ای اولین و آخرین امید
إِنْ یَنْصُرْکُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَکُمْ وَإِنْ یَخْذُلْکُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِی یَنْصُرُکُمْ مِنْ بَعْدِهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ
اگر خدا شما را یارى کند هیچ کس بر شما غالب نخواهد شد
و اگر دست از یارى شما بردارد، چه کسى بعد از او شما را یارى خواهد کرد؟
مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند
سوره مبارکه آل عمران، آیه ۱۶۰
معلمِ کتاب‌فروش

یکی از کار‌هایی که همیشه جزو آرزوهای شغلیم بود، کتاب‌فروشی‌ه؛ امروز یک کم به آرزوم رسیدم و تو نمایشگاه کتابی که تو مدرسه داشتیم، کتاب فروختم 😊📚

به امروز که فکر میکنم، در وهله اول، چند ساعت فروش کتابه، ولی وقتی تمام اتفاقات و صحبت‌های از یک ماه پیش تا امروز رو مرور میکنم، می‌بینم همین «چند‌ساعت‌نمایشگاه» چه پروسه‌ای بود برای خودش!
از صحبت با انتشارات، صحبت با مدیر مدرسه، هماهنگی‌ها، شرط‌و‌شروط‌ها، صحبت با واسطه، کنسل کردن، دوباره تصمیم به اجرا، نامه‌زدن، هماهنگی‌های آخر، غیر روز کاری به مدرسه رفتن، چندین ساعت ایستادن و حرف زدن و آخرسر حرف و حدیث شنیدن!
این آخری، باعث شد، همه سختی‌ها بمونه رو دوشم و با خودم بگم «به من چه اصلا بچه‌ها کتاب غیردرسی بخونن یا نه» ولی وقتی به هیجان بچه‌ها برای کتاب خریدن فکر کردم، به اون بچه‌هایی که تا حالا از کتابخونه کتاب نگرفتن ولی امروز کتاب خریدن، گفتم «نه، می‌ارزید. شاید دوباره بخاطر بچه‌ها چنین کاری بکنم»

کاش کتاب انقدر گرون نمیشد 🙁 کاش نذارن از این بدتر بشه 🙁 کاش اندازه باقی موارد زندگی، برای کتاب هم هزینه می‌کردیم

هیاهو

هیاهوی غریب و مبهمی پیچیده در جانم
پرم از حس دلگیری که نامش را نمی دانم

تو اقیانوس سرشار از تلاطم های آرامی
و من دریاچه ی اشکی که دایم رو به طغیانم

بزن نی ، باز غوغا کن ، بزن دف ، شور بر پا کن
به هر سوزی بگریانم ، به هر سازی برقصانم

ببین آیینه وار از حس تصویر تو لبریزم
تو آرامی ، من آرامم ، پریشانی ، پریشانم

اگر شعری نوشتم رونویسی از نگاهت بود
که این دیوانگی ها را من از چشم تو می خوانم

سیده تکتم حسینی

ما غرک؟

صبح جمعه است. اسنپ گرفته‌ام از غرب تهران به قلهک.
سریع آماده شده‌ام و فراموش کردم کتابم را داخل کیفم بگذارم. موبایل هم کمتر از ده درصد شارژ دارد و باید تا برگشت نگهش دارم.
برای من که در مسیرها یا کتاب می‌خوانم یا مشغول موبایل میشوم، نبود هر دو با هم سخت است، آن هم برای مسیری نسبتاً طولانی.
نگاهم را به خانه‌های کنار اتوبان میدوزم تا حوصله‌ام سر نرود. ناخوداگاه دنبال پتو و فرش شسته شده بر بام‌ها هستم. تصویری نوستالژیک از اسفند. باید ب ذهنم یاد بدهم خانه‌ها دیگر ویلایی نیست و کمتر کسی می‌تواند و “می‌خواهد” در خانه فرش و پتو بشوید؛ نباید دنبالشان بگردد، آن هم روی خانه‌های برِ اتوبان همت و صدر.
گلدان‌های روی بالکن‌ها نظرم را جلب می‌کنند؛ گلدان‌های رنگ و وارنگ که خیلی‌هایشان خالی است و خشک شده. با خودم می‌گویم یادم باشد هفته آخر اسفند، سه گلدان سبز و سفید و قرمزی که “پتوسک”هایم را درونشان کاشتم، توی ایوان بگذارم؛ ریحان و شاهی هم بکارم. شاید امسال موفق شوم به نتیجه برسم، پارسال که نتوانستم و خراب شدند.
به رانندگی راننده توجه می‌کنم و به تمیز بودن و نبودن ماشینش تا نمره‌ام، منصفانه باشد. چند بار سبقت خطرناک می‌گیرد. بین خطوط هم حرکت نمی‌کند. اما ماشینش تمیز است و مرتب. همان ابتدا خواهش کردم گوشی‌ام را به شارژ ماشینش بزند و محترمانه قبول کرد؛ ولی خیلی بد رانندگی می‌کند. چهار از پنج باید بدهم.
به پل طبیعت میرسیم. سعی میکنم تمام آدم‌های روی پل را در چند ثانیه‌ای که فرصت دارم تا ماشین از زیر پل عبور کند، از نظر بگذرانم و نگاهشان کنم. نگاهم روی زوج جوانی که به نرده‌های پل تکیه داده‌اند و حرف می‌زنند، قفل می‌شود…
به طرح درس فردایم فکر میکنم. به کارهایی که قول داده‌ام انجام بدهم ولی فرصت نکردم و بدقول شده‌ام. به همه چیز فکر میکنم تا فرار کنم از فکر به جایی که دارم میروم؛ فکر به مصیبتی که برای دوستم افتاده و دو روز است همراهی‌ام می‌کند؛ فکر به اینکه چه باید بگویم و چه باید بکنم وقتی محیا را دیدم …
بگذریم. نمیدانم چرا به اینجا رسیدم. اصلا نمی‌خواستم این پست درباره فوت مادر دوستم باشد؛ میخواستم درباره سه ربعی بدون موبایل و کتاب بنویسم و کارهایی که کردم، ولی نشد؛ نتوانستم. ذهن که مدام روی موضوعی باشد، ناخودآگاه و مستقیم و غیرمستقیم به همان سمت میرود، حتی اگر نخواهی.

