ای اولین و آخرین امید
إِنْ یَنْصُرْکُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَکُمْ وَإِنْ یَخْذُلْکُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِی یَنْصُرُکُمْ مِنْ بَعْدِهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ
اگر خدا شما را یارى کند هیچ کس بر شما غالب نخواهد شد
و اگر دست از یارى شما بردارد، چه کسى بعد از او شما را یارى خواهد کرد؟
مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند
سوره مبارکه آل عمران، آیه ۱۶۰
دیلماج

شاه آبادی تاریخ خونده، قلم جذابی داره و این دو فاکتور، باعث میشه از دل حوادث تاریخی، یه داستان جذاب خلق کنه
داستانی که در عین قصه بودن و جزئیات شکل گرفته از ذهن نویسنده، کلیت واقعی داره
خیلی از آدم‌ها تاریخ‌خون نیستن و حتی از تاریخ فراری‌اند. رمان‌هایی مثل دیلماج، کافه خیابان گوته و حتی خانمِ مسعود بهنود خواننده رو با قصه میبره به عمق تاریخ و یکسری اطلاعات تاریخی بهش میده. چی بهتر از این؟

از اینکه دو ترم، شاگرد شاه‌آبادی بودم و ازشون آموختم، خوشحالم.

کتاب درباره میرزا یوسف‌خان مستوفی مشهور به دیلماج هست و تغییراتی که در زندگیش میکنه. برای من حزب باد بودن این فرد و یک‌روز طرفدار مشروطه بودن اونقدر که بخاطرش زندان میره و بعد فرار میکنه انگلیس و یه روز ضد مشروطه بودن انقدر که دستور میده زبون کسائیکه اسم مشروطه رو میارن ببرن، جالب بود! و سطرهای آخر کتاب که بعد از دوباره روی کار آمدن مشروطه‌خواهان و دار زدن شیخ فضل الله دوست میرزا یوسف بهش میگه باید برای نمایندگی مجلس اماده بشی! مشروطه به ما احتیاج داره!

دلم هوای حرم کرده است میدانی

به نام نامی سر، بسمه‌ تعالی سر
بلندمرتبه پیکر، بلندبالا سر

فقط به تربت اعلات، سجده خواهم کرد
که بنده‌ی تو نخواهد گذاشت، هرجا سر

قسم به معنی لا یمکن الفرار از عشق
که پر شده است جهان، از حسین سرتاسر

نگاه کن به زمین! ما رأیت إلا تن
به آسمان بنگر! ما رأیت إلا سر

سری که گفت: «من از اشتیاق لبریزم
به سرسرای خداوند می‌روم با سر

هر آنچه رنگ تعلق، مباد بر بدنم
مباد جامه، مبادا کفن، مبادا سر.»

همان سری که “یحب الجمال” محوش بود
جمیل بود، جمیلا بدن، جمیلا سر

سری که با خودش آورد بهترین‌ها را
که یک به یک، همه بودن سروران را سر

زهیر گفت: حسینا! بخواه از ما جان
حبیب گفت: حبیبا! بگیر از ما سر

سپس به معرکه عابس، ” أجنّنی”گویان
درید پیرهن از شوق و زد به صحرا سر

بنازم ” أم وهب” را، به پاره تن گفت
برو به معرکه با سر ولی میا با سر

خوشا به حال غلامش، به آرزوش رسید
گذاشت آخر سر، روی پای مولا سر

چنان که یک تن دیگر به آرزوش رسید
به روی چادر زهرا گذاشت سقا، سر

در این قصیده ولی آنکه حسن مطلع شد
همان سری است که برده برای لیلا سر

همان که احمد و محمود بود سر تا پا
همان سری که خداوند بود، پا تا سر

پسر به کوری چشمان فتنه کاری کرد
پر از علی شود آغوش دشت، سرتاسر

میان خاک، کلام خدا مقطعه شد
میان خاک؛ الف، لام، میم، طا، ها، سر

حروف اطهر قرآن و نعل تازه‌ی اسب
چه خوب شد که نبوده است بر بدن‌ها سر

تنش به معرکه سرگرم فضل و بخشش بود
به هرکه هرچه دلش خواست داد، حتی سر

جدا شده است و سر از نیزه‌ها درآورده است
جدا شده است و نیفتاده است از پا سر

صدای آیه کهف الرقیم می‌آید
بخوان! بخوان و مرا زنده کن مسیحا سر

بسوزد آن همه مسجد، بمیرد آن اسلام
که آفتاب درآورد از کلیسا سر

عقیله، غصه و درد و گلایه را به که گفت؟
به چوب، چوبه محمل، نه با زبان، با سر

دلم هوای حرم کرده است می‌دانی
دلم هوای دو رکعت نماز بالا سر


دو هفته مونده به اربعین و من هیچ امیدی به رفتن ندارم 🙁

ذهن‌خوانی

آخه چرا اینکار رو انجام میده بدون اینکه سوال بپرسه یا اجازه بگیره؟ اعصابم خرد شده. اصلا رعایت نمیکنه.
_ تا حالا بهش گفتی که نباید چنین کاری کنه؟ گفتی اجازه انجامش رو نداره؟
_ نه نگفتم. خودش نمیفهمه نباید انجام بده؟
_ نه! از کجا باید بدونه و بفهمه؟ باید بهش بگی. باید «حرف» بزنی.
[ به فکر فرو میرود]

چرا اکثر آدم‌ها حرف نمیزنن؟ منظور، توقع‌هایی که از هم داریم، احساسی که به هم داریم، چرا به زبون نمیاریم؟ چرا فکر میکنیم طرف مقابلمون خودش باید متوجه بشه و فکر ما رو بخونه؟
طرف مقابل هرکسی می‌تونه باشه؛ بچه، والدین، خواهر، برادر، همسر، دوست، فامیل، همکار، کارگر، کارفرما و …
کاش بیشتر درباره چیزهایی که تو قلب و ذهنمون هست، با هم «حرف» بزنیم.
این حرف زدن به نظرم هم سوتفاهم‌ها رو از بین میبره هم غیبت و تهمت‌ها رو، هم موجب همدلی و آرامش ذهنی و روحی میشه.

