قرآنم (قسمت اول)

بابا برایم سوغات آورده بودند؛ از مدینه
بچه‌های کلاسِ حفظ قرآنِ مدرسه، همه‌شان یکی یکدانه داشتند؛ از کجا آورده بودند، یادم نیست، فقط یادم است در ایران پیدا نمیشد. من ولی عاشقش شده بودم.
عاشق قطع‌ش، خط‌ش، حاشیه‌هایش، رنگش
بابا که می‌خواستند بروند عمره، مشخصاتش را برایشان گفتم. “این اندازه است بابا؛ جلدش فلان رنگ است؛ کاغذهایش نرم است؛ دکه‌ی روبروی بقیع حتما دارد و …” اینترنت نبود و فقط خصوصیاتش را برای بابا گفتم و بعد از چند هفته قرآن عزیزم، در دستم بود.
محبوبه که کلاس حفظ برایمان گذاشت، با قرانم، “مریم” را حفظ کردم. در حاشیه‌هایش گاهی نکاتی می‌نوشتم. شب‌های قدر بر سرم می‌گرفتم. دو بار با خودم به مدینه برگشت؛ مشهد رفت؛ سوریه رفت؛ کربلا و نجف و سامرا رفت. شمال و یزد و اصفهان و کیش رفت. همیشه با من بود.
شب‌های قدرِ رمضانِ هشتاد و نه آخرین سفرم با “او” شد.
شبِ بیست و سه رمضان، در یک متری ضریحِ ارباب، دادم به دستِ دخترِ عربی تا قرآن به سر بگیرد و مشغول دعا شدم تا دختر، اعمالش تمام شود. چند دقیقه‌ای که گذشت، برگشتم و دیدم نیست… دختر نبود؛ رفته بود و “او” را، قرآن عزیزم را، با خودش برده بود. حتما فکر کرده بود یکی از قران‌های حرم است و با خود برده بود. یخ کردم. سرم را می‌چرخاندم شاید پیدایش کنم. ولی مگر در بین آن حجمِ زیاد از خانم‌های چادرعربی به سر، می‌توانستم پیدایش کنم؟ مستأصل و نگران به سمت نزدیکترین محل ادعیه و قران‌ها رفتم؛ نبود. قفسه‌ی بعدی، نبود. قفسه‌ی دورتر، نبود. قفسه‌های صحن، نبود؛ نبود و نبود.
انگار تکه‌ای از من جدا شده بود.
حتما هرکس مرا دیده بود فکر کرده بود اشک‌های سرازیر از چشمانم، بخاطر توبه و انابه به درگاه خداست. ولی من، برای از دست دادنِ قرآنم گریه می‌کردم. قرآنی که مثل یک دفتر خاطرات، سال‌ها با من بود، همه‌جا.
ده سال از آن رمضان می‌گذرد. تا سال‌ها هروقت به کربلا می‌رفتم، همچنان قفسه‌های قرآن حرم را، به امید یافتن قرآنم می‌گشتم. رو به ضریح می‌کردم و می‌گفتم “قرآنم را پَس نمی‌دهید؟”
بعدها فهمیدم گم‌شدنِ قرآنم در شب قدر، شاید یکی از بزرگترین درس‌های زندگی‌ام بود؛ دل نبستن؛ وابسته نشدن و کَندن.

اما هنوز به این فکر میکردم که سرنوشت “او” چه شد؟ دست چه کسانی افتاد؟ تا چند سال در حرم ماند؟ پلاسیده شد؟ رنگِ جلدش رفت؟ حاشیه‌نویسی‌هایم چه؟ وقتی کسی “او” را گرفته تا بخواند، حاشیه‌های من را هم خوانده؟ صفحه‌ی اولش که اسمم را نوشته بودم، دیده؟ چند بار در حرم “سیده فاطمه مطهری” از زبانِ زائری که صفحه‌ی اول قرآنم را دیده، برده شده؟

خاطرات زنان جانباز

هفته پیش کتابی خواندم که خاطرات چند زن که در دوران جنگ هشت ساله جانباز شده بودند را نوشته بود.

کتاب انگار هیچ ویراستاری نداشت. نویسنده هم خیلی قوی و کاربلد نبود. با چند خانم درباره چگونگی مجروحیت‌شان و زندگی‌شان مصاحبه کرده بود و مصاحبه‌ها را پیاده و منتشر کرده بود. بدون ویرایش متن و کم کردن اضافات صحبت‌ها؛ با غلط‌های فراوان نگارشی و ویراستاری.

