ای اولین و آخرین امید
إِنْ یَنْصُرْکُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَکُمْ وَإِنْ یَخْذُلْکُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِی یَنْصُرُکُمْ مِنْ بَعْدِهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ
اگر خدا شما را یارى کند هیچ کس بر شما غالب نخواهد شد
و اگر دست از یارى شما بردارد، چه کسى بعد از او شما را یارى خواهد کرد؟
مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند
سوره مبارکه آل عمران، آیه ۱۶۰
🤔 برای کودکان و نوجوانان چه کتاب‌هایی بخریم؟

📚 این روزها که نمایشگاه کتاب شلوغ‌تر شده و بازار خریدن کتاب داغ است بد نیست با خودمان معیارهای خرید کتاب خوب برای کودکان و نوجوانان را مرور کنیم چون بین انبوه کتاب‌هایی که منتشر می‌شود انتخاب کتاب خوب و مفید، کار چندان آسانی نیست. حالا اگر بخواهیم برای کودک و نوجوان کتابی انتخاب کنیم، کار سخت‌تر هم می‌شود. چون این کتاب‌ها هستند که بخش عمده‌ای از فکر و نگرش کودک به جهان و دیگران را شکل می‌دهند. پس باید در انتخاب کتاب برای این قشر دقت کنیم.

✅ موضوعی انتخاب کنید
اکثر بچه‌ها ممکن است مشکلات یا رفتارهایی داشته باشند که والدین را ناراضی می‌کند. خواندن کتاب‌هایی در همان موضوع، به رفع و حل آن مشکل کمک می‌کند. موضوعاتی مثل لجبازی، ترس زیاد، کم‌رویی، جیغ زدن موضوعاتی هستند که درباره‌شان کتاب‌هایی برای کودکان نوشته شده است. کودکان با شخصیت‌های کتاب‌ها ارتباط می‌گیرند و سعی می‌کنند مانند آنها عمل کنند. شناسایی این نوع کتاب‌ها و خواندن چندباره‌شان برای کودک، کمک زیادی در رفع مشکل کودک شما می‌کند.

🧠 رنگ و متن هردو باهم
کودکان زیر هفت سال، توجه زیادی به نقاشی‌ها و رنگ‌هایی که در تصاویر استفاده شده می‌کنند. پس یادتان باشد کتابهایی که انتخاب می‌کنید تصاویر کودکانه و شادی داشته باشند وگرنه کودک شما تمایلی به شنیدن داستان آن کتاب نشان نمی‌دهد، حتی اگر داستان جذابی داشته باشد. کتاب خوب برای خردسالان هم متن و داستان خوبی باید داشته باشد، هم تصاویر شاد.

🌸 تک‌بعدی نباشید
برخی والدین، فقط کتاب‌های علمی و آموزشی برای فرزندان‌شان می‌خرند و معتقدند کودک باید از لحاظ دانش‌های علمی قوی شود. یا برخی فقط کتب تخیلی یا داستانی تهیه می‌کنند. بهتر است بگذارید فرزندتان کتاب‌های خوب در موضوعات مختلف را بخواند و خودش موضوعات مورد علاقه‌اش را پیدا کند.

👶 توجه به علاقه‌های نوجوانان
قرار نیست هر کتابی که بچه‌ی همسایه آن را دوست دارد، نوجوان شما هم به آن علاقه داشته باشد. پس حتما موضوعات مورد علاقه فرزندتان را از او بپرسید و بر آن اساس، برایش کتاب بخرید. قطعا کتابی که در موضوعات مورد علاقه نوجوان‌تان نیست، رغبتی برای کتابخوانی در او ایجاد نمی‌کند.

👥 راهنمایی بگیرید
برای خریدن کتاب خوب، یا باید به قلمِ نویسنده اعتماد داشته باشیم و کتاب‌های دیگرش را خوانده باشیم، یا اعتماد به انتشاراتی کنیم که می‌دانیم کتاب‌های بی‌فایده و هرز چاپ نمیکند. یا از دوستان و کسانی‌که زیاد کتاب می‌خوانند مشورت بگیریم. البته یادتان نرود از هرکسی هم نمی‌توان مشورت گرفت سعی کنید از کسانیکه می‌شناسید و به آنها اطمینان دارید، درباره کتاب‌ها بپرسید.

