می‌خوانمت

وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ

و پروردگارتان گفت: مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم، آنان که از عبادت من تکبّر ورزند، به زودی خوار و رسوا به دوزخ درآیند.

سوره مبارکه غافر آیه ۶۰ (بیشتر…)

کی اول برود؟

تصور کنید با کودکتان در ماشین هستید و مشغول رانندگی. به چراغ قرمز میرسید و ماشین را نگه میدارید. فرزندتان از ایستادن ماشین تعجب میکند و از شما میخواهد ماشین را حرکت دهید. حالا شما باید برایش قوانین رانندگی و مفهوم چراغ راهنمایی و رنگهای سبز و قرمز و زرد را توضیح دهید. حالا تصور کنید کودکتان برای رسیدن به مقصد عجله دارد و تصوری از حقوق دیگران و ایجاد ترافیک و تصادف بخاطر رد شدن از چراغ قرمز ندارد. باید چه کنید؟ یکی از روشها برای ذهنیت‌سازی کودک این است که حاصل رعایت نکردن قانون را خودش ببیند. مثل مهتابِ داستان که گرسنه است و می‌خواهد زود به خانه برسد ولی از مادرش می‌خواهد از چراغ قرمز عبور کند.  ولی بعد که به خانه می‌آید با دیدن ماشین‌های اسباب بازی‌ برادرش که  همگی بوق می‌زنند و می‌خواهند اول خودشان عبور کنند، به فکر چاره می‌افتد. گذاشتن چراغ راهنمایی روی فرش بازی اتاق برادرش و آمدن نظم و آرامش به اتاق.

انتشارات فنی ایران، کتابهای مختلفی با موضوع یادگیری مهارت‌های زندگی برای کودکان چاپ کرده است. “کی اول برود”، مهارت قانونمندی و خاصتا رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی را به کودک آموزش می‌دهد. کودک گرسنه‌ای که در ابتدا فقط خودش و برطرف شدن نیازش برایش مهم است ولی بعد از دیدن هرج و مرج ناشی از نداشتن قانون، خود به فکر وضع قانون می‌کند.

قطعا اگر کودکان از همین سنین با قوانین و چرایی وضع آنها آشنا شوند، می‌توان به آینده بهتری برای آنها و کشور امیدوار بود.

کتاب علاوه بر موضوع قانون‌مندی، یک آموزش دیگر نیز برای کودکان دارد. پرورش قوه تخیل و جان بخشی به اشیا و اسباب‌بازی‌ها. شخصیتِ کودکِ داستان با تصور کردن حرکت ماشین‌های اسباب‌بازی، به مزیت داشتن قانون و رعایت رنگ‌های چراغ راهنمایی پی می‌برد.

پیشنهاد ما این است مثل داستانِ کتاب، با اسباب بازی صحنه رعایت نکردن قانون را برای مخاطبِ کودکتان صحنه‌سازی کنید. با چند روسری و پارچه چیزی شبیه خیابان و چهارراه بسازید. یک یا دو ماشین را خودتان در دست بگیرید و حرکت دهید و یک ماشین هم به کودک دهید و بخواهید از خیابان ساختگی عبور کند و با خوردن ماشین‌ها به یکدیگر از کودک بپرسید راه حلش برای تصادف نکردن و شلوغ نشدن خیابان چیست؟ و بعد از جواب‌های احتمالی، کتاب را برایش بخوانید.

این مطلب در تاریخ سوم اردیبهشت ۹۶ در روزنامه همشهری چاپ شده است.

روضه عشاق

اگر کوهم! خراب از قصه فرهاد خواهم شد
کنار نام اهل عشق، من هم یاد خواهم شد

دلیل از من مخواه، از سرنوشت پیله ها پیداست
که از زندان دنیا عاقبت آزاد خواهم شد

تمام عمر کوهم خواندی و آتشفشان بودم
سکوتم گرچه سر تا پا، شبی فریاد خواهم شد

مسیحای تو بر من گرچه دیگر جان نمی بخشند
اگر یکدم بیاید بر مزارم شاد خواهم شد

به خاک افکندی ام در خون و قول سوختن دادی
چه بهتر! بعد از این خاکستری در باد خواهم شد

 

