می‌خوانمت

وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ

و پروردگارتان گفت: مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم، آنان که از عبادت من تکبّر ورزند، به زودی خوار و رسوا به دوزخ درآیند.

سوره مبارکه غافر آیه ۶۰ (بیشتر…)

زیارتنامه برای زائر کوچولو

وقتی به مشهد یا هر مکان زیارتی دیگری می‌روید، فرزندان کوچک شما چه می‌کنند؟ درباره چگونگی و آداب زیارت با کودکان خردسالتان صحبت کرده‌اید؟ تابحال شده فرزندتان درباره اعمالی که در حرم‌ها انجام می‌دهید، مثل اذن دخول، مرتب ایستادن هنگام سلام دادن، زیارتنامه خواندن و … از شما سوال کند؟ اصلا تابحال به ذهنتان رسیده بچه‌ها چگونه باید زیارت کنند و اصلا چرا یک زیارتنامه مخصوص کوکان نداریم؟

کتاب «زیارتنامه برای زائر کوچولو» دقیقا همان است که در عنوانش آمده است؛ یک زیارتنامه جمع و جور و کودکانه. از آداب و مستحبات ورود به حرم، مثل قدم برداشتن آرام، در کتاب گفته شده تا نحوه سلام دادن و زیارت امام معصوم و وداع با ایشان؛ همگی با زبان کودکانه و مهربان.

زائر کوچولو با پدر و مادر و خواهرش به زیارت رفته‌اند. ورودی حرم از پدرش دست روی سینه گذاشتن و کمی خم کردن سر و سلام دادن را یاد میگیرد؛ کنار مادر و خواهرش که زیارت جامعه می‌خواندند می‌نشیند و با زبان کودکانه با امام صحبت می‌کند و سلام می‌دهد و صدای امام را می‌شنود که می‌گویند: بیا پیش خودم دوست کوچولوی من؛ میهمان از دوردست آمده. خوش آمدی زائر کوچولوی من.

زیارتنامه برای زائر کوچولو، همانطور که نویسنده در انتهای کتاب بیان کرده، یک زیارت‌نامه کوتاه و کودکانه است که می‌تواند در تقویت هویت مذهبی و دینی کودک، کمک‌کننده باشد. یادمان باشد قطعا سلام و زیارت کودکان معصوم، جواب داده خواهد شد.

کتاب در عین اینکه زیارتنامه مانندی برای بچه‌هاست، تصاویری را روایت می‌کند که بیشتر مورد توجه بچه‌هاست؛ بازی کردن با مُهرهای حرم، مهربانی خدام با بچه‌ها، فواره و حوض آب در حرم. صحنه‌هایی نیز یا در متن یا در تصاویر توصیف می‌شود که توجه کودک را در زیارت‌هایش بعد از خواندن کتاب به خود جلب می‌کند. مثل جارو زدن خدام، صدای نقاره خانه، پرهای مخصوص خدام.

تصویرسازی‌های کتاب یکی از نکات مثبت آن است. تصاویری خیال‌انگیز و مهربان که مفاهیم و جملات آمده در متن کتاب را، کودکانه‌ و صمیمی‌تر می‌کند و به متن کمک می‌کنند مفهومش را راحت‌تر منتقل کند.

پیشنهاد ما این است این کتاب را در راه رفتن به حرم ائمه یا امامزادگان و اماکن مقدس برای کودک‌تان بخوانید تا حس و حال کتاب برایش تداعی شود. در حرم‌ که هستید نکات کتاب را با کودک مرور کنید. جزئیات کتاب (مانند نقاره‌خانه، جارو و پر خدام، حوض آب، پرنده‌ها) را به یاد کودک بیاورید و از او بخواهید آنها را در حرم پیدا کند.

این مطلب در تاریخ ۱۵ مرداد ۹۶ در روزنامه همشهری به چاپ رسیده است.

