ای اولین و آخرین امید
إِنْ یَنْصُرْکُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَکُمْ وَإِنْ یَخْذُلْکُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِی یَنْصُرُکُمْ مِنْ بَعْدِهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ
اگر خدا شما را یارى کند هیچ کس بر شما غالب نخواهد شد
و اگر دست از یارى شما بردارد، چه کسى بعد از او شما را یارى خواهد کرد؟
مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند
سوره مبارکه آل عمران، آیه ۱۶۰
قطار مهاراجه

کتاب، خاطرات پنج سال زندگی در هندوستان است؛ خاطراتِ علیرضا قزوه‌ی شاعر که پنج سال رئیس مرکز تحقیقات فارسی رایزنی فرهنگی ایران در هند بود.

خاطراتی که اگر چه جالب و جدید بود ولی بخاطرِ کوتاه بودن روایت‌ها و گاها تکرار چندباره یک مساله، کمی از جذابیتش برایم کم شد. روایت‌ها طوری تنظیم شده بودند که انگار آقای قزوه در همان سال‌های ماموریت بعضی‌شان را نوشته و در مجله یا روزنامه‌ای بصورت هفتگی چاپ کرده‌اند و حالا بعد از گذشت چند سال، تصمیم گرفته‌اند کتابی از آن سالها و تجربیاتشان منتشر کنند؛ روایت‌های خُرد را از مجله و روزنامه و دفترهای شخصی جمع کرده‌اند، چند روایتی هم با افعال گذشته* نوشته‌اند و موضوعی آنها را تفکیک کرده و کتاب کرده‌اند!

یعنی این خاطرات پاره‌پاره حتی بر اساس زمان و سالهایی که ایشان در هند بودند نیز مرتب نیست؛ آنچه من حدس میزنم این است که بر اساسِ یک ترتیبِ نامرتبی از موضوعات پیش میرود. ترتیبی که بعضی مواقع اذیت‌کننده می‌شود. مثلا شما چندین صفحه پشتِ سرهم خاطراتی درباره‌ی مواجهه با میمون‌ها در هند می‌خوانید که یا خاطرات خود قزوه است یا شنیده شده از دوستانشان!

ولی کتاب خاطرات جذابی دارد که بعضا با بذله‌گویی و روحیه‌ی شوخ آقای قزوه بیان می‌شود؛ از روایت مُرده‌سوزی هندوها و حرکات امیری‌اسفندقه تا پیدا کردن قبر شاعران کشمیری زیر زباله‌ها و علف‌ها.

روایت‌های کتاب از جهتی دیگر هم برای من اهمیت داشت. سفرنامه‌ها و کتاب‌هایی که درباره مردمانی دیگر نوشته می‌شوند اصولا حاصلِ یک دوره کوتاه مدت دیدن و بودن در میانِ آن مردمان و سرزمینشان است، ولی این کتاب خاطرات کسی است که پنج سال در هندوستان بوده و شهرها و مردمان و فرهنگ‌های مختلف آن را دیده و آنها را زندگی کرده است. پس قضاوت‌ها و تعاریفش از زندگی مردمانِ شبه‌قاره از واقعیتِ آنها خیلی دور و صرفا بر اساسِ احساسات نیست.

در کل پیشنهاد میدهم اگر می‌خواهید درباره “حاشیه‌های” فعالیت‌هایی که در حوزه زبان فارسی در هند می‌شود، درباره برخی مراسم فرقه‌های هندی، درباره‌ی شیعیان هند و خاطراتی دوستانه درباره برخی شاعران و نویسندگان بدانید، این کتاب را بخوانید.

“قطار مهاراجه” را سوره مهر در سال نود و چهار منتشر کرده است.
قیمتِ پشتِ جلدِ کتابِ من، نه هزار تومان است.

