می‌خوانمت

وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ

و پروردگارتان گفت: مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم، آنان که از عبادت من تکبّر ورزند، به زودی خوار و رسوا به دوزخ درآیند.

سوره مبارکه غافر آیه ۶۰ (بیشتر…)

مجموعه شعر کودکان کربلا

واقعه عاشورا و حادثه کربلا، در زندگی ما آنقدر بزرگ و با اهمیت است که از سن کودکی آن را برای فرزندان تعریف می‌کنیم و سعی می‌کنیم کودکان با همان نگاه کودکانه با این واقعه آشنا شوند.

انیمیشن و کتاب‌های زیادی برای آشنایی کودک با حادثه کربلا ساخته و منتشر شده است. “مجموعه شعر کودکان کربلا” یکی از تلاش‌های خوب در این زمینه است که برای آشنایی کودکان زیر هفت سال با حادثه کربلا مناسب است. مجموعه‌ای ده جلدی که با زبان شعر کودکانه، سعی در معرفی کودکان حاضر در حادثه کربلا و حوادثی که با آن روبرو بوده‌اند دارد.

اشعار کتاب بسیار روان و کودکانه سروده شده‌اند وکلمات سنگینی که ممکن است کودک معنی آنها را نداند در ابیات استفاده نشده است. شاعر سعی کرده در عین تعریف کردن ماجراهای پیش آمده برای کودکان در کربلا، موضوع را خیلی خشن و اذیت‌کننده برای روح کودک ترسیم نکند و با آوردن واژگان کودکانه و لطیف، ذهن کودک را با خود همراه کند. مثلا واژه خون در تمامی سروده‌های کتاب به روئیدن گل سرخ بر روی لباس تشبیه شده است. شاید برای کودک در وهله اول این سوال پیش آید که “مگه رو لباس گل درمیاد؟” در اینجا وظیفه خواننده کتاب است که منظور شاعر را با توجه به روحیه کودک برایش ترسیم و تعریف کند.

حضرت علی اصغر، حضرت رقیه، طفلان مسلم، عبدالله بن الحسن، قاسم ابن الحسن و امام باقر کودکانی هستند که در هر جلد از کتاب، داستان زندگی یکی از آنها و حضورشان در حادثه کربلا شرح داده شده است. قصه مشک، خیمه‌ها، فرات و ذوالجناح هم چهار جلد از این مجموعه را تشکیل می‌دهد که با استفاده از آرایه جان‎‌بخشی به اشیا، حوادثی که در کربلا بر کودکان گذشته است را شرح می‌دهد.

نقاشی و تصویرگری‌های این مجموعه به کودکانه و صمیمی‌تر کردن کتاب و اشعار با کودکان، کمک زیادی می‌کند. تصاویر درشت و با رنگ‌های شاد و تنوع رنگی بالا کشیده شده‌اند. حتی تصاویری که مربوط به صحنه‌های شهادت است، بخاطر استفاده از رنگ‌های مختلف و کاراکترهایی مثل گل لاله و فرشتگان در عین آشنایی کودک با واقعه عاشورا، آن را حادثه‌ای تماما تلخ و شکست‌خورده در ذهن کودک خردسال ترسیم نمی‌کند.

رسالت این مجموعه، آشنایی حداقلی کودکان زیر هفت سال با حادثه عاشورا و ایجاد حس هم‌ذات‌پنداری کودک با کودکان حاضر در آن واقعه است. با بزرگتر شدن فرزندتان و خواندن کتاب‌های مناسب سنش درباره عاشورا، او را بیشتر با این حادثه بزرگ تاریخ آشنا کنید.

این مطلب در تاریخ ۱۲ شهریور ۹۶ در روزنامه همشهری به چاپ رسیده است.

مجموعه ده جلدی
شاعر: محمد کامرانی اقدام
تصویرگر: حکیمه شریفی. رباب قاسمی
ناشر: حدیث نینوا

روز ناگزیر

این روز ها که می گذرد،
هر روز احساس می کنم که کسی در باد
فریاد می زند

احساس می کنم که مرا
از عمق جاده های مه آلود
یک آشنای دور صدا می‌زند

آهنگ آشنای صدای او
مثل عبور نور
مثل عبور نوروز
مثل صدای آمدن روز است

آن روز ناگزیر که می آید
روزی که عابران خمیده
یک لحظه وقت داشته باشند
تا سر بلند باشند
و آفتاب را
در آسمان ببینند

روزی که این قطار قدیمی
در بستر موازی تکرار
یک لحظه بی بهانه توقف کند
تا
چشم‌های خسته خواب آلود
از پشت پنجره
تصویر ابرها را در قاب
و طرح واژگونه جنگل را
در آب بنگرند

آن روز
پرواز دست های صمیمی
در جستجوی دوست
آغاز می شود

روزی که روز تازه پرواز
روزی که نامه ها همه باز است

روزی که جای نامه و مهر و تمبر
بال کبوتری را
امضا کنیم
و مثل نامه ای بفرستیم
صندوق های پستی
آن روز آشیان کبوترهاست

روزی که دست خواهش، کوتاه
روزی که التماس گناه است
و فطرت خدا
در زیر پای رهگذران پیاده رو
بر روی روزنامه نخوابد
و خواب نان تازه نبیند

روزی که روی درها
با خط ساده ای بنویسند:« تنها ورود گردن کج، ممنوع!»

