ای اولین و آخرین امید
إِنْ یَنْصُرْکُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَکُمْ وَإِنْ یَخْذُلْکُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِی یَنْصُرُکُمْ مِنْ بَعْدِهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ
اگر خدا شما را یارى کند هیچ کس بر شما غالب نخواهد شد
و اگر دست از یارى شما بردارد، چه کسى بعد از او شما را یارى خواهد کرد؟
مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند
سوره مبارکه آل عمران، آیه ۱۶۰
دیلماج

شاه آبادی تاریخ خونده، قلم جذابی داره و این دو فاکتور، باعث میشه از دل حوادث تاریخی، یه داستان جذاب خلق کنه
داستانی که در عین قصه بودن و جزئیات شکل گرفته از ذهن نویسنده، کلیت واقعی داره
خیلی از آدم‌ها تاریخ‌خون نیستن و حتی از تاریخ فراری‌اند. رمان‌هایی مثل دیلماج، کافه خیابان گوته و حتی خانمِ مسعود بهنود خواننده رو با قصه میبره به عمق تاریخ و یکسری اطلاعات تاریخی بهش میده. چی بهتر از این؟

از اینکه دو ترم، شاگرد شاه‌آبادی بودم و ازشون آموختم، خوشحالم.

کتاب درباره میرزا یوسف‌خان مستوفی مشهور به دیلماج هست و تغییراتی که در زندگیش میکنه. برای من حزب باد بودن این فرد و یک‌روز طرفدار مشروطه بودن اونقدر که بخاطرش زندان میره و بعد فرار میکنه انگلیس و یه روز ضد مشروطه بودن انقدر که دستور میده زبون کسائیکه اسم مشروطه رو میارن ببرن، جالب بود! و سطرهای آخر کتاب که بعد از دوباره روی کار آمدن مشروطه‌خواهان و دار زدن شیخ فضل الله دوست میرزا یوسف بهش میگه باید برای نمایندگی مجلس اماده بشی! مشروطه به ما احتیاج داره!

دلم هوای حرم کرده است میدانی

به نام نامی سر، بسمه‌ تعالی سر
بلندمرتبه پیکر، بلندبالا سر

فقط به تربت اعلات، سجده خواهم کرد
که بنده‌ی تو نخواهد گذاشت، هرجا سر

قسم به معنی لا یمکن الفرار از عشق
که پر شده است جهان، از حسین سرتاسر

نگاه کن به زمین! ما رأیت إلا تن
به آسمان بنگر! ما رأیت إلا سر

سری که گفت: «من از اشتیاق لبریزم
به سرسرای خداوند می‌روم با سر

هر آنچه رنگ تعلق، مباد بر بدنم
مباد جامه، مبادا کفن، مبادا سر.»

همان سری که “یحب الجمال” محوش بود
جمیل بود، جمیلا بدن، جمیلا سر

سری که با خودش آورد بهترین‌ها را
که یک به یک، همه بودن سروران را سر

زهیر گفت: حسینا! بخواه از ما جان
حبیب گفت: حبیبا! بگیر از ما سر

سپس به معرکه عابس، ” أجنّنی”گویان
درید پیرهن از شوق و زد به صحرا سر

بنازم ” أم وهب” را، به پاره تن گفت
برو به معرکه با سر ولی میا با سر

خوشا به حال غلامش، به آرزوش رسید
گذاشت آخر سر، روی پای مولا سر

چنان که یک تن دیگر به آرزوش رسید
به روی چادر زهرا گذاشت سقا، سر

در این قصیده ولی آنکه حسن مطلع شد
همان سری است که برده برای لیلا سر

همان که احمد و محمود بود سر تا پا
همان سری که خداوند بود، پا تا سر

پسر به کوری چشمان فتنه کاری کرد
پر از علی شود آغوش دشت، سرتاسر

میان خاک، کلام خدا مقطعه شد
میان خاک؛ الف، لام، میم، طا، ها، سر

حروف اطهر قرآن و نعل تازه‌ی اسب
چه خوب شد که نبوده است بر بدن‌ها سر

تنش به معرکه سرگرم فضل و بخشش بود
به هرکه هرچه دلش خواست داد، حتی سر

جدا شده است و سر از نیزه‌ها درآورده است
جدا شده است و نیفتاده است از پا سر

صدای آیه کهف الرقیم می‌آید
بخوان! بخوان و مرا زنده کن مسیحا سر

بسوزد آن همه مسجد، بمیرد آن اسلام
که آفتاب درآورد از کلیسا سر

عقیله، غصه و درد و گلایه را به که گفت؟
به چوب، چوبه محمل، نه با زبان، با سر

دلم هوای حرم کرده است می‌دانی
دلم هوای دو رکعت نماز بالا سر


دو هفته مونده به اربعین و من هیچ امیدی به رفتن ندارم 🙁

ذهن‌خوانی

آخه چرا اینکار رو انجام میده بدون اینکه سوال بپرسه یا اجازه بگیره؟ اعصابم خرد شده. اصلا رعایت نمیکنه.
_ تا حالا بهش گفتی که نباید چنین کاری کنه؟ گفتی اجازه انجامش رو نداره؟
_ نه نگفتم. خودش نمیفهمه نباید انجام بده؟
_ نه! از کجا باید بدونه و بفهمه؟ باید بهش بگی. باید «حرف» بزنی.
[ به فکر فرو میرود]