نویسنده: مجتبی آموزگار
تصویرگر: لیدا طاهری
انتشارات: هنرکده کتاب زیتون
قیمت:  ۶۵۰۰تومان

روضه عشاق

اگر کوهم! خراب از قصه فرهاد خواهم شد
کنار نام اهل عشق، من هم یاد خواهم شد

دلیل از من مخواه، از سرنوشت پیله ها پیداست
که از زندان دنیا عاقبت آزاد خواهم شد

تمام عمر کوهم خواندی و آتشفشان بودم
سکوتم گرچه سر تا پا، شبی فریاد خواهم شد

مسیحای تو بر من گرچه دیگر جان نمی بخشند
اگر یکدم بیاید بر مزارم شاد خواهم شد

به خاک افکندی ام در خون و قول سوختن دادی
چه بهتر! بعد از این خاکستری در باد خواهم شد

 

فاضل نظری

تحلیف چیه؟

نشسته‌ایم کنار زمین و مربی برایمان نحوه شیرجه‌زدن برای گرفتن توپ‌های کوتاه را توضیح می‌دهد. دقیق شده‌ایم روی حرکات دست و زانو و ولو شدن! مربی روی زمین که مسئول حضور غیاب می‌آید کنار زمین و از مربی اجازه می‌گیرد و می‌گوید: «شنبه باشگاه تعطیل‌ه، به دوستاتون هم که امروز نیومدن خبر بدید. کسی پانشه شنبه بیاد» جمله‌اش تمام نشده که یکی می‌پرسد «چرا، مگه چی شده؟» و هم‌زمان چند نفر دیگر جواب می‌دهند که «تحلیف رئیس جهوره» وسط حرف‌ها و اظهارنظرها، می‌شنوم که یکی از بچه‌ها به دوستش می‌گوید: تحلیف چیه دیگه؟ نگاهش میکنم. سنش قطعا از هجده سال بیشتر است و احتمالا امسال رای داده است. دوستش هم که هم‌سن و سال خودش است، جواب درست و دقیقی ندارد که بدهد. خوب است کسی نگفت فردا هم “تنفیذ” است، تا واژگان بدون معنای دختران بیشتر شود. نسل چهارمی که اکثرا دوست دارند سهم‌شان از سیاست همان انتخابات و صندوق رای باشد و بس.

مسئول ثبت‌نام رفته و مربی دو به دو به خطمان می‌کند تا شیرجه برویم و تمرین ضربه به توپ در ارتفاع پایین کنیم؛ دیگر هیچ سوالی از معنای کلمات نیست!

همیشه خودمان باید بخواهیم!

نباید تصور کرد که با پیشرفت مدنیت، مقام زن هم بتدریج بالا رفته است؛ حقیقت امر این است که (در طول تاریخ) زیادتر بودن حس همکاری زن، در تغییر وضع اجتماعی او بیشتر موثر بوده تا تربیت فرهنگی مردان!

تاریخ تمدن، جلد اول

ویل دورانت

صفحه ۴۲

فسنجون

من از جمله افرادی بودم که از فسنجون خوششون نمی‌اومد؛ دهن نمیزدم بهش و به نظرم یه غذای بدمزه و زشت می اومد😅
ولی چند سالیه که ازش خوشم اومده و میخورم و حتی دو سه بار هم درستش کردم و کم کم دارم عاشقش میشم😉
گردو سابیده شده رو با یک مقدار آب سرد تو قابلمه میریزم و وقتی آب جوش اومد زیرش رو کم میکنم و میذارم دو ساعت با شعله کم حرارت ببینه. آبش که کم شد، دوباره نیم استکان آب سرد میریزم روش.
🌸 آب سرد باعث میشه گردو زودتر روغن پس بده🌸
مرغ رو هم با پیاز و یک کم نمک و زردچوبه و یک کوچولو دارچین، تو قابلمه جداگانه، میذارم بپزه.
بعد دوساعت که گردو حسابی پخت و روغن داد، رب انار میریزم و یک کم شکر. بسته به میزانی که بخوام شیرین یا ملس یا ترش بشه، هم میزنم و میزان رب و شکر رو تنظیم میکنم. یک کم که باهم جوش خوردن، مرغ ها رو بهشون اضافه میکنم. چند تا آلو خورشتی هم برای کم کردن گرمی گردو داخل خورش میندازم. حدود نیم ساعت صبر میکنم تا مرغ ها خوب با مخلوط گردو و رب انار بپزن و بعد سرو میکنم😀