لطف میکنید برای مادر جوان دوستم فاتحه‌ای بخوانید و برای صبر دخترش، دعا کنید

عادتِ عشق

وای بر آن روزی که چیزی، حتی عشق، عادتمان شود.
عادت، همه‌چیز را ویران می‌کند از جمله عظمت دوست داشتن را، تفکر خلاق را، عاطفه جوشان را…
عاشق کم است، سخن عاشقانه فراوان.

روزگاری‌ است چه بد، که دیگر کلامِ عاشقانه، دلیلِ عشق نیست؛ و آوازِ عاشقانه‌ خواندن، دلیلِ عاشق بودن

نادر ابراهیمی – یک عاشقانه آرام

فسنجون

من از جمله افرادی بودم که از فسنجون خوششون نمی‌اومد؛ دهن نمیزدم بهش و به نظرم یه غذای بدمزه و زشت می اومد😅
ولی چند سالیه که ازش خوشم اومده و میخورم و حتی دو سه بار هم درستش کردم و کم کم دارم عاشقش میشم😉
گردو سابیده شده رو با یک مقدار آب سرد تو قابلمه میریزم و وقتی آب جوش اومد زیرش رو کم میکنم و میذارم دو ساعت با شعله کم حرارت ببینه. آبش که کم شد، دوباره نیم استکان آب سرد میریزم روش.
🌸 آب سرد باعث میشه گردو زودتر روغن پس بده🌸
مرغ رو هم با پیاز و یک کم نمک و زردچوبه و یک کوچولو دارچین، تو قابلمه جداگانه، میذارم بپزه.
بعد دوساعت که گردو حسابی پخت و روغن داد، رب انار میریزم و یک کم شکر. بسته به میزانی که بخوام شیرین یا ملس یا ترش بشه، هم میزنم و میزان رب و شکر رو تنظیم میکنم. یک کم که باهم جوش خوردن، مرغ ها رو بهشون اضافه میکنم. چند تا آلو خورشتی هم برای کم کردن گرمی گردو داخل خورش میندازم. حدود نیم ساعت صبر میکنم تا مرغ ها خوب با مخلوط گردو و رب انار بپزن و بعد سرو میکنم😀

نمیدونم چرا فسنجون غذای سختیه تو ذهنمون، در صورتیکه خیلی آسونه فقط زمان بره پختش

  • اسفند ۱۳۹۷
  • بهمن ۱۳۹۷
  • دی ۱۳۹۷
  • آذر ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۷
  • مهر ۱۳۹۷
  • شهریور ۱۳۹۷
  • مرداد ۱۳۹۷
  • تیر ۱۳۹۷
  • خرداد ۱۳۹۷
  • اردیبهشت ۱۳۹۷
  • فروردین ۱۳۹۷
  • اسفند ۱۳۹۶
  • بهمن ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۶
  • آذر ۱۳۹۶
  • آبان ۱۳۹۶
  • مهر ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • خرداد ۱۳۹۶
  • اردیبهشت ۱۳۹۶
  • فروردین ۱۳۹۶
  • اسفند ۱۳۹۵
  • بهمن ۱۳۹۵
  • دی ۱۳۹۵
  • آذر ۱۳۹۵
  • آبان ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • شهریور ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • خرداد ۱۳۹۴
  • اردیبهشت ۱۳۹۴
  • فروردین ۱۳۹۴
  • اسفند ۱۳۹۳
  • بهمن ۱۳۹۳
  • دی ۱۳۹۳
  • آذر ۱۳۹۳
  • آبان ۱۳۹۳
  • مهر ۱۳۹۳
  • شهریور ۱۳۹۳
  • مرداد ۱۳۹۳
  • تیر ۱۳۹۳
  • خرداد ۱۳۹۳
  • اردیبهشت ۱۳۹۳
  • فروردین ۱۳۹۳
  • اسفند ۱۳۹۲
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آذر ۱۳۹۱
  • آبان ۱۳۹۱
  • مهر ۱۳۹۱
  • شهریور ۱۳۹۱
  • مرداد ۱۳۹۱
  • تیر ۱۳۹۱
  • خرداد ۱۳۹۱
  • اردیبهشت ۱۳۹۱
  • فروردین ۱۳۹۱
  • اسفند ۱۳۹۰
  • بهمن ۱۳۹۰
  • دی ۱۳۹۰
  • آذر ۱۳۹۰
  • آبان ۱۳۹۰
  • مهر ۱۳۹۰
  • شهریور ۱۳۹۰
  • مرداد ۱۳۹۰
  • تیر ۱۳۹۰
  • خرداد ۱۳۹۰
  • اردیبهشت ۱۳۹۰
  • فروردین ۱۳۹۰
  • اسفند ۱۳۸۹
  • بهمن ۱۳۸۹
  • دی ۱۳۸۹
  • آذر ۱۳۸۹
  • آبان ۱۳۸۹
  • مهر ۱۳۸۹
  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • خرداد ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • اسفند ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • فروردین ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۵
  • خرداد ۱۳۸۵
  • اردیبهشت ۱۳۸۵
  • فروردین ۱۳۸۵
  • اسفند ۱۳۸۴
  • بهمن ۱۳۸۴
  • دی ۱۳۸۴
  • آذر ۱۳۸۴
  • شهریور ۱۳۸۴
  • چهار کتاب خداپرستانه

