می‌خوانمت

وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ

و پروردگارتان گفت: مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم، آنان که از عبادت من تکبّر ورزند، به زودی خوار و رسوا به دوزخ درآیند.

سوره مبارکه غافر آیه ۶۰ (بیشتر…)

فرهنگ فارسی خردسال

یکی از سوالات متداول کودکان، معنی و مفهوم کلماتی است که می‌شنوند. والدین با آموزش صحیح معنای کلمات به کودک به او در فهم و یادگیری آنها و بکارگیری‌شان در جملاتش کمک می‌کنند.

کتاب “فرهنگ فارسی خردسال”معنی حدود چهارصد واژه که کودکان زیر هفت سال با آنها مواجه می‌شوند، توضیح و شرح داده است. واژه‌های این فرهنگ در موضوعاتی مانند خانه، شهر، روستا، جنگل، دریا و … تنظیم شده است. این موضوعات کمک می‌کنند کودکان با لایه‌های اساسی محیط اجتماعی و طبیعی خود بیشتر آشنا شوند.

بعضی واژگان ممکن است برای کودک کاملا تازه و ناآشنا باشند و خواندن این کتاب، او را با این واژگان جدید و معنایشان آشنا می‌کند. بسیاری از واژگان کتاب نیز برای کودک آشنا هستند و او از آنها در مکالماتش استفاده می‌کند. ولی مرور دوباره آنها باعث تمرین و تفکر بیشتر کودک در کاربرد آنها و درک معنایشان می‌شود. و این تمرین و مرور باعث ایجاد اعتماد بنفس در کودک به هنگام صحبت کردن و استفاده از واژگان و کلمات می‌شود. این استفاده درست از کلمات و دایره لغات و معانی زیاد به کودک  در تفکر و اندیشیدن بیشتر، کمک می‌کند.

برای خواندن کتاب ابتدا شخصیت‌های کتاب که در صفحه پنجم معرفی شده‌اند را به کودک معرفی کنید. کتاب را به فرزندتان بدهید و از او بخواهید یک تصویر را انتخاب کند. یا با توجه به علاقمندی‌هایش، کلمه‌ای را انتخاب کنید. از فرزندتان بخواهید آنچه درباره آن واژه می‌داند، بگوید. بعد توضیحات کتاب را آرام و شمرده بخوانید. بعد از خواندن توضیحات، درباره آن واژه با کودک صحبت کنید. سوال مطرح کنید. سعی کنید قدرت تفکرش را هرچه بیشتر فعال کنید. مثلا درباره واژه آسمان می‌توانید چنین سوالاتی بپرسید: آسمان چه رنگی است؟ چرا شبها رنگ آسمان عوض می‌شود؟ چه چیزهایی در آسمان می‌بینی؟

از کودک بخواهید اگر توصیف و تعریفی در ذهنش درباره آن واژه دارد بیان کند و اگر اشتباه اطلاعاتی دارد، با توضیح برایش رفع کنید.

تصویرگری کتاب جذاب و زیباست. می‌توانید بدون توجه به واژگان، بازی دیگری با توجه به تصاویر داشته باشید. مثلا تصاویر صفحات را بهم ربط دهید و داستان برایشان بسازید. از کودک بخواهید درباره تصاویر و جزئیات آن صحبت کند. دقت کنید کودک در توضیحاتش به واژه مورد اشاره آن تصویر میرسد یا خیر. این بازی می‌تواند میزان توجه کودک به جزئیات و تصاویر را نشان بدهد و با تشویق و کمک بزرگترها، در آن پیشرفت کند.

کتاب علاوه بر موارد بالا، بعلت اندازه بزرگ حروف، کتاب مناسبی برای تمرین روان‌خوانی کودکان کلاس اول می‌تواند باشد.

