ای اولین و آخرین امید
إِنْ یَنْصُرْکُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَکُمْ وَإِنْ یَخْذُلْکُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِی یَنْصُرُکُمْ مِنْ بَعْدِهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ
اگر خدا شما را یارى کند هیچ کس بر شما غالب نخواهد شد
و اگر دست از یارى شما بردارد، چه کسى بعد از او شما را یارى خواهد کرد؟
مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند
سوره مبارکه آل عمران، آیه ۱۶۰
🤔 برای کودکان و نوجوانان چه کتاب‌هایی بخریم؟

📚 این روزها که نمایشگاه کتاب شلوغ‌تر شده و بازار خریدن کتاب داغ است بد نیست با خودمان معیارهای خرید کتاب خوب برای کودکان و نوجوانان را مرور کنیم چون بین انبوه کتاب‌هایی که منتشر می‌شود انتخاب کتاب خوب و مفید، کار چندان آسانی نیست. حالا اگر بخواهیم برای کودک و نوجوان کتابی انتخاب کنیم، کار سخت‌تر هم می‌شود. چون این کتاب‌ها هستند که بخش عمده‌ای از فکر و نگرش کودک به جهان و دیگران را شکل می‌دهند. پس باید در انتخاب کتاب برای این قشر دقت کنیم.

✅ موضوعی انتخاب کنید
اکثر بچه‌ها ممکن است مشکلات یا رفتارهایی داشته باشند که والدین را ناراضی می‌کند. خواندن کتاب‌هایی در همان موضوع، به رفع و حل آن مشکل کمک می‌کند. موضوعاتی مثل لجبازی، ترس زیاد، کم‌رویی، جیغ زدن موضوعاتی هستند که درباره‌شان کتاب‌هایی برای کودکان نوشته شده است. کودکان با شخصیت‌های کتاب‌ها ارتباط می‌گیرند و سعی می‌کنند مانند آنها عمل کنند. شناسایی این نوع کتاب‌ها و خواندن چندباره‌شان برای کودک، کمک زیادی در رفع مشکل کودک شما می‌کند.

🧠 رنگ و متن هردو باهم
کودکان زیر هفت سال، توجه زیادی به نقاشی‌ها و رنگ‌هایی که در تصاویر استفاده شده می‌کنند. پس یادتان باشد کتابهایی که انتخاب می‌کنید تصاویر کودکانه و شادی داشته باشند وگرنه کودک شما تمایلی به شنیدن داستان آن کتاب نشان نمی‌دهد، حتی اگر داستان جذابی داشته باشد. کتاب خوب برای خردسالان هم متن و داستان خوبی باید داشته باشد، هم تصاویر شاد.

🌸 تک‌بعدی نباشید
برخی والدین، فقط کتاب‌های علمی و آموزشی برای فرزندان‌شان می‌خرند و معتقدند کودک باید از لحاظ دانش‌های علمی قوی شود. یا برخی فقط کتب تخیلی یا داستانی تهیه می‌کنند. بهتر است بگذارید فرزندتان کتاب‌های خوب در موضوعات مختلف را بخواند و خودش موضوعات مورد علاقه‌اش را پیدا کند.

👶 توجه به علاقه‌های نوجوانان
قرار نیست هر کتابی که بچه‌ی همسایه آن را دوست دارد، نوجوان شما هم به آن علاقه داشته باشد. پس حتما موضوعات مورد علاقه فرزندتان را از او بپرسید و بر آن اساس، برایش کتاب بخرید. قطعا کتابی که در موضوعات مورد علاقه نوجوان‌تان نیست، رغبتی برای کتابخوانی در او ایجاد نمی‌کند.

👥 راهنمایی بگیرید
برای خریدن کتاب خوب، یا باید به قلمِ نویسنده اعتماد داشته باشیم و کتاب‌های دیگرش را خوانده باشیم، یا اعتماد به انتشاراتی کنیم که می‌دانیم کتاب‌های بی‌فایده و هرز چاپ نمیکند. یا از دوستان و کسانی‌که زیاد کتاب می‌خوانند مشورت بگیریم. البته یادتان نرود از هرکسی هم نمی‌توان مشورت گرفت سعی کنید از کسانیکه می‌شناسید و به آنها اطمینان دارید، درباره کتاب‌ها بپرسید.

🧕 اول خودتان بخوانید
گاهی بر اساس متن خلاصه شده‌ی پشت کتاب یا تعریف فروشنده از کتابی، آن را می‌خریم. حتما در این طور موارد ابتدا خودتان آن کتاب را بخوانید و از محتوا و جزئیات کتاب مطلع شوید. یادتان باشد همان‌قدر که مراقب خوردنی‌هایی که به بچه‌تان می‌دهید هستید تا مریض نشود، باید مراقب کتاب‌هایی که برای آن‌ها می‌خرید نیز باشد زیرا این کتاب‌ها خوراک ذهن و فکر فرزندان شما هستند.

این مطلب را برای خامنه‌ای‌ریحانه نوشته‌ام.
لینک مطلب در اینستاگرام

بینِ دستانی که نیست

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست
می‌رسم با تو به خانه، از خیابانی که نیست

می‌نشینی رو به رویم خستگی در میکنی
چای می‌ریزم برایت، توی فنجانی که نیست

باز میخندی و میپرسی که حالت بهتر است؟
باز میخندم که خیلی! گرچه میدانی که نیست

شعر میخوانم برایت واژه‌ها گل می‌کنند
یاس و مریم می‌گذارم توی گلدانی که نیست

چشم می‌دوزم به چشمت، می‌شود آیا کمی
دست‌هایم را بگیری، بین دستانی که نیست؟

وقت رفتن می‌شود با بغض می‌گویم نرو
پشت پایت اشک می‌ریزم در ایوانی که نیست

میروی و خانه لبریز از نبودت میشود
باز تنها میشوم با یاد مهمانی که نیست

رفته‌ای و بعد تو این کار هر روز من است
باور اینکه نباشی کار آسانی که نیست

بیتا امیری

انا لله و انا الیه راجعون

بین مطالب وبلاگ میگردم به دنبال اربعین‌نوشت‌های امسالم؛ امسالی که پیاده روی اربعینش برایم متفاوت از سالهای قبل بود. بجای حرکت سه یا چهار روزه در طول مسیر، چهار روز رفتیم در موکب شباب امیرالمومنین مستقر شدیم و سعی کردیم در کارهای موکب و پذیرایی از زوار کمک کنیم.