    “ومی‌کی‌ها” آدمک‌های چوبی هستند که توسط “ایلای” ساخته شده‌اند و در دهکده‌ای زندگی می‌کنند. خانه‌ی ایلای که خالق آنهاست بر بالای تپه‌ای بالای همان دهکده ویمی‌کی‌ها قرار دارد و از آنجا آدمک‌هایش را نگاه می‌کند و رفتار و کارهایشان را زیر نظر دارد.
    “پانچلو” یکی از آدمک‌هاست و داستان‌های این کتاب‌ها بر اساس رفتار و کارهای پانچلو تعریف می‌شود.

    هرجلد از کتاب به یک موضوع اجتماعی و فرهنگی می‌پردازد و عکس‌العمل‌های ویمی‌کی‌ها نسبت به آن را شرح می‌دهد و وقتی آنها به مشکل برمیخورند ایلای است که به آنها کمک می‌کند و راه درست را نشان می‌دهد.

    vaadi.ir

    در “تو برای من بهترینی“* کودک می‌آموزد کسی وجود دارد که بدون توجه به ظاهر آدم‌ها، توانایی‌ها و اموال‌شان آنها را دوست بدارد و به آنها عشق بورزد و انسان‌ها با اطمینان به عشق او ارزش وجودی خود را فراموش نکنند و به قضاوت‌های دیگران اهمیت ندهند و در مسیر او حرکت کنند.

    در “هدیه مخصوص تو” با گفتن داستان روزی که هر ویمی‌کی یک هدیه‌ای که بسیار علاقه دارد را دریافت می‌کند به کودک یاد می‌دهد هرکس می‌تواند موهبت بی‌نظیر خود را در راه کمک به دیگران به کار گیرد و در دنیای اطرافش تغییر مثبت ایجاد کند. البته این ایلای است که آن هدیه‌ها را مناسب با علاقه هرکدام‌شان به آنها هدیه داده و در آخر هم راه استفاده از آن وسیله‌ها و کمک به یکدیگر را به آنها می‌آموزد.

    تو برای من عزیزترینی” پدیده چشم و هم‌چشمی و پیروی کورکورانه از کارهای دیگران را در غالب جمع کردن جعبه‌های رنگارنگ و توپ‌های فانتزی توسط ویمی‌کی‌ها بیان می‌کند و پانچیلویی که برای همراهی با مردم و کم نیاوردن در برابر دیگران، از خیلی چیزها حتی خانه‌اش می‌گذرد تا پول بیشتری داشته باشد و جعبه و توپ بیشتری بخرد و فرد مهم‌تری در دهکده نشان داده شود. تا این که ایلای موضوع مهمی را به او یادآوری می‌کند؛ «تو بیش از این‌ها برایم ارزشمندی چون تو را با عشق ساخته‌ام و همین‌طور که هستی دوستت دارم»

    ای کاش بینی من هم سبز بود” روزی را در دهکده ویمی‌کی ها تعریف می‌کند که مد سبز بودن بینی بین مردم شهر افتاده است. پامچیلو تا وقتی پیش ایلای است داشتن بینی سبز را نشانه باهوش یا قوی‌تر بودن از بقیه نمیداند ولی بعد از مدتی او هم تحت فشار دیگران و جوی که در شهر ایجاد شده و برای مقبولیت پیدا کردن بین مردم، بینی‌اش را سبز می‌کند ولی بعد از مدتی از این کار خسته می‌شود و به نزد ایلای می‌رود و با آغوش گرم ایلای و کمک او برای بازگشت به حالت اولیه‌اش روبرو می‌شود. ایلای به پانچلو می‌گوید: «من در هر شرایطی تو را دوست دارم و همیشه به تو کمک خواهم کرد تا به همان شکلی برگردی که تو را ساخته بودم.»