این مطلب یکشنبه ۲۴ اردیبهشت ۹۶ در روزنامه همشهری، چاپ شده است

نویسنده: مهناز عسگری
تصویرگر: کیوان اکبری
انتشارات: محراب قلم
مناسب برای کودکان دو تا هفت سال

روضه عشاق

اگر کوهم! خراب از قصه فرهاد خواهم شد
کنار نام اهل عشق، من هم یاد خواهم شد

دلیل از من مخواه، از سرنوشت پیله ها پیداست
که از زندان دنیا عاقبت آزاد خواهم شد

تمام عمر کوهم خواندی و آتشفشان بودم
سکوتم گرچه سر تا پا، شبی فریاد خواهم شد

مسیحای تو بر من گرچه دیگر جان نمی بخشند
اگر یکدم بیاید بر مزارم شاد خواهم شد

به خاک افکندی ام در خون و قول سوختن دادی
چه بهتر! بعد از این خاکستری در باد خواهم شد

 

فاضل نظری

روز هفتم رفتنش

مراسم هفت را تصمیم گرفتیم در خانه خودشان بگیریم. مثل روضه خانگی؛ روضه ای که تصمیم داشتند محرم امسال در خانه شان بگیرند.
برای خرید مخلفات شام بعد از مراسم، با احمد رفتیم هایپر. نوشیدنی و ماست برای حدود سیصد نفر و چند بسته دستمال کاغذی و کمی چای و قند، دو چرخ خرید را پر کرد؛ حرکت که میکردیم نگاه های متعجب بعضی از شهروندان را به چرخ های خرید متوجه میشدم.
به مسئول صندوق که رسیدیم، تعجب و سوالش رو نتوانست پنهان کند و با لبخندی گفت “مهمونی دارین؟” احمد گفت “مراسم داریم، مراسم هفتم مادرم …” لبخند خانم حسابدار روی لبش یخ زد و با ناراحتی گفت “ببخشید، خدا رحمتشون کنه.”

به این فکر میکردم که بقیه آدمها وقتی چرخها را میدیدند با خودشان چه فکری میکردند؟ اگر ایام محرم نبود، شاید خیلی ها فکر میکردند جشنی، تولدی، مراسم شادی داریم؛ خوشبحالشان ی هم حتما در دلشان حواله مان میکردند.

این قضیه مثل قضیه ی زندگیهای مجازی است، عکس هایی که در اینستا میگذاریم، پستهایی که مینویسیم، در حالیکه خیلی واقعیتها و حرفها را قایم میکنیم؛ خوانندگان فقط روی خوش و شاد عکسها و نوشته ها را میبینند و قضاوت میکنند و نمیدانند در پشت آن نوشته ها و تصاویر، چه دردها و غمهایی وجود دارد.

*یادم باشد بیشتر مواظب باشم

همیشه خودمان باید بخواهیم!

نباید تصور کرد که با پیشرفت مدنیت، مقام زن هم بتدریج بالا رفته است؛ حقیقت امر این است که (در طول تاریخ) زیادتر بودن حس همکاری زن، در تغییر وضع اجتماعی او بیشتر موثر بوده تا تربیت فرهنگی مردان!

تاریخ تمدن، جلد اول

ویل دورانت

صفحه ۴۲

خمیر جادویی

اولین تجربه ام بود و کلی خوشم اومد و لذت بردم از درست کردنش!

شیر یا آب ولرم ۱ لیوان
تخم مرغ ۱ عدد
آرد تا جایی که خمیر بدست نچسبه
روغن ۶ قاشق غذاخوری
خمیرمایه ۱ قاشق مرباخوری
شکر ۱ قاشق برای عمل آوردن خمیر
نمک ۱ قاشق مرباخوری

اول شیر ولرم رو با ۱ قاشق غذاخوری شکر مخلوط میکنیم بعد خمیرمایه رو روش میپاشیم و میزاریم ۱۰ دقیقه تا عمل بیاد
تخم مرغ و نمک و روغن رو با قاشق با هم مخلوط میکنیم و مخمر رو اضافه میکنیم بهشون ولی هم نمیزنیم! آرد رو روی مواد الک میکنیم تا جایی که خمیر بدست نچسبه! یعنی انقدر میریزید و آروم هم میزنید که خمیری بدست بیارین بدون اینکه به دستتون بچسبه.
خمیر رو چند دقیقه ورز میدیم و بعد روشو با پلاستیک میپوشونیم و میزاریم حدودا یک ساعت و نیم تا حجمش دو برابر بشه بعد از خمیر برمیداریم و به هر شکلی که میخواییم ازش استفاده میکنیم

برای پیتزا، پیراشکی، حلقه مرغ و ریحان شیرینی و … این خمیر مناسبه و بسیار بسیار عالی

این دستور واسه خمیری هست که شیرین نیست، ولی اگه خواستد خمیرتون شیرین باشه از ۲ تا ۵ قاشق غذاخوری، بسته به ذائقتون، شکر اضافه کنید.

