ای اولین و آخرین امید
إِنْ یَنْصُرْکُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَکُمْ وَإِنْ یَخْذُلْکُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِی یَنْصُرُکُمْ مِنْ بَعْدِهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ
اگر خدا شما را یارى کند هیچ کس بر شما غالب نخواهد شد
و اگر دست از یارى شما بردارد، چه کسى بعد از او شما را یارى خواهد کرد؟
مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند
سوره مبارکه آل عمران، آیه ۱۶۰
یعقوب را دوست داشتم

وقتی ساعت ده صبح کتابی رو شروع به خوندن میکنی و با مشغله‌های مختلف، ساعت دوازده شب به صفحه ۲۰۰ کتاب میرسی و نمی‌تونی رهاش کنی و بخوابی یعنی اون کتاب چیزی برای گفتن داره و دوسش داشتی؛ و بالاخره ساعت دو  کتاب رو تموم میکنی و یه لبخند میزنی و میگی “خوب بود، کاش آخرش انقدر ریتم تند نداشت”

خط کلی و طرح داستان، شاید موضوع تکراری‌ ای بود ولی گره‌های داستان اون رو جذاب میکرد. دو خواهردوقلو که یکی بخاطر ضعیفتر بودن بیشتر مورد توجه و مراقبت خانواده قرار میگیره و دیگری که راوی داستان هست، کمتر و همین باعث حسادت‌ها و کشمکش‌های داستان میشه.
وقتی کتاب رو که درواقع رمان نوجوون هست و از زبون یه دختر نوجوون روایت میشه خوندم، شور و سرخوشی‌های اون دوران برام زنده شد! گاهی دوست داشتم برگردم به ده پونزده سال پیش و یه دختر نوجوون بشم که تازه میخواد دنیا رو کشف کنه، تازه میخواد عاشق بشه؛ حتی عشق‌های خام نوجوونی درست مثل عشق خام “ویز” به کاپیتان

داستان جذاب بود، شخصیت‌ها و دیالوگ‌ها خوب دراومده بودن، ترجمه خوب بود. مخاطب با شخصیت داستان، هم قدم میشد ولی فصل آخر کتاب که راوی زمان حال یا بزرگسالی‌اش رو تعریف کرد خیلی سریع و اذیت‌کننده بود. انگار نویسنده از نوشتن خسته شده یا می‌خواسته کتابش طولانی‌تر نشه و ازدواج و شغل و موفقیت “ویز” رو تو چند صفحه نوشته و تمام

شاید بخاطر همین انتهای نچسب! توی گودریدز چهار ستاره بهش دادم!

یعقوب را دوست داشتم
نویسنده: کاترین پترسون
ناشر: پیدایش

بینِ دستانی که نیست

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست
می‌رسم با تو به خانه، از خیابانی که نیست