    این چهار جلد کتاب را که می‌توان به عنوان تلاشی برای آموزش مفاهیم توحیدی برای کودکان نام برد توسط مکس لوکیدو نوشته شده است و توسط دو ناشر، نسل نواندیش و مهرسا در ایران ترجمه و منتشر شده است.

    • نام این جلد در انتشارات مهرسا “تو بی‌نظیری” است. کتاب در عکس برای انتشارات نسل نواندیش است.

    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۷:۵۰ ق.ظ روز ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۵ | دیدگاه (۱۰)

    راننده جان، هوامونو داشته باش

    چرخ دنیا همیشه به سمت جائی که تو میخوای و هدایتش میکنی، نمیچرخه.
    یادت باشه راننده اصلی یکی دیگست؛
    تو فقط کمک راننده‌ای

     

    اینو قبلا تو نسیم حیات نوشته بودم

     


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۲:۳۸ ق.ظ روز ۰۱ آذر ۱۳۹۴ | دیدگاه (۵)

    سایه سنگین سیاهی
    از فاجعه منا حدود ۱۰روز می‌گذرد. این فاجعه دردناک و هولناک جامعه اسلامی را غرق در ماتم و عزا کرد اما عده‌ای هم در چنین شرایطی به‌دنبال ماهیگیری از آب گل‌آلود بوده‌اند.

     در این ۱۰روز انواع و اقسام پیام‌ها در شبکه‌های اجتماعی و مجازی درباره این اتفاق دست‌به‌دست شد. بیشتر این پیام‌ها شامل شبهات عقیدتی و شایعات خبری بود که با هدف خاصی به میدانی برای اسلام‌ستیزی تبدیل شد. در این میان اتفاق بدی که افتاده این است که افرادی که عواطف و احساسات آنها به وسیله این پیام‌ها مورد هجوم قرار گرفته، آنها را پخش و کپی می‌کنند. به بعضی از این پیام‌ها اشاره می‌کنیم و به آنها پاسخ می‌دهیم.

    • حج را تحریم کنیم

    این شبهه و سؤال، بعد از پیش‌آمدن جریانات اخیر در مکه در ذهن بعضی از مردم ایجاد شد که چرا ایران حج را تحریم نمی‌کند، چرا با وجود حاکمیت آل سعود و وهابیون، ما به حج می‌رویم و پولمان را به دشمنان اسلام می‌دهیم؟ چرا باید پولمان را به کسانی بدهیم که شیعیان مظلوم یمن و بحرین را می‌کشند؟

    پاسخ به این سؤال بسیار واضح است. حج مثل نماز و روزه، یکی از ۱۰رکن و فروع دین اسلام است و همه مسلمانان درصورت داشتن استطاعت باید آن را انجام دهند. حج، یکی از مهم‌ترین نشانه‌های اتحاد مسلمانان با یکدیگر است و هرساله فقط در موسم حج مسلمانان از سراسر دنیا کنار یکدیگر قرار می‌گیرند.دیدن این اتحاد و هماهنگی، وحدت و برادری بین مسلمانان برای دشمنان سخت و آزاردهنده است. علاوه بر این، وهابیون، شیعیان را رافضی و مشرک می‌دانند و درباره شیعیان سخنان و تعاریف ناصحیحی به پیروانشان می‌گویند. فرصت حج بهترین دفاع عملی در برابر این سخنان است که ما نباید آن را از خودمان بگیریم؛ همانطور که امامان معصوم‌ ما از فرصت حج برای گسترش معارف دینی و عقایدشان استفاده می‌کردند و با اینکه تقریبا همگی در دوران حکام طاغوت زندگی می‌کردند، هیچکدام حج را تعطیل نکردند.

    علاوه بر همه اینها، چون حج یکی از واجبات الهی است، تحریم کردن حج و صدور اجازه نرفتن به حج، به‌عهده حاکم شرع، مراجع و عالمان دین است که بنابر شرایط می‌توانند چنین حکمی بدهند.

    • خدا کو؟

    چرا خدا به حاجی‌ها کمک نکرد و مراقب آنها نبود؟ مگر آنجا خانه و سرزمین امن خودش نیست، پس چرا حافظ مهمانان خودش نبود؟ پس خدا خودش هم راضی به پیش‌آمدن این اتفاقات ناگوار بوده است! مگر همه اتفاقات به اذن خدا انجام نمی‌گیرد؟ پس خدا خودش خواسته حاجی‌ها فوت کنند. این دست سؤالات و شبهات بعد از حادثه سقوط جرثقیل در مکه شروع شد و بعد از حادثه منا، شدت گرفت. واقعا چرا خدا به مهمانانش کمک نکرد؟درست است که همه تحولات و اتفاقات با اجازه و به اذن خدا صورت می‌گیرد ولی این به معنی نفی اختیار از انسان‌ها نیست. انسان براساس اختیاری که دارد، اشتباهات و کارهای نادرستی هم انجام می‌دهد و علت خیلی از اتفاقات، اشتباهات و خطاهای عمدی یا سهوی خود انسان‌هاست که اتفاقا با اختیار خودشان انجام می‌دهند و نتیجه آن را می‌بینند. اتفاقات ناخوشایندی در طول تاریخ افتاده که تلخ‌تر از حادثه منا بوده و داغش خیلی بزرگ‌تر از این اتفاقات است، مثل حوادث و شرارت‌هایی که برای ائمه ایجاد می‌کردند، اینکه خدا جلوی آنها را نگرفته به این معنی نیست که راضی به انجام آن امور بوده یا توانایی برطرف کردن آن شرارت‌ها را نداشته است بلکه گاهی ضرورت‌هایی بزرگ‌تر، جلوی دخالت مستقیم و معجزه‌واردر برطرف‌شدن این امور یا مانع تحقق شدن این بلایا را می‌گیرد.

