببینه دردشون چیه… باید باور کنید ما منافق نیستیم مزدور نیستیم خودباخته و بیگانه پرست نیستیم.
      خود من سال ۸۸ نشستم پای نماز جمعه تا بشنوم نظر و دستور آیت الله خامنه ای راجع به اعتراض میلیونی مردم چیه و وقتی شنیدم گفت از فردا هرکی بیاد اعتراض کنه دیگه خودش میدونه و به لباس شخصی ها اجازه حمله به معترضان رو داد واقعا دیدم نسبت به همه چیز برگشت دیگه ذره ای ایمان به انصاف این آقا تو وجودم نموند.
      این شد که معترضین شدن مخالفین.وگرنه مخالفتی درکار نبود.
      اینجا اسمش مملکت اسلامیه باید با مخالفین هم مدارا بشه حتی اگر کمتر از ۵۰% باشند ( که بیشترن)
      یااسم اسلام رو از ایران بردارن یا واقعا اسلام گونه رفتار کنن.

      • این نمیشه که شما هر آنچه که باب میلتون هست رو به جای واقعیات معرفی کنید. مثلا همین استدلال تاخیر چند ساعته در اعلام نتایج رو شما بنا بر گزاره های غلط گذاشتید که کاملا احساسی هست و اثری از منطق و دلیل در آن نیست. چون تاخیر در اعلام دلیل تقلب نیست مگر اینکه دلتان بخواهد چنین فکر کنید. تاخیر در اعلام می تواند به این علت باشد که این انتخابات در حد ۲۵۰ هزار رای حساس بود و بایست دقیق شمرش می شد. وقتی روحانی فقط با ۰٫۷ درصد باید برگزیده می شد طبیعی است که دقت بیشتری باید در اعلام نتایج صورت بگیرد. این مغایر با وضعیت سال ۸۸ هست که ۱۳ میلیون نفر اختلاف رای بود بین نفر اول و دوم، و از پنجاه درصد آرا هم رای نفر اول خیلی بالاتر بود نه مثل امسال که ۲۵۰ هزار رای محل حساسیت بود. و دلایل بسیار دیگری می تواند عامل باشد از جمله همزمانی با انتخابات شوراها،‌ و بر خلاف ادعای شما نتایج چهار ساعت پس از انتخابات اعلام نشد، بلکه ظهر فردای رای گیری اعلام شد.
        این جناب میرحسین موسوی بود که هنوز در صندوق ها باز نشده،‌ کنفرانس خبری برگزار و خود را پیروز انتخابات معرفی کرد. حالا اینکه شما با این اساس و گزاره های دروغ چنین تهمت بزرگی را پذیرفته و با آن همراه شده اید محل سوال است.
        با همین رفتار شما آقای خامنه ای را متهم می کنید که گفته است (‌از فردا هر کی اعتراض کنه دیگه خودش می دونه) … در حالی که حرف ایشان چنین معنائی ندارد و الحمدلله ثبت هست ( من از همه میخواهم به این روش خاتمه بدهند. این روش، روش درستى نیست. اگر خاتمه ندهند، آنوقت مسئولیت تبعات آن، هرج و مرج آن، به عهده‌ى آنهاست. (+) پیش و پس متن را منصفانه بخوانید.)‌،‌ ایشان از معارضین صرفا خواستند که روش هرج و مرج را که منجر به کشته شدن افراد از دو طرف شده کنار بگذارند و به قانون رجوع کنند. آیا این جرم است؟ یا اینکه ما مثل دن کیشوت اصرار کنیم که امنیت کشور را به هم بریزم و قانون را زیر پا بگذاریم ؟
        اینکه شما با حب و بغض به مساله نگاه کنید، کمکی به حل منطقی مساله نمی کند. متاسفانه جریان سبز هم روی احساسات و حب و بغض شما حساب باز کرد و از چنین منطقی برداشت تهدید کرد، و نه تنها به قانون رجوع نکرد، بلکه تمام قانون و امنیت کشور را زیر پا گذاشت. چون هدفش ویران کردن قانون و کشور بود. ظاهرا در افراد دنبال دین هم می گردید،‌و لازم است از خود سوال کنید که این قضاوتها تناسبی با دین و صداقت و اخلاق دارد یا خیر.
        اتکا به این روش احساسی بهرحال عامل تعرض به حکومت و طرفداران حکومت هست . این نمی شود که شما خود را به هر بهانه ای اینچنین احساسی < مخالف> بخوانید و از حکومت توقع داشته باشید که به دنبال مخالفین بدود تا آنها را راضی کند. طبعا حکومت نماینده حداقل ۷۲ درصد از مردم است که بعد از تمام این اتهامات هم در انتخابات مجلس دو سال پیش و هم در این انتخابات اخیر علیرغم تمام تهمت ها، به حکومت اعتماد کردند و در انتخابات شرکت جستند. به من نگوئید که این رای سلبی است که اگر سلبی بود ، مخالفین جدی، به کسی که خود را با دفاع مقدس و امام و آقای خامنه ای (در فیلم مستندش) معرفی می کند و خود را معتقد به نظام و قانون اساسی معرفی می کند نیاید رای بدهند مگر اینکه خوددرگیری منطقی داشته باشند. بدیهی است که مخالفین به دلیلی استقبال اکثریتی مردم (حداقل ۵۰-۶۰) درصدی از حکومت، قادر به تحریم انتخابات نیستند چون یک انتخابات (۵۰-۶۰)‌درصدی، (که هم در مجلس اتفاق افتاد و هم بیشترش در ریاست جمهوری ۷۲ درصدی اش)، به معنای خط بطلان کشیدن بر جریان مخالفین است و آنها بیهوده سعی می کنند رای مردم را به سوی خود مصادره کنند.

