می‌خوانمت

وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ

و پروردگارتان گفت: مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم، آنان که از عبادت من تکبّر ورزند، به زودی خوار و رسوا به دوزخ درآیند.

سوره مبارکه غافر آیه ۶۰ (بیشتر…)

زیارتنامه برای زائر کوچولو

وقتی به مشهد یا هر مکان زیارتی دیگری می‌روید، فرزندان کوچک شما چه می‌کنند؟ درباره چگونگی و آداب زیارت با کودکان خردسالتان صحبت کرده‌اید؟ تابحال شده فرزندتان درباره اعمالی که در حرم‌ها انجام می‌دهید، مثل اذن دخول، مرتب ایستادن هنگام سلام دادن، زیارتنامه خواندن و … از شما سوال کند؟ اصلا تابحال به ذهنتان رسیده بچه‌ها چگونه باید زیارت کنند و اصلا چرا یک زیارتنامه مخصوص کوکان نداریم؟

کتاب «زیارتنامه برای زائر کوچولو» دقیقا همان است که در عنوانش آمده است؛ یک زیارتنامه جمع و جور و کودکانه. از آداب و مستحبات ورود به حرم، مثل قدم برداشتن آرام، در کتاب گفته شده تا نحوه سلام دادن و زیارت امام معصوم و وداع با ایشان؛ همگی با زبان کودکانه و مهربان.

زائر کوچولو با پدر و مادر و خواهرش به زیارت رفته‌اند. ورودی حرم از پدرش دست روی سینه گذاشتن و کمی خم کردن سر و سلام دادن را یاد میگیرد؛ کنار مادر و خواهرش که زیارت جامعه می‌خواندند می‌نشیند و با زبان کودکانه با امام صحبت می‌کند و سلام می‌دهد و صدای امام را می‌شنود که می‌گویند: بیا پیش خودم دوست کوچولوی من؛ میهمان از دوردست آمده. خوش آمدی زائر کوچولوی من.

زیارتنامه برای زائر کوچولو، همانطور که نویسنده در انتهای کتاب بیان کرده، یک زیارت‌نامه کوتاه و کودکانه است که می‌تواند در تقویت هویت مذهبی و دینی کودک، کمک‌کننده باشد. یادمان باشد قطعا سلام و زیارت کودکان معصوم، جواب داده خواهد شد.

کتاب در عین اینکه زیارتنامه مانندی برای بچه‌هاست، تصاویری را روایت می‌کند که بیشتر مورد توجه بچه‌هاست؛ بازی کردن با مُهرهای حرم، مهربانی خدام با بچه‌ها، فواره و حوض آب در حرم. صحنه‌هایی نیز یا در متن یا در تصاویر توصیف می‌شود که توجه کودک را در زیارت‌هایش بعد از خواندن کتاب به خود جلب می‌کند. مثل جارو زدن خدام، صدای نقاره خانه، پرهای مخصوص خدام.

تصویرسازی‌های کتاب یکی از نکات مثبت آن است. تصاویری خیال‌انگیز و مهربان که مفاهیم و جملات آمده در متن کتاب را، کودکانه‌ و صمیمی‌تر می‌کند و به متن کمک می‌کنند مفهومش را راحت‌تر منتقل کند.

پیشنهاد ما این است این کتاب را در راه رفتن به حرم ائمه یا امامزادگان و اماکن مقدس برای کودک‌تان بخوانید تا حس و حال کتاب برایش تداعی شود. در حرم‌ که هستید نکات کتاب را با کودک مرور کنید. جزئیات کتاب (مانند نقاره‌خانه، جارو و پر خدام، حوض آب، پرنده‌ها) را به یاد کودک بیاورید و از او بخواهید آنها را در حرم پیدا کند.

این مطلب در تاریخ ۱۵ مرداد ۹۶ در روزنامه همشهری به چاپ رسیده است.

