قرآنم (قسمت اول)

بابا برایم سوغات آورده بودند؛ از مدینه
بچه‌های کلاسِ حفظ قرآنِ مدرسه، همه‌شان یکی یکدانه داشتند؛ از کجا آورده بودند، یادم نیست، فقط یادم است در ایران پیدا نمیشد. من ولی عاشقش شده بودم.
عاشق قطع‌ش، خط‌ش، حاشیه‌هایش، رنگش
بابا که می‌خواستند بروند عمره، مشخصاتش را برایشان گفتم. “این اندازه است بابا؛ جلدش فلان رنگ است؛ کاغذهایش نرم است؛ دکه‌ی روبروی بقیع حتما دارد و …” اینترنت نبود و فقط خصوصیاتش را برای بابا گفتم و بعد از چند هفته قرآن عزیزم، در دستم بود.
محبوبه که کلاس حفظ برایمان گذاشت، با قرانم، “مریم” را حفظ کردم. در حاشیه‌هایش گاهی نکاتی می‌نوشتم. شب‌های قدر بر سرم می‌گرفتم. دو بار با خودم به مدینه برگشت؛ مشهد رفت؛ سوریه رفت؛ کربلا و نجف و سامرا رفت. شمال و یزد و اصفهان و کیش رفت. همیشه با من بود.
شب‌های قدرِ رمضانِ هشتاد و نه آخرین سفرم با “او” شد.
شبِ بیست و سه رمضان، در یک متری ضریحِ ارباب، دادم به دستِ دخترِ عربی تا قرآن به سر بگیرد و مشغول دعا شدم تا دختر، اعمالش تمام شود. چند دقیقه‌ای که گذشت، برگشتم و دیدم نیست… دختر نبود؛ رفته بود و “او” را، قرآن عزیزم را، با خودش برده بود. حتما فکر کرده بود یکی از قران‌های حرم است و با خود برده بود. یخ کردم. سرم را می‌چرخاندم شاید پیدایش کنم. ولی مگر در بین آن حجمِ زیاد از خانم‌های چادرعربی به سر، می‌توانستم پیدایش کنم؟ مستأصل و نگران به سمت نزدیکترین محل ادعیه و قران‌ها رفتم؛ نبود. قفسه‌ی بعدی، نبود. قفسه‌ی دورتر، نبود. قفسه‌های صحن، نبود؛ نبود و نبود.
انگار تکه‌ای از من جدا شده بود.
حتما هرکس مرا دیده بود فکر کرده بود اشک‌های سرازیر از چشمانم، بخاطر توبه و انابه به درگاه خداست. ولی من، برای از دست دادنِ قرآنم گریه می‌کردم. قرآنی که مثل یک دفتر خاطرات، سال‌ها با من بود، همه‌جا.
ده سال از آن رمضان می‌گذرد. تا سال‌ها هروقت به کربلا می‌رفتم، همچنان قفسه‌های قرآن حرم را، به امید یافتن قرآنم می‌گشتم. رو به ضریح می‌کردم و می‌گفتم “قرآنم را پَس نمی‌دهید؟”
بعدها فهمیدم گم‌شدنِ قرآنم در شب قدر، شاید یکی از بزرگترین درس‌های زندگی‌ام بود؛ دل نبستن؛ وابسته نشدن و کَندن.

اما هنوز به این فکر میکردم که سرنوشت “او” چه شد؟ دست چه کسانی افتاد؟ تا چند سال در حرم ماند؟ پلاسیده شد؟ رنگِ جلدش رفت؟ حاشیه‌نویسی‌هایم چه؟ وقتی کسی “او” را گرفته تا بخواند، حاشیه‌های من را هم خوانده؟ صفحه‌ی اولش که اسمم را نوشته بودم، دیده؟ چند بار در حرم “سیده فاطمه مطهری” از زبانِ زائری که صفحه‌ی اول قرآنم را دیده، برده شده؟

خاطرات زنان جانباز

هفته پیش کتابی خواندم که خاطرات چند زن که در دوران جنگ هشت ساله جانباز شده بودند را نوشته بود.

کتاب انگار هیچ ویراستاری نداشت. نویسنده هم خیلی قوی و کاربلد نبود. با چند خانم درباره چگونگی مجروحیت‌شان و زندگی‌شان مصاحبه کرده بود و مصاحبه‌ها را پیاده و منتشر کرده بود. بدون ویرایش متن و کم کردن اضافات صحبت‌ها؛ با غلط‌های فراوان نگارشی و ویراستاری.