فرشته خونمون هم اومده و نظاره گر خمیر درست کردن منه 🙂

  • خرداد ۱۳۹۶
  • اردیبهشت ۱۳۹۶
  • فروردین ۱۳۹۶
  • بهمن ۱۳۹۵
  • دی ۱۳۹۵
  • آذر ۱۳۹۵
  • آبان ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • شهریور ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • خرداد ۱۳۹۴
  • اردیبهشت ۱۳۹۴
  • فروردین ۱۳۹۴
  • اسفند ۱۳۹۳
  • بهمن ۱۳۹۳
  • دی ۱۳۹۳
  • آذر ۱۳۹۳
  • آبان ۱۳۹۳
  • مهر ۱۳۹۳
  • شهریور ۱۳۹۳
  • مرداد ۱۳۹۳
  • تیر ۱۳۹۳
  • خرداد ۱۳۹۳
  • اردیبهشت ۱۳۹۳
  • فروردین ۱۳۹۳
  • اسفند ۱۳۹۲
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آذر ۱۳۹۱
  • آبان ۱۳۹۱
  • مهر ۱۳۹۱
  • شهریور ۱۳۹۱
  • مرداد ۱۳۹۱
  • تیر ۱۳۹۱
  • خرداد ۱۳۹۱
  • اردیبهشت ۱۳۹۱
  • فروردین ۱۳۹۱
  • اسفند ۱۳۹۰
  • بهمن ۱۳۹۰
  • دی ۱۳۹۰
  • آذر ۱۳۹۰
  • آبان ۱۳۹۰
  • مهر ۱۳۹۰
  • شهریور ۱۳۹۰
  • مرداد ۱۳۹۰
  • تیر ۱۳۹۰
  • خرداد ۱۳۹۰
  • اردیبهشت ۱۳۹۰
  • فروردین ۱۳۹۰
  • اسفند ۱۳۸۹
  • بهمن ۱۳۸۹
  • دی ۱۳۸۹
  • آذر ۱۳۸۹
  • آبان ۱۳۸۹
  • مهر ۱۳۸۹
  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • خرداد ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • اسفند ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • فروردین ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۵
  • خرداد ۱۳۸۵
  • اردیبهشت ۱۳۸۵
  • فروردین ۱۳۸۵
  • اسفند ۱۳۸۴
  • بهمن ۱۳۸۴
  • دی ۱۳۸۴
  • آذر ۱۳۸۴
  • شهریور ۱۳۸۴
  • دوستی راستین

    تو ای دوستدار علی، تو ای دوستدار فاطمه، و تو ای دوستدار حسنین؛ فکر مکن که دوستی تو نسبت به آنها به این است که چیزی نذرشان کنی! مثلا سفره نذرشان کنی، چلچراغ نذرشان کنی… این دوستی آنها نیست. آنها اهل این حرفها نیستند تا دوستیشان به این چیزها باشد. دوستی تو به آنها در کجا نمودار می‌شود؟ فقط یک جا، و آن رفتار تو، عقیده تو، اندیشه تو، فکر تو و عمل توست. هر قدر عقیده و اندیشه و عملت به اینها نزدیکتر باشد نشانه آن است که دوستی راستین صحیح آنها در تو ریشه دارتر است. محبت اهل بیت و ولایت آنها بازده و ثمره‌ای جز اطاعت بیشتر خدا و پرهیز بیشتر از معصیت خدا ندارد.

    سید محمد حسینی #بهشتی
    کتاب ولایت، رهبری، روحانیت


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۱۲:۲۸ ب.ظ روز ۳۱ شهریور ۱۳۹۵ | دیدگاه (۱)

    همیشه خودمان باید بخواهیم!

    نباید تصور کرد که با پیشرفت مدنیت، مقام زن هم بتدریج بالا رفته است؛ حقیقت امر این است که (در طول تاریخ) زیادتر بودن حس همکاری زن، در تغییر وضع اجتماعی او بیشتر موثر بوده تا تربیت فرهنگی مردان!