نویسنده: مجتبی آموزگار
تصویرگر: لیدا طاهری
انتشارات: هنرکده کتاب زیتون
قیمت:  ۶۵۰۰تومان

روضه عشاق

اگر کوهم! خراب از قصه فرهاد خواهم شد
کنار نام اهل عشق، من هم یاد خواهم شد

دلیل از من مخواه، از سرنوشت پیله ها پیداست
که از زندان دنیا عاقبت آزاد خواهم شد

تمام عمر کوهم خواندی و آتشفشان بودم
سکوتم گرچه سر تا پا، شبی فریاد خواهم شد

مسیحای تو بر من گرچه دیگر جان نمی بخشند
اگر یکدم بیاید بر مزارم شاد خواهم شد

به خاک افکندی ام در خون و قول سوختن دادی
چه بهتر! بعد از این خاکستری در باد خواهم شد

 

فاضل نظری

تحلیف چیه؟

نشسته‌ایم کنار زمین و مربی برایمان نحوه شیرجه‌زدن برای گرفتن توپ‌های کوتاه را توضیح می‌دهد. دقیق شده‌ایم روی حرکات دست و زانو و ولو شدن! مربی روی زمین که مسئول حضور غیاب می‌آید کنار زمین و از مربی اجازه می‌گیرد و می‌گوید: «شنبه باشگاه تعطیل‌ه، به دوستاتون هم که امروز نیومدن خبر بدید. کسی پانشه شنبه بیاد» جمله‌اش تمام نشده که یکی می‌پرسد «چرا، مگه چی شده؟» و هم‌زمان چند نفر دیگر جواب می‌دهند که «تحلیف رئیس جهوره» وسط حرف‌ها و اظهارنظرها، می‌شنوم که یکی از بچه‌ها به دوستش می‌گوید: تحلیف چیه دیگه؟ نگاهش میکنم. سنش قطعا از هجده سال بیشتر است و احتمالا امسال رای داده است. دوستش هم که هم‌سن و سال خودش است، جواب درست و دقیقی ندارد که بدهد. خوب است کسی نگفت فردا هم “تنفیذ” است، تا واژگان بدون معنای دختران بیشتر شود. نسل چهارمی که اکثرا دوست دارند سهم‌شان از سیاست همان انتخابات و صندوق رای باشد و بس.

مسئول ثبت‌نام رفته و مربی دو به دو به خطمان می‌کند تا شیرجه برویم و تمرین ضربه به توپ در ارتفاع پایین کنیم؛ دیگر هیچ سوالی از معنای کلمات نیست!

همیشه خودمان باید بخواهیم!

نباید تصور کرد که با پیشرفت مدنیت، مقام زن هم بتدریج بالا رفته است؛ حقیقت امر این است که (در طول تاریخ) زیادتر بودن حس همکاری زن، در تغییر وضع اجتماعی او بیشتر موثر بوده تا تربیت فرهنگی مردان!

تاریخ تمدن، جلد اول

ویل دورانت

صفحه ۴۲

فسنجون

من از جمله افرادی بودم که از فسنجون خوششون نمی‌اومد؛ دهن نمیزدم بهش و به نظرم یه غذای بدمزه و زشت می اومد😅
ولی چند سالیه که ازش خوشم اومده و میخورم و حتی دو سه بار هم درستش کردم و کم کم دارم عاشقش میشم😉
گردو سابیده شده رو با یک مقدار آب سرد تو قابلمه میریزم و وقتی آب جوش اومد زیرش رو کم میکنم و میذارم دو ساعت با شعله کم حرارت ببینه. آبش که کم شد، دوباره نیم استکان آب سرد میریزم روش.
🌸 آب سرد باعث میشه گردو زودتر روغن پس بده🌸
مرغ رو هم با پیاز و یک کم نمک و زردچوبه و یک کوچولو دارچین، تو قابلمه جداگانه، میذارم بپزه.
بعد دوساعت که گردو حسابی پخت و روغن داد، رب انار میریزم و یک کم شکر. بسته به میزانی که بخوام شیرین یا ملس یا ترش بشه، هم میزنم و میزان رب و شکر رو تنظیم میکنم. یک کم که باهم جوش خوردن، مرغ ها رو بهشون اضافه میکنم. چند تا آلو خورشتی هم برای کم کردن گرمی گردو داخل خورش میندازم. حدود نیم ساعت صبر میکنم تا مرغ ها خوب با مخلوط گردو و رب انار بپزن و بعد سرو میکنم😀

