می‌خوانمت

وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ

و پروردگارتان گفت: مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم، آنان که از عبادت من تکبّر ورزند، به زودی خوار و رسوا به دوزخ درآیند.

سوره مبارکه غافر آیه ۶۰ (بیشتر…)

فرهنگ فارسی خردسال

یکی از سوالات متداول کودکان، معنی و مفهوم کلماتی است که می‌شنوند. والدین با آموزش صحیح معنای کلمات به کودک به او در فهم و یادگیری آنها و بکارگیری‌شان در جملاتش کمک می‌کنند.

کتاب “فرهنگ فارسی خردسال”معنی حدود چهارصد واژه که کودکان زیر هفت سال با آنها مواجه می‌شوند، توضیح و شرح داده است. واژه‌های این فرهنگ در موضوعاتی مانند خانه، شهر، روستا، جنگل، دریا و … تنظیم شده است. این موضوعات کمک می‌کنند کودکان با لایه‌های اساسی محیط اجتماعی و طبیعی خود بیشتر آشنا شوند.

بعضی واژگان ممکن است برای کودک کاملا تازه و ناآشنا باشند و خواندن این کتاب، او را با این واژگان جدید و معنایشان آشنا می‌کند. بسیاری از واژگان کتاب نیز برای کودک آشنا هستند و او از آنها در مکالماتش استفاده می‌کند. ولی مرور دوباره آنها باعث تمرین و تفکر بیشتر کودک در کاربرد آنها و درک معنایشان می‌شود. و این تمرین و مرور باعث ایجاد اعتماد بنفس در کودک به هنگام صحبت کردن و استفاده از واژگان و کلمات می‌شود. این استفاده درست از کلمات و دایره لغات و معانی زیاد به کودک  در تفکر و اندیشیدن بیشتر، کمک می‌کند.

برای خواندن کتاب ابتدا شخصیت‌های کتاب که در صفحه پنجم معرفی شده‌اند را به کودک معرفی کنید. کتاب را به فرزندتان بدهید و از او بخواهید یک تصویر را انتخاب کند. یا با توجه به علاقمندی‌هایش، کلمه‌ای را انتخاب کنید. از فرزندتان بخواهید آنچه درباره آن واژه می‌داند، بگوید. بعد توضیحات کتاب را آرام و شمرده بخوانید. بعد از خواندن توضیحات، درباره آن واژه با کودک صحبت کنید. سوال مطرح کنید. سعی کنید قدرت تفکرش را هرچه بیشتر فعال کنید. مثلا درباره واژه آسمان می‌توانید چنین سوالاتی بپرسید: آسمان چه رنگی است؟ چرا شبها رنگ آسمان عوض می‌شود؟ چه چیزهایی در آسمان می‌بینی؟

از کودک بخواهید اگر توصیف و تعریفی در ذهنش درباره آن واژه دارد بیان کند و اگر اشتباه اطلاعاتی دارد، با توضیح برایش رفع کنید.

تصویرگری کتاب جذاب و زیباست. می‌توانید بدون توجه به واژگان، بازی دیگری با توجه به تصاویر داشته باشید. مثلا تصاویر صفحات را بهم ربط دهید و داستان برایشان بسازید. از کودک بخواهید درباره تصاویر و جزئیات آن صحبت کند. دقت کنید کودک در توضیحاتش به واژه مورد اشاره آن تصویر میرسد یا خیر. این بازی می‌تواند میزان توجه کودک به جزئیات و تصاویر را نشان بدهد و با تشویق و کمک بزرگترها، در آن پیشرفت کند.

کتاب علاوه بر موارد بالا، بعلت اندازه بزرگ حروف، کتاب مناسبی برای تمرین روان‌خوانی کودکان کلاس اول می‌تواند باشد.

این مطلب یکشنبه ۲۴ اردیبهشت ۹۶ در روزنامه همشهری، چاپ شده است

نویسنده: مهناز عسگری
تصویرگر: کیوان اکبری
انتشارات: محراب قلم
مناسب برای کودکان دو تا هفت سال

روضه عشاق

اگر کوهم! خراب از قصه فرهاد خواهم شد
کنار نام اهل عشق، من هم یاد خواهم شد

دلیل از من مخواه، از سرنوشت پیله ها پیداست
که از زندان دنیا عاقبت آزاد خواهم شد

تمام عمر کوهم خواندی و آتشفشان بودم
سکوتم گرچه سر تا پا، شبی فریاد خواهم شد

مسیحای تو بر من گرچه دیگر جان نمی بخشند
اگر یکدم بیاید بر مزارم شاد خواهم شد

به خاک افکندی ام در خون و قول سوختن دادی
چه بهتر! بعد از این خاکستری در باد خواهم شد