نمیدونم چرا فسنجون غذای سختیه تو ذهنمون، در صورتیکه خیلی آسونه فقط زمان بره پختش

  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • خرداد ۱۳۹۶
  • اردیبهشت ۱۳۹۶
  • فروردین ۱۳۹۶
  • اسفند ۱۳۹۵
  • بهمن ۱۳۹۵
  • دی ۱۳۹۵
  • آذر ۱۳۹۵
  • آبان ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • شهریور ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • خرداد ۱۳۹۴
  • اردیبهشت ۱۳۹۴
  • فروردین ۱۳۹۴
  • اسفند ۱۳۹۳
  • بهمن ۱۳۹۳
  • دی ۱۳۹۳
  • آذر ۱۳۹۳
  • آبان ۱۳۹۳
  • مهر ۱۳۹۳
  • شهریور ۱۳۹۳
  • مرداد ۱۳۹۳
  • تیر ۱۳۹۳
  • خرداد ۱۳۹۳
  • اردیبهشت ۱۳۹۳
  • فروردین ۱۳۹۳
  • اسفند ۱۳۹۲
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آذر ۱۳۹۱
  • آبان ۱۳۹۱
  • مهر ۱۳۹۱
  • شهریور ۱۳۹۱
  • مرداد ۱۳۹۱
  • تیر ۱۳۹۱
  • خرداد ۱۳۹۱
  • اردیبهشت ۱۳۹۱
  • فروردین ۱۳۹۱
  • اسفند ۱۳۹۰
  • بهمن ۱۳۹۰
  • دی ۱۳۹۰
  • آذر ۱۳۹۰
  • آبان ۱۳۹۰
  • مهر ۱۳۹۰
  • شهریور ۱۳۹۰
  • مرداد ۱۳۹۰
  • تیر ۱۳۹۰
  • خرداد ۱۳۹۰
  • اردیبهشت ۱۳۹۰
  • فروردین ۱۳۹۰
  • اسفند ۱۳۸۹
  • بهمن ۱۳۸۹
  • دی ۱۳۸۹
  • آذر ۱۳۸۹
  • آبان ۱۳۸۹
  • مهر ۱۳۸۹
  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • خرداد ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • اسفند ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • فروردین ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۵
  • خرداد ۱۳۸۵
  • اردیبهشت ۱۳۸۵
  • فروردین ۱۳۸۵
  • اسفند ۱۳۸۴
  • بهمن ۱۳۸۴
  • دی ۱۳۸۴
  • آذر ۱۳۸۴
  • شهریور ۱۳۸۴
  • مرغ مرینیت یونانی

    ۱فنجان ماست ساده
    ۲ قاشق غذاخوری روغن زیتون
    ۴حبه سیر، له شده
    نیم قاشق غذاخوری آویشن
    ۱ عدد لیموی متوسط
    نیم قاشق چایخوری نمک
    فلفل سیاه تازه
    چند شاخه جعفری تازه
    چند تکه مرغ
    ماست، روغن زیتون، سیر له شده، آویشن، نمک و فلفل سیاه را در کاسه ای مخلوط کنید. آب لیمو را نیز بگیرید + جعفری خرد شده به مواد اضافه کنید و خوب مخلوط کنید.
    تکه های مرغ و سس را داخل یک کیسه بریزید، هوای کیسه را در حد امکان بگیرید و گره زنید.
    مواد و مرغ را با هم مخلوط کنید تا مرغ ها به خوبی به مواد آغشته شوند. بگذارید نیم ساعت در یخچال بماند.
    نیم ساعت بعد، مرغ ها را کباب کنید یا در فر و در دمای صدوهشتاد درجه بپزید تا طلایی شوند.
    تجربه برای دفعه بعد: نمک نریزم، سس ش را نذارم خیلی سفت بشه

    vaadi.ir


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۵:۳۸ ب.ظ روز ۲۴ دی ۱۳۹۴ | دیدگاه (۰)

