می‌خوانمت

وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ

و پروردگارتان گفت: مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم، آنان که از عبادت من تکبّر ورزند، به زودی خوار و رسوا به دوزخ درآیند.

سوره مبارکه غافر آیه ۶۰ (بیشتر…)

فرهنگ فارسی خردسال

یکی از سوالات متداول کودکان، معنی و مفهوم کلماتی است که می‌شنوند. والدین با آموزش صحیح معنای کلمات به کودک به او در فهم و یادگیری آنها و بکارگیری‌شان در جملاتش کمک می‌کنند.

کتاب “فرهنگ فارسی خردسال”معنی حدود چهارصد واژه که کودکان زیر هفت سال با آنها مواجه می‌شوند، توضیح و شرح داده است. واژه‌های این فرهنگ در موضوعاتی مانند خانه، شهر، روستا، جنگل، دریا و … تنظیم شده است. این موضوعات کمک می‌کنند کودکان با لایه‌های اساسی محیط اجتماعی و طبیعی خود بیشتر آشنا شوند.

بعضی واژگان ممکن است برای کودک کاملا تازه و ناآشنا باشند و خواندن این کتاب، او را با این واژگان جدید و معنایشان آشنا می‌کند. بسیاری از واژگان کتاب نیز برای کودک آشنا هستند و او از آنها در مکالماتش استفاده می‌کند. ولی مرور دوباره آنها باعث تمرین و تفکر بیشتر کودک در کاربرد آنها و درک معنایشان می‌شود. و این تمرین و مرور باعث ایجاد اعتماد بنفس در کودک به هنگام صحبت کردن و استفاده از واژگان و کلمات می‌شود. این استفاده درست از کلمات و دایره لغات و معانی زیاد به کودک  در تفکر و اندیشیدن بیشتر، کمک می‌کند.

برای خواندن کتاب ابتدا شخصیت‌های کتاب که در صفحه پنجم معرفی شده‌اند را به کودک معرفی کنید. کتاب را به فرزندتان بدهید و از او بخواهید یک تصویر را انتخاب کند. یا با توجه به علاقمندی‌هایش، کلمه‌ای را انتخاب کنید. از فرزندتان بخواهید آنچه درباره آن واژه می‌داند، بگوید. بعد توضیحات کتاب را آرام و شمرده بخوانید. بعد از خواندن توضیحات، درباره آن واژه با کودک صحبت کنید. سوال مطرح کنید. سعی کنید قدرت تفکرش را هرچه بیشتر فعال کنید. مثلا درباره واژه آسمان می‌توانید چنین سوالاتی بپرسید: آسمان چه رنگی است؟ چرا شبها رنگ آسمان عوض می‌شود؟ چه چیزهایی در آسمان می‌بینی؟

از کودک بخواهید اگر توصیف و تعریفی در ذهنش درباره آن واژه دارد بیان کند و اگر اشتباه اطلاعاتی دارد، با توضیح برایش رفع کنید.

تصویرگری کتاب جذاب و زیباست. می‌توانید بدون توجه به واژگان، بازی دیگری با توجه به تصاویر داشته باشید. مثلا تصاویر صفحات را بهم ربط دهید و داستان برایشان بسازید. از کودک بخواهید درباره تصاویر و جزئیات آن صحبت کند. دقت کنید کودک در توضیحاتش به واژه مورد اشاره آن تصویر میرسد یا خیر. این بازی می‌تواند میزان توجه کودک به جزئیات و تصاویر را نشان بدهد و با تشویق و کمک بزرگترها، در آن پیشرفت کند.

کتاب علاوه بر موارد بالا، بعلت اندازه بزرگ حروف، کتاب مناسبی برای تمرین روان‌خوانی کودکان کلاس اول می‌تواند باشد.

این مطلب یکشنبه ۲۴ اردیبهشت ۹۶ در روزنامه همشهری، چاپ شده است

نویسنده: مهناز عسگری
تصویرگر: کیوان اکبری
انتشارات: محراب قلم
مناسب برای کودکان دو تا هفت سال

روضه عشاق

اگر کوهم! خراب از قصه فرهاد خواهم شد
کنار نام اهل عشق، من هم یاد خواهم شد

دلیل از من مخواه، از سرنوشت پیله ها پیداست
که از زندان دنیا عاقبت آزاد خواهم شد

تمام عمر کوهم خواندی و آتشفشان بودم
سکوتم گرچه سر تا پا، شبی فریاد خواهم شد

مسیحای تو بر من گرچه دیگر جان نمی بخشند
اگر یکدم بیاید بر مزارم شاد خواهم شد

به خاک افکندی ام در خون و قول سوختن دادی
چه بهتر! بعد از این خاکستری در باد خواهم شد