🧕 اول خودتان بخوانید
گاهی بر اساس متن خلاصه شده‌ی پشت کتاب یا تعریف فروشنده از کتابی، آن را می‌خریم. حتما در این طور موارد ابتدا خودتان آن کتاب را بخوانید و از محتوا و جزئیات کتاب مطلع شوید. یادتان باشد همان‌قدر که مراقب خوردنی‌هایی که به بچه‌تان می‌دهید هستید تا مریض نشود، باید مراقب کتاب‌هایی که برای آن‌ها می‌خرید نیز باشد زیرا این کتاب‌ها خوراک ذهن و فکر فرزندان شما هستند.

این مطلب را برای خامنه‌ای‌ریحانه نوشته‌ام.
لینک مطلب در اینستاگرام

بینِ دستانی که نیست

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست
می‌رسم با تو به خانه، از خیابانی که نیست

می‌نشینی رو به رویم خستگی در میکنی
چای می‌ریزم برایت، توی فنجانی که نیست

باز میخندی و میپرسی که حالت بهتر است؟
باز میخندم که خیلی! گرچه میدانی که نیست

شعر میخوانم برایت واژه‌ها گل می‌کنند
یاس و مریم می‌گذارم توی گلدانی که نیست

چشم می‌دوزم به چشمت، می‌شود آیا کمی
دست‌هایم را بگیری، بین دستانی که نیست؟

وقت رفتن می‌شود با بغض می‌گویم نرو
پشت پایت اشک می‌ریزم در ایوانی که نیست

میروی و خانه لبریز از نبودت میشود
باز تنها میشوم با یاد مهمانی که نیست

رفته‌ای و بعد تو این کار هر روز من است
باور اینکه نباشی کار آسانی که نیست

بیتا امیری

انا لله و انا الیه راجعون

بین مطالب وبلاگ میگردم به دنبال اربعین‌نوشت‌های امسالم؛ امسالی که پیاده روی اربعینش برایم متفاوت از سالهای قبل بود. بجای حرکت سه یا چهار روزه در طول مسیر، چهار روز رفتیم در موکب شباب امیرالمومنین مستقر شدیم و سعی کردیم در کارهای موکب و پذیرایی از زوار کمک کنیم.

موکبی که هرسال وقتی به عمود ۱۰۴۱ میرسیدیم سراغ صاحبش، سیدهادی را میگرفتیم و بین زوار و خدام پیدایش میکردیم و صدایش میکردیم و چهره خندان و مهربانش بود که پذیرایمان بود.
امسال اما چهار روز در موکب بودیم؛ چهار روز آنجا زندگی کردیم و میگفتیم سالهای دیگر هم ان شالله همین برنامه را پیش میرویم و می آییم موکب و چند روز میمانیم و باقی راه تا کربلا را پیاده میرویم.

چه میدانستیم که اربعین سال بعد، سیدهادی نیست؛ چه میدانستیم سال بعد سیدهادی به اجداد طاهرینش پیوسته؛ چه میدانستیم دیگر نیست تا از سرد شدن آب وضوخانه زنانه تا ریزترین کارهای موکب را به خودش بگوییم و او بین انبوه کارهایی که آن روزهای شلوغ داشت، جوابمان را بدهد و غر نزند که خودتان حلش کنید.

نمیدانم اگر باز هم سفر اربعین قسمتمان شود، وقتی به عمود ۱۰۴۱ میرسیم، چه باید کنیم! کجا برویم؟ به که بگوییم از طویرج برایمان سفارش میوه دهد؟ کجا میوه های نذری را پخش کنیم؟ از چه کسی خداحافظی کنیم و بگوییم کربلا ان شالله میبینیمتان؟

ان شالله با اجداد طاهرینشان که عمرشان را در راه خدمت به آنها سپری کردند، محشور شوند و در روز حساب خوش روزی باشند، مثل مراسم تشییعشان که نصیب و قسمت هرکسی نمیشود؛ تشییع در قم و حرم حضرت معصومه، تشییع در بین الحرمین و حرم امام حسین علیه السلام و حضرت ابوالفضل، تشییع در نجف و حرم امام علی علیه السلام و در آخر آرمیدن در کنار امیرالمومنین … طوبی له

پ‍ن: سیدهادی شیرازی، یکی از مبارزین انتفاضه عراق علیه صدام بود و از راه اندازان پیاده روی نیشابور تا مشهد در زمان حکومت صدام و منع پیاده روی اربعین در عراق و از راه اندازان مجدد پیاده روی نجف به کربلا بعد از سقوط صدام

 

اگر توانستید نماز لیله الدفن بخوانید برای سیدهادی ابن سیدمحمدعلی

شاید زندگی همین باشد

پیغامگیر تلفن رو چک میکردم. رفت رو پیغام‌های چهار پنج سال پیش؛ چندتا پیغام با صدای مادرشوهرم بود. دلم گرفت. تو یکیش گفتن “فاطمه سادات، فاطمه ساداتِ عزیزم، زنگ زدم تولدتو تبریک بگم” … چقدر دلم براشون تنگ شد