    پاشو نماز صبح‌ه

    این آهنگی‌ه که روی گوشیم گذاشتم تا صبح‌ها سه ربع قبل از قضا شدن نماز، زنگ بزنه و اگه با صدای اذان موبایل آقای همسر بیدار نشده باشیم، بیدارمون کنه.

    تو اون حال سبک و بی‌وزنی بین الطلوعین، آدم دوست داره از جاش بلند نشه و تو سکوت و تاریکی اون موقع، تا آخرش گوش بده.

    Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۲:۵۳ ق.ظ روز ۲۰ دی ۱۳۹۴ | دیدگاه (۴)

    حقیقت چیست؟
    قطعا بارها اتفاق افتاده که مطلب یا نقل قولی برایتان در شبکه‌های اجتماعی ارسال شده و بعد از مدتی خلاف آن یا تکذیبیه‌اش را شنیده‌اید.

    یا عکسی را در گروه‌ها دیده‌اید و بعدا متوجه شده‌اید که آن عکس واقعی نیست و مثلا فتوشاپ بوده است. از این دست موارد در دنیای مجازی کم نیست و هر روز ممکن است چندین مورد برایتان ارسال شود و شما باور کنید و هیچ‌وقت هم متوجه غیرواقعی بودن آنها نشوید. اگر برایتان مهم است که فقط مطالب و تصاویر حقیقی را بپذیرید و با اخبار و تصاویر دروغ، فریب نخورید با این مطلب همراه شوید تا برخی از راه‌های رسیدن به حقیقت هر پیامی را برای شما بگوییم.

    • یک لحظه تأمل
      قبلا باوری داشتیم که همه‌‌چیز حقیقت دارد و درست است مگر اینکه خلافش ثابت شود ولی در دنیای مجازی باید این باور را برعکس کنید و مدام به‌خودتان یادآور شوید که از کجا معلوم که درست باشد؟! همه‌‌چیز غیرواقعی است مگر اینکه خلافش ثابت شود. درست مانند اسم این فضا که برخلاف دنیای حقیقی است. اگر این باور را داشته باشید، در نگاه اول، هر عکس و نوشته‌ای را واقعی نمی‌دانید و این پیش‌فرض را دارید که ممکن است دروغ و غیرواقعی باشد. آن‌وقت در ارسالش برای دیگران هم کمی صبر می‌کنید. قطعا شما دوست ندارید جزو کسانی باشید که یک خبر یا عکس دروغی را بین بقیه پخش می‌کنند. این رفتار که نخستین نفری باشید که مطالب و عکس‌ها را در گروه‌ها کپی می‌کنید هیچ ارزشی ندارد.
    • کنجکاو باشید
      خیلی خوب است که جزو آن دسته از مردم باشید که دوست دارند حقیقت را کشف کنند و نسبت به واقعی بودن یا نبودن مطالب، حساس باشید. منظورمان این است که بعد از برداشتن قدم اول، بی تفاوت نباشید! درست است که به راحتی مطلب رسیده برایتان را باور نکرده‌اید، ولی دنبال واقعی بودن یا نبودنش هم باشید. تصور کنید در برابر مطالب فقط باورشان نکنید، بعد از یک مدت دیگر هیچ مطلب جدیدی از فضای مجازی که هستید یاد نگرفته اید و عملا حضورتان بی‌نتیجه است. پس به دنبال کشف حقیقت باشد.