ولی موضوع کتاب و سوژه‌های انتخاب شده برای من جدید بود و جالب. مخصوصا خاطره اول که خاطره خانمی بود که وقتی حدود سیزده ساله و دخترمدرسه‌ای بوده، مدرسه‌شان توسط هواپیماهای بعثی بمباران میشود و خیلی از دانش‌آموزان به طرز فجیعی شهید و مجروح میشوند. مدرسه زینبیه شهر میانه. این موضوع و اتفاق ناگوار، اندازه‌ی یک کتاب به تنهایی جای کار و نوشتن دارد؛ حتی می‌تواند وسوژه فیلم و مستند باشد.

آیینه خیلی هم نباید راستگو باشد

پیشانی ام را بوسه زد در خواب، هندویی
شاید از آن ساعت طلسمم کرده جادویی

شاید از آن پس بود که با حسرت از دستم
هر روز سیبی سرخ می افتاد در جویی

از کودکی دیوانه بودم، مادرم می گفت:
از شانه ام هر روز می چیده است شب بویی

نام تو را می کَند روی میزها هر وقت
در دست آن دیوانه می افتاد چاقویی

بیچاره آهویی که صید پنجه ی شیری است
بیچاره تر شیری که صید چشم آهویی

اکنون ز تو با ناامیدی چشم می پوشم
اکنون ز من با بی وفایی دست می شویی

آیینه خیلی هم نباید راستگو باشد
من مایه ی رنج تو هستم، راست می گویی

مادر

پریروز مامان برگشتن بهم گفتن “زانوهات برا چی درد میکنه؟” گفتم: “زانوهای من؟ از کجا فهمیدین زانوهام درد میکنه؟” گفتن: “از نماز خوندنت”

کپ کردم!
چون چند وقته زانوهام درد میکنه ولی به مامان چیزی نگفتم و دردش هم اونقدر زیاد نبوده که تاثیر خیلی زیادی روی خم و راست شدنم موقع نماز بذاره، ولی همون مقدار کمی که شاید تاثیر گذاشته رو، مامان فهمیدن. خیلی برام عجیب بود. آخه چطور متوجه شدن؟ و دقیقا هم فهمیدن درد از زانوهاست!

مادر است دیگر، بچه‌اش رو اسکن میکنه و بدون هیچ حرفی، متوجه درد و ناراحتیش میشه.

بروم؟ نروم؟

بروم؟ نروم؟
بروم؟ نروم؟

از امروز صبح که خیلی اتفاقی کد را وارد کردم و پیام آمد که می‌توانم بروم، هزار بار از خودم پرسیدم “بروم یا نروم؟” هزار بار دیگر هم از سیداحمد پرسیدم “بروم یا نروم؟”

مستأصل و درمانده و گیجم
برایم دعا کنید.

بادمجون سرخ‌کرده

بادمجان رو که می‌خواین سرخ کنید، قبلش یک کم ماست بمالید بهش!
به شدت مقدار روغنی که مصرف میشه، پایین میاد، بدون اینکه تغییری در طعم بادمجون‌ها ایجاد بکنه