چندتا از پیغام‌ها هم صدای مامانم بود؛ یکدفعه دلم لرزید. ترسیدم از اومدن روزی که دلم برای صدای مامانم تنگ بشه …

فسنجون

من از جمله افرادی بودم که از فسنجون خوششون نمی‌اومد؛ دهن نمیزدم بهش و به نظرم یه غذای بدمزه و زشت می اومد😅
ولی چند سالیه که ازش خوشم اومده و میخورم و حتی دو سه بار هم درستش کردم و کم کم دارم عاشقش میشم😉
گردو سابیده شده رو با یک مقدار آب سرد تو قابلمه میریزم و وقتی آب جوش اومد زیرش رو کم میکنم و میذارم دو ساعت با شعله کم حرارت ببینه. آبش که کم شد، دوباره نیم استکان آب سرد میریزم روش.
🌸 آب سرد باعث میشه گردو زودتر روغن پس بده🌸
مرغ رو هم با پیاز و یک کم نمک و زردچوبه و یک کوچولو دارچین، تو قابلمه جداگانه، میذارم بپزه.
بعد دوساعت که گردو حسابی پخت و روغن داد، رب انار میریزم و یک کم شکر. بسته به میزانی که بخوام شیرین یا ملس یا ترش بشه، هم میزنم و میزان رب و شکر رو تنظیم میکنم. یک کم که باهم جوش خوردن، مرغ ها رو بهشون اضافه میکنم. چند تا آلو خورشتی هم برای کم کردن گرمی گردو داخل خورش میندازم. حدود نیم ساعت صبر میکنم تا مرغ ها خوب با مخلوط گردو و رب انار بپزن و بعد سرو میکنم😀

نمیدونم چرا فسنجون غذای سختیه تو ذهنمون، در صورتیکه خیلی آسونه فقط زمان بره پختش

  • اردیبهشت ۱۳۹۷
  • فروردین ۱۳۹۷
  • اسفند ۱۳۹۶
  • بهمن ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۶
  • آذر ۱۳۹۶
  • آبان ۱۳۹۶
  • مهر ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • خرداد ۱۳۹۶
  • اردیبهشت ۱۳۹۶
  • فروردین ۱۳۹۶
  • اسفند ۱۳۹۵
  • بهمن ۱۳۹۵
  • دی ۱۳۹۵
  • آذر ۱۳۹۵
  • آبان ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • شهریور ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • خرداد ۱۳۹۴
  • اردیبهشت ۱۳۹۴
  • فروردین ۱۳۹۴
  • اسفند ۱۳۹۳
  • بهمن ۱۳۹۳
  • دی ۱۳۹۳
  • آذر ۱۳۹۳
  • آبان ۱۳۹۳
  • مهر ۱۳۹۳
  • شهریور ۱۳۹۳
  • مرداد ۱۳۹۳
  • تیر ۱۳۹۳
  • خرداد ۱۳۹۳
  • اردیبهشت ۱۳۹۳
  • فروردین ۱۳۹۳
  • اسفند ۱۳۹۲
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آذر ۱۳۹۱
  • آبان ۱۳۹۱
  • مهر ۱۳۹۱
  • شهریور ۱۳۹۱
  • مرداد ۱۳۹۱
  • تیر ۱۳۹۱
  • خرداد ۱۳۹۱
  • اردیبهشت ۱۳۹۱
  • فروردین ۱۳۹۱
  • اسفند ۱۳۹۰
  • بهمن ۱۳۹۰
  • دی ۱۳۹۰
  • آذر ۱۳۹۰
  • آبان ۱۳۹۰
  • مهر ۱۳۹۰
  • شهریور ۱۳۹۰
  • مرداد ۱۳۹۰
  • تیر ۱۳۹۰
  • خرداد ۱۳۹۰
  • اردیبهشت ۱۳۹۰
  • فروردین ۱۳۹۰
  • اسفند ۱۳۸۹
  • بهمن ۱۳۸۹
  • دی ۱۳۸۹
  • آذر ۱۳۸۹
  • آبان ۱۳۸۹
  • مهر ۱۳۸۹
  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • خرداد ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • اسفند ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • فروردین ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۵
  • خرداد ۱۳۸۵
  • اردیبهشت ۱۳۸۵
  • فروردین ۱۳۸۵
  • اسفند ۱۳۸۴
  • بهمن ۱۳۸۴
  • دی ۱۳۸۴
  • آذر ۱۳۸۴
  • شهریور ۱۳۸۴
  • هزار بادبادک تابانِ افغان

    خالد حسینی خرداد ماه کتاب جدیدی منتشر کرد با نامِ  And the Mountains Echoed که موضوع‌ش مانند دو کتاب قبلی حسینی، درباره‌ی افغانستان و زندگی آدم‌های آن است؛ چند مترجم و انتشارات در ایران نیز آن را ترجمه و منتشر کردند و با نام‌های “و کوهستان ها طنین انداز شدند”، ” و کوه طنین انداخت” منتشر شده‌است.