    تاریخ تمدن، جلد اول

    ویل دورانت

    صفحه ۴۲


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۱۱:۲۵ ق.ظ روز | دیدگاه (۰)

    کتاب و ساعت و تقویم رسمی کشور

    داشتم درباره کتابی سرچ می‌کردم تا نقدها و توصیفاتی که از کتاب نوشته شده رو بخونم، توی صفحات پیشنهادی گوگل یک صفحه از سایت تایم‌دات‌آی‌آر هم اومد! تعجب کردم که این سایت چه ربطی به کتاب داره و رو لینک زدم تا صفحه‌اش رو ببینم و این صفحه روی مانیتورم باز شد! +

    جالب بود برام سایتی که مخصوص ساعت و تقویم رسمی کشوره، یک صفحه اختصاص داده به معرفی کتاب و یکسری کتاب به بازدید‌کننده‌ها پیشنهاد و معرفی میکنه! (جدا از اینکه موضوع کتاب‌ها و سبک‌شون چیه!)


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۲:۱۹ ب.ظ روز ۲۴ شهریور ۱۳۹۵ | دیدگاه (۰)

    اگر از تلگرام شلوغتان خسته شده‌اید

    قبلا درباره شلوغی تلگرام نوشتم + و اینکه سعی کردم یکسری گروهها رو حذف کنم ولی باز هم شلوغه! چندوقتی‌ه برای رها شدن از این شلوغی یک راه دیگه پیدا کردم و تو این دوماه که این راه رو دارم امتحان می‌کنم خیلی راضی هستم و هروقت بین دوستان بحث شلوغی تلگرام و وقت‌خوری و غیرمفید بودنش میشه، این راه رو به بقیه توصیه میکنم (البته اگه یک وسیله دوم برای نصب تلگرام داشته باشن)

    من برای خلاصی از حجم پیام‌های تلگرام چند راه رو امتحان کردم ولی شخصاً، باز هم نتونستم از اون راه موفق بشم. اوایل یکسری از گروه‌ها و کانال‌ها رو حذف کردم ولی تعداد گروه‌های باقی مونده که نمی‌خواستم لفت بدم باز هم کم نبود و هم‌چنان وقت زیادی ازم می‌گرفت! بعد با خودم قرار گذاشتم که هروقت تلگرام رو باز کردم گروههایی که پیام زیاد دارند رو کلیرهیستوری کنم و فقط اسم خودم رو سرچ کنم تا اگه کسی منشن کرده بود و کاری باهام داشت، جواب بدم؛ ولی این روش هم خیلی نتونست پاسخگو باشه! روش سومی که امتحان کردم شلوغ کردن خیلی زیاد تلگرامم بود! یعنی عضو یکسری کانال و گروه‌هایی شدم که اصلا احتیاجی بهشون نداشتم و صرفا برای اینکه تلگرام شلوغ بشه و خیلی از گروه‌های اصلیم رو در این شلوغی پیدا نکنم و بهشون سر نزنم، عضو شدم؛ که اصلا روش خوبی نبود 🙂 و بدتر باعث سردرگمی و تشویش میشد.

    تا اینکه دو ماه پیش وقتی مجبور شدم تبلت رو ریست‌فکتوری کنم، به ذهنم رسید تلگرام رو روش نصب نکنم و فقط روی لپ‌تاپ داشته باشمش و هروقت خونه بودم و لپ‌تاپ روشن بود، سری هم به تلگرام بزنم. باید بگم واقعا راه خوبی بود و تو این دوماه از این روش خیلی راضی بودم، هم گروه‌ها و کانال‌های مورد علاقه‌ام رو دارم و هروقت بخوام بهشون سر میزنم و می‌خونم، هم بخاطر همیشه در دسترس نبودن تلگرام، وقت خیلی کمتری ازم میگیره و کمتر مشغول بهش میشم!
    توصیه می‌کنم اگه غیر موبایل همیشه در دسترس‌تون، لپ‌تاپ، تبلت یا حتی موبایل دومی که خیلی بهش سر نمی‌زنید، دارید، این روش رو امتحان کنید!