 

فاضل نظری

روز هفتم رفتنش

مراسم هفت را تصمیم گرفتیم در خانه خودشان بگیریم. مثل روضه خانگی؛ روضه ای که تصمیم داشتند محرم امسال در خانه شان بگیرند.
برای خرید مخلفات شام بعد از مراسم، با احمد رفتیم هایپر. نوشیدنی و ماست برای حدود سیصد نفر و چند بسته دستمال کاغذی و کمی چای و قند، دو چرخ خرید را پر کرد؛ حرکت که میکردیم نگاه های متعجب بعضی از شهروندان را به چرخ های خرید متوجه میشدم.
به مسئول صندوق که رسیدیم، تعجب و سوالش رو نتوانست پنهان کند و با لبخندی گفت “مهمونی دارین؟” احمد گفت “مراسم داریم، مراسم هفتم مادرم …” لبخند خانم حسابدار روی لبش یخ زد و با ناراحتی گفت “ببخشید، خدا رحمتشون کنه.”

به این فکر میکردم که بقیه آدمها وقتی چرخها را میدیدند با خودشان چه فکری میکردند؟ اگر ایام محرم نبود، شاید خیلی ها فکر میکردند جشنی، تولدی، مراسم شادی داریم؛ خوشبحالشان ی هم حتما در دلشان حواله مان میکردند.

این قضیه مثل قضیه ی زندگیهای مجازی است، عکس هایی که در اینستا میگذاریم، پستهایی که مینویسیم، در حالیکه خیلی واقعیتها و حرفها را قایم میکنیم؛ خوانندگان فقط روی خوش و شاد عکسها و نوشته ها را میبینند و قضاوت میکنند و نمیدانند در پشت آن نوشته ها و تصاویر، چه دردها و غمهایی وجود دارد.

*یادم باشد بیشتر مواظب باشم

همیشه خودمان باید بخواهیم!

نباید تصور کرد که با پیشرفت مدنیت، مقام زن هم بتدریج بالا رفته است؛ حقیقت امر این است که (در طول تاریخ) زیادتر بودن حس همکاری زن، در تغییر وضع اجتماعی او بیشتر موثر بوده تا تربیت فرهنگی مردان!

تاریخ تمدن، جلد اول

ویل دورانت

صفحه ۴۲

خمیر جادویی

اولین تجربه ام بود و کلی خوشم اومد و لذت بردم از درست کردنش!

شیر یا آب ولرم ۱ لیوان
تخم مرغ ۱ عدد
آرد تا جایی که خمیر بدست نچسبه
روغن ۶ قاشق غذاخوری
خمیرمایه ۱ قاشق مرباخوری
شکر ۱ قاشق برای عمل آوردن خمیر
نمک ۱ قاشق مرباخوری

اول شیر ولرم رو با ۱ قاشق غذاخوری شکر مخلوط میکنیم بعد خمیرمایه رو روش میپاشیم و میزاریم ۱۰ دقیقه تا عمل بیاد
تخم مرغ و نمک و روغن رو با قاشق با هم مخلوط میکنیم و مخمر رو اضافه میکنیم بهشون ولی هم نمیزنیم! آرد رو روی مواد الک میکنیم تا جایی که خمیر بدست نچسبه! یعنی انقدر میریزید و آروم هم میزنید که خمیری بدست بیارین بدون اینکه به دستتون بچسبه.
خمیر رو چند دقیقه ورز میدیم و بعد روشو با پلاستیک میپوشونیم و میزاریم حدودا یک ساعت و نیم تا حجمش دو برابر بشه بعد از خمیر برمیداریم و به هر شکلی که میخواییم ازش استفاده میکنیم

برای پیتزا، پیراشکی، حلقه مرغ و ریحان شیرینی و … این خمیر مناسبه و بسیار بسیار عالی

این دستور واسه خمیری هست که شیرین نیست، ولی اگه خواستد خمیرتون شیرین باشه از ۲ تا ۵ قاشق غذاخوری، بسته به ذائقتون، شکر اضافه کنید.