  • شهریور ۱۳۹۹
  • مرداد ۱۳۹۹
  • تیر ۱۳۹۹
  • خرداد ۱۳۹۹
  • اردیبهشت ۱۳۹۹
  • فروردین ۱۳۹۹
  • اسفند ۱۳۹۸
  • مهر ۱۳۹۸
  • شهریور ۱۳۹۸
  • مرداد ۱۳۹۸
  • تیر ۱۳۹۸
  • خرداد ۱۳۹۸
  • اردیبهشت ۱۳۹۸
  • فروردین ۱۳۹۸
  • اسفند ۱۳۹۷
  • بهمن ۱۳۹۷
  • دی ۱۳۹۷
  • آذر ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۷
  • مهر ۱۳۹۷
  • شهریور ۱۳۹۷
  • مرداد ۱۳۹۷
  • تیر ۱۳۹۷
  • خرداد ۱۳۹۷
  • اردیبهشت ۱۳۹۷
  • فروردین ۱۳۹۷
  • اسفند ۱۳۹۶
  • بهمن ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۶
  • آذر ۱۳۹۶
  • آبان ۱۳۹۶
  • مهر ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • خرداد ۱۳۹۶
  • اردیبهشت ۱۳۹۶
  • فروردین ۱۳۹۶
  • اسفند ۱۳۹۵
  • بهمن ۱۳۹۵
  • دی ۱۳۹۵
  • آذر ۱۳۹۵
  • آبان ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • شهریور ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • خرداد ۱۳۹۴
  • اردیبهشت ۱۳۹۴
  • فروردین ۱۳۹۴
  • اسفند ۱۳۹۳
  • بهمن ۱۳۹۳
  • دی ۱۳۹۳
  • آذر ۱۳۹۳
  • آبان ۱۳۹۳
  • مهر ۱۳۹۳
  • شهریور ۱۳۹۳
  • مرداد ۱۳۹۳
  • تیر ۱۳۹۳
  • خرداد ۱۳۹۳
  • اردیبهشت ۱۳۹۳
  • فروردین ۱۳۹۳
  • اسفند ۱۳۹۲
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آذر ۱۳۹۱
  • آبان ۱۳۹۱
  • مهر ۱۳۹۱
  • شهریور ۱۳۹۱
  • مرداد ۱۳۹۱
  • تیر ۱۳۹۱
  • خرداد ۱۳۹۱
  • اردیبهشت ۱۳۹۱
  • فروردین ۱۳۹۱
  • اسفند ۱۳۹۰
  • بهمن ۱۳۹۰
  • دی ۱۳۹۰
  • آذر ۱۳۹۰
  • آبان ۱۳۹۰
  • مهر ۱۳۹۰
  • شهریور ۱۳۹۰
  • مرداد ۱۳۹۰
  • تیر ۱۳۹۰
  • خرداد ۱۳۹۰
  • اردیبهشت ۱۳۹۰
  • فروردین ۱۳۹۰
  • اسفند ۱۳۸۹
  • بهمن ۱۳۸۹
  • دی ۱۳۸۹
  • آذر ۱۳۸۹
  • آبان ۱۳۸۹
  • مهر ۱۳۸۹
  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • خرداد ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • اسفند ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • فروردین ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۵
  • خرداد ۱۳۸۵
  • اردیبهشت ۱۳۸۵
  • فروردین ۱۳۸۵
  • اسفند ۱۳۸۴
  • بهمن ۱۳۸۴
  • دی ۱۳۸۴
  • آذر ۱۳۸۴
  • شهریور ۱۳۸۴
  • شهید منا

    آقا محسن حاجی حسنی کارگر
    سلام
    چهارسال پیش، چنین شبی آخرین شب زندگی دنیایی‌ت بود. فردا روزی در حال احرام، خدا بردت پیش خودش
    امروز داشتم کتاب زندگیت رو می‌خوندم. خیلی خوب بودی تو.
    خواستم بهت بگم داغ شماها، داغ اون عیدی که برامون عزا شد، هنوز برامون تازه است و گمونم همیشه تازه بمونه.
    سرشب تلویزیون داشت عرفات رو نشون میداد. خبرنگار هم داشت توضیح میداد که فردا صبح بعد نماز حاجی‌ها باید برن سمت جمره و بعد برگردن منا تا برن قربونی کنن. به اینجا که رسید، بغضم ترکید. میدونی، برام هنوز باورپذیر نیست. آخه مگه میشه؟ ….
    آه
    یوسفِ داوودِ ملیحه، دعا کن برامون


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۱۱:۵۵ ب.ظ روز ۲۰ مرداد ۱۳۹۸ | دیدگاه (۰)

    سایه سنگین سیاهی
    از فاجعه منا حدود ۱۰روز می‌گذرد. این فاجعه دردناک و هولناک جامعه اسلامی را غرق در ماتم و عزا کرد اما عده‌ای هم در چنین شرایطی به‌دنبال ماهیگیری از آب گل‌آلود بوده‌اند.

     در این ۱۰روز انواع و اقسام پیام‌ها در شبکه‌های اجتماعی و مجازی درباره این اتفاق دست‌به‌دست شد. بیشتر این پیام‌ها شامل شبهات عقیدتی و شایعات خبری بود که با هدف خاصی به میدانی برای اسلام‌ستیزی تبدیل شد. در این میان اتفاق بدی که افتاده این است که افرادی که عواطف و احساسات آنها به وسیله این پیام‌ها مورد هجوم قرار گرفته، آنها را پخش و کپی می‌کنند. به بعضی از این پیام‌ها اشاره می‌کنیم و به آنها پاسخ می‌دهیم.