باور کنیم قابلیت «ذهن‌خوانی» از قابلیت‌های بشر نیست

ما درون را بنگریم

پشت چهره‌های خندان و فعال مجازی، چهره‌ای خسته و ناامید خوابیده است

بادمجون سرخ‌کرده

بادمجان رو که می‌خواین سرخ کنید، قبلش یک کم ماست بمالید بهش!
به شدت مقدار روغنی که مصرف میشه، پایین میاد، بدون اینکه تغییری در طعم بادمجون‌ها ایجاد بکنه

  • مهر ۱۳۹۸
  • شهریور ۱۳۹۸
  • مرداد ۱۳۹۸
  • تیر ۱۳۹۸
  • خرداد ۱۳۹۸
  • اردیبهشت ۱۳۹۸
  • فروردین ۱۳۹۸
  • اسفند ۱۳۹۷
  • بهمن ۱۳۹۷
  • دی ۱۳۹۷
  • آذر ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۷
  • مهر ۱۳۹۷
  • شهریور ۱۳۹۷
  • مرداد ۱۳۹۷
  • تیر ۱۳۹۷
  • خرداد ۱۳۹۷
  • اردیبهشت ۱۳۹۷
  • فروردین ۱۳۹۷
  • اسفند ۱۳۹۶
  • بهمن ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۶
  • آذر ۱۳۹۶
  • آبان ۱۳۹۶
  • مهر ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • خرداد ۱۳۹۶
  • اردیبهشت ۱۳۹۶
  • فروردین ۱۳۹۶
  • اسفند ۱۳۹۵
  • بهمن ۱۳۹۵
  • دی ۱۳۹۵
  • آذر ۱۳۹۵
  • آبان ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • شهریور ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • خرداد ۱۳۹۴
  • اردیبهشت ۱۳۹۴
  • فروردین ۱۳۹۴
  • اسفند ۱۳۹۳
  • بهمن ۱۳۹۳
  • دی ۱۳۹۳
  • آذر ۱۳۹۳
  • آبان ۱۳۹۳
  • مهر ۱۳۹۳
  • شهریور ۱۳۹۳
  • مرداد ۱۳۹۳
  • تیر ۱۳۹۳
  • خرداد ۱۳۹۳
  • اردیبهشت ۱۳۹۳
  • فروردین ۱۳۹۳
  • اسفند ۱۳۹۲
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آذر ۱۳۹۱
  • آبان ۱۳۹۱
  • مهر ۱۳۹۱
  • شهریور ۱۳۹۱
  • مرداد ۱۳۹۱
  • تیر ۱۳۹۱
  • خرداد ۱۳۹۱
  • اردیبهشت ۱۳۹۱
  • فروردین ۱۳۹۱
  • اسفند ۱۳۹۰
  • بهمن ۱۳۹۰
  • دی ۱۳۹۰
  • آذر ۱۳۹۰
  • آبان ۱۳۹۰
  • مهر ۱۳۹۰
  • شهریور ۱۳۹۰
  • مرداد ۱۳۹۰
  • تیر ۱۳۹۰
  • خرداد ۱۳۹۰
  • اردیبهشت ۱۳۹۰
  • فروردین ۱۳۹۰
  • اسفند ۱۳۸۹
  • بهمن ۱۳۸۹
  • دی ۱۳۸۹
  • آذر ۱۳۸۹
  • آبان ۱۳۸۹
  • مهر ۱۳۸۹
  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • خرداد ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • اسفند ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • فروردین ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۵
  • خرداد ۱۳۸۵
  • اردیبهشت ۱۳۸۵
  • فروردین ۱۳۸۵
  • اسفند ۱۳۸۴
  • بهمن ۱۳۸۴
  • دی ۱۳۸۴
  • آذر ۱۳۸۴
  • شهریور ۱۳۸۴
  • حقیقت چیست؟
    قطعا بارها اتفاق افتاده که مطلب یا نقل قولی برایتان در شبکه‌های اجتماعی ارسال شده و بعد از مدتی خلاف آن یا تکذیبیه‌اش را شنیده‌اید.

    یا عکسی را در گروه‌ها دیده‌اید و بعدا متوجه شده‌اید که آن عکس واقعی نیست و مثلا فتوشاپ بوده است. از این دست موارد در دنیای مجازی کم نیست و هر روز ممکن است چندین مورد برایتان ارسال شود و شما باور کنید و هیچ‌وقت هم متوجه غیرواقعی بودن آنها نشوید. اگر برایتان مهم است که فقط مطالب و تصاویر حقیقی را بپذیرید و با اخبار و تصاویر دروغ، فریب نخورید با این مطلب همراه شوید تا برخی از راه‌های رسیدن به حقیقت هر پیامی را برای شما بگوییم.

    • یک لحظه تأمل
      قبلا باوری داشتیم که همه‌‌چیز حقیقت دارد و درست است مگر اینکه خلافش ثابت شود ولی در دنیای مجازی باید این باور را برعکس کنید و مدام به‌خودتان یادآور شوید که از کجا معلوم که درست باشد؟! همه‌‌چیز غیرواقعی است مگر اینکه خلافش ثابت شود. درست مانند اسم این فضا که برخلاف دنیای حقیقی است. اگر این باور را داشته باشید، در نگاه اول، هر عکس و نوشته‌ای را واقعی نمی‌دانید و این پیش‌فرض را دارید که ممکن است دروغ و غیرواقعی باشد. آن‌وقت در ارسالش برای دیگران هم کمی صبر می‌کنید. قطعا شما دوست ندارید جزو کسانی باشید که یک خبر یا عکس دروغی را بین بقیه پخش می‌کنند. این رفتار که نخستین نفری باشید که مطالب و عکس‌ها را در گروه‌ها کپی می‌کنید هیچ ارزشی ندارد.
    • کنجکاو باشید
      خیلی خوب است که جزو آن دسته از مردم باشید که دوست دارند حقیقت را کشف کنند و نسبت به واقعی بودن یا نبودن مطالب، حساس باشید. منظورمان این است که بعد از برداشتن قدم اول، بی تفاوت نباشید! درست است که به راحتی مطلب رسیده برایتان را باور نکرده‌اید، ولی دنبال واقعی بودن یا نبودنش هم باشید. تصور کنید در برابر مطالب فقط باورشان نکنید، بعد از یک مدت دیگر هیچ مطلب جدیدی از فضای مجازی که هستید یاد نگرفته اید و عملا حضورتان بی‌نتیجه است. پس به دنبال کشف حقیقت باشد.

    15-12-29-17119goshi-451

    فیلم ها

    در مواقعی که حوادث خاصی در کشور یا جهان اتفاق می‌افتد، در شبکه‌های اجتماعی ویدئوهایی پخش می‌شود و ادعا می‌کنند مربوط به آن حادثه هستند. دراین باره نخستین اقدامتان این باشد که به عناصر موجود در آن فیلم بیشتر توجه کنید و با زمان و مکان وقوع حادثه و عکس‌ها و فیلم‌هایی که از خبرگزاری‌ها به‌صورت رسمی پخش شده، مقایسه کنید و ببینید فضا و اتفاقات تا حدودی یکسان با آنهاست یا خیر.