موکبی که هرسال وقتی به عمود ۱۰۴۱ میرسیدیم سراغ صاحبش، سیدهادی را میگرفتیم و بین زوار و خدام پیدایش میکردیم و صدایش میکردیم و چهره خندان و مهربانش بود که پذیرایمان بود.
امسال اما چهار روز در موکب بودیم؛ چهار روز آنجا زندگی کردیم و میگفتیم سالهای دیگر هم ان شالله همین برنامه را پیش میرویم و می آییم موکب و چند روز میمانیم و باقی راه تا کربلا را پیاده میرویم.

چه میدانستیم که اربعین سال بعد، سیدهادی نیست؛ چه میدانستیم سال بعد سیدهادی به اجداد طاهرینش پیوسته؛ چه میدانستیم دیگر نیست تا از سرد شدن آب وضوخانه زنانه تا ریزترین کارهای موکب را به خودش بگوییم و او بین انبوه کارهایی که آن روزهای شلوغ داشت، جوابمان را بدهد و غر نزند که خودتان حلش کنید.

نمیدانم اگر باز هم سفر اربعین قسمتمان شود، وقتی به عمود ۱۰۴۱ میرسیم، چه باید کنیم! کجا برویم؟ به که بگوییم از طویرج برایمان سفارش میوه دهد؟ کجا میوه های نذری را پخش کنیم؟ از چه کسی خداحافظی کنیم و بگوییم کربلا ان شالله میبینیمتان؟

ان شالله با اجداد طاهرینشان که عمرشان را در راه خدمت به آنها سپری کردند، محشور شوند و در روز حساب خوش روزی باشند، مثل مراسم تشییعشان که نصیب و قسمت هرکسی نمیشود؛ تشییع در قم و حرم حضرت معصومه، تشییع در بین الحرمین و حرم امام حسین علیه السلام و حضرت ابوالفضل، تشییع در نجف و حرم امام علی علیه السلام و در آخر آرمیدن در کنار امیرالمومنین … طوبی له

پ‍ن: سیدهادی شیرازی، یکی از مبارزین انتفاضه عراق علیه صدام بود و از راه اندازان پیاده روی نیشابور تا مشهد در زمان حکومت صدام و منع پیاده روی اربعین در عراق و از راه اندازان مجدد پیاده روی نجف به کربلا بعد از سقوط صدام

 

اگر توانستید نماز لیله الدفن بخوانید برای سیدهادی ابن سیدمحمدعلی

شاید زندگی همین باشد

پیغامگیر تلفن رو چک میکردم. رفت رو پیغام‌های چهار پنج سال پیش؛ چندتا پیغام با صدای مادرشوهرم بود. دلم گرفت. تو یکیش گفتن “فاطمه سادات، فاطمه ساداتِ عزیزم، زنگ زدم تولدتو تبریک بگم” … چقدر دلم براشون تنگ شد

چندتا از پیغام‌ها هم صدای مامانم بود؛ یکدفعه دلم لرزید. ترسیدم از اومدن روزی که دلم برای صدای مامانم تنگ بشه …

فسنجون

من از جمله افرادی بودم که از فسنجون خوششون نمی‌اومد؛ دهن نمیزدم بهش و به نظرم یه غذای بدمزه و زشت می اومد😅
ولی چند سالیه که ازش خوشم اومده و میخورم و حتی دو سه بار هم درستش کردم و کم کم دارم عاشقش میشم😉
گردو سابیده شده رو با یک مقدار آب سرد تو قابلمه میریزم و وقتی آب جوش اومد زیرش رو کم میکنم و میذارم دو ساعت با شعله کم حرارت ببینه. آبش که کم شد، دوباره نیم استکان آب سرد میریزم روش.
🌸 آب سرد باعث میشه گردو زودتر روغن پس بده🌸
مرغ رو هم با پیاز و یک کم نمک و زردچوبه و یک کوچولو دارچین، تو قابلمه جداگانه، میذارم بپزه.
بعد دوساعت که گردو حسابی پخت و روغن داد، رب انار میریزم و یک کم شکر. بسته به میزانی که بخوام شیرین یا ملس یا ترش بشه، هم میزنم و میزان رب و شکر رو تنظیم میکنم. یک کم که باهم جوش خوردن، مرغ ها رو بهشون اضافه میکنم. چند تا آلو خورشتی هم برای کم کردن گرمی گردو داخل خورش میندازم. حدود نیم ساعت صبر میکنم تا مرغ ها خوب با مخلوط گردو و رب انار بپزن و بعد سرو میکنم😀