    پ‌ن: البته با یک شماره دیگه یه حساب تلگرام روی تبلت باز کردم ولی فقط برای ارتباطات و چت‌های شخصی و بعضا کاری؛ و تو گروه‌ها و کانال‌ها عضو نشدم (البته جز گروه خانوادگی و کانال وادی)


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۳:۱۸ ق.ظ روز | دیدگاه (۲)

    لیستی از مهاجران وبلاگستان به تلگرام

    وبلاگستان چند سالی‌ه که از رونق افتاده و تعداد وبلاگ‌هایی که هنوز می‌نویسن و وبلاگشون رو آپدیت می‌کنن خیلی خیلی کم شده! وبلاگ‌نویسهای قدیمی یا از فضای مجازی رفتن، یا درگیر کار و زندگی شدن و فرصت نوشتن پیدا نمی‌کنند یا فعالیت در شبکه‌ها رو به وبلاگستان ترجیح میدن.

    نسل جدید هم اقبالی به وبلاگستان ندارند و حتی فکر کنم بعضی‌هاشون ندونند وبلاگ دقیقا چیه و چطور میشه وبلاگ داشت! و اکثرا در شبکه‌ها فعال هستند.

    ولی یکسری از وبلاگ‌نویس‌های قدیمی هستند که هنوز می‌نویسند؛ ولی مخاطب اصلی‌شون در شبکه‌های اجتماعی، مخصوصا تلگرام‌ه؛ حالا یا تو وبلاگ یا سایتشون مطالب‌شون رو مینویسند و برای خونده شدن در کانال شخصی تلگرام‌شون بازنشر می‌کنند، یا کلا اسباب‌کشی کردند به کانال‌های تلگرامی و آنجا می‌نویسند.

    پیدا کردن کانال‌های شخصی، اگه خود فرد، تو وبلاگش یا شبکه‌های دیگه‌ای که عضوه معرفی نکرده باشه، کار سختی‌ه! برای همین به فکرم رسید یکسری از کانال‌های وبلاگ‌نویسهای قدیمی که میشناسم و این مدت تو تلگرام بهشون برخورد کردم رو اینجا جمع‌آوری کنم و از بقیه هم بخوام، اگه کانال دارند یا کانال باقی وبلاگ‌نویسها رو میشناسن، اطلاع بدن تا به این لیست اضافه کنم تا حداقل بتونیم از این طریق پیگیر نوشته‌ها باشیم.

    حجه الاسلام زائری
    تقی دژاکام (آب و آتش)
    کمیل باقرزاده
    میثم رمضانعلی(هابیل)
    حسین شرفخانلو (صبح)
    مریم کمالی نژاد (ستایش)
    کبری آسوپار (یک وجب دل)
    امید حسینی (آهستان)
    میم سین
    کیوان ابراهیمی
    احمدرضا بیضایی (اسکالپل)
    جلیل سامان (وقت بودن)
    حامد آقاجانی (پنکسم)
    ریزنوشت
    محمدرضا باقری (بیا تا برویم)
    علی قلهکی
    مهدی ناظمی
    محمدصادق کریمی
    روح‌الله رشیدی (ابتدا)
    مردی از جنس یخ
    سوزن‌بان
    مهدی شریفی (تن‌ها)
    سید رضی زاده (دل‌آباد)
    محمدرضا وحید‌زاده (پیاده روی در اتوبان)

    این هم کانال تلگرام وادی

    این کانال نیز مطالب وبلاگستان زنان را بازنشر می‌کند

    روی اسم‌ها کلیک کنید تا کانال تلگرامشون براتون باز بشه.

     این لیست، بروز می‌شود …


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۱۰:۰۲ ق.ظ روز ۱۷ شهریور ۱۳۹۵ | دیدگاه (۴)

    عالِمان کل

    هفته قبل خبری پخش شد درباره افتتاح فاز اول شبکه ملی اطلاعات کشور؛ بشخصه تعریف خاصی از این موجود! تازه افتتاح‌شده نمی‌دانستم، سرچ کردم و درباره‌ی کارکردهایش چنین مطلبی را پیدا کردم: خدمات دولت الکترونیک و سایر خدمات دیجیتال، خدمات ویدئویی داخلی در کشور، دسترسی به اینترنت، انواع خدمات نوین از قبیل پرداخت موبایل.