فرشته خونمون هم اومده و نظاره گر خمیر درست کردن منه 🙂

  • خرداد ۱۳۹۶
  • اردیبهشت ۱۳۹۶
  • فروردین ۱۳۹۶
  • بهمن ۱۳۹۵
  • دی ۱۳۹۵
  • آذر ۱۳۹۵
  • آبان ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • شهریور ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • خرداد ۱۳۹۴
  • اردیبهشت ۱۳۹۴
  • فروردین ۱۳۹۴
  • اسفند ۱۳۹۳
  • بهمن ۱۳۹۳
  • دی ۱۳۹۳
  • آذر ۱۳۹۳
  • آبان ۱۳۹۳
  • مهر ۱۳۹۳
  • شهریور ۱۳۹۳
  • مرداد ۱۳۹۳
  • تیر ۱۳۹۳
  • خرداد ۱۳۹۳
  • اردیبهشت ۱۳۹۳
  • فروردین ۱۳۹۳
  • اسفند ۱۳۹۲
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آذر ۱۳۹۱
  • آبان ۱۳۹۱
  • مهر ۱۳۹۱
  • شهریور ۱۳۹۱
  • مرداد ۱۳۹۱
  • تیر ۱۳۹۱
  • خرداد ۱۳۹۱
  • اردیبهشت ۱۳۹۱
  • فروردین ۱۳۹۱
  • اسفند ۱۳۹۰
  • بهمن ۱۳۹۰
  • دی ۱۳۹۰
  • آذر ۱۳۹۰
  • آبان ۱۳۹۰
  • مهر ۱۳۹۰
  • شهریور ۱۳۹۰
  • مرداد ۱۳۹۰
  • تیر ۱۳۹۰
  • خرداد ۱۳۹۰
  • اردیبهشت ۱۳۹۰
  • فروردین ۱۳۹۰
  • اسفند ۱۳۸۹
  • بهمن ۱۳۸۹
  • دی ۱۳۸۹
  • آذر ۱۳۸۹
  • آبان ۱۳۸۹
  • مهر ۱۳۸۹
  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • خرداد ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • اسفند ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • فروردین ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۵
  • خرداد ۱۳۸۵
  • اردیبهشت ۱۳۸۵
  • فروردین ۱۳۸۵
  • اسفند ۱۳۸۴
  • بهمن ۱۳۸۴
  • دی ۱۳۸۴
  • آذر ۱۳۸۴
  • شهریور ۱۳۸۴
  • جنگ چهره زنانه ندارد

    با خوندن چند پاراگراف از کتاب در یک کانال تلگرامی، تشویق شدم “جنگ چهره زنانه ندارد” را بخرم. موضوع کتاب درباره زنان روسی است که در جنگ جهانی دوم در جبهه حضور داشتند و با آلمانها جنگیدند.
    قبل از خواندن این کتاب، حضور زن برایم در جبهه و خط مقدم، با توجه به کتابها و فیلمهایی که خوانده و دیده بودم در نقش پرستار و امدادگر خلاصه میشد ولی این کتاب زنانی را برایم تعریف کرد که اسلحه دست گرفتند و در خط مقدم مثل یک سرباز به دشمن حمله کردند، تک‌تیرانداز بودند، پارتیزان بودند و در جنگل زندگی می‌کردند، مین‌روب بودند، حتی فرمانده شدند و سربازان مرد را فرماندهی می‌کردند. یکعده دیگر هم در نقش پرستار و پزشک و آشپز و حتی خواننده! به جبهه خدمت می‌کردند.

    نکته‌ای که در حین خواندن کتاب و صحبت درباره موضوع و مطالب آن با دیگران برایم روشن شد این بود که در درجه اول افراد مثل هم نیستند و همانطور که در کتاب چندین‌بار ذکر شده بود خیلی از زنان حاضر به ترک عادات زنانگی و خانه نبودند و در شرایط بد جنگی، مثل ج ج دوم که تعداد مردان روس زنده کم شده بود، توانایی حضور در جبهه و جنگیدن را نداشتند و حتی بعد از اتمام جنگ زنانی را که به جنگ رفته بودند سرزنش میکردند، ولی بعضی از زنان چنین توانایی داشتند و وظیفه خودشان می‌دانستند به کشور و مردمشان، اینگونه کمک کنند، حتی اگر بعد از جنگ همان مردان همرزمشان که در جنگ آنها را تحسین و تشویق میکردند، بعد از اتمام جنگ بخاطر روحیه جنگی که آنها پیدا کرده بودند، حاضر به ازدواج با آنان نمیشدند.

