ای اولین و آخرین امید
إِنْ یَنْصُرْکُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَکُمْ وَإِنْ یَخْذُلْکُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِی یَنْصُرُکُمْ مِنْ بَعْدِهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ
اگر خدا شما را یارى کند هیچ کس بر شما غالب نخواهد شد
و اگر دست از یارى شما بردارد، چه کسى بعد از او شما را یارى خواهد کرد؟
مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند
سوره مبارکه آل عمران، آیه ۱۶۰
دیلماج

شاه آبادی تاریخ خونده، قلم جذابی داره و این دو فاکتور، باعث میشه از دل حوادث تاریخی، یه داستان جذاب خلق کنه
داستانی که در عین قصه بودن و جزئیات شکل گرفته از ذهن نویسنده، کلیت واقعی داره
خیلی از آدم‌ها تاریخ‌خون نیستن و حتی از تاریخ فراری‌اند. رمان‌هایی مثل دیلماج، کافه خیابان گوته و حتی خانمِ مسعود بهنود خواننده رو با قصه میبره به عمق تاریخ و یکسری اطلاعات تاریخی بهش میده. چی بهتر از این؟

از اینکه دو ترم، شاگرد شاه‌آبادی بودم و ازشون آموختم، خوشحالم.

کتاب درباره میرزا یوسف‌خان مستوفی مشهور به دیلماج هست و تغییراتی که در زندگیش میکنه. برای من حزب باد بودن این فرد و یک‌روز طرفدار مشروطه بودن اونقدر که بخاطرش زندان میره و بعد فرار میکنه انگلیس و یه روز ضد مشروطه بودن انقدر که دستور میده زبون کسائیکه اسم مشروطه رو میارن ببرن، جالب بود! و سطرهای آخر کتاب که بعد از دوباره روی کار آمدن مشروطه‌خواهان و دار زدن شیخ فضل الله دوست میرزا یوسف بهش میگه باید برای نمایندگی مجلس اماده بشی! مشروطه به ما احتیاج داره!

دلم هوای حرم کرده است میدانی

به نام نامی سر، بسمه‌ تعالی سر
بلندمرتبه پیکر، بلندبالا سر

فقط به تربت اعلات، سجده خواهم کرد
که بنده‌ی تو نخواهد گذاشت، هرجا سر

قسم به معنی لا یمکن الفرار از عشق
که پر شده است جهان، از حسین سرتاسر

نگاه کن به زمین! ما رأیت إلا تن
به آسمان بنگر! ما رأیت إلا سر

سری که گفت: «من از اشتیاق لبریزم
به سرسرای خداوند می‌روم با سر

هر آنچه رنگ تعلق، مباد بر بدنم
مباد جامه، مبادا کفن، مبادا سر.»