چرا اکثر آدم‌ها حرف نمیزنن؟ منظور، توقع‌هایی که از هم داریم، احساسی که به هم داریم، چرا به زبون نمیاریم؟ چرا فکر میکنیم طرف مقابلمون خودش باید متوجه بشه و فکر ما رو بخونه؟
طرف مقابل هرکسی می‌تونه باشه؛ بچه، والدین، خواهر، برادر، همسر، دوست، فامیل، همکار، کارگر، کارفرما و …
کاش بیشتر درباره چیزهایی که تو قلب و ذهنمون هست، با هم «حرف» بزنیم.
این حرف زدن به نظرم هم سوتفاهم‌ها رو از بین میبره هم غیبت و تهمت‌ها رو، هم موجب همدلی و آرامش ذهنی و روحی میشه.

باور کنیم قابلیت «ذهن‌خوانی» از قابلیت‌های بشر نیست

ما درون را بنگریم

پشت چهره‌های خندان و فعال مجازی، چهره‌ای خسته و ناامید خوابیده است

بادمجون سرخ‌کرده

بادمجان رو که می‌خواین سرخ کنید، قبلش یک کم ماست بمالید بهش!
به شدت مقدار روغنی که مصرف میشه، پایین میاد، بدون اینکه تغییری در طعم بادمجون‌ها ایجاد بکنه

  • مهر ۱۳۹۸
  • شهریور ۱۳۹۸
  • مرداد ۱۳۹۸
  • تیر ۱۳۹۸
  • خرداد ۱۳۹۸
  • اردیبهشت ۱۳۹۸
  • فروردین ۱۳۹۸
  • اسفند ۱۳۹۷
  • بهمن ۱۳۹۷
  • دی ۱۳۹۷
  • آذر ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۷
  • مهر ۱۳۹۷
  • شهریور ۱۳۹۷
  • مرداد ۱۳۹۷
  • تیر ۱۳۹۷
  • خرداد ۱۳۹۷
  • اردیبهشت ۱۳۹۷
  • فروردین ۱۳۹۷
  • اسفند ۱۳۹۶
  • بهمن ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۶
  • آذر ۱۳۹۶
  • آبان ۱۳۹۶
  • مهر ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • خرداد ۱۳۹۶
  • اردیبهشت ۱۳۹۶
  • فروردین ۱۳۹۶
  • اسفند ۱۳۹۵
  • بهمن ۱۳۹۵
  • دی ۱۳۹۵
  • آذر ۱۳۹۵
  • آبان ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • شهریور ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • خرداد ۱۳۹۴
  • اردیبهشت ۱۳۹۴
  • فروردین ۱۳۹۴
  • اسفند ۱۳۹۳
  • بهمن ۱۳۹۳
  • دی ۱۳۹۳
  • آذر ۱۳۹۳
  • آبان ۱۳۹۳
  • مهر ۱۳۹۳
  • شهریور ۱۳۹۳
  • مرداد ۱۳۹۳
  • تیر ۱۳۹۳
  • خرداد ۱۳۹۳
  • اردیبهشت ۱۳۹۳
  • فروردین ۱۳۹۳
  • اسفند ۱۳۹۲
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آذر ۱۳۹۱
  • آبان ۱۳۹۱
  • مهر ۱۳۹۱
  • شهریور ۱۳۹۱
  • مرداد ۱۳۹۱
  • تیر ۱۳۹۱
  • خرداد ۱۳۹۱
  • اردیبهشت ۱۳۹۱
  • فروردین ۱۳۹۱
  • اسفند ۱۳۹۰
  • بهمن ۱۳۹۰
  • دی ۱۳۹۰
  • آذر ۱۳۹۰
  • آبان ۱۳۹۰
  • مهر ۱۳۹۰
  • شهریور ۱۳۹۰
  • مرداد ۱۳۹۰
  • تیر ۱۳۹۰
  • خرداد ۱۳۹۰
  • اردیبهشت ۱۳۹۰
  • فروردین ۱۳۹۰
  • اسفند ۱۳۸۹
  • بهمن ۱۳۸۹
  • دی ۱۳۸۹
  • آذر ۱۳۸۹
  • آبان ۱۳۸۹
  • مهر ۱۳۸۹
  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • خرداد ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • اسفند ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • فروردین ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۵
  • خرداد ۱۳۸۵
  • اردیبهشت ۱۳۸۵
  • فروردین ۱۳۸۵
  • اسفند ۱۳۸۴
  • بهمن ۱۳۸۴
  • دی ۱۳۸۴
  • آذر ۱۳۸۴
  • شهریور ۱۳۸۴
  • طریق العلما