و زانوان خسته مغرور
جز پیش پای عشق
با خاک آشنا نشود

و قصه های واقعی امروز
خواب و خیال باشند
و مثل قصه های قدیمی
پایان خوب داشته باشند

روز وفور لبخند
لبخند بی دریغ
لبخند بی مضایقه چشمها

آن روز
بی چشمداشت بودن لبخند
قانون مهربانی است

روزی که شاعران
ناچار نیستند
در حجره های تنگ قوافی
لبخند خویش را بفروشند

روزی که روی قیمت احساس
مثل لباس
صحبت نمی کنند

پروانه های خشک شده، آن روز 
از لای برگ های کتاب شعر
پرواز می کنند

و خواب در دهان مسلسل ها
خمیازه می کشد

و کفش های کهنه سربازی
در کنج موزه های قدیمی
با تار عنکبوت گره می خورند

روزی که توپ ها
در دست کودکان
از باد پر شوند

روزی که سبز، زرد نباشد

گل ها اجازه داشته باشند
هر جا که دوست داشته باشد
بشکفند

دل ها اجازه داشته باشند
هر جا نیاز داشته باشند
بشکنند

آیینه حق نداشته باشد
با چشم ها دروغ بگوید

دیوار حق نداشته باشد
بی پنجره بروید

آن روز
دیوار باغ و مدرسه کوتاه است
تنها
پرچینی از خیال
در دوردست حاشیه باغ می کشند
که می توان به سادگی از روی آن پرید

روز طلوع خورشید
از جیب کودکان دبستانی

روزی که باغ سبز الفبا
روزی که مشق آب، عمومی است

دریا و آفتاب
در انحصار چشم کسی نیست

روزی که آسمان
در حسرت ستاره نباشد

روزی که آرزوی چنین روزی
محتاج استعاره نباشد

ای روزهای خوب که در راهید!
ای جاده های گمشده در مه!
ای روزهای سخت ادامه!
از پشت لحظه ها به در آیید!

ای روز آفتابی
ای مثل چشم های خدا آبی!
ای روز آمدن!
ای مثل روز، آمدنت روشن!

این روزها که می گذرد، هر روز
در انتظار آمدنت هستم!
اما  با من بگو که آیا ، من نیز
  در روزگار آمدنت هستم؟

 

زنده یاد قیصر امین پور

آنجا که نام کوچک تو …

اسمش که می‌آید، شعرهای خاطره‌انگیز و خاطره‌سازش برای ما دهه شصتی‌ها تداعی میشود.
از “این روزها که میگذرد، هر روز احساس می‌کنم که کسی در باد فریاد میزند” ش که با برنامه نیمرخ برایمان خاطره شد تا “قطار می‌رود تو میروی، تمام ایستگاه میرود” حتی “موجیم و وصل ما، از خود بریدن است” …
من اما تا نام قیصر را می‌شنوم یاد “قاف” می‌افتم؛ شعری دو جمله‌ای که روزهای نوجوانی‌ام را به خود مشغول کرد. آنقدر این شعر برایم خاطره‌انگیز و دوست داشتنی است که امسال برای دانش‌آموزان هشتم‌م، همان هفته اول مهر، خواندمش و گذاشتم مثل نوجوانی خودم در شعر غرق شوند …
“و قاف
حرف آخر عشق است
آنجا که نام کوچک من، آغاز می‌شود”

امروز دهمین سالگرد فوت فوت قیصر امین‌پور است؛ برای شادی روحش، فاتحه‌ای بخوانیم

همیشه خودمان باید بخواهیم!

نباید تصور کرد که با پیشرفت مدنیت، مقام زن هم بتدریج بالا رفته است؛ حقیقت امر این است که (در طول تاریخ) زیادتر بودن حس همکاری زن، در تغییر وضع اجتماعی او بیشتر موثر بوده تا تربیت فرهنگی مردان!