نمیدونم چرا فسنجون غذای سختیه تو ذهنمون، در صورتیکه خیلی آسونه فقط زمان بره پختش

  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • خرداد ۱۳۹۶
  • اردیبهشت ۱۳۹۶
  • فروردین ۱۳۹۶
  • اسفند ۱۳۹۵
  • بهمن ۱۳۹۵
  • دی ۱۳۹۵
  • آذر ۱۳۹۵
  • آبان ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • شهریور ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • خرداد ۱۳۹۴
  • اردیبهشت ۱۳۹۴
  • فروردین ۱۳۹۴
  • اسفند ۱۳۹۳
  • بهمن ۱۳۹۳
  • دی ۱۳۹۳
  • آذر ۱۳۹۳
  • آبان ۱۳۹۳
  • مهر ۱۳۹۳
  • شهریور ۱۳۹۳
  • مرداد ۱۳۹۳
  • تیر ۱۳۹۳
  • خرداد ۱۳۹۳
  • اردیبهشت ۱۳۹۳
  • فروردین ۱۳۹۳
  • اسفند ۱۳۹۲
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آذر ۱۳۹۱
  • آبان ۱۳۹۱
  • مهر ۱۳۹۱
  • شهریور ۱۳۹۱
  • مرداد ۱۳۹۱
  • تیر ۱۳۹۱
  • خرداد ۱۳۹۱
  • اردیبهشت ۱۳۹۱
  • فروردین ۱۳۹۱
  • اسفند ۱۳۹۰
  • بهمن ۱۳۹۰
  • دی ۱۳۹۰
  • آذر ۱۳۹۰
  • آبان ۱۳۹۰
  • مهر ۱۳۹۰
  • شهریور ۱۳۹۰
  • مرداد ۱۳۹۰
  • تیر ۱۳۹۰
  • خرداد ۱۳۹۰
  • اردیبهشت ۱۳۹۰
  • فروردین ۱۳۹۰
  • اسفند ۱۳۸۹
  • بهمن ۱۳۸۹
  • دی ۱۳۸۹
  • آذر ۱۳۸۹
  • آبان ۱۳۸۹
  • مهر ۱۳۸۹
  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • خرداد ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • اسفند ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • فروردین ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۵
  • خرداد ۱۳۸۵
  • اردیبهشت ۱۳۸۵
  • فروردین ۱۳۸۵
  • اسفند ۱۳۸۴
  • بهمن ۱۳۸۴
  • دی ۱۳۸۴
  • آذر ۱۳۸۴
  • شهریور ۱۳۸۴
  • زیارتنامه برای زائر کوچولو

    وقتی به مشهد یا هر مکان زیارتی دیگری می‌روید، فرزندان کوچک شما چه می‌کنند؟ درباره چگونگی و آداب زیارت با کودکان خردسالتان صحبت کرده‌اید؟ تابحال شده فرزندتان درباره اعمالی که در حرم‌ها انجام می‌دهید، مثل اذن دخول، مرتب ایستادن هنگام سلام دادن، زیارتنامه خواندن و … از شما سوال کند؟ اصلا تابحال به ذهنتان رسیده بچه‌ها چگونه باید زیارت کنند و اصلا چرا یک زیارتنامه مخصوص کوکان نداریم؟

    کتاب «زیارتنامه برای زائر کوچولو» دقیقا همان است که در عنوانش آمده است؛ یک زیارتنامه جمع و جور و کودکانه. از آداب و مستحبات ورود به حرم، مثل قدم برداشتن آرام، در کتاب گفته شده تا نحوه سلام دادن و زیارت امام معصوم و وداع با ایشان؛ همگی با زبان کودکانه و مهربان.

    زائر کوچولو با پدر و مادر و خواهرش به زیارت رفته‌اند. ورودی حرم از پدرش دست روی سینه گذاشتن و کمی خم کردن سر و سلام دادن را یاد میگیرد؛ کنار مادر و خواهرش که زیارت جامعه می‌خواندند می‌نشیند و با زبان کودکانه با امام صحبت می‌کند و سلام می‌دهد و صدای امام را می‌شنود که می‌گویند: بیا پیش خودم دوست کوچولوی من؛ میهمان از دوردست آمده. خوش آمدی زائر کوچولوی من.