    هنوز موفق به خرید کتاب نشده ام و البته ترجیح می‌دهم چند ماه از انتشار آن بگذرد تا بهترین ترجمه مشخص شود و اشکالات اولیه، که قطعا بخاطر کورس گرفتن برای سریعتر منتشر کردن بین مترجم‌ها و ناشرها وجود دارد، گرفته شود و بعد کتاب را بخرم و بخوانم.

    هزار خورشید تابان(هزار خورشیدرو*) را چند سال قبل خواندم، جزئیات‌ش یادم نیست و در این حد بخاطر دارم که درباره‌ی زنان افغانستان بود و سرگذشت دخترانی به اسم مریم و لیلا و بیان سختی‌ها و زجرهایی که زنان افغانی در زمان حضور طالبان در کشورشان می‌کشند.

    کتاب من چاپ انتشارات مروارید است

    کتاب من چاپ انتشارات مروارید است

    ننه گفت: «این را بدان، همیشه آویزه‌ی گوشت باشد دخترم: انگشت اتهام مردها، درست مثل عقربه‌ی قطب‌نما که در همه حال رو به شمال می‌ایستد، همیشه رو به زن‌ها نشانه می‌رود. همیشه این یادت باشد مریم.»      صفحه یازده کتاب

    ولی بادبادک‌باز (کاغذپران‌باز**) را از نمایشگاه کتاب امسال خریدم و یک ماه پیش خواندم‌ و فیلم‌ش را دیدم؛ فیلم البته جزو آن‌دسته فیلم‌های اقتباسی از کتاب قرار می‌گرفت که اصلاً نتوانسته بود مانند کتاب‌ش موفق باشد و کسی را که کتاب را قبلاً خوانده، راضی کند از دیدنِ به تصویر کشیده شدنِ سطرهای خوانده شده.

    بادبادک‌باز داستان دوستی‌ها بود؛ دوستی‌ ناب و بی‌ریا و بی‌خواسته‌ی حسنِ هزاره‌ای در مقابل امیرِ امیرزاده. داستانِ انسان‌ها و رفتارهایشان. داستان هزاره‌ها و پشتون‌های افغانی؛ با قلم روان و ساده‌ی حسینی.

    خالد حسینی، یک افغانی‌الاصلِ ساکن آمریکاست که از سال ۱۹۷۶ (یعنی سه سال قبل از حمله روس‌ها به افغانستان) زادگاه‌ش را ترک کرده و در دوران حکومت طالبان در افغانستان ساکن این کشور نبوده ولی در کتاب‌هایش به خوبی توانسته ظلم و خشونت‌ی که طالبان به مردم روا می‌کردند را به تصویر بکشد و فقط کسائی که آن سالها در افغانستان حضور داشتند می‌توانند بگویند چه قدر از کتاب حقیقت بود و چقدر داستان‌سرائی.

    حسینی در هیچ‌کدام از کتاب‌هایش درباره‌ی ورود آمریکائی‌ها به افغانستان و جنایت‌هایی که آنان در کشورش به بهانه‌ی مقابله با تروریست کردند، ننوشته است و حتی تصویری که از کشور آمریکا برای خواننده بادبادک‌باز می‌سازد، یک ناجی و پناهگاه امن است که میتواند دور از وطن‌ش در آنجا ازدواج کند و آرامش پیدا کند و حتی رسمِ دیرینه‌ی کشورش، مسابقه بادبادک‌بازی، را دوباره در آمریکا پیاده کند.