    سعی کنید احساس‌تان را در این مواقع خیلی وارد نکنید و با عقل و فکرتان فیلمی که برایتان رسیده را نگاه کنید. از طریق جست‌وجو در خبرگزاری‌ها نیز ممکن است به نتیجه برسید، خیلی از خبرگزاری‌ها، ویدئوهایی از جریانات اتفاق افتاده را در سایت‌هایشان قرار می‌دهند. یک راه دیگر نیز‌ جست‌و‌جوکردن موضوع آن فیلم در قسمت ویدئوهای‌جست‌وجوگرهاست (تصویر زیر). با این جست‌وجو می‌توانید فیلم و ویدئوهای مختلفی که درباره آن موضوع در خبرگزاری‌ها منتشر شده است را پیدا کنید.

    متن‌ها

    اگر مطلبی که برایتان ارسال شده، متن یا به‌اصطلاح «تکست» است، راحت‌ترین و بهترین راه جست‌و‌جو در اینترنت است. صفحه مرورگر موبایل یا تبلت‌تان را باز کنید. یک راه این است که وارد سایت‌ها و موتورهای جست‌وجو مثل یاهو، گوگل یا بینگ بشوید و یک جمله از متن را جست‌و‌جو کنید و ببینید این مطلب اصلا در سایت‌های معتبر عنوان شده است یا خیر. اگر در هیچ سایت دیگری مانند آن مطلب را نیافتید، مطمئن باشید کاربران شبکه اجتماعی آن را نوشته و ساخته‌اند و در این فضا پخش کرده‌اند.

    ولی اگر در جست‌وجوی‌تان، آن متن را در سایت‌ها دیدید باید توجه کنید که چه سایتی آن را منتشر کرده است. اگر متن مورد نظر شما خبر بود، فقط درصورتی که در خبرگزاری‌های معتبر کشور، کار شده بود، آن را بپذیرید. بهتر است به سایت‌های خبری غیرمعتبر نیز اعتماد نکنید. وبلاگ‌ها و سایت‌های شخصی نیز اصلا منبع درستی برای صحت و سقم یک خبر نیستند. اگر خبر را در خبرگزاری‌ها پیدا کردید، خیالتان راحت نشود، هنوز یک مرحله باقی مانده است!

    به تاریخ ارسال خبر نگاه کنید! گاهی خبرهایی در شبکه‌ها ارسال می‌شوند که با وجود اینکه واقعی و درست هستند، ربطی به زمان حال ندارند و برای ماه‌ها یا سال‌های قبل بوده‌اند. راه دوم هم این است که مستقیم به‌خود سایت خبرگزار‌ی‌ها بروید و در قسمت جست‌وجوی آنها، موضوع یا قسمتی از متنی که برایتان ارسال شده را جست‌و‌جو کنید.

    این راه را بیشتر زمانی توصیه می‌کنیم که خبرتان موضوع بسیار مهمی دارد. در این مواقع به‌غیر از خبرگزاری‌های رسمی کشور، می‌توانید به سایت‌های معتبر در آن موضوع هم مراجعه کنید؛ مثلا اگر خبر فوت یک هنرمند برایتان ارسال شده، علاوه بر جست‌و‌جو در خبرگزاری‌ها، می‌توانید به سایت صداوسیما یا سایت سازمان سینمایی وزارت ارشاد مراجعه و صحت و سقم آن خبر را در این سایت‌ها پیگیری کنید. بعضی از متن‌های خبری نیز ادعا می‌کنند ترجمه از خبرگزاری‌های خارجی هستند. اگر خودتان به زبان انگلیسی مسلط هستید، کلیدواژه‌هایی از خبر را جست‌و‌جو کنید و ببینید درباره آن کلیدواژه‌ها خبری وجود دارد یا نه. اگر هم زبان انگلیسی‌تان ضعیف است، می‌توانید از دوست یا آشنایی که می‌تواند در این زمینه کمکتان کند، یاری بگیرید.

    عکس‌ها

    اگر تصویری برایتان ارسال شده، در قدم اول به‌خود عکس دقت کنید. در بعضی از عکس‌هایی که با فتوشاپ درست شده‌اند با کمی دقت در رنگ‌ها یا عناصر موجود در عکس، مشخص می‌شود که تصاویر دستکاری شده و غیرواقعی هستند؛ مثلا در بعضی از تصویرها متنی را روی یک بنر در سطح شهر می‌بینیم که خیلی اوقات متن نوشته مفهوم خوبی ندارد. فقط کافی است کمی روی عکس زوم کنید و بیشتر به آن دقت کنید. احتمالا خیلی زود متوجه زاویه بنر و متن می‌شوید که با فتوشاپ روی هم قرار گرفته‌اند.

    یک راه دیگر، سرچ کردن خود تصویر است. موتور جستجو گوگل این امکان را برای سرچ تصاویر ممکن ساخته است. به صفحه تصاویر گوگل بروید google.com/imghp بروید. در کنار کادر جستجو علامتی به شکل دوربین وجود دارد (تصویر یک) روی آن کلیک کنید. اگر آدرس عکس مورد نظرتان را دارید، آن را در کادر پیس کنید (تصویر دو) ولی اگر فقط خود عکس را دارید، گزینه دوم را بزنید و طبق تصویر شماره سه، عکسی که در کامپیوترتان سیو شده را انتخاب و آپلود کنید.

    گوگل شروع به جستجو آن عکس در سایتها میکند و سایتهای مختلفی که آن تصویر را کار کرده‌اند برایتان می‌آورد و میتوانید با کمی حوصله به اصل خبر درباره آن تصویر برسید. گاهی نیز عکس واقعی است اما توضیح همراه عکس هیچ ربطی به واقعیت ندارد. مثلا تصاویری از خانه‌ای مجلل در شبکه‌ها پخش شده بود با عنوان خانه‌ی متهم اقتصادی، با سرچ آن تصاویر در گوگل به سایتهای خارجی رسیدیم و مشخص شد آن تصاویر از خانه‌های مختلف است و نمونه‌کارهای یک شرکت عمرانی است. حتی برخی از آن تصاویر سال نود و یک منتشر شده است یعنی قبل از مطرح شدن آن متهمی که تصاویر به اسم خانه او منتشر شده است.

    vaadi.ir

    این متن برای روزنامه همشهری نوشته شده است


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۲:۲۶ ب.ظ روز ۱۹ دی ۱۳۹۴ | دیدگاه (۰)