    نکته دوم هم برای من این بود که شرایط زنان روس در کتاب را با زنان سرزمین و دین خودم مقایسه نکنم؛ هم بخاطر تفاوتی که در جنگ کشور آنها و تعداد کشته‌ها و وسعت جغرافیایی و شرایط جنگی با جنگ‌های معاصر منطقه ما دارد و هم بخاطر نوع تربیت متفاوت (کمونیسم) آنها با ما.

    کتاب در عین جذاب بودن و تازگی شنیده‌ها، تلخ است. مخصوصا اگر خواننده زن باشد، با تک‌تک راویان کتاب هم‌زادپنداری میکند ولی گاهی نمی‌تواند آنها را درک کند؛ مثلا یکی از راویان مادریست بیسیم‌چی که با نوزاد چند روزه‌اش به خطمقدم رفته، نوزاد گرسنه است و مادر شیر ندارد تا او را آرام کند، گریه نوزاد ممکن است محل نیروها را لو بدهد، مادر سر نوزاد را درون دریاچه می‌کند و نگه می‌دارد!!! …

    یکی از نکات منفی کتاب، مرتب نبودن کامل روایت‌هاست؛ با وجودیکه کتاب به هفت بخش تقسیم شده ولی خواننده گاهی بین راوی‌های مختلف که هرکدام یک مسئولیت داشتند و قصه هرکدام زمان مختلفی از جنگ را بازگو می‌کند، گم می‌شود و نبود یک دسته‌بندی دقیق برای یادداشت‌ها و خاطرات را حس می‌کند. این سردرگمی وقتی بیشتر می‌شود که در قسمت‌هایی از کتاب اسم و نقش راوی‌ها که بعد از هر خاطره می‌آمد حذف می‌شود و خواننده فقط با باز و بسته شدن پوتیشن‌ها متوجه تغییر در داستان و راوی می‌شود.

    یکی دیگر از نکاتی که در طی خواندن کتاب مخاطب را اذیت می‌کرد، تاکید چندباره در خاطرات راویان  مختلف بر این موضوع بود که روسها انسانهای خوب و مهربانی بودند و آلمانها متجاوز و وحشی؛ برای مثال در صفحه ۲۶۰ از زبان یک پزشک می‌خوانیم:

    یا در صفحه ۳۳۶

    و اینها نشان می‌دهد از کتاب نباید توقع بی‌طرفی یا صرفا گفتن واقعیات را داشت.

    نویسنده کتاب خانم سوتلانا آلکساندرونا الکسیویچ است و  اولین نویسنده تاریخی است که به خاطر نوشته‌هایش در ژانر مستندنگاری، جایزه ادبی نوبل را دریافت کرده است. کتاب به زبان‌های مختلفی ترجمه شده است و در سرچی که در این زمینه داشتم، متوجه شدم کتاب به زبان‌های آلمانی، ایتالیایی و ژاپنی یعنی سه کشوری که در جنگ جهانی دوم ضد روسیه میجنگیدند، ترجمه نشده است. در ایران هم عبدالمجید احمدی آن را ترجمه کرده و توسط نشر چشمه، منتشر شده است. قیمت کتاب در سال نود و پنج بیست و شش هزار تومان است.


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۵:۵۰ ب.ظ روز ۱۲ بهمن ۱۳۹۵ | دیدگاه (۰)

    خانم فرمانده

    من رو به دسته‌م بردن. دستور دادم: «دسته! به جای خود!» اما دسته حتا از جاش تکون هم نخورد. یکی دراز کشیده بود، یکی نشسته بود و سیگار می‌کشید، یکی هم که گردنش رو با صدا می‌چرخوند، گفت: «آخی!». خلاصه، وانمود کردن اصلاً منو ندیدن. براشون سنگین بود؛ اونا مرد بودن، بچه‌های شناسایی، حالا باید از یه دختر بیست‌ساله فرمان ببرن. من این رو خیلی خوب درک می‌کردم ولی مجبور بودم فرمان بدم: «بلند شید ببینم!»

    یکهو دیدم تیراندازی شروع شد… پریدم تو خندق، از اون‌جایی که شنلم نو بود و کف خندق هم گِلی، تو خندق به پهلو روی برف‌ها خوابیدم تا شنلم گِلی نشه. دختره احمق! شنل برام مهم‌تر از زندگی بود! سربازام وقتی این صحنه رو دیدن زدن زیر خنده.