 

فاضل نظری

روز هفتم رفتنش

مراسم هفت را تصمیم گرفتیم در خانه خودشان بگیریم. مثل روضه خانگی؛ روضه ای که تصمیم داشتند محرم امسال در خانه شان بگیرند.
برای خرید مخلفات شام بعد از مراسم، با احمد رفتیم هایپر. نوشیدنی و ماست برای حدود سیصد نفر و چند بسته دستمال کاغذی و کمی چای و قند، دو چرخ خرید را پر کرد؛ حرکت که میکردیم نگاه های متعجب بعضی از شهروندان را به چرخ های خرید متوجه میشدم.
به مسئول صندوق که رسیدیم، تعجب و سوالش رو نتوانست پنهان کند و با لبخندی گفت “مهمونی دارین؟” احمد گفت “مراسم داریم، مراسم هفتم مادرم …” لبخند خانم حسابدار روی لبش یخ زد و با ناراحتی گفت “ببخشید، خدا رحمتشون کنه.”

به این فکر میکردم که بقیه آدمها وقتی چرخها را میدیدند با خودشان چه فکری میکردند؟ اگر ایام محرم نبود، شاید خیلی ها فکر میکردند جشنی، تولدی، مراسم شادی داریم؛ خوشبحالشان ی هم حتما در دلشان حواله مان میکردند.

این قضیه مثل قضیه ی زندگیهای مجازی است، عکس هایی که در اینستا میگذاریم، پستهایی که مینویسیم، در حالیکه خیلی واقعیتها و حرفها را قایم میکنیم؛ خوانندگان فقط روی خوش و شاد عکسها و نوشته ها را میبینند و قضاوت میکنند و نمیدانند در پشت آن نوشته ها و تصاویر، چه دردها و غمهایی وجود دارد.

*یادم باشد بیشتر مواظب باشم

همیشه خودمان باید بخواهیم!

نباید تصور کرد که با پیشرفت مدنیت، مقام زن هم بتدریج بالا رفته است؛ حقیقت امر این است که (در طول تاریخ) زیادتر بودن حس همکاری زن، در تغییر وضع اجتماعی او بیشتر موثر بوده تا تربیت فرهنگی مردان!

تاریخ تمدن، جلد اول

ویل دورانت

صفحه ۴۲

خمیر جادویی

اولین تجربه ام بود و کلی خوشم اومد و لذت بردم از درست کردنش!

شیر یا آب ولرم ۱ لیوان
تخم مرغ ۱ عدد
آرد تا جایی که خمیر بدست نچسبه
روغن ۶ قاشق غذاخوری
خمیرمایه ۱ قاشق مرباخوری
شکر ۱ قاشق برای عمل آوردن خمیر
نمک ۱ قاشق مرباخوری

اول شیر ولرم رو با ۱ قاشق غذاخوری شکر مخلوط میکنیم بعد خمیرمایه رو روش میپاشیم و میزاریم ۱۰ دقیقه تا عمل بیاد
تخم مرغ و نمک و روغن رو با قاشق با هم مخلوط میکنیم و مخمر رو اضافه میکنیم بهشون ولی هم نمیزنیم! آرد رو روی مواد الک میکنیم تا جایی که خمیر بدست نچسبه! یعنی انقدر میریزید و آروم هم میزنید که خمیری بدست بیارین بدون اینکه به دستتون بچسبه.
خمیر رو چند دقیقه ورز میدیم و بعد روشو با پلاستیک میپوشونیم و میزاریم حدودا یک ساعت و نیم تا حجمش دو برابر بشه بعد از خمیر برمیداریم و به هر شکلی که میخواییم ازش استفاده میکنیم

برای پیتزا، پیراشکی، حلقه مرغ و ریحان شیرینی و … این خمیر مناسبه و بسیار بسیار عالی

این دستور واسه خمیری هست که شیرین نیست، ولی اگه خواستد خمیرتون شیرین باشه از ۲ تا ۵ قاشق غذاخوری، بسته به ذائقتون، شکر اضافه کنید.