    از همان اولین خبری که درباره افتتاح این پروژه در خبرگزاری‌ها پخش شد، در توئیتر و بعضی از گروه‌های تلگرامی شروع به مسخره کردن این طرح و بحث و نظر و فحش! درباره‌ی ملی شدن اینترنت! و محدود شدن کاربران و جاسوسی و اطلاع پیدا کردن از همه‌ی فعالیت‌ها و … شروع شد. اکثر نظرات حول این محور بود که از این به بعد همه فعالیت‌هامون تحت کنترل قرار میگیرد و دسترسی‌ها به سایت‌های خارجی کم می‌شود! در توئیتر این موج‌سواری‌ها و اظهار فضل کردن‌ها بیشتر از شبکه‌های دیگر بود. برایم سوال بود یعنی همه کاربرانی که در حال توئیت هستند از محتوای این طرح خبر دارند و فقط من هستم که دقیق نمی‌دانم چیست و باید توئیت‌هایی که میشود را تعریفی از این طرح برداشت کنم؟ به نظرم رسید یک نظرسنجی راه بیندازم. سوالی پرسیدم در توئیتر که اطلاعات شما درباره شبکه ملی اطلاعات چه میزان است؛ نتیجه نظر نود و هشت نفری که جواب دادند، جالب بود؛ شصت درصد اصلا هیچ اطلاعی درباره این موضوع نداشتند! و بیست و هفت درصد اطلاع کمی درباره‌اش داشتند!

    vaadi.ir

    برایم جالب بود که درباره موضوعی که اکثرا درباره‌اش اطلاع کافی نداریم، نظر میدهیم و اعتراض میکنیم! و البته این مساله محدود به توئیتر و این موضوع و حتی فضای مجازی نمی‌شود! عادت کردیم درباره همه چیز و هر مساله‌ای نظر بدیم، چه از آن مساله اطلاع کامل داشته باشیم چه فقط در حد یک تیتر ازش مطلع باشیم.


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۹:۱۷ ق.ظ روز ۱۶ شهریور ۱۳۹۵ | دیدگاه (۳)

    واقعیت مجازیِ الکی

    پردیس سینمایی که نزدیک خونمون هست، چند وقته عینک واقعیت مجازی آورده؛ هربار که از کنارش رد میشدم و آدم‌هایی که عینک رو زدن و تعادل خودشون رو از فیلمی که داشتن میدیدن از دست داده بودن و یک نفر از پشت گرفته بودشون که زمین نیفتن رو میدیدم، دوست داشتم منم امتحان کنم ولی بخاطر شلوغی محیط و آدم‌هایی که وایمیستادن و فرد عینک زده رو نگاه می‌کردن، از خواسته‌ام میگذشتم؛ تا چندوقت پیش که رفته بودیم پارک ارم و قسمتی که این عینک رو داشت خلوت خلوت بود و غیر از ما کسی دیگه‌ای نبود. شش هزار تومن ناقابل دادیم و با کلی ذوق که بالاخره تونستم این عینک رو تجربه کنم، روی سطح لغزنده ایستادم. احمد هم پشت سرم ایستاد که مواظب باشه نیفتم. فیلم یه ترن هوایی بود و مثل این بود که من سوار آن ترن بودم و اطرافش دیده میشد و ترن بالا و پایین میرفت. همین! یعنی دریغ از یک کم ترس و تکون که من بخورم 😐 وقتی تموم شد به آقای مسئول گفتم برای همه این فیلم رو میذارید؟ اینکه اصلا ترس نداشت! گفت اره و رو به احمد گفت ترسیده بود، به روش نیاورد! گفتم نه واقعا، آخه چی بود ترن هوایی بود دیگه. احمد گفت همه میترسن و تعادل‌شون رو از دست میدن؟ آقای مسئول گفت بیست درصد هستن تقریبا که نمیترسن!
    حقیقتش ناراحت شدم خیلی! با تصور و توقع یک هیجان جالب و یک تجربه جدید عینک رو زدم ولی انتظارم اصلا برآورده نشد! از طرفی به حرف مسئولش فکر میکردم که یعنی من جزو بیست درصدی هستم که نمیترسم؟ واقعا نمیترسم؟ این خوبه؟ بده؟ نمیدونم! حیف شش تومنی که براش دادیم 🙂

    این مطلب رو فقط در قسمت روزنوشت وادی منتشر میکنم، برای ثبت و خاطره ماندن، و در هیچ شبکه اجتماعی بازنشر نمیکنم. ممنون میشم کسائیکه به وبلاگ سر میزنن یا از طریق فیدخوان این مطلب رو میخونن، جایی بازنشرش نکنن.


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۵:۰۵ ق.ظ روز ۱۰ شهریور ۱۳۹۵ | دیدگاه (۶)