ای اولین و آخرین امید
إِنْ یَنْصُرْکُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَکُمْ وَإِنْ یَخْذُلْکُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِی یَنْصُرُکُمْ مِنْ بَعْدِهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ
اگر خدا شما را یارى کند هیچ کس بر شما غالب نخواهد شد
و اگر دست از یارى شما بردارد، چه کسى بعد از او شما را یارى خواهد کرد؟
مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند
سوره مبارکه آل عمران، آیه ۱۶۰
قطار مهاراجه

کتاب، خاطرات پنج سال زندگی در هندوستان است؛ خاطراتِ علیرضا قزوه‌ی شاعر که پنج سال رئیس مرکز تحقیقات فارسی رایزنی فرهنگی ایران در هند بود.

خاطراتی که اگر چه جالب و جدید بود ولی بخاطرِ کوتاه بودن روایت‌ها و گاها تکرار چندباره یک مساله، کمی از جذابیتش برایم کم شد. روایت‌ها طوری تنظیم شده بودند که انگار آقای قزوه در همان سال‌های ماموریت بعضی‌شان را نوشته و در مجله یا روزنامه‌ای بصورت هفتگی چاپ کرده‌اند و حالا بعد از گذشت چند سال، تصمیم گرفته‌اند کتابی از آن سالها و تجربیاتشان منتشر کنند؛ روایت‌های خُرد را از مجله و روزنامه و دفترهای شخصی جمع کرده‌اند، چند روایتی هم با افعال گذشته* نوشته‌اند و موضوعی آنها را تفکیک کرده و کتاب کرده‌اند!

یعنی این خاطرات پاره‌پاره حتی بر اساس زمان و سالهایی که ایشان در هند بودند نیز مرتب نیست؛ آنچه من حدس میزنم این است که بر اساسِ یک ترتیبِ نامرتبی از موضوعات پیش میرود. ترتیبی که بعضی مواقع اذیت‌کننده می‌شود. مثلا شما چندین صفحه پشتِ سرهم خاطراتی درباره‌ی مواجهه با میمون‌ها در هند می‌خوانید که یا خاطرات خود قزوه است یا شنیده شده از دوستانشان!

ولی کتاب خاطرات جذابی دارد که بعضا با بذله‌گویی و روحیه‌ی شوخ آقای قزوه بیان می‌شود؛ از روایت مُرده‌سوزی هندوها و حرکات امیری‌اسفندقه تا پیدا کردن قبر شاعران کشمیری زیر زباله‌ها و علف‌ها.

روایت‌های کتاب از جهتی دیگر هم برای من اهمیت داشت. سفرنامه‌ها و کتاب‌هایی که درباره مردمانی دیگر نوشته می‌شوند اصولا حاصلِ یک دوره کوتاه مدت دیدن و بودن در میانِ آن مردمان و سرزمینشان است، ولی این کتاب خاطرات کسی است که پنج سال در هندوستان بوده و شهرها و مردمان و فرهنگ‌های مختلف آن را دیده و آنها را زندگی کرده است. پس قضاوت‌ها و تعاریفش از زندگی مردمانِ شبه‌قاره از واقعیتِ آنها خیلی دور و صرفا بر اساسِ احساسات نیست.

در کل پیشنهاد میدهم اگر می‌خواهید درباره “حاشیه‌های” فعالیت‌هایی که در حوزه زبان فارسی در هند می‌شود، درباره برخی مراسم فرقه‌های هندی، درباره‌ی شیعیان هند و خاطراتی دوستانه درباره برخی شاعران و نویسندگان بدانید، این کتاب را بخوانید.

“قطار مهاراجه” را سوره مهر در سال نود و چهار منتشر کرده است.
قیمتِ پشتِ جلدِ کتابِ من، نه هزار تومان است.