    • حج را تحریم کنیم

    این شبهه و سؤال، بعد از پیش‌آمدن جریانات اخیر در مکه در ذهن بعضی از مردم ایجاد شد که چرا ایران حج را تحریم نمی‌کند، چرا با وجود حاکمیت آل سعود و وهابیون، ما به حج می‌رویم و پولمان را به دشمنان اسلام می‌دهیم؟ چرا باید پولمان را به کسانی بدهیم که شیعیان مظلوم یمن و بحرین را می‌کشند؟

    پاسخ به این سؤال بسیار واضح است. حج مثل نماز و روزه، یکی از ۱۰رکن و فروع دین اسلام است و همه مسلمانان درصورت داشتن استطاعت باید آن را انجام دهند. حج، یکی از مهم‌ترین نشانه‌های اتحاد مسلمانان با یکدیگر است و هرساله فقط در موسم حج مسلمانان از سراسر دنیا کنار یکدیگر قرار می‌گیرند.دیدن این اتحاد و هماهنگی، وحدت و برادری بین مسلمانان برای دشمنان سخت و آزاردهنده است. علاوه بر این، وهابیون، شیعیان را رافضی و مشرک می‌دانند و درباره شیعیان سخنان و تعاریف ناصحیحی به پیروانشان می‌گویند. فرصت حج بهترین دفاع عملی در برابر این سخنان است که ما نباید آن را از خودمان بگیریم؛ همانطور که امامان معصوم‌ ما از فرصت حج برای گسترش معارف دینی و عقایدشان استفاده می‌کردند و با اینکه تقریبا همگی در دوران حکام طاغوت زندگی می‌کردند، هیچکدام حج را تعطیل نکردند.

    علاوه بر همه اینها، چون حج یکی از واجبات الهی است، تحریم کردن حج و صدور اجازه نرفتن به حج، به‌عهده حاکم شرع، مراجع و عالمان دین است که بنابر شرایط می‌توانند چنین حکمی بدهند.

    • خدا کو؟

    چرا خدا به حاجی‌ها کمک نکرد و مراقب آنها نبود؟ مگر آنجا خانه و سرزمین امن خودش نیست، پس چرا حافظ مهمانان خودش نبود؟ پس خدا خودش هم راضی به پیش‌آمدن این اتفاقات ناگوار بوده است! مگر همه اتفاقات به اذن خدا انجام نمی‌گیرد؟ پس خدا خودش خواسته حاجی‌ها فوت کنند. این دست سؤالات و شبهات بعد از حادثه سقوط جرثقیل در مکه شروع شد و بعد از حادثه منا، شدت گرفت. واقعا چرا خدا به مهمانانش کمک نکرد؟درست است که همه تحولات و اتفاقات با اجازه و به اذن خدا صورت می‌گیرد ولی این به معنی نفی اختیار از انسان‌ها نیست. انسان براساس اختیاری که دارد، اشتباهات و کارهای نادرستی هم انجام می‌دهد و علت خیلی از اتفاقات، اشتباهات و خطاهای عمدی یا سهوی خود انسان‌هاست که اتفاقا با اختیار خودشان انجام می‌دهند و نتیجه آن را می‌بینند. اتفاقات ناخوشایندی در طول تاریخ افتاده که تلخ‌تر از حادثه منا بوده و داغش خیلی بزرگ‌تر از این اتفاقات است، مثل حوادث و شرارت‌هایی که برای ائمه ایجاد می‌کردند، اینکه خدا جلوی آنها را نگرفته به این معنی نیست که راضی به انجام آن امور بوده یا توانایی برطرف کردن آن شرارت‌ها را نداشته است بلکه گاهی ضرورت‌هایی بزرگ‌تر، جلوی دخالت مستقیم و معجزه‌واردر برطرف‌شدن این امور یا مانع تحقق شدن این بلایا را می‌گیرد.