    • هیزم به آتش کینه قدیمی انداختن

    این چند روز، متأسفانه برخی می‌خواهند آتش دعوای عرب و عجم را دوباره برپا کنند و موج جدیدی از عرب ستیزی بین مردم ایجاد کنند. در قالب برخی از جملات احساسی که عاطفه ایرانیان را تحریک می‌کند می‌تازند که چرا پولشان را به اعراب می‌دهند و برای آنها خرج کرده و به سرزمین اعراب سفر می‌کنند. این موج که شاید در ظاهر یک کینه قدیمی بین عرب و عجم را زنده می‌کند و خیال دارد بین مردم عرب‌ستیزی ایجاد کند، در واقع به جنگ اسلام و مسلمانی می‌رود و می‌خواهد دستورات اسلامی و محبت به دین را بین مردم کمرنگ کند و از بین ببرد. این نکته را باید یادمان باشد که به گفته خدا در آیه ۲۷سوره حج که به حضرت ابراهیم می‌فرمایند در میان مردم به حج اعلان عمومی کن، حج یک فرمان و دستور عمومی برای همگی مردم است و کعبه متعلق به همه مسلمانان جهان است و مالکی ندارد.

    • خدا همه جا هست

    وقتی خدا خود بیان می‌کند که همه جا حضور دارد و ناظر ماست، پس دیگر لزومی به مکه رفتن و کنار کعبه عبادت کردن نیست. خانه خدا در قلب ماست و خود او همیشه همراه ماست.

    این مفهوم که خدا همه جا هست کاملا درست است ولی باید گفت برخلاف این تصور عوامانه، حج، زیارت خدا نیست بلکه همایش گرامیداشت دین خداست. هرکدام از مناسک حج، مفهوم و معنایی بالاتر از شکل ظاهری‌ خود دارند که خدا برای یادآوری آن تعالیم حج را قرار داده است. مثلا یکی از مناسک حج قربانی کردن است. هرساله هزاران نفر از فقرای مکه و شهرهای اطراف، به‌واسطه این مراسم تا چندین وقت سیر می‌شوند، قسمتی از گوشت قربانی‌ها نیز هرسال منجمد و بسته‌بندی می‌شود و به کشورهای فقیر آفریقایی ارسال می‌شود، این کمک به فقرا و نیازمندان یکی از عوامل گسترش خیر و نیکی بین مردم است.

    • به فقرا کمک کنیم

    «حج به خدا جز به دل پاک نیست/ شستن غم از دل غمناک نیست» این شعر و شعرهای مشابه این بیت هم این چند روز با متن‌ها و عکس‌هایی که بیان می‌کردند به جای رفتن به حج، بایدبه فقرا کمک کرد، بین کاربران فضای مجازی بسیار چرخید.

    در جواب باید گفت خداوند هم به کمک و یاری به فقرا و نیازمندان تاکید دارد و انفاق را جزو دستورات موکد دینی قرار داده است. از طرفی خداوند به رفتن به حج و انجام دادن اعمال آن هم دستور داده است. نکته اینجاست که لازم نیست برای احیا و انجام یک دستور از فرامین خدا، باقی دستورات و فرایض را تعطیل کنیم و کنار بگذاریم. علاوه‌بر این در روایات اسلامی یکی از فواید مهم فریضه حج، رفع گرفتاری و فقر از جامعه و همچنین توانگری افراد معرفی شده است مانند این روایت از امام صادق علیه‌السلام که می‌فرمایند: «ندیده‌ام که چیزی همانند مداومت بر زیارت این خانه چنان سریع توانگری بیاورد و فقر بزداید» (امالی طوسی/۶۹۴/۱۴۷۸)

    پاسخ دیگر به این شبهه این است که حج فقط بر کسی که مستطیع است، یعنی می‌تواند هزینه حج را تأمین کند و وقتی برگشت نیز خرج زندگی‌اش را داشته باشد، واجب است و قبل از رفتن به این سفر باید خمس و زکات مالش را پرداخته باشد. یکی از مصارف خمس و زکات نیز کمک به فقرا و نیازمندان است؛ یعنی حجاج قبل از سفرشان نیز به نیازمندان کمک می‌کنند، در موسم حج نیز با دادن صدقه و همچنین قربانی، باز به فریضه انفاق و کمک به نیازمندان، عمل می‌کنند.