    ماندن یا نماندن مسئله چیست؟
    «با دخترخاله‌ها تو واتس گروه زدیم، ادت کردم، بیا مثل آن موقع‌ها دور هم خوش باشیم»، «بچه‌های دبستان، همدیگه‌رو تو تلگرام پیدا کردیم و گروه زدیم شماره‌ت رو بده، ادت کنم»، «اون کاروانی بود که چند سال پیش باهم رفتیم کربلا، تو وایبر یه گروه زدیم که بعد چند سال دوباره دور هم باشیم و خاطراتمون‌رو مرور کنیم، ادت کردم به گروه»
    شما هم اگر کاربر شبکه‌های موبایلی باشید، چنین پیام‌هایی را از طرف دوستانتان دریافت کرده‌اید و در گروه‌های دوستانه، خانوادگی‌ و شغلی مختلفی عضو شده‌اید. ابتدای عضویت، این جمع‌ها و گروه‌ها شاید جذاب و سرگرم‌کننده باشند و خاطرات روزهای خوبی را برای شما تداعی کنند ولی با زیادشدن چنین گروه‌هایی و دور شدن‌شان از هدف اولیه تشکیل، عضو بودن در اکثر آنها باعث اتلاف وقت و سردرگمی شما بین هزاران پیام فورواردی و غیرمرتبط می‌شود. اگر در گروه‌های تخصصی و آموزشی هم عضو باشید، مشکل‌تان بیشتر می‌شود؛ برای مدیریت وقت و میزان فعالیت‌تان در این گروه‌ها و شبکه‌ها چه می‌کنید؟ آیا واقعا لزومی برای باقی ماندن در همه آنها می‌بینید؟
    • از خودت شروع کن

    در قدم اول، از خودتان شروع کنید. اگر تصمیم دارید گروهی تشکیل دهید و دوستان قدیمی یا دوستان محل کار یا افراد خانواده‌تان را دور هم جمع کنید، قبلش کمی فکر کنید و ببینید آیا لزومی به تشکیل این گروه وجود دارد؟ آیا این جمع شدن فقط یک دورهمی مجازی است که قرار است مطالب تکراری که در هر گروهی پیدا می‌شود، در این گروه هم کپی شود، یا این جمع شدن به روابط حقیقی و نزدیک‌تر شدن اعضا به هم کمک خواهد کرد؟ ببینید در شبکه‌های مشابه دیگر چنین گروهی با همین اعضا تشکیل شده یا نه و سیر فعالیت گروه چطور بوده؟ چند نفر از اعضا در گروه باقی ماندند و به هدف اصلی برای دورهم جمع شدن پایبند بودند؟ اگر هم در شبکه‌ دیگر گروه مشابه ‌وجود دارد، دیگر لزومی به یک گروه تکراری نیست.

    • گروه قانونمند داشته باش

    اگر گروهی را تشکیل می‌دهید، همان ابتدا برای گروهتان هدف تعیین کنید. گروهتان را قانونمند کنید و به اعضا بگویید برای این هدف دورهم جمع شده‌ایم؛ مثلا گروه خانوادگی‌ یا دوستی‌تان برای خبر دادن و خبر گرفتن از حال هم باشد. اتفاقات خوبی که در زندگی‌تان می‌افتد مانند ازدواج، بچه‌دار شدن، موفقیت شغلی، تحصیلی و مالی یا اتفاقات تلخ زندگی‌تان را در این گروه‌ها با دوستان یا اعضای خانواده‌تان به اشتراک بگذارید. یک گروه دوستی یا خانوادگی نباید صرفا تبدیل به گروهی برای کپی مطالب عمومی که در هر گروهی پیدا می‌شود، شود. کپی بعضی مطالب علمی، اخلاقی، سرگرمی در این گروه‌ها هیچ مشکلی ندارد ولی نباید رویه گروه شود و بیشتر مطالب گروه را تشکیل دهد. تصور کنید همین اعضای گروه در محیطی حقیقی دور هم جمع شده‌اید، چه صحبت‌هایی با هم می‌کنید؟ قطعا همه صحبت‌هایتان درباره مطلب فلان دکتر و عکس فلان بازیگر و لطیفه‌گویی نیست و اگر چنین باشد، بعد از مدتی همگی خسته می‌شوید.

    • هدفت را بشناس

    اکثر ما در گروه‌هایی با موضوعات و اهداف متفاوت عضو یا اضافه می‌شویم که بودن‌مان در خیلی از آنها بدون برنامه است و گاهی فقط از سر کنجکاوی است. با خودتان رو راست باشید و فکر کنید که در این محیط دنبال چه هستید؟ به‌دنبال آموزش و یادگیری مطالب علمی هستید؟ دنبال بالا بردن مهارت‌هایی مثل هنرهای دستی هستید؟ می‌خواهید با دوستان‌تان در ارتباط و تماس باشید؟ در شهری دور از خانواده هستید و می‌خواهید حداقل به‌صورت مجازی هر روز با آنها در تماس باشید؟ به‌دنبال اخبار و سریع باخبر شدن از اتفاقات روز جامعه و جهان هستید؟ هدف خودتان را از بودن در این محیط مشخص کنید و براساس آن تصمیم بگیرید در کدام گروه‌ها بمانید. از گروه‌هایی که هدف اصلی شما نیستند و صرفا به‌خاطر تفنن و کنجکاوی در آنها مانده‌اید با شجاعت خارج شوید! به‌خودتان ثابت کنید که وقت و جوانی‌تان برایتان مهم است و آن را صرف مسائلی که برایتان فایده‌ای ندارد، نمی‌کنید.

    • کمتر فوروارد کن

    از گروه ساکت و بدون فعالیت هراس نداشته باشید. حتما نباید هر روز که گوشی‌تان را چک می‌کنید، با پیام‌های زیاد جدیدی مواجه شوید! لزومی ندارد هر پیام و عکسی که برایتان می‌آید را برای بقیه ارسال کنید. مخصوصا پیام‌هایی که از صحتشان اطلاعی ندارید و فقط یک خبر و ادعا هستند. این نکته را هم فراموش نکنید که هرچقدر حجم و تعداد پیام‌ها بیشتر باشد، تأثیر کمتری بر خواننده می‌گذارد. برفرض اگر مخاطب در روز فقط ۲یا ۳ پیام اخلاقی دریافت کند، بیشتر روی آنها فکر می‌کند و برایش تأثیرگذار می‌شوند، تا وقتی با ده‌ها پیام مواجه می‌شود و گاهی حتی فرصت خواندن آنها را پیدا نمی‌کند.