می‌نشینی رو به رویم خستگی در میکنی
چای می‌ریزم برایت، توی فنجانی که نیست

باز میخندی و میپرسی که حالت بهتر است؟
باز میخندم که خیلی! گرچه میدانی که نیست

شعر میخوانم برایت واژه‌ها گل می‌کنند
یاس و مریم می‌گذارم توی گلدانی که نیست

چشم می‌دوزم به چشمت، می‌شود آیا کمی
دست‌هایم را بگیری، بین دستانی که نیست؟

وقت رفتن می‌شود با بغض می‌گویم نرو
پشت پایت اشک می‌ریزم در ایوانی که نیست

میروی و خانه لبریز از نبودت میشود
باز تنها میشوم با یاد مهمانی که نیست

رفته‌ای و بعد تو این کار هر روز من است
باور اینکه نباشی کار آسانی که نیست

بیتا امیری

به وقتِ سی‌و‌دوسالگی

دیشب بود؛ بعد از اینکه مهمانم رفت و نشسته بودم باخودم فکر میکردم که چرا فلان کار و فلان کار را نکردم تا بیشتر بهمان خوش بگذرد؟ چرا آن غذای فانتزی و جدیدتر را نپختم برایش؟ چرا نرفتم کاهو بخرم و سالاد درست کنم؟ چرا روزمان را گذاشتم عادی بگذرد؟
عادی نبود البته؛ باهم حرف زدیم، عکس دیدیم، نهار خوردیم… ولی میتوانستم بهتر و خاص تر کنم برایش دیروز را، که او برایم خاصش کرد.
ذهنم خسته بودم؟ هیجان زده بودم؟ تجربه نداشتم؟ قدرت تشخیص و فکر در لحظه را نداشتم؟ دلیل هایم را در ذهنم مرور میکردم و به آنی که مدام در ذهنم تکرار میکرد “سی و دو” اهمیتی نمیدادم! آخر ربطی نداشت! ملغمه ای از همه دلایلم بود شاید؛ همه شان باهم.
باز کسی در ذهنم میچرخید و میخواند “سی و دو”؛ مثل پسرکی موذی که مدام اشتباهی که خواهرش کرده و قول داده به مادر نگوید، در گوشش نجوا میکند تا اذیتش کند. انگار قصد رها کردنم را نداشت! قصد کرده بود خودش را ثابتم کند. میخواست محکم خودش را بکوبد در صورتم تا باورش کنم… نمیدانست باورش کرده ام ولی فرار میکنم چون از او، خجالت میکشم

دنبال چی هستی؟

تو نیازی نداری کسی بهت چیزی بده.
میتونی خودت فرصت هات رو بسازی.
اما اول باید بدونی که دنبال چی هستی.

یعقوب را دوست داشتم
صفحه ۲۵۶

فسنجون

من از جمله افرادی بودم که از فسنجون خوششون نمی‌اومد؛ دهن نمیزدم بهش و به نظرم یه غذای بدمزه و زشت می اومد😅
ولی چند سالیه که ازش خوشم اومده و میخورم و حتی دو سه بار هم درستش کردم و کم کم دارم عاشقش میشم😉
گردو سابیده شده رو با یک مقدار آب سرد تو قابلمه میریزم و وقتی آب جوش اومد زیرش رو کم میکنم و میذارم دو ساعت با شعله کم حرارت ببینه. آبش که کم شد، دوباره نیم استکان آب سرد میریزم روش.
🌸 آب سرد باعث میشه گردو زودتر روغن پس بده🌸
مرغ رو هم با پیاز و یک کم نمک و زردچوبه و یک کوچولو دارچین، تو قابلمه جداگانه، میذارم بپزه.
بعد دوساعت که گردو حسابی پخت و روغن داد، رب انار میریزم و یک کم شکر. بسته به میزانی که بخوام شیرین یا ملس یا ترش بشه، هم میزنم و میزان رب و شکر رو تنظیم میکنم. یک کم که باهم جوش خوردن، مرغ ها رو بهشون اضافه میکنم. چند تا آلو خورشتی هم برای کم کردن گرمی گردو داخل خورش میندازم. حدود نیم ساعت صبر میکنم تا مرغ ها خوب با مخلوط گردو و رب انار بپزن و بعد سرو میکنم😀