    کتاب من، چاپ انتشارات نیلوفر است

    کتاب من، چاپ انتشارات نیلوفر است

    “سالها از این ماجرا می‌گذرد اما زندگی به من آموخته است آنچه درباره‌ی از یاد بردن گذشته‌ها می‌گویند درست نیست. چون گذشته با سماجت راه خود را باز میکند.” صفحه هفت

    “سعی کردم چهره‌ی یخ‌زده‌ی علی را در نظر آورم، چشم‌های بی دغدغه‌اش را ببینم. اما، زمانه چه طماع است، گاهی همه‌ی جزئیات را کش می‌رود.” صفحه ۲۱۵

    من به عنوانِ یک خواننده‌ی هم‌دین و هم‌زبان و هم‌سایه با کتاب‌های خالد حسینی، توقع دارم این نویسنده اگر دردِ کشور و هم‌وطن‌هایش را دارد و برای نشان‌دادن مشکلات و سختی‌های مردم کشورش و ظلم‌هایی که به آنان شده، می‌نویسد تا مردمِ جهان را باخبر کند، از وقایع بعد از حمله آمریکا به افغانستان هم بنویسد و دردِ این دوره از تاریخ کشورش را نیز فریاد بزند.

    *حسینی درمصاحبه‌ای گفته بود اسم این کتاب گرفته شده از بیت‌ی از صائب تبریزی است: حساب مه جبینان لب بامش که می‌داند؟ دو صد خورشیدرو افتاده در هر پای دیوارش

    ** نام کتاب در افغانستان

    پ.ن: قسمت‌هایی از بادبادک‌باز در ترجمه‌ی فارسی حذف شده است. مثل جملات پدر درباره‌ی روحانیون یا جملات معلم درباره‌ی عقاید شیعیان و شهادت …

    بعدنوشت: بازنشر در پایگاه سلمان فارسی، فارس‌نیوز، صبح هنر، جام‌نیوز، +

    سنخ‌شناسی کاربران زن شبکه‌های اجتماعی

    چند سالی است استفاده از شبکه‌‌ جهانی اینترنت در جامعه‌ ما به کثرت گرویده است و طبق آخرین آمار تعداد کاربران اینترنت در ایران چهل وپنج میلیون نفر است. (۱) مقدار قابل توجهی از این جمعیت را زنان و دختران تشکیل می دهند که طبق آمار سال نود چهل و یک درصد کاربران اینترنت را زنان تشکیل می‌دهند و دلیل فزونی تعداد آقایان بر خانم ها به طور کلی آن است که مردان بیش از زنان شاغل هستند و به علت دسترسی آنان به اینترنت در محیط کار است؛ در غیر این صورت میزان استفاده دختران و پسران دانشجو و جوان که بیشترین جمعیت کاربران اینترنتی را تشکیل می‌دهند یکسان است. (۲)

     اینترنت برای زنان امروز جامعه فرصتی است که می توانند فارغ از موانع و محدودیت‌هایی که قبلا در جامعه داشته‌اند، به فعالیت بپردازند و با افراد دیگر تعامل داشته باشند. مسائلی مانند بعضی محدودیت‌های خانواده‌ها برای ارتباطات فرزندان دختر، دید عرفی جامعه بر فعالیت و ارتباطات دختران جوان و اخلاقیات اکثر دختران کشورمان در جامعه، تاثیرگذاری زیادی بر روابط اجتماعی زنان جوان دردنیای حقیقی دارد که این محدودیت‌ها و رعایت کردن ها، فارغ از بحث خوب یا بد بودنشان، در محیط اینترنت کمرنگ‌تر است و همین شاید یکی از دلایل روی آوردن زنان جوان به شبکه‌های اجتماعی باشد.

     در سال های اخیر، کاربران اینترنت رویکرد و ترغیب بیشتری به فعالیت در شبکه‌های اجتماعی داشته‌اند که دلیل بالا، بدون در نظر گرفتن بحث جنسیتی‌اش، یکی از دلایل این فزونی است. حال این مسئله که چه سنخ و گروه‌هایی از زنان جامعه در این شبکه‌ها فعالیت می‌کنند سوال مطرح در این نوشته است که سعی میکنیم تا حدی آن را بیان کنیم.

     صدها شبکه اجتماعی با زبان های متنوع برای کاربران کشورهای مختلف در اینترنت فعالیت می کنند. در دنیا فیس بوک، اورکات و مای اسپیس از جمله مهم ترین شبکه های اجتماعی هستند و در ایران، کلوب پرطرفدارترین سایت از این نوع بوده است. کاربردها و قابلیت های شبکه های اجتماعی بسیار متنوع است و این سایت ها تمایل دارند حداکثر میزان نیاز آنلاین کاربران خود را برآورده کنند.

    vaadi.ir

     