  • بعضی روایت‎ها با افعال ماضی است و برخی افعال مضارع، و این مساله نیز خواننده را اذیت می‌کند.
بینِ دستانی که نیست

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست
می‌رسم با تو به خانه، از خیابانی که نیست

می‌نشینی رو به رویم خستگی در میکنی
چای می‌ریزم برایت، توی فنجانی که نیست

باز میخندی و میپرسی که حالت بهتر است؟
باز میخندم که خیلی! گرچه میدانی که نیست

شعر میخوانم برایت واژه‌ها گل می‌کنند
یاس و مریم می‌گذارم توی گلدانی که نیست

چشم می‌دوزم به چشمت، می‌شود آیا کمی
دست‌هایم را بگیری، بین دستانی که نیست؟

وقت رفتن می‌شود با بغض می‌گویم نرو
پشت پایت اشک می‌ریزم در ایوانی که نیست

میروی و خانه لبریز از نبودت میشود
باز تنها میشوم با یاد مهمانی که نیست

رفته‌ای و بعد تو این کار هر روز من است
باور اینکه نباشی کار آسانی که نیست

بیتا امیری

باید یاد بگیرم

مشغول مرتب کردن و لیبل زدنِ کتابای کتابخونه بودم که یکی از هفتم‌ها اومد و گفت خانم من میتونم کمکتون کنم! نشست کنارم و گفت بدید لیبل‌ها رو من بزنم!
راستش خیلی خوشحال شدم! هم برای خودم هم برای دانش‌آموز غ! برای خودم از این بابت خوشجال شدم که یک نفر پیدا شد بین نوشتن لیست و شماره و مهر زدن کتابها، کمکم کنه و همون ده دقیقه زنگ تفریح باعث بشه بیست دقیقه کار کتابخونه جلو بیفته. برای خودش از این جهت خوشحال شدم که این جرات و اعتماد بنفس رو داره که هنوز با معلم زیاد آشنا نیست (هفتم‌ها تازه وارد مدرسه شدن) بره بگه میتونم کمکتون کنم و آماده به یراق باشه.

شاید حتی به این خصلتش غبطه خوردم و فکر میکنم که من خیلی وقت‌ها این اعتماد بنفس رو ندارم!

دنبال چی هستی؟

تو نیازی نداری کسی بهت چیزی بده.
میتونی خودت فرصت هات رو بسازی.
اما اول باید بدونی که دنبال چی هستی.

یعقوب را دوست داشتم
صفحه ۲۵۶

فسنجون

من از جمله افرادی بودم که از فسنجون خوششون نمی‌اومد؛ دهن نمیزدم بهش و به نظرم یه غذای بدمزه و زشت می اومد😅
ولی چند سالیه که ازش خوشم اومده و میخورم و حتی دو سه بار هم درستش کردم و کم کم دارم عاشقش میشم😉
گردو سابیده شده رو با یک مقدار آب سرد تو قابلمه میریزم و وقتی آب جوش اومد زیرش رو کم میکنم و میذارم دو ساعت با شعله کم حرارت ببینه. آبش که کم شد، دوباره نیم استکان آب سرد میریزم روش.
🌸 آب سرد باعث میشه گردو زودتر روغن پس بده🌸
مرغ رو هم با پیاز و یک کم نمک و زردچوبه و یک کوچولو دارچین، تو قابلمه جداگانه، میذارم بپزه.
بعد دوساعت که گردو حسابی پخت و روغن داد، رب انار میریزم و یک کم شکر. بسته به میزانی که بخوام شیرین یا ملس یا ترش بشه، هم میزنم و میزان رب و شکر رو تنظیم میکنم. یک کم که باهم جوش خوردن، مرغ ها رو بهشون اضافه میکنم. چند تا آلو خورشتی هم برای کم کردن گرمی گردو داخل خورش میندازم. حدود نیم ساعت صبر میکنم تا مرغ ها خوب با مخلوط گردو و رب انار بپزن و بعد سرو میکنم😀