نمیدونم چرا فسنجون غذای سختیه تو ذهنمون، در صورتیکه خیلی آسونه فقط زمان بره پختش

  • تیر ۱۳۹۷
  • خرداد ۱۳۹۷
  • اردیبهشت ۱۳۹۷
  • فروردین ۱۳۹۷
  • اسفند ۱۳۹۶
  • بهمن ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۶
  • آذر ۱۳۹۶
  • آبان ۱۳۹۶
  • مهر ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • خرداد ۱۳۹۶
  • اردیبهشت ۱۳۹۶
  • فروردین ۱۳۹۶
  • اسفند ۱۳۹۵
  • بهمن ۱۳۹۵
  • دی ۱۳۹۵
  • آذر ۱۳۹۵
  • آبان ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • شهریور ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • خرداد ۱۳۹۴
  • اردیبهشت ۱۳۹۴
  • فروردین ۱۳۹۴
  • اسفند ۱۳۹۳
  • بهمن ۱۳۹۳
  • دی ۱۳۹۳
  • آذر ۱۳۹۳
  • آبان ۱۳۹۳
  • مهر ۱۳۹۳
  • شهریور ۱۳۹۳
  • مرداد ۱۳۹۳
  • تیر ۱۳۹۳
  • خرداد ۱۳۹۳
  • اردیبهشت ۱۳۹۳
  • فروردین ۱۳۹۳
  • اسفند ۱۳۹۲
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آذر ۱۳۹۱
  • آبان ۱۳۹۱
  • مهر ۱۳۹۱
  • شهریور ۱۳۹۱
  • مرداد ۱۳۹۱
  • تیر ۱۳۹۱
  • خرداد ۱۳۹۱
  • اردیبهشت ۱۳۹۱
  • فروردین ۱۳۹۱
  • اسفند ۱۳۹۰
  • بهمن ۱۳۹۰
  • دی ۱۳۹۰
  • آذر ۱۳۹۰
  • آبان ۱۳۹۰
  • مهر ۱۳۹۰
  • شهریور ۱۳۹۰
  • مرداد ۱۳۹۰
  • تیر ۱۳۹۰
  • خرداد ۱۳۹۰
  • اردیبهشت ۱۳۹۰
  • فروردین ۱۳۹۰
  • اسفند ۱۳۸۹
  • بهمن ۱۳۸۹
  • دی ۱۳۸۹
  • آذر ۱۳۸۹
  • آبان ۱۳۸۹
  • مهر ۱۳۸۹
  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • خرداد ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • اسفند ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • فروردین ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۵
  • خرداد ۱۳۸۵
  • اردیبهشت ۱۳۸۵
  • فروردین ۱۳۸۵
  • اسفند ۱۳۸۴
  • بهمن ۱۳۸۴
  • دی ۱۳۸۴
  • آذر ۱۳۸۴
  • شهریور ۱۳۸۴
  • از خانه‌ی خودمان شروع کنیم

    چگونه از همسرمان بخواهیم برای برگزاری افطاری ساده ما را همراهی کند؟

    🙇‍♂🙇‍♀گاهی بین زوجین برای ساده یا تشریفاتی برگزار کردن افطاری‌ها، اختلاف‌نظر بوجود می‌آید. در این مواقع باید چه کنیم تا همسرمان را به پهن کردن سفره‌های ساده افطاری تشویق کنیم؟

    ☺قدم اول زبان خوش است. بهترین کار دنیا را هم بخواهید انجام دهید، اگر زبان تند و تیز داشته باشید، نمی‌توانید اثر خوبی بر مخاطبتان بگذارید. نظرتان را با لحن و زبان مهربان و با احترام و بدون تحکم به همسرتان بگوئید و از او هم نظرش را بخواهید. این زبان خوش را تا پایان گفتگوی بین حفظ کنید، حتی اگر موفق نشدید همسرتان را قانع کنید.

    🤔بررسی کنید اختلاف سلیقه‌تان در بقیه امور زندگی نیز وجود دارد یا خیر. اگر یک طرف همیشه به دنبال سادگی است و طرف دیگر دنبال آبرو و حرف دیگران، باید به دنبال حل این مساله به صورت ریشه‌ای باشید. اگر شما به دنبال سادگی هستید باید با احترام به نظر طرف دیگر در طی زمان سعی کنید همسرتان را کیفیت‌گرا کنید و از کمیت‌گرایی و تنوع‌طلبی و اسراف خارج کنید.

    ✅با همسرتان صحبت کنید. زمانیکه هر دو سرحال هستید و فراغ بال دارید، بهترین زمان برای صحبت و مشورت کردن است. از مزیت‌های مهمانی ساده بگویید. مثلا از زمان زیادی که باید برای خرید یا تهیه غذای زیاد صرف شود بگوئید. یا اینکه تمرکز برای تهیه یک مدل غذا، می‌تواند کیفیت آن را نیز بالا ببرد.