    زیارتنامه برای زائر کوچولو، همانطور که نویسنده در انتهای کتاب بیان کرده، یک زیارت‌نامه کوتاه و کودکانه است که می‌تواند در تقویت هویت مذهبی و دینی کودک، کمک‌کننده باشد. یادمان باشد قطعا سلام و زیارت کودکان معصوم، جواب داده خواهد شد.

    کتاب در عین اینکه زیارتنامه مانندی برای بچه‌هاست، تصاویری را روایت می‌کند که بیشتر مورد توجه بچه‌هاست؛ بازی کردن با مُهرهای حرم، مهربانی خدام با بچه‌ها، فواره و حوض آب در حرم. صحنه‌هایی نیز یا در متن یا در تصاویر توصیف می‌شود که توجه کودک را در زیارت‌هایش بعد از خواندن کتاب به خود جلب می‌کند. مثل جارو زدن خدام، صدای نقاره خانه، پرهای مخصوص خدام.

    تصویرسازی‌های کتاب یکی از نکات مثبت آن است. تصاویری خیال‌انگیز و مهربان که مفاهیم و جملات آمده در متن کتاب را، کودکانه‌ و صمیمی‌تر می‌کند و به متن کمک می‌کنند مفهومش را راحت‌تر منتقل کند.

    پیشنهاد ما این است این کتاب را در راه رفتن به حرم ائمه یا امامزادگان و اماکن مقدس برای کودک‌تان بخوانید تا حس و حال کتاب برایش تداعی شود. در حرم‌ که هستید نکات کتاب را با کودک مرور کنید. جزئیات کتاب (مانند نقاره‌خانه، جارو و پر خدام، حوض آب، پرنده‌ها) را به یاد کودک بیاورید و از او بخواهید آنها را در حرم پیدا کند.

    این مطلب در تاریخ ۱۵ مرداد ۹۶ در روزنامه همشهری به چاپ رسیده است.

    نویسنده: مجتبی آموزگار
    تصویرگر: لیدا طاهری
    انتشارات: هنرکده کتاب زیتون
    قیمت:  ۶۵۰۰تومان


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۱۱:۴۱ ق.ظ روز ۱۶ مرداد ۱۳۹۶ | دیدگاه (۰)

    نهاد کتابخانه‌ها متشکرم

    همان روزی که مطلب قبلی +  را نوشتم، در کانال تلگرامی وادی + هم منتشرش کردم و در یک گروه کتابخوانی بازنشرش دادم.

    پنج دقیقه نگذشته بود که پیامی دریافت کردم از مسئول روابط عمومی نهاد؛ درباره موضوع مطرح شده در نوشته، سوال کردند. بعد چندبار پیگیری توسط ایشان و توسط یکی دیگر از کارمندان نهاد، گفتند بخشنامه‌ای نوشته شده و برای کتابخانه‌ها ارسال می‌شود که اگر چنین مساله‌ای (تعطیلی چند ماهه کتابخانه)، پیش آمد، عضویت اعضا باید تمدید شود. علاوه بر این در این چند ماه تعمیرات کتابخانه، از کتابخانه‌های دیگر زیر نظر نهاد می‌توانم استفاده کنم.

    خواستم مجددا و در وبلاگ  نیز از نهاد بابت پیگیری سریع این مساله تشکر کنم.

    فقط کاش تعمیرات و تعطیلی کتابخانه در تابستان که فصل تعطیلی مدارس و بهترین موقعیت برای استفاده نوجوانان از فضای کتابخانه است، نبود. حدسم درباره این مساله هم این است که میزان مراجعین برای امانت کتاب، خصوصا سنین کودک و نوجوان، بسیار کمتر از مراجعین برای کتب درسی و استفاده از سالن مطالعه برای درس خواندن است و فصل تعمیرات را بعد از کنکور گذاشته‌اند؛ و چه غمگینانه است این موضوع! که اولویت و شاخص استفاده از کتابخانه، کنکور است.


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۴:۳۹ ب.ظ روز ۰۸ مرداد ۱۳۹۶ | دیدگاه (۰)

    مرغ شل

    شاید با خواندن صفحه اول کتاب و دیدن تصویر روی جلد، تصور کنید که کل ماجرای کتاب را فهمیده‌اید؛ اما عجله نکنید. “مرغ شل” داستان ساده و نزدیک به واقعیتی دارد که می‌تواند مخاطبش را به راحتی درگیر خود کند.