     

    صفحه ۲۵۰
    کتاب جنگ چهره زنانه ندارد


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۵:۵۶ ب.ظ روز ۱۰ بهمن ۱۳۹۵ | دیدگاه (۰)

    همیشه خودمان باید بخواهیم!

    نباید تصور کرد که با پیشرفت مدنیت، مقام زن هم بتدریج بالا رفته است؛ حقیقت امر این است که (در طول تاریخ) زیادتر بودن حس همکاری زن، در تغییر وضع اجتماعی او بیشتر موثر بوده تا تربیت فرهنگی مردان!

    تاریخ تمدن، جلد اول

    ویل دورانت

    صفحه ۴۲


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۱۱:۲۵ ق.ظ روز ۳۱ شهریور ۱۳۹۵ | دیدگاه (۰)

    حرمت‌ها

    دعوای گله و طعنه که نمک و ادویه زندگی زن و شوهراست؛ البت تا اندازه ای که پرده های میون اونا پاره نشه!
    که بدون اگه این اتفاق افتاد، مهر و محبت بین اونام ور افتاد.
    هر اندازه امنیت خاطری که مرد برای زنش فراهم میکنه مهمه، همون اندازه حرمتی که زن توی خونه برای مردش میذاره مهمه

    دیالوگ مادر حیدر (ثریا قاسمی) در سریال شب دهم


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۶:۲۴ ب.ظ روز ۱۸ مرداد ۱۳۹۵ | دیدگاه (۰)

    پایان خوش
    دعوایتان شده و چند ساعتی‌ است بین‌تان فقط سکوت برقرار است؟ اعصاب هردو نفرتان خرد است و سر مسائل کوچک بحث‌تان شده؟ احساس می‌کنید حرف یکدیگر را نمی‌فهمید و به درد هم نمی‌خورید؟ کمی آرام باشید!

    شما ۲ نفر با تربیت‌های متفاوت هستید و وجود اختلاف بین شما یک امر بدیهی است. از قدیم گفته‌اند دعوا نمک زندگی است ولی قطعا هیچ‌کس نمی‌خواهد زندگی‌اش زیادی شور شود پس باید حواستان باشد که اختلافات را عاقلانه و هوشمندانه مدیریت کنید وگرنه زندگی‌تان دچار خطر می‌شود. اگر این اختلافات به قهر بین شما منجر شد، نباید بگذارید زیاد طولانی شود. با روش‌های مختلف باید رابطه را دوباره بازیابی کنید. بنابراین راه‌های پا پیش گذاشتن برای آشتی کردن را یاد بگیرید تا با بحران قهرهای طولانی و دلسرد‌کننده در زندگی با همسر‌تان مواجه نشوید.

    • خودت را بشناس

    برای آشتی کردن عجله داشته باشید و نگذارید ساعات قهر‌بودن‌تان طولانی شود ولی نه آنقدر سریع که هنوز هیجان و ناراحتی‌تان از دعوا و کشمکش‌ها از بین نرفته باشد. کمی صبر کنید تا از لحاظ روحی آمادگی آشتی پیدا کنید و آرام شوید. وگرنه ممکن است دوباره آتش زیر خاکستر باد بخورد و افروخته شود. با خودتان کمی خلوت کنید و به موضوع دعوایتان فکر کنید.
    به قول قدیمی‌ها کلاهتان را قاضی کنید و ببینید خودتان چقدر در این کشمکش مقصر بوده‌اید. رفتارتان را قضاوت کنید. این کار قدم اول برای درست کردن رفتارتان و یک آشتی صحیح است.
    اگر شما به چرایی رفتار خودتان پی نبرید و درصدد اصلاحش برنیایید، آن آشتی چند روز بعد دوباره به همان دعواها و کشمکش‌ها و نهایتا قهر می‌انجامد و عملا آشتی‌تان فقط چند روز دوام خواهد داشت.

    • پیشقدم شوید

    مدام به این فکر نکنید که همسرتان این بحث را شروع کرد یا نه، او بود که با شما قهر کرد و دیگر صحبت نکرد یا شما. شما دیگر یک نوجوان یا صرفا یک جوان لجوج نیستید و اینجا صحنه مدرسه و کلاس نیست. فردی که در مقابلتان است نیز دوست یا خواهر و برادرتان نیست بلکه همسر و شریک زندگی‌تان است و بحث سر زندگی و آینده شماست، پس مهم نیست شما دعوا را شروع کرده‌اید یا نه، برای آشتی شما پیشقدم شوید.
    مطمئن باشید نه آسمان به زمین می‌آید و نه غرورتان جریحه‌دار می‌شود. حتی ممکن است با این پیشقدم‌شدن، احترام و ارزش شما نزد همسرتان بیشتر شود.