    • هیزم به آتش کینه قدیمی انداختن

    این چند روز، متأسفانه برخی می‌خواهند آتش دعوای عرب و عجم را دوباره برپا کنند و موج جدیدی از عرب ستیزی بین مردم ایجاد کنند. در قالب برخی از جملات احساسی که عاطفه ایرانیان را تحریک می‌کند می‌تازند که چرا پولشان را به اعراب می‌دهند و برای آنها خرج کرده و به سرزمین اعراب سفر می‌کنند. این موج که شاید در ظاهر یک کینه قدیمی بین عرب و عجم را زنده می‌کند و خیال دارد بین مردم عرب‌ستیزی ایجاد کند، در واقع به جنگ اسلام و مسلمانی می‌رود و می‌خواهد دستورات اسلامی و محبت به دین را بین مردم کمرنگ کند و از بین ببرد. این نکته را باید یادمان باشد که به گفته خدا در آیه ۲۷سوره حج که به حضرت ابراهیم می‌فرمایند در میان مردم به حج اعلان عمومی کن، حج یک فرمان و دستور عمومی برای همگی مردم است و کعبه متعلق به همه مسلمانان جهان است و مالکی ندارد.

    • خدا همه جا هست

    وقتی خدا خود بیان می‌کند که همه جا حضور دارد و ناظر ماست، پس دیگر لزومی به مکه رفتن و کنار کعبه عبادت کردن نیست. خانه خدا در قلب ماست و خود او همیشه همراه ماست.

    این مفهوم که خدا همه جا هست کاملا درست است ولی باید گفت برخلاف این تصور عوامانه، حج، زیارت خدا نیست بلکه همایش گرامیداشت دین خداست. هرکدام از مناسک حج، مفهوم و معنایی بالاتر از شکل ظاهری‌ خود دارند که خدا برای یادآوری آن تعالیم حج را قرار داده است. مثلا یکی از مناسک حج قربانی کردن است. هرساله هزاران نفر از فقرای مکه و شهرهای اطراف، به‌واسطه این مراسم تا چندین وقت سیر می‌شوند، قسمتی از گوشت قربانی‌ها نیز هرسال منجمد و بسته‌بندی می‌شود و به کشورهای فقیر آفریقایی ارسال می‌شود، این کمک به فقرا و نیازمندان یکی از عوامل گسترش خیر و نیکی بین مردم است.

    • به فقرا کمک کنیم

    «حج به خدا جز به دل پاک نیست/ شستن غم از دل غمناک نیست» این شعر و شعرهای مشابه این بیت هم این چند روز با متن‌ها و عکس‌هایی که بیان می‌کردند به جای رفتن به حج، بایدبه فقرا کمک کرد، بین کاربران فضای مجازی بسیار چرخید.

    در جواب باید گفت خداوند هم به کمک و یاری به فقرا و نیازمندان تاکید دارد و انفاق را جزو دستورات موکد دینی قرار داده است. از طرفی خداوند به رفتن به حج و انجام دادن اعمال آن هم دستور داده است. نکته اینجاست که لازم نیست برای احیا و انجام یک دستور از فرامین خدا، باقی دستورات و فرایض را تعطیل کنیم و کنار بگذاریم. علاوه‌بر این در روایات اسلامی یکی از فواید مهم فریضه حج، رفع گرفتاری و فقر از جامعه و همچنین توانگری افراد معرفی شده است مانند این روایت از امام صادق علیه‌السلام که می‌فرمایند: «ندیده‌ام که چیزی همانند مداومت بر زیارت این خانه چنان سریع توانگری بیاورد و فقر بزداید» (امالی طوسی/۶۹۴/۱۴۷۸)

    پاسخ دیگر به این شبهه این است که حج فقط بر کسی که مستطیع است، یعنی می‌تواند هزینه حج را تأمین کند و وقتی برگشت نیز خرج زندگی‌اش را داشته باشد، واجب است و قبل از رفتن به این سفر باید خمس و زکات مالش را پرداخته باشد. یکی از مصارف خمس و زکات نیز کمک به فقرا و نیازمندان است؛ یعنی حجاج قبل از سفرشان نیز به نیازمندان کمک می‌کنند، در موسم حج نیز با دادن صدقه و همچنین قربانی، باز به فریضه انفاق و کمک به نیازمندان، عمل می‌کنند.