    🌷به همسرتان بگویید که نوع افطاری شما، الگویی برای دیگران می‌شود و چه بهتر که سادگی در عین زیبایی و صمیمیت الگو شود تا اسراف و بریزوبپاش. برایش یادآوری کنید که اگر افطاری ساده بدهید، می‌توانید تعداد در ثواب افطاری دادن به روزه‌داران بیشتری شریک شوید و درنتیجه ثواب بیشتری ببرید.

    ☕لازم نیست برای زیبا نشان دادن سفره، از تعداد بیشتری از غذاها استفاده کنید. سلیقه به خرج دهید و سفره افطارتان را زیبا بچینید. باسلیقه و منظم چیدن سفره، نشان می‌دهد چقدر برای شما این سفره بااهمیت است. سفره را به اندازه مهمانان بیاندازید تا جای خالی در سفره نماند. می‌توانید از گل یا شمع برای زیباتر شدن سفره‌تان استفاده کنید.

    🌸یادتان باشد سادگی به معنای خساست نیست. مخصوصا برای مهمان، نباید خساست به خرج داد و باید از آنچه در توان داریم، مایه بگذاریم ولی نه به صورتیکه باعث اسراف و تجمل‌ شود.

    این مطلب در خامنه‌ای‌ریحانه منتشر شده است.


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۱:۱۵ ب.ظ روز ۱۷ خرداد ۱۳۹۷ | دیدگاه (۰)

    مردها، مردها!

    رفعت: به نظرم میاد که این مردا همه موجودات غریبی‌ند، از بابای لیچاربافم گرفته تا آق یاور، انگاری همشون یه قسمی مثل بچه‌ها میمونن، نه؟

    مادر حیدر: درست فهمیدی! این پسربچه‌ای که میگی، جزئی از جنم هر مردی‌ه دخترم. مردا هیچوقت بالغ نمیشن، هنر زن اینه که این پسر بچه رو جوری تر و خشکش بکنه که به هوس جوزقندی غریبه، سر از جای دیگه درنیاره! مردا همیشه مادر میخوان حتی وقتی که گرد پیری رو سرشون نشسته باشه.

    دیالوگ مادر حیدر و زن یاور در سریال شب دهم


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۹:۳۰ ق.ظ روز ۲۵ مرداد ۱۳۹۵ | دیدگاه (۳)

    پایان خوش
    دعوایتان شده و چند ساعتی‌ است بین‌تان فقط سکوت برقرار است؟ اعصاب هردو نفرتان خرد است و سر مسائل کوچک بحث‌تان شده؟ احساس می‌کنید حرف یکدیگر را نمی‌فهمید و به درد هم نمی‌خورید؟ کمی آرام باشید!

    شما ۲ نفر با تربیت‌های متفاوت هستید و وجود اختلاف بین شما یک امر بدیهی است. از قدیم گفته‌اند دعوا نمک زندگی است ولی قطعا هیچ‌کس نمی‌خواهد زندگی‌اش زیادی شور شود پس باید حواستان باشد که اختلافات را عاقلانه و هوشمندانه مدیریت کنید وگرنه زندگی‌تان دچار خطر می‌شود. اگر این اختلافات به قهر بین شما منجر شد، نباید بگذارید زیاد طولانی شود. با روش‌های مختلف باید رابطه را دوباره بازیابی کنید. بنابراین راه‌های پا پیش گذاشتن برای آشتی کردن را یاد بگیرید تا با بحران قهرهای طولانی و دلسرد‌کننده در زندگی با همسر‌تان مواجه نشوید.

    • خودت را بشناس

    برای آشتی کردن عجله داشته باشید و نگذارید ساعات قهر‌بودن‌تان طولانی شود ولی نه آنقدر سریع که هنوز هیجان و ناراحتی‌تان از دعوا و کشمکش‌ها از بین نرفته باشد. کمی صبر کنید تا از لحاظ روحی آمادگی آشتی پیدا کنید و آرام شوید. وگرنه ممکن است دوباره آتش زیر خاکستر باد بخورد و افروخته شود. با خودتان کمی خلوت کنید و به موضوع دعوایتان فکر کنید.
    به قول قدیمی‌ها کلاهتان را قاضی کنید و ببینید خودتان چقدر در این کشمکش مقصر بوده‌اید. رفتارتان را قضاوت کنید. این کار قدم اول برای درست کردن رفتارتان و یک آشتی صحیح است.
    اگر شما به چرایی رفتار خودتان پی نبرید و درصدد اصلاحش برنیایید، آن آشتی چند روز بعد دوباره به همان دعواها و کشمکش‌ها و نهایتا قهر می‌انجامد و عملا آشتی‌تان فقط چند روز دوام خواهد داشت.