    پیاده‌روی به سمت کربلا، مسیرهای مختلفی داره که معروف‌ترینش بین ما ایرانی‌ها #طریق_یاحسین هست که از نجف شروع میشه و در کنار جاده ماشین‌رو نجف به کربلاست. طریق العلما هم از نجف شروع میشه با این تفاوت که در حاشیه فرات عبور میکنه و ده کیلومتر بیشتره! یعنی نود کیلومتره. پس باید حداقل یک نیمروز بیشتر براش وقت بذارین.
    * تو این مسیر موکب‌ها خیلی کمتر از جاده اصلیه. یه قسمت‌هایی حتی ممکنه دو ساعت راه برید و هیچ استراحتگاهی سر راهتون نباشه. مخصوصا اوایل راه که بیشتر تو نخلستون‌ها هستید و نه به شهرهای بین راه رسیدید نه منازل روستایی. پس برای احتیاط یه بطری کوچیک آب و چند دونه خرما همراهتون باشه. (عکس سوم رو ببینید. تو مسیر هیچ موکبی نبود، یه کلمن آب رو گذاشته بودن برای زوار وسط راه)
    * قسمت‌هایی از مسیر که بین نخلستون‌هاست، سنگلاخی و خاکه. پارسال بارون اومد چندبار و راه گل شد و راه رفتن سخت بود. مخصوصا برای کالسکه و چرخ. پس اگه با بچه و کالسکه میخواین برید، این مورد رو یادتون باشه.
    * راه به نسبت طریق یاحسین به شدت خلوته. بخاطر همین به خانم‌هایی که تنها سفر میکنن، اصلا پیشنهاد نمیکنم از این مسیر برند. جاهایی از مسیر بود که فقط من و همسرم بودیم و هیچ زائر دیگه‌ای نبود. انقدر که شک کردیم نکنه مسیر رو اشتباه رفتیم! این خلوتی و سکوتش برای تفکر و آرامش گرفتن خیلی خوب بود البته.
    * موکب‌ها رو گفتم کم هستن، باید اینطور بگم که تو این مسیر، موکب به معنی طریق الحسین نیست! حسینیه یا چادری وجود نداره! فقط خونه‌های محلی‌ها و مردم همون منطقه پذیرای زوار و مشایه است و برای استراحت، خواب، نماز، نهار، طهارت باید مهمون خونه‌هاشون بشید. مخصوصا تا اواسط مسیر که بین زمین‌های زراعی و نخلستون‌ها هستید.
    * غیر از قسمت‌هایی که کنار نخلستون و رودخونه است و ماشینی عبور نمیکنه، بقیه مسیر امکان ماشین سوار شدن وجود داره. اگه استوری‌های پارسال منو ببینید، بخاطر سرماخوردگی و بیحالی، دو بار مجبور شدیم سوار ماشین بشیم. البته ماشین‌هایی که تو اون مسیر سوار میکنن، بیشتر وانت هستند. ماشین‌های شخصی هم هستن ولی کمتر.
    * اگه وسط مسیر پشیمون شدید، من دقیق نمیدونم بهترین راه برای رسیدن به طریق الحسین چیه! فقط اینو میدونم که به شهر کفل که رسیدید، میتونید از ماشین‌هایی که به سمت جاده اصلی میرند، بخواین شما رو هم به اون مسیر و جاده ببرند؛ پیاده گمونم نصف روزی طول میکشه مسیر بین دو جاده.
    * در کل پیشنهاد میکنم اگه دفعه اوله به این سفر میرید، از این مسیر نرید
    *اگه یکبار از این مسیر رفتید، سال‌های بعد از همون مسیر اصلی برید! با بچه اگه می‌خواین برید، گمونم سختی‌هاش و استرس‌هاش از مسبر اصلی بیشتره. اگه به هر دلیل دوست ندارید به خونه‌های شخصی مردم محلی برید، از این مسیر نرید. اگه فوبیای امنیت دارید، از این مسیر نرید. اگه هر یکربع یکبار باید چیزی بخورید، از این مسیر نرید