فاضل نظری

روز هفتم رفتنش

مراسم هفت را تصمیم گرفتیم در خانه خودشان بگیریم. مثل روضه خانگی؛ روضه ای که تصمیم داشتند محرم امسال در خانه شان بگیرند.
برای خرید مخلفات شام بعد از مراسم، با احمد رفتیم هایپر. نوشیدنی و ماست برای حدود سیصد نفر و چند بسته دستمال کاغذی و کمی چای و قند، دو چرخ خرید را پر کرد؛ حرکت که میکردیم نگاه های متعجب بعضی از شهروندان را به چرخ های خرید متوجه میشدم.
به مسئول صندوق که رسیدیم، تعجب و سوالش رو نتوانست پنهان کند و با لبخندی گفت “مهمونی دارین؟” احمد گفت “مراسم داریم، مراسم هفتم مادرم …” لبخند خانم حسابدار روی لبش یخ زد و با ناراحتی گفت “ببخشید، خدا رحمتشون کنه.”

به این فکر میکردم که بقیه آدمها وقتی چرخها را میدیدند با خودشان چه فکری میکردند؟ اگر ایام محرم نبود، شاید خیلی ها فکر میکردند جشنی، تولدی، مراسم شادی داریم؛ خوشبحالشان ی هم حتما در دلشان حواله مان میکردند.

این قضیه مثل قضیه ی زندگیهای مجازی است، عکس هایی که در اینستا میگذاریم، پستهایی که مینویسیم، در حالیکه خیلی واقعیتها و حرفها را قایم میکنیم؛ خوانندگان فقط روی خوش و شاد عکسها و نوشته ها را میبینند و قضاوت میکنند و نمیدانند در پشت آن نوشته ها و تصاویر، چه دردها و غمهایی وجود دارد.

*یادم باشد بیشتر مواظب باشم

همیشه خودمان باید بخواهیم!

نباید تصور کرد که با پیشرفت مدنیت، مقام زن هم بتدریج بالا رفته است؛ حقیقت امر این است که (در طول تاریخ) زیادتر بودن حس همکاری زن، در تغییر وضع اجتماعی او بیشتر موثر بوده تا تربیت فرهنگی مردان!

تاریخ تمدن، جلد اول

ویل دورانت

صفحه ۴۲

خمیر جادویی

اولین تجربه ام بود و کلی خوشم اومد و لذت بردم از درست کردنش!

شیر یا آب ولرم ۱ لیوان
تخم مرغ ۱ عدد
آرد تا جایی که خمیر بدست نچسبه
روغن ۶ قاشق غذاخوری
خمیرمایه ۱ قاشق مرباخوری
شکر ۱ قاشق برای عمل آوردن خمیر
نمک ۱ قاشق مرباخوری

اول شیر ولرم رو با ۱ قاشق غذاخوری شکر مخلوط میکنیم بعد خمیرمایه رو روش میپاشیم و میزاریم ۱۰ دقیقه تا عمل بیاد
تخم مرغ و نمک و روغن رو با قاشق با هم مخلوط میکنیم و مخمر رو اضافه میکنیم بهشون ولی هم نمیزنیم! آرد رو روی مواد الک میکنیم تا جایی که خمیر بدست نچسبه! یعنی انقدر میریزید و آروم هم میزنید که خمیری بدست بیارین بدون اینکه به دستتون بچسبه.
خمیر رو چند دقیقه ورز میدیم و بعد روشو با پلاستیک میپوشونیم و میزاریم حدودا یک ساعت و نیم تا حجمش دو برابر بشه بعد از خمیر برمیداریم و به هر شکلی که میخواییم ازش استفاده میکنیم

برای پیتزا، پیراشکی، حلقه مرغ و ریحان شیرینی و … این خمیر مناسبه و بسیار بسیار عالی

این دستور واسه خمیری هست که شیرین نیست، ولی اگه خواستد خمیرتون شیرین باشه از ۲ تا ۵ قاشق غذاخوری، بسته به ذائقتون، شکر اضافه کنید.