نمیدونم چرا فسنجون غذای سختیه تو ذهنمون، در صورتیکه خیلی آسونه فقط زمان بره پختش

  • شهریور ۱۳۹۷
  • مرداد ۱۳۹۷
  • تیر ۱۳۹۷
  • خرداد ۱۳۹۷
  • اردیبهشت ۱۳۹۷
  • فروردین ۱۳۹۷
  • اسفند ۱۳۹۶
  • بهمن ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۶
  • آذر ۱۳۹۶
  • آبان ۱۳۹۶
  • مهر ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • خرداد ۱۳۹۶
  • اردیبهشت ۱۳۹۶
  • فروردین ۱۳۹۶
  • اسفند ۱۳۹۵
  • بهمن ۱۳۹۵
  • دی ۱۳۹۵
  • آذر ۱۳۹۵
  • آبان ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • شهریور ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • خرداد ۱۳۹۴
  • اردیبهشت ۱۳۹۴
  • فروردین ۱۳۹۴
  • اسفند ۱۳۹۳
  • بهمن ۱۳۹۳
  • دی ۱۳۹۳
  • آذر ۱۳۹۳
  • آبان ۱۳۹۳
  • مهر ۱۳۹۳
  • شهریور ۱۳۹۳
  • مرداد ۱۳۹۳
  • تیر ۱۳۹۳
  • خرداد ۱۳۹۳
  • اردیبهشت ۱۳۹۳
  • فروردین ۱۳۹۳
  • اسفند ۱۳۹۲
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آذر ۱۳۹۱
  • آبان ۱۳۹۱
  • مهر ۱۳۹۱
  • شهریور ۱۳۹۱
  • مرداد ۱۳۹۱
  • تیر ۱۳۹۱
  • خرداد ۱۳۹۱
  • اردیبهشت ۱۳۹۱
  • فروردین ۱۳۹۱
  • اسفند ۱۳۹۰
  • بهمن ۱۳۹۰
  • دی ۱۳۹۰
  • آذر ۱۳۹۰
  • آبان ۱۳۹۰
  • مهر ۱۳۹۰
  • شهریور ۱۳۹۰
  • مرداد ۱۳۹۰
  • تیر ۱۳۹۰
  • خرداد ۱۳۹۰
  • اردیبهشت ۱۳۹۰
  • فروردین ۱۳۹۰
  • اسفند ۱۳۸۹
  • بهمن ۱۳۸۹
  • دی ۱۳۸۹
  • آذر ۱۳۸۹
  • آبان ۱۳۸۹
  • مهر ۱۳۸۹
  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • خرداد ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • اسفند ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • فروردین ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۵
  • خرداد ۱۳۸۵
  • اردیبهشت ۱۳۸۵
  • فروردین ۱۳۸۵
  • اسفند ۱۳۸۴
  • بهمن ۱۳۸۴
  • دی ۱۳۸۴
  • آذر ۱۳۸۴
  • شهریور ۱۳۸۴
  • چشم‌ها

    چشم‌ها، پنجره روح هستند.
    اگر به چشم‌های آدم‌ها نگاه کنی، خیلی چیزها درباره شخصیت‌شان میفهمی.

    مرغ مقلد
    صفحه۱۲۸


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۱۰:۰۶ ب.ظ روز ۰۵ تیر ۱۳۹۷ | دیدگاه (۰)

    لالایی برای دختر مُرده

    کتاب درباره مستندی تاریخی است که در قالب رمان نوجوان نوشته شده است. کتاب چهار راوی دارد و روایت هرکدام با یک زاویه دید (اول شخص) بیان می‌شود و داستان را به هم گره می‌زنند. راوی اول یا “من” استاد دانشگاهی است که اتفاقی با اسنادی در مورد فروخته شدن دختران قوچان، در زمان مشروطه به ترکمن‌های پاکستان برخورد می‌کند. پیگیری موضوع او را به شهرک ارغوان می‌کشاند. زهره، راوی دیگر داستان، که در مجتمع ارغوان زندگی می‌کند، احساس می‌کند دختری به نام حکیمه از جهانی دیگر با او ارتباط برقرار می‌کند. دختری که موهای خاکستری دارد و دستهایش از آرنج به پایین سوخته و صد سال پیش، مرده است. مینا راوی سوم که دوست و همکلاسی زهره است نیز وارد داستان او و حکیمه می‌شود. راوی چهارم نیز میرزاجعفر خان میرزاباشی است که راوی اول در تحقیقاتش به گزارشات او در کتابخانه عشق‌آباد درباره فروش دختران قوچانی میرسد.