نمیدونم چرا فسنجون غذای سختیه تو ذهنمون، در صورتیکه خیلی آسونه فقط زمان بره پختش

  • اردیبهشت ۱۳۹۷
  • فروردین ۱۳۹۷
  • اسفند ۱۳۹۶
  • بهمن ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۶
  • آذر ۱۳۹۶
  • آبان ۱۳۹۶
  • مهر ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • خرداد ۱۳۹۶
  • اردیبهشت ۱۳۹۶
  • فروردین ۱۳۹۶
  • اسفند ۱۳۹۵
  • بهمن ۱۳۹۵
  • دی ۱۳۹۵
  • آذر ۱۳۹۵
  • آبان ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • شهریور ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • خرداد ۱۳۹۴
  • اردیبهشت ۱۳۹۴
  • فروردین ۱۳۹۴
  • اسفند ۱۳۹۳
  • بهمن ۱۳۹۳
  • دی ۱۳۹۳
  • آذر ۱۳۹۳
  • آبان ۱۳۹۳
  • مهر ۱۳۹۳
  • شهریور ۱۳۹۳
  • مرداد ۱۳۹۳
  • تیر ۱۳۹۳
  • خرداد ۱۳۹۳
  • اردیبهشت ۱۳۹۳
  • فروردین ۱۳۹۳
  • اسفند ۱۳۹۲
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آذر ۱۳۹۱
  • آبان ۱۳۹۱
  • مهر ۱۳۹۱
  • شهریور ۱۳۹۱
  • مرداد ۱۳۹۱
  • تیر ۱۳۹۱
  • خرداد ۱۳۹۱
  • اردیبهشت ۱۳۹۱
  • فروردین ۱۳۹۱
  • اسفند ۱۳۹۰
  • بهمن ۱۳۹۰
  • دی ۱۳۹۰
  • آذر ۱۳۹۰
  • آبان ۱۳۹۰
  • مهر ۱۳۹۰
  • شهریور ۱۳۹۰
  • مرداد ۱۳۹۰
  • تیر ۱۳۹۰
  • خرداد ۱۳۹۰
  • اردیبهشت ۱۳۹۰
  • فروردین ۱۳۹۰
  • اسفند ۱۳۸۹
  • بهمن ۱۳۸۹
  • دی ۱۳۸۹
  • آذر ۱۳۸۹
  • آبان ۱۳۸۹
  • مهر ۱۳۸۹
  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • خرداد ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • اسفند ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • فروردین ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۵
  • خرداد ۱۳۸۵
  • اردیبهشت ۱۳۸۵
  • فروردین ۱۳۸۵
  • اسفند ۱۳۸۴
  • بهمن ۱۳۸۴
  • دی ۱۳۸۴
  • آذر ۱۳۸۴
  • شهریور ۱۳۸۴
  • وطن کجاست؟

    خیلی وقتها به مفهوم وطن فکر میکنم؛ اینکه وطن به چه معناست؟ به کجا وطن گفته میشود؟ هم‌وطن کیست؟
    آیا وطن، محدوده داخل مرزهای جغرافیایی معنی می‌شود؟ مرزهای قراردادی که ممکن است هر روز کم و زیاد شوند؟
    تصور میکنم در سال ۱۲۰۶ زندگی میکنم. ن
    خجوان و ایروان جزو مرزهای جغرافیایی ایران است و این یعنی جزئی از وطن من است و نخجوانی ها و ایروانی ها، هموطن هایم. جنگی میشود و پادشاه کشورم قراردادی با روسیه می‌بندند و نخجوان و ایروان از مرز جغرافیایی ایران جدا میشوند؛ یعنی دیگر نخجوانی‌ها و ایروانی‌ها، هم‌وطن من نیستند؟ به همین سادگی و مسخرگی؟!

    وطنم را مرزهای قراردادی تعیین می‌کنند؟
    این سوال، زمانیکه برخی هم‌وطن‌هایم در برابر شعار دفاع از مظلومان غیرهموطن میگویند “به ما چه! در وطن خودمان بدبخت داریم” بیشتر ذهنم را درگیر میکند. هموطنی که می‌گوید به فکر کولبرهای کردستان وطن خودم هستم، اگر برفرض محال، فردایی کردستان به عراق پیوست و مرز جغرافیایی قراردادی تغییر کرد، دیگر برای آن کولبرها نگران نیست؟ آنها دیگر هم‌وطنش نیستند؟
    به همین سادگی و مسخرگی؟

    دوستی داشتم که تنفر زیادی نسبت به عرب‌ها داشت! و از طرفی عشق زیادی به ایران و ایرانی. در جواب این سوال که ما در کشورمان هم‌وطن عرب هم داریم و برخوردت با آنها چگونه است؟ میگفت: عرب‌های ایران خوب هستند و دوستشان دارم، از باقی عرب‌ها متنفرم” همیشه دوست داشتم بدانم اگر زمان به عقب برمیگشت و به زمانی می‌رفتیم که بحرین و عراق و کویت و… جزو مرزهای جغرافیایی سرزمین ایران بودند، نظر این دوستِ “وطن‌دوستم” نسبت به عربها چه بود.

    نمیتوانم مفهوم وطن برپایه مرزهای جغرافیایی را قبول کنم؛ برایم بی‌معنی و مضحک است که وطن من را، قراردادها و امضاهای حکومت‌ها و پادشاهان تعیین کند و روزی آن را کم، و روزی زیاد کنند.

    به نظر شما، وطن به چه معناست؟


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۲:۳۵ ب.ظ روز ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۷ | دیدگاه (۰)

    آداب عاشقی
    ایام عزاداری اباعبدالله فرا رسیده است. دوستداران اهل‌بیت سعی می‌کنند در این ایام با روش‌های مختلف عشق و ارادتشان به این خاندان را نشان دهند.

    شرکت در عزاداری‌ها، برپایی مراسم در خانه یا محل کار، سیاه پوشیدن و سیاهپوش کردن منازل و کوچه‌ها، دادن نذری و… ازجمله کارهایی است که مردم برای نشان دادن محبتشان به این خاندان انجام می‌دهند. ولی گاهی کارهایی انجام می‌شود که توسط یک عزادار حسینی، نباید صورت بگیرد. یک محب و شیعه واقعی سعی می‌کند مسیری را طی کند که خدا و ائمه از آن راضی هستند. در این نوشته بعضی از کارهایی را که یک هیئتی و عزادار واقعی نباید انجام دهد، بررسی می‌کنیم.