فرشته خونمون هم اومده و نظاره گر خمیر درست کردن منه 🙂

  • اردیبهشت ۱۳۹۶
  • فروردین ۱۳۹۶
  • بهمن ۱۳۹۵
  • دی ۱۳۹۵
  • آذر ۱۳۹۵
  • آبان ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • شهریور ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • خرداد ۱۳۹۴
  • اردیبهشت ۱۳۹۴
  • فروردین ۱۳۹۴
  • اسفند ۱۳۹۳
  • بهمن ۱۳۹۳
  • دی ۱۳۹۳
  • آذر ۱۳۹۳
  • آبان ۱۳۹۳
  • مهر ۱۳۹۳
  • شهریور ۱۳۹۳
  • مرداد ۱۳۹۳
  • تیر ۱۳۹۳
  • خرداد ۱۳۹۳
  • اردیبهشت ۱۳۹۳
  • فروردین ۱۳۹۳
  • اسفند ۱۳۹۲
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آذر ۱۳۹۱
  • آبان ۱۳۹۱
  • مهر ۱۳۹۱
  • شهریور ۱۳۹۱
  • مرداد ۱۳۹۱
  • تیر ۱۳۹۱
  • خرداد ۱۳۹۱
  • اردیبهشت ۱۳۹۱
  • فروردین ۱۳۹۱
  • اسفند ۱۳۹۰
  • بهمن ۱۳۹۰
  • دی ۱۳۹۰
  • آذر ۱۳۹۰
  • آبان ۱۳۹۰
  • مهر ۱۳۹۰
  • شهریور ۱۳۹۰
  • مرداد ۱۳۹۰
  • تیر ۱۳۹۰
  • خرداد ۱۳۹۰
  • اردیبهشت ۱۳۹۰
  • فروردین ۱۳۹۰
  • اسفند ۱۳۸۹
  • بهمن ۱۳۸۹
  • دی ۱۳۸۹
  • آذر ۱۳۸۹
  • آبان ۱۳۸۹
  • مهر ۱۳۸۹
  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • خرداد ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • اسفند ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • فروردین ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۵
  • خرداد ۱۳۸۵
  • اردیبهشت ۱۳۸۵
  • فروردین ۱۳۸۵
  • اسفند ۱۳۸۴
  • بهمن ۱۳۸۴
  • دی ۱۳۸۴
  • آذر ۱۳۸۴
  • شهریور ۱۳۸۴
  • احتکارِ دامنه‌های اینترنتی

    بعضی از آدم‌ها خیلی از اوقات درباره‌ی موضوعی که اطلاع کاملی از آن ندارند، اظهار نظر می‌کنند؛ خیلی وقت‌ها خودشان میدانند که اطلاعات‌شان ناقص و نیمه است ولی باز هم به اظهارنظرشان ادامه می‌دهند. گاهی اوقات از ناقص بودن اطلاعاتشان خبر ندارند و فکر میکنند همین که می‌دانند و اطلاع دارند، درست است و همه‌ی واقعیت‌؛ اشتباه بودن اطلاعات را  از این مقوله و نوشته جدا کنید که بحث ما سر این موضوع نیست.

    دلیلِ این نا‌آگاهی و کم‌آگاهی خیلی اوقات بخاطر حجمِ گسترده‌ی اطلاعاتی‌ست که انسان با آنها مواجه میشود و به همین خاطر حوصله‌ی خواندن و شنیدن بیشتر و دقیق درباره‌ی آن موضوع را ندارد، دلیل‌های دیگری مثل عدمِ علاقه، بی‌حوصلگی و تنبلی، بیهوده و مسخره دانستن آن موضوع و …نیزمی توانند در این مساله دخیل باشند. حالا شما تصور کنید یک دانش‌آموز مسلمان را که خیلی از مسائل و احکامِ دینی را در مدرسه یاد گرفته و آموزش دیده است ولی به یکی از دلایلی که بالا نوشتم، آنها را در حدِ یک تعریف و جمله‌ یاد گرفته و دنبالِ بیشتر دانستن درباره‌ی آن موضوع نبوده و وقتی وارد جامعه شده و با یکی از مصداق‌های آن موضوع مواجه شده، آن مصداق را با تعریفِ ناقص‌‌ی که در ذهن‌ش داشته می‌بیند و درباره‌اش نظر میدهد، سخنرانی میکند، کتاب می‌نویسد، فیلم میسازد، حکم میدهد و ….