      • شوکو گفت:

        من خاطرم نیست جایی در قوانین اسلامی،ملی و بین المللی برای قانون گریز رافتی در نظر گفته بشه!

        منطق همه جا این هست که قانون فصل الخطاب باشه…
        اگر کسی پاشو از قانون فراتر بذاره معلومه که خودش میدونه!

        مشکل اینه که شما قبول نمیکنید قوانین ۸۸ بخاطر قانون گریزی پیش اومد
        اگر همه ی معترضان به نتیجه انتخابات، چه خود ِ اشخاص، چه حامیانشون بر طبق قانون جلو میرفتن هیچ کدوم از قضایا ۸۸ اتفاق نمی افتاد

    10. بهاران گفت:

      ضمنا لینکی که دادید راجع به سیستم رای شماری باز نمیشه.
      پیروز باشید

    11. پسر دریا گفت:

      اونچه که در جواب من در مورد مجاز بودن زنان به ریس جمهور شدن نوشتید، ردیه ای بر حرف های من متاسفانه نبود… باز ارجاعتون میدم به کامنتهایی که در این مورد نوشتم. من هم امیدوارم که قانون انتخابات واقعا آنجور که شما می گید زنان رو هم مجاز بدونه، ولی وقتی به قراین و شواهد نگاه می کنیم(که ذکرشون کردم)، چیز دیگری متوجه می شیم.

      “رئیس‌جمهور باید شیعه باشد را شما از کدام قانون آوردید که حالا دارید درباره‌اش بحث میکنید؟”
      در قانون اساسی
      در بند ۶ ماده ۳۵ قانون انتخابات در قانون اساسی چنین نوشته:
      ۶- مؤمن و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی ایران و مذهب رسمی کشور .

      مذهب رسمی کشور هم که طبق همین قانون اساسی تشیع هست. پس کسانی که اهل تسنن یا زرتشتی یا مسیحی یا یهودی باشند نمی توانند رییس جمهور شوند.

      • من قبلا به شما گفتم ، اما باز حرف خودتون رو بزنید … چون صدبار دیگه هم بهتون بگم طبق قانون هیچ منعی برای رئیس جمهور شدن یک زن وجود ندارد، شما باز حرف خودتان را میزنید. و از شواهد و قراین و قضاوت های خودتون صحبت می کنید. حالا این که که مد نظر شما کدام رجل سیاسی بوده که ثبت نام کرده و مقبول واقع نشده ،‌ظاهرا فکری برای خودتان دارید چون من چنین زنی را نمیشناسم که در کرسی رئیس جمهور قابلیت اداره کشور را داشته باشد و اقدام به ثبت نام نیز کرده باشد.
        در خصوص مذهب رسمی ،‌اینجا جمهوری اسلامی است،‌ دو رکن مردم ،‌و دین در آن نقش ایفا می کنند و شما نباید مدل سکولاریسم را به این حکومت بدیع تحمیل کنید. چیزی که شما توقع دارید،‌ سکولاریسم است که در این حکومت از اساس مردود است. زیرا مردم در این کشور می خواهند که بر اساس اصول اسلام حکومت داری شود. و بدیهی است که از لحاظ منطقی اکثریت مردم ، به هم مذهب خود رای می دهند که اکثریت مردم نیز شیعه هستند. اینکه تصور کنید یک یهودی یا زرتشتی مورد انتخاب مردم قرار بگیرد یک خیال غیر عملی و مردود است.