همان سری که “یحب الجمال” محوش بود
جمیل بود، جمیلا بدن، جمیلا سر

سری که با خودش آورد بهترین‌ها را
که یک به یک، همه بودن سروران را سر

زهیر گفت: حسینا! بخواه از ما جان
حبیب گفت: حبیبا! بگیر از ما سر

سپس به معرکه عابس، ” أجنّنی”گویان
درید پیرهن از شوق و زد به صحرا سر

بنازم ” أم وهب” را، به پاره تن گفت
برو به معرکه با سر ولی میا با سر

خوشا به حال غلامش، به آرزوش رسید
گذاشت آخر سر، روی پای مولا سر

چنان که یک تن دیگر به آرزوش رسید
به روی چادر زهرا گذاشت سقا، سر

در این قصیده ولی آنکه حسن مطلع شد
همان سری است که برده برای لیلا سر

همان که احمد و محمود بود سر تا پا
همان سری که خداوند بود، پا تا سر

پسر به کوری چشمان فتنه کاری کرد
پر از علی شود آغوش دشت، سرتاسر

میان خاک، کلام خدا مقطعه شد
میان خاک؛ الف، لام، میم، طا، ها، سر

حروف اطهر قرآن و نعل تازه‌ی اسب
چه خوب شد که نبوده است بر بدن‌ها سر

تنش به معرکه سرگرم فضل و بخشش بود
به هرکه هرچه دلش خواست داد، حتی سر

جدا شده است و سر از نیزه‌ها درآورده است
جدا شده است و نیفتاده است از پا سر

صدای آیه کهف الرقیم می‌آید
بخوان! بخوان و مرا زنده کن مسیحا سر

بسوزد آن همه مسجد، بمیرد آن اسلام
که آفتاب درآورد از کلیسا سر

عقیله، غصه و درد و گلایه را به که گفت؟
به چوب، چوبه محمل، نه با زبان، با سر

دلم هوای حرم کرده است می‌دانی
دلم هوای دو رکعت نماز بالا سر


دو هفته مونده به اربعین و من هیچ امیدی به رفتن ندارم 🙁

ذهن‌خوانی

آخه چرا اینکار رو انجام میده بدون اینکه سوال بپرسه یا اجازه بگیره؟ اعصابم خرد شده. اصلا رعایت نمیکنه.
_ تا حالا بهش گفتی که نباید چنین کاری کنه؟ گفتی اجازه انجامش رو نداره؟
_ نه نگفتم. خودش نمیفهمه نباید انجام بده؟
_ نه! از کجا باید بدونه و بفهمه؟ باید بهش بگی. باید «حرف» بزنی.
[ به فکر فرو میرود]

چرا اکثر آدم‌ها حرف نمیزنن؟ منظور، توقع‌هایی که از هم داریم، احساسی که به هم داریم، چرا به زبون نمیاریم؟ چرا فکر میکنیم طرف مقابلمون خودش باید متوجه بشه و فکر ما رو بخونه؟
طرف مقابل هرکسی می‌تونه باشه؛ بچه، والدین، خواهر، برادر، همسر، دوست، فامیل، همکار، کارگر، کارفرما و …
کاش بیشتر درباره چیزهایی که تو قلب و ذهنمون هست، با هم «حرف» بزنیم.
این حرف زدن به نظرم هم سوتفاهم‌ها رو از بین میبره هم غیبت و تهمت‌ها رو، هم موجب همدلی و آرامش ذهنی و روحی میشه.

باور کنیم قابلیت «ذهن‌خوانی» از قابلیت‌های بشر نیست

ما درون را بنگریم

پشت چهره‌های خندان و فعال مجازی، چهره‌ای خسته و ناامید خوابیده است

بادمجون سرخ‌کرده

بادمجان رو که می‌خواین سرخ کنید، قبلش یک کم ماست بمالید بهش!
به شدت مقدار روغنی که مصرف میشه، پایین میاد، بدون اینکه تغییری در طعم بادمجون‌ها ایجاد بکنه