    نمونه‌ی مطلب‌ی که نوشتم را در جامعه بسیار مواجه شدیم، مثلا کسی که از امربمعروف و نهی از منکر فقط یک تعریفِ “دعوت و امر دیگران به کارهای خوب و منعشان از کارهای بد و غیرشرعی” را یاد گرفته است و بر مبنای همین تعریف، عمل میکند و هیچ وقت شرایط این دو فروع دین را نپرسیده ونخوانده است و نمی‌داند کجا این دو امر واجب میشود و کجا نه! یا مثلا کسی که معنی دقیق “ریا” را نمی‌داند و هرجائی خودش تشخیص داد، از آن استفاده میکند؛ هم‌چنین مصداق‌تراشی برای غیبت و تهمت از همین مقوله است.

    یکی از نمونه‌هایی که در محیط مجازی چندمورد با آن مواجه شدم‌ام مصداق‌یابی برای واژه‌ی احتکار بود  در مورد خرید و فروش دامنه‌های اینترنتی!

    در دنیای مجازی برای داشتن یک سایت یا وبلاگِ مستقل باید دامنه‌ یا همان دامین خریداری کنید؛ قیمتِ دامین‌های داخلی (ir) در حدود هشت هزار تومان است و دامین‌های خارجی (com , net , org ) در حدود چهل هزار تومان. هر دامین با دیکته‌ی خاص خودش تنها یکبار و به یک نفر فروخته می‌شود و اگر شخص دومی خواستار همان دامین باشد، باید از خریدار اول، درخواست فروشِ دامین را بکند. مثلا دامنه‌ی vaadi.ir به من فروخته شده و شخصِ دیگری نمی‌تواند مالک این دامنه شود مگر اینکه من حاضر به فروش این دامنه به آن شخص شوم.

    همین موضوع باعث شده است بعضی از آدم‌ها به خرید کلی دامنه‌های اینترنتی بپردازند و آنها را بدون استفاده نگاه دارند تا زمانی که مشتری‌ای برای آن دامین پیدا شود، قیمتی چند برابر قیمت اولیه‌ی آن به مشتری پیشنهاد دهند؛ یا اینکه دامنه‌ را خریداری می کنند نه به منظور گران تر فروختن آن، ولی اگر برای دامنه‌شان مشتری پیدا شد، آن را به چند برابر قیمت می‌فروشند بعضی از افراد فعال فضای مجازی این موضوع را، خصوصا مورد اول، مصداق احتکار و گران‌فروشی می‌دانند و در سایت‌ها و نوشته‌هایشان این موضوع را بیان کرده‌اند.

    برای مشخص شدنِ این موضوع به نظرم بهتر است تعریف فقهی “احتکار” را بیان کنیم:  احتکار در لغت به معنای نگهداری طعام به انتظار گران شدن آن را گویند. در اصطلاح فقهی نیز احتکار عبارتست ازحبس گندم، جو، خرما، کشمش و روغن حیوانی و[خودداری] از فروش آنها.

    با همین معنی شاید تکلیف موضوع مورد بحث ما مشخص باشد ولی برای اطمینان بیشتر و چون نظرات مراجع ممکن است متفاوت باشد، این موضوع و سوال را از سایت‌های مراجع مختلف پرسیدم:

    متن سوال

    متن سوال

    پاسخ‌هایی که دریافت کردم: (روی عکس‌ها کلیک کنید تا تصویر را بزرگ ببینید)

    vaadi.ir-khamenie

    پاسخ دفتر آیه الله خامنه ای

    پاسخ دفتر آیه‌الله سیستانی

    پاسخ دفتر آیه‌الله سیستانی

    پاسخ دفتر آیه‌الله مکارم

    پاسخ دفتر آیه‌الله مکارم

    پاسخ دفتر آیه‌الله صافی گلپایگانی

    پاسخ دفتر آیه‌الله صافی گلپایگانی

    از نظر آقای خامنه‌ای و آقای صافی این مورد اصلا مصداق احتکار نیست و مانعی ندارد، از نظر آقایان سیستانی و مکارم نیز نباید با قوانین و مقررات جامعه مخالف باشد که من قانونی دراینباره ندیده ام.

    امیدوارم دوستان، قبل از مطالعه و سوال از مرجع تقلیدشان، حکم و فتوای فقهی ازخودشان صادر نکنند.

    برای سایت مراجع دیگر نیز ایمیل فرستادم ولی پاسخی دریافت نکردم.

    بازنشر در: تریبون

    باقیات صالحات

    مادر خواب دیده بود؛ خوابِ پدربزرگ محمد.

