می‌خوانمت

وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ

و پروردگارتان گفت: مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم، آنان که از عبادت من تکبّر ورزند، به زودی خوار و رسوا به دوزخ درآیند.

سوره مبارکه غافر آیه ۶۰ (بیشتر…)

زیارتنامه برای زائر کوچولو

وقتی به مشهد یا هر مکان زیارتی دیگری می‌روید، فرزندان کوچک شما چه می‌کنند؟ درباره چگونگی و آداب زیارت با کودکان خردسالتان صحبت کرده‌اید؟ تابحال شده فرزندتان درباره اعمالی که در حرم‌ها انجام می‌دهید، مثل اذن دخول، مرتب ایستادن هنگام سلام دادن، زیارتنامه خواندن و … از شما سوال کند؟ اصلا تابحال به ذهنتان رسیده بچه‌ها چگونه باید زیارت کنند و اصلا چرا یک زیارتنامه مخصوص کوکان نداریم؟

کتاب «زیارتنامه برای زائر کوچولو» دقیقا همان است که در عنوانش آمده است؛ یک زیارتنامه جمع و جور و کودکانه. از آداب و مستحبات ورود به حرم، مثل قدم برداشتن آرام، در کتاب گفته شده تا نحوه سلام دادن و زیارت امام معصوم و وداع با ایشان؛ همگی با زبان کودکانه و مهربان.

زائر کوچولو با پدر و مادر و خواهرش به زیارت رفته‌اند. ورودی حرم از پدرش دست روی سینه گذاشتن و کمی خم کردن سر و سلام دادن را یاد میگیرد؛ کنار مادر و خواهرش که زیارت جامعه می‌خواندند می‌نشیند و با زبان کودکانه با امام صحبت می‌کند و سلام می‌دهد و صدای امام را می‌شنود که می‌گویند: بیا پیش خودم دوست کوچولوی من؛ میهمان از دوردست آمده. خوش آمدی زائر کوچولوی من.

زیارتنامه برای زائر کوچولو، همانطور که نویسنده در انتهای کتاب بیان کرده، یک زیارت‌نامه کوتاه و کودکانه است که می‌تواند در تقویت هویت مذهبی و دینی کودک، کمک‌کننده باشد. یادمان باشد قطعا سلام و زیارت کودکان معصوم، جواب داده خواهد شد.

کتاب در عین اینکه زیارتنامه مانندی برای بچه‌هاست، تصاویری را روایت می‌کند که بیشتر مورد توجه بچه‌هاست؛ بازی کردن با مُهرهای حرم، مهربانی خدام با بچه‌ها، فواره و حوض آب در حرم. صحنه‌هایی نیز یا در متن یا در تصاویر توصیف می‌شود که توجه کودک را در زیارت‌هایش بعد از خواندن کتاب به خود جلب می‌کند. مثل جارو زدن خدام، صدای نقاره خانه، پرهای مخصوص خدام.

تصویرسازی‌های کتاب یکی از نکات مثبت آن است. تصاویری خیال‌انگیز و مهربان که مفاهیم و جملات آمده در متن کتاب را، کودکانه‌ و صمیمی‌تر می‌کند و به متن کمک می‌کنند مفهومش را راحت‌تر منتقل کند.

پیشنهاد ما این است این کتاب را در راه رفتن به حرم ائمه یا امامزادگان و اماکن مقدس برای کودک‌تان بخوانید تا حس و حال کتاب برایش تداعی شود. در حرم‌ که هستید نکات کتاب را با کودک مرور کنید. جزئیات کتاب (مانند نقاره‌خانه، جارو و پر خدام، حوض آب، پرنده‌ها) را به یاد کودک بیاورید و از او بخواهید آنها را در حرم پیدا کند.

این مطلب در تاریخ ۱۵ مرداد ۹۶ در روزنامه همشهری به چاپ رسیده است.

نویسنده: مجتبی آموزگار
تصویرگر: لیدا طاهری
انتشارات: هنرکده کتاب زیتون
قیمت:  ۶۵۰۰تومان

روضه عشاق

اگر کوهم! خراب از قصه فرهاد خواهم شد
کنار نام اهل عشق، من هم یاد خواهم شد

دلیل از من مخواه، از سرنوشت پیله ها پیداست
که از زندان دنیا عاقبت آزاد خواهم شد

تمام عمر کوهم خواندی و آتشفشان بودم
سکوتم گرچه سر تا پا، شبی فریاد خواهم شد

مسیحای تو بر من گرچه دیگر جان نمی بخشند
اگر یکدم بیاید بر مزارم شاد خواهم شد

به خاک افکندی ام در خون و قول سوختن دادی
چه بهتر! بعد از این خاکستری در باد خواهم شد

 

فاضل نظری

تحلیف چیه؟

نشسته‌ایم کنار زمین و مربی برایمان نحوه شیرجه‌زدن برای گرفتن توپ‌های کوتاه را توضیح می‌دهد. دقیق شده‌ایم روی حرکات دست و زانو و ولو شدن! مربی روی زمین که مسئول حضور غیاب می‌آید کنار زمین و از مربی اجازه می‌گیرد و می‌گوید: «شنبه باشگاه تعطیل‌ه، به دوستاتون هم که امروز نیومدن خبر بدید. کسی پانشه شنبه بیاد» جمله‌اش تمام نشده که یکی می‌پرسد «چرا، مگه چی شده؟» و هم‌زمان چند نفر دیگر جواب می‌دهند که «تحلیف رئیس جهوره» وسط حرف‌ها و اظهارنظرها، می‌شنوم که یکی از بچه‌ها به دوستش می‌گوید: تحلیف چیه دیگه؟ نگاهش میکنم. سنش قطعا از هجده سال بیشتر است و احتمالا امسال رای داده است. دوستش هم که هم‌سن و سال خودش است، جواب درست و دقیقی ندارد که بدهد. خوب است کسی نگفت فردا هم “تنفیذ” است، تا واژگان بدون معنای دختران بیشتر شود. نسل چهارمی که اکثرا دوست دارند سهم‌شان از سیاست همان انتخابات و صندوق رای باشد و بس.

مسئول ثبت‌نام رفته و مربی دو به دو به خطمان می‌کند تا شیرجه برویم و تمرین ضربه به توپ در ارتفاع پایین کنیم؛ دیگر هیچ سوالی از معنای کلمات نیست!

همیشه خودمان باید بخواهیم!

نباید تصور کرد که با پیشرفت مدنیت، مقام زن هم بتدریج بالا رفته است؛ حقیقت امر این است که (در طول تاریخ) زیادتر بودن حس همکاری زن، در تغییر وضع اجتماعی او بیشتر موثر بوده تا تربیت فرهنگی مردان!

تاریخ تمدن، جلد اول

ویل دورانت

صفحه ۴۲

فسنجون

من از جمله افرادی بودم که از فسنجون خوششون نمی‌اومد؛ دهن نمیزدم بهش و به نظرم یه غذای بدمزه و زشت می اومد😅
ولی چند سالیه که ازش خوشم اومده و میخورم و حتی دو سه بار هم درستش کردم و کم کم دارم عاشقش میشم😉
گردو سابیده شده رو با یک مقدار آب سرد تو قابلمه میریزم و وقتی آب جوش اومد زیرش رو کم میکنم و میذارم دو ساعت با شعله کم حرارت ببینه. آبش که کم شد، دوباره نیم استکان آب سرد میریزم روش.
🌸 آب سرد باعث میشه گردو زودتر روغن پس بده🌸
مرغ رو هم با پیاز و یک کم نمک و زردچوبه و یک کوچولو دارچین، تو قابلمه جداگانه، میذارم بپزه.
بعد دوساعت که گردو حسابی پخت و روغن داد، رب انار میریزم و یک کم شکر. بسته به میزانی که بخوام شیرین یا ملس یا ترش بشه، هم میزنم و میزان رب و شکر رو تنظیم میکنم. یک کم که باهم جوش خوردن، مرغ ها رو بهشون اضافه میکنم. چند تا آلو خورشتی هم برای کم کردن گرمی گردو داخل خورش میندازم. حدود نیم ساعت صبر میکنم تا مرغ ها خوب با مخلوط گردو و رب انار بپزن و بعد سرو میکنم😀

نمیدونم چرا فسنجون غذای سختیه تو ذهنمون، در صورتیکه خیلی آسونه فقط زمان بره پختش

  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • خرداد ۱۳۹۶
  • اردیبهشت ۱۳۹۶
  • فروردین ۱۳۹۶
  • اسفند ۱۳۹۵
  • بهمن ۱۳۹۵
  • دی ۱۳۹۵
  • آذر ۱۳۹۵
  • آبان ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • شهریور ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • خرداد ۱۳۹۴
  • اردیبهشت ۱۳۹۴
  • فروردین ۱۳۹۴
  • اسفند ۱۳۹۳
  • بهمن ۱۳۹۳
  • دی ۱۳۹۳
  • آذر ۱۳۹۳
  • آبان ۱۳۹۳
  • مهر ۱۳۹۳
  • شهریور ۱۳۹۳
  • مرداد ۱۳۹۳
  • تیر ۱۳۹۳
  • خرداد ۱۳۹۳
  • اردیبهشت ۱۳۹۳
  • فروردین ۱۳۹۳
  • اسفند ۱۳۹۲
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آذر ۱۳۹۱
  • آبان ۱۳۹۱
  • مهر ۱۳۹۱
  • شهریور ۱۳۹۱
  • مرداد ۱۳۹۱
  • تیر ۱۳۹۱
  • خرداد ۱۳۹۱
  • اردیبهشت ۱۳۹۱
  • فروردین ۱۳۹۱
  • اسفند ۱۳۹۰
  • بهمن ۱۳۹۰
  • دی ۱۳۹۰
  • آذر ۱۳۹۰
  • آبان ۱۳۹۰
  • مهر ۱۳۹۰
  • شهریور ۱۳۹۰
  • مرداد ۱۳۹۰
  • تیر ۱۳۹۰
  • خرداد ۱۳۹۰
  • اردیبهشت ۱۳۹۰
  • فروردین ۱۳۹۰
  • اسفند ۱۳۸۹
  • بهمن ۱۳۸۹
  • دی ۱۳۸۹
  • آذر ۱۳۸۹
  • آبان ۱۳۸۹
  • مهر ۱۳۸۹
  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • خرداد ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • اسفند ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • فروردین ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۵
  • خرداد ۱۳۸۵
  • اردیبهشت ۱۳۸۵
  • فروردین ۱۳۸۵
  • اسفند ۱۳۸۴
  • بهمن ۱۳۸۴
  • دی ۱۳۸۴
  • آذر ۱۳۸۴
  • شهریور ۱۳۸۴
  • کنار قدمهای زوار
    پیاده‌روی اربعین به سمت کربلا، بزرگ‌ترین اجتماع شیعیان در جهان است.

    این رویداد فرصت بسیار خوبی برای تعامل و ارتباط‌گیری شیعیان با یکدیگر است. بهتر است هموطنانی که به این سفر می‌روند از این فرصت چندروزه برای تقویت مشترکات بین یکدیگر استفاده کنند و بعضی از مسائلی را که ممکن است باعث اختلاف و سوءتفاهم بشود رعایت کنند. خداوند در قرآن می‌فرماید: ‌ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره‌ها و قبیله‌ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛ گرامی‌ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست.» یادمان نرود که همه ما انسان هستیم و از نظر خدا هیچ‌کس بر دیگری برتری ندارد. عرب و عجم و فارس و ترک و کرد، همگی مثل هم هستیم و در این ایام کنار هم به عشق امام‌حسین(ع) جمع شده‌ایم. این تعاریف قرآنی وقتی پای سفره امام‌حسین علیه‌السلام شکل بگیرد، می‌تواند تمام دام‌های شیاطین را بی‌اثر کند؛ چرا که همگی‌مان یک هدف واحد داریم و اربعین، میعادگاه عاشقان حسین(ع) است.

    عرب‌ها احترام ویژه‌ای برای مهمان قائل هستند و در پذیرایی‌هایشان سعی می‌کنند به قول ما، برای مهمانشان سنگ تمام بگذارند. شما هم به‌عنوان مهمان یادتان باشد که آداب مهمان و مهمانی را رعایت کنید. اگر غذا یا خوراکی به شما تعارف کردند که باب میلتان نبود با احترام و تشکر آن را رد کنید. رفتارتان طوری نباشد که میزبانتان تصور کند برای زائر امام‌حسین(ع) کم گذاشته است یا بی‌احترامی تلقی کند.

    ممکن است در طول مسیر با برخی زوار هم‌صحبت شوید. این صحبت و هم‌کلامی فرصت بسیار خوبی است برای تعامل بیشتر با شیعیان ولی مراقب باشید بعضی از موضوعات، موجب اختلاف و بحث و مشاجره نشود. در صحبت‌ها و بحث‌ها احترام را فراموش نکنید و همواره یادتان باشد هدف همگی شما در آن مکان یکی است.

    آنجا محل وحدت و هویت‌دهی شیعیان جهان است. پس فراموش نکنید نژاد و قومیت هیچ معنایی ندارد. از هرگونه بحث در این زمینه پرهیز کنید و اگر در اطرافتان جمعی را دیدید که درباره این موضوع صحبت می‌کنند، شما در این آتش فوت نکنید و غیر از این، سعی کنید آنها را از اینگونه بحث‌ها دور کنید. به آنها بگویید ما همگی مسلمان و شیعه هستیم و زیر پرچم امام‌حسین علیه‌السلام جمع شده‌ایم و نباید بگذاریم بحث‌های بی‌ارزش از نظر خدا، بینمان اختلاف ایجاد کند. سعی کنید از هر فرصتی برای افزایش محبت بین دو ملت استفاده کنید.

    IMG_5165

    عرف حجاب زنان در کشور عراق و بین قشر محجبه عراق با کشور ما کمی فرق می‌کند. خانم‌هایی که به این سفر می‌روند حتما باید سعی کنند حجاب اسلامی را بیشتر رعایت کنند. اگر می‌توانید حتما از چادر استفاده کنید ولی اگر نگهداری و استفاده از آن برایتان سخت است حتما مانتوی پوشیده و روسری‌های بلند بپوشید. این نکته را هم فراموش نکنید که اکثر عراقی‌ها به پوشیدن لباس مشکی یا تیره در ایام عزاداری مقید هستند.

    از اهالی موکب‌ها درباره قیمت و مبلغی که هزینه پذیرایی از زوار می‌کنند سؤال نکنید. اگر این سؤال را صرفا برای کنجکاوی می‌پرسید، بهتر است کنجکاوی‌تان را مهار کنید. میزبانان عراقی برای زوار امام‌حسین(ع) از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کنند و خیلی وقت‌ها دوست ندارند صحبتی از پول و مبلغ اهدا شده در این راه بکنند.

    خیلی خوب است همراهتان هدیه‌های کوچکی داشته باشید تا آنجا به کودکان و خادم‌های موکب‌ها بدهید. هدیه‌هایی که هم نشانی از سرزمین خودمان داشته باشد هم طرف مقابل را خوشحال کند؛ مثلا نمک یا نبات تبرک حرم امام‌رضا علیه‌السلام هدیه بسیار خوبی است. پیکسل و تصاویر کوچک از حرم امام‌حسین(ع) یا حرم امام رضا(ع)هم می‌تواند یادگاری خوبی باشد. برای بچه‌ها اسباب‌بازی‌های کوچک یا گل‌سر یا لوازم‌التحریر کوچک که حملشان برای خودتان سخت نباشد، ببرید و آنجا به کودکانی که در موکب‌ها مشغول خدمت به زوار هستند هدیه دهید. حواستان باشد رفتارتان طوری نباشد که آنها فکر کنند به‌عنوان صدقه یا کمک به آنها چیزی می‌دهید، طوری رفتار کنید که بدانند به رسم یادگاری و تشکر از زحماتشان این هدیه‌ها را می‌دهید.

    در خیلی از زمان‌ها و موقعیت‌ها، فرهنگ متفاوتی بین مردم کشورهای مختلف وجود دارد؛ مثلا در بحث عزاداری، خیلی از مردم ما رفتن به هیئت و سینه‌زدن و اشک ریختن را مصداق عزاداری می‌دانند اما برای بسیاری از اعراب خود این پیاده‌روی یک عزاداری و تکریم شعائر است. حواسمان باشد که رفتارهای خارج از عرف نداشته باشیم.

    همانطور که گفتیم، اربعین بزرگ‌ترین زمان برای نشان دادن وحدت و همراهی شیعیان با یکدیگر است. سال‌های قبل عکس‌های مختلفی از مراجع و علمای شیعه که بعضا مواضع متفاوتی از هم داشتند توسط طرفدارانشان در مسیر پیاده‌روی اربعین منتشر می‌شد که گاهی حتی دعوا و بحث بین طرفدارانشان ایجاد می‌شد. بهتر است برای حفظ بیشتر وحدت، چنین کارهایی نکنیم. همانطور که رهبر انقلاب نیز گفتند حتی عکس ایشان را آنجا پخش نکنیم. اگر خواستید یک پوستر مذهبی در جایی بچسبانید یا نصب کنید، اول مراقب باشید که آن تصویر محل اختلاف بین مسلمانان نشود و دوم اینکه حتما از صاحب آن موکب یا خانه اجازه بگیرید و درصورت موافقت ایشان، آن را نصب کنید.

    در این روزها به‌خاطر حجم زیاد زوار، حفظ بهداشت و پاکیزگی شهر کار سختی می‌شود و نیروهای شهری مدام در حال نظافت معابر و خیابان‌ها هستند. بهتر است شما به‌عنوان زائر، نظافت شهری را به اندازه وظیفه خودتان رعایت کنید و فراموش نکنید آنجا مهمان هستید و باید مراقب نظافت شهر میزبان‌تان باشید.

    اگر برای ثبت لحظه‌های سفر با خودتان دوربین برده‌اید، حواستان به مکان‌ها و صحنه‌هایی که از آن می‌خواهید عکس بگیرید، باشد. علاوه بر مکان‌هایی که بهتر است دوربین‌تان را در آنجا غلاف کنید مثل پایانه‌های مرزی یا فرودگاه یا مناطق شبه نظامی، بهتر است از هر سوژه و مکانی نیز عکس نگیرید! قطعا خود شما نیز دوست ندارید وقتی با خانواده‌تان نشسته‌اید، عکاس ناشناسی از شما عکس بگیرد! یا وقتی درموقعیت نامناسبی مثل خواب بودن در مکان عمومی هستید، اگر متوجه شوید کسی در چنین موقعیتی از شما عکس گرفته ناراحت می‌شوید. پس این نکات را در رابطه با دیگران هم رعایت کنید. خصوصا در عکس گرفتن از زنان مراقب باشید که خدایی نکرده برخورد یا نزاعی پیش نیاید.

    در تعاملات و صحبت‌هایتان مراقب روابط محرم و نامحرم باشید. اگر خانم هستید در ارتباط با آقایان مخصوصا مغازه‌داران عفت و حیا را فراموش نکنید. اگر مرد هستید نیز مراقب تعاملات‌تان با زنان عرب باشید. نحوه ارتباط زنان و مردان در عراق کمی متفاوت با عرف جامعه ایرانی است.

    IMG_5041

    برای اسکان شب‌ها، فقط دنبال موکب‌های ایرانی نباشید. بهتر است به موکب‌هایی که زوار سایر کشورها هستند بروید و با آنها تعامل داشته باشید. قرار نیست آنجا هم مثل داخل کشور فقط با همشهریان و هموطنان ارتباط داشته باشیم! مخصوصا اگر عرب‌های ساکن آن مناطق از شما دعوت کردند شب را به خانه آنها بروید و شرایط شما طوری بود که می‌توانستید دعوتشان را بپذیرید، حتما به خانه‌هایشان بروید و دعوتشان را اجابت کنید.

    برخی از غذاها یا خوردنی‌های عربی ممکن است به مذاق و سلیقه شما جور نباشد. حرص نزنید و هر خوراکی که تابه‌حال نخورده‌اید و مزه‌اش را نمی‌شناسید، نگیرید. برای امتحان می‌توانید خواهش کنید مقداری کمی از آن غذا را به شما بدهند و کمی از آن بخورید و اگر خوشتان آمد مقدار بیشتری بگیرید. با این کار از اسراف غذاهای نذری جلوگیری می‌کنید.

    سعی کنید با زوار دیگر کشورها مخصوصا با صاحبین مواکب یا خانه‌ای که مهمان آنها شده‌اید ارتباط بگیرید، شماره موبایل یا ایمیل از آنها بگیرید و شماره خودتان را به آنها بدهید تا بعد از این سفر هم تعاملات و دوستی‌ها ادامه داشته باشد. آنها را به شهر و اگر امکانش را دارید به خانه خودتان دعوت کنید و رسم میزبانی را به جا بیاورید. مخصوصا اگر ساکن شهرهایی مثل تهران، قم، مشهد یا حتی شیراز و اصفهان هستید و امکان پذیرایی از آنها را دارید، حتما آنها را دعوت کنید. گاهی دوستی‌های محکمی در اینگونه روابط شکل می‌گیرد و دو طرف می‌توانند کمک‌های زیادی به یکدیگر کنند. این الفت و دوستی مخصوص شیعیان زمان ظهور است.

     زمان اسکان در موکب‌ها فقط به فکر خودتان و آسایش و راحتی‌تان نباشید. سعی کنید در گرفتن امکانات خواب مثل پتو و تشک عدالت را رعایت کنید و به فکر بقیه زوار هم باشید. مخصوصا در بعضی موکب‌ها ممکن است تعداد پتوها محدود باشد و برخی زوار که دیرتر از بقیه تصمیم به استراحت گرفته‌اند بدون پتو و امکانات رفاهی بمانند، اگر شما بیشتر از دیگران و حد معمول پتو برداشته باشید مدیون آنها می‌شوید.

    برخی زوار ایرانی به‌خاطر شرایط سخت و گاهی اوقات کم‌شدن تحمل‌شان حرف‌هایی درباره باقی زوار می‌زنند که گاهی از همان دعوای جاهلانه عرب و عجم نشأت می‌گیرد، غیر از اینکه قبلا گفتیم از این نوع صحبت‌ها دوری کنید، این نکته را هم فراموش نکنید که بسیاری از عراقی‌ها زبان فارسی را هم بلد هستند و متوجه صحبت‌ها و منظور شما می‌شوند. ممکن است حرف‌های شما موجب ناراحتی و سوءتفاهم بشود. یادتان نرود هرکدام از شما نماد و نماینده مردم کشورتان هستید.

    میزبانان شما ممکن است از طبقات مختلف باشند، فقیر و غنی در این ایام در حد وسع و مال خودشان سعی می‌کنند به زوار خدمت کنند، یادتان باشد که احترام به همه انسان‌ها در هر درجه‌ای که باشند هیچ فرقی نباید داشته باشد، علی‌الخصوص در این سفر. پس مهمان هر حسینیه و موکبی که بودید، احترام گذاشتن به آنها را فراموش نکنید.

    این نوشته به تاریخ بیست و چهار آبان، در روزنامه همشهری چاپ شده است.

    درباره برخی منبر و مداحی‌ها

    رفته بودیم روضه! بعد از گذشت ده دقیقه از سخنرانی، احساس کردم بعضی از حرف‌هاش عجیب‌ه! یا تابحال چنین صحبت‌هایی درباره محرم نشنیده بودم یا حتی برعکس و نقیض‌ش رو از سخنرانهای معروف دیگه شنیده یا تو کتاب‌ها خونده‌ام. مثلا اسم یه عالمی رو آورد و کلی ازش تعریف و تمجید کرد و یه داستانی از کربلا رو به نقل اون عالم گفت و من یادم بود تو کتاب حماسه حسینی شهید مطهری دقیقا درباره این عالم گفته بودن اکثر حرف‌هاش خرافات‌ه و سندی برای حرفاش نیست! بعد از اتمام روضه و تو راه برگشت به احمد گفتم نظرت درباره سخنرانی چی بود؟ احمد هم نظرش مثل من بود و گفت: “همون موقع هرحرفی که میزد و اسمی که میبرد رو توی اینترنت سرچ میکردم؛ حرف‌هاش یا ناقص بود یا کاملا اشتباه و خرافه”

    حالا دارم فکر میکنم وظیفه ما در این مواقع چیه؟ چیکار باید بکنیم؟ وقتی از یک مداح یا سخنران مطلبی شنیدیم و با منبع موثق مطمئن هستیم این مطلب اشتباهه یا کامل نیست، به عنوان یک انسانی که وقت گذاشته و آمده هیئت و دغدغه‌ی مطلب درست و بدور از اغراق شنیدن برای خودش و باقی مردم داره، باید چه کنیم؟

    میشه بعد از هیئت، رفت با اون مداح و سخنران صحبت کرد و حتی اگه وقت داشتن، منابع صحیح رو بهشون نشون داد. یا اگه وقت نداشتن، تلفن یا ادرس ایمیل یا حتی ادرسی برای دیدار حضوری ازشون گرفت و بعدا سرفرصت باهاشون صحبت کرد.

    میشه با صاحب مجلس و کسی که آن فرد را دعوت کرده صحبت کرد و درباره مطالبی که گفته میشه و اینکه صاحب مجلس هم مسئول‌ه و باید مراقب باشه که چه نوع مطالبی برای مردم گفته میشه، بحث کرد.

    میشه بعد سخنرانی با چند نفر از کسائیکه تو هیئت کنارمون نشستن، درباره سخنرانی و مداحی صحبت کرد و نظر آنها رو پرسید.

    چه راه‌های دیگه‌ای به ذهن شما میرسه که برعهده‌ی من و شما به عنوانِ یک آدم عادی که پای سخنرانی و مداحی نشسته، هست و می‌تونیم، و وظیفه داریم، در راه مبارزه با ورود شایعات و غلوها روضه‌خوانی انجام بدیم؟


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۸:۰۳ ق.ظ روز ۱۶ آبان ۱۳۹۵ | دیدگاه (۲)

    دوستی راستین

    تو ای دوستدار علی، تو ای دوستدار فاطمه، و تو ای دوستدار حسنین؛ فکر مکن که دوستی تو نسبت به آنها به این است که چیزی نذرشان کنی! مثلا سفره نذرشان کنی، چلچراغ نذرشان کنی… این دوستی آنها نیست. آنها اهل این حرفها نیستند تا دوستیشان به این چیزها باشد. دوستی تو به آنها در کجا نمودار می‌شود؟ فقط یک جا، و آن رفتار تو، عقیده تو، اندیشه تو، فکر تو و عمل توست. هر قدر عقیده و اندیشه و عملت به اینها نزدیکتر باشد نشانه آن است که دوستی راستین صحیح آنها در تو ریشه دارتر است. محبت اهل بیت و ولایت آنها بازده و ثمره‌ای جز اطاعت بیشتر خدا و پرهیز بیشتر از معصیت خدا ندارد.

    سید محمد حسینی #بهشتی
    کتاب ولایت، رهبری، روحانیت


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۱۲:۲۸ ب.ظ روز ۳۱ شهریور ۱۳۹۵ | دیدگاه (۱)

    ر

    روی نیمکت پارک نشسته بودم و آخرین صفحات کتاب را خواندم؛ با بغضی که سعی میکردم وسط پارک نترکد، کتاب را بستم؛ به این فکر کردم اگر حاج رسول در بوسنی شهید نشده بود، الان کجا بود؟ عراق؟ سوریه؟ افغانستان؟ یا حتی کشمیر و میانمار؟
    کتاب “ر” زندگینامه ی رسول حیدری است، مردی که بیشتر لحظات زندگی اش در مبارزه با دشمنان اسلام گذشت، از روزهای انقلاب تا قائله کردستان و هشت سال جنگ؛ و در مبارزه برای اسلام و مسلمانان، مرز جغرافیایی برایش بی معنی بود! به همین خاطر زمانیکه انتفاضه عراق پیش آمد، برای کمک به آنها به عراق رفت؛ وقتی جنگ بوسنی و کشتار مسلمانان اتفاق افتاد، به بوسنی رفت و همانجا شهید شد …
    از جنگ بوسنی چیز زیادی نمیدانم و نخواندم؛ تنها خاطره هایی گنگ از روزهای کودکی، آهنگ “سارایوو، سارایوو جهان را خواب برده” که با تصاویری از مردم بوسنی از تلویزیون پخش میشد و حضور در تشییع جنازه شهید نواب یکی از شهدای ایرانی در بوسنی، و مطالبی پراکنده در بعضی کتابها و مجلات سهم آگاهی‌ام از جنگ بوسنی است؛ “ر” کمی به اطلاعات نداشته ام افزود!
    یکی از خصوصیات خوب کتاب، همراه شدن عکسها و دست نوشته های شهید با سطور خاطرات و بین صفحات کتاب بود که به خواننده کمک میکرد بهتر و بیشتر در فضای توصیف شده خاطرات قرار گیرد.

    vaadi.ir

    تنها نکته ای از کتاب که برایم گنگ ماند، نحوه و چگونگی و چرایی شهادت شهید حیدری بود؛ چه اتفاقی باعث درگیری در جاده شد؟ اصلا درگیری رخ داده یا رسول و محمد در ماشین هدف گلوله قرار گرفتند؟ صربها بودند یا کرواتها؟ کتاب در روایت فصل آخر ابتر است! بارها در ذهنم جاده سرسبزی را تصور کرده ام که ماشین یوگو قرمز رنگی با دوسرنشین از آن میگذرند که … قصه برایم ناتمام میماند!

    پ ن: بعد خوندن کتاب، به “معصومه” فکر میکنم؛ چه کرد و چه میکنه؟ به معصومه و معصومه هاکتاب با قلم خوب مریم برادران نوشته شده و انتشارات آرما آن را چاپ کرده است.


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۱:۴۶ ق.ظ روز ۱۵ مرداد ۱۳۹۵ | دیدگاه (۱)

    شب آخر شد

    فکر میکنم برای افطار و سحر فردا که آخرین افطار و سحر امسال‌مون هست چی بپزم؛ شروع میکنم به درست کردن سحر فردا؛ پیازها رو ریز میکنم و با یک کم روغن میریزم تو قابلمه، زیرش رو زیاد میکنم تا پیازها آب نده و یک کم ادویه و زعفرون و نمک روشون میریزم و هم میزنم. فکر می‌کنم امشب که تا سحر بیدارم و شب آخر رمضان حساب میشه، بشینم و سوره انعام و کهف و یس رو بخونم؛ پیازها رو هم میزنم، دارن طلایی میشن شعله رو کم میکنم و دوتا سینه مرغ که برای سحری قراره زرشک‌پلو بشند رو میذارم روشون و زیر و رو میکنم تا سرخ و طلایی بشن! صد مرتبه استغفرالله و اتوب الیه رو می‌تونم از همین الان و در حال انجام بقیه کارهای سحری بگم. مرغ‌ها توی پیاز و روغن و زعفرون خوب سرخ شدن و به جلز ولز افتادن، گوجه‌های میکس شده با رب رو بهشون اضافه میکنم و شعله رو زیاد میکنم تا به غل غل بیفته؛ برنج رو که بذارم میتونم غسل شب آخر ماه رو بکنم و زیارت امام حسین و چند تا دعای کوچیک دیگه رو هم بعد از سحر و قبل از اذان صبح میخونم ان‌شالله.

    به همین سرعت گذشت و تموم شد …

    پ‌ن_ تو مفاتیح درباره شب آخر رمضان آمده: شب بسیار مبارکى است، و براى این شب چند عمل وارد است: اوّل: غسل دوم: زیارت امام حسین علیه السّلام سوم: خواندن سوره هاى «انعام» و «کهف» و «یس» و گفتن صد مرتبه أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ
    و خواندن دعای اللَّهُمَّ هَذَا شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِی أَنْزَلْتَ فِیهِ الْقُرْآنَ وَ قَدْ تَصَرَّمَ وَ أَعُوذُ بِوَجْهِکَ الْکَرِیمِ یَا رَبِّ أَنْ یَطْلُعَ الْفَجْرُ مِنْ لَیْلَتِی هَذِهِ أَوْ یَتَصَرَّمَ شَهْرُ رَمَضَانَ وَ لَکَ قِبَلِی تَبِعَهٌ أَوْ ذَنْبٌ تُرِیدُ أَنْ تُعَذِّبَنِی بِهِ یَوْمَ أَلْقَاکَ

    سیّد ابن طاووس از امام صادق علیه السّلام روایت کرده که هرکه در شب آخر ماه رمضان، آن ماه شریف را وداع گفته و بگوید: اللَّهُمَّ لا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ صِیَامِی لِشَهْرِ رَمَضَانَ وَ أَعُوذُ بِکَ أَنْ یَطْلُعَ فَجْرُ هَذِهِ اللَّیْلَهِ إِلا وَ قَدْ غَفَرْتَ لِی

    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۱۰:۲۱ ب.ظ روز ۱۴ تیر ۱۳۹۵ | دیدگاه (۰)

    چهار کتاب خداپرستانه

    “ومی‌کی‌ها” آدمک‌های چوبی هستند که توسط “ایلای” ساخته شده‌اند و در دهکده‌ای زندگی می‌کنند. خانه‌ی ایلای که خالق آنهاست بر بالای تپه‌ای بالای همان دهکده ویمی‌کی‌ها قرار دارد و از آنجا آدمک‌هایش را نگاه می‌کند و رفتار و کارهایشان را زیر نظر دارد.
    “پانچلو” یکی از آدمک‌هاست و داستان‌های این کتاب‌ها بر اساس رفتار و کارهای پانچلو تعریف می‌شود.

    هرجلد از کتاب به یک موضوع اجتماعی و فرهنگی می‌پردازد و عکس‌العمل‌های ویمی‌کی‌ها نسبت به آن را شرح می‌دهد و وقتی آنها به مشکل برمیخورند ایلای است که به آنها کمک می‌کند و راه درست را نشان می‌دهد.

    vaadi.ir

    در “تو برای من بهترینی“* کودک می‌آموزد کسی وجود دارد که بدون توجه به ظاهر آدم‌ها، توانایی‌ها و اموال‌شان آنها را دوست بدارد و به آنها عشق بورزد و انسان‌ها با اطمینان به عشق او ارزش وجودی خود را فراموش نکنند و به قضاوت‌های دیگران اهمیت ندهند و در مسیر او حرکت کنند.

    در “هدیه مخصوص تو” با گفتن داستان روزی که هر ویمی‌کی یک هدیه‌ای که بسیار علاقه دارد را دریافت می‌کند به کودک یاد می‌دهد هرکس می‌تواند موهبت بی‌نظیر خود را در راه کمک به دیگران به کار گیرد و در دنیای اطرافش تغییر مثبت ایجاد کند. البته این ایلای است که آن هدیه‌ها را مناسب با علاقه هرکدام‌شان به آنها هدیه داده و در آخر هم راه استفاده از آن وسیله‌ها و کمک به یکدیگر را به آنها می‌آموزد.

    تو برای من عزیزترینی” پدیده چشم و هم‌چشمی و پیروی کورکورانه از کارهای دیگران را در غالب جمع کردن جعبه‌های رنگارنگ و توپ‌های فانتزی توسط ویمی‌کی‌ها بیان می‌کند و پانچیلویی که برای همراهی با مردم و کم نیاوردن در برابر دیگران، از خیلی چیزها حتی خانه‌اش می‌گذرد تا پول بیشتری داشته باشد و جعبه و توپ بیشتری بخرد و فرد مهم‌تری در دهکده نشان داده شود. تا این که ایلای موضوع مهمی را به او یادآوری می‌کند؛ «تو بیش از این‌ها برایم ارزشمندی چون تو را با عشق ساخته‌ام و همین‌طور که هستی دوستت دارم»

    ای کاش بینی من هم سبز بود” روزی را در دهکده ویمی‌کی ها تعریف می‌کند که مد سبز بودن بینی بین مردم شهر افتاده است. پامچیلو تا وقتی پیش ایلای است داشتن بینی سبز را نشانه باهوش یا قوی‌تر بودن از بقیه نمیداند ولی بعد از مدتی او هم تحت فشار دیگران و جوی که در شهر ایجاد شده و برای مقبولیت پیدا کردن بین مردم، بینی‌اش را سبز می‌کند ولی بعد از مدتی از این کار خسته می‌شود و به نزد ایلای می‌رود و با آغوش گرم ایلای و کمک او برای بازگشت به حالت اولیه‌اش روبرو می‌شود. ایلای به پانچلو می‌گوید: «من در هر شرایطی تو را دوست دارم و همیشه به تو کمک خواهم کرد تا به همان شکلی برگردی که تو را ساخته بودم.»

    این چهار جلد کتاب را که می‌توان به عنوان تلاشی برای آموزش مفاهیم توحیدی برای کودکان نام برد توسط مکس لوکیدو نوشته شده است و توسط دو ناشر، نسل نواندیش و مهرسا در ایران ترجمه و منتشر شده است.

    • نام این جلد در انتشارات مهرسا “تو بی‌نظیری” است. کتاب در عکس برای انتشارات نسل نواندیش است.

    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۷:۵۰ ق.ظ روز ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۵ | دیدگاه (۱۰)

    پاشو نماز صبح‌ه

    این آهنگی‌ه که روی گوشیم گذاشتم تا صبح‌ها سه ربع قبل از قضا شدن نماز، زنگ بزنه و اگه با صدای اذان موبایل آقای همسر بیدار نشده باشیم، بیدارمون کنه.

    تو اون حال سبک و بی‌وزنی بین الطلوعین، آدم دوست داره از جاش بلند نشه و تو سکوت و تاریکی اون موقع، تا آخرش گوش بده.

    Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۲:۵۳ ق.ظ روز ۲۰ دی ۱۳۹۴ | دیدگاه (۴)