    • تمیز مثل همیشه

    اگر قصد برپایی تکیه یا چادری برای پخش نذری یا چای در شب‌های محرم را دارید، حتما قبل از اقدام، از اهالی محل و صاحبان خانه‌ها یا مغازه‌ای که می‌خواهید خیمه‌تان را آنجا برپا کنید، اجازه بگیرید و رضایتشان را کسب کنید. درست است که کوچه و خیابان مکانی عمومی است اما اگر مزاحم رفت‌وآمد کسبه و اهالی محل شود، حق‌الناس است. قطعا شما نمی‌خواهید ثواب یک کار مستحب را با انجام کاری حرام که مزاحمت برای دیگران است، از دست بدهید.

    اگر به‌عنوان نذری شربت یا چای می‌دهید، حتما کنار خیمه‌تان، چند سطل بزرگ آشغال نیز بگذارید تا عزاداران لیوان‌های مصرف‌شده‌شان را درون سطل بیندازند. حواستان به سطل‌ها باشد و هروقت دیدید تا نیمه پر شده، محتویاتشان را خالی کنید. این کار باعث می‌شود خیابان‌ها و کوچه‌ها کمتر کثیف شوند و ظروف یک‌بار مصرف سطح شهر را آلوده و نازیبا نکنند.

    اگر به‌عنوان نذری، غذا می‌دهید نیز می‌توانید در فواصلی از محل پخش غذا، سطل یا حتی جعبه‌های خالی میوه بگذارید. اکثر مردم اگر سطل یا مکانی برای جمع‌آوری آشغال‌هایشان ببینند، سعی می‌کنند نظافت شهر را رعایت کنند و زباله‌هایشان را در محل‌های تعیین‌شده بریزند. یادتان باشد که قرار دادن سطل یک مسئله است و خالی کردن و جلوگیری از جمع شدن زباله‌ها، مسئله‌ای دیگر.

    شب یازدهم محرم یا شام‌غریبان، عده‌ای از هموطنان رسم دارند به یاد غربت خانواده امام حسین(ع) شمع روشن ‌کنند. بعضی از حسینیه‌ها و مساجد، چند سالی است که در شب شام‌غریبان محلی را برای روشن کردن شمع اختصاص می‌دهند. این کار باعث می‌شود همه جای خیابان و مسجد از شمع و پارافین کثیف نشود و خادم مسجد یا مسئولین نظافت محوطه، برای تمیز کردن به سختی نیفتند.

    شما هم اگر اهل روشن‌کردن شمع هستید، حواستان به این نکته باشد. تمیز کردن محل روشن کردن شمع و جمع‌کردن باقیمانده شمع‌های سوخته و کبریت‌های آتش‌گرفته، به‌عهده خود شماست. اینکه به‌خاطر یک رسم که حتی استحبابی نیز در متون دینی برایش نیامده، زحمت رفتگران شهر یا مسئولین نظافت هیئت‌ها زیاد شود، از عزادار اباعبدالله نباید سر بزند. اگر می‌توانید، تا انتهای خاموش شدن شمع در کنارش بمانید. همه شمع‌ها و کبریت‌های مصرفی را جمع کنید و در سطل آشغال بریزید. محل اتصال پارافین شمع با زمین را نیز تمیز کنید. اگرهم می‌خواهید شمعی روشن کنید و نمی‌توانید تا تمام‌شدنش صبر کنید، در جاهایی که برای این کار معین شده است و آدم‌های دیگر نیز آنجا شمع روشن کرده‌اند، شمعتان را روشن کنید.

    در جایی که سیم برق یا وسیله‌ای وجود دارد که ممکن است آتش بگیرد، یا کنار دیوار که ممکن است سیاه و کثیف شود، شمع روشن نکنید.

    شمع‌ها را روشن رها نکنید. علاوه بر مسئله تمیزی، ممکن است شمع روشن رهاشده، باعث آتش گرفتن اشیای نزدیکش یا حتی چادر یا لباس عابران پیاده شود.

    • هدف اصلی را فراموش نکنیم

    اگر هیئت و مراسم برگزار می‌کنید، هرشب قرائت صفحه‌ای از قرآن را جزو برنامه‌هایتان قرار دهید. اگر قرائت جمعی باشد، مثلا بین عزاداران قرآن پخش شود و همگی با قاری، آیات را بخوانند، خیلی بهتر است. فراموش نکنید که علت اصلی قیام امام‌حسین(ع)، زنده نگه‌داشتن قرآن و دین اسلام بوده است، پس قرآن باید در مراسم عزاداری ما جایگاه ویژه‌ای داشته باشد.

    بعضی از شب‌ها، ممکن است ساعت پایان هیئت و مراسم دیرتر از نیمه‌شب شود. موقع خداحافظی با دوستانتان، اگر در کوچه یا جلوی منزل و منطقه مسکونی هستید، حواستان به همسایه‌هاباشد چون قطعا عده‌ای از آنها خواب هستند. با صدای بلند صحبت و خداحافظی نکنید. اینکه عزاداری شما طولانی شده، نباید موجب اذیت و بدخوابی باقی مردم شود. زمان حرکت در کوچه‌ها و خیابان‌ها و نیز موقع پارک کردن ماشین یادتان باشد شما عزادار امام‌حسین علیه‌السلام هستید و نباید با رفتارتان بقیه را اذیت کنید. برعکس باید در این شب‌ها بیشتر از زمان‌های دیگر مراقب حق‌الناس و رعایت حقوق دیگران باشید.

    اگر در آپارتمان زندگی می‌کنید، موقع رسیدن به خانه و در راه‌پله یا آسانسور، یاد همسایه‌ها باشید که سروصدا موجب بیدار شدن یا اذیت آنها در نیمه‌شب و زمان استراحت نشود. آرام راه بروید و صحبت کنید. حتی اگر همسایه‌هایتان در شب‌های قبل سروصدا کرده یا مهمانی پرسروصدا گرفته بودند و مزاحم خواب و استراحت‌تان شده بودند، شما رعایت کنید. قرار نیست هرکس کار اشتباهی کرد ما نیز همان کار اشتباه را انجام دهیم. مدام به‌خودتان یادآوری کنید که شما عزادار و سیاهپوش حسین علیه‌السلام هستید و باید سعی کنید رفتار و حرکات‌تان نیز مانند ایشان باشد.