ولی موضوع کتاب و سوژه‌های انتخاب شده برای من جدید بود و جالب. مخصوصا خاطره اول که خاطره خانمی بود که وقتی حدود سیزده ساله و دخترمدرسه‌ای بوده، مدرسه‌شان توسط هواپیماهای بعثی بمباران میشود و خیلی از دانش‌آموزان به طرز فجیعی شهید و مجروح میشوند. مدرسه زینبیه شهر میانه. این موضوع و اتفاق ناگوار، اندازه‌ی یک کتاب به تنهایی جای کار و نوشتن دارد؛ حتی می‌تواند وسوژه فیلم و مستند باشد.

آیینه خیلی هم نباید راستگو باشد

پیشانی ام را بوسه زد در خواب، هندویی
شاید از آن ساعت طلسمم کرده جادویی

شاید از آن پس بود که با حسرت از دستم
هر روز سیبی سرخ می افتاد در جویی

از کودکی دیوانه بودم، مادرم می گفت:
از شانه ام هر روز می چیده است شب بویی

نام تو را می کَند روی میزها هر وقت
در دست آن دیوانه می افتاد چاقویی

بیچاره آهویی که صید پنجه ی شیری است
بیچاره تر شیری که صید چشم آهویی

اکنون ز تو با ناامیدی چشم می پوشم
اکنون ز من با بی وفایی دست می شویی

آیینه خیلی هم نباید راستگو باشد
من مایه ی رنج تو هستم، راست می گویی

از تهران به نجف و کربلا؛ حاضر

نمی‌دونم اینجا نوشتم یا نه؛ تیر ماه بود که بعد از تحویل دادن برگه‌های ترم دوم، از مدرسه خداحافظی کردم. برای مدیر بهونه‌ی کار رسانه‌ای جدیدی که قبول کرده بودم رو آوردم ولی دلایلم مربوط به خود مدرسه و رفتارهای کادر بود بیشتر. بگذریم.

مدرسه‌ای که امسال مشغول شدم و به صورت مجازی ادبیات و نگارش درس میدم، مدرسه‌ی علوی شهر نجف و مدرسه‌ی حسینی کربلاست. مدارس ایران در دو شهر نجف و کربلا. دانش‌آموزام بچه‌های ایرانی‌هایی هستند که در این دو شهر زندگی می‌کنند و البته چند تا دانش‌آموز غیر ایرانی هم دارم که متولد ایران هستند و فارسی رو کامل بلدند و گمونم دبستان در مدارس ایران گذروندن.

القصه؛ ادبیات فارسی درس دادن به بچه‌هایی که در محیط غیرفارسی زبون هستند، تجربه جالبیه. اون هم نجف و کربلا. گاهی اوقات سر کلاس به اسم‌هاشون نگاه میکنم و غبطه می‌خورم که هر کدوم از اینا به حرم علوی و حسینی چقدر نزدیک هستند و اگه بخواند، یک ساعت بعد می‌تونند تو حرم نشسته باشند.

دعا کنید که این وضعیت آموزش جازی زودتر تموم بشه. خیلی سخت‌تر از اون چیزیه که فکرش رو بکنید. البته اگه کرونا تموم بشه و مدارس به حالت عادی دربیان، من کلاس‌های امسالم رو از دست میدم :دی

پ‌ن: نشستم پای لپ‌تاپ و دقیقا مثل زمان وبلاگستان، نوشتم و نوشتم. چقدر احساس سبکی می‌کنم.

نجف کربلا؛ حاضر ۲

امروز صبح ، یکی از بچه‌های فعال کلاس نهم، یکدفعه آفلاین شد.
نیم ساعت پیش پیام داد بهم که “خانم ببخشید. ظهر باتری موبایلم تموم شد و تا عصر برق‌ها قطع بود”

بله. وضعیت برق در عراق، این‌طوریه دوستان

بادمجون سرخ‌کرده

بادمجان رو که می‌خواین سرخ کنید، قبلش یک کم ماست بمالید بهش!
به شدت مقدار روغنی که مصرف میشه، پایین میاد، بدون اینکه تغییری در طعم بادمجون‌ها ایجاد بکنه