    * اگه شلوغی و ازدحام جمعیت باعث اعصاب‌خردی و از بین رفتن آرامش و طمانینه این سفر میشه، از این مسیر برید. اگه بخاطر دستگاه گوارش و بدنتون برای سالم بودن و صحیح عمل کردن،باید هر روز چند میوه بخورید، از این مسیر برید ) بخاطر زمین‌های کساورزی و زراعی به شدت توزیع انواع میوه در این مسیر زیاده ) اگه دوست دارید با آدم‌های محلی معاشرت کنید و مهمون مهربانی اعراب بشید، از این مسیر برید
    *مسیر هیچ چراغ و روشنایی نداره. قبل غروب همه به خونه‌ها و مبیت‌ها برای استراحت میرند و بعد نماز صبح هم شروع به راه رفتن میکنند، پس اگه اهل شب راه رفتن هستید، از این مسیر نرید. مگه خیلی شجاع و نترس باشید که اون هم به نظرم از احتیاط و عقل، به دوره

    * هلال‌احمر و امکاناتی که در مسیر اصلی هست اصلا تو این مسیر نیست. هرچی هست خونه‌های خودشون و اگه به شهرهای کفل و طویرج و حله رسیدید، درمونگاه‌ها و بیمارستان‌هاشونه. پس اگه بیماری دارید که احتباج به مراقبت و چک‌آپ کردن مستمر و روزانه دارید، از این مسیر نرید
    * بالا هم نوشتم، بخشی از مسیر هیچ موکبی نیست. سما دو سه یاعت راه میرید و هیچ موکب و استراحت‌گاهی وجود نداره. پس اگه هر نبم ساعت با هر چند دقیقه باید بنشینید و استراحت کنید، از این مسیر نرید. مگه نشستن روی تنه درختا و سبزه‌ها براتون مساله‌ای نباشه

    همه آنچه برای زیارت اربعین باید بدانیم ۲

    مسافت خروجی شهر نجف تا کربلا: هشتاد کیلومتر
    مدت زمان پیاده‌روی: حدود سه روز و دو شب
    میزان پیاده‌روی روزانه: هفت الی هشت ساعت
    بهترین زمان پیاده روی: بعد از نماز صبح تا قبل اذان مغرب
    بهترین روز حرکت از نجف: عصر شانزدهم یا صبح هفدهم صفر
    چگونگی طی کردن: این مسیر را هم بصورت پیاده و هم با ماشین میتوانید طی کنید

    توشه راه:

    اولین وسیله‌ مهم گذرنامه‌تان است. یادتان باشد بدون داشتن گذرنامه معتبر که شش ماه تا تاریخ اعتبارش زمان مانده است، شما امکان خروج از کشور را نخواهید داشت. اگر بصورت انفرادی به این سفر میروید، باید از قبل ویزا تهیه کرده باشید و اگر بصورت گروهی راهی این سفر هستید، گذرنامه و ویزایتان دست مدیر کاروان است و نزدیک مرز به شما تحویل میدهند. به شناسنامه و کارت ملی هیچ احتیاجی ندارید و بهتر است اصلا با خودتان این مدارک را نبرید.

    یک کیف کوچک گردنی با خودتان بردارید و گذرنامه‌تان را درون آن بگذارید تا دسترسی به آن سریع‌تر باشد. در طول سفر میتوانید پول یا وسایلی که بهتر است جای امن‌تر و دردسترس‌تری برای خودتان داشته باشند، مثل موبایل، درون آن بگذارید.

    ساکی است که برای وسایلتان انتخاب میکنید نیز بسیار مهم است، بهترین ساک برای این سفر، کوله‌پشتی است. میتوانید در طول مسیر آن را به پشتتان بیندازید و راحت‌تر باشید. اگر کوله‌تان پیش‌سینه داشته باشد که بتواند کوله را به بدنتان ببندید و فیکس کنید، بهتر است. سعی کنید تاجایی که میتوانید کمترین بار و سبکترین وسیله‌ها را برای خود بردارید؛ هرچه سبک‌تر، راه رفتن‌تان در این ۸۵ کیلومتر بهتر و کمردرد و پادرد گرفتن‌تان هم کمتر است.

    اگر ساکتان سنگین شد یا چند نفر باهم یک ساک برداشتید، برای راحت‌تر حمل کردنشان میتوانید یک سبد خرید چرخدار یا کالسکه بچه ببرید و ساک و وسایلتان را روی آن قرار دهید.

    vaadi.ir

    کوله ما بر روی سبد خرید

    یکی از مهم‌ترین لوازم این سفر پاپوش است. تصور کنید می‌خواهید سه روز پیاده راه بروید، برای کمتر اذیت شدن پاهایتان و بهتر حرکت کردن، چه کفشی انتخاب میکنید؟ بهتر است کفشی که تازه خریداری کرده‌اید و زیاد آن را نپوشیده‌اید، انتخاب نکنید؛ اگر کفشی دارید که ضربه‌گیر دارد یا پایتان در آن عرق نمیکند، آن را بردارید یا هر کفش دیگری که تابحال مسیری را با آن پیاده رفته‌اید و پایتان را اذیت نکرده است. اکثر زائران عراقی برای طی مسیر از دمپایی استفاده میکنند که باعث جریان داشتن هوا در پا و بین انگشتان می‌شود. می‌توانید قبل از سفر، برای پند ساعتی با دمپایی به پیاده روی بروید و امتحان کنید با دمپایی راحت هستید یا خیر.