    * حضرت علی‌(ع) در وصیت‌نامه‌شان می‌فرمایند: از خدا بترسید درباره همسایگانتان که رسول خدا(ص) درباره آنان سفارش کرده و پیوسته درباره آنان توصیه می‌فرمودند، به اندازه‌ای که ما گمان کردیم برای همسایگان از همسایه خود ارث قرار می‌دهد و حرمت آنان به حدی است که سهمی در مالشان برای همسایه تعیین کرده!

    • کمی آرام‌تر

    اگر در ماشین‌تان ضبط روشن می‌کنید و دوست دارید در این ایام، مداحی و سینه‌زنی گوش دهید، سعی کنید صدای آن را خیلی بلند نکنید. صدای ضبط را به اندازه گوش‌دادن خودتان در ماشین زیاد کنید تا مزاحم بقیه افراد در ماشین‌ها نشوید؛ مخصوصا شب‌ها و در خیابان‌های مسکونی و کوچه‌ها که صدای زیاد و بلند ضبط باعث شکستن سکوت شب و بیدار شدن مردم می‌شود. باز هم این نکته را یادآوری می‌کنم که شما عزادار اباعبدالله هستید و نباید کارها و حرکات‌تان باعث اذیت و آزار دیگران شود.

    بعضی از مجالس و هیئت‌ها، صدای روضه و مداحی‌شان را خیلی بلند می‌کنند که باعث اذیت همسایگان می‌شود. اگر برگزارکننده مجلسی هستید، سعی کنید صدای بلندگوها را در حد شنیدن در داخل منزل یا محل هیئت بلند کنید. اگر هیئت شلوغی دارید و مجبورید در کوچه نیز بلندگو نصب کنید، روز قبل از شروع مراسم، با همسایه‌ها صحبت کنید و آنها را در جریان بگذارید و حلالیت بطلبید. سعی کنید مجلستان قبل از نیمه‌شب تمام شود تا صدای زیاد، مزاحم خواب و استراحت همسایگان نشود؛ مخصوصا اگر نزدیک هیئت شما بیمارستان و مراکز درمانی شبانه‌روزی هست، حتما مراقب این موضوع باشید.

    • همه را با یک چشم ببینید

    اگر شما صاحب هیئت یا مراسم عزاداری هستید، خیلی مراقب اعمال و رفتارتان باشید. مردم از شما به‌عنوان برگزارکننده مجلس عزای حسینی الگوبرداری می‌کنند. در برخورد با عزاداران گزینشی برخورد نکنید.‌همه مراجعه‌کنندگان را محب و دوستدار اهل‌بیت ببینید و تفاوتی بین فقیر و غنی، کوچک و بزرگ مذهبی و غیر مذهبی و… در برخورد با عزاداران قائل نشوید و با همه، رفتار یکسانی داشته باشید. فراموش نکنید همه برای امام حسین(ع) آمده‌اند و تبعیض بین مردم، باعث کدورت و رنجش اکثریت خواهد شد.

    • نماز قضا نشود

    بعضی از شب‌ها، مخصوصا شب‌های نهم و دهم، هیئت و مراسم عزاداری طولانی‌تر از شب‌های دیگر می‌شود و عزاداران نیز دیرتر به منزل و محل استراحتشان می‌رسند. این شب‌ها حواستان به نماز صبحتان باشد. نماز خواندن واجب است. مراقب باشید به‌خاطر عمل مستحب عزاداری، نمازتان قضا نشود. می‌توانید چند ساعت و موبایل را کوک کنید. از دوستانتان بخواهید موقع اذان به موبایلتان زنگ بزنند. یا اگر بعد از نماز امکان خوابیدن دارید و تا اذان صبح زمان کمی مانده، بیدار بمانید و بعد از خواندن نماز بخوابید. امام حسین علیه‌السلام در روز عاشورا، یکی از علل قیامشان را برپایی نماز ذکر کردند. اگر عزادار و شیعه واقعی امام هستیم، باید مراقب نمازمان باشیم.

    این مطلب در تاریخ سوم مهر ۹۶ در روزنامه همشهری چاپ شده است.


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۹:۲۸ ب.ظ روز ۰۵ مهر ۱۳۹۶ | دیدگاه (۰)

    از خانواده سادات
    عید غدیر از بزرگ‌ترین اعیاد شیعیان است. در این روز به غیراز دید و بازدیدهای معمول اعیاد دیگر، شیعیان برای زنده نگه‌داشتن واقعه غدیر و عرض ارادت به امیرالمومنین‌علی‌ علیه‌السلام، به دیدار خانواده سادات که از نوادگان حضرت علی(ع) محسوب می‌شوند، می‌روند.

    سادات نیز در این روز به نیابت از جد بزرگوارشان، میزبان مردم در خانه‌هایشان می‌شوند. در این میان نقش و وظیفه همسران سادات و آنهایی که عروس یا داماد خانواده سادات شده‌اند هم پررنگ ا‌ست و وظایفی ازجمله احترام خاص و ویژه‌گذاشتن به خانواده سادات و همراهی و کمک به آنها در این روز ازجمله کارهایی‌ا‌ست که از عروس‌ها و دامادهای خانواده سادات انتظار می‌رود. بیایید تصور کنیم ۱۴۲۷سال پیش است. شما همسر یکی از فرزندان علی علیه‌السلام شده‌اید و مردم به مناسبت چنین روزی، قرار است به خانه‌تان بیایند و با این خاندان تجدید پیمان کنند. شما به‌عنوان عروس یا داماد این خانواده، چه می‌کنید؟ چه کارهایی از عهده‌تان برمی‌آید؟

    • همراه باشید

    سعی کنید همسرتان را در پذیرایی و تکریم این روز یاری کنید و همراهش باشید. حتی اگر همسرتان، به دلیل سختی های احتمالی برپایی چنین مراسمی خیال میزبانی ندارد، شما او را تشویق کنید و بگویید که شما دوست دارید میزبان محبین اهل‌بیت باشید. این اطمینان را به همسرتان بدهید که در کارها و همه مراحل میزبانی او را همراهی می‌کنید و دوست دارید این روز با دیگر روزهای سال برایتان متفاوت باشد.