تاریخ تمدن، جلد اول

ویل دورانت

صفحه ۴۲

فسنجون

من از جمله افرادی بودم که از فسنجون خوششون نمی‌اومد؛ دهن نمیزدم بهش و به نظرم یه غذای بدمزه و زشت می اومد😅
ولی چند سالیه که ازش خوشم اومده و میخورم و حتی دو سه بار هم درستش کردم و کم کم دارم عاشقش میشم😉
گردو سابیده شده رو با یک مقدار آب سرد تو قابلمه میریزم و وقتی آب جوش اومد زیرش رو کم میکنم و میذارم دو ساعت با شعله کم حرارت ببینه. آبش که کم شد، دوباره نیم استکان آب سرد میریزم روش.
🌸 آب سرد باعث میشه گردو زودتر روغن پس بده🌸
مرغ رو هم با پیاز و یک کم نمک و زردچوبه و یک کوچولو دارچین، تو قابلمه جداگانه، میذارم بپزه.
بعد دوساعت که گردو حسابی پخت و روغن داد، رب انار میریزم و یک کم شکر. بسته به میزانی که بخوام شیرین یا ملس یا ترش بشه، هم میزنم و میزان رب و شکر رو تنظیم میکنم. یک کم که باهم جوش خوردن، مرغ ها رو بهشون اضافه میکنم. چند تا آلو خورشتی هم برای کم کردن گرمی گردو داخل خورش میندازم. حدود نیم ساعت صبر میکنم تا مرغ ها خوب با مخلوط گردو و رب انار بپزن و بعد سرو میکنم😀

نمیدونم چرا فسنجون غذای سختیه تو ذهنمون، در صورتیکه خیلی آسونه فقط زمان بره پختش

  • آبان ۱۳۹۶
  • مهر ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • خرداد ۱۳۹۶
  • اردیبهشت ۱۳۹۶
  • فروردین ۱۳۹۶
  • اسفند ۱۳۹۵
  • بهمن ۱۳۹۵
  • دی ۱۳۹۵
  • آذر ۱۳۹۵
  • آبان ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • شهریور ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • خرداد ۱۳۹۴
  • اردیبهشت ۱۳۹۴
  • فروردین ۱۳۹۴
  • اسفند ۱۳۹۳
  • بهمن ۱۳۹۳
  • دی ۱۳۹۳
  • آذر ۱۳۹۳
  • آبان ۱۳۹۳
  • مهر ۱۳۹۳
  • شهریور ۱۳۹۳
  • مرداد ۱۳۹۳
  • تیر ۱۳۹۳
  • خرداد ۱۳۹۳
  • اردیبهشت ۱۳۹۳
  • فروردین ۱۳۹۳
  • اسفند ۱۳۹۲
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آذر ۱۳۹۱
  • آبان ۱۳۹۱
  • مهر ۱۳۹۱
  • شهریور ۱۳۹۱
  • مرداد ۱۳۹۱
  • تیر ۱۳۹۱
  • خرداد ۱۳۹۱
  • اردیبهشت ۱۳۹۱
  • فروردین ۱۳۹۱
  • اسفند ۱۳۹۰
  • بهمن ۱۳۹۰
  • دی ۱۳۹۰
  • آذر ۱۳۹۰
  • آبان ۱۳۹۰
  • مهر ۱۳۹۰
  • شهریور ۱۳۹۰
  • مرداد ۱۳۹۰
  • تیر ۱۳۹۰
  • خرداد ۱۳۹۰
  • اردیبهشت ۱۳۹۰
  • فروردین ۱۳۹۰
  • اسفند ۱۳۸۹
  • بهمن ۱۳۸۹
  • دی ۱۳۸۹
  • آذر ۱۳۸۹
  • آبان ۱۳۸۹
  • مهر ۱۳۸۹
  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • خرداد ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • اسفند ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • فروردین ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۵
  • خرداد ۱۳۸۵
  • اردیبهشت ۱۳۸۵
  • فروردین ۱۳۸۵
  • اسفند ۱۳۸۴
  • بهمن ۱۳۸۴
  • دی ۱۳۸۴
  • آذر ۱۳۸۴
  • شهریور ۱۳۸۴
  • مهدیه و لباس‌های سخنگو

    مهدیه، عروسی دعوت شده و بین لباسهاش دنبال لباس مناسبی است تا برای مهمونی بپوشد. مادرش به کمک او می آید. مادر برای مهدیه توضیح میدهد که هر لباسی که آدمها میپوشند، نشان دهنده شخصیت و نوع زندگی آنهاست.

    کتاب با یک قصه کاملا روان و زبانی کودکانه، چرایی داشتن حجاب برای دختران را بیان میکند. داستانی که کودک را قدم به قدم جلو میبرد و با گفتن مثال های مختلف، ذهن کودک را درگیر میکند. در انتها کودک داستان، خودش به این نتیجه میرسد که چرا باید حجاب داشته باشد.

    درباره موضوع حجاب کتاب داستانی برای کودکان نوشته نشده است یا اگر کتابی نوشته شده، داستانش کشش و جذابیت زیادی برای کودکان نداشته است. داستان “مهدیه و لباسهای سخنگو” خیلی خوب توانسته است این جذابیت را درباره موضوع حجاب، بوجود آورد و کودک را با خود همراه کند.