    اگر یک دمپایی همراه داشته باشید، به راحتی می‌توانید در هر استراحت‌گاهی پاهایتان را با آب و صابون بشوئید و تمییز کنید و کمی از خستگی‌تان کم کنید و از زدن تاول که باعث می‌شود طی کردن بقیه راه برایتان مشکل شود، جلوگیری کنید.

    در سه روز پیاده‌روی، شما مهمان موکب‌ها و هیات‌ها هستید که کل سال منتظر چنین روزهایی هستند تا از زائران حسین به بهترین نحو پذیرایی کنند، پس لازم نیست هیچ خوراکی با خودتان بردارید مگر انجیرخشک یا آلو و عناب اگر مزاج حساسی دارید یا مقداری مغز خوراکی و کشمش و مویز برای نیرو گرفتن هنگام پیاده‌روی.

    یک شال یا کمربند طبی با خودتان ببرید و در طول مسیر کمرتان را با آن محکم ببندید. آقایان روسری، چفیه یا کلاهی همراه خود داشته باشند و سر خود را با آن ببندند تا هم از آفتاب و نور شدید در امان باشند، هم از باد و سوزهای سرد صبحگاهی. از چفیه میتوانید به عنوان حوله نیز استفاده کنید.

    در طول مسیر موکب‌هایی هستند که انواع قرص و دارو به زائران ارائه می‌دهند. علاوه بر آنها هلال‌احمر ایران هم در طی مسیر فعال است، پس نگران سرماخوردگی و سردرد احتمالی نباشید؛ ولی اگر قرص یا داروی خاصی استفاده میکنید باخود بردارید. کرم پیروکسیکام، قرص متاکاربامول برای عوارض احتمالی پیاده روی طولانی حتما همراه خودتان بردارید. قرصهای تقویتی «فارماتون» یا «دیکلوفناک» هم برای پادرد و کمردرد مناسب هستند.

    سه روز قرار است راه بروید و ممکن است پاهایتان عرق سوز شوند، یک پودر بچه کوچک یا پماد برای این مواقع اگر داشته باشید، خوب است.

    اگر میتوانید قرص جوشان مولتی ویتامین یا قرص معمولی مولتی ویتامین همراه خودتان ببرید و روزی یک عدد استفاده کنید تا قوای از دست رفته‌تان بازیابی شود. قرص جوشان ویتامین ث هم برای جلوگیری از سرماخوردگی احتمالی، به همراه داشته باشید.

    نزدیک غروب آفتاب تا حدود ساعت ده صبح هوا سرد است. بهتر است لباس گرم دکمه‌دار یا زیپ داری همراه خود داشته باشید تا بتوانید به راحتی بپوشید و دربیاورید. یا چند دست لباس متوسط همراه داشته باشید و روی هم بپوشید.. پیشنهاد ما این است یک کلاه، دستکش و جوراب گرم هم در ساکتان قرار دهید. اگر چتر کوچک و کم حجمی دارید حتما آن را نیز در ساکتان قرار دهید، ممکن است امسال باران، زایران را در طول مسیر همراهی کند.

    اگر خیلی به مکان خواب‌تان حساس هستید، دو ملافه نازک و سبک یا کیسه خواب همراه خود داشته باشید و شبها از آن استفاده کنید.

    بردن موبایل به اماکن مقدسه عراق امکان‌پذیر نیست و نمیتوانید از قران و مفاتیح درون آنها استفاده کنید، پس یک کتاب اعمال و زیارات این سفر حتما همراه خود داشته باشید.

    حتما دوربین عکاسی یا موبایل دوربین دار همراه خود ببرید، صحنه‌هایی در این سفر می‌بینید که هیچ‌وقت دیگر در زندگی‌تان تکرار نمی‌شود.

    شارژر موبایل، یا اگر دوربین باخودتان میبرید، شارژر دوربینتان را فراموش نکنید. پاوربانک نیز اگر دارید، با خود ببرید.در حسینیه های بین راه، پریز برق کمتر از تعداد زائرین ساکن در آن است، اگر میتوانید یک سه راهی با خودتان ببرید تا از یک پریز چند نفر بتوانند استفاده کنند. با اینکار هم وسیله خودتان شارژ میشود هم دیگران برایتان دعا میکنند.