    • عیدی فراموش نشود

    فراموش نکنید در روز عید غدیر مردم از سادات عیدی می‌گیرند. پس به فکر عیدی این روز هم باشید. می‌توانید به دادن شکلات یا اسکناس بسنده کنید. ولی اگر زمان و حوصله دارید، می‌توانید عیدی‌های فرهنگی یا بسته‌بندی‌شده تهیه کنید؛ مثلا می‌توانید چند عدد شکلات را به همراه کاغذی که روی آن حدیثی نوشته‌اید، یا به همراه کتاب یا اسکناس، بسته‌بندی کنید و به مهمانان بدهید. برای بچه‌ها می‌توانید عروسک یا اسباب‌بازی‌های کوچک تهیه کنید. حتی می‌توانید به‌وسیله نمد یا پارچه، اسکناس‌های عیدی را تزئین کنید. اگر فرزند دارید، پیشنهاد می‌کنیم حتما هدیه‌هایی مختص به فرزندتان درست کنید تا او این عیدی‌ها را به مهمانان بدهد؛ مثلا هدیه به فرزندان مهمانان را به‌عهده کودکتان بگذارید. داستان غدیرخم و ولایت حضرت علی علیه‌السلام را از قبل برایش تعریف کنید و علت جشن و شادی آن‌روز را برایش بگویید.

    • به‌خودتان برسید

    در اعمال روز عید آمده است که در این روز جامه نیکو و لباس آراسته بپوشید. حتی اگر از خانه بیرون نمی‌روید و در خانه هم مهمان ندارید، سعی کنید لباس‌های مناسب و تمیز بپوشید. اگر می‌توانید به مناسبت این عید، لباس جدید بخرید و بپوشید. اگر قصد خرید لباس جدید برای خودتان و فرزندانتان دارید به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی کنید که این خریدها همزمان با عید غدیر باشد. این کار باعث می‌شود تفاوت غدیر با اعیاد دیگر برای خانواده و بچه‌هایتان پررنگ‌تر شود. زینت‌کردن و استفاده از عطر نیز در اعمال این روز آمده است.

    • هدیه بخرید

    برای همسرتان هدیه بخرید. به او بگویید به مناسبت عید غدیر برایش هدیه خریده‌اید و از اینکه همسر یکی از نوادگان پیامبر هستید، خوشحالید. به فکر این نباشید که همسرتان بعدا برایتان جبران می‌کند یا نه. هدیه‌دادن حس خوبی بین شخص هدیه دهنده و هدیه‌گیرنده ایجاد می‌کند حتی اگر بدون دلیل باشد، و حالا چه دلیلی بهتر و بالاتر از شادی در روز عید غدیر؟ حتما لازم نیست هدیه‌ای بزرگ و گران‌قیمت تهیه کنید، به هر میزان که می‌توانید هزینه کنید. مهم نفس هدیه‌دادن است. اگر فرزند دارید، هدیه‌خریدن برای او را نیز فراموش نکنید. سعی کنید از همین کودکی، عید غدیر را برای فرزندانتان پررنگ و با اهمیت جلوه بدهید. کاری کنید آنها در ذهنشان بماند که این عید با روزهای دیگر و حتی با اعیاد دیگر فرق دارد و اهمیت بیشتری باید برایش قائل باشند.

    • برای داماد سادات

    سعی کنید این روز را برای همسرتان بین روزهای سال خاص کنید. کارهایی را که او دوست دارد شما انجام بدهید ولی به‌علت خستگی یا بی‌اهمیت بودن آن موضوع برای شما، در طول سال آن کارها را انجام نمی‌دهید، برایش انجام دهید. در کارهای خانه بیشتر از روزهای عادی کمک کنید. می‌توانید تهیه صبحانه یا ناهار روز عید را به‌عهده بگیرید. اگر آشپزی بلدید خودتان غذا بپزید یا همسرتان را به رستوران دعوت کنید. اگر فرزند دارید، در نگهداری و سرگرم کردن کودکتان بیشتر از روزهای دیگر کمک کنید. هدیه‌خریدن را هم فراموش نکنید. این روز را خاص کنید. فراموش نکنید که همه ما شیعیان به بزرگ داشتن و تکریم غدیر امر شد‌ه‌‍‌‌ایم و تمام این کارها در تکریم این عید است.

    • برای عروس سادات

    روز قبل از عید، زمانی را برای تمیز و مرتب‌کردن خانه درنظر بگیرید. علاوه بر سیدبودن همسرتان، یادتان باشد این عید از بزرگ‌ترین اعیاد ماست و باید سعی کنیم این عید را باشکوه و به‌خوبی برگزار کنیم. می‌توانید پوستر یا کتیبه‌هایی با مفهوم عید غدیر و تبریک این روز تهیه کنید و بالای در خانه یا دیوار داخل منزلتان آویزان کنید. با چراغ‌های ریسه‌ای نیز می‌توانید دور قاب یا وسایل خانه را تزئین کنید. می‌توانید شب عید به همسرتان پیشنهاد دهید با هم به مسجد محل بروید و بعد از نماز، بین نمازگزاران شیرینی یا شکلات پخش کنید، یا اینکه در خیابان بین عابرین پیاده شیرینی پخش کنید و عید غدیر را به آنها تبریک بگویید. به همسرتان پیشنهاد بدهید که روز قبل یا بعد از عید در محل کارش بین همکاران و دوستانش شیرینی پخش کند، یا اگر شغلشان به‌صورتی است که ارباب رجوع دارند، جعبه شیرینی یا شکلات روی میز بگذارند و به مراجعه‌کنندگان تعارف کنند.