فرشته خونمون هم اومده و نظاره گر خمیر درست کردن منه 🙂

  • خرداد ۱۳۹۶
  • اردیبهشت ۱۳۹۶
  • فروردین ۱۳۹۶
  • بهمن ۱۳۹۵
  • دی ۱۳۹۵
  • آذر ۱۳۹۵
  • آبان ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • شهریور ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • خرداد ۱۳۹۴
  • اردیبهشت ۱۳۹۴
  • فروردین ۱۳۹۴
  • اسفند ۱۳۹۳
  • بهمن ۱۳۹۳
  • دی ۱۳۹۳
  • آذر ۱۳۹۳
  • آبان ۱۳۹۳
  • مهر ۱۳۹۳
  • شهریور ۱۳۹۳
  • مرداد ۱۳۹۳
  • تیر ۱۳۹۳
  • خرداد ۱۳۹۳
  • اردیبهشت ۱۳۹۳
  • فروردین ۱۳۹۳
  • اسفند ۱۳۹۲
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آذر ۱۳۹۱
  • آبان ۱۳۹۱
  • مهر ۱۳۹۱
  • شهریور ۱۳۹۱
  • مرداد ۱۳۹۱
  • تیر ۱۳۹۱
  • خرداد ۱۳۹۱
  • اردیبهشت ۱۳۹۱
  • فروردین ۱۳۹۱
  • اسفند ۱۳۹۰
  • بهمن ۱۳۹۰
  • دی ۱۳۹۰
  • آذر ۱۳۹۰
  • آبان ۱۳۹۰
  • مهر ۱۳۹۰
  • شهریور ۱۳۹۰
  • مرداد ۱۳۹۰
  • تیر ۱۳۹۰
  • خرداد ۱۳۹۰
  • اردیبهشت ۱۳۹۰
  • فروردین ۱۳۹۰
  • اسفند ۱۳۸۹
  • بهمن ۱۳۸۹
  • دی ۱۳۸۹
  • آذر ۱۳۸۹
  • آبان ۱۳۸۹
  • مهر ۱۳۸۹
  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • خرداد ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • اسفند ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • فروردین ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۵
  • خرداد ۱۳۸۵
  • اردیبهشت ۱۳۸۵
  • فروردین ۱۳۸۵
  • اسفند ۱۳۸۴
  • بهمن ۱۳۸۴
  • دی ۱۳۸۴
  • آذر ۱۳۸۴
  • شهریور ۱۳۸۴
  • آغوش خدا

    وفدت علی الکریم بغیر زاد
    من الحسنات و القلب السلیم

    وحمل زاد اقبح کل شیی
    اذا کان الوفود علی الکریم
    وادی دات آی آر

    معروف است که این جمله را حضرت علی علیه السلام بر قبر سلمان نوشتند.

    با این‌روزهای من سازگار است.
    رمضان مبارک

     

    ترجمه: بدون هیچ زاد و توشه ای به مهمانی کریم درآمدم. نه قلب سلیم و برقراری و نه کارنامه درخشان و آینه واری
    اما زشت‌ترین کار این است که در مهمانی منزل کریم، خوراک و آذوقه با خودت ببری.


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۱:۳۱ ب.ظ روز ۲۱ مرداد ۱۳۸۹ | دیدگاه (۰)

    معضلی به نام کتاب‌نخوانی
    کتاب‌خانه‌ام را که نگاه می‌کنم، حسرت می‌خورم

    در فرندفید گفته بودم. قبلا بیش‌تر کتاب می‌خواندم.
    این چند وقت فکر می‌کردم علت کم‌تر کتاب خواندم، مشغولیت‌ها و کارهایی است که جدیدا پیدا کردم و فرصت کم‌تری برای مطالعه پیدا می‌کنم و در کنار آن، گذراندن وقت‌های خالی‌ام در اینترنت و گودر‌خانی و قس علی هذا.

    ولی چند روز پیش، فهمیدم یک نکته‌ی دیگر هم در این بین وجود دارد که شاید، غافل از آن بوده‌ام.

    انتخاب؛
    عادت همیشگی‌ام این است که وقتی از خانه بیرون می‌روم، باید یک کتاب در کیفم باشد.
    گه‌گداری در اتوبوس یا ماشین که نشسته‌ام یا منتظر هستم، کتاب را در می‌آورم و تورقی می‌کنم. تورق، نه خواندن!
    یعنی طوری که من می‌خوانم بیشتر همان تورق است نه مطالعه
    چند خطی می‌خوانم، خیابان را نگاه می‌کنم؛ فکر می‌کنم؛ حتی چشمانم را روی هم می‌گذارم و چند لحظه می خوابم و دوباره چند خط از کتاب. آخر هم می‌بینم، چند هفته شاید گذشته باشد و من فقط، چند فصل یا بخش کتاب را خوانده باشم.