    • مطلب غیرمرتبط ممنوع

    برخی از گروه‌ها برای هدف خاصی تشکیل شده‌اند و فقط مطالب مرتبط با موضوعی خاص باید در گروه قرار گیرد؛ مثل گروه‌های آموزشی یا گروه‌هایی که اعضا جمع شده‌اند تا فعالیت خاصی انجام دهند؛ مثلا هر روز پیاده‌روی کنند، کتاب بخوانند، دعا بخوانند. اگر در چنین گروه‌هایی فعال هستید، به هیچ وجه مطالب غیرمرتبط و فورواردی در آنها نگذارید و برای وقت هم‌گروهی‌هایتان احترام قائل شوید. اگر خودتان مدیر چنین گروه‌هایی هستید، افرادی که بعد از چندبار تذکر شما، باز هم فعالیت غیرمرتبط در گروه داشتند را از گروه خارج کنید؛ گاهی اوقات برای ایجاد نظم و احترام به بقیه، برخورد جدی لازم است.

    • تمام شد، بفرمایید بیرون

    بعضی از گروه‌هایی که دارای موضوع مشخصی هستند، بعد از مدتی، فعالیتشان تمام می‌شود. مثلا شما در گروهی عضو هستید که قرار است یکسری کتاب با هم بخوانید و درباره‌اش بحث کنید. بعد از چند‌ماه که کتابخوانی‌تان تمام شد، آن گروه هم دیگر فعالیتش تمام می‌شود. گاهی این گروه‌های متروکه، محل مطالب صرفا کپی پیستی و بی‌اساس می‌شوند. برای وقت‌تان ارزش قائل شوید و از این گروه‌ها خارج شوید؛ مطمئن باشید هیچ اطلاعات به‌درد‌بخور و مهمی قرار نیست در این گروه‌ها رد و بدل شود که شما از آن بی‌خبر بمانید!

    • دوستی خاله خرسه، ممنوع

    لزومی به بودن شما در بعضی از گروه‌هایی که برای جمع شدن دوستان قدیمی تشکیل می‌شود، نیست؛ مثلا اکثر افراد گروه برایتان ناشناس هستند یا مطالبی که در گروه گذاشته می‌شود فقط مطالب کپی شده از باقی گروه‌هاست یا نظرات و نوع مطالبی که می‌نویسند با تفکرات و طرز فکر شما خیلی متفاوت است؛ از این گروه‌ها خارج شوید و نگذارید وقت‌تان صرف مطالبی شود که هیچ سودی برای زندگی‌تان ندارند. اگر دوست قدیمی در آن گروه‌ها دارید و می‌خواهید ارتباطتان را با او داشته باشید، شماره تلفن‌اش را یادداشت کنید و در یک پیغام خصوصی با او در تماس باشید.

    • شما در سرزمینی ناشناخته

    گاهی وقتی برنامه پیام‌رسانی‌تان را باز می‌کنید، با گروه‌هایی مواجه می‌شوید که تازه در آنها عضو شده‌اید. نخستین کاری که می‌کنید این باشد که اعضای حاضر در آن گروه را چک کنید و ببینید آیا کسانی از دوستانتان در آنجا هستند؟ اگر از برنامه‌هایی استفاده می‌کنید که نشان می‌دهد چه‌کسی شما را به گروه اضافه کرده، دنبال آن پیام بگردید و مطمئن شوید کسی که شما را اضافه کرده از دوستانتان است. موضوع و چند پیام آخری که در گروه نوشته شده را چک کنید و اگر مطمئن شدید گروه غیرمفیدی است یا براساس اولویت‌های بودنتان در این محیط نیست و یا فردی ناشناس شما را در آن عضو کرده، از گروه خارج شوید. مطمئن باشید، نه آسمان به زمین می‌آید نه زمین به آسمان، نه شما از مهم‌ترین مطالب رخ داده بی‌خبر می‌مانید! این را مطمئن باشید که برای خودتان و وقت‌تان ارزش قائل شده‌اید. ترک گروه، آدم قوی می‌خواهد.

    vaadi.ir

    اعصاب‌تان را له نکنید

    این شبکه‌ها با وجود تسهیل کردن بخشی از ارتباطات بین افراد، باعث تفرقه‌‌افکنی و جدل و خشونت بین کاربران هم می‌شوند. فضای مجازی به‌خاطر محدودیتی که در رساندن منظور گوینده دارد و ارتباط غیرکلامی‌ای که بین افراد شکل می‌گیرد فضای مناسبی برای بحث و گفت‌وگو نیست. علاوه بر این اکثر افراد در بحث‌های فضای مجازی خشن‌‌تر و بی‌پرواتر از محیط حقیقی هستند. پیشنهاد ما این است با دوستان صمیمی و افراد خانواده‌تان در این گروه‌ها و فضاها وارد بحث عمیق نشوید تا سوءتفاهم برای‌تان به‌وجود نیاید.

    هشدار!

    ساختن بعضی از گروه‌های موبایل باعث شده دیدارهای حضوری و حقیقی اعضایش به صرف اینکه از حال هم به‌صورت مجازی خبر دارند و در این گروه‌ها هرشب با هم صحبت می‌کنند، کمتر از قبل شود یا از بین برود. یکی از مضرات این گروه‌ها همین مسئله است که باید حواسمان به آن باشد. ما در دین‌مان سفارش‌های فراوانی درباره دیدار حضوری و ملاقات یکدیگر داریم و اثرات و ثواب‌های فراوانی برای آن ذکر شده است. مثلا امام‌صادق(ع) در سخنی فرموده‌اند: هنگامی که ۲برادر دینی به هم می‌رسند و باهم دست می‌دهند، خداوند با نظر رحمت به آنان می‌نگرد و گناهان‌شان، آنسان که برگ درختان می‌ریزد، فرو می‌ریزد تا آنکه آن دو از هم جدا شوند.

    اصرار بر ماندن دارید؟

    اگر شما فردی هستید که با وجود تمام توصیه‌ها، باز هم دوست ندارید از هیچ گروهی خارج شوید و می‌خواهید در همه گروه‌ها باقی بمانید، می‌توانید برای جلوگیری از اتلاف وقت و زمان‌تان برنامه داشته باشید. نخستین قدم اینکه این باور را در خودتان ایجاد کنید که شما تعهدی برای خواندن همه مطالبی که برایتان ارسال می‌شود ندارید! و خیلی از مطالب هیچ فایده‌ای برای شما نخواهد داشت. حتما لازم نیست هرشب عدد همه گروه‌هایتان را به صفر برسانید! بعضی از گروه‌هایی که برایتان اهمیت بالایی دارد و می‌دانید مطالبش برایتان سودمند است، را هر روز چک کنید، باقی گروه‌ها را بگذارید برای فرصت‌های تلف شده‌تان مثل زمانی که در مترو یا اتوبوس هستید و یا زمانی که منتظر هستید و کار مفیدی برای انجام ندارید. از خیلی از مطالب به‌صورت گذرا رد شوید. نگذارید مغزتان به خواندن مطالب بی‌ارزش عادت کند.