    • عیدی برای همه

    یادتان باشد عید غدیر، عید بزرگی برای همه شیعیان است و به همه توصیه شده است که غدیر را جشن بگیرند و در این روز شیعیان حضرت علی علیه‌السلام را شاد کنند. پس لزومی ندارد برای جشن‌گرفتن در این روز یا عیدی‌دادن و باقی پیشنهادهایی که گفتیم، حتما سید باشید. این عید مختص سادات نیست و همه شیعیان و دوستداران ائمه باید در این روز شاد باشند و سعی در شادکردن باقی شیعیان و محبین کنند.

    • طعام‌دادن در روز عید غدیر

    یکی از اعمال روز عید غدیر که در اسلام و روایات مختلفی به آن اشاره شده، اطعام مومنان در این روز است.
    امام صادق(ع) می‌فرمایند: غذادادن به یک نفر در این روز مانند غذادادن به همه پیامبران و صدیقان است (مفاتیح الجنان، ص۵۰۰). به‌گونه‌ای که امام صادق(ع) اصلاً این روز را روز اطعام الطعام نامیدند (بحار، ج۹۵ ، ص۳۲۳).
    بنابراین با خانواده و دوستان و آشنایان‌تان گرد هم جمع شوید و برای این سنت حسنه‌ای که بر اجرای آن تاکید و سفارش شده است، فکری بکنید. اگر در توان خانواده‌تان باشد می‌توانید افراد فامیل را دور هم جمع کنید و آن روز با یک سفره ساده از آنها پذیرایی کنید. می‌توانید تعدادی از افراد را هم در ثواب این کار شریک کنید؛ مثلا از دوستان خود مبلغی جمع کنید و با هم به فکر تهیه و توزیع غذا بین مردم باشید.

    این نوشته در تاریخ ۱۵ شهریور ۹۶ در روزنامه همشهری چاپ شده است.


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۷:۲۵ ب.ظ روز ۱۵ شهریور ۱۳۹۶ | دیدگاه (۰)

    تحلیف چیه؟

    نشسته‌ایم کنار زمین و مربی برایمان نحوه شیرجه‌زدن برای گرفتن توپ‌های کوتاه را توضیح می‌دهد. دقیق شده‌ایم روی حرکات دست و زانو و ولو شدن! مربی روی زمین که مسئول حضور غیاب می‌آید کنار زمین و از مربی اجازه می‌گیرد و می‌گوید: «شنبه باشگاه تعطیل‌ه، به دوستاتون هم که امروز نیومدن خبر بدید. کسی پانشه شنبه بیاد» جمله‌اش تمام نشده که یکی می‌پرسد «چرا، مگه چی شده؟» و هم‌زمان چند نفر دیگر جواب می‌دهند که «تحلیف رئیس جهوره» وسط حرف‌ها و اظهارنظرها، می‌شنوم که یکی از بچه‌ها به دوستش می‌گوید: تحلیف چیه دیگه؟ نگاهش میکنم. سنش قطعا از هجده سال بیشتر است و احتمالا امسال رای داده است. دوستش هم که هم‌سن و سال خودش است، جواب درست و دقیقی ندارد که بدهد. خوب است کسی نگفت فردا هم “تنفیذ” است، تا واژگان بدون معنای دختران بیشتر شود. نسل چهارمی که اکثرا دوست دارند سهم‌شان از سیاست همان انتخابات و صندوق رای باشد و بس.

    مسئول ثبت‌نام رفته و مربی دو به دو به خطمان می‌کند تا شیرجه برویم و تمرین ضربه به توپ در ارتفاع پایین کنیم؛ دیگر هیچ سوالی از معنای کلمات نیست!


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۶:۴۸ ق.ظ روز ۱۱ مرداد ۱۳۹۶ | دیدگاه (۶)

    نهاد کتابخانه‌ها سلام!

    چند ماه پیش و بعد از اسباب‌کشی، رفتم به نزدیکترین کتابخونه و عضو شدم. همون موقعِ ثبت‌نام بهشون گفتم “من بیشتر کتاب‌های کودک نوجوان می‌خوام امانت بگیرم، اشکال که نداره؟” متصدی گفت “نه. میتونید هرکتابی امانت بگیرید.” یک هفته بعد که کارتم آماده شده بود، دو تا کتاب کودک دادم دست خانم کتابدار و گفتم “لطفا اینها رو برام ثبت کنید” خانم کتابدار که دقیقا همون خانم هفته قبل بود کتابها را گرفت و گفت “اینها که کتاب کودک هستن، شما با کارت بزرگسال نمی‌تونید اینها رو امانت بگیرید” گفتم “ولی هفته پیش موقع ثبت‌نام من دقیقا همین سوال رو از شما کردم و گفتید اشکال نداره” با چند دقیقه مکث و مشورت با همکارش، کتاب‌ها را برام ثبت کرد و به دستم داد.

    دیروز برای امانت گرفتن کتاب به کتابخونه رفتم. متصدی محترم گفتند تا سه چهار ماه دیگه کتابخونه بخاطر تعمیرات تعطیل‌‌ه و کتابی امانت داده نمیشه! گفتم “حق عضویت ما چی میشه؟ تمدید میشه؟” گفتن “نه! تمدید نمیشه، اگه بخواین میتونید این سه چهار ماه با کارت عضویت این کتابخونه، برید کتابخونه‌های دیگه تهران که مثل ما برای نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور هستند، لیست‌شون رو به تابلو زدیم” رفتم به سمت تابلو و لیست رو نگاه کردم؛ حدود چهل تا کتابخونه بودن که نزدیک‌ترینشون به این کتابخونه اون هم با ماشین شخصی حدود یکربع – بیست دقیقه راه بود!