    vaadi.ir

    شایعاتی که در شبکه‌ها چرخید

    در تب و تاب۱۰ روز اخیر که هر لحظه اخبار جــدیدی از فجایع به‌وجود آمده در منا می‌رسید، مردم نیز در شبکه‌های اجتماعی پابه پای روزنامه‌نگاران و خبـرنــگاران بـه اشتراک‌گذاری خبرها، عکس‌ها و فیلم‌های این واقعه پرداختند. ولی در این میان متأسفانه بازار شایعات نیز داغ بود و گاهی خبرها و عکس‌هایی ناصحیح و غیرمربوط به این حادثه دست به‌دست در فضای مجازی می‌چرخید و کاربران بدون فکر به عواقب این اشتباه، به‌کار خود ادامه می‌دادند. به چند نمونه از این شایعات و خبرهای بی‌اساس اشاره می‌کنیم:

    عکس‌ها

    1. از ۳ روز بعد از عید قربان و وقوع آن حادثه دلخراش، عکسی بین کاربران پخش شد و مدعی بود متعلق به دفن دسته جمعی حجاج توسط آل سعود است و خشم عده زیادی از هموطنان را به این اقدام سعودی برانگیخت. ولی با جست‌وجو در اخبار اینترنت، مشخص شد عکس متعلق به آتش‌سوزی سال گذشته است که در کراچی پاکستان اتفاق افتاده و اجساد را بعد از حادثه به این صورت دفن کردند.
    2. ‌ عکسی نیز در شبکه‌ها پخش شد که مدعی بود عربستان با بولدوزر، اجساد مردم را جمع‌آوری کرده است. مشخص بود پخش‌کنندگان آن تصویر، هیچ آشنایی با سرزمین وحی و اماکن آن ندارند، چون در عکس پخش شده، سازه قدیمی محل رمی جمره مشخص بود که چندین سال است این سازه جمع شده است و چیزی شبیه دیوار به جای آن ساخته‌اند.

    فیلم‌ها

    1. ‌ ۲مرد عرب، نه با لباس احرام که با لباس عادی روزانه، دشداشه پوشیده و عقال عربی بر سر، در اتومبیلی نشسته‌اند و از سقف آفتابی (سان روف) اتومبیل‌شان به سمت جمره سنگ پرتاب می‌کنند. این فیلمی بود که این چند روز بین کاربران چرخید و مدعی بود یکی از شاهزادگان سعودی است و خیابان‌های منتهی به منا به‌خاطر این جوان بسته و قرق شده و منجر به کشته شدن این تعداد آدم شده است. اما با کمی دقت به محیط پیرامون ماشین دیده می‌شد، آدم‌های عادی و معمولی در حال راه رفتن هستند و هیچ نیروی امنیتی و پلیسی وجود ندارد ولی در شرایط قرق یک مکان برای شخص مهمی مثل شاهزاده، اصولا هیچ فرد عادی در اطراف نمی‌تواند تردد کند و سربازان و نیروهای امنیتی اطراف ماشین حضور دارند. علاوه بر این، یک شاهزاده اصولا خودش رانندگی نمی‌کند!
    2. ‌ کاربران در شبکه‌های اجتماعی و مجازی یکدیگر را تشویق به رأی‌دادن در یک سایت می‌کردند که مدعی بود این رأی‌گیری بابت گرفتن مدیریت حج از عربستان سعودی است. توضیح این پیام به اینگونه بود که در برابر سؤال پرسیده شده، گزینه نعم را بزنید تا نشان دهید با این قضیه موافق هستید. آن سایت (الحره) متعلق به یکی از رسانه‌های رسمی دولت آمریکاست که مشابه ایرانی این سایت، صدای آمریکاست. آنان با جهت‌گیری تلاش می‌کنند تا کینه و تفرقه بین مسلمانان را ایجاد و تشویق کنند. قطعا هیچ نیت خوبی برای این رأی‌گیری ندارند و کاملا مشخص است که هرگز هیچ اتفاقی مبنی بر خواست و رأی ما، از این نظرسنجی اتفاق نمی‌افتد.