    vaadi.ir

    شایعاتی که در شبکه‌ها چرخید

    در تب و تاب۱۰ روز اخیر که هر لحظه اخبار جــدیدی از فجایع به‌وجود آمده در منا می‌رسید، مردم نیز در شبکه‌های اجتماعی پابه پای روزنامه‌نگاران و خبـرنــگاران بـه اشتراک‌گذاری خبرها، عکس‌ها و فیلم‌های این واقعه پرداختند. ولی در این میان متأسفانه بازار شایعات نیز داغ بود و گاهی خبرها و عکس‌هایی ناصحیح و غیرمربوط به این حادثه دست به‌دست در فضای مجازی می‌چرخید و کاربران بدون فکر به عواقب این اشتباه، به‌کار خود ادامه می‌دادند. به چند نمونه از این شایعات و خبرهای بی‌اساس اشاره می‌کنیم:

    عکس‌ها

    1. از ۳ روز بعد از عید قربان و وقوع آن حادثه دلخراش، عکسی بین کاربران پخش شد و مدعی بود متعلق به دفن دسته جمعی حجاج توسط آل سعود است و خشم عده زیادی از هموطنان را به این اقدام سعودی برانگیخت. ولی با جست‌وجو در اخبار اینترنت، مشخص شد عکس متعلق به آتش‌سوزی سال گذشته است که در کراچی پاکستان اتفاق افتاده و اجساد را بعد از حادثه به این صورت دفن کردند.
    2. ‌ عکسی نیز در شبکه‌ها پخش شد که مدعی بود عربستان با بولدوزر، اجساد مردم را جمع‌آوری کرده است. مشخص بود پخش‌کنندگان آن تصویر، هیچ آشنایی با سرزمین وحی و اماکن آن ندارند، چون در عکس پخش شده، سازه قدیمی محل رمی جمره مشخص بود که چندین سال است این سازه جمع شده است و چیزی شبیه دیوار به جای آن ساخته‌اند.

    فیلم‌ها

    1. ‌ ۲مرد عرب، نه با لباس احرام که با لباس عادی روزانه، دشداشه پوشیده و عقال عربی بر سر، در اتومبیلی نشسته‌اند و از سقف آفتابی (سان روف) اتومبیل‌شان به سمت جمره سنگ پرتاب می‌کنند. این فیلمی بود که این چند روز بین کاربران چرخید و مدعی بود یکی از شاهزادگان سعودی است و خیابان‌های منتهی به منا به‌خاطر این جوان بسته و قرق شده و منجر به کشته شدن این تعداد آدم شده است. اما با کمی دقت به محیط پیرامون ماشین دیده می‌شد، آدم‌های عادی و معمولی در حال راه رفتن هستند و هیچ نیروی امنیتی و پلیسی وجود ندارد ولی در شرایط قرق یک مکان برای شخص مهمی مثل شاهزاده، اصولا هیچ فرد عادی در اطراف نمی‌تواند تردد کند و سربازان و نیروهای امنیتی اطراف ماشین حضور دارند. علاوه بر این، یک شاهزاده اصولا خودش رانندگی نمی‌کند!
    2. ‌ کاربران در شبکه‌های اجتماعی و مجازی یکدیگر را تشویق به رأی‌دادن در یک سایت می‌کردند که مدعی بود این رأی‌گیری بابت گرفتن مدیریت حج از عربستان سعودی است. توضیح این پیام به اینگونه بود که در برابر سؤال پرسیده شده، گزینه نعم را بزنید تا نشان دهید با این قضیه موافق هستید. آن سایت (الحره) متعلق به یکی از رسانه‌های رسمی دولت آمریکاست که مشابه ایرانی این سایت، صدای آمریکاست. آنان با جهت‌گیری تلاش می‌کنند تا کینه و تفرقه بین مسلمانان را ایجاد و تشویق کنند. قطعا هیچ نیت خوبی برای این رأی‌گیری ندارند و کاملا مشخص است که هرگز هیچ اتفاقی مبنی بر خواست و رأی ما، از این نظرسنجی اتفاق نمی‌افتد.