    کتاب توسط جبهه فرهنگی خودجوش محجبه‌ها که‌ خیریه ای فرهنگی است، تولید شده است. یک عروسک دختر که در واقع همان شخصیت “مهدیه” داستان کتاب است نیز به همراه کتاب توزیع میشود. ایده عروسک همراه با کتاب، باعث می شود کودک بیش از پیش با کتاب ارتباط بگیرد. درواقع ارتباط حسی و با یک عروسک و سپس خواندن کتابی با عکسهای همان عروسک، کودک را به داستان و قصه و کاراکترها نزدیکتر میکند.

    تصاویر کتاب نیز جذاب است و استفاده از رنگهای مختلف و شاد به این جذابیت کمک میکند.

    به گفته نویسنده کتاب، مهدیه و لباسهای سخنگو، اولین کتاب داستانی نوشته شده درباره چرایی حجاب و عفاف است که برای دختران چهار تا یازده سال نوشته شده است.

    پیشنهاد ما این است اگر در فامیل و آشنایان دختر در سن تکلیف دارید، حتما این کتاب را به همراه عروسکش برایش تهیه کنید. میتوانید ابتدائا کتاب را برایش نخوانید و از او بخواهید درباره عروسک، هر قصه ای که به ذهنش میرسد، بسازد. بعد باهم کتاب را بخوانید. این کتاب ایده خوبی برای هدیه در جشن تکلیف ها است. اگر عروسک مهدیه را پیدا نکردید، خودتان با تکه پارچه یا هر وسیله دیگری که در خانه دارید، عروسک دختر باحجابی درست کنید؛ مطمئن باشید دختر خردسال باوجود عروسک، بیشتر با داستان همذات پنداری میکند.

    برای تهیه کتاب، علاوه بر نشر سمیع، میتوانید به کانال تلگرامی mohajabe-ha‌@ مراجعه کنید یا با شماره ۰۹۱۲۵۲۱۸۵۷۰ تماس حاصل نمایند.

    این مطلب در تاریخ دو مهر ۹۶ در روزنامه همشهری به چاپ رسیده است.

    نویسنده: وحید جهان تیغ
    تصویرگر: امیرحامد پاژتار
    ناشر: نشر سمیع

    قصه‌های تصویری از گلستان

    خیلی از کتب قدیمی مانند گلستان و بوستان، پر است از داستان و حکایت‌های کوتاه. داستان‌هایی که علاوه بر سرگرم کردن نوجوانان، بسیار آموزنده هستند و درس زندگی به مخاطب می‌دهند.

    ولی اغلب نوجوانان بخاطر سبک نوشتاری این کتاب‌ها و تفاوت‌شان با زبان امروزی، کمتر به سراغ آنها می‌روند. و برای خواندن و فهمیدن و درک مطالب، احتیاج به کمک گرفتن از بزرگترها دارند. برای اینکه نوجوانان بخاطر سخت بودن زبان اینگونه کتب، از آنها فاصله نگیرند، بعضی از این کتاب‌ها را به زبان امروزی و قابل فهم برای کودکان و نوجوانان بازآفرینی کرده‌اند.

    مجموعه شش جلدی قصه‌های تصویری از گلستان، نمونه‌ای از همین کتب است. خانم مژگان شیخی، شش حکایت آموزنده از گلستان سعدی را به زبان امروز بازآفرینی کرده‌ و انتشارات قدیانی آن را چاپ کرده است.

    “غلام دریا ندیده”، “شاهزاده‌ی کوتاه قد”، “نگهبان جوان”، “درویش طمعکار”، “گدایی که پادشاه شد” و “سفر دور و دراز” عنوان این شش جلد هستند. که هر کدام یکی از حکایت‌های آموزنده از گلستان را تعریف می‌کند.

    حکایت‌ها بصورت قصه و با زبان معیار امروزی نقل شده‌اند. گروه سنی نوشته شده بر روی کتاب ج است. والدین می‌توانند خودشان کتاب را بخوانند و داستان آن را بصورت قصه و با زبان کودکانه برای فرزندان کوچک‌ترشان تعریف کنند.

    نوجوان مخاطب کتاب، با شش داستان جذاب و کشش‌دار مواجه است. داستان‌هایی که می‌توانند زمینه آشنایی نوجوان با کتاب گلستان باشند. قطعا اگر نوجوان شما از داستان‌های این کتاب خوشش بیاید، اگر در جایی کتاب گلستان را ببیند، آن را برمیدارد و ورق می‌زند. پس توصیه می‌کنیم کتاب گلستان را در خانه داشته باشید و در صورت تمایل فرزندتان، حکایت‌های گلستان را نیز بخواند. البته ممکن است در ابتدا نیاز به کمک شما داشته باشد. تا هم معنی بعضی جملات را متوجه شود، هم از حکایت‌هایی با مفاهیم آسانتر و قابل فهم‌تر شروع کند.