    کاربران شبکه های اجتماعی می توانند در این سایت ها صفحات و پروفایل های شخصی برای خودشان ایجاد کنند، شبکه‌ای مجازی از دوستانشان پدید آورند، آنها می توانند همانند فضایی که وبلاگ ها و میکروبلاگ ها در اختیارشان قرار می دهند یادداشت های کوتاه و بلندشان را منتشر کنند، عکس، صدا و ویدیوهای شخصیشان را آپلود کنند، از آخرین اخبار و رویدادها در حوزه های مختلف آگاه شوند، در صفحات هواداری و اتاق های گفت وگوی متنوع عضو شوند و قابلیت های فراوان دیگری که ممکن است هر شبکه اجتماعی برای کاربرانش فراهم کند. اما استفاده‌ی کاربران از این امکانات متفاوت است. (۳)

     بر اساس پژهشی که سایت اندرسون آنالیتیکس (Anderson Analytics) بر روی کاربران اینترنتی امریکایی با تاکید بر چهار شبکه‌ی اجتماعی توییتر، فیس‌بوک، لینکدین و مای‌اسپیس انجام شده است، افراد در مواجه با این شبکه‌ها به هفت گروه تقسیم‌بندی می‌شوند که چهار گروه اعضای این سایتها هستند و سه گروه به شبکه‌های اجتماعی ترغیبی نشان نمی‌دهند.

     چهار گروه عضو فعال در شبکه‌های اجتماعی بدین صورت نام‌گذاری شده اند: کاربران ماهر (Social Media Maven)، کاربران فراغتی (Leisure Follower)، کاربران به‌دنبال سرگرمی (Fun Seeker) و کاربران تجاری (Business User) (4)

     با توجه به تعریف‌های ارائه شده از این دسته‌بندی‌ها، بر اساس مشاهدات، حضور زنان ایرانی در شبکه‌های اجتماعی را نیز میتوان از این منظر بررسی کرد.
    کاربران ماهر: این گروه از زنان جزو فعال‌ترین و حرفه‌ای‌ترین کاربران شبکه‌های اجتماعی هستند که میانگین سنی آنها را میتوان ۲۷ سال تخمین زد. اکثریت آنها پیشینه‌ی ده ساله فعالیت در فضای مجازی و اداره کردن وبلاگ‌های شخصی را دارند. ارتباط برقرار کردن با افراد جدید و نوع کار کردن با شبکه‌ها برای آنها آسان است و در زمان کمی این موارد را می‌آموزند. این گروه از کاربران در هرجایی از جمله خانه و محل کار و حتی خیابان و سفر به شبکه‌های اجتماعی متصل می‌شوند. شاید بتوان گفت نوع فعالیت آنها گاها برای کاربران جدید و تازه فعال به عنوان الگو مطرح می‌شود.

     کاربران فراغتی: گروه دیگری از کاربران شبکه‌های اجتماعی هستند که نسبتا استفاده کمتری از سایرین دارند. آنها اغلب از طرف دوستان، اعضای خانواده، همکاران و یا سایر آشنایان به شبکه‌های اجتماعی دعوت شده‌اند. نوع فعالیت منفعلانه‌ای در شبکه‌ها دارند و تولید اطلاعات کمتری دارند و بیشتر خواننده و دریافت‌کننده اطلاعات هستند. ارتباط برقرار کردن با افراد و یادگیری چگونگی کار کردن و فعالیت در شبکه‌ها برای آنها، با تاخیر و صرف زمان قابل توجهی است. اغلب تمایل دارند با دوستان و اعضای خانواده‌شان در ارتباط باشند.

     گروه دیگر کسانی هستند که استفاده‌ای تفننی از شبکه‌های اجتماعی دارند و می‌توان آن‌ها را «کاربران به‌دنبال سرگرمی» نامید. برای این گروه از کاربران، شبکه‌های اجتماعی تبدیل به بخشی از زندگی آن‌ها شده است و هر روز به این سایت‌ها مراجعه می‌کنند. سرگرمی و تعامل با دوستان دو انگیزه اصلی آن‌ها برای مراجعه روزانه به شبکه‌های اجتماعی هستند. در تماس بودن با دوستان و خانواده دلیل اصلی آن‌ها برای پیوستن به این شبکه‌هاست. بخشی از این گروه از کاربران به‌تدریج و با آشناشدن با فضای این سایت‌ها، آن‌ها را برای مقاصد کاری نیز به‌کار می‌گیرند تا کم‌کم به گروه «کاربران ماهر» بپیوندند.

     گروه چهارم از تقسیم‌بندی پژوهش فوق‌الذکر که «کاربران تجاری» نامیده می‌شوند در بین کاربران زن ایرانی شبکه‌های اجتماعی کمتر دیده شده‌اند.