    داستان در یک خانواده فقیر پنج نفره اتفاق می‌افتد؛ پدر و مادری که سه پسربچه دارند و با قرض و قسط توانسته‌اند یک وانت قدیمی و داغان بخرند تا پدر روی آن کار کند و خرج زندگی را دربیاورد. مادر اما اجازه سوار شدن به ماشین را نمی‌دهد تا قربانی‌ای انجام دهند. پدر که از پس خرج خرید گوسفند برنمی‌آید، تصمیم میگرد خروس قربانی کند و آخر با خرید یک مرغ شَل به خانه برمی‌گردد و اصل داستان تازه شروع می‌شود.

    کتاب در نه فصل نوشته شده است. در هر فصل یکی از اتفاقات و ماجراهایی که برای خانواده “آقا قربان” اتفاق می‌افتد، روایت می‌شود. شاید با خواندن کلیتِ داستان تصور کنید با یک حکایت کلاسیک و حتی تکراری روبرو هستید؛ حکایتی از فقر و کل‌کل اعضای یک خانواده پیرامون آن، باهم. اما با خواندن کتاب متوجه می‌شوید درون‌مایه و مفهوم داستان سعی دارد علاوه بر سرگرم کردن و خنداندن مخاطب نوجوانش، مفاهیم گذشت، مهربانی، همکاری و محبت را نیز به آنها یاد بدهد.

    “مرغ شل” برای مخاطب نوجوان و گروه سنی ج و د نوشته شده است اما نوع روایت و داستان آن باعث می‌شود مخاطب بزرگسال نیز از خواندن آن لذت ببرد. داستان احساسی و عاطفی کتاب، نوجوان دختر را به خود جذب می‌کند؛ شیطنت‌ها و شوخی‌های سه پسربچه‌ی خانواده داستان نیز برای نوجوانان پسر جذاب است و این نکته‌ایست که کتاب توانسته برای هردوقشر سرگرم‌کننده باشد.

    یکی دیگر از مزیت‌های کتاب تصویرگری آن است. شاید با ورق زدن اولیه کتاب، تصاویر گلبهی و سیاه و صورتی کتاب به مذاق نوجوان خوش نیاید ولی در حین خواندن کتاب، تازه متوجه ریزه‌کاری‌های تصاویر و ارتباط خوب آنها با مطالب کتاب میشود. تصاویری که باعث شده تصویر کاملتری از شخصیت و فضای داستان منتقل بشود.

    جنبه طنز داستان که تقریبا در تمام صفحات کتاب و بین آدم‌ها وجود دارد نیز یکی از جذابیت‌هایش برای مخاطب نوجوان است. طنزِ روز اجتماعی که شاید تکراری نیز باشد اما بخاطر کلیتِ جدید داستان و تعلیقی که در آن بوجود می‌آید، تازگی خاص خود را دارد.

    پیشنهاد ما این‌بار برای والدین است؛ اگر می‌خواهید از خواندن یک داستان کوتاه لذت ببرید، حتما خودتان هم این کتاب را بخوانید!

    این مطلب در تاریخ ۲۵ تیر ۹۶ در روزنامه همشهری منتشر شده است.

    نویسنده: بهناز ضرابی زاده
    تصویرگر: رضا مکتبی
    انتشارات: سوره مهر
    قیمت: ۴۹۰۰ تومان

    من و پنگوئنم

    استفاده نادرست از برق، باعث هدر رفتن و اتلاف انرژی می‌شود. منابع مختلفی برای تولید برق مصرف می‌شوند که خیلی از آنها تمامی‌پذیرند. به همین علت  توصیه‌های فراوانی برای صرفه‌جویی و استفاده درست در مصرف برق می‌شود.

    آموزش مهارت‌های زندگی به کودکان باعث می‌شود از همان کودکی اینگونه مهارت‌ها برایشان نهادینه شود. مهارت استفاده بهینه و درست از انرژی‌ها مانند برق، گاز، گرما و دیگر انرژی‌ها از کودکی و با زبان خود کودکان باعث می‌شود اندیشه مدیریت مصرف در آنها نهادینه شود. کتاب “من و پنگوئنم” یکی از کتابهای آموزش مهارت‌های زندگی برای کودکان است که مصرف بهینه برق را با داستانی کودکانه آموزش می‌دهد.