    اگر شما معلم هستید و دوست دارید گاهی سرکلاس برای دانش‌آموزانتان کتاب بخوانید، این مجموعه، پیشنهاد بسیار خوبی برای کتابخوانی در مدرسه است. پیشنهاد ما این است بعد از خواندن کتاب، نوجوانان را ترغیب کنید تا با دوستانشان آن حکایت‌ها را بصورت نمایشی اجرا کنند. در خانه هم می‌توانید با فرزندتان کمک کنید تا با دوستانش این حکایات را بصورت نمایشی تمرین کنند. یک عصر تابستانی والدین دوستانش را دعوت کنید تا بچه‌ها نمایششان را اجرا کنند. قطعا این فعالیت‌ها هم باعث فراموش نکردن داستان کتاب می‌شود و هم می‌تواند قدمی باشد برای آشتی دادن نسل امروز با کتب خوب پیشینیان.

    این مطلب در تاریخ ۱۹ شهریور ۹۶ در روزنامه همشهری به چاپ رسیده است.

    به روایت: مژگان شیخی
    تصویرگر: علیرضا گلدوزیان
    انتشارات: قدیانی
    قیمت مجموعه شش جلدی: هجده هزار تومان


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۴:۴۶ ب.ظ روز ۱۹ شهریور ۱۳۹۶ | دیدگاه (۰)

    لالایی برای دختر مُرده

    کتاب درباره مستندی تاریخی است که در قالب رمان نوجوان نوشته شده است. کتاب چهار راوی دارد و روایت هرکدام با یک زاویه دید (اول شخص) بیان می‌شود و داستان را به هم گره می‌زنند. راوی اول یا “من” استاد دانشگاهی است که اتفاقی با اسنادی در مورد فروخته شدن دختران قوچان، در زمان مشروطه به ترکمن‌های پاکستان برخورد می‌کند. پیگیری موضوع او را به شهرک ارغوان می‌کشاند. زهره، راوی دیگر داستان، که در مجتمع ارغوان زندگی می‌کند، احساس می‌کند دختری به نام حکیمه از جهانی دیگر با او ارتباط برقرار می‌کند. دختری که موهای خاکستری دارد و دستهایش از آرنج به پایین سوخته و صد سال پیش، مرده است. مینا راوی سوم که دوست و همکلاسی زهره است نیز وارد داستان او و حکیمه می‌شود. راوی چهارم نیز میرزاجعفر خان میرزاباشی است که راوی اول در تحقیقاتش به گزارشات او در کتابخانه عشق‌آباد درباره فروش دختران قوچانی میرسد.

    بطور کلی می‌توان گفت موضوع کتاب درباره رنج و سختی است که دختران در دوره‌های مختلف تاریخی دیده‌اند؛ از فروش دختران قوچان تا شکنجه و سختی دختران امروز در بعضی از خانواده ها و نادیده گرفتن آن‌ها. و البته این سختی‌ها با شعارهای فمنیستی نقل نشده است.

    شاید عنوان کتاب یا بعضی از قسمت‌های باعث شود نوجوان کمی بترسد و کتاب را در ژانر وحشت قرار دهد، اما هدف کتاب ایجاد ترس و وحشت در خواننده نیست؛ کتاب سعی دارد با نقل یک داستان تاریخی و پیوند زدنش با زندگی امروز، ظلمی را برای نوجوانان بازگو کند و آگاهی بیشتری از جامعه و وظیفه آنها نسبت به آینده و جامعه‌شان، بدهد. خیلی از دختران نوجوان، بزرگترین و شاید تنهاترین دغدغه‌شان رسیدگی به ظاهر و لباس و سرووضعشان است، لالایی برای دختر مرده  سعی دارد مخاطب، خاصتا دختران، را با وجه دیگری از انسان و زن بودن آشنا کند و به آنها یادآوری کند رسالت اجتماعی و فرهنگی نیز در این جهان دارند.  داستانی کتاب،  به راحتی از ذهن خواننده بیرون نمی‌رود.

    کتاب از چند جهت برای نوجوانان جذاب و هیجان‌انگیز است؛ یکی نوجوان بودن شخصیت‌های اصلی داستان، و دیگر موضوع و ژانر وحشت و هیجان‌انگیز داستانهای نقل شده و البته عنوان سوال‌برانگیز کتاب نیز، عاملیست برای برانگیختن حس کنجکاوی نوجوانان. شخصیت‌های داستان همگی دختر هستند و از این جهت نیز، کتاب برای دختران نوجوان جذابیت بیشتری دارد.

    کتاب در سال ۸۷ رمان برگزیده‌ جایزه شهید غنی‌پور شد و از شورای کتاب کودک نیز لوح تقدیر دریافت کرد. در سال ۸۸ نیز برگزیده جشنواره کتاب برتر شد و در سال ۲۰۰۸ به فهرست کتاب های خواندنی کتابخانه مونیخ (کلاغ سفید) راه پیدا کرد.