    این مطلب در تاریخ چهارشنبه سیزده آبان ۹۴ در روزنامه همشهری چاپ شده است.


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۳:۵۷ ق.ظ روز ۱۳ آبان ۱۳۹۴ | دیدگاه (۷)

    استاتوس‌هامون کجا رفته؟

    داشتم لیست جی‌تالک‌م رو نگاه می‌کردم و دنبال آیدی یکی از دوستان بودم. توجهم جلب شد به  استاتوس‌ها. همیشه استاتوس‌هایی که دوستان میذاشتن برای جی‌تاکشون برام جالب بود؛ یکی دوسال قبل که جوون‌تر بودم! گاهی اوقات لیستِ جی‌تالک رو نگاه می‌کردم فقط برای خوندن استاتوس‌ها. بعضی‌ها بنا به حال واضاع روحی‌شون تک مصرع یا بیتی مینوشتن، بعضی‌ها مخاطب خاص‌شون رو خطاب می‌کردن و براش می‌نوشتن، بعضیها حال و اضاعشون رو در یه جمله بیان میکردن، یا نظرشون رو درباره اوضاع سیاسی و فرهنگی می‌نوشتن،  بعضی هم لینک مطلب‌ی که نوشته بودن رو میذاشتن؛ خلاصه استاتوسها شاید یک نوع باخبر شدن از حال واحوال دوستان بود.

    امروز توجهم جلب شد به آیدی‌هایی که اکثرا هیچ استاتوس‌ی نداشتن و فقط چراغِ قرمز یا سبز یا نارنجی کنار اسمشون روشن بود؛ اتفاقی که قبلاها شاید خیلی کمتر بود و اکثر بچه‌ها برای آیدی‌شون استاتوس میذاشتن.

    از 22 نفر، چهار نفر استاتوس زدن

    از ۲۲ نفر، چهار نفر استاتوس زدن

    خودم هم اکثراً استاتوس ندارم یا اگه گاهی چیزی می‌نویسم تا مدتها فراموش می‌کنم که بردارم و عوضش کنم. نمی‌دونم من و دوستان لیست‌م داریم پیر میشیم و دیگه حوصله‌ی استاتوس نوشتن نداریم یا این کار برامون  بی‌معنی و کم اهمیت شده!؟ یا علت‌های دیگه …
    شما چرا دیگه استاتوس نمی‌نویسید؟

    من هنوز هم دنیای استاتوس‌ها رو دوست دارم. دنیای ساکتِ بی‌سروصدایی که تو دلِ خودش پر از حرف بود.

    پ.ن: یادمه یه وبلاگ بود که استاتوس‌ها رو جمع‌آوری می‌کرد، کسی یادشه آدرسش چی بود؟


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۹:۳۰ ق.ظ روز ۱۰ شهریور ۱۳۹۳ | دیدگاه (۵)

    سنخ‌شناسی کاربران زن شبکه‌های اجتماعی

    چند سالی است استفاده از شبکه‌‌ جهانی اینترنت در جامعه‌ ما به کثرت گرویده است و طبق آخرین آمار تعداد کاربران اینترنت در ایران چهل وپنج میلیون نفر است. (۱) مقدار قابل توجهی از این جمعیت را زنان و دختران تشکیل می دهند که طبق آمار سال نود چهل و یک درصد کاربران اینترنت را زنان تشکیل می‌دهند و دلیل فزونی تعداد آقایان بر خانم ها به طور کلی آن است که مردان بیش از زنان شاغل هستند و به علت دسترسی آنان به اینترنت در محیط کار است؛ در غیر این صورت میزان استفاده دختران و پسران دانشجو و جوان که بیشترین جمعیت کاربران اینترنتی را تشکیل می‌دهند یکسان است. (۲)

     اینترنت برای زنان امروز جامعه فرصتی است که می توانند فارغ از موانع و محدودیت‌هایی که قبلا در جامعه داشته‌اند، به فعالیت بپردازند و با افراد دیگر تعامل داشته باشند. مسائلی مانند بعضی محدودیت‌های خانواده‌ها برای ارتباطات فرزندان دختر، دید عرفی جامعه بر فعالیت و ارتباطات دختران جوان و اخلاقیات اکثر دختران کشورمان در جامعه، تاثیرگذاری زیادی بر روابط اجتماعی زنان جوان دردنیای حقیقی دارد که این محدودیت‌ها و رعایت کردن ها، فارغ از بحث خوب یا بد بودنشان، در محیط اینترنت کمرنگ‌تر است و همین شاید یکی از دلایل روی آوردن زنان جوان به شبکه‌های اجتماعی باشد.

     در سال های اخیر، کاربران اینترنت رویکرد و ترغیب بیشتری به فعالیت در شبکه‌های اجتماعی داشته‌اند که دلیل بالا، بدون در نظر گرفتن بحث جنسیتی‌اش، یکی از دلایل این فزونی است. حال این مسئله که چه سنخ و گروه‌هایی از زنان جامعه در این شبکه‌ها فعالیت می‌کنند سوال مطرح در این نوشته است که سعی میکنیم تا حدی آن را بیان کنیم.

     صدها شبکه اجتماعی با زبان های متنوع برای کاربران کشورهای مختلف در اینترنت فعالیت می کنند. در دنیا فیس بوک، اورکات و مای اسپیس از جمله مهم ترین شبکه های اجتماعی هستند و در ایران، کلوب پرطرفدارترین سایت از این نوع بوده است. کاربردها و قابلیت های شبکه های اجتماعی بسیار متنوع است و این سایت ها تمایل دارند حداکثر میزان نیاز آنلاین کاربران خود را برآورده کنند.

    vaadi.ir

     

    کاربران شبکه های اجتماعی می توانند در این سایت ها صفحات و پروفایل های شخصی برای خودشان ایجاد کنند، شبکه‌ای مجازی از دوستانشان پدید آورند، آنها می توانند همانند فضایی که وبلاگ ها و میکروبلاگ ها در اختیارشان قرار می دهند یادداشت های کوتاه و بلندشان را منتشر کنند، عکس، صدا و ویدیوهای شخصیشان را آپلود کنند، از آخرین اخبار و رویدادها در حوزه های مختلف آگاه شوند، در صفحات هواداری و اتاق های گفت وگوی متنوع عضو شوند و قابلیت های فراوان دیگری که ممکن است هر شبکه اجتماعی برای کاربرانش فراهم کند. اما استفاده‌ی کاربران از این امکانات متفاوت است. (۳)

     بر اساس پژهشی که سایت اندرسون آنالیتیکس (Anderson Analytics) بر روی کاربران اینترنتی امریکایی با تاکید بر چهار شبکه‌ی اجتماعی توییتر، فیس‌بوک، لینکدین و مای‌اسپیس انجام شده است، افراد در مواجه با این شبکه‌ها به هفت گروه تقسیم‌بندی می‌شوند که چهار گروه اعضای این سایتها هستند و سه گروه به شبکه‌های اجتماعی ترغیبی نشان نمی‌دهند.