  • مهر ۱۳۹۹
  • شهریور ۱۳۹۹
  • مرداد ۱۳۹۹
  • تیر ۱۳۹۹
  • خرداد ۱۳۹۹
  • اردیبهشت ۱۳۹۹
  • فروردین ۱۳۹۹
  • اسفند ۱۳۹۸
  • مهر ۱۳۹۸
  • شهریور ۱۳۹۸
  • مرداد ۱۳۹۸
  • تیر ۱۳۹۸
  • خرداد ۱۳۹۸
  • اردیبهشت ۱۳۹۸
  • فروردین ۱۳۹۸
  • اسفند ۱۳۹۷
  • بهمن ۱۳۹۷
  • دی ۱۳۹۷
  • آذر ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۷
  • مهر ۱۳۹۷
  • شهریور ۱۳۹۷
  • مرداد ۱۳۹۷
  • تیر ۱۳۹۷
  • خرداد ۱۳۹۷
  • اردیبهشت ۱۳۹۷
  • فروردین ۱۳۹۷
  • اسفند ۱۳۹۶
  • بهمن ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۶
  • آذر ۱۳۹۶
  • آبان ۱۳۹۶
  • مهر ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • خرداد ۱۳۹۶
  • اردیبهشت ۱۳۹۶
  • فروردین ۱۳۹۶
  • اسفند ۱۳۹۵
  • بهمن ۱۳۹۵
  • دی ۱۳۹۵
  • آذر ۱۳۹۵
  • آبان ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • شهریور ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • خرداد ۱۳۹۴
  • اردیبهشت ۱۳۹۴
  • فروردین ۱۳۹۴
  • اسفند ۱۳۹۳
  • بهمن ۱۳۹۳
  • دی ۱۳۹۳
  • آذر ۱۳۹۳
  • آبان ۱۳۹۳
  • مهر ۱۳۹۳
  • شهریور ۱۳۹۳
  • مرداد ۱۳۹۳
  • تیر ۱۳۹۳
  • خرداد ۱۳۹۳
  • اردیبهشت ۱۳۹۳
  • فروردین ۱۳۹۳
  • اسفند ۱۳۹۲
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آذر ۱۳۹۱
  • آبان ۱۳۹۱
  • مهر ۱۳۹۱
  • شهریور ۱۳۹۱
  • مرداد ۱۳۹۱
  • تیر ۱۳۹۱
  • خرداد ۱۳۹۱
  • اردیبهشت ۱۳۹۱
  • فروردین ۱۳۹۱
  • اسفند ۱۳۹۰
  • بهمن ۱۳۹۰
  • دی ۱۳۹۰
  • آذر ۱۳۹۰
  • آبان ۱۳۹۰
  • مهر ۱۳۹۰
  • شهریور ۱۳۹۰
  • مرداد ۱۳۹۰
  • تیر ۱۳۹۰
  • خرداد ۱۳۹۰
  • اردیبهشت ۱۳۹۰
  • فروردین ۱۳۹۰
  • اسفند ۱۳۸۹
  • بهمن ۱۳۸۹
  • دی ۱۳۸۹
  • آذر ۱۳۸۹
  • آبان ۱۳۸۹
  • مهر ۱۳۸۹
  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • خرداد ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • اسفند ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • فروردین ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۵
  • خرداد ۱۳۸۵
  • اردیبهشت ۱۳۸۵
  • فروردین ۱۳۸۵
  • اسفند ۱۳۸۴
  • بهمن ۱۳۸۴
  • دی ۱۳۸۴
  • آذر ۱۳۸۴
  • شهریور ۱۳۸۴
  • هویت چندگانه دختران نوجوان

    هفته قبل مصاحبه‌ای داشتم با خانم دکتر آزاده نیاز؛ درباره هویت چندگانه‌ی دختران نوجوان

    صحبت‌ها و عللی که خانم نیاز بیان کردند، برای خود من به عنوان معلمی که با دختران نوجوان سروکار دارم، راهگشا بود. به نظرم مدیران و معلمان در جلسات شورای مدرسه، با توجه به صحبت‌های این چنینی، می‌توانند برای مواجه با مشکلات نوجوانان ریز شوند، مصداق‌یابی کنند و با در نظر گرفتن این مشکلات از دید کارشناسانه به رفع و کمک به حل آنها اقدام کنند.

    توصیه میکنم اگر مدیر یا معلم هستید مخصوصا در مدارس دخترانه یا اگر پدر یا مادری هستید که دختر مدرسه‌ای دارید، این مصاحبه را بخوانید.

    لینک متن مصاحبه +
    بخش اول قسمتی از مصاحبه به صورت تصویری +
    بخش دوم تصویری +


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۴:۳۸ ب.ظ روز ۲۸ مرداد ۱۳۹۹ | دیدگاه (۰)

    تربیت به سبک امام علی علیه‌السلام

    با الگوگرفتن از امام علی (ع) روحیه‌ی دستگیری از فقرا و نیازمندان را در فرزندان خود پرورش دهید

    🏴 این روزها که ایام شهادت مولای متقیان امام علی (ع) است، خیلی از والدین از تک تک ویژگی‌های اخلاقی آن حضرت برای تربیت بچه‌ها کمک می‌گیرند چرا که نسل شیعه باید شبیه امام خود باشد. یکی از بارزترین ویژگی‌های حضرت علی ع کمک به نیازمندان و فقرا بود. اما چگونه می‌توانید دغدغه‌‌ی دستگیری از نیازمندان را در کودکان و نوجوانان خود پرورش دهید؟

    👨‍👩‍👧‍👦 بزرگترها الگوی عملی برای بچه‌ها هستند. اگر شما فرزندی دارید یا کودک خردسالی در اطرافتان هست، بدانید آنچه که خودتان در زندگی انجام می‌دهید و به آن عمل می‌کنید، فرزندان هم به آن پایبند می‌شود. پس سعی کنید در درجه اول، خودتان دست به خیر باشید.