    بعد هم بنابر شرایط و روحیات، آن کتاب را به کتابخانه برمی‌گردانم و کتاب دیگری بر می‌دارم و این باعث شده کتاب نیم‌خوانده‌هایم زیاد شوند؛ جدیداً

    و دلیلش را همان دلایل بالا می‌دانستم ولی چند روز پیش وقتی شروع کردم به خواندن کتاب جدیدی و در یک روز، چندین فصلش را خواندم و در اتوبوس، هنوز روی صندلی ننشسته، از کیفم در می‌آوردم و شروع به خواندنش می‌کردم، فهمیدم موضوع کتاب‌ی که می‌خوانم و علاقه‌ی خودم به حوزه مطالعاتی، در ترغیب‌م به خواندن آن کتاب خیلی اثر دارد.


    غیر از کتاب‌های درسی که به مجبور به خواندنشان هستیم، چه به موضوع آن درس علاقه داشته باشیم و چه نه، گاهی باید در حوزه‌ی خاص‌ی مطالعه داشته باشیم، در این صورت هم، آن حوزه بنابر انتخاب خودمان و ضروریات و احتیاجات زندگی‌مان انتخاب شده و ناگزیر از خواندن هستیم و خود موضوع، باعث کشش و ترغیب به خواندن می کند ولی حرف من وقتیست که برای دل خودمان و اوقاتی که زیاد تمرکز نداریم( که  کتاب‌های مهم!!! بخوانیم) بخواهیم کتابی را بخوانیم، آن‌وقت است که انتخاب کتاب مناسب، خیلی اهمیت پیدا می کند.

    برای مثال: کتاب “بیگانه” آلبرت کامو، حدود دو هفته ای -شاید هم بیش‌تر- در کیفم بود و هرجا میرفتم، به امید خواندن‌ش، با خودم هم‌راهش می‌کردم ولی هنوز هم تا صفحه ۳۰و‌پنج، بیش‌تر پیش نرفتم ولی “احمد شاه مسعود” را با اشتیاق و سریع‌خواندم.
    این یعنی هنوز علاقه به کتاب خواندن دارم ولی آنچه انتخاب به خواندنش می‌کنم، خیلی اهمیت دارد.

    با خودم که تعارف ندارم. جدیدا کم، می‌خوانم متاسفانه.

     


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۱:۳۳ ب.ظ روز ۱۵ مرداد ۱۳۸۹ | دیدگاه (۰)

    همان ولایت رسول الله

    هفته‌ی پیش در خبرگزاری‌ها استفتأ جدیدی از آیه الله خامنه ای پخش شد پیرامون التزام به ولایت فقیه و بازی جدیدی شد برای سایت ها و خبرگزاری‌های مخالف جمهوری اسلامی.

    فتوای آقا حرف جدیدی نبود و آقا در حکم یک مجتهد،  پاسخ سوالی که از ایشان شده بود را داده‌اند.
    بحث ولایت فقیه و وجود آن در جامعه به نظر من، به همان “دین و سیاست” برمی‌گردد و نظرات مختلفی که به جدائی یا عدم جدائی این‌دو وجود دارد.

    امام خمینی (ره) شاید اولین فقیهی بودند (حداقل معاصر) که توانستند این مبحث را بغیر از بحث تئوری‌اش، وارد مرحله‌ی عمل کنند و با انقلاب سال پنجاه و هفت و تشکیل جمهوری اسلامی، عملا نشان دادند که این مبحث دینی، فقط بحث تئوری نیست و ثابت کردند که دین می‌تواند منشا حیات جمعی و زندگی اجتماعی و پاسخگو نیازهای مادی مردم، در کنار نیازهای معنوی انها باشد.

    نظریه‌ی امام درباره‌ی ولایت فقیه در چند کتاب ایشان آمده، اولین‌بار در کتاب “کشف الاسرار” درباره‌ی ملاحظات حکومتی فقها نوشتند و بعد در کتاب های “الرساله” و “تحریر الوسیله” و هم‌چنین در مهم‌ترین کتابشان درباره‌ی زعامت سیاسی فقیه، کتاب “حکومت اسلامی”، در این زمینه نوشته‌اند.

    نظرات امام درباره‌ی ولایت فقیه کاملا روشن و واضح است؛
    در جائی ایشان می‌فرمایند
    : “ مگر زمان پیغمبر اکرم سیاست از دیانت جدا بود؟ مگر در ان دوره عده ای روحانی بودند و عده دیگر سیاستمدار و زمامدار؟ مگر زمان خلفای حق و ناحق زمان خلافت حضرا امیر سیاست از دیانت جدا بود؟ دو دستگاه بودند؟ این حرف‌ها را استعمارگران و عمال سیاسی آنها درست کردند تا دین از تصرف دنیا و از تنظیم جامعه مسلمانان بر کنار سازند. و ضمنا علمای اسلام را از مردم و مبارزان راه آزادی و استقلال جدا کنند. در این صورت می‌توانند بر مردم مسلط شده و پروت‌های ما را غارت کنند. منظور آنها همین است.”