    کتاب درباره دختر کوچکی است که عروسک پنگوئنی هدیه می‌گیرد. کتابی درباره پنگوئن‌ها می‌خواند و متوجه می‌شود آنها به سرما علاقه دارند. تصمیم می‌گیرد برای راحتی پنگوئنش آن را داخل یخچال بگذارد. ولی تنهایی پنگوئن را نمی‌تواند تحمل کند. در یخچال را باز می‌گذارد و خودش کنار آن می‌نشیند و برای پنگوئنش داستان تعریف می‌کند. پدربزرگ که او را می‌بیند برایش کتابی میخرد درباره چگونگی مصرف برق و هدر ندادن آن. دخترک یاد می‌گیرد باز گذاشتن در یخچال باعث هدر رفتن انرژی برق می‌شود.

    این کتاب یکی از عوامل هدر رفت انرزی را برای مخاطب خردسال بیان می‌کند. انتشارات نردبان در این زمینه چند کتاب دیگر هم چاپ کرده است که می‌توانید برای آگاهی بیشتر کودکان، کتابهای دیگر را نیز برای کودک بخوانید.

    نکته جالب در داستان کتابخوان بودن شخصیت آن است. دو بار به کتاب خواندن و کسب اطلاعات از کتاب در این داستان اشاره می‌شود. که می‌توان گفت خانم ژوبرت خواسته در کنار موضوع اصلی داستانِ کتاب، مخاطب را به کتاب خواندن بیشتر تشویق کند.

    توصیه ما این است که بعد از خواندن کتاب، چگونگی تولید برق و راه‌های مختلفی که بوسیله آنها برق تولید می‌شود را برای کودک شرح دهید. اتفاقاتی که در اثر نبود برق ممکن است بیافتد را برای کودک بشمارید و از او بخواهید تصوراتش را از زمانی که برق قطع شود، برایتان بگوید. اگر اطلاعات خودتان هم درباره چگونگی تولید برق زیاد نیست، حتما در اینترنت سرچی بزنید و در اینباره بخوانید؛ در صفحه آخر کتاب نیز اطلاعات اندکی در اینباره برای والدین آمده است.

    نویسنده و تصویرگر: کلر ژوبرت
    انتشارات: نردبان (واحد کودک و نوجوان انتشارات فنی ایران)
    قیمت ۴۵۰۰

    این مطلب در روزنامه همشهری، چاپ شده است.


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۴:۵۸ ب.ظ روز ۰۸ خرداد ۱۳۹۶ | دیدگاه (۰)

    کی اول برود؟

    تصور کنید با کودکتان در ماشین هستید و مشغول رانندگی. به چراغ قرمز میرسید و ماشین را نگه میدارید. فرزندتان از ایستادن ماشین تعجب میکند و از شما میخواهد ماشین را حرکت دهید. حالا شما باید برایش قوانین رانندگی و مفهوم چراغ راهنمایی و رنگهای سبز و قرمز و زرد را توضیح دهید. حالا تصور کنید کودکتان برای رسیدن به مقصد عجله دارد و تصوری از حقوق دیگران و ایجاد ترافیک و تصادف بخاطر رد شدن از چراغ قرمز ندارد. باید چه کنید؟ یکی از روشها برای ذهنیت‌سازی کودک این است که حاصل رعایت نکردن قانون را خودش ببیند. مثل مهتابِ داستان که گرسنه است و می‌خواهد زود به خانه برسد ولی از مادرش می‌خواهد از چراغ قرمز عبور کند.  ولی بعد که به خانه می‌آید با دیدن ماشین‌های اسباب بازی‌ برادرش که  همگی بوق می‌زنند و می‌خواهند اول خودشان عبور کنند، به فکر چاره می‌افتد. گذاشتن چراغ راهنمایی روی فرش بازی اتاق برادرش و آمدن نظم و آرامش به اتاق.

    انتشارات فنی ایران، کتابهای مختلفی با موضوع یادگیری مهارت‌های زندگی برای کودکان چاپ کرده است. “کی اول برود”، مهارت قانونمندی و خاصتا رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی را به کودک آموزش می‌دهد. کودک گرسنه‌ای که در ابتدا فقط خودش و برطرف شدن نیازش برایش مهم است ولی بعد از دیدن هرج و مرج ناشی از نداشتن قانون، خود به فکر وضع قانون می‌کند.