    یعنی پنج هزار تومنی که حق عضویت یکساله دادم، عملا برای هشت ماه قابلیت استفاده داره! مگر اینکه برای هربار سرزدن به کتابخونه دیگه‌ای یکربع بیست دقیقه با ماشین تو راه باشم! کاش حداقل این سه چهار ماه تعطیل بودن کتابخونه رو، به زمان پایان مهلت عضویتمون، اضافه می‌کردند نه اینکه بخاطر تعمیرات، مراجعه‌کننده را به کتابخونه‌های دیگه‌ی نهاد هدایت کنند!

    کاش صدای ما را بشنوید!


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۱۰:۱۰ ق.ظ روز ۱۱ تیر ۱۳۹۶ | دیدگاه (۵)

    هیس بی هیس

    بسیاری از والدین نمی‌دانند چطور فرزندشان را برای مقابله با آزار جنسی احتمالی آماده کنند. به گفته کارشناسان آزار جنسی شامل  نگاه جنسی، لمس و دست زدن  تا هرگونه رفتار جنسی توسط یک فرد بزرگتر با کودک می‌شود. هرچند احتمال چنین اتفاقی کم است اما بهتر است والدین در کنار مراقبت از کودکشان، او را با همان زبان کودکی آگاه کنند که اگر چنین اتفاقی برایش افتاد، حتما به آنها خبر دهد. اینکه کودک از بیان این مساله نترسد و برای والدینش این موضوع را بیان کند، حتما باید به بچه آموزش داده شود.

    کتاب «هیس بی هیس» درباره همین موضوع است. در قالب یک داستان تخیلی و جادوگری این آموزش را به کودکان می‌دهد که اگر شخصی به حریم خصوصی آنها وارد شد، حتما به پدر و مادر خبر بدهند.

    داستان کتاب بخاطر داشتن تم افسانه‌ای و تخیلی برای کودکان که اغلب علاقه خاصی به تخیل و جادو دارند، جذاب و کشش‌دار است و می‌تواند به خوبی کودک را با خود همراه کند.

    شخصیت بد داستان، در ابتدای کتاب بصورتی تعریف و تصور می‌شود که حتی ممکن است کودک دلش برایش بسوزد ولی در اواسط کتاب، شخصیت اصلی و منفورش نمایان می‌شود. این نکته به کودک یاد می‌دهد که به هیچ فرد غریبه‌ای که ممکن است مهربان هم به نظر بیاید، نباید اطمینان کند. البته به پدرمادرها نیز یاد می‌دهد که نباید به هر غریبه تازه واردی اطمینان کنند و کودکشان را به او بسپارند.

    تصویرگری کتاب، یکی از نکات مثبت آن است. تصاویر کودکانه و بسیار زیبا هستند و همراه با تن کتاب، کودک را همراه می‌کنند. جزئیاتی در تصویرها آمده است که متن داستان را برای کودک حساس‌تر می‌کند. مانند قرمز بودن انگشت‌های کودک داستان که توسط شخصیت بد قصه، خورده شده است.

    شاید با خواندن جملات بالا، برایتان سوال شده باشد یا حتی نگران شده باشید که این کتاب با چه قصه و تعریف‌هایی، آزارجنسی را برای کودک شرح می‌دهد؛ برای رفع این نگرانی باید بگوئیم داستان اینگونه تعریف می‌شود که “هیسگو” شخصیت بد داستان، سراغ بچه‌ها می‌رود و بخاطر عقده و ناراحتی که از بچگی خودش دارد، انگشت‌های بچه‌ها را میخورد! و اینکار باعث اذیت شدن و ناراحتی آنها می‌شود و بچه‌ها را تهدید میکند تا به پدرمادرهایشان در این مورد چیزی نگویند.

    پیشنهاد ما این است حتما این کتاب را برای بچه‌هایتان بخوانید و برایشان درباره اینکه هیچ شخص غریبه ای حق ندارد به بدنشان دست بزند توضیح دهید. این آرامش را به آنها بدهید که اگر چنین اتفاقی برایشان افتاد، تقصیر آنها نیست و شما آنها را دعوا نمیکنید و باید به شما این موضوع را بگویند.

    این مطلب ۲۸ خرداد ۹۶ در روزنامه همشهری به چاپ رسیده است.

    نویسنده: سحر انواری
    تصویرگر: لیدا طاهری
    انتشارات: توکا
    قیمت: ۵۵۰۰ تومان


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۱۲:۳۵ ب.ظ روز ۲۸ خرداد ۱۳۹۶ | دیدگاه (۰)

    زنده باد مخالف من!!

    روحانی دیروز ادعا کرد یک ملیون به چاقوکشها میدن عکسای منو پاره کنن!
    باید ازشون پرسید طرفدارای “مدعی آزادی بیان” شما چی؟

    عکسهای آقای رئیسی رو چهار طرف ماشینمون چسبوندیم.
    دیشب تو ترافیک خیابون ستارخان مونده بودیم. چندتا پسر طرفدار روحانی بین ماشینها راه میرفتن و پوستر پخش میکردن. چند بار هم اطراف ماشین ما و پشتش راه رفتن و … بله وقتی پیاده شدیم از ماشین با این صحنه مواجه شدیم!
    دوستان مدعی آزادی بیان و عقیده، پوستری که پشت ماشین زده بودیم رو پاره کرده بودن😊
    .
    توی هر دو طیف همه جور آدمی ممکنه پیدا بشه ولی نکته ماجرا اینجاست که روحانی در ادامه بی اخلاقی و بی ادبی های این چند روز اخیرش، خواسته طرف مقابل رو بی اخلاق جلوه بده و گفته (رقبا) ساعتی یک ملیون به چاقوکشها دادن تا عکس منو پاره کنن!

    آقای روحانی، خوبه بی اخلاقی ها و وحشی گریهای طرفدارای خودت رو هم ببینی. البته ما مثل شما نیستیم که تهمت پول گرفتن رو بزنیم و انقدر عقلمون میرسه که این اتفاقات توسط یکسری از افراد تو هر دو طیف بوجود میاد.


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۷:۱۲ ب.ظ روز ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۶ | دیدگاه (۰)