    بطور کلی می‌توان گفت موضوع کتاب درباره رنج و سختی است که دختران در دوره‌های مختلف تاریخی دیده‌اند؛ از فروش دختران قوچان تا شکنجه و سختی دختران امروز در بعضی از خانواده ها و نادیده گرفتن آن‌ها. و البته این سختی‌ها با شعارهای فمنیستی نقل نشده است.

    شاید عنوان کتاب یا بعضی از قسمت‌های باعث شود نوجوان کمی بترسد و کتاب را در ژانر وحشت قرار دهد، اما هدف کتاب ایجاد ترس و وحشت در خواننده نیست؛ کتاب سعی دارد با نقل یک داستان تاریخی و پیوند زدنش با زندگی امروز، ظلمی را برای نوجوانان بازگو کند و آگاهی بیشتری از جامعه و وظیفه آنها نسبت به آینده و جامعه‌شان، بدهد. خیلی از دختران نوجوان، بزرگترین و شاید تنهاترین دغدغه‌شان رسیدگی به ظاهر و لباس و سرووضعشان است، لالایی برای دختر مرده  سعی دارد مخاطب، خاصتا دختران، را با وجه دیگری از انسان و زن بودن آشنا کند و به آنها یادآوری کند رسالت اجتماعی و فرهنگی نیز در این جهان دارند.  داستانی کتاب،  به راحتی از ذهن خواننده بیرون نمی‌رود.

    کتاب از چند جهت برای نوجوانان جذاب و هیجان‌انگیز است؛ یکی نوجوان بودن شخصیت‌های اصلی داستان، و دیگر موضوع و ژانر وحشت و هیجان‌انگیز داستانهای نقل شده و البته عنوان سوال‌برانگیز کتاب نیز، عاملیست برای برانگیختن حس کنجکاوی نوجوانان. شخصیت‌های داستان همگی دختر هستند و از این جهت نیز، کتاب برای دختران نوجوان جذابیت بیشتری دارد.

    کتاب در سال ۸۷ رمان برگزیده‌ جایزه شهید غنی‌پور شد و از شورای کتاب کودک نیز لوح تقدیر دریافت کرد. در سال ۸۸ نیز برگزیده جشنواره کتاب برتر شد و در سال ۲۰۰۸ به فهرست کتاب های خواندنی کتابخانه مونیخ (کلاغ سفید) راه پیدا کرد.

    اگر نوجوان شما از مباحث مربوط به مرگ و روح خیلی می‌ترسد، خودتان ابتدائا کتاب را بخوانید و اگر مناسب دیدید به نوجوانتان بدهید.

    نویسنده: حمیدرضا شاه‌آبادی
    نشر افق
    قیمت: هشت هزار تومان

    این مطلب در تاریخ ۲۹ مرداد در روزنامه همشهری منتشر شده است.


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۱۰:۲۵ ب.ظ روز ۲۹ مرداد ۱۳۹۶ | دیدگاه (۰)

    شگفتی

    کتاب درباره پسربچه‌ای با رفتار و رشد و تربیتی کاملا عادی است که بصورت مادرزادی مشکلی در صورتش دارد که قیافه‌ی او را زشت و ترسناک کرده است و همین نقص باعث شده او دوستان زیادی نداشته باشد و به جای رفتن به مدرسه، مادرش در خانه به او درس بدهد ولی یکروز مادر و پدر تصمیم میگیرند از سال بعد آگوست را به مدرسه بفرستند و ماجراهای مواجه و برخورد آگوست و دوستانش در مدرسه، روایت این کتاب می‌شود.

    در کل این کتاب را دوست داشتم و کتابی بود کخ من را دنبال خود کشاند و دو روزه چهارصد و پنجاه صفحه‌اش را خواندم ولی توقعم را برآورده نکرد! انتهای کتاب، احساس کردم نباید کتاب تمام شود، باید جلد دومی داشته باشد یا حداقل در نقطه‌ای که از کتاب هستم، باید وسط کتاب باشم نه آخر کتاب!
    نویسنده خیلی کمتر از توقعم از آگی نوشته بود، از زندگیش روایت کمی کرده بود. دوست داشتم این چهارصد و خورده ای صفحه بیشتر از آگی میدانستم تا اینکه مطالب تکراری زندگی‌اش را از زبان آدم‌های مختلف داستان بشنوم. درواقع، انتهای رمان، برای من تازه اواسط رمان بود!و شاید بخاطر همین وقتی به صفحات پایانی کتاب رسیدم، احساس کردم نباید تمام بشود و هنوز خیلی از داستان مانده و من خواننده هنوز منتظرم.