    شایعات خبری

    1. متن و عکسی از صفحه اول یکی از روزنامه‌های سال۵۸ در شبکه‌های موبایلی و بین کاربران پخش شد که قسمتی از صحبت امام خمینی را ذکر می‌کرد که فرموده بودند به جای زیارت مکه و مدینه و عتبات، ایران را آباد کنید و مدعی بودند که امام هم نظرشان کنار گذاشتن حج و عتبات و به جای آن رسیدگی به اوضاع ایران و کشور خودمان بوده است. اما قضیه از چه قرار است؟ در خرداد سال ۵۸، یعنی ۴‌ماه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، امام فرمان به جهادسازندگی برای رفع خرابی‌های بی‌اندازه زمان پهلوی دادند و مردم را تشویق به آبادانی و ساختن کشور کردند و در پیامی از افرادی که قبلا به حج و عتبات رفته بودند خواستند که به جای رفتن مجدد و سفر استحبابی به این اماکن، پول آن را صرف آبادانی ایران کنند:«همه موفق باشند که در این جهاد شرکت کنند و این خرابه را بسازند و برادران خود را کمک نمایند که شاید هیچ عبادتی بالاتر از این عبادت نباشد. بلکه من از اشخاصی که برای زیارت‌ها مثل زیارت مکه معظمه و مدینه منوره می‌خواهند به‌طور استحباب بروند، از آنها می‌خواهم و تقاضا می‌کنم که شما برای ثواب می‌خواهید مکه مشرف بشوید و یا می‌خواهید مدینه منوره و یا به عتبات مشرف شوید، امروز ثوابی بالاتر از این نیست که به برادران خودتان کمک کنید و این سازندگی را همه با هم شروع کنید که ایران خودتان درست ساخته بشود و برادران شما نجات یابند. خداوند به همه شما اجر عنایت می‌کند و همان ثوابی را که شما از زیارت‌ها می‌خواهید، خداوند به شما در این جهاد خواهد داد».  پیام امام در یک مقطع خاص از تاریخ کشور داده شده است و درباره سفرهای مستحبی مردم بوده است و نمی‌توان و نباید آن را برای همیشه زمان‌ها و سفرهای واجب تعمیم داد.
    2. پیام کوتاهی در شبکه‌های موبایلی پخش شد، مبنی بر این ادعا که سقف مسعی (محل سعی) در مسجد الحرام فروریخته و درب‌های مسجدالحرام را به‌خاطر این اتفاق بسته‌اند. خبر خیلی سریع توسط مسئولین حج و زیارت تکذیب شد و از مردم تقاضا شد اخبار را فقط از طریق کانال‌های رسمی پیگیری کنند.
    3.   شایعه دیگری که در چند روز اخیر پخش شد، ورود ناگهانی کامیون به محل استقرار زائران در فرودگاه بود که به کشته شدن ۲زائر و مجروح شدن ۲تن دیگر منجر شده ولی این خبر نیز در جست‌وجوی اخبار خبرگزاری‌های موثق، مشخص شد برای ۲سال پیش و مربوط به سال ۹۲است.
    4. ‌ متن دیگری ادعا می‌کرد می‌خواهد علمای اسلام را به چالش بکشاند و درباره وضعیت حاجیان زخمی که نمی‌توانند دیگر اعمالشان را تمام کنند و به کشور برمی‌گردند، سؤال کرده بود. این شبهه نیز آنقدر ساده بود که مشخص بود کسی که برای نخستین بار آن را نوشته و باقی پخش‌کنندگان آشنایی چندانی با احکام مربوط به حج ندارند و نمی‌دانند جواب این سؤال در همه کتب فقهی و توضیح‌المسائل‌ها آمده است و در بدترین شرایط هم با گرفتن نایب، به راحتی مسائل شرعی حل و فصل می‌شود.

    آنچه از شما ساخته است

    مهارت عکس‌العمل درباره شبهات و شایعات چیست؟

    بسیاری از ما، کاربر فضای مجازی و شبکه‌های موبایلی هستیم و در گروه‌هایمان با اخبار و شایعات مختلف روبه‌رو بوده‌ایم. آیا می‌دانید بهترین برخورد با اینگونه پیام‌ها چیست؟ و در برابر کپی‌پیست‌های فراوان آنها در گروه‌های مختلف باید چه عکس‌العملی نشان دهیم؟ اگر بخواهیم برای دیگران آن خبر را ارسال کنیم، قبل از ارسال چه نکته‌هایی را باید رعایت کنیم؟

    ‌ نخستین برخوردتان با این پیام‌ها چیست؟ تعجب می‌کنید و سریع آن را کپی می‌کنید و در باقی گروه‌هایتان می‌فرستید؟ بهتر است کمی دست نگه‌دارید، فقط به ظاهر متن و عکس و پیامی که برایتان ارسال شده، اکتفا نکنید. کمی درباره آنها فکر کنید. ببینید با عقل و شرایط آن اتفاق سازگار است؟

    ‌ اگر عکسی برایتان ارسال شده و مدعی اتفاقی در حادثه اخیر است، بعد از نگاه کردن با دقت به جزئیات آن، می‌توانید آن عکس را در قسمت جست‌وجوی تصاویر گوگل آپلود کنید و از گوگل بخواهید در سایت‌ها و وبلاگ‌های مختلف بگردد و سایت‌ها و خبرهایی که آن عکس در آن به‌کار رفته را، بیابد. با کمی صرف زمان و دقت، به منبع اصلی عکس دست خواهید یافت و می‌فهمید که ماجرای اصلی عکس چیست.

    ‌ اگر خبری در قالب متن برایتان ارسال شده، آن را کپی کنید و به جای ارسالش به گروه دیگری، مرورگر موبایلتان را باز کنید و آن خبر را به موتورهای جست‌وجو بدهید و ببینید آیا هیچ‌کدام از سایت‌های خبری و خبرگزاری‌های «مهم و رسمی»، آن خبر را مخابره و منتشر کرده‌اند؟ به سایت‌های زرد و غیرخبری اعتماد نکنید و آنها را به‌عنوان منبع موثق نپذیرید.

    ‌ اگر یک خبر همراه با لینک سایت خبری رسمی برایتان آمد، به بودن آن لینک در خبر اکتفا نکنید و حتما آن لینک را در مرورگرتان باز کنید و از صحت آن مطمئن شوید،گاهی صفحه اصلی، مربوط به چیز دیگری است یا اینکه پیام کپی شده بخش ناقصی از کل خبر است.