    یکسری روضه، سخنرانی و مرثیه‌خوانیهای خوب و گلچین از اینترنت دانلود کنید و در گوشی همراهتان یا اگر ام پی تری دارید، بریزید و در طول مسیر به آنها گوش دهید.

    IMG_5426

    اختصاصی آقایان

    یک چفیه یا شال حتما به همراه داشته باشید. در طول پیاده‌روی هم می‌توانید سرتان را با آن ببندید و هم کمرتان را. اگر با خود کلاه برداشته‌اید که چه بهتر. سعی کنید سر و گوش‌هایتان در مسیر پوشیده باشد تا هم در طول روز از آفتاب و نور مستقیم خورشید در امان باشید و هم‌زمانی که هوا سرد می‌شود از سوز و سرما. کمرتان را هم با همان شال یا اگر کمربند طبی دارید، ببندید. این کار باعث می‌شود هم بهتر راه بروید و هم کمردرد نگیرید.

     

    اختصاصی خانم‌ها

    اکثر خانم‌ها در این سفر پوشش چادر دارند. برای ورود به اماکن متبرکه نیز پوشش چادر الزامی است. اگر در ایران چادر به سر نمی‌کنید فراموش نکنید یک چادر مشکی با خودتان داشته باشید.

    پوشیه وسیله‌ای است که اغلب زنان عرب با آن صورت خود را می‌پوشانند. در این سفر، مخصوصا زمان پیاده‌روی اگر پوشیه داشته باشید، بسیار به کارتان می‌آید و علاوه بر حفظ حجاب، صورتتان را در برابر سرما، نور خورشید و گردوغبار محافظت می‌کند. پوشیه را در ایران هم می‌توانید تهیه کنید ولی پیدا کردنش در مغازه‌های نجف راحت‌تر است. خودتان هم می‌توانید یک پارچه مشکی را کمی بزرگ‌تر از صورتتان مستطیل شکل ببرید و به ۲ سر آن کش بدوزید و از آن مانند پوشیه استفاده کنید.

    حواستان به بهداشت فردی‌تان باشد. وسایلی که فکر می‌کنید در این سفر احتیاج‌تان می‌شود را حتما همراه داشته باشید؛ از لباس‌های نخی تا لوازم بهداشتی.

    چه پولی ببریم؟

    با توجه به عدم ثبات نسبت دینار عراقی و ریال ایرانی، در عراق تجار برای سهولت کار، یک نرخ تقریبی تبدیل در نظر می‌گیرند که گاه‌به‌گاه تغییر میکند و این نرخ عمدتا در قیاس با نرخ تبدیل دلار چندان دقتی به همراه ندارد. بنابراین پیشنهاد می‌کنیم برای استفاده حداکثری از مبلغی که به همراه میبرید، آن را در ایران به دینار عراقی یا دلار تبدیل کنید. در صورت تبدیل کردن به دلار نیز امکان تبدیل آن به دینار در عراق وجود خواهد داشت و شما در هنگام بازگشت نیز به سهولت می‌توانید آن را به ریال تبدیل نمائید.

    حتما مبلغ مطمئنی با خودتان داشته باشید که در آنجا با مشکل مواجه نشوید. مخصوصا اگر انفرادی به این سفر رفته‌اید علاوه بر مبالغی که برای رفت و برگشت و اسکان آنجا در نظر گرفته‌اید، مبلغ بیشتری را با خود داشته باشید تا اگر در آنجا مشکلی پیش آمد بتوانید از آن استفاده کنید. چون آنجا هیچ عابر بانکی وجود ندارد که بتوانید از آن پول بگیرید و ممکن است کسی را نیز پیدا نکنید که به شما قرض دهد.

    بعضی از فروشندگان یا راننده‌های عراقی با چک پول‌های ایرانی آشنایی ندارند. اگر چک پول ایرانی همراه خود میبرید، بهتر است آن را در صرافی‌ها به دینار عراقی تبدیل کنید.

    مبالغی را نیز که با خود میبرید در چند جای مختلف کیف و لباستان بگذارید. همه‌ی مبلغ را در یک جیب یا کیف پولتان نگذارید و احتمال این را بدهید که ممکن است کیفتان را گم کنید.