    قطعا اگر کودکان از همین سنین با قوانین و چرایی وضع آنها آشنا شوند، می‌توان به آینده بهتری برای آنها و کشور امیدوار بود.

    کتاب علاوه بر موضوع قانون‌مندی، یک آموزش دیگر نیز برای کودکان دارد. پرورش قوه تخیل و جان بخشی به اشیا و اسباب‌بازی‌ها. شخصیتِ کودکِ داستان با تصور کردن حرکت ماشین‌های اسباب‌بازی، به مزیت داشتن قانون و رعایت رنگ‌های چراغ راهنمایی پی می‌برد.

    پیشنهاد ما این است مثل داستانِ کتاب، با اسباب بازی صحنه رعایت نکردن قانون را برای مخاطبِ کودکتان صحنه‌سازی کنید. با چند روسری و پارچه چیزی شبیه خیابان و چهارراه بسازید. یک یا دو ماشین را خودتان در دست بگیرید و حرکت دهید و یک ماشین هم به کودک دهید و بخواهید از خیابان ساختگی عبور کند و با خوردن ماشین‌ها به یکدیگر از کودک بپرسید راه حلش برای تصادف نکردن و شلوغ نشدن خیابان چیست؟ و بعد از جواب‌های احتمالی، کتاب را برایش بخوانید.

    این مطلب در تاریخ سوم اردیبهشت ۹۶ در روزنامه همشهری چاپ شده است.

    کلوچه‌های خدا

    بهار رسیده و خرس کوچولو از خواب زمستانی بیدار شده. همه جا سبز و پر از شکوفه است. خرس کوچولو تصمیم میگیره بخاطر این همه زیبایی از خدا تشکر کنه، ولی نمیدونه چه کار کنه تا خدا خوشحال بشه. کلاغ بهش پیشنهاد میده کلوچه بپزه و برای خدا ببره. جوجه تیغی ولی پیشنهاد دیگه‌ای داره. به نظر جوجه تیغی خدا مهربونی رو خیلی دوست داره و اگه خرس کوچولو با همه مهربون باشه، خدا خوشحال میشه. خرس کوچولو از پیشنهاد کلاغ استقبال میکنه و هفت تا کلوچه میپزه و راه می‌افته تا اونها رو به خدا برسونه. اما در راه با حیوانات گرسنه زیادی روبرو میشه و کلوچه‌ها رو بین اونها تقسیم میکنه و با دعاهاشون  احساس رضایت میکنه. خرس کوچولو به این نتیجه میرسه که رضایت خدا از مهربونی با بقیه، باعث رضایت او هم شده است.

    در این کتاب، بعضی از نعمت‌های خدا مثل باران، گل، حیوانات به کودک یادآوری می‌شود و مهربانی و مهربان بودن و کمک به دیگران یکی از رفتارهای خوب معرفی می‍شود. رفتاری که خدا آن را دوست دارد. خواننده کتاب یاد میگیرد انسانها با مهربانی با یکدیگر، می توانند رضایت خداوند را بدست بیاورند و خدا را با کمک به دیگران خوشحال کنند.

    در واقع نویسنده در این کتاب به زیبایی هم تصویری مطبوع و زیبا از خدا در ذهن کودک می‌سازد و بعضی صفات و ویژگی‌های خدا را آموزش می‌دهد و هم کودک را به مهر ورزیدن و مهربانی با دیگران ترغیب می‌کند.

    این کتاب توسط خانم کلر ژوبرت نوشته شده است. تصویرگری کتاب نیز توسط خود خانم ژوبرت صورت گرفته است و باعث شده متن کتاب با تصاویر کاملا همخوانی داشته باشد. خانم ژوبرت نویسنده‌ مسلمان فرانسوی الاصل و ساکن ایران هستند و کتاب‌هایشان را به دو زبان فرانسه و فارسی می‌نویسند.

    کتاب کلوچه های خدا به سه زبان فارسی، فرانسوی و عربی منتشر و توسط کانون پرورشی فکری کودکان، چاپ شده است. ترجمه عربی کتاب را د. امیمه محسن علیق انجام داده است.

