می‌خوانمت

وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ

و پروردگارتان گفت: مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم، آنان که از عبادت من تکبّر ورزند، به زودی خوار و رسوا به دوزخ درآیند.

سوره مبارکه غافر آیه ۶۰ (بیشتر…)

فرهنگ فارسی خردسال

یکی از سوالات متداول کودکان، معنی و مفهوم کلماتی است که می‌شنوند. والدین با آموزش صحیح معنای کلمات به کودک به او در فهم و یادگیری آنها و بکارگیری‌شان در جملاتش کمک می‌کنند.

کتاب “فرهنگ فارسی خردسال”معنی حدود چهارصد واژه که کودکان زیر هفت سال با آنها مواجه می‌شوند، توضیح و شرح داده است. واژه‌های این فرهنگ در موضوعاتی مانند خانه، شهر، روستا، جنگل، دریا و … تنظیم شده است. این موضوعات کمک می‌کنند کودکان با لایه‌های اساسی محیط اجتماعی و طبیعی خود بیشتر آشنا شوند.

بعضی واژگان ممکن است برای کودک کاملا تازه و ناآشنا باشند و خواندن این کتاب، او را با این واژگان جدید و معنایشان آشنا می‌کند. بسیاری از واژگان کتاب نیز برای کودک آشنا هستند و او از آنها در مکالماتش استفاده می‌کند. ولی مرور دوباره آنها باعث تمرین و تفکر بیشتر کودک در کاربرد آنها و درک معنایشان می‌شود. و این تمرین و مرور باعث ایجاد اعتماد بنفس در کودک به هنگام صحبت کردن و استفاده از واژگان و کلمات می‌شود. این استفاده درست از کلمات و دایره لغات و معانی زیاد به کودک  در تفکر و اندیشیدن بیشتر، کمک می‌کند.

برای خواندن کتاب ابتدا شخصیت‌های کتاب که در صفحه پنجم معرفی شده‌اند را به کودک معرفی کنید. کتاب را به فرزندتان بدهید و از او بخواهید یک تصویر را انتخاب کند. یا با توجه به علاقمندی‌هایش، کلمه‌ای را انتخاب کنید. از فرزندتان بخواهید آنچه درباره آن واژه می‌داند، بگوید. بعد توضیحات کتاب را آرام و شمرده بخوانید. بعد از خواندن توضیحات، درباره آن واژه با کودک صحبت کنید. سوال مطرح کنید. سعی کنید قدرت تفکرش را هرچه بیشتر فعال کنید. مثلا درباره واژه آسمان می‌توانید چنین سوالاتی بپرسید: آسمان چه رنگی است؟ چرا شبها رنگ آسمان عوض می‌شود؟ چه چیزهایی در آسمان می‌بینی؟

از کودک بخواهید اگر توصیف و تعریفی در ذهنش درباره آن واژه دارد بیان کند و اگر اشتباه اطلاعاتی دارد، با توضیح برایش رفع کنید.

تصویرگری کتاب جذاب و زیباست. می‌توانید بدون توجه به واژگان، بازی دیگری با توجه به تصاویر داشته باشید. مثلا تصاویر صفحات را بهم ربط دهید و داستان برایشان بسازید. از کودک بخواهید درباره تصاویر و جزئیات آن صحبت کند. دقت کنید کودک در توضیحاتش به واژه مورد اشاره آن تصویر میرسد یا خیر. این بازی می‌تواند میزان توجه کودک به جزئیات و تصاویر را نشان بدهد و با تشویق و کمک بزرگترها، در آن پیشرفت کند.

کتاب علاوه بر موارد بالا، بعلت اندازه بزرگ حروف، کتاب مناسبی برای تمرین روان‌خوانی کودکان کلاس اول می‌تواند باشد.

این مطلب یکشنبه ۲۴ اردیبهشت ۹۶ در روزنامه همشهری، چاپ شده است

نویسنده: مهناز عسگری
تصویرگر: کیوان اکبری
انتشارات: محراب قلم
مناسب برای کودکان دو تا هفت سال

روضه عشاق

اگر کوهم! خراب از قصه فرهاد خواهم شد
کنار نام اهل عشق، من هم یاد خواهم شد

دلیل از من مخواه، از سرنوشت پیله ها پیداست
که از زندان دنیا عاقبت آزاد خواهم شد

تمام عمر کوهم خواندی و آتشفشان بودم
سکوتم گرچه سر تا پا، شبی فریاد خواهم شد

مسیحای تو بر من گرچه دیگر جان نمی بخشند
اگر یکدم بیاید بر مزارم شاد خواهم شد

به خاک افکندی ام در خون و قول سوختن دادی
چه بهتر! بعد از این خاکستری در باد خواهم شد

 