    • پیشقدم شوید

    مدام به این فکر نکنید که همسرتان این بحث را شروع کرد یا نه، او بود که با شما قهر کرد و دیگر صحبت نکرد یا شما. شما دیگر یک نوجوان یا صرفا یک جوان لجوج نیستید و اینجا صحنه مدرسه و کلاس نیست. فردی که در مقابلتان است نیز دوست یا خواهر و برادرتان نیست بلکه همسر و شریک زندگی‌تان است و بحث سر زندگی و آینده شماست، پس مهم نیست شما دعوا را شروع کرده‌اید یا نه، برای آشتی شما پیشقدم شوید.
    مطمئن باشید نه آسمان به زمین می‌آید و نه غرورتان جریحه‌دار می‌شود. حتی ممکن است با این پیشقدم‌شدن، احترام و ارزش شما نزد همسرتان بیشتر شود.

    • از عذرخواهی کردن نترسید

    تابه‌حال هزاران انسان از دیگران به‌خاطر کار اشتباهی که کرده‌اند عذرخواهی کرده‌اند و هیچ اتفاقی برایشان نیفتاده، پس جرأت و شهامت این کار را داشته باشید و بعد از پایان دعوا و مشاجره‌تان، وقتی کمی با خود خلوت کردید و فهمیدید اشتباه از جانب شما هم بوده است، از همسرتان عذرخواهی کنید. حتی اگر او نیز مقصر بود، شما عذرخواهی کنید، مطمئن باشید همسرتان نیز از کار و رفتارش پشیمان است.

    • جداکردن جای خواب، ممنوع

    قدیمی‌ها توصیه‌ای داشتند که می‌گفتند اگر بدترین دعواها را با هم داشتید، هیچ وقت جای خواب‌تان را از هم جدا نکنید. در همان اتاق خوابتان و در همان جای همیشگی‌تان بخوابید. ممکن است ناراحتی‌تان با همین کار کوچک از بین برود و با یکدیگر آشتی کنید. این نکته را فراموش نکنید که فردایش با یکدیگر درباره ناراحتی‌تان صحبت و سعی کنید مسئله پیش آمده را حل کنید.

    • راه را به هم نشان بدهید

    در مواقع عادی، با یکدیگر درباره راهکارهای مورد علاقه‌تان برای آشتی صحبت کنید! مثلا بگویید، اگر روزی با هم قهر کردیم، دوست داری من چه کاری کنم؟ ممکن است بعضی‌ها دوست داشته باشند چند ساعتی به غار تنهایی‌شان فرو روند و اگر شما اقدام به صحبت و آشتی کنید، بدتر اعصابشان به هم می‌ریزد. این تجربیات از خلق و خوی یکدیگر را ممکن است در طول زندگی مشترک به‌دست آورید ولی صحبت کردن درباره آنها، شما را زودتر به نتیجه می‌رساند.

    • نامه بنویسید

    گاهی نوشتن یک نامه عذرخواهی، اگرخودتان را مقصر می‌دانید یا یک نامه توضیح و شرح مشکل پیش آمده، درصورتی که همسرتان را مقصر می‌دانید، هم منجر به آشتی کردن می‌شود، هم باعث می‌شود یکسری مسائل که همسرتان درست متوجه منظور شما نشده، به‌صورت مکتوب بازتر و سوءتفاهمات برطرف شود. لحن نامه‌تان حتی اگر مقصر شما نباشید، طلبکارانه نباشد.