     چهار گروه عضو فعال در شبکه‌های اجتماعی بدین صورت نام‌گذاری شده اند: کاربران ماهر (Social Media Maven)، کاربران فراغتی (Leisure Follower)، کاربران به‌دنبال سرگرمی (Fun Seeker) و کاربران تجاری (Business User) (4)

     با توجه به تعریف‌های ارائه شده از این دسته‌بندی‌ها، بر اساس مشاهدات، حضور زنان ایرانی در شبکه‌های اجتماعی را نیز میتوان از این منظر بررسی کرد.
    کاربران ماهر: این گروه از زنان جزو فعال‌ترین و حرفه‌ای‌ترین کاربران شبکه‌های اجتماعی هستند که میانگین سنی آنها را میتوان ۲۷ سال تخمین زد. اکثریت آنها پیشینه‌ی ده ساله فعالیت در فضای مجازی و اداره کردن وبلاگ‌های شخصی را دارند. ارتباط برقرار کردن با افراد جدید و نوع کار کردن با شبکه‌ها برای آنها آسان است و در زمان کمی این موارد را می‌آموزند. این گروه از کاربران در هرجایی از جمله خانه و محل کار و حتی خیابان و سفر به شبکه‌های اجتماعی متصل می‌شوند. شاید بتوان گفت نوع فعالیت آنها گاها برای کاربران جدید و تازه فعال به عنوان الگو مطرح می‌شود.

     کاربران فراغتی: گروه دیگری از کاربران شبکه‌های اجتماعی هستند که نسبتا استفاده کمتری از سایرین دارند. آنها اغلب از طرف دوستان، اعضای خانواده، همکاران و یا سایر آشنایان به شبکه‌های اجتماعی دعوت شده‌اند. نوع فعالیت منفعلانه‌ای در شبکه‌ها دارند و تولید اطلاعات کمتری دارند و بیشتر خواننده و دریافت‌کننده اطلاعات هستند. ارتباط برقرار کردن با افراد و یادگیری چگونگی کار کردن و فعالیت در شبکه‌ها برای آنها، با تاخیر و صرف زمان قابل توجهی است. اغلب تمایل دارند با دوستان و اعضای خانواده‌شان در ارتباط باشند.

     گروه دیگر کسانی هستند که استفاده‌ای تفننی از شبکه‌های اجتماعی دارند و می‌توان آن‌ها را «کاربران به‌دنبال سرگرمی» نامید. برای این گروه از کاربران، شبکه‌های اجتماعی تبدیل به بخشی از زندگی آن‌ها شده است و هر روز به این سایت‌ها مراجعه می‌کنند. سرگرمی و تعامل با دوستان دو انگیزه اصلی آن‌ها برای مراجعه روزانه به شبکه‌های اجتماعی هستند. در تماس بودن با دوستان و خانواده دلیل اصلی آن‌ها برای پیوستن به این شبکه‌هاست. بخشی از این گروه از کاربران به‌تدریج و با آشناشدن با فضای این سایت‌ها، آن‌ها را برای مقاصد کاری نیز به‌کار می‌گیرند تا کم‌کم به گروه «کاربران ماهر» بپیوندند.

     گروه چهارم از تقسیم‌بندی پژوهش فوق‌الذکر که «کاربران تجاری» نامیده می‌شوند در بین کاربران زن ایرانی شبکه‌های اجتماعی کمتر دیده شده‌اند.

     از منظر دیگر، در یک دید کلی و تقسیم‌بندی اولیه کاربران زن در اینترنت و خاصتاً شبکه‌های اجتماعی را می‌توانیم از جنبه سنی، تحصیلاتی و شغلی تفکیک و تقسیم‌بندی کرد. فصل ومحور مشترک بینِ تمام این گروه‌ها و تقسیم بندی‌ها فرصت برابر و یکسان برای فعالیت در اینترنت است زیرا اینترنت یک بستر مجازی است که هیچ محدودیتی برای فعالیت در آن و شبکه‌ها و سایت‌هایش وجود ندارد.

     استفاده از رایانه و اینترنت برای بیشتر زنانِ کاربر آن کمتر جنبه‌ شغلی و کاری دارد و بسیاری از زنان از این موقعیت برای پر کردن اوقات فراغت‌شان استفاده می‌کنند و شبکه‌های اجتماعی نقش پررنگی در این زمینه دارند. زنان شاغل نیز وقتی که در شبکه‌های اجتماعی می گذرانند، برای کار و شغلشان نیست و زمان‌های تفریح و استراحتشان در بین کار را اختصاص به فعالیت در شبکه‌های اجتماعی می دهند.

     در فروم‌هایی مانند نی‌نی‌سایت، مامی‌سایت، نوعروس که نوعی از شبکه‌های اجتماعی تخصصی هستند، شاهد حضور فعال مادران و زنانِ خانه‌داری هستیم که برای امور منزل مانند خانه‌داری، همسرداری، اطلاعات بهداشتی و سلامت، آموزش ورزشهای مناسب، آموزش‌های مربوط به دوران بارداری و تربیت فرزند، مدیریت مصرف و مدیریت فکری و فرهنگی در خانواده، مشاوره در موضوعات مختلف خانوادگی، تربیت فرزند، سلامت و… همچنین اطلاعات دیگری نه به جهت نقش و وظیفهٔ زنانه بلکه علایق خاص زنان که در حیطهٔ هنر می‌گنجد؛ مانند آشپزی، هنرهای خانگی، خیاطی، بافتنی، پرورش گل و گیاه ودر کنار هم جمع شده‌اند و تجارب و فعالیت‌های شخصی‌شان در این زمینه‌ها را به اشتراک می‌گذارند.بر اساس مشاهدات اکثر زنان حاضر در این فروم‌ها دختران جوان و تازه ازدواج کرده یا مادران جوان هستند و در این شبکه‌ها به دنبال اشتراک‌گذاری هنرها و فعالیت‌های خود و افزایش اطلاعات خود در زمینه‌هایی که ذکر شد هستند. این رویکرد و فعالیت گرچه حسن‌هایی مانند انتقال تجارب، بالا رفتن اطلاعات را دارد، اما مشکلاتی مانند چشم‌وهم چشمی و حسادت که در فضای حقیقی نیز در بین بعضی از خانمها وجود دارد، به فضای مجازی هم منتقل کرده است.