    شایعات خبری

    1. متن و عکسی از صفحه اول یکی از روزنامه‌های سال۵۸ در شبکه‌های موبایلی و بین کاربران پخش شد که قسمتی از صحبت امام خمینی را ذکر می‌کرد که فرموده بودند به جای زیارت مکه و مدینه و عتبات، ایران را آباد کنید و مدعی بودند که امام هم نظرشان کنار گذاشتن حج و عتبات و به جای آن رسیدگی به اوضاع ایران و کشور خودمان بوده است. اما قضیه از چه قرار است؟ در خرداد سال ۵۸، یعنی ۴‌ماه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، امام فرمان به جهادسازندگی برای رفع خرابی‌های بی‌اندازه زمان پهلوی دادند و مردم را تشویق به آبادانی و ساختن کشور کردند و در پیامی از افرادی که قبلا به حج و عتبات رفته بودند خواستند که به جای رفتن مجدد و سفر استحبابی به این اماکن، پول آن را صرف آبادانی ایران کنند:«همه موفق باشند که در این جهاد شرکت کنند و این خرابه را بسازند و برادران خود را کمک نمایند که شاید هیچ عبادتی بالاتر از این عبادت نباشد. بلکه من از اشخاصی که برای زیارت‌ها مثل زیارت مکه معظمه و مدینه منوره می‌خواهند به‌طور استحباب بروند، از آنها می‌خواهم و تقاضا می‌کنم که شما برای ثواب می‌خواهید مکه مشرف بشوید و یا می‌خواهید مدینه منوره و یا به عتبات مشرف شوید، امروز ثوابی بالاتر از این نیست که به برادران خودتان کمک کنید و این سازندگی را همه با هم شروع کنید که ایران خودتان درست ساخته بشود و برادران شما نجات یابند. خداوند به همه شما اجر عنایت می‌کند و همان ثوابی را که شما از زیارت‌ها می‌خواهید، خداوند به شما در این جهاد خواهد داد».  پیام امام در یک مقطع خاص از تاریخ کشور داده شده است و درباره سفرهای مستحبی مردم بوده است و نمی‌توان و نباید آن را برای همیشه زمان‌ها و سفرهای واجب تعمیم داد.
    2. پیام کوتاهی در شبکه‌های موبایلی پخش شد، مبنی بر این ادعا که سقف مسعی (محل سعی) در مسجد الحرام فروریخته و درب‌های مسجدالحرام را به‌خاطر این اتفاق بسته‌اند. خبر خیلی سریع توسط مسئولین حج و زیارت تکذیب شد و از مردم تقاضا شد اخبار را فقط از طریق کانال‌های رسمی پیگیری کنند.
    3.   شایعه دیگری که در چند روز اخیر پخش شد، ورود ناگهانی کامیون به محل استقرار زائران در فرودگاه بود که به کشته شدن ۲زائر و مجروح شدن ۲تن دیگر منجر شده ولی این خبر نیز در جست‌وجوی اخبار خبرگزاری‌های موثق، مشخص شد برای ۲سال پیش و مربوط به سال ۹۲است.
    4. ‌ متن دیگری ادعا می‌کرد می‌خواهد علمای اسلام را به چالش بکشاند و درباره وضعیت حاجیان زخمی که نمی‌توانند دیگر اعمالشان را تمام کنند و به کشور برمی‌گردند، سؤال کرده بود. این شبهه نیز آنقدر ساده بود که مشخص بود کسی که برای نخستین بار آن را نوشته و باقی پخش‌کنندگان آشنایی چندانی با احکام مربوط به حج ندارند و نمی‌دانند جواب این سؤال در همه کتب فقهی و توضیح‌المسائل‌ها آمده است و در بدترین شرایط هم با گرفتن نایب، به راحتی مسائل شرعی حل و فصل می‌شود.

    آنچه از شما ساخته است

    مهارت عکس‌العمل درباره شبهات و شایعات چیست؟

    بسیاری از ما، کاربر فضای مجازی و شبکه‌های موبایلی هستیم و در گروه‌هایمان با اخبار و شایعات مختلف روبه‌رو بوده‌ایم. آیا می‌دانید بهترین برخورد با اینگونه پیام‌ها چیست؟ و در برابر کپی‌پیست‌های فراوان آنها در گروه‌های مختلف باید چه عکس‌العملی نشان دهیم؟ اگر بخواهیم برای دیگران آن خبر را ارسال کنیم، قبل از ارسال چه نکته‌هایی را باید رعایت کنیم؟

    ‌ نخستین برخوردتان با این پیام‌ها چیست؟ تعجب می‌کنید و سریع آن را کپی می‌کنید و در باقی گروه‌هایتان می‌فرستید؟ بهتر است کمی دست نگه‌دارید، فقط به ظاهر متن و عکس و پیامی که برایتان ارسال شده، اکتفا نکنید. کمی درباره آنها فکر کنید. ببینید با عقل و شرایط آن اتفاق سازگار است؟

    ‌ اگر عکسی برایتان ارسال شده و مدعی اتفاقی در حادثه اخیر است، بعد از نگاه کردن با دقت به جزئیات آن، می‌توانید آن عکس را در قسمت جست‌وجوی تصاویر گوگل آپلود کنید و از گوگل بخواهید در سایت‌ها و وبلاگ‌های مختلف بگردد و سایت‌ها و خبرهایی که آن عکس در آن به‌کار رفته را، بیابد. با کمی صرف زمان و دقت، به منبع اصلی عکس دست خواهید یافت و می‌فهمید که ماجرای اصلی عکس چیست.