    سعی کنید از عبارات عاطفی و عاشقانه در آن استفاده کنید. نامه را در یک مکان تأثیرگذار بگذارید. مثلا بین صفحات کتابی که شب‌ها آن را مطالعه می‌کند یا زیر بالش خوابش، طوری که قسمتی از نامه بیرون باشد و قبل خواب، چشمش به آن بیفتد. اگر هم برای خانم‌تان نوشته‌اید، جایی که موقع شستن ظرف‌ها یا بعد از آن چشمش به آن بیفتد هم مکان مناسبی است.

    • از پیامک غافل نشوید

    پیامک‌های محبت آمیز و مهربانانه برای همسرتان بفرستید. حتی اگر در خانه و در یک اتاق مشترک هستید ولی با هم قهر هستید، پیامک بفرستید. خنده‌دار است؟ خب مزیتش همین است که دوباره هردویتان را شاد می‌کند و این یعنی امکان شروع مکالمه.  احساس‌ محبتی که به او دارید را در قالب کلمات نشانش دهید. اگر جمله و پیامی که می‌خواهید بفرستید از زبان خودتان باشد، خیلی بهتر است حتی اگر در ساده‌ترین جملات باشد یا می‌توانید ابیات عاشقانه‌ای که شنیده‌اید و بلد هستید برایش بفرستید. مانند این بیت: «گر تورا با ما تعلق نیست، ما را شوق هست، ور تو را بی‌ما صبوری هست، ما را تاب نیست» اگر در محل کار هستید یا از هم دور هستید، بعد از رد و بدل شدن پیامک‌ها حتما به همسرتان زنگ بزنید و بگذارید ارتباط صوتی، آن رابطه محبت‌آمیز بین شما را محکم‌تر کند.

    hamshahri

    • فوت کوزه‌گری

    به هیچ وجه نگذارید قهرتان طولانی شود. در حدیثی از پیامبر داریم روا نیست که مؤمن بیش از ۳ روز با برادرش قهر باشد، حال درنظر بگیرید. اگر زن و شوهر با هم قهر طولانی کنند چه اثرات جبران‌ناپدیری در روابطشان به‌وجود می‌آورد. اگر قهرتان بیشتر از یک روز طول کشید حتی اگر فکر می‌کنید مسبب قهر شما نبوده‌اید، غرورتان را کنار بگذارید و برای آشتی پیشقدم شوید. قهرهای طولانی روابط بین شما را سرد می‌کند.

    وقتی که با همسرتان قهر هستید، سعی کنید در این مورد کمتر با دوستان و همکاران و بالاخص خانواده‌تان صحبت کنید چون ممکن است به‌خاطر دلخوری‌ای که دارید، تصویر نامناسبی از او برای دیگران بسازید، درصورتی که شما به‌زودی آشتی می‌کنید و آن مسائل را فراموش می‌کنید ولی تصویری که در آن زمان از شخصیت او برای دوستانتان ساخته‌اید در ذهن آنها می‌ماند.

    این نکته را هیچ‌گاه فراموش نکنید که انسان ممکن‌الخطاست. اگر این صحبت را آویزه گوشتان کنید، هروقت خطا از جانب همسرتان باشد، راحت‌تر با آن برخورد می‌کنید و اگر خطا از جانب خودتان باشد با شهامت آن را قبول و عذرخواهی می‌کنید.

    بعد از آشتی کردن، حتما درباره موضوع مورد بحثتان، در یک فضای آرام، همفکری کنید. اگر می‌خواهید به اشتباه خودتان اعتراف کنید مثلا بگویید من فهمیدم در فلان قضیه اشتباه فکر می‌کردم. ولی هیچ‌گاه همسرتان را وادار به اعتراف نکنید و از او نخواهید از شما عذرخواهی کند. اگر خودش بخواهد، این کار را می‌کند. گفتن و اصرار شما، وضع را بدتر می‌کند.