فاضل نظری

روز هفتم رفتنش

مراسم هفت را تصمیم گرفتیم در خانه خودشان بگیریم. مثل روضه خانگی؛ روضه ای که تصمیم داشتند محرم امسال در خانه شان بگیرند.
برای خرید مخلفات شام بعد از مراسم، با احمد رفتیم هایپر. نوشیدنی و ماست برای حدود سیصد نفر و چند بسته دستمال کاغذی و کمی چای و قند، دو چرخ خرید را پر کرد؛ حرکت که میکردیم نگاه های متعجب بعضی از شهروندان را به چرخ های خرید متوجه میشدم.
به مسئول صندوق که رسیدیم، تعجب و سوالش رو نتوانست پنهان کند و با لبخندی گفت “مهمونی دارین؟” احمد گفت “مراسم داریم، مراسم هفتم مادرم …” لبخند خانم حسابدار روی لبش یخ زد و با ناراحتی گفت “ببخشید، خدا رحمتشون کنه.”

به این فکر میکردم که بقیه آدمها وقتی چرخها را میدیدند با خودشان چه فکری میکردند؟ اگر ایام محرم نبود، شاید خیلی ها فکر میکردند جشنی، تولدی، مراسم شادی داریم؛ خوشبحالشان ی هم حتما در دلشان حواله مان میکردند.

این قضیه مثل قضیه ی زندگیهای مجازی است، عکس هایی که در اینستا میگذاریم، پستهایی که مینویسیم، در حالیکه خیلی واقعیتها و حرفها را قایم میکنیم؛ خوانندگان فقط روی خوش و شاد عکسها و نوشته ها را میبینند و قضاوت میکنند و نمیدانند در پشت آن نوشته ها و تصاویر، چه دردها و غمهایی وجود دارد.

*یادم باشد بیشتر مواظب باشم

همیشه خودمان باید بخواهیم!

نباید تصور کرد که با پیشرفت مدنیت، مقام زن هم بتدریج بالا رفته است؛ حقیقت امر این است که (در طول تاریخ) زیادتر بودن حس همکاری زن، در تغییر وضع اجتماعی او بیشتر موثر بوده تا تربیت فرهنگی مردان!

تاریخ تمدن، جلد اول

ویل دورانت

صفحه ۴۲

خمیر جادویی

اولین تجربه ام بود و کلی خوشم اومد و لذت بردم از درست کردنش!

شیر یا آب ولرم ۱ لیوان
تخم مرغ ۱ عدد
آرد تا جایی که خمیر بدست نچسبه
روغن ۶ قاشق غذاخوری
خمیرمایه ۱ قاشق مرباخوری
شکر ۱ قاشق برای عمل آوردن خمیر
نمک ۱ قاشق مرباخوری

اول شیر ولرم رو با ۱ قاشق غذاخوری شکر مخلوط میکنیم بعد خمیرمایه رو روش میپاشیم و میزاریم ۱۰ دقیقه تا عمل بیاد
تخم مرغ و نمک و روغن رو با قاشق با هم مخلوط میکنیم و مخمر رو اضافه میکنیم بهشون ولی هم نمیزنیم! آرد رو روی مواد الک میکنیم تا جایی که خمیر بدست نچسبه! یعنی انقدر میریزید و آروم هم میزنید که خمیری بدست بیارین بدون اینکه به دستتون بچسبه.
خمیر رو چند دقیقه ورز میدیم و بعد روشو با پلاستیک میپوشونیم و میزاریم حدودا یک ساعت و نیم تا حجمش دو برابر بشه بعد از خمیر برمیداریم و به هر شکلی که میخواییم ازش استفاده میکنیم

برای پیتزا، پیراشکی، حلقه مرغ و ریحان شیرینی و … این خمیر مناسبه و بسیار بسیار عالی

این دستور واسه خمیری هست که شیرین نیست، ولی اگه خواستد خمیرتون شیرین باشه از ۲ تا ۵ قاشق غذاخوری، بسته به ذائقتون، شکر اضافه کنید.