    • از عذرخواهی کردن نترسید

    تابه‌حال هزاران انسان از دیگران به‌خاطر کار اشتباهی که کرده‌اند عذرخواهی کرده‌اند و هیچ اتفاقی برایشان نیفتاده، پس جرأت و شهامت این کار را داشته باشید و بعد از پایان دعوا و مشاجره‌تان، وقتی کمی با خود خلوت کردید و فهمیدید اشتباه از جانب شما هم بوده است، از همسرتان عذرخواهی کنید. حتی اگر او نیز مقصر بود، شما عذرخواهی کنید، مطمئن باشید همسرتان نیز از کار و رفتارش پشیمان است.

    • جداکردن جای خواب، ممنوع

    قدیمی‌ها توصیه‌ای داشتند که می‌گفتند اگر بدترین دعواها را با هم داشتید، هیچ وقت جای خواب‌تان را از هم جدا نکنید. در همان اتاق خوابتان و در همان جای همیشگی‌تان بخوابید. ممکن است ناراحتی‌تان با همین کار کوچک از بین برود و با یکدیگر آشتی کنید. این نکته را فراموش نکنید که فردایش با یکدیگر درباره ناراحتی‌تان صحبت و سعی کنید مسئله پیش آمده را حل کنید.

    • راه را به هم نشان بدهید

    در مواقع عادی، با یکدیگر درباره راهکارهای مورد علاقه‌تان برای آشتی صحبت کنید! مثلا بگویید، اگر روزی با هم قهر کردیم، دوست داری من چه کاری کنم؟ ممکن است بعضی‌ها دوست داشته باشند چند ساعتی به غار تنهایی‌شان فرو روند و اگر شما اقدام به صحبت و آشتی کنید، بدتر اعصابشان به هم می‌ریزد. این تجربیات از خلق و خوی یکدیگر را ممکن است در طول زندگی مشترک به‌دست آورید ولی صحبت کردن درباره آنها، شما را زودتر به نتیجه می‌رساند.

    • نامه بنویسید

    گاهی نوشتن یک نامه عذرخواهی، اگرخودتان را مقصر می‌دانید یا یک نامه توضیح و شرح مشکل پیش آمده، درصورتی که همسرتان را مقصر می‌دانید، هم منجر به آشتی کردن می‌شود، هم باعث می‌شود یکسری مسائل که همسرتان درست متوجه منظور شما نشده، به‌صورت مکتوب بازتر و سوءتفاهمات برطرف شود. لحن نامه‌تان حتی اگر مقصر شما نباشید، طلبکارانه نباشد.

    سعی کنید از عبارات عاطفی و عاشقانه در آن استفاده کنید. نامه را در یک مکان تأثیرگذار بگذارید. مثلا بین صفحات کتابی که شب‌ها آن را مطالعه می‌کند یا زیر بالش خوابش، طوری که قسمتی از نامه بیرون باشد و قبل خواب، چشمش به آن بیفتد. اگر هم برای خانم‌تان نوشته‌اید، جایی که موقع شستن ظرف‌ها یا بعد از آن چشمش به آن بیفتد هم مکان مناسبی است.

    • از پیامک غافل نشوید

    پیامک‌های محبت آمیز و مهربانانه برای همسرتان بفرستید. حتی اگر در خانه و در یک اتاق مشترک هستید ولی با هم قهر هستید، پیامک بفرستید. خنده‌دار است؟ خب مزیتش همین است که دوباره هردویتان را شاد می‌کند و این یعنی امکان شروع مکالمه.  احساس‌ محبتی که به او دارید را در قالب کلمات نشانش دهید. اگر جمله و پیامی که می‌خواهید بفرستید از زبان خودتان باشد، خیلی بهتر است حتی اگر در ساده‌ترین جملات باشد یا می‌توانید ابیات عاشقانه‌ای که شنیده‌اید و بلد هستید برایش بفرستید. مانند این بیت: «گر تورا با ما تعلق نیست، ما را شوق هست، ور تو را بی‌ما صبوری هست، ما را تاب نیست» اگر در محل کار هستید یا از هم دور هستید، بعد از رد و بدل شدن پیامک‌ها حتما به همسرتان زنگ بزنید و بگذارید ارتباط صوتی، آن رابطه محبت‌آمیز بین شما را محکم‌تر کند.