    اگر نوجوان شما از مباحث مربوط به مرگ و روح خیلی می‌ترسد، خودتان ابتدائا کتاب را بخوانید و اگر مناسب دیدید به نوجوانتان بدهید.

    نویسنده: حمیدرضا شاه‌آبادی
    نشر افق
    قیمت: هشت هزار تومان

    این مطلب در تاریخ ۲۹ مرداد در روزنامه همشهری منتشر شده است.


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۱۰:۲۵ ب.ظ روز ۲۹ مرداد ۱۳۹۶ | دیدگاه (۰)

    زیارتنامه برای زائر کوچولو

    وقتی به مشهد یا هر مکان زیارتی دیگری می‌روید، فرزندان کوچک شما چه می‌کنند؟ درباره چگونگی و آداب زیارت با کودکان خردسالتان صحبت کرده‌اید؟ تابحال شده فرزندتان درباره اعمالی که در حرم‌ها انجام می‌دهید، مثل اذن دخول، مرتب ایستادن هنگام سلام دادن، زیارتنامه خواندن و … از شما سوال کند؟ اصلا تابحال به ذهنتان رسیده بچه‌ها چگونه باید زیارت کنند و اصلا چرا یک زیارتنامه مخصوص کوکان نداریم؟

    کتاب «زیارتنامه برای زائر کوچولو» دقیقا همان است که در عنوانش آمده است؛ یک زیارتنامه جمع و جور و کودکانه. از آداب و مستحبات ورود به حرم، مثل قدم برداشتن آرام، در کتاب گفته شده تا نحوه سلام دادن و زیارت امام معصوم و وداع با ایشان؛ همگی با زبان کودکانه و مهربان.

    زائر کوچولو با پدر و مادر و خواهرش به زیارت رفته‌اند. ورودی حرم از پدرش دست روی سینه گذاشتن و کمی خم کردن سر و سلام دادن را یاد میگیرد؛ کنار مادر و خواهرش که زیارت جامعه می‌خواندند می‌نشیند و با زبان کودکانه با امام صحبت می‌کند و سلام می‌دهد و صدای امام را می‌شنود که می‌گویند: بیا پیش خودم دوست کوچولوی من؛ میهمان از دوردست آمده. خوش آمدی زائر کوچولوی من.

    زیارتنامه برای زائر کوچولو، همانطور که نویسنده در انتهای کتاب بیان کرده، یک زیارت‌نامه کوتاه و کودکانه است که می‌تواند در تقویت هویت مذهبی و دینی کودک، کمک‌کننده باشد. یادمان باشد قطعا سلام و زیارت کودکان معصوم، جواب داده خواهد شد.

    کتاب در عین اینکه زیارتنامه مانندی برای بچه‌هاست، تصاویری را روایت می‌کند که بیشتر مورد توجه بچه‌هاست؛ بازی کردن با مُهرهای حرم، مهربانی خدام با بچه‌ها، فواره و حوض آب در حرم. صحنه‌هایی نیز یا در متن یا در تصاویر توصیف می‌شود که توجه کودک را در زیارت‌هایش بعد از خواندن کتاب به خود جلب می‌کند. مثل جارو زدن خدام، صدای نقاره خانه، پرهای مخصوص خدام.

    تصویرسازی‌های کتاب یکی از نکات مثبت آن است. تصاویری خیال‌انگیز و مهربان که مفاهیم و جملات آمده در متن کتاب را، کودکانه‌ و صمیمی‌تر می‌کند و به متن کمک می‌کنند مفهومش را راحت‌تر منتقل کند.

    پیشنهاد ما این است این کتاب را در راه رفتن به حرم ائمه یا امامزادگان و اماکن مقدس برای کودک‌تان بخوانید تا حس و حال کتاب برایش تداعی شود. در حرم‌ که هستید نکات کتاب را با کودک مرور کنید. جزئیات کتاب (مانند نقاره‌خانه، جارو و پر خدام، حوض آب، پرنده‌ها) را به یاد کودک بیاورید و از او بخواهید آنها را در حرم پیدا کند.

    این مطلب در تاریخ ۱۵ مرداد ۹۶ در روزنامه همشهری به چاپ رسیده است.

    نویسنده: مجتبی آموزگار
    تصویرگر: لیدا طاهری
    انتشارات: هنرکده کتاب زیتون
    قیمت:  ۶۵۰۰تومان


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۱۱:۴۱ ق.ظ روز ۱۶ مرداد ۱۳۹۶ | دیدگاه (۰)

    مرغ شل

    شاید با خواندن صفحه اول کتاب و دیدن تصویر روی جلد، تصور کنید که کل ماجرای کتاب را فهمیده‌اید؛ اما عجله نکنید. “مرغ شل” داستان ساده و نزدیک به واقعیتی دارد که می‌تواند مخاطبش را به راحتی درگیر خود کند.