فرشته خونمون هم اومده و نظاره گر خمیر درست کردن منه 🙂

  • خرداد ۱۳۹۶
  • اردیبهشت ۱۳۹۶
  • فروردین ۱۳۹۶
  • بهمن ۱۳۹۵
  • دی ۱۳۹۵
  • آذر ۱۳۹۵
  • آبان ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • شهریور ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • خرداد ۱۳۹۴
  • اردیبهشت ۱۳۹۴
  • فروردین ۱۳۹۴
  • اسفند ۱۳۹۳
  • بهمن ۱۳۹۳
  • دی ۱۳۹۳
  • آذر ۱۳۹۳
  • آبان ۱۳۹۳
  • مهر ۱۳۹۳
  • شهریور ۱۳۹۳
  • مرداد ۱۳۹۳
  • تیر ۱۳۹۳
  • خرداد ۱۳۹۳
  • اردیبهشت ۱۳۹۳
  • فروردین ۱۳۹۳
  • اسفند ۱۳۹۲
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آذر ۱۳۹۱
  • آبان ۱۳۹۱
  • مهر ۱۳۹۱
  • شهریور ۱۳۹۱
  • مرداد ۱۳۹۱
  • تیر ۱۳۹۱
  • خرداد ۱۳۹۱
  • اردیبهشت ۱۳۹۱
  • فروردین ۱۳۹۱
  • اسفند ۱۳۹۰
  • بهمن ۱۳۹۰
  • دی ۱۳۹۰
  • آذر ۱۳۹۰
  • آبان ۱۳۹۰
  • مهر ۱۳۹۰
  • شهریور ۱۳۹۰
  • مرداد ۱۳۹۰
  • تیر ۱۳۹۰
  • خرداد ۱۳۹۰
  • اردیبهشت ۱۳۹۰
  • فروردین ۱۳۹۰
  • اسفند ۱۳۸۹
  • بهمن ۱۳۸۹
  • دی ۱۳۸۹
  • آذر ۱۳۸۹
  • آبان ۱۳۸۹
  • مهر ۱۳۸۹
  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • خرداد ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • اسفند ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • فروردین ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۵
  • خرداد ۱۳۸۵
  • اردیبهشت ۱۳۸۵
  • فروردین ۱۳۸۵
  • اسفند ۱۳۸۴
  • بهمن ۱۳۸۴
  • دی ۱۳۸۴
  • آذر ۱۳۸۴
  • شهریور ۱۳۸۴
  • برای خالی نبودن عریضه

    فصل امتحانهاست و همه مشغول درس خواندن    .

    با اجازه ما هم بریم سر درس و مشقمون و ببینیم دعوای شهید اول و ثانی و کاتوزیان و صفایی بلاخره به کجا میرسه

    پس فعلا با اجازه …. ولی برای خالی نبودن عریضه این جمله تقدیم به شما :

    متواضع باشید ،

    آنگاه دعاهیتان ابرها را خواهد شکافت

     و به عرش خدا خواهد رسید

    التماس دعا

     


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۵:۵۶ ب.ظ روز ۲۵ دی ۱۳۸۴ | دیدگاه (۰)

    من نمی دونم چی بگم . نظر شما چیه؟
    در روزهای اربعین به دیار حق شتافتگان در سانحه سقوط هواپیما بودیم که
    دوباره یه سقوط دیگه و یک سری شهید دیگه …
    .
    .
    .
    حرف من شکایت از هواپیمایی و دولت و هر جای دیگه که همه برای خالی کردن بار خودشون همه تقصیر ها را گردن آنها می اندازند نیست .
    حرف من با صدا و سیماست
    اگه یادتون باشه ( که مسلما هست ) در هواپیمای قبلی یکسری از کارمندان صدا و سیما هم حضور داشتند و بازم یادتان است که هر ساعتی هر کانالی (یا به قول بچگی هام کالان) که میزدی یا یکی گریه می کرد یا صحنه حادثه را نشان می داد یا افتخاری داشت یاران همه رفتند را می خواند .یا به هر حال این یه جوری غم و غصه و ناراحتی شان را از وقوع این حادثه به خورد مردم می دادند .
    حرفی ندارم …
    ولی داد من وقتی در می آید که بیشتر این برنامه ها برای همکاران خودشان است .
    شما بگید تا حالا تو کشور ما چند تا هواپیما سقوط کرده ؟
    از سقوط سال ۵۸ لشکرک ( که خیلی از ما به دنیا هم نیامده بودیم )بگیرید تا سقوط هواپیمای شهید ستاری ، حاج حاتم ، دادمان و …
    خداییش برای کدامیک از این سانحه های هوایی تلویزیون که یک رسانه جمعی است و تقریبا حدود ۶۰ میلیون بیننده دارد اینقدر برنامه گذاشته بود و به قول معمول شلوغ کرده بود ؟
    درست است که همکاران خودشان بودند و همه صدا سیمایی ها از زن و مرد و جوان و میانسال همه گریه می کردند ، ولی این درست است که یک رسانه جمعی چون جمعی از همکارانش فوت کرده اند نصف برنامه هایش را کنسل کند و …
    بازم میگم رسانه جمعی با حدود ۶۰ میلیون بیننده
    اون روزها (موقع سقوط هواپیما منظورم است) با خودم می گفتم شاید برای حوادث هوایی قبلی هم صدا سیما انقدر برنامه پخش می کرد ولی من یادم نیست ولی دیروز  که خبر یه سقوط دیگر را شنیدم با خودم گفتم: حالا ببینم صدا سیما چکار می کند … هم من دیدم هم شما … که ………………….
    نمی دونم     شاید من اشتباه می کنم     نظر شما چیه ؟؟؟
    **********************************
    راستی اعمال روز عرفه تان قبول باشه  و عید قربانتان هم مبارک
    حاجی ها الان منا هستند بعضی هایشان هم مکه …یادش بخیر 
                               اللهم ارزقنا حج بیتک الحرام