     از منظر دیگر، در یک دید کلی و تقسیم‌بندی اولیه کاربران زن در اینترنت و خاصتاً شبکه‌های اجتماعی را می‌توانیم از جنبه سنی، تحصیلاتی و شغلی تفکیک و تقسیم‌بندی کرد. فصل ومحور مشترک بینِ تمام این گروه‌ها و تقسیم بندی‌ها فرصت برابر و یکسان برای فعالیت در اینترنت است زیرا اینترنت یک بستر مجازی است که هیچ محدودیتی برای فعالیت در آن و شبکه‌ها و سایت‌هایش وجود ندارد.

     استفاده از رایانه و اینترنت برای بیشتر زنانِ کاربر آن کمتر جنبه‌ شغلی و کاری دارد و بسیاری از زنان از این موقعیت برای پر کردن اوقات فراغت‌شان استفاده می‌کنند و شبکه‌های اجتماعی نقش پررنگی در این زمینه دارند. زنان شاغل نیز وقتی که در شبکه‌های اجتماعی می گذرانند، برای کار و شغلشان نیست و زمان‌های تفریح و استراحتشان در بین کار را اختصاص به فعالیت در شبکه‌های اجتماعی می دهند.

     در فروم‌هایی مانند نی‌نی‌سایت، مامی‌سایت، نوعروس که نوعی از شبکه‌های اجتماعی تخصصی هستند، شاهد حضور فعال مادران و زنانِ خانه‌داری هستیم که برای امور منزل مانند خانه‌داری، همسرداری، اطلاعات بهداشتی و سلامت، آموزش ورزشهای مناسب، آموزش‌های مربوط به دوران بارداری و تربیت فرزند، مدیریت مصرف و مدیریت فکری و فرهنگی در خانواده، مشاوره در موضوعات مختلف خانوادگی، تربیت فرزند، سلامت و… همچنین اطلاعات دیگری نه به جهت نقش و وظیفهٔ زنانه بلکه علایق خاص زنان که در حیطهٔ هنر می‌گنجد؛ مانند آشپزی، هنرهای خانگی، خیاطی، بافتنی، پرورش گل و گیاه ودر کنار هم جمع شده‌اند و تجارب و فعالیت‌های شخصی‌شان در این زمینه‌ها را به اشتراک می‌گذارند.بر اساس مشاهدات اکثر زنان حاضر در این فروم‌ها دختران جوان و تازه ازدواج کرده یا مادران جوان هستند و در این شبکه‌ها به دنبال اشتراک‌گذاری هنرها و فعالیت‌های خود و افزایش اطلاعات خود در زمینه‌هایی که ذکر شد هستند. این رویکرد و فعالیت گرچه حسن‌هایی مانند انتقال تجارب، بالا رفتن اطلاعات را دارد، اما مشکلاتی مانند چشم‌وهم چشمی و حسادت که در فضای حقیقی نیز در بین بعضی از خانمها وجود دارد، به فضای مجازی هم منتقل کرده است.

     در شبکه‌های اجتماعی عمومی که کارکرد عام و غیرتخصصی دارند مانند فیسبوک، کلوب، گوگل‌پلاس شاهد حضور زنان بیشتری هستیم که در موضوعات مختلف و مورد علاقه‌ی خود به تبادل اطلاعات و افکار میپردازند.

     پی نوشت:

    ۱- http://www.parsine.com/fa/news/98126

    ۲- http://www.donyayesanat.com/fa/newsagency/10276

    ۳- http://social.saramad.ir/forum/thread/13892

    ۴-http://www.bashgah.net/fa/content/print_version/41680

    این مقاله برای رواقِ مهرخانه نوشته شده است


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۹:۳۰ ق.ظ روز ۱۵ مهر ۱۳۹۲ | دیدگاه (۴)

    احترام به کودکان

    با اون قد کوچک و سن کمش می‌اومد داخل جلسات حزب جمهوری قرآن می‌خوند.

    اون روز دیر کرده بود.
    رئیس جلسه گفته بود تا نیاید شروع نمی‌کنیم.

    تا اومد بهشتی به احترامش ایستاد و مثل یه مرد باهاش دست داد.
    قاری کوچک ذوق زده شده بود.

    کتاب صد دقیقه تا بهشت

    شیرعسل خونگی

    شیرعسل را برای درست کردن حلواشعریه، که ان‌شالله طرز درست کردنش را می‌نویسم، میخرم و استفاده میکنم.