    15-12-29-17119goshi-451

    فیلم ها

    در مواقعی که حوادث خاصی در کشور یا جهان اتفاق می‌افتد، در شبکه‌های اجتماعی ویدئوهایی پخش می‌شود و ادعا می‌کنند مربوط به آن حادثه هستند. دراین باره نخستین اقدامتان این باشد که به عناصر موجود در آن فیلم بیشتر توجه کنید و با زمان و مکان وقوع حادثه و عکس‌ها و فیلم‌هایی که از خبرگزاری‌ها به‌صورت رسمی پخش شده، مقایسه کنید و ببینید فضا و اتفاقات تا حدودی یکسان با آنهاست یا خیر.

    سعی کنید احساس‌تان را در این مواقع خیلی وارد نکنید و با عقل و فکرتان فیلمی که برایتان رسیده را نگاه کنید. از طریق جست‌وجو در خبرگزاری‌ها نیز ممکن است به نتیجه برسید، خیلی از خبرگزاری‌ها، ویدئوهایی از جریانات اتفاق افتاده را در سایت‌هایشان قرار می‌دهند. یک راه دیگر نیز‌ جست‌و‌جوکردن موضوع آن فیلم در قسمت ویدئوهای‌جست‌وجوگرهاست (تصویر زیر). با این جست‌وجو می‌توانید فیلم و ویدئوهای مختلفی که درباره آن موضوع در خبرگزاری‌ها منتشر شده است را پیدا کنید.

    متن‌ها

    اگر مطلبی که برایتان ارسال شده، متن یا به‌اصطلاح «تکست» است، راحت‌ترین و بهترین راه جست‌و‌جو در اینترنت است. صفحه مرورگر موبایل یا تبلت‌تان را باز کنید. یک راه این است که وارد سایت‌ها و موتورهای جست‌وجو مثل یاهو، گوگل یا بینگ بشوید و یک جمله از متن را جست‌و‌جو کنید و ببینید این مطلب اصلا در سایت‌های معتبر عنوان شده است یا خیر. اگر در هیچ سایت دیگری مانند آن مطلب را نیافتید، مطمئن باشید کاربران شبکه اجتماعی آن را نوشته و ساخته‌اند و در این فضا پخش کرده‌اند.

    ولی اگر در جست‌وجوی‌تان، آن متن را در سایت‌ها دیدید باید توجه کنید که چه سایتی آن را منتشر کرده است. اگر متن مورد نظر شما خبر بود، فقط درصورتی که در خبرگزاری‌های معتبر کشور، کار شده بود، آن را بپذیرید. بهتر است به سایت‌های خبری غیرمعتبر نیز اعتماد نکنید. وبلاگ‌ها و سایت‌های شخصی نیز اصلا منبع درستی برای صحت و سقم یک خبر نیستند. اگر خبر را در خبرگزاری‌ها پیدا کردید، خیالتان راحت نشود، هنوز یک مرحله باقی مانده است!

    به تاریخ ارسال خبر نگاه کنید! گاهی خبرهایی در شبکه‌ها ارسال می‌شوند که با وجود اینکه واقعی و درست هستند، ربطی به زمان حال ندارند و برای ماه‌ها یا سال‌های قبل بوده‌اند. راه دوم هم این است که مستقیم به‌خود سایت خبرگزار‌ی‌ها بروید و در قسمت جست‌وجوی آنها، موضوع یا قسمتی از متنی که برایتان ارسال شده را جست‌و‌جو کنید.