    🌸 یک کار خیر با هدف و هیجان‌انگیز برای فرزندتان تعریف کنید و از او بخواهید خودش را برای مشارکت در آن کار آماده کند. مثلا می‌توانید بگوئید “عیدفطر می‌خواهیم به مرکز نگهداری کودکان بی‌سرپرست برویم و برایشان کتاب ببریم، تا آن روز میتوانی از بین کتاب‌هایت آنهایی را که برای هدیه دادن مناسب هستند انتخاب کنی و یا قسمتی از پول توجیبی‌ات را برای خرید کتاب کنار بگذاری”

    💡 در انتخاب کاری که می‌خواهید انجام دهید، از فرزندانتان هم‌فکری بگیرید. بگذارید فکر کند و هرآنچه از نظرش کار خیر تعریف می‌شود را بگوید و بعد با مشارکت هم، یکی را انتخاب کنید. می‌توانید برای روشن شدن ذهنش، چند نمونه از کارهای خیر را برایش مثال بزنید. مثل کمک به همسایگان سالمند، درس دادن به بچه‌هایی که در درس‌ها ضعیف هستند و توان مالی خوبی ندارند، کمک به برگزاری افطاری‌های ساده در محله و مسجد و کمک مالی به انسان‌های نیازمند.

    👭 اکثر نوجوانان به فعالیت‌های گروهی علاقه خاصی دارند. اگر بتوانید با مشارکت دوستان فرزندتان، گروه‌هایی برای کمک به فقرا تشکیل دهید و برای هرکدام هدفی تعین کنید، برگ برنده را برده‌اید. مثلا بگوئید می‌خواهیم شب قدر برای خانواده‌های نیازمند افطاری تهیه کنیم. گروهی را مسئول جمع‌آوری پول و کمک‌های مردمی کنید. گروهی نقش تهیه کننده مواد اولیه را بر عهده بگیرند. و به گروهی دیگر مسئولیت پخش و توزیع‌ مواد غذایی را بدهید.

    💰 نوجوانان را ترغیب کنید که از پول‌های خودشان برای مشارکت در کار خیر استفاده کنند. این عمل اگر تداوم داشته باشد، باعث می‌شود کنار گذاشتن بخشی از پول برای رفع نیازِ نیازمندان در وجود فرزندان‌تان که جوانان آینده هستند، درونی شود و با آن انس بگیرند.

    📚 خواندن کتاب‌ها و داستان‌هایی با موضوع نیکوکاری و احسان از زندگی و سیره‌ی ائمه بزرگوارمان، یکی دیگر از روش‌هایی است که می‌تواند در تشویق فرزند شما به انجام کارهای خیر موثر باشد. با پرس و جو از دوستان اهل مطالعه یا با جستجو در اینترنت، می‌توانید با این دست کتاب‌ها آشنا شوید و تهیه کنید.

    این مطلب، برای خامنه‌ای‌ریحانه نوشته شده است.
    لینک مطلب در اینستاگرام +

    چگونه نوجوانان‌مان را برای شب‌های قدر آماده کنیم؟

    اگر شما جزو والدینی هستید که فرزند نوجوان دارید، توصیه میکنم این مطلب را بخوانید. در این مطلب درباره راه‌هایی که والدین می‌توانند اجرا کنند تا شب‌های قدر برای فرزند نوجوانشان خاطره‌انگیز شود و با اشتیاق در مراسم‌ها شرکت کند، صحبت می‌کنیم.

    این نکته را همیشه به یاد داشته باشید که بهترین راه برای جذب نوجوانان به کار یا مساله‌ای، خاطره‌سازی از آن مساله برای آنهاست. با ماندگار کردن یک ماجرا در ذهن فرزندتان، مطمئن باشید او در آینده همیشه نسبت به انجام آن کار علاقه خواهد داشت. این هنر شما است که علاقه فرزند خود را پیدا کنید و آن را اجرا کنید.

    👭 نوجوانان علاقه دارند بیشتر زمان‌شان را با گروه دوستی‌ و همسالان‌شان بگذرانند. اگر بتوانید با والدینِ دوستانِ فرزندتان هماهنگ کنید و باهم به یک مراسم بروید تا بچه‌هایتان پیش هم باشند، قطعا فرزندتان از مراسم شب‌های قدر استقبال بیشتری می‌کند.