     در شبکه‌های اجتماعی عمومی که کارکرد عام و غیرتخصصی دارند مانند فیسبوک، کلوب، گوگل‌پلاس شاهد حضور زنان بیشتری هستیم که در موضوعات مختلف و مورد علاقه‌ی خود به تبادل اطلاعات و افکار میپردازند.

     پی نوشت:

    ۱- http://www.parsine.com/fa/news/98126

    ۲- http://www.donyayesanat.com/fa/newsagency/10276

    ۳- http://social.saramad.ir/forum/thread/13892

    ۴-http://www.bashgah.net/fa/content/print_version/41680

    این مقاله برای رواقِ مهرخانه نوشته شده است


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۹:۳۰ ق.ظ روز ۱۵ مهر ۱۳۹۲ | دیدگاه (۴)

    همیشه در محضر خدائیم

    أَیَحْسَبُ أَن لَّمْ یَرَهُ أَحَدٌ
    آیا (انسان) گمان می‏‌کند هیچ‌کس او را ندیده؟ (و نمی‏‌بیند)

    سوره مبارکه بلد / آیه ۷


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۹:۳۰ ق.ظ روز ۰۲ دی ۱۳۹۱ | دیدگاه (۱)

    خودت باش

    وقتی خودت عامل به حرفی که نوشتی نیستی، ننویس‌ش؛ استاتوس نزن‌ش؛ توی وبلاگ‌ت ننویس؛ شر نکن.

    خودت باش؛ خیلی سخته؟


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۷:۵۳ ب.ظ روز ۰۹ مرداد ۱۳۹۰ | دیدگاه (۱)

    من و فرندفید

    حدود شش ماه پیش برای اولین بار با سایت فرندفید آشنا شدم.
    چون خاطره خوشی از سایت‌های اجتماعی نداشتم حدود یک ماهی با خودم کلنجار رفتم تا راضی شدم در این سایت عضو بشم و اکانت راحیل را ساختم.

    محیط فرندفید یا به قول اعضاش فرفر جدید و جالب بود. متفاوت از سایت‌های مشابهش و همین مرا جذب کرد. (بگذریم از علت اولیه عضویتم) آنقدر جذب که وبلاگ نویسی و وبلاگ خوانی فراموشم شد.
    مثل همیشه که در موقع ورود به یک محیط جدید همه چیز برات ناآشنا و غریبه است، فرندفید و اعضاش و گروه هاش و البته کلمات و اصطلاح رایج و خاص خودش هم برای من غریب بود و کم کم به آن‌ها عادت کردم. لایک٬ اسمایلی٬ ژانر٬ دس دس٬ دی٬شمایل و خیلی اصطلاحات دیگه که گاهی توی دنیای حقیقی هم اشتباهاً از آن‌ها استفاده می‌کردم.

    در فرندفید هم می‌شد اخبار خبرگزاری‌های مختلف را فهمید و آن‌ها را خوند٬ هم تو حسینیه و هیاتش سینه زد هم خاطرات دوران دانشجویی را با بقیه درمیون گذاشت و هم در روم مورد علاقهٔ خودم خاطرات دوران کودکی‌ات را با بقیه به اشتراک بذار و هزاران موضوع جذاب دیگه که منو به خودشون جذب کردن و به قولی معتاد فرفر شدم.

    متاسفانه توی این سایت هم مثل همه سایت‌ها و وبلاگ‌های محیط‌های مجازی٬ روابط خانم‌ها و آقایون خیلی راحت‌تر از محیط حقیقی بیرون بود و همین باعث شد مثل همیشه خط قرمزهایی برای خودم بکشم و ملزم بشم به رعایت آن‌ها که البته گاهی می‌شد که از اونا رد بشم.

    همیشه توی این حدود هفت٬هشت سال عمر نتی‌ام سعی کردم بین آدم‌های این محیط و محیط مجازی تفاوت قائل بشم و دیواری بین اونا بکشم. نتیجه‌اش هم این شد که هیچ وقت حاضر نشدم به قرارهایی که ادم‌های این دنیا برای دیدن همدیگر در محیط حقیقی می‌ذارن برم جز یک مرتبه (آن هم حدود سه سال پیش که رفتم غرفه تبیان در نمایشگاه قران برای کمک به انجمن معارف) ولی می‌تونم بگم توی سایت فرندفید انقدر راحت درباره این موضوع صحبت می‌شد که یه چیزی قلقلکم داد که منم یکبار در این قرار‌ها شرکت کنم ولی فرشته‌ای که روی سمت راست شونه‌ام نشسته بود بهم اجازه نداد. دی

    زمانی که فیدی درباره احوال و روحیاتم می‌ذاشتم بعدش با خودم فکر می‌کردم چه عاملی باعث می‌شه که من در این محیط از خودم و علایقم و روحیاتم حرف بزنم؟!
    یعنی در محیط حقیقی چه کمبود یا نقیصه‌ای وجود دارد که باعث می‌شود من در این محیط حرف بزنم و از ابراز نظر و صحبت چهار نفر درباره فیدم خوشحال یا بعضا ناراحت شوم.
    یکی از دوستانم (یا در واقع تنها دوستم) در این سایت یکبار اینطور جوابم را داد:
    «بعضی وقت‌ها آدم دلش می‌خواد بعضی از اتفاقات زندگیش که شاید برای اطرافیانش خیلی مهم نیستند را جایی به صورت غیر مستقیم مطرح کنه و ابراز احساسات بقیه را از طرف دوستاش برای همون مسئلهٔ به ظاهربی اهمیت ببینه»

    ولی هنوز در این فکرم که چرا؟ چرا محیط مجازی برای خیلی از جوانان هم سن من جذاب‌تر از محیط حقیقی پیرامونشان است؟ به چه دلیل با ابراز احساسات شادمانه یا غمگینانه‌مان در این محیط آرام می‌شویم و دست نوازش مجازی دوست ناشناخته‌ای به ما تسکین می‌دهد که در محیط حقیقی این آرامش را نمی‌گیریم؟

    این چند روز محیط فرندفید برایم بسیار زجرآور و ناراحت کننده بود.
    علتش یا جو بسیار انتخاباتی و سیاسی‌اش است یا موضوعی دیگر… فقط می‌دانم آنقدر ناراحت کننده بود که برای اولین بار به فکر پاک کردن اکانت راحیل شدم.

    نمی‌دانم شاید روزی خداحافظی کردم و رفتم.

    اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۸:۴۸ ق.ظ روز ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ | دیدگاه (۰)