    این راه را بیشتر زمانی توصیه می‌کنیم که خبرتان موضوع بسیار مهمی دارد. در این مواقع به‌غیر از خبرگزاری‌های رسمی کشور، می‌توانید به سایت‌های معتبر در آن موضوع هم مراجعه کنید؛ مثلا اگر خبر فوت یک هنرمند برایتان ارسال شده، علاوه بر جست‌و‌جو در خبرگزاری‌ها، می‌توانید به سایت صداوسیما یا سایت سازمان سینمایی وزارت ارشاد مراجعه و صحت و سقم آن خبر را در این سایت‌ها پیگیری کنید. بعضی از متن‌های خبری نیز ادعا می‌کنند ترجمه از خبرگزاری‌های خارجی هستند. اگر خودتان به زبان انگلیسی مسلط هستید، کلیدواژه‌هایی از خبر را جست‌و‌جو کنید و ببینید درباره آن کلیدواژه‌ها خبری وجود دارد یا نه. اگر هم زبان انگلیسی‌تان ضعیف است، می‌توانید از دوست یا آشنایی که می‌تواند در این زمینه کمکتان کند، یاری بگیرید.

    عکس‌ها

    اگر تصویری برایتان ارسال شده، در قدم اول به‌خود عکس دقت کنید. در بعضی از عکس‌هایی که با فتوشاپ درست شده‌اند با کمی دقت در رنگ‌ها یا عناصر موجود در عکس، مشخص می‌شود که تصاویر دستکاری شده و غیرواقعی هستند؛ مثلا در بعضی از تصویرها متنی را روی یک بنر در سطح شهر می‌بینیم که خیلی اوقات متن نوشته مفهوم خوبی ندارد. فقط کافی است کمی روی عکس زوم کنید و بیشتر به آن دقت کنید. احتمالا خیلی زود متوجه زاویه بنر و متن می‌شوید که با فتوشاپ روی هم قرار گرفته‌اند.

    یک راه دیگر، سرچ کردن خود تصویر است. موتور جستجو گوگل این امکان را برای سرچ تصاویر ممکن ساخته است. به صفحه تصاویر گوگل بروید google.com/imghp بروید. در کنار کادر جستجو علامتی به شکل دوربین وجود دارد (تصویر یک) روی آن کلیک کنید. اگر آدرس عکس مورد نظرتان را دارید، آن را در کادر پیس کنید (تصویر دو) ولی اگر فقط خود عکس را دارید، گزینه دوم را بزنید و طبق تصویر شماره سه، عکسی که در کامپیوترتان سیو شده را انتخاب و آپلود کنید.

    گوگل شروع به جستجو آن عکس در سایتها میکند و سایتهای مختلفی که آن تصویر را کار کرده‌اند برایتان می‌آورد و میتوانید با کمی حوصله به اصل خبر درباره آن تصویر برسید. گاهی نیز عکس واقعی است اما توضیح همراه عکس هیچ ربطی به واقعیت ندارد. مثلا تصاویری از خانه‌ای مجلل در شبکه‌ها پخش شده بود با عنوان خانه‌ی متهم اقتصادی، با سرچ آن تصاویر در گوگل به سایتهای خارجی رسیدیم و مشخص شد آن تصاویر از خانه‌های مختلف است و نمونه‌کارهای یک شرکت عمرانی است. حتی برخی از آن تصاویر سال نود و یک منتشر شده است یعنی قبل از مطرح شدن آن متهمی که تصاویر به اسم خانه او منتشر شده است.

    vaadi.ir

    این متن برای روزنامه همشهری نوشته شده است


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۲:۲۶ ب.ظ روز ۱۹ دی ۱۳۹۴ | دیدگاه (۰)

    و من عینکی شدم

    اولین‌بار که فهمیدم مشکلی وجود دارد، شاید یکسال پیش بود! با خواهرم به سینما رفته بودیم؛ یادم است فیلم تنهای تنهای تنها بود. وقتی “الگا”، زن روس داستان داشت به روسی صحبت می‌کرد و ترجمه حرف‌هایش به فارسی نوشته میشد و من نمی‌توانستم آنها را به خوبی بخوانم. حروف با رنگ سفید و حاشیه مشکی تایپ شده بود و وقتی رنگ‌های صحنه روشن بودند، خواندنشان امکان‌پذیر نبود!