    ‌ اگر از دوستی یا آشنایی خبری شنیدید که مدعی شد از یکی از شاهدان عینی شنیده یا از منبع موثقی شنیده و گفته خبر به‌صورت عمومی پخش نمی‌شود، سعی کنید به احساسات خود مسلط باشید و سریع و از روی احساسات، آن را برای دیگران تعریف و ارسال نکنید. در بیشتر موارد، احساسات انسانی ما، وقایع را از آنچه در حقیقت وجود دارد، بزرگ‌تر بیان می‌کند. اگر خبری قرار باشد به‌صورت عمومی پخش نشود، اصلا نباید آن را برای کسی بازگو و تعریف کرد!

    ‌ در این چند روز، عکس‌های دلخراش و متاثرکننده‌ای از جان‌باختگان و مجروحین منتشر شد. شاید اگر انتشار گسترده این عکس‌ها را به‌عهده خبرگزاری‌ها بگذاریم و افراد را برای دیدن یا ندیدن آن مختار بگذاریم، بهتر باشد. شاید در گروه‌هایمان افرادی باشند که از ناراحتی‌های روحی یا جسمی خاصی رنج می‌برند و دیدن این صحنه‌ها حال آنها را بدتر کند. اگر عکس یا فیلمی را برای آگاهی افراد گروه ارسال کردید، حتما قبل از آن در یک جمله بنویسید که این عکس یا فیلم، دارای صحنه دلخراشی است تا هرکسی تمایل نداشت آن را دانلود و مشاهده نکند.

    ‌ در جریان هر حادثه‌ای افرادی هستند که دنبال بهانه‌جویی برای تردیدافکندن در باورهای ملی و دینی مردم مسلمان ایران هستند. اینگونه کارها با هدف تضعیف ساختار اجتماعی ملت ایران صورت می‌پذیرد. در حال حاضر چندین سایت درخصوص پاسخگویی به شبهات ایجاد شده و فعال هستند و اطلاعات مفیدی در اختیار شما قرار می‌دهند. در دنیای بی‌حساب و کتاب اخبار فضای مجازی، هیچ وقت پرسیدن و جست‌وجو را فراموش و ترک نکنید تا قربانی جریان‌سازی‌‌ها نشوید.

    ‌ در این مواقع و به‌خاطر این حادثه بین افراد خانواده و فامیل بحث و گفت‌وگوی زیادی درمی‌گیرد. سعی کنید اطلاعات‌تان را از موضوعات صحیح و موثق بالا ببرید و با کمال احترام و دوستانه در بحث شرکت کنید و اطلاعات صحیحتان را در اختیار دیگران قرار دهید.

    این مطلب برای روزنامه همشهری، نوشته شده است.


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۶:۱۵ ق.ظ روز ۱۲ مهر ۱۳۹۴ | دیدگاه (۴)

    شاید شاکر باشیم!

    وَهُوَ الَّذِی سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْکُلُواْ مِنْهُ لَحْمًا طَرِیًّا وَتَسْتَخْرِجُواْ مِنْهُ حِلْیَهً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْکَ مَوَاخِرَ فِیهِ وَلِتَبْتَغُواْ مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ
    او کسی است که دریا را مسخر شما ساخت تا از آن گوشت تازه بخورید و وسائل زینتی برای پوشش از آن استخراج نمائید، و کشتیها را می‏بینید که سینه دریا را می‏شکافند تا شما (به تجارت پردازید) و از فضل خدا بهره گیرید، شاید شکر نعمتهای او را بجا آورید.

    vaadi.ir (2)

    سوره مبارکه نحل آیه ۱۴


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۹:۳۰ ق.ظ روز ۰۶ مهر ۱۳۹۲ | دیدگاه (۰)

    و تو ارحم الراحمینی

    وَأَیُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّی مَسَّنِیَ الضُّرُّ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
    و ایوب را (به یاد آور) هنگامی که پروردگارش را خواند (و عرضه داشت) بدحالی و مشکلات به من روی آورده و تو ارحم الراحمینی.

    vaadi.ir (2)سوره مبارکه انبیا آیه ۸۳


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۹:۳۰ ق.ظ روز ۰۵ مرداد ۱۳۹۲ | دیدگاه (۲)

    غفران

    وَاسْتَغْفِرِ اللّهَ إِنَّ اللّهَ کَانَ غَفُورًا رَّحِیمًا
    و از خدا آمرزش بخواه که خدا آمرزنده مهربان است

    نسا 106

    سوره مبارکه نسا آیه ۱۰۶

    این پست به علتِ  هک شدنِ وبلاگ و پاک شدن پست قبل، دوباره منتشر می‌شود.


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۹:۳۰ ق.ظ روز ۰۱ تیر ۱۳۹۲ | دیدگاه (۰)

    توانای حکیم

    هُوَ الَّذِی یُصَوِّرُکُمْ فِی الأَرْحَامِ کَیْفَ یَشَاءُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ
    او کسی است که شما را در رحم (مادران)، آن چنان که می‏خواهد صورتگرى میکند. معبودی جز خداوند عزیز حکیم، نیست.

    vaadi.ir

    سوره مبارکه آل عمران / آیه شش


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۹:۳۰ ق.ظ روز ۰۴ خرداد ۱۳۹۲ | دیدگاه (۲)