    زمان سفر

    کاروان‌های ایرانی اکثراً مسیر نجف به کربلا که هشتاد کیلومتر است را پیاده‌روی می‌کنند. پیمودن این مسیر بصورت پیاده تقریبا سه روز طول میکشد. شما میتوانید سفرتان را طوری برنامه ریزی کنید که دو روز یا یکروز در نجف بمانید و روز هفدهم صفر از نجف به سمت کربلا حرکت کنید و شب بیستم، یعنی شب اربعین به کربلا برسید. شب و روز اربعین در کربلا باشید و فردا یا یکروز بعدش به کشور بازگردید. میتوانید یکروز هم به زیارت کاظمین بروید. اگر هوایی به این سفر میروید و پروازتان به بغداد است، بهتر است زیارت کاظمین را همان ابتدای سفر انجام دهید، ولی اگر زمینی رفته اید یا با پرواز نجف، بهتر است بعد از کربلا به کاظمین بروید.

    زائران کوچک

    اگر می‌خواهید با بچه‌ها پیاده‌روی اربعین را تجربه کنید باید حواستان باشد که شرایط سفر را با توجه به شرایط کودک خود هماهنگ کنید. اگر تصمیم گرفته‌اید همراه کودک خردسالتان به این سفر بروید، باید تمام جوانب و مشکلاتی که ممکن است برایتان به‌وجود‌ آید را قبل از آغاز سفر درنظر بگیرید. شما باید وسایل بیشتری با خود بردارید تا هم خودتان و هم کودکتان شرایط بهتری داشته باشد. فراموش نکنید که باید صبر و تحملتان را در این سفر، از قبل بیشتر کنید و برای بازی با کودکتان زمان و وقت بگذارید.

    اگر کودک شما زیر ۶ سال سن دارد، حتی اگر طاقت نشستن طولانی در کالسکه را ندارد، کاسکه را با خودتان ببرید. در طول پیاد‌ه‌روی می‌توانید وسایلتان را به دسته‌های کالسکه آویزان کنید، پس حتما از سلامت چرخ‌ها و میله‌هایش مطمئن باشید. کاور یا روکش بارانی کالسکه را نیز حتما ببرید. علاوه بر آن گردوخاک فراوانی در برخی نقاط پیاده‌روی وجود دارد، کاور کالسکه را کامل بکشید تا کودکتان اذیت نشود. اگر کالسکه خراب شد، نگران نباشید، در طول مسیر افرادی هستند که صلواتی کالسکه‌تان را روبه‌راه می‌کنند.

    IMG_5470

    یک پارچه یا چفیه بزرگ نخی به همراه داشته باشید. روزها مخصوصا نزدیک ظهر که هوا گرم می‌شود، آن را کمی خیس کنید و روی کالسکه بیندازید تا آفتاب و گرما فرزندتان را بی‌تاب و خسته نکند.

    حتما چند ماسک بهداشتی همراه خود داشته باشید. هرچند احتمالا کودکان تحمل نگهداشتن ماسک بر دهان و بینی را بیشتر از ۱۵دقیقه ندارند، ولی زمانی که گردوخاک بلند می‌شود، همان ۱۵دقیقه نیز سودمند است.

    در طول مسیر چادرهای هلال‌احمر وجود دارد ولی برای مواقع اضطراری داشتن کمی دارو کمک‌تان می‌کند. مثل شربت استامینوفن و سرماخوردگی کودکان یا قطره برای رفع تب یا اسهال، پماد سوختگی هم همراه داشته باشید.

    اگر کودکتان پوشک می‌شود، به مقدار کافی پوشک بردارید. البته آنجا پوشک پیدا می‌شود ولی بهتر است پوشکی که از قبل امتحان کرده‌اید استفاده کنید تا از سوختگی یا مشکلات احتمالی جلوگیری کنید.

    اگر فرزندتان راه می‌رود، حتما علاوه بر کفش، یک دمپایی برایش بردارید. این سفر طولانی است و فرزندتان اگر تمام راه کفش داشته باشد، اذیت می‌شود. علاوه بر این، موقع‌ استفاده از سرویس بهداشتی یا اسکان در موکب‌ها پوشیدن یا درآوردن دمپایی راحت‌تر است.

    شب‌ها و سحرها تا حدود ساعت ۹ صبح، هوا سرد است. لباس گرم مثل کاپشن، شال گردن، دستکش و کلاه را فراموش نکنید. حتما یک پتوی کوچک هم بردارید تا وقتی کودکتان در کالسکه است رویش بیندازید و یا عنوان پوشش از سرما، روی خود کالسکه بیندازید طوری که محوطه داخلی کالسکه را بپوشاند. می‌توانید یک کیسه آب گرم هم داشته باشید و با احتیاط از آن برای گرم نگه داشتن فضای داخل کالسکه استفاده کنید.

    درصورتی که مشکلی مانند بیماری یا کم‌توان شدن برای خودتان یا فرزندتان به‌وجود آمد، به هیچ وجه اصرار به ادامه راه به‌صورت پیاده نداشته باشید. در کنار جاده می‌توانید سوار ماشین شوید و در ورودی شهر کربلا منتظر همسفرانتان بمانید.