    داستان در یک خانواده فقیر پنج نفره اتفاق می‌افتد؛ پدر و مادری که سه پسربچه دارند و با قرض و قسط توانسته‌اند یک وانت قدیمی و داغان بخرند تا پدر روی آن کار کند و خرج زندگی را دربیاورد. مادر اما اجازه سوار شدن به ماشین را نمی‌دهد تا قربانی‌ای انجام دهند. پدر که از پس خرج خرید گوسفند برنمی‌آید، تصمیم میگرد خروس قربانی کند و آخر با خرید یک مرغ شَل به خانه برمی‌گردد و اصل داستان تازه شروع می‌شود.

    کتاب در نه فصل نوشته شده است. در هر فصل یکی از اتفاقات و ماجراهایی که برای خانواده “آقا قربان” اتفاق می‌افتد، روایت می‌شود. شاید با خواندن کلیتِ داستان تصور کنید با یک حکایت کلاسیک و حتی تکراری روبرو هستید؛ حکایتی از فقر و کل‌کل اعضای یک خانواده پیرامون آن، باهم. اما با خواندن کتاب متوجه می‌شوید درون‌مایه و مفهوم داستان سعی دارد علاوه بر سرگرم کردن و خنداندن مخاطب نوجوانش، مفاهیم گذشت، مهربانی، همکاری و محبت را نیز به آنها یاد بدهد.

    “مرغ شل” برای مخاطب نوجوان و گروه سنی ج و د نوشته شده است اما نوع روایت و داستان آن باعث می‌شود مخاطب بزرگسال نیز از خواندن آن لذت ببرد. داستان احساسی و عاطفی کتاب، نوجوان دختر را به خود جذب می‌کند؛ شیطنت‌ها و شوخی‌های سه پسربچه‌ی خانواده داستان نیز برای نوجوانان پسر جذاب است و این نکته‌ایست که کتاب توانسته برای هردوقشر سرگرم‌کننده باشد.

    یکی دیگر از مزیت‌های کتاب تصویرگری آن است. شاید با ورق زدن اولیه کتاب، تصاویر گلبهی و سیاه و صورتی کتاب به مذاق نوجوان خوش نیاید ولی در حین خواندن کتاب، تازه متوجه ریزه‌کاری‌های تصاویر و ارتباط خوب آنها با مطالب کتاب میشود. تصاویری که باعث شده تصویر کاملتری از شخصیت و فضای داستان منتقل بشود.

    جنبه طنز داستان که تقریبا در تمام صفحات کتاب و بین آدم‌ها وجود دارد نیز یکی از جذابیت‌هایش برای مخاطب نوجوان است. طنزِ روز اجتماعی که شاید تکراری نیز باشد اما بخاطر کلیتِ جدید داستان و تعلیقی که در آن بوجود می‌آید، تازگی خاص خود را دارد.

    پیشنهاد ما این‌بار برای والدین است؛ اگر می‌خواهید از خواندن یک داستان کوتاه لذت ببرید، حتما خودتان هم این کتاب را بخوانید!

    این مطلب در تاریخ ۲۵ تیر ۹۶ در روزنامه همشهری منتشر شده است.

    نویسنده: بهناز ضرابی زاده
    تصویرگر: رضا مکتبی
    انتشارات: سوره مهر
    قیمت: ۴۹۰۰ تومان

    نهاد کتابخانه‌ها سلام!

    چند ماه پیش و بعد از اسباب‌کشی، رفتم به نزدیکترین کتابخونه و عضو شدم. همون موقعِ ثبت‌نام بهشون گفتم “من بیشتر کتاب‌های کودک نوجوان می‌خوام امانت بگیرم، اشکال که نداره؟” متصدی گفت “نه. میتونید هرکتابی امانت بگیرید.” یک هفته بعد که کارتم آماده شده بود، دو تا کتاب کودک دادم دست خانم کتابدار و گفتم “لطفا اینها رو برام ثبت کنید” خانم کتابدار که دقیقا همون خانم هفته قبل بود کتابها را گرفت و گفت “اینها که کتاب کودک هستن، شما با کارت بزرگسال نمی‌تونید اینها رو امانت بگیرید” گفتم “ولی هفته پیش موقع ثبت‌نام من دقیقا همین سوال رو از شما کردم و گفتید اشکال نداره” با چند دقیقه مکث و مشورت با همکارش، کتاب‌ها را برام ثبت کرد و به دستم داد.

    دیروز برای امانت گرفتن کتاب به کتابخونه رفتم. متصدی محترم گفتند تا سه چهار ماه دیگه کتابخونه بخاطر تعمیرات تعطیل‌‌ه و کتابی امانت داده نمیشه! گفتم “حق عضویت ما چی میشه؟ تمدید میشه؟” گفتن “نه! تمدید نمیشه، اگه بخواین میتونید این سه چهار ماه با کارت عضویت این کتابخونه، برید کتابخونه‌های دیگه تهران که مثل ما برای نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور هستند، لیست‌شون رو به تابلو زدیم” رفتم به سمت تابلو و لیست رو نگاه کردم؛ حدود چهل تا کتابخونه بودن که نزدیک‌ترینشون به این کتابخونه اون هم با ماشین شخصی حدود یکربع – بیست دقیقه راه بود!