    ‌ اگر خبری در قالب متن برایتان ارسال شده، آن را کپی کنید و به جای ارسالش به گروه دیگری، مرورگر موبایلتان را باز کنید و آن خبر را به موتورهای جست‌وجو بدهید و ببینید آیا هیچ‌کدام از سایت‌های خبری و خبرگزاری‌های «مهم و رسمی»، آن خبر را مخابره و منتشر کرده‌اند؟ به سایت‌های زرد و غیرخبری اعتماد نکنید و آنها را به‌عنوان منبع موثق نپذیرید.

    ‌ اگر یک خبر همراه با لینک سایت خبری رسمی برایتان آمد، به بودن آن لینک در خبر اکتفا نکنید و حتما آن لینک را در مرورگرتان باز کنید و از صحت آن مطمئن شوید،گاهی صفحه اصلی، مربوط به چیز دیگری است یا اینکه پیام کپی شده بخش ناقصی از کل خبر است.

    ‌ اگر از دوستی یا آشنایی خبری شنیدید که مدعی شد از یکی از شاهدان عینی شنیده یا از منبع موثقی شنیده و گفته خبر به‌صورت عمومی پخش نمی‌شود، سعی کنید به احساسات خود مسلط باشید و سریع و از روی احساسات، آن را برای دیگران تعریف و ارسال نکنید. در بیشتر موارد، احساسات انسانی ما، وقایع را از آنچه در حقیقت وجود دارد، بزرگ‌تر بیان می‌کند. اگر خبری قرار باشد به‌صورت عمومی پخش نشود، اصلا نباید آن را برای کسی بازگو و تعریف کرد!

    ‌ در این چند روز، عکس‌های دلخراش و متاثرکننده‌ای از جان‌باختگان و مجروحین منتشر شد. شاید اگر انتشار گسترده این عکس‌ها را به‌عهده خبرگزاری‌ها بگذاریم و افراد را برای دیدن یا ندیدن آن مختار بگذاریم، بهتر باشد. شاید در گروه‌هایمان افرادی باشند که از ناراحتی‌های روحی یا جسمی خاصی رنج می‌برند و دیدن این صحنه‌ها حال آنها را بدتر کند. اگر عکس یا فیلمی را برای آگاهی افراد گروه ارسال کردید، حتما قبل از آن در یک جمله بنویسید که این عکس یا فیلم، دارای صحنه دلخراشی است تا هرکسی تمایل نداشت آن را دانلود و مشاهده نکند.

    ‌ در جریان هر حادثه‌ای افرادی هستند که دنبال بهانه‌جویی برای تردیدافکندن در باورهای ملی و دینی مردم مسلمان ایران هستند. اینگونه کارها با هدف تضعیف ساختار اجتماعی ملت ایران صورت می‌پذیرد. در حال حاضر چندین سایت درخصوص پاسخگویی به شبهات ایجاد شده و فعال هستند و اطلاعات مفیدی در اختیار شما قرار می‌دهند. در دنیای بی‌حساب و کتاب اخبار فضای مجازی، هیچ وقت پرسیدن و جست‌وجو را فراموش و ترک نکنید تا قربانی جریان‌سازی‌‌ها نشوید.

    ‌ در این مواقع و به‌خاطر این حادثه بین افراد خانواده و فامیل بحث و گفت‌وگوی زیادی درمی‌گیرد. سعی کنید اطلاعات‌تان را از موضوعات صحیح و موثق بالا ببرید و با کمال احترام و دوستانه در بحث شرکت کنید و اطلاعات صحیحتان را در اختیار دیگران قرار دهید.

    این مطلب برای روزنامه همشهری، نوشته شده است.


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۶:۱۵ ق.ظ روز ۱۲ مهر ۱۳۹۴ | دیدگاه (۴)