    🏕 اگر فرزندتان به بیرون رفتن و نشستن در پارک و مکان‌های عمومی علاقه دارد، می‌توانید افطاری شبِ قدرتان را آماده کنید و با خانواده به پارک بروید و آن روز را در فضای باز افطار کنید. این تغییر در سبکِ افطاری خانواده‌تان در ذهن نوجوان میماند، مخصوصا اگر به او بگویید “بخاطر تو، برای افطار امروز بیرون آمدیم”

    💻 به فرزندتان پیشنهاد دهید فضیلت و آداب شب‌های قدر را از مفاتیح یا اینترنت پیدا کند و برای شما توضیح دهد. حتی اگر تمایل داشته باشد، می‌تواند آن‌ها را در برگه‌ای بنویسد یا تایپ کند و آن برگه را به دیوار عمومی ساختمان‌تان بزنید. شما نیز می‌توانید از آن عکس بگیرید و در شبکه‌های اجتماعی‌تان منتشر کنید.

    🕌 نوجوانان از اینکه طرف مشورت قرار بگیرند، خیلی خوشحال می‌شوند. می‌توانید انتخابِ مراسم شب قدر را به عهده فرزندتان بگذارید. بگوئید امشب تو باید بررسی کنی و مراسمی که مناسب است را پیدا کنی تا همگی به آنجا برویم. می‌توانید هنگام برگشت به خانه، با ذکر خوبی‌های مراسم و تشکر از او اعتماد به نفسش را تقویت کنید.

    📿 لازم نیست نوجوان شما همه‌ی اعمال این شب‌ها را اجرا کند. اگر خسته شد، به اجبار متوسل نشوید. می‌توانید به او پیشنهاد دهید کتاب مورد علاقه‌اش را با خود بیاورد و زمانی را به مطالعه کتاب بپردازد.

    ✅ سعی کنید چرایی مراسمِ شبهای قدر را برای فرزندتان شیرین جلوه دهید. با او دوستانه صحبت کنید و از احتیاجی که ما بندگان به خدا و ارتباط با او داریم، حرف بزنید. از فرزندتان درباره این ارتباط و چرایی‌اش بپرسید. بگذارید صحبت کند و سعی کنید با زبانِ خودش، تفکراتش را هدایت کنید.

    این مطلب را برای خامنه‌ای‌ریحانه نوشته‌ام.
    لینک مطلب در اینستاگرام +

    مجموعه شعر کودکان کربلا

    واقعه عاشورا و حادثه کربلا، در زندگی ما آنقدر بزرگ و با اهمیت است که از سن کودکی آن را برای فرزندان تعریف می‌کنیم و سعی می‌کنیم کودکان با همان نگاه کودکانه با این واقعه آشنا شوند.

    انیمیشن و کتاب‌های زیادی برای آشنایی کودک با حادثه کربلا ساخته و منتشر شده است. “مجموعه شعر کودکان کربلا” یکی از تلاش‌های خوب در این زمینه است که برای آشنایی کودکان زیر هفت سال با حادثه کربلا مناسب است. مجموعه‌ای ده جلدی که با زبان شعر کودکانه، سعی در معرفی کودکان حاضر در حادثه کربلا و حوادثی که با آن روبرو بوده‌اند دارد.

    اشعار کتاب بسیار روان و کودکانه سروده شده‌اند وکلمات سنگینی که ممکن است کودک معنی آنها را نداند در ابیات استفاده نشده است. شاعر سعی کرده در عین تعریف کردن ماجراهای پیش آمده برای کودکان در کربلا، موضوع را خیلی خشن و اذیت‌کننده برای روح کودک ترسیم نکند و با آوردن واژگان کودکانه و لطیف، ذهن کودک را با خود همراه کند. مثلا واژه خون در تمامی سروده‌های کتاب به روئیدن گل سرخ بر روی لباس تشبیه شده است. شاید برای کودک در وهله اول این سوال پیش آید که “مگه رو لباس گل درمیاد؟” در اینجا وظیفه خواننده کتاب است که منظور شاعر را با توجه به روحیه کودک برایش ترسیم و تعریف کند.

    حضرت علی اصغر، حضرت رقیه، طفلان مسلم، عبدالله بن الحسن، قاسم ابن الحسن و امام باقر کودکانی هستند که در هر جلد از کتاب، داستان زندگی یکی از آنها و حضورشان در حادثه کربلا شرح داده شده است. قصه مشک، خیمه‌ها، فرات و ذوالجناح هم چهار جلد از این مجموعه را تشکیل می‌دهد که با استفاده از آرایه جان‎‌بخشی به اشیا، حوادثی که در کربلا بر کودکان گذشته است را شرح می‌دهد.