    پرسیده بود چکار کنم آن دنیا من را شفاعت کنند؟
    گفته بود از “محمد” محافظت کنید که باقیات و صالحات شماست.

    محمد باقیات و صالحات یک ملت شد.
    بهشتی یک امت.

    صد دقیقه تا بهشت صفحه ۱۳


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۹:۳۰ ق.ظ روز ۳۰ تیر ۱۳۹۲ | دیدگاه (۰)

    دل‌تنگی‌های یک زنِ متاهل

    ماه رمضون‌ها، وقتی سحری را می‌خوردیم هر روز نوبت یکی از خواهرها بود که ظرف‌ها را بشوره. اولی، دومی، سومی؛ و خوب یادمه که خیلی وقت ها که نوبت من بود، خوابم می‌برد و یادم می‌رفت یا میذاشتم ظهر بشورم که قبل از من، مامان همه را میشستن!

    نماز صبح‌هامون را همیشه به جماعت بابا می‌خوندیم و بعد از نماز بابا “یا علی و یا عظیم” و “اللهم ادخل علی اهل القبور السرور” را می‌خوندن؛ و بعضی وقت‌ها “اللهم فک کل اسیر” را فراموش میکردن و من اذیت‌شون میکردم و به شوخی می گفتم «بابا شما چرا نمی‌خواین اسیرها آزاد بشن؟»

    همیشه با مامانم سرِ اینکه روزهای سحرامروز فرق داره با افطار شبِ قبل و یکروز نیستن؛ و اینکه الان که بخوابیم و ظهر بیدار بشیم “فردا” نیست و “امروزه”  بحث داشتم و سر به سرشون میذاشتم و می‌خندیدیم.

    حالا دلم تنگ شده برای ان روزها … حالا که هر کدام ازدواج کردیم و سر خونه زندگی خودمون هستیم، حالا که چند سالیه بابا همه‌ی نمازهاشون را پشت صندلی و میز می‌خونن و حسرت یه نماز دیگه به جماعت بابا مونده به دلم، حالا که مامان تنها شدن و سحرها و افطارها تنهایی سفره میندازن و غذا می‌خورن … دلم تنگ‌ه برای تمام روزهای گذشته در کنارِ تمام لذت‌ها و خوبی‌های الان

    برای پدرم دعا کنید این روزها …

    بازنشردر: لینک‌زن


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۷:۱۷ ق.ظ روز ۲۸ تیر ۱۳۹۲ | دیدگاه (۱۶)

    لقمه‌های رولتی نان و پنیر

    از بچگی عادت داشتم  روزه‌م را با آب‌جوش و خرما یا بامیه باز می‌کردم و بعد نان و پنیر می‌خوردم با آش یا سوپ یا کوکو.

    نان و پنیر که یکی از علائق همیشگی و عشقهای غذائی‌م بوده و هست. در حدی که حاضرم به جای نهار و شام نون پنیر بخورم 🙂

    همین نون و پنیر را میشه با یک کم وقت و حوصله، به شکل جدید و متنوعی سرِ سفره‌های افطاری‌مون بذاریم تا هم تنوع‌ی بشه برامون هم کارِ خورندگان محترم را راحت کنیم! به شکل لقمه‌های رولتی.

    موادی که من استفاده کردم، اینها بودند: نون لواش یا ساندویچی، پنیر خامه‌ای یا لبنه یا هر پنیری که شل و کشیدنش روی نون راحت باشه، سبزیجات خشک، پودر پسته، کنجد، سیاه دونه. این مواد باعث میشه پنیر طعم‌دار و خوشمزه بشه.

    vaadi.ir (2)

    همه‌ی مواد را با پنیرمون قاطی میکنیم و خوب هم میزنیم. نان‌مان را کامل پهن میکنیم و اگه کناره هاش خیلی قناس و اضافه بود، با دست جدا می‌کنیم و ترکیب پنیر و موادمان را کاملا روی نان پهن می‌کنیم؛ نان را مثل لقمه‌های غازی مادرهامون تا می‌زنیم و خوب میپیچیدیم. هرچی محکم‌تر و سفت‌تر باشه بهتره؛ داخل یه پلاستیک میپیچیمش و میذاریم یک ساعتی در یخچال بمونه؛ گذاشتن تو یخچال باعث میشه لقمه‌هامون خوب خودش را بگیره.