    vaadi.ir

    داستان آگی، برای من نه تنها یادآور بچه های خاص و غیرمعمولی بود، بلکه من را یاد دوران راهنمایی‌ام انداخت و چند دانش اموزی که در مدرسه‌مان بودند و در هیچ گروه دوستی جایی نداشتند و بچه‌ها آنها را یا به دلیل وضع مالی خوبی که نداشتند، یا به دلیل رفتارهای ناهنجاری که داشتند، یا به دلیل سرو وضع نامرتبشان بین خود راه نمی‌دادند و آنها گوشه‌گیر شده بودند، انداخت. فکر میکنم اگر آن موقع این کتاب را خوانده بودم، بیشتر از آن زمان آنها را تحویل میگرفتم و با آنها دوست‌تر میشدم یا نه؟ و اگر یک روز معلم باشم و شاگردی داشته باشم که بخاطر روحیاتش دوستی نداشته باشد، وظیفه ام چیست؟

    یه نکته ای که کتاب داشت و دوستش داشتم و از زیرکی نویسنده خوشم آمد، توصیف نکردن کامل صورت آگی در فصل اول و کشاندن مخاطب تا فصل های بعد بود و صورت آگی در فصل دوم از زبان ویا، خواهرش کاملا بیان و ترسیم شد.
    من‌ی که ذهن تصویرسازی دارم، تمام مدت خواندن کتاب تا رسیدن به توصیف صورت آگی، آرام نگرفتم و ذهنم مدام بین خطوط داستان دنبال وصف نقص و چگونگی صورت آگی میگشت.

    در گودریدز نمره ۳ از ۵ به این کتاب دادم.

    نام: شگفتی
    نویسنده: آر.جی. پالاسیو
    ترجمه: پروین علی‌پور
    نشر افق
    قیمت در سال نود و چهار: پانزده هزار تومان

    این کتاب در سال ۲۰۱۳ در فهرست پرفروش‌ترین کتاب‌های نیویورک تایمز قرار گرفت و در سال ۲۰۱۴ نامزد جایزه تگزاس بلوبونت شد. همچنین برنده جایزه کتاب سال NAIBA در سال ۲۰۱۲ و برنده جایزه کتاب سال Book Browse در همان سال شد.


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۹:۱۹ ق.ظ روز ۰۳ مهر ۱۳۹۴ | دیدگاه (۲)

    درباره‌ی شماس‌شامی

    قبلاً نوشته بودم درباره‌ی کتابِ شماس‌شامی؛ و مقدمه‌ی کتاب و حقیقت داشتن یا نداشتن این داستان و وجود داشتن یا نداشتن کتاب “بین‌النهرین”

    چند روز قبل در جلسه‌ای آقای مجید قیصری را دیدم و درباره‌ی شماس شامی‌شان پرسیدم و اینکه این داستان حقیقت دارد؟ کتاب بین‌النهرین وجود دارد؟ گفتند در لهوف و نفس المهموم و منتهی‌الامال در حد یک پاراگراف درباره‌ی این موضوع (حضور فرستاده یا همان سفیر روم در زمان حادثه کربلا در شام) نوشته شده، در همین حد فقط. یعنی اصلِ داستان در تاریخ موجود است ولی خیلی مختصر و بقیه‌ی داستان زاده‌ی تخیل و قلمِ آقای قیصری است؛ کتاب‌ی به اسم بین‌النهرین هم وجود ندارد و قسمت اول کتاب و روایت آن فردِ سوری و پیدا کردن یک کتاب تاریخی قدیمی، نوشته‌ها و جزئی از داستان تعریف کردنِ آقای قیصری است و در عالم حقیقت، چنین کتاب‌ی وجود ندارد.

    مجید قیصری در عصر تجربه

    مجید قیصری در عصر تجربه

    نوشتم اینجا برای کسانیکه این کتاب را خوانده‌اند و مثل من، برایشان سوال ایجاد شده بود درباره‌ی حقیقت داشتن یا نداشتن این داستان.