  • مهر ۱۳۹۸
  • شهریور ۱۳۹۸
  • مرداد ۱۳۹۸
  • تیر ۱۳۹۸
  • خرداد ۱۳۹۸
  • اردیبهشت ۱۳۹۸
  • فروردین ۱۳۹۸
  • اسفند ۱۳۹۷
  • بهمن ۱۳۹۷
  • دی ۱۳۹۷
  • آذر ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۷
  • مهر ۱۳۹۷
  • شهریور ۱۳۹۷
  • مرداد ۱۳۹۷
  • تیر ۱۳۹۷
  • خرداد ۱۳۹۷
  • اردیبهشت ۱۳۹۷
  • فروردین ۱۳۹۷
  • اسفند ۱۳۹۶
  • بهمن ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۶
  • آذر ۱۳۹۶
  • آبان ۱۳۹۶
  • مهر ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • خرداد ۱۳۹۶
  • اردیبهشت ۱۳۹۶
  • فروردین ۱۳۹۶
  • اسفند ۱۳۹۵
  • بهمن ۱۳۹۵
  • دی ۱۳۹۵
  • آذر ۱۳۹۵
  • آبان ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • شهریور ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • خرداد ۱۳۹۴
  • اردیبهشت ۱۳۹۴
  • فروردین ۱۳۹۴
  • اسفند ۱۳۹۳
  • بهمن ۱۳۹۳
  • دی ۱۳۹۳
  • آذر ۱۳۹۳
  • آبان ۱۳۹۳
  • مهر ۱۳۹۳
  • شهریور ۱۳۹۳
  • مرداد ۱۳۹۳
  • تیر ۱۳۹۳
  • خرداد ۱۳۹۳
  • اردیبهشت ۱۳۹۳
  • فروردین ۱۳۹۳
  • اسفند ۱۳۹۲
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آذر ۱۳۹۱
  • آبان ۱۳۹۱
  • مهر ۱۳۹۱
  • شهریور ۱۳۹۱
  • مرداد ۱۳۹۱
  • تیر ۱۳۹۱
  • خرداد ۱۳۹۱
  • اردیبهشت ۱۳۹۱
  • فروردین ۱۳۹۱
  • اسفند ۱۳۹۰
  • بهمن ۱۳۹۰
  • دی ۱۳۹۰
  • آذر ۱۳۹۰
  • آبان ۱۳۹۰
  • مهر ۱۳۹۰
  • شهریور ۱۳۹۰
  • مرداد ۱۳۹۰
  • تیر ۱۳۹۰
  • خرداد ۱۳۹۰
  • اردیبهشت ۱۳۹۰
  • فروردین ۱۳۹۰
  • اسفند ۱۳۸۹
  • بهمن ۱۳۸۹
  • دی ۱۳۸۹
  • آذر ۱۳۸۹
  • آبان ۱۳۸۹
  • مهر ۱۳۸۹
  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • خرداد ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • اسفند ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • فروردین ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۵
  • خرداد ۱۳۸۵
  • اردیبهشت ۱۳۸۵
  • فروردین ۱۳۸۵
  • اسفند ۱۳۸۴
  • بهمن ۱۳۸۴
  • دی ۱۳۸۴
  • آذر ۱۳۸۴
  • شهریور ۱۳۸۴
  • حلقه مرغ و ریحان

    خمیر رو میتونید خودتون درست کنید با روش خمیر جادویی یا خمیر آماده پیتزا یا پیراشکی بخرید.
    خمیر رو دایره ای پهن میکنید و به شش قسمت مثلثی تقسیمش میکنید، قالبتون رو چرب میکنید و قطعات خمیر رو دورتادور قالب بطوریکه یه سر مثلثی بالا باشه، که بعدا روی مواد بیاد، کنار هم میذارید (اگه متوجه نشدید یه سرچ کنید تو گوگل حلقه مرغ و ریحون، عکس این مرحله رو سایتها گذاشتن)
    مرغ پخته ریش ریش شده، ریحان شسته خرد شده،سیر رنده شده، فلفل دلمه ای خرد شده رو باهم قاطی میکنید و یکمقدار هم سس مایونز بهشون میزنید و نمک و فلفل. خوب هم میزنید تا سس به خورد مواد بره.
    مواد رو روی خمیر میریزید و اون ضلع مثلثی رو روی مواد برمیگردونید. یکمقداری زعفرون یا زرده تخم مرغ روی خمیر میزنید و میذارید تو فر حدود بیست دقیقه نیم ساعت که نون خوب پخته شد، گریل رو روشن میکنید تا روی مواد طلایی بشه 😋

    اولینبار بود این غذا رو درست میکردم و خیلی خوشم اومد از طعمش، فقط چندتا نکته رو یادداشت میکنم هم برای شما هم برای بار بعد که خودم بخوام درست کنم، حتما رعایت کنم.
    ♣ سیر رو رنده کنم و ریز نکنم! چون زیر دندون میاد ریز شده اش
    ♣ درجه بالای فر رو خاموش کنم و بذارم بیست دقیقه حرارت فقط از پایین به غذا بخوره تا خمیر زیر خوب خوب بپزه و بعد گریل رو روشن کنم