    داشتم تو وبلاگ شف طیبه دنبال یک رسپی میگشتم که دیدم دستور درست کردن شیرعسل را نوشته؛ اصولاً آدمی نیستم که تا یک دستور آشپزی بخونم، بپرم آشپزخونه و درست‌ش کنم، ولی این‌یکی فرق داشت و برام جالب بود که واقعا شیرعسل میشه؟ همین شیرعسل‌های “الفجر” که میخرم؟ برای همین رفتم تو آشپزخونه و طبق دستور دو لیوان شیر ریختم تو بزرگترین ماهیتابه‌ام با نصف لیوان شکر و آروم هم زدم تا شکر داخل شیر حل بشه و بعد شعله را کم کردم و تا حدود یک ساعت هر چند دقیقه یکبار هم میزدم تا ته نگیره و شیر آروم آروم بخار بشه و غلیظ؛ آخر هم ۲۵گرم کره بهش اضافه کردم و وقتی آب شد زیر گاز را خاموش کردم و گذاشتم سرد بشه.

    vaadi.ir

    مزه‌اش دقیقا شبیه شیرعسل‌های آماده‌ای که می‌خرم بود، همان‌قدر شیرین و خوشمزه؛ و البته سالم‌تر و بدون مواد نگهدارنده و کارخونه‌ای. 🙂

    غلظت‌ش

    غلظت‌ش


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۹:۳۰ ق.ظ روز ۱۲ مهر ۱۳۹۲ | دیدگاه (۹)

    درباره‌ی شماس‌شامی

    قبلاً نوشته بودم درباره‌ی کتابِ شماس‌شامی؛ و مقدمه‌ی کتاب و حقیقت داشتن یا نداشتن این داستان و وجود داشتن یا نداشتن کتاب “بین‌النهرین”

    چند روز قبل در جلسه‌ای آقای مجید قیصری را دیدم و درباره‌ی شماس شامی‌شان پرسیدم و اینکه این داستان حقیقت دارد؟ کتاب بین‌النهرین وجود دارد؟ گفتند در لهوف و نفس المهموم و منتهی‌الامال در حد یک پاراگراف درباره‌ی این موضوع (حضور فرستاده یا همان سفیر روم در زمان حادثه کربلا در شام) نوشته شده، در همین حد فقط. یعنی اصلِ داستان در تاریخ موجود است ولی خیلی مختصر و بقیه‌ی داستان زاده‌ی تخیل و قلمِ آقای قیصری است؛ کتاب‌ی به اسم بین‌النهرین هم وجود ندارد و قسمت اول کتاب و روایت آن فردِ سوری و پیدا کردن یک کتاب تاریخی قدیمی، نوشته‌ها و جزئی از داستان تعریف کردنِ آقای قیصری است و در عالم حقیقت، چنین کتاب‌ی وجود ندارد.

    مجید قیصری در عصر تجربه

    مجید قیصری در عصر تجربه

    نوشتم اینجا برای کسانیکه این کتاب را خوانده‌اند و مثل من، برایشان سوال ایجاد شده بود درباره‌ی حقیقت داشتن یا نداشتن این داستان.


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۹:۳۰ ق.ظ روز ۱۰ مهر ۱۳۹۲ | دیدگاه (۳)

    احترامِ مسلمانی‌اش را داشت

    همه نشسته بودند پای تلویزیون.

    رئیس جمهور داشت سخنرانی می‌کرد و بد می‌گفت از بهشتی.
    هرچه دوست داشت گفت.

    یکی پای تلویزیون حرفی پروند.
    بهشتی عصبانی شد.
    گفت: حق ندارید حتی در مورد بنی صدر اینطور حرف بزنید.
    هر چه باشد مسلمان است.


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۹:۳۰ ق.ظ روز ۰۷ مهر ۱۳۹۲ | دیدگاه (۰)

    شاید شاکر باشیم!

    وَهُوَ الَّذِی سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْکُلُواْ مِنْهُ لَحْمًا طَرِیًّا وَتَسْتَخْرِجُواْ مِنْهُ حِلْیَهً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْکَ مَوَاخِرَ فِیهِ وَلِتَبْتَغُواْ مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ
    او کسی است که دریا را مسخر شما ساخت تا از آن گوشت تازه بخورید و وسائل زینتی برای پوشش از آن استخراج نمائید، و کشتیها را می‏بینید که سینه دریا را می‏شکافند تا شما (به تجارت پردازید) و از فضل خدا بهره گیرید، شاید شکر نعمتهای او را بجا آورید.

    vaadi.ir (2)

    سوره مبارکه نحل آیه ۱۴


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۹:۳۰ ق.ظ روز ۰۶ مهر ۱۳۹۲ | دیدگاه (۰)