    بعد از یک ساعت از یخچال خارج‌ش میکنیم و با چاقو، آرام غازی‌هامون را برش میدیم دو یا سه سانت. لقمه‌های کوچیک آماده‌ی خوردن 🙂

    vaadi.ir

    • خیلی‌ها به جای این موادی که من نوشتم، از سبزی خوردت تازه و گردو و گوجه استفاده میکنند. یعنی همان موادِ اصلی نون‌پنیرهای صبحانه؛ ولی من می‌خواستم تو محتوای لقمه‌ها هم تغییری داده باشم.
    • حواستون باشه که پنیرتان زیاد شور نباشه، وگرنه لقمه‌هاتون شور میشه و مثل من که با دهنِ روزه با پنیر جدیدی که نمی‌دونستم شوره اینها را درست کردم، آبروتون میره :دی
    • می‌تونید اطراف لقمه‌هاتان را با سبزی خوردن یا خیار و گوجه تزئین کنید؛ من چون باید برای افطار بیرون می رفتم و اینها را هم با خودم می‌بردم، فرصتش را نکردم.
    • نوش جان و التماس دعا

    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۶:۵۱ ق.ظ روز | دیدگاه (۶)

    معلمِ انشا

    آقا معلم صداش کرد بیاد و انشا بخونه.
    ننوشته بود ولی دفتر را باز کرد و از حفظ یه چیزائی گفت.
    بعد هم یه نمره ۲۰ رفت تو لیست کلاس.

    زنگ تفریح بودکه صداش کردند.
    بهشتی معلمِ کلاس بود؛ گفت: «تو که بلدی انشای ننوشته بخونی، سعی کن بنویسی تا این‌بار نوشته رو بخونی، حیفه»

    صد دقیقه تا بهشت – صفحه ۱۱


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۹:۳۱ ق.ظ روز ۲۳ تیر ۱۳۹۲ | دیدگاه (۳)

    برهان و نور

    یَا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءکُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّکُمْ وَأَنزَلْنَا إِلَیْکُمْ نُورًا مُّبِینًا
    اى مردم به راستى برهانى از سوى پروردگارتان براى شما نازل شده است و براى شما نورى آشکار فرو فرستاده‏‌ایم‏

    vaadi.ir

    سوره مبارکه نسا آیه ۱۷۴

    از کنارِ آیات خدا و کلمات خاص‌ی که درآنها به کار رفته، ساده نگذریم …


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۹:۳۰ ق.ظ روز ۲۲ تیر ۱۳۹۲ | دیدگاه (۰)

    افطار و سحر، چی بپزم؟

    یکی از دغدغه‌های اکثر خانم‌ها برای نهارو شام “چی بپزم” هست؛ یک دغدغه‌ی همیشگی و خیلی مشکل 🙂 این دغدغه، در ماه رمضان سخت‌تر و پیچیده‌تر هم میشه مخصوصا این چند سال اخیر که فاصله‌ی بین افطار تا سحر خیلی کوتاهه و”چی بپزم” برای سحر، بغرنج‌تر میشه.

    آقایون هم که هیچ‌وقت برای حلِ این بحران کمک‌ی نمی‌کنند و اکثراً تنها جواب‌شون اینه «هرچی بپزی، خوبه»! :O وهمیشه خود ما خانم‌ها باید دست به کار بشیم؛ برای همین تصمیم گرفتم برای ماه رمضان امسال لیست‌ی بنویسم از غذاهایی که میشه برای سحر و افطار تهیه کرد تا مثلِ ماه رمضان پارسال، که اولین سالِ مستقل شدن و خانمِ خونه شدنم بود، سردرگم نشم.

    با کمک مادرم این لیست را تکمیل کردم و در وبلاگ میذارم برای استفاده بقیه‌ی دوستانم که مثل من، دغدغه‌ی “چی بپزم” را دارند. اگر شما غذای دیگری بلد هستید و می‌شناسید اسمش را بگوئید تا به لیست اضافه بشه.

    آخرین سفره‌ی افطارِ پارسال‌مون

    آخرین سفره‌ی افطارِ پارسال‌مون

    فایل  پی‌دی‌اف جهت دانلود  لیست غذا

    بازنشر در: لینک‌زن


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۲:۴۸ ق.ظ روز ۱۹ تیر ۱۳۹۲ | دیدگاه (۶۵)