    اگر کودکتان غذاخور است، حتما قاشق و چنگال کوچکی همراه خود ببرید. یک ظرف غذای دردار هم بردارید تا اگر در زمان ناهار یا شام، کودکتان میل به خوردن نداشت، مقداری از غذا را نگه دارید و هرزمانی کودکتان گرسنه شد، به او بدهید.

    خوراکی‌هایی که خوب است برای کودکتان ببرید

    • بهتر است برای روزهای پیاده‌روی برای کودکتان مقداری خوراکی همراه داشته باشید. خوراکی‌های مختلفی مانند ذرت بو‌داده، آبنبات چوبی، نخودچی کشمش، گندمک و برنجک، چوب‌شور، پاستیل، بیسکوییت‌های کوچک که کم‌حجم هستند تهیه و در بسته‌های کوچک تقسیم‌شان کنید. این کار باعث می‌شود در دفعات مختلف به کودکتان، خوراکی‌های مختلفی دهید که برایش جذابیت دارد و اگر هم کودکی در کنارتان بود، از آن بسته‌ها به او نیز بدهید. حتی می‌توانید خوراکی‌ها را به نیت نذری بدهید تا هم ثواب کنید هم کودکان دیگر را خوشحال کنید و هم فرزند خودتان بخشش را یاد بگیرد.
    • بهتر است کمی سنجد هم داشته باشید برای زمان‌هایی که کودکتان اسهال می‌شود و همچنین کمی برگه زرد آلو یا آلو و انجیرخشک و لواشک برای زمان‌هایی که دچار یبوست می‌شود.
    • یک زیرانداز کوچک داشته باشید تا زمان‌هایی که فرزندتان می‌خواهد غذا یا خوراکی بخورد، زیرش پهن کنید تا فرش و فضای موکب کثیف نشود. می‌توانید از یک چفیه یا چند تکه سفره یکبار مصرف استفاده کنید.
    • در طول مسیر پیاده‌روی میوه‌های مختلفی مثل موز، پرتقال، سیب یا آبمیوه به زائران داده می‌شود. حتما هر روز به کودکانتان میوه شسته دهید. بعضی از موکب‌ها هم شیر داغ توزیع می‌کنند و می‌توانید از آن به بچه‌ها بدهید.

    اسباب بازی‌هایی که خوب است با خود داشته باشید

    • مقداری اسباب‌بازی همراه خود داشته باشید تا فرزندتان با آنها سرگرم باشد. سعی کنید اسباب‌باز‌ی‌های کم‌حجم و سبک با خودتان ببرید. زمان انتخاب اسباب‌بازی این احتمال را بدهید که ممکن است آنها را گم کنید یا جا بگذارید، پس چیزی انتخاب کنید که با از دست دادنش، زیاد ناراحت نشوید.
    • اگر با کاروان به این سفر می‌روید و می‌دانید بچه‌های دیگری نیز در کاروان هستند، می‌توانید با والدین آنها هماهنگ کنید تا هرخانواده یک نوع اسباب‌بازی بیاورد.
    • اصولا حل اختلاف بین بچه‌ها درباره اسباب‌بازی، کار سختی است. بهتر است اسباب‌بازی‌ای به همراه داشته باشید که بشود چند بچه با هم بازی کنند؛ مثلا بادکنک یا توپ‌ بادی که هم کم‌حجم است و می‌توانید هربار بادش را خالی کنید و هم چند بچه می‌توانند با هم بازی کنند. یا می‌توانید از بازی‌های سنتی مثل لی‌لی‌حوضک یا اتل‌متل‌توتوله کمک بگیرید و خودتان همراه بچه‌ها شوید و لحظاتی آنها را سرگرم کنید.
    • کتاب را فراموش نکنید. مخصوصا اگر کودکتان عادت دارد قبل از خواب برایش کتاب بخوانید. کتاب‌هایی که تصاویر زیاد و رنگارنگی دارند، برای بچه‌ها جذاب‌تر هستند.
    • می‌توانید یک بسته نی با خودتان داشته باشید. هم برای نوشیدن مایعات از آنها استفاده کنید، هم بعضی‌هایشان را برای بازی کودکتان کنار بگذارید؛ مثلا با قرار دادن نی‌ها کنار هم، برایش تصویر بسازید.

    مطالب قبلی درباره سفر اربعین را نیز بخوانید:
    همه آنچه برای زیارت اربعین باید بدانیم ۱
    همه آنچه برای زیارت اربعین باید بدانیم ۳
    همه آنچه برای زیارت اربعین باید بدانیم ۴
    همه آنچه برای زیارت اربعین باید بدانیم ۵