    پ ن۱: میزان مواد رو چون به ذائقه خودمون درست کردم، ننوشتم. مثلا من خیلی کم مایونز زدم، یا یه حبه سیر استفاده کردم با یه سینه مرغ کامل و دو دسته ریحون، ولی تو دستور اینترنتیش میزان مواد فرق داشت.
    پ ن۲: تو موادش بعضی ها پنیر پیتزا هم میریزن و با مواد مخلوط میکنن، من نریختم 😊
    پ ن۳: من تو قالب کمری درست کردم که به راحتی دربیاد. اگه از قالبهای دیگه استفاده میکنید، دورش رو خوب چرب کنید تا بعد پخت، راحت خمیر از دیواره ها جدا بشه


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۷:۴۱ ب.ظ روز ۱۲ اسفند ۱۳۹۵ | دیدگاه (۰)

    دو پیازه

    یه شب تصمیم گرفتم برای شام پوره بذارم. سیب‌زمینی ها رو گذاشتم پخت و بعد رنده کردن، متوجه شدم شیر تو یخچال نداریم!!
    مونده بودم حالا چه کنم با سیب زمینی ها که دوستام تو گروه تلگرام، یه غذای خیلی خوشمزه پیشنهاد دادن😋

    یه مقدار روغن کرمونشاهی تو ماهیتابه ریختم و پیاز ریختم و بهش نمک و زردچوبه و زعفرون زدم و پیازها رو خوب تفت دادم. شوید خشک بهشون اضافه کردم و مواد رو کف ماهیتابه خوب پخش کردم و سیب زمینی های رنده شده رو اضافه کردم و هم زدم. خوب هم زدم تا پیاز و شوید کاملا با سیب زمینی ها قاطی بشن و به خوردش برن.
    واقعا طعمش عالیه، عالیه👌

    دفعه دوم به جای شوید، بهش جعفری تازه ی ریز ریز شده زدم، اون هم طعمش فوق العاده بود.

    اگه روغن حیوونی یا کرمانشاهی دارید، توصیه میکنم حتما با این روغن درست کنید، اگه ندارید کره رو امتحان کنید، در کل با هر روغنی که دارید درست کنید


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۱۰:۲۰ ب.ظ روز ۰۹ بهمن ۱۳۹۵ | دیدگاه (۰)

    خمیر جادویی

    اولین تجربه ام بود و کلی خوشم اومد و لذت بردم از درست کردنش!

    شیر یا آب ولرم ۱ لیوان
    تخم مرغ ۱ عدد
    آرد تا جایی که خمیر بدست نچسبه
    روغن ۶ قاشق غذاخوری
    خمیرمایه ۱ قاشق مرباخوری
    شکر ۱ قاشق برای عمل آوردن خمیر
    نمک ۱ قاشق مرباخوری

    اول شیر ولرم رو با ۱ قاشق غذاخوری شکر مخلوط میکنیم بعد خمیرمایه رو روش میپاشیم و میزاریم ۱۰ دقیقه تا عمل بیاد
    تخم مرغ و نمک و روغن رو با قاشق با هم مخلوط میکنیم و مخمر رو اضافه میکنیم بهشون ولی هم نمیزنیم! آرد رو روی مواد الک میکنیم تا جایی که خمیر بدست نچسبه! یعنی انقدر میریزید و آروم هم میزنید که خمیری بدست بیارین بدون اینکه به دستتون بچسبه.
    خمیر رو چند دقیقه ورز میدیم و بعد روشو با پلاستیک میپوشونیم و میزاریم حدودا یک ساعت و نیم تا حجمش دو برابر بشه بعد از خمیر برمیداریم و به هر شکلی که میخواییم ازش استفاده میکنیم

    برای پیتزا، پیراشکی، حلقه مرغ و ریحان شیرینی و … این خمیر مناسبه و بسیار بسیار عالی

    این دستور واسه خمیری هست که شیرین نیست، ولی اگه خواستد خمیرتون شیرین باشه از ۲ تا ۵ قاشق غذاخوری، بسته به ذائقتون، شکر اضافه کنید.

    فرشته خونمون هم اومده و نظاره گر خمیر درست کردن منه 🙂


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۲:۱۲ ق.ظ روز ۲۹ دی ۱۳۹۵ | دیدگاه (۳)

    ته چین بادمجون

    اسم این غذا رو نمی‌دونم، شاید ته چین بادمجون بهش بگن! هرچی اسمش باشه مهم نیست، مهم اینه خیلی خوشمزه است؛ اینو از کسی می‌شنوید که بادمجون زیاد دوست نداره!
    سینه مرغ رو بند انگشتی قطعه می‌کنید و تو کمی روغن میذارید بپزه. بادمجون هارو پوست می‌گیرید و ریز ریز می‌کنید و به مرغ‌ها اضافه می‌کنید و می‌ذارید نیم ساعتی خوب بپزن. من، یک کم نمک، زعفرون و پودر پیاز و پیازداغ بهشون زدم. در آخر اگه مرغ و بادمجون‌ها آب انداخته بودن، زیرشو زیاد کنید تا آب بخار بشه و یک کم تفت بخورن.

    برنج رو ابکش کردم. یکمقدار از برنج رو کف قابلمه ریختم و بعد نصف مواد رو روش ریختم، این مرحله رو تو عکس می‌بینید، و بعد دوباره مقداری برنج و دوباره مواد و در آخر باقی برنج‌ها و گذاشتم دم بکشه.موقع سرو خود بخود مواد باهم قاطی میشه.

    بسیار بسیار خوشمزه بود از نظر من

     


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۱:۵۴ ب.ظ روز ۱۵ آذر ۱۳۹۵ | دیدگاه (۰)

    تبوله

    تبوله یه سالاد خوشمزه عربی ه که اصالتا به لبنان و فلسطین تعلق داره و شنیدم لبنانی‌ها اولین شنبه ماه جولای رو به عنوان روز ملی تبوله نامگذاری کردن!
    اساس این سالاد خوشمزه، جعفری‌ه، پس اگه مثل من عاشق جعفری هستین و دوست دارین تو اکثر غذا‌ها جعفری حضور داشته باشه، قطعا این سالاد رو دوست دارین!

    موادلازم برای حدود چهارنفر:
    نصف پیمانه بلغور نرم و نازک گندم (هرچی ریز‌تر باشه، بهتر)
    دو عدد گوجه فرنگی بزرگ
    یک عدد موسیر یا پیازسفید یا پیازچه ساطوری‌شده
    چهار دسته یا ۱۶۰ گرم جعفری تازه و شاداب
    دو دسته یا ۳۰ گرم نعنا تازه
    نصف پیمانه روغن زیتون
    سه قاشق غذاخوری آبلیمو تازه
    دو قاشق چایخوری فلفل سیاه
    یک قاشق چایخوری ادویه عربی بهارات (یه چیزی تو مایه‌های ادویه پلویی خودمونه که شامل این مواده: تخم گشنیز، فلفل، هل، می‌خک، زیره، جوز هندی، دارچین و پودر فلفل دلمه‌ای)

    vaadi-ir

    همیشه با این دستور، تبوله درست می‌کنم با این توضیح قبلی درباره بلغور که مقداری آب جوش می‌ارم و تو یه کاسه می‌ریزم و بلغور هام رو توی آب می‌ریزم و در ظرف رو می‌بندم و می‌ذارم حدود نیم ساعت بمونه و بعد آبکش می‌کنم.

    1. بلغور باید خیلی با دقت شسته شود تا نشاسته و گرد و خاکش گرفته شود. مثل برنج آن را زیر آب سرد می‌گیریم و آب مه‌آلود و گردوخاکی را بیرون می‌ریزیم. بهتر است آن را در آب جوش بخیسانیم اما اگر نمونه نازک و بسیار ظریف‌اش را یافتید با چند بار شستن، آماده مصرف است. بلغور آماده را در یک کاسه می‌ریزیم.
    2. مرحله ساطوری‌کردن مواد: با یک کارد تیز و بلند قسمت‌های سفت ساقه جعفری و نعنا را می‌گیریم. برگ‌ها باید سالم از ساقه چیده شوند و به اندازه یک میلی‌م‌تر با کارد ساطوری شوند. نباید زیاد خردشان کنیم که رنگ و شکل را کامل از دست بدهند. همه را در کاسه بزرگ می‌ریزیم.
    3. گوجه‌فرنگی هم باید به اندازه نیم سانتی‌متر خرد شود. معمولا پوست گوجه جدا می‌شود. خرده‌ها با آب و تخم‌گوجه به مهمانی‌‌ همان یک کاسه بزرگ می‌رود.
    4. پیازچه یا پیاز کوچک را هم به‌‌ همان اندازه خیلی ریز، خرد می‌کنیم و در کاسه می‌ریزیم.
    5. آخرین مرحله اضافه کردن ادویه، آب لیمو و روغن زیتون و بقیه موادی است که باقی مانده است.
      همه مواد را باهم قاطی کرده و درون ظرف سرو می‌ریزیم

    vaadi-ir2


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۳:۳۵ ق.ظ روز ۰۲ مهر ۱۳۹۵ | دیدگاه (۱)

    افطار و سحر چی میشه درست کرد؟

    ماه رمضون سه سال پیش بود که یک لیست از غذاهایی که میشه برای افطار و سحر درست کرد، تهیه کردم و تو وبلاگ گذاشتم.

    تو این سه سال خیلی وقتها، حتی غیر ماه رمضون، این لیست بدرد خودم خیلی خورد و استفاده کردم، ولی بعضی از غذاهایی که این چند سال یاد گرفتم تو لیست نبود و یکسری غذاهایی که هیچ‌وقت درست نمی‌کنم یا دوست ندارم تو لیست بود و بخاطر همین امسال نشستم یه لیست جدید برای خودم نوشتم و موقع‌هایی که میمونم چی درست کنم، ازش کمک می‌گیرم.

    لیست جدید رو می‌تونید از اینجا + دانلود کنید.

    پ‌ن: ما سوسیس و کالباس و پنیر پیتزا رو از سفره غذایی‌مون حذف کردیم، بخاطر همین خیلی از غذاهای جدید و فانتزی رو تو این لیست نمی‌بینید.

    توی فایل هم توضیح دادم، یکسری از غذاها که با رنگ سبز نوشتم، قبلا دستور درست کردن‌شون رو تو وادی گذاشتم و می‌تونید اینجا پیداشون کنید.

    امیدوارم مورد استفاده قرار بگیره


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۴:۰۸ ب.ظ روز ۲۴ خرداد ۱۳۹۵ | دیدگاه (۲)

    محلبیه

    محلبیه یا با دیکته اشتباهی که بین ما جا افتاده مهلبیه
    یه دسرعربی که من یه شب برای افطار درست کردم.
    مثل خیلی از دستورات دیگه، طرز تهیه های مختلفی داره و حتی اهل هرکشور عربی (و حتی ترکها) با دستورهای مختلفی، ولی با مواد تقریبا یکسانی، درست میکنند؛ من با این دستور درستش کردم:

    چهار قاشق غذاخوری آردذرت رو با سه چهارم پیمانه شکر مخلوط کردم و دو پیمانه شیر بهشون اضافه کردم و گذاشتم رو گاز و مرتب هم زدم تا ته نگیره، وقتی کمی غلیظ شد و به مقداری رسید که مورد نظرم بود، گاز رو خاموش کردم؛ سریع حدود پنجاه گرم خامه و یک قاشق مرباخوری گلاب بهش اضافه کردم و هم زدم و تو ظرف کشیدم و گذاشتم تو یخچال تا خوب خودش رو گرفت و بعد تزیینش کردم ??

    میتونید به مواد پودر کاکائو یا زعفرون هم اضافه کنید و محلبی قهوه ای یا زرد داشته باشین.

    vaadi.ir


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۴:۱۴ ق.ظ روز ۲۳ خرداد ۱۳۹۵ | دیدگاه (۲)