    آرام به خواهرم گفتم «چرا با این رنگ زیرنویس رو نوشتن، اصلا نمیشه خوند!» و وقتی صدای آهسته خواهرم را شنیدم که گفت «مشکلش چیه؟ قابل خوندنه که!» فهمیدم مشکل از رنگ سفید کلمات نیست، مشکل از چشم‌های من است؛
    گذشت و جدی نگرفتم حروف ناخوانای سفید را

    رفته بودیم مسافرت؛ با ماشین. تابلوهای کنار جاده را میدیدم ولی عددهایی که خبر از مسافت مانده‌مان تا مقصد را میدادند را نه! فکر می‌کردم فاصله‌مان تا تابلو خیلی زیاد است که نمی‌توانم بخوانمشان، ولی وقتی همسر گفت «هشتاد کیلومتر مونده هنوز» دوباره به تابلویی که کامل نزدیکمان شده بود نگاه کردم و تازه توانستم عدد را بخوانم؛ تا وقتی به تابلو بعد برسیم فکرم مشغول بود و وقتی دوباره فقط موقع نزدیک شدن به تابلو توانستم عددها را بخوانم، یاد سینما و جملات زیرنویس افتادم و فهمیدم خبرهایی در چشم و قرنیه‌ام رخ داده.

    یادم نمی‌رود تلاشم را برای دیدن سمتِ علامت‌هایی که دکتر بر روی پرده می‌انداخت، انگار نمی‌خواستم باور کنم چشمم ضعیف شده، چیزی تغییر کرده و چشمهایم دیگر مثل قبل نیست. چشم‌هایی که شاید، خودم به این حال در آوردمشان! دلم برایش تنگ شد! برای چشم‌هایی که نزدیک سه دهه همه چیز را نشانم داده بود؛ وقتی دکتر برای عینک گرفتن نسخه نوشت تازه باور کردم چیزی در چشمانم را از دست داده‌ام که شاید هیچوقت دوباره بدستش نیاورم.

    عینک‌م

    عینک‌م

    پ ن: یکبار فاطمه خیلی جدی گفت از دستت ناراحت و عصبانی‌ام. علت را که پرسیدم، گفت چون از چشم‌هایت خوب مراقبت نکردی!


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۹:۲۹ ق.ظ روز ۱۵ دی ۱۳۹۴ | دیدگاه (۹)

    سلام بر بهار

     پاییز را دوست ندارم. پاییز برایم نماد خزان و از بین رفتن زندگی و طبیعت است، چطور می‌شود دوستش داشت؟ مثلا مگر می‌شود مرگ‌ی که حیات را از بین میبرد و زندگی را تارومار میکند، دوست داشت؟ مگر وقتی به زندگی دوباره بعدش فکر کنیم؛ یعنی همان بهار و طراوت و دوباره از سر گرفتن زندگی. وگرنه پاییز سردِ خزان‌زده‌ی بی‌روح، که خیلی از آدم‌ها بخاطر هوایش کسل هستند و بی‌حوصله، پاییزی که خورشیدش هم حتی حوصله تابیدن و زندگی ندارد، به تنهایی، دوست داشتنی است؟

    من پاییز را، زرد و نارنجی و قرمز شدن برگ‌ها را، ریختن‌شان را، صبح‌های ابری بی‌رمقش را دوست ندارم مگر وقتی فکر می‌کنم بعد این پاییز بهاریست.

    امروز اول زمستان بود؛ بخاطر نزدیک شدن زمین به بهار، صبح امروز را جشن گرفتم با یک صبحانه خوب. از امروز  روزهای تقویم را یک به یک خط میزنم تا رسیدن به بهار؛ تا سلامی دوباره به حیات و زندگی

    vaadi.ir


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۶:۱۵ ق.ظ روز ۰۱ دی ۱۳۹۴ | دیدگاه (۱۱)