    پیشنهاد ما این است که این کتاب را بصورت نمایش با چند عروسک حیوان و کلوچه برای مخاطب کودک‌تان اجرا کنید. یا اینکه قبل از خواندن کتاب از کودک سوالاتی بپرسید تا حس کنجکاوی‌اش درباره موضوع کتاب را برانگیزید. سوالاتی مثل خانه خدا کجاست؟ به نظرت خدا چه جور خوراکی‌هایی دوست دارد؟ فکر میکنی خدا را چطوری می‌توانیم خوشحال کنیم؟ و بعد از پاسخ‌های کودک کتاب را برایش بخوانید.

    این نوشته ۲۷ فروردین ۹۶ در روزنامه همشهری چاپ شده است.


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۵:۱۶ ب.ظ روز ۲۷ فروردین ۱۳۹۶ | دیدگاه (۰)

    من و یک گلدان خالی

    “این تخم های قرمز ریز تربچه اند. اگر آن ها را بکارم توی کیفم، هر روز زنگ تفریح نان و پنیر و تربچه می خورم. این تخم های سیاه کوچک نیلوفرند. فقط فکرش را بکن که آدم چند تا از این ها را توی جیب لباسش کاشته باشد. اگر بذر گل لادن را روی سرمان بکاریم، زیباتر نمی‌شویم؟”

    کتاب من و یک گلدان خالی درباره دختری است که مادربزرگش در جعبه قرص‌های قلبش، برایش تخم و بذر گل‌های مختلف ریخته است. و دختر خیالباف قصه برای هر بذر یک رویا و تخیل شیرین در ذهنش میسازد.

    تصویرگری کتاب آنقدر خوب است و با متن کتاب هم‌خوانی دارد که بعد از خواندن تک جملات هر صفحه با نگاه کردن به تصاویر، انگار جملات ادامه پیدا می‌کنند. و حالا این خواننده خردسال کتاب است که می‌تواند با تصاویر کتاب، برای خودش رویاسازی کند.

    این کتاب علاوه بر اینکه کودکان را با گل و گیاه و طبیعت و چگونگی باغبانی آشنا می‌کند،مفهوم محیط زیست و مراقبت از آن را هم به کودک آموزش می‌دهد. علاوه بر این رابطه دختر کتاب با مادربزرگ و مادرش یک نمونه خوب برای رابطه بین کودک و سالمندان و والدین است. مادربزرگ مهربانی که بذرها را در قوطی قرص قلبش هدیه می‌دهد نه قوطی قرص‌های مسکن یا فشارش. مادری که برای دخترش گلدان می‌خرد و دختری که مادر و مادربزرگش را دوست دارد.

    یکی دیگر از مفاهیم آموزشی کتاب، انتخاب و قدرت اختیار است. وقتی دخترک تصمیم به کاشتن بذرها می‌کند ولی فقط یک گلدان دارد و نمی‌داند کدام بذر را بکارد و مجبور می‌شود از بین رویاها و آرزوهایی که برای هر بذر دارد، یکی‌شان را انتخاب کند و آن را پرورش دهد.

    به همراه این کتاب یک قوطی کوچک دایره‌ای است که در آن بذر گل و گیاه است و کودک بعد خواندن کتاب می‌تواند خودش را جای شخصیت کتاب بگذارد و آن بذرها را بکارد و شاهد رشد و جوانه زدن آنها باشد. این کتاب هدیه خوبی برای عیدی و هدیه دادن در فصل بهار به کودکان است. پیشنهاد ما این است شما هم مثل مادر شخصیت کتاب، به همراه کتاب یک گلدان خالی و خاک به کودکی که کتاب را هدیه می‌گیرد بدهید تا بتواند آنها را انتخاب و بکارد.

    من و یک گلدان خالی را مرجان فولادوند نوشته است و تصویرگری کتاب را لیدا طاهری انجام داده است. کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان این کتاب را منتشر کرده است.

    این مطلب ۲۱ فروردین ۹۶ در روزنامه همشهری چاپ شده است.


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۶:۰۷ ب.ظ روز ۲۱ فروردین ۱۳۹۶ | دیدگاه (۰)