     


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۵:۵۸ ب.ظ روز ۲۰ دی ۱۳۸۴ | دیدگاه (۰)

    بی‌عنوان

    می خوام بنویسم ولی نمیدونم چی …این چند روز خیلی اتفاق افتاده

    اول از همه شهادت جمعی از زایران حرم حسینی را تسلیت میگم.دلمون خوش بودکه راه را باز کردند و دوباره دارند اعزام زائر می کنند (بابامون هم گفته بودند عاشورا تاسوعا ان شاالله میریم …ولی با این اوضاع فکر کنم نریم …) نمیدونم ولی یه چیزی بهم میگه اوضاع آروم نمیشه تا…          این الطالب بدم المقتول بکربلا

    یه خبر مسرت بخش هم که مرگ مغزی شارون است که ان شاالله تموم کنه باید براش دعا کنیم : خدا شفاش بده (حرف شین را با فتحه بخونید نه کسره )         آقای امامی کاشانی دیروز یه حرف جالب وخنده دار زدند :شارون افتاده تو بیمارستانو بوش داره براش دعا میکنه و کم مونده وزیر امور خارجه اش(همون خانم رایس) بگه آمین…….

    دیگه اینکه … اعیاد پیش رو را پیشاپیش تبریک میگم ...

    هم عید قربان و هم عید غدیر …(انقدر هم از بچه سیدها عیدی نخواین   من میدونم چرا تو طول سال همه یادشون میره که این بنده خداها سیدن و نزدیک عید غدیر یادشون می افته … اصلا من چرا دارم این چیزا رو میگم؟؟؟ )

     و …  (مثل سریالهای تلویزیون که مهمترین بازیگر را آخر می نویسند با عنوان *و* این مطلب ما هم همینطوره)

      روز عرفه هم که جای خود دارد …دعا فراموش نشه …هر کجا که هستید

     چقدر این فراز از دعای عرفه را دوست دارم:

     و فی نفسی فذللنی و فی اعین الناس فعظمنی

    ببخشید اگه زیاد حرف زدم …

    شاید وقت نکنم آپ کنم …چی کارکنم !ما بچه تنبل ها آخر ترم باید بزنیم تو سر خودمون دیگه….  برای همین این پست را داشته باشید تا بعد

    به قول حافظ :  معذور دار ما  را …

     


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۶:۰۲ ب.ظ روز ۱۷ دی ۱۳۸۴ | دیدگاه (۰)

    یه تلنگر دیگه

    ما یه خواهر زاده داریم به اسم سارا … که خودمم هم نمی دانم چقدر دوسش دارم . وقتی من کلاس چهارم دبستان بودم این سارا خانم باعث شد بنده به مقام رفیع خالگی برسم ( یادش بخیر) .

    حالا این خودش کلاس چهارم است …. ( همیشه بهش میگم خجالت بکش من هم سن تو بودم خاله شده بودم اون وقت تو خواهرم نداری؟ واقعا که )

    حرف نمیزنه نمیزنه ولی وقتی شروع میکنه !!!! (مامان)  مخصوصا اگه خالش رو پیدا کنه  حالا در هر وضعی باشه ( پای کامپیوتر . سر درس ) شروع میکنه                    

    حالا از همه اینها گذشته چند روز پیش داشت برام حرف میزد . از مدرسشون و دوستاش .. چیزی که می خواستم بگم اینه:

    سارا خانم می گفت: امروز خانممون کلی از من تعریف کرد .گفت : از بین بچه ها فقط سارا است همیشه نمازش را بادقت و آرام می خواند . حتی وقتی امتحان داره با همون آرامش همیشگی نمازش را می خواند و تند تند نمی خواند .

    بگذریم از بقیه حرفاش …. یادم نیست چی بهش گفتم .فقط خودم رفتم تو فکر

    یاد مواقعی افتادم که به خاطر امتحان یا هرچیز دیگه نمازم را مثل همیشه نمی خونم ..گفتم از این بچه خجالت بکش …

    چرا ؟ برای چی؟ خودم را میگم نفهمیدم برای چی نماز می خوانم ؟ که با تغییر شرایط نماز خوندنم هم تغییر میکنه. 

    توی یک کتاب نوشته بود :فرق اقامه نماز و نماز خواندن … 

    ما اقامه نماز می کنیم یا نماز می خوانیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا …..

     


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۶:۱۳ ب.ظ روز ۰۹ دی ۱۳۸۴ | دیدگاه (۰)