        • پسر دریا گفت:

          َما خودت حرفهای خودت رو هم نقض می کنی…
          در مورد زنان من سندو مدرک آوردم که اینچنین هست… ولی شما چی؟ صرفا با تکرار جمله “زنان می توانند رییس جمهور شوند” می خواید من رو قانع کنید که خب قانع کننده نیست…

          در مورد مذهب شیعه هم که اول که گفتید کو؟ و کی گفته که باید مذهب رییس جمهور شیعه باشه. حالا که مذکر براتون آوردم یه حرف دیگه میزنید…
          جواب من به شما باز کامنت قبلم در این مورد هست که گفتم” اگر مردم چنین چیزی را می خواهند خودشان به همچین فردی رای می دهند” دلیلی برای حذفش وجود ندارد… توجه داشته باشید که حتیاهل سنت هم نمی تواند رییس جمهور شود.
          مردم اگر نخواهند یک زردشتی یا مسیحی یا اهل سنت یا یهودی رییس جمهورشان شود و یک شیعه مذهب رییس جمهورشان شود خب خودشان با رایشان این کار را می کنند و به آنها رای نمی دند و به فرد شیعه مذهب رای می دند…

          • شما به جای کل‌کل بیهوده، توصیه میکنم برید کتابای حقوقی را یک کم بخونید تا متوجه بشید اصل حرف قانون همون چیزیه که من نوشتم. اگه حقوقدانی اظهار نظری هم کرده باشه، نظر خودش را گفته نه نظر قانون را.
            برای این نوشتم شما از کجا میگید که میخواستم نص صریح خود قانون را بیارید. اصل‏ یکصد و پانزدهم قانون اساسی: رئیس‏ جمهور باید از میان‏ رجال‏ مذهبی‏ و سیاسی‏ که‏ واجد شرایط زیر باشند انتخاب‏ گردد: ایرانی‏ الاصل‏، تابع ایران‏، مدیر و مدبر، دارای‏ حسن‏ سابقه‏ و امانت‏ و تقوی‏، مومن‏ و معتقد به‏ مبانی‏ جمهوری‏ اسلامی‏ ایران‏ و
            مذهب‏ رسمی‏ کشور.
            هر کشوری برای پیشبرد کارهایش، باید قوانینی وضع کنه و طبق آن پیش بره و گرنه آن کشور تبدیل به “جنگل” میشه. حرف شما را اینگونه پاسخ میدم: اگر بنا بر این باشد که شما میگید، من هم میگم چرا رئیس‌جمهور باید ایرانی باشه؟ آزاد باشه از هر ملیتی هرکی خواست بیاد ثبت نام کنه، مردم اگه نخوان بهش رای نمیدن. و به همین ترتیب در هرکدام از شرایط رئیس جمهور ان قلت میارم و میگم این را میشد گذاشت بر عهده‌ی خود مردم تا خودشان انتخاب کنند. به نظرتان چه اتفاقی می افته؟ و به نظرتان چنین چیزی ممکن‌ه؟
            جامعه‌ای را تصور کنید با این شرایط. زندگی ممکن‌ه در جامعه‌ی بدون قانون یا با قانون‌ی فشل و نصفه نیمه؟

            • پسر دریا گفت:

              لازم نیست برای عدم قید نوع مذهب برای ریاست جمهوری، تمامی قیود همه قوانین رو برداریم… این دو با هم منافاتی ندارند…
              به هر حال مرسی که با حوصله پاسخ دادید و اگر حرفی زدم که باعث ناراحتی تون شدم ببخشید. آن کامننی که درباره راههپیمایی ۹ دی بود و موجب ناراحتی تون شد رو هم لطفا پاک کنید….
              امیدوارم در آینده ای خیلی نزدیک، کشوری آزاد و کاملا آباد و پرعزت در جهان باشیم 🙂

            • خوب شما قید مذهب در نظرتان هست و میگید بخاطر بودن اینقید، انتخابات ایران آزاد نیست؛ من نوعی هم میگم قید ایرانی بودن یا قیدهای دیگه درست نیست.
              کی گفته حرف شما درسته، برای من غلط؟ منم میخوام قید ایرانی بودن برداشته بشه مثلا 🙂
              من از حرفی ناراحت نشدم، من از بی‌انصافی ها ناراحت میشم، آن هم نه بخاطر خودم یا بقیه، بخاطر خود آن شخص که داره با بی‌انصافی صحبت میکنه.
              ان شالله؛ من هم امیدوارم کشورمون بهترین و آبادترین و پرعزت ترین کشور جهان بشه.

    12. بهاران گفت:

      یک نظر در پاسخ به شما گذاشتم که نیست. میخوام بدونم خودتون حذفش کردیدیا من اشتباهی ارسالش نکردم؟
      کاملا بی انصافیه که گمان میکنید ما فقط اخباری که میشنویم رو بدون دلیل بیان میکنیم. شما که دم از انصاف و لقع بینی میکنید تهمت نزنید.
      ما ۹۰% نیستیم اما ۵۰% که هستیم ایرانی که هستیم.
      توروخدا بفهمید ما نه معاندیم نه مزدور نه منافق…
      اگر نظرم رو حذف کردید که هیچ اگر اشتباه از من بوده بگید.

    13. شوکو گفت:

      @ آقای پسر دریا
      @ بهاران

      لطف کنید به جوابای بنده م یه عنایتی کنید

      سپاس 🙂