    و درباره‌ی تشکیل حکومت اسلامی و وظیفه‌ی ولایت فقیه گفته بودند: “عهده‌دار شدن حکومت فی حد ذاته شان و مقامی نیست، بلکه وسیله‌ی انجام وظیفه و اجرای احکام و برقراری نظام عادلانه‌ی اسلام است. این مقام، حکومت و منصب نیست که به انسان، شان و منزلت دهد، بلکه این منزلت و مقام معنوی است که انسان را شایسته برای حکومت و مناصب اجتماعی می‌سازد.”

    و هم چنین درباره‌ی ولایت فقیه گفته‌اند: “قضیه ولایت فقیه یک چیزى نیست که مجلس خبرگان ایجاد کرده باشد. ولایت فقیه یک چیزى است که خداى تبارک و تعالى درست کرده است. همان ولایت رسول اللَّه هست. و اینها از ولایت رسول اللَّه هم می‌ترسند! شما بدانید که اگر امام زمان -سلام اللَّه علیه- حالا بیاید، باز این قلمها مخالف‌اند با او. و آنها هم بدانند که قلمهاى آنها نمى‌تواند مسیر ملت ما را منحرف کند.”

    سخنان ان زمان امام را در کنار صحبت‌های ره‌بر، علی‌الخصوص فتوای اخیرشان که فرموده اند: “ولایت فقیه به معناى حاکمیت مجتهد جامع‌الشرایط در عصر غیبت است و شعبه‌اى است از ولایت ائمه اطهار (علیهم السلام) که همان ولایت رسول الله (صلى الله علیه وآله) مى‌‌باشد” بگذاریم کاملا مشخص است که گفتمان امام و رهبری، یک گفتمان ست و یک دیدگاه.

    جایگاه ولایت فقیه در دین و دنیای مردم، حرف امروز و دیروز و شخص خاصی نیست، این موضوع بحثی بوده که در اسلام وجود داشته است و نظرات مختلفی پیرامون آن داده شده است.

    برای بیش‌تر دانستن درباره‌ی ولایت فقیه این کتاب‌ها پیشنهاد می‌شود:
    – ولایت فقیه، امام خمینی، مؤسسه تنظیم ونشر آثار امام خمینی (ره) ، تهران، ۱۳۷۴ ه. ش، وزیری، ۱۶۰ص.
    – ولایت فقیه، جعفر کریمی، اداره آموزشهای عقیدتی سیاسی نمایندگی ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ۱۳۷۳ ه. ش، وزیری، ۱۲۰ ص
    – ولایت فقیه، آیت الله خزعلی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منطقه ۲، بخش فرهنگی، رقعی.
    – ولایت فقیه، سید محمد هاشم دستغیب، کانون تربیت شیراز، ۱۳۶۳ ه. ش، رقعی.
    – پاسخ به شبهات پیرامون ولایت فقیه، قسمت اول، آیت الله مصباح یزدی معاونت سیاسی تیپ ۸۳ امام جعفر صادق (ع)، رقعی، ۱۶ص، کتابخانه خبرگان.


    در باب “صلوه” فقه در بحث نماز جماعت بحثی داریم درباره‌ی شرایط امام جماعت و اینکه اگر در یک زمانی، دو امام با شرایط یکسان بودند کدامیک اولی هست؛ أقرا و أفقه  و سن ِ‌بیشتر و هاشمی بودن و تقوا و … درجواب می‌آید.

    حال تصور کنید کسی برود و از امام جماعت مسجدشان که اتفاقا سید هم هست این سوال را بپرسد (اگر تصورتان، مسجدی باشد که دو یا چند امام جماعت داشته باشد که یکی‌شان سید است، مثال واضح‌تر می‌شود) و آن شخص هم بر اساس آنچه از فقه خوانده و از احکام اسلام می‌داند به سوال، جواب دهد و بگوید: “در شرایطی که چند امام جماعت باشد، آنکه قرائتش از همه به‌تر است، آنکه داناتر است، آنکه سید است و …”

    جواب این شخص به این معناست که منظور خودش بوده؟ یعنی این خکم را بیان کرده که اولویت خودش را برای امامت در نماز ثابت کند؟

    بازنشر مطلب در گرداب

     


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۱:۳۸ ب.ظ روز ۰۴ مرداد ۱۳۸۹ | دیدگاه (۰)