    یعنی پنج هزار تومنی که حق عضویت یکساله دادم، عملا برای هشت ماه قابلیت استفاده داره! مگر اینکه برای هربار سرزدن به کتابخونه دیگه‌ای یکربع بیست دقیقه با ماشین تو راه باشم! کاش حداقل این سه چهار ماه تعطیل بودن کتابخونه رو، به زمان پایان مهلت عضویتمون، اضافه می‌کردند نه اینکه بخاطر تعمیرات، مراجعه‌کننده را به کتابخونه‌های دیگه‌ی نهاد هدایت کنند!

    کاش صدای ما را بشنوید!


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۱۰:۱۰ ق.ظ روز ۱۱ تیر ۱۳۹۶ | دیدگاه (۵)

    هیس بی هیس

    بسیاری از والدین نمی‌دانند چطور فرزندشان را برای مقابله با آزار جنسی احتمالی آماده کنند. به گفته کارشناسان آزار جنسی شامل  نگاه جنسی، لمس و دست زدن  تا هرگونه رفتار جنسی توسط یک فرد بزرگتر با کودک می‌شود. هرچند احتمال چنین اتفاقی کم است اما بهتر است والدین در کنار مراقبت از کودکشان، او را با همان زبان کودکی آگاه کنند که اگر چنین اتفاقی برایش افتاد، حتما به آنها خبر دهد. اینکه کودک از بیان این مساله نترسد و برای والدینش این موضوع را بیان کند، حتما باید به بچه آموزش داده شود.

    کتاب «هیس بی هیس» درباره همین موضوع است. در قالب یک داستان تخیلی و جادوگری این آموزش را به کودکان می‌دهد که اگر شخصی به حریم خصوصی آنها وارد شد، حتما به پدر و مادر خبر بدهند.

    داستان کتاب بخاطر داشتن تم افسانه‌ای و تخیلی برای کودکان که اغلب علاقه خاصی به تخیل و جادو دارند، جذاب و کشش‌دار است و می‌تواند به خوبی کودک را با خود همراه کند.

    شخصیت بد داستان، در ابتدای کتاب بصورتی تعریف و تصور می‌شود که حتی ممکن است کودک دلش برایش بسوزد ولی در اواسط کتاب، شخصیت اصلی و منفورش نمایان می‌شود. این نکته به کودک یاد می‌دهد که به هیچ فرد غریبه‌ای که ممکن است مهربان هم به نظر بیاید، نباید اطمینان کند. البته به پدرمادرها نیز یاد می‌دهد که نباید به هر غریبه تازه واردی اطمینان کنند و کودکشان را به او بسپارند.

    تصویرگری کتاب، یکی از نکات مثبت آن است. تصاویر کودکانه و بسیار زیبا هستند و همراه با تن کتاب، کودک را همراه می‌کنند. جزئیاتی در تصویرها آمده است که متن داستان را برای کودک حساس‌تر می‌کند. مانند قرمز بودن انگشت‌های کودک داستان که توسط شخصیت بد قصه، خورده شده است.

    شاید با خواندن جملات بالا، برایتان سوال شده باشد یا حتی نگران شده باشید که این کتاب با چه قصه و تعریف‌هایی، آزارجنسی را برای کودک شرح می‌دهد؛ برای رفع این نگرانی باید بگوئیم داستان اینگونه تعریف می‌شود که “هیسگو” شخصیت بد داستان، سراغ بچه‌ها می‌رود و بخاطر عقده و ناراحتی که از بچگی خودش دارد، انگشت‌های بچه‌ها را میخورد! و اینکار باعث اذیت شدن و ناراحتی آنها می‌شود و بچه‌ها را تهدید میکند تا به پدرمادرهایشان در این مورد چیزی نگویند.

    پیشنهاد ما این است حتما این کتاب را برای بچه‌هایتان بخوانید و برایشان درباره اینکه هیچ شخص غریبه ای حق ندارد به بدنشان دست بزند توضیح دهید. این آرامش را به آنها بدهید که اگر چنین اتفاقی برایشان افتاد، تقصیر آنها نیست و شما آنها را دعوا نمیکنید و باید به شما این موضوع را بگویند.

    این مطلب ۲۸ خرداد ۹۶ در روزنامه همشهری به چاپ رسیده است.

    نویسنده: سحر انواری
    تصویرگر: لیدا طاهری
    انتشارات: توکا
    قیمت: ۵۵۰۰ تومان


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۱۲:۳۵ ب.ظ روز ۲۸ خرداد ۱۳۹۶ | دیدگاه (۰)