    نقاشی و تصویرگری‌های این مجموعه به کودکانه و صمیمی‌تر کردن کتاب و اشعار با کودکان، کمک زیادی می‌کند. تصاویر درشت و با رنگ‌های شاد و تنوع رنگی بالا کشیده شده‌اند. حتی تصاویری که مربوط به صحنه‌های شهادت است، بخاطر استفاده از رنگ‌های مختلف و کاراکترهایی مثل گل لاله و فرشتگان در عین آشنایی کودک با واقعه عاشورا، آن را حادثه‌ای تماما تلخ و شکست‌خورده در ذهن کودک خردسال ترسیم نمی‌کند.

    رسالت این مجموعه، آشنایی حداقلی کودکان زیر هفت سال با حادثه عاشورا و ایجاد حس هم‌ذات‌پنداری کودک با کودکان حاضر در آن واقعه است. با بزرگتر شدن فرزندتان و خواندن کتاب‌های مناسب سنش درباره عاشورا، او را بیشتر با این حادثه بزرگ تاریخ آشنا کنید.

    این مطلب در تاریخ ۱۲ شهریور ۹۶ در روزنامه همشهری به چاپ رسیده است.

    مجموعه ده جلدی
    شاعر: محمد کامرانی اقدام
    تصویرگر: حکیمه شریفی. رباب قاسمی
    ناشر: حدیث نینوا

    مهدیه و لباس‌های سخنگو

    مهدیه، عروسی دعوت شده و بین لباسهاش دنبال لباس مناسبی است تا برای مهمونی بپوشد. مادرش به کمک او می آید. مادر برای مهدیه توضیح میدهد که هر لباسی که آدمها میپوشند، نشان دهنده شخصیت و نوع زندگی آنهاست.

    کتاب با یک قصه کاملا روان و زبانی کودکانه، چرایی داشتن حجاب برای دختران را بیان میکند. داستانی که کودک را قدم به قدم جلو میبرد و با گفتن مثال های مختلف، ذهن کودک را درگیر میکند. در انتها کودک داستان، خودش به این نتیجه میرسد که چرا باید حجاب داشته باشد.

    درباره موضوع حجاب کتاب داستانی برای کودکان نوشته نشده است یا اگر کتابی نوشته شده، داستانش کشش و جذابیت زیادی برای کودکان نداشته است. داستان “مهدیه و لباسهای سخنگو” خیلی خوب توانسته است این جذابیت را درباره موضوع حجاب، بوجود آورد و کودک را با خود همراه کند.

    کتاب توسط جبهه فرهنگی خودجوش محجبه‌ها که‌ خیریه ای فرهنگی است، تولید شده است. یک عروسک دختر که در واقع همان شخصیت “مهدیه” داستان کتاب است نیز به همراه کتاب توزیع میشود. ایده عروسک همراه با کتاب، باعث می شود کودک بیش از پیش با کتاب ارتباط بگیرد. درواقع ارتباط حسی و با یک عروسک و سپس خواندن کتابی با عکسهای همان عروسک، کودک را به داستان و قصه و کاراکترها نزدیکتر میکند.

    تصاویر کتاب نیز جذاب است و استفاده از رنگهای مختلف و شاد به این جذابیت کمک میکند.

    به گفته نویسنده کتاب، مهدیه و لباسهای سخنگو، اولین کتاب داستانی نوشته شده درباره چرایی حجاب و عفاف است که برای دختران چهار تا یازده سال نوشته شده است.

    پیشنهاد ما این است اگر در فامیل و آشنایان دختر در سن تکلیف دارید، حتما این کتاب را به همراه عروسکش برایش تهیه کنید. میتوانید ابتدائا کتاب را برایش نخوانید و از او بخواهید درباره عروسک، هر قصه ای که به ذهنش میرسد، بسازد. بعد باهم کتاب را بخوانید. این کتاب ایده خوبی برای هدیه در جشن تکلیف ها است. اگر عروسک مهدیه را پیدا نکردید، خودتان با تکه پارچه یا هر وسیله دیگری که در خانه دارید، عروسک دختر باحجابی درست کنید؛ مطمئن باشید دختر خردسال باوجود عروسک، بیشتر با داستان همذات پنداری میکند.

    برای تهیه کتاب، علاوه بر نشر سمیع، میتوانید به کانال تلگرامی mohajabe-ha‌@ مراجعه کنید یا با شماره ۰۹۱۲۵۲۱۸۵۷۰ تماس حاصل نمایند.

    این مطلب در تاریخ دو مهر ۹۶ در روزنامه همشهری به چاپ رسیده است.