    • آقایان بخوانند
    1. یک ساعت قبل از ساعت همیشگی که به خانه برمی‌گشتید، به همسرتان پیامک بزنید که آماده باشد تا با هم بیرون بروید. می‌توانید به یکی از پارک‌های شهرتان بروید و کمی قدم بزنید، بستنی یا خوراکی مورد علاقه همسرتان را برایش بخرید یا به یک رستوران بروید و باهم شام بخورید. این همراهی شما با یکدیگر در محیط بیرون، باعث می‌شود سرصحبت باز شود و باهم آشتی کنید.
    2. اگر یک روز از قهر کردن‌تان گذشته و هنوز باهم آشتی نکرده‌اید، کمی در رفتار و کارهایتان ملایمت بیشتری داشته باشید و نشان دهید مایل به آشتی هستید. مثلاخریدهایی که می‌دانید همسرتان برای خانه احتیاج دارد را بخرید. خود این حرکت به همسرتان نشان می‌دهد شما، تمایل دارید آشتی کنید و به‌احتمال زیاد خود او هم پیشقدم می‌شود.
    3. برای همسرتان یک هدیه هرچند کوچک بخرید. بدانید خانم‌ها از هدیه گرفتن بسیار خوشحال می‌شوند و برایشان در این مواقع بزرگ یا کوچک، گران یا ارزان بودنش چندان تفاوتی ندارد و فقط از اینکه شما به فکر آنها بوده‌اید و برایشان هدیه خریده‌اید خوشحال می‌شوند و راه آشتی برایتان هموار می‌شود. می‌توانید یک روسری، شال، کتاب از نویسنده مورد علاقه یا حتی یک کیک کوچک بخرید. هدیه را در جای به‌خصوصی بگذارید که همسرتان توقع دیدن هدیه در آن مکان را نداشته باشد و از دیدنش ذوق‌زده شود مثلا یخچال مکان فوق‌العاده‌ای برای قرار دادن کادوی خانم‌هاست. اگر شعر زیبایی به تازگی خوانده‌اید، می‌توانید آن را در کاغذی نوشته و در کنار آیینه یا مکانی که وسایل شخصی‌اش را می‌گذارد قرار دهید.
    • خانم‌ها بخوانند
    1. وقتی هنوز همسرتان از سرکار برنگشته، خانه را تمیز کنید، غذای مورد علاقه همسرتان را بپزید. کمی به سرو وضع خودتان برسید و منتظر آمدن همسر باشید. وقتی همسرتان آمد، بعد از یک استراحت مختصر، شام را بکشید و از او بخواهید به سر سفره بیاید، وقت خوردن شام، کم‌کم سکوت را بشکنید و سر صحبت را با کلمات خیلی عادی، باز کنید مثلا از او بخواهید دیس غذا را که دست‌تان به آن نمی‌رسد، به شما بدهد یا برایش نوشیدنی بریزید و تعارفش کنید. نظرتان را درباره برنامه درحال پخش از تلویزیون بگویید. مطمئن باشید به همین آرامی تا انتهای شام با هم آشتی خواهید کرد و سفره شام را با یکدیگر جمع می‌کنید!
    2. تجربه ثابت کرده، میوه پوست کنده و آماده شده یا ظرفی از خوردنی و تنقلات مورد علاقه مردان،بالاخص چای روش بسیار مؤثری برای آشتی است. شما هم یک‌بار امتحانش کنید.
    3. اگر همسرتان اهل فیلم دیدن است، می‌توانید یکی از فیلم‌های مورد علاقه‌اش را در دستگاه پخش، آماده بگذارید و زمانی که همسرتان در هال یا اتاق تلویزیون مشغول استراحت است آن را پخش کنید و با یک بشقاب میوه یا تنقلات، کنارش بنشینید. این موضوع که همسرتان بفهمد شما به علایقش احترام می‌گذارید و آنها را می‌شناسید، برایش بسیار مهم است.
    4. اکثر آقایان، عذرخواهی کردن، مخصوصا عذرخواهی کلامی برایشان سخت است. کوچک‌ترین عکس‌العمل مردها معمولا به معنی تقاضای آشتی است را بهانه آشتی قلمداد کنید. نگذارید قهرتان طولانی شود و همسرتان به قهر طولانی عادت کند. این طولانی شدن به ضرر هردوی شماست و به زندگی‌تان لطمه می‌زند.

    این مطلب برای روزنامه همشهری + نوشته شده است.