    hamshahri

    • فوت کوزه‌گری

    به هیچ وجه نگذارید قهرتان طولانی شود. در حدیثی از پیامبر داریم روا نیست که مؤمن بیش از ۳ روز با برادرش قهر باشد، حال درنظر بگیرید. اگر زن و شوهر با هم قهر طولانی کنند چه اثرات جبران‌ناپدیری در روابطشان به‌وجود می‌آورد. اگر قهرتان بیشتر از یک روز طول کشید حتی اگر فکر می‌کنید مسبب قهر شما نبوده‌اید، غرورتان را کنار بگذارید و برای آشتی پیشقدم شوید. قهرهای طولانی روابط بین شما را سرد می‌کند.

    وقتی که با همسرتان قهر هستید، سعی کنید در این مورد کمتر با دوستان و همکاران و بالاخص خانواده‌تان صحبت کنید چون ممکن است به‌خاطر دلخوری‌ای که دارید، تصویر نامناسبی از او برای دیگران بسازید، درصورتی که شما به‌زودی آشتی می‌کنید و آن مسائل را فراموش می‌کنید ولی تصویری که در آن زمان از شخصیت او برای دوستانتان ساخته‌اید در ذهن آنها می‌ماند.

    این نکته را هیچ‌گاه فراموش نکنید که انسان ممکن‌الخطاست. اگر این صحبت را آویزه گوشتان کنید، هروقت خطا از جانب همسرتان باشد، راحت‌تر با آن برخورد می‌کنید و اگر خطا از جانب خودتان باشد با شهامت آن را قبول و عذرخواهی می‌کنید.

    بعد از آشتی کردن، حتما درباره موضوع مورد بحثتان، در یک فضای آرام، همفکری کنید. اگر می‌خواهید به اشتباه خودتان اعتراف کنید مثلا بگویید من فهمیدم در فلان قضیه اشتباه فکر می‌کردم. ولی هیچ‌گاه همسرتان را وادار به اعتراف نکنید و از او نخواهید از شما عذرخواهی کند. اگر خودش بخواهد، این کار را می‌کند. گفتن و اصرار شما، وضع را بدتر می‌کند.