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۹:۳۰ ق.ظ روز ۱۰ مهر ۱۳۹۲ | دیدگاه (۳)

    شماس شامی

    درباره کربلا و وقایع سال شصت و یک هجری، هرچه می‌دانیم و شنیده‌ایم از منابع و روایت‌های کتاب‌های نوشته شده بوسیله‌ی مسلمانانِ آن زمان است.

    حال تصور کنید آن ماجرا و وقایع بعد از آن مانند اسارت خاندانِ امامت، فرستادن‌شان به شام و وقایع کاخ یزید در شام را یک فردِ بی‌طرف و غیرمسلمان که شاهدِ آن ماجراها بوده است، روایت کند و درباره‌ی آن بنویسد! مثلا نوکرِ کارگزار امپراطور روم در شام.

    کتاب “شماس شامی” داستان قیام عاشورا و حوادث بعد از آن را در قالب گزارشی از زبان “یولیوس” نوکر “جالوت” کارگزار امپراتوی روم در شام به سال ۶۱ ه.ق بیان می‌کند. یولیوس بعد از گم شدنِ ناگهانی سرورش جالوت، در گزارشی سعی می‌کند برخلاف خبرهایی که درباره خائن بودن سرورش به امپراطوری روم رسیده، با شرح دادن همه‌ی اتفاقات رخ داده در شهر شام و اظهارات و اعتراضات سرورش به حکومت شام درباره‌ی کارهایشان و کاروان اسیرانی که به شهر وارد شده‌اند و ملاقاتشان با پدر آگوست‌تینوس و صحبت‌های او درباره‌ی سربازان خلیفه که از جنگی برمی‌گشتند، خائن نبودن جالوت را ثابت کند و رازی را که فقط او خبردار است، افشا کند؛ مخاطب گزارش یولیوس، فرستاده ویژه روم است که برای تعیین جانشین جدید امپراطور روم به شام سفر کرده است.

    در ابتدای کتاب با متنی مواجه می‌شویم که از زبان یک محقق سوری نوشته شده است که به طور اتفاقی، کتاب کهن و ناشناخته‌ای به نام “اتفاقات بین النحرین” را در شهر حلب به دست می‌آورد که به زبان لاتین توسط شخصی به نام یولیوس نوشته شده است و حوادثی مربوط به دربار بنی‌امیه و شهر شام در سال ۶۱ هجری را بیان کرده است. بعد از چند صفحه مقدمه مترجم عربی کتاب مقدمه مترجم فارسی کتاب بین النحرین نیز آورده شده است و بعد از آن قصه با قصه گویی “مجید قیصری” آغاز می‌شود؛ و من هنوز نمی‌دانم که “شماس شامی” قصه‌ایست واقعی و تاریخی که مجید قیصری آن را به زبان داستانی روایت کرده یا یک رمان و داستان است؟

    اگر همان‌طور که آقای قیصری درباره کتاب اظهار کرده است که “شمّاس شامی” یک رمان است نه تاریخ، پس کتاب “اتفاقات بین النحرین” و نوشته‌ی محقق سوری در ابتدای کتاب چیست؟ در انتهای کتاب نیز از قول آقای قیصری نوشته شده است: . داستان اگر اجازه ندارد تاریخ را تحریف کند، اما این توان و ظرفیت را دارد که تاریخ را از زاویه‌ای نو روایت کند. گویی دوباره آن را می‌آفریند.

    البته چه این کتاب رمان‌ی غیرواقعی باشد چه روایتی از حقیقتی تاریخی، فرقی در اصل موضوع‌ی که بیان می‌کند و حوادث‌ی که بر خاندان حضرت رسول صل الله علیه و آله گذشته است، نمی‌کند.

    شماس شامی، نامزد جایزه روزی روزگاری، جلال آل احمد و قلم زرین بوده است و در جشنواره کتاب سال شهید حبیب غنی‌پور،  در بخش ادبیات داستانی بزرگ‌سال با موضوع آزاد رتبه‌ دوم را بدست آورد. این کتاب به قلم مجید قیصری، توسط انتشارات افق چاپ شده است.