    نویسنده: وحید جهان تیغ
    تصویرگر: امیرحامد پاژتار
    ناشر: نشر سمیع

    لالایی برای دختر مُرده

    کتاب درباره مستندی تاریخی است که در قالب رمان نوجوان نوشته شده است. کتاب چهار راوی دارد و روایت هرکدام با یک زاویه دید (اول شخص) بیان می‌شود و داستان را به هم گره می‌زنند. راوی اول یا “من” استاد دانشگاهی است که اتفاقی با اسنادی در مورد فروخته شدن دختران قوچان، در زمان مشروطه به ترکمن‌های پاکستان برخورد می‌کند. پیگیری موضوع او را به شهرک ارغوان می‌کشاند. زهره، راوی دیگر داستان، که در مجتمع ارغوان زندگی می‌کند، احساس می‌کند دختری به نام حکیمه از جهانی دیگر با او ارتباط برقرار می‌کند. دختری که موهای خاکستری دارد و دستهایش از آرنج به پایین سوخته و صد سال پیش، مرده است. مینا راوی سوم که دوست و همکلاسی زهره است نیز وارد داستان او و حکیمه می‌شود. راوی چهارم نیز میرزاجعفر خان میرزاباشی است که راوی اول در تحقیقاتش به گزارشات او در کتابخانه عشق‌آباد درباره فروش دختران قوچانی میرسد.

    بطور کلی می‌توان گفت موضوع کتاب درباره رنج و سختی است که دختران در دوره‌های مختلف تاریخی دیده‌اند؛ از فروش دختران قوچان تا شکنجه و سختی دختران امروز در بعضی از خانواده ها و نادیده گرفتن آن‌ها. و البته این سختی‌ها با شعارهای فمنیستی نقل نشده است.

    شاید عنوان کتاب یا بعضی از قسمت‌های باعث شود نوجوان کمی بترسد و کتاب را در ژانر وحشت قرار دهد، اما هدف کتاب ایجاد ترس و وحشت در خواننده نیست؛ کتاب سعی دارد با نقل یک داستان تاریخی و پیوند زدنش با زندگی امروز، ظلمی را برای نوجوانان بازگو کند و آگاهی بیشتری از جامعه و وظیفه آنها نسبت به آینده و جامعه‌شان، بدهد. خیلی از دختران نوجوان، بزرگترین و شاید تنهاترین دغدغه‌شان رسیدگی به ظاهر و لباس و سرووضعشان است، لالایی برای دختر مرده  سعی دارد مخاطب، خاصتا دختران، را با وجه دیگری از انسان و زن بودن آشنا کند و به آنها یادآوری کند رسالت اجتماعی و فرهنگی نیز در این جهان دارند.  داستانی کتاب،  به راحتی از ذهن خواننده بیرون نمی‌رود.

    کتاب از چند جهت برای نوجوانان جذاب و هیجان‌انگیز است؛ یکی نوجوان بودن شخصیت‌های اصلی داستان، و دیگر موضوع و ژانر وحشت و هیجان‌انگیز داستانهای نقل شده و البته عنوان سوال‌برانگیز کتاب نیز، عاملیست برای برانگیختن حس کنجکاوی نوجوانان. شخصیت‌های داستان همگی دختر هستند و از این جهت نیز، کتاب برای دختران نوجوان جذابیت بیشتری دارد.

    کتاب در سال ۸۷ رمان برگزیده‌ جایزه شهید غنی‌پور شد و از شورای کتاب کودک نیز لوح تقدیر دریافت کرد. در سال ۸۸ نیز برگزیده جشنواره کتاب برتر شد و در سال ۲۰۰۸ به فهرست کتاب های خواندنی کتابخانه مونیخ (کلاغ سفید) راه پیدا کرد.

    اگر نوجوان شما از مباحث مربوط به مرگ و روح خیلی می‌ترسد، خودتان ابتدائا کتاب را بخوانید و اگر مناسب دیدید به نوجوانتان بدهید.

    نویسنده: حمیدرضا شاه‌آبادی
    نشر افق
    قیمت: هشت هزار تومان

    این مطلب در تاریخ ۲۹ مرداد در روزنامه همشهری منتشر شده است.


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۱۰:۲۵ ب.ظ روز ۲۹ مرداد ۱۳۹۶ | دیدگاه (۰)

    کتابهایی با موضوع انقلاب

    داستان‌های انقلاب

    نادر ابراهیمی نویسنده‌ای معروف است که کتابهای زیادی نیز در حوزه کودک و نوجوان نوشته است. در سالهای پیروزی انقلاب اسلامی، ابراهیمی چند جلد کتاب با موضوع انقلاب و مبارزات مردم علیه رژیم شاه برای نوجوانان نوشت و اولین‌بار در سال ۵۸ این کتابها منتشر شدند و در سالهای اخیر توسط انتشارات سوره مهر تجدید چاپ و نسخه الکترونیکی آنها نیز منتشر شد.

    «نیروی هوایی»، «پدر چرا توی خانه مانده است»، «برادرت را صدا کن»، «جای او خالی»، «سحرگاهان همافران اعدام می‌شوند» پنج عنوان کتاب داستان نادر ابراهیمی هستند که وقایع انقلاب را با زبان داستان برای نوجوانان تعریف میکند. یکی از مزیت‌های مهم این کتابها نسبت به کتابهای مشابه نثر موزون و خاص ابراهیمی است که بخاطر آشنایی دقیقش با دنیای نوجوانان و توانایی بالایش در قصه نویسی، توانسته از خاطرات واقعی آن دوران داستانهایی خواندنی برای مخاطب نوجوان بنویسد. این کتابها برای نوجوانان دهه پنجاه و شصت نوشته شده است ولی برا نسل چهارم و پنجم انقلاب نیز جذاب و خواندنی است و آنها را با زمان و حال و هوای انقلاب آشنا می‌کند.

    “نیروی هوایی” درباره پسر بچه ایست که در جریان حمله سربازهای رژیم به نیروی هوایی به آنها و نیروهای مردمی کمک می‌کند و در نهایت میتوانند بر سربازهای شاه پیروز شوند.

    “پدر چرا توی خانه مانده است” درباره پسربچه‌ای است که پدر تمام دوستان محله‌شان توسط ساواک دستگیر شده‌اند جز پدر او. دوستانش به او نیش و کنایه میزنند و پسر گمان می‌کند پدرش خائن است تا روزی که ماموران به خانه آنها میریزند و پدر او را نیز می‌برند و پسر قصه از اینکه می‌فهمد پدر او نیز یک مبارز است، خوشحال می‌شود.

    “برادرت را صدا کن” از زبان معصومه یک دختر نوجوان است و وقایع انقلاب در شهر جهرم را روایت می‌کند. معصومه به همراه پدرش در تظاهرات شرکت می‌کند که پدرش زخمی می‌شود و در نهایت مردم شهر می‌توانند بر شهربانی و فرماندهی شهر پیروز شوند.

    “جای او خالی” درباره منصور دانش‌آموز سیزده ساله ایست که از طرف مدرسه و بالاجبار در مراسماتی که برای شاه برگزار میشد، شرکت میکند ولی از این کار راضی نیست، تا روزی که می‌تواند در تظاهرات ضدشاه شرکت کند و شهید می‌شود.

    زندگی مصور امام خمینی

    موسسه نشر و چاپ عروج در هشت جلد زندگی امام خمینی را برای کودکان چاپ کرده است.

    این کتابها در عین بیان و ادبیاتی قابل فهم برای مخاطب کودک، به شیوه تصویری و مصور کار شده‌اند و کودکان با این تصاویر در کنار توضیحات کتاب به خوبی ارتباط برقرار می‌کنند. هر جلد از این هشت جلد به مقطعی از زندگی امام خمینی می‌پردازد و از کودکی ایشان تا مبارزات و پیروزی انقلاب را برای کودکان تعریف می‌کند.

    جلد اول و دوم و سوم این مجموعه درباره تولد و ایام کودکی ایشان است.
    جلد چهارم که فصل دانایی نام دارد به اوایل طلبگی و جوانی امام و ازدواجشان و ورودشان به مسائل سیاسی می‌پردازد.
    در جلد پنجم با نام آغازگر فریاد، کودکان با شروع فعالیت ها و چرایی قیام امام ضد شاه آشنا می‌شوند.
    جلد ششم مجموعه نیز که دور از وطن نام دارد، درباره تبعید امام به ترکیه و عراق و فعالیت‌های ایشان در زمان تبعید می‌باشد.
    جلد هفتم نیز با نام روزگار تبعید، داستان و سرگذشت امام و یارانشان در عراق و فرانسه را با زبان کودکانه و تصاویری زیبا، برای مخاطب کودک شرح می‌دهد.
    در جلد پایانی نیز که با نام رسول صبح چاپ شده است، کودک با حوادث زمان انقلاب و بازگشت امام به کشور و تشکیل دولت و اتفاقاتی مثل تسخیر لانه جاسوسی آمریکا آشنا می‌شود.

    همانطور که اشاره کردیم این مجموعه هشت جلدی توسط انتشارات عروج که وابسته به موسسه حفظ آثار امام خمینی است،برای مخاطب کودک بصورت مصور چاپ شده است.

    این مطلب در تاریخ هفده بهمن در روزنامه همشهری چاپ شده است.