    • آقایان بخوانند
    1. یک ساعت قبل از ساعت همیشگی که به خانه برمی‌گشتید، به همسرتان پیامک بزنید که آماده باشد تا با هم بیرون بروید. می‌توانید به یکی از پارک‌های شهرتان بروید و کمی قدم بزنید، بستنی یا خوراکی مورد علاقه همسرتان را برایش بخرید یا به یک رستوران بروید و باهم شام بخورید. این همراهی شما با یکدیگر در محیط بیرون، باعث می‌شود سرصحبت باز شود و باهم آشتی کنید.
    2. اگر یک روز از قهر کردن‌تان گذشته و هنوز باهم آشتی نکرده‌اید، کمی در رفتار و کارهایتان ملایمت بیشتری داشته باشید و نشان دهید مایل به آشتی هستید. مثلاخریدهایی که می‌دانید همسرتان برای خانه احتیاج دارد را بخرید. خود این حرکت به همسرتان نشان می‌دهد شما، تمایل دارید آشتی کنید و به‌احتمال زیاد خود او هم پیشقدم می‌شود.
    3. برای همسرتان یک هدیه هرچند کوچک بخرید. بدانید خانم‌ها از هدیه گرفتن بسیار خوشحال می‌شوند و برایشان در این مواقع بزرگ یا کوچک، گران یا ارزان بودنش چندان تفاوتی ندارد و فقط از اینکه شما به فکر آنها بوده‌اید و برایشان هدیه خریده‌اید خوشحال می‌شوند و راه آشتی برایتان هموار می‌شود. می‌توانید یک روسری، شال، کتاب از نویسنده مورد علاقه یا حتی یک کیک کوچک بخرید. هدیه را در جای به‌خصوصی بگذارید که همسرتان توقع دیدن هدیه در آن مکان را نداشته باشد و از دیدنش ذوق‌زده شود مثلا یخچال مکان فوق‌العاده‌ای برای قرار دادن کادوی خانم‌هاست. اگر شعر زیبایی به تازگی خوانده‌اید، می‌توانید آن را در کاغذی نوشته و در کنار آیینه یا مکانی که وسایل شخصی‌اش را می‌گذارد قرار دهید.
    • خانم‌ها بخوانند
    1. وقتی هنوز همسرتان از سرکار برنگشته، خانه را تمیز کنید، غذای مورد علاقه همسرتان را بپزید. کمی به سرو وضع خودتان برسید و منتظر آمدن همسر باشید. وقتی همسرتان آمد، بعد از یک استراحت مختصر، شام را بکشید و از او بخواهید به سر سفره بیاید، وقت خوردن شام، کم‌کم سکوت را بشکنید و سر صحبت را با کلمات خیلی عادی، باز کنید مثلا از او بخواهید دیس غذا را که دست‌تان به آن نمی‌رسد، به شما بدهد یا برایش نوشیدنی بریزید و تعارفش کنید. نظرتان را درباره برنامه درحال پخش از تلویزیون بگویید. مطمئن باشید به همین آرامی تا انتهای شام با هم آشتی خواهید کرد و سفره شام را با یکدیگر جمع می‌کنید!
    2. تجربه ثابت کرده، میوه پوست کنده و آماده شده یا ظرفی از خوردنی و تنقلات مورد علاقه مردان،بالاخص چای روش بسیار مؤثری برای آشتی است. شما هم یک‌بار امتحانش کنید.
    3. اگر همسرتان اهل فیلم دیدن است، می‌توانید یکی از فیلم‌های مورد علاقه‌اش را در دستگاه پخش، آماده بگذارید و زمانی که همسرتان در هال یا اتاق تلویزیون مشغول استراحت است آن را پخش کنید و با یک بشقاب میوه یا تنقلات، کنارش بنشینید. این موضوع که همسرتان بفهمد شما به علایقش احترام می‌گذارید و آنها را می‌شناسید، برایش بسیار مهم است.
    4. اکثر آقایان، عذرخواهی کردن، مخصوصا عذرخواهی کلامی برایشان سخت است. کوچک‌ترین عکس‌العمل مردها معمولا به معنی تقاضای آشتی است را بهانه آشتی قلمداد کنید. نگذارید قهرتان طولانی شود و همسرتان به قهر طولانی عادت کند. این طولانی شدن به ضرر هردوی شماست و به زندگی‌تان لطمه می‌زند.

    این مطلب برای روزنامه همشهری + نوشته شده است.

    من یک زن خانه‌دار هستم

    ناخن‌های بلند برای خودتان

    انگار ما زنان خانه‌دار، ناخن بلند نداشته باشیم بهتر است؛بیشترین تلفات‌شان موقع ظرف شستن است.
    آخ از زمانی که برمی‌گردد …

     

    پ ن:ضمیر خودتان، نمی‌دانم دقیقا به چه کسانی برمی‌گردد


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۱۲:۴۸ ق.ظ روز ۲۷ مرداد ۱۳۹۴ | دیدگاه (۰)

    شب مادر

    در کنج ایوان می‌گذارد خسته جارو را
    در تشت می‌شوید دو تا جورابِ بدبو را

    با دست‌های کوچکش هی چنگ پشتِ چنگ
    پیراهن چرکِ برادرهای بدخو را

    قلیان و چای قندپهلو فرصت تلخی ‌ست
    شیرین کند کام پدر، این مرد اخمو را

    هر شب پری‌های خیالش خواب می‌بینند:
    یک شاهزاده، ترک یک اسب سفید او را

    یک روز می‌آیند زن‌ها کِل‌ کشان، خندان
    داماد می‌بوسد عروس گیج کم‌ رو را

    یک حلقه از خورشید هم حتی درخشان ‌تر
    ای کاش مادر بود و می‌دید آن النگو را

    او می‌رود با گونه‌هایی سرخ از احساس
    یک زندگیِ تازه‌ ی گرم از تکاپو را

    او زندگی را سال‌های بعد می‌فهمد
    دستِ بزن را و زبانِ تند بدگو را

    روحش کبود از رنج و جسمش آبرودار است
    وقتی که با چادر، کبودی‌های اَبرو را

    اما برای دخترش از عشق می‌گوید
    از بوسه‌‌ی عاشق که با آن هرچه جادو را

    هرشب که می‌خوابند، دختر خواب می‌بیند:
    یک شاهزاده، ترک یک اسب سفید او را

    مژگان عباسلو