  • بعضی روایت‎ها با افعال ماضی است و برخی افعال مضارع، و این مساله نیز خواننده را اذیت می‌کند.
بینِ دستانی که نیست

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست
می‌رسم با تو به خانه، از خیابانی که نیست

می‌نشینی رو به رویم خستگی در میکنی
چای می‌ریزم برایت، توی فنجانی که نیست

باز میخندی و میپرسی که حالت بهتر است؟
باز میخندم که خیلی! گرچه میدانی که نیست

شعر میخوانم برایت واژه‌ها گل می‌کنند
یاس و مریم می‌گذارم توی گلدانی که نیست

چشم می‌دوزم به چشمت، می‌شود آیا کمی
دست‌هایم را بگیری، بین دستانی که نیست؟

وقت رفتن می‌شود با بغض می‌گویم نرو
پشت پایت اشک می‌ریزم در ایوانی که نیست

میروی و خانه لبریز از نبودت میشود
باز تنها میشوم با یاد مهمانی که نیست

رفته‌ای و بعد تو این کار هر روز من است
باور اینکه نباشی کار آسانی که نیست

بیتا امیری

باید یاد بگیرم

مشغول مرتب کردن و لیبل زدنِ کتابای کتابخونه بودم که یکی از هفتم‌ها اومد و گفت خانم من میتونم کمکتون کنم! نشست کنارم و گفت بدید لیبل‌ها رو من بزنم!
راستش خیلی خوشحال شدم! هم برای خودم هم برای دانش‌آموز غ! برای خودم از این بابت خوشجال شدم که یک نفر پیدا شد بین نوشتن لیست و شماره و مهر زدن کتابها، کمکم کنه و همون ده دقیقه زنگ تفریح باعث بشه بیست دقیقه کار کتابخونه جلو بیفته. برای خودش از این جهت خوشحال شدم که این جرات و اعتماد بنفس رو داره که هنوز با معلم زیاد آشنا نیست (هفتم‌ها تازه وارد مدرسه شدن) بره بگه میتونم کمکتون کنم و آماده به یراق باشه.

شاید حتی به این خصلتش غبطه خوردم و فکر میکنم که من خیلی وقت‌ها این اعتماد بنفس رو ندارم!

دنبال چی هستی؟

تو نیازی نداری کسی بهت چیزی بده.
میتونی خودت فرصت هات رو بسازی.
اما اول باید بدونی که دنبال چی هستی.

یعقوب را دوست داشتم
صفحه ۲۵۶

فسنجون

من از جمله افرادی بودم که از فسنجون خوششون نمی‌اومد؛ دهن نمیزدم بهش و به نظرم یه غذای بدمزه و زشت می اومد😅
ولی چند سالیه که ازش خوشم اومده و میخورم و حتی دو سه بار هم درستش کردم و کم کم دارم عاشقش میشم😉
گردو سابیده شده رو با یک مقدار آب سرد تو قابلمه میریزم و وقتی آب جوش اومد زیرش رو کم میکنم و میذارم دو ساعت با شعله کم حرارت ببینه. آبش که کم شد، دوباره نیم استکان آب سرد میریزم روش.
🌸 آب سرد باعث میشه گردو زودتر روغن پس بده🌸
مرغ رو هم با پیاز و یک کم نمک و زردچوبه و یک کوچولو دارچین، تو قابلمه جداگانه، میذارم بپزه.
بعد دوساعت که گردو حسابی پخت و روغن داد، رب انار میریزم و یک کم شکر. بسته به میزانی که بخوام شیرین یا ملس یا ترش بشه، هم میزنم و میزان رب و شکر رو تنظیم میکنم. یک کم که باهم جوش خوردن، مرغ ها رو بهشون اضافه میکنم. چند تا آلو خورشتی هم برای کم کردن گرمی گردو داخل خورش میندازم. حدود نیم ساعت صبر میکنم تا مرغ ها خوب با مخلوط گردو و رب انار بپزن و بعد سرو میکنم😀

نمیدونم چرا فسنجون غذای سختیه تو ذهنمون، در صورتیکه خیلی آسونه فقط زمان بره پختش

  • شهریور ۱۳۹۷
  • مرداد ۱۳۹۷
  • تیر ۱۳۹۷
  • خرداد ۱۳۹۷
  • اردیبهشت ۱۳۹۷
  • فروردین ۱۳۹۷
  • اسفند ۱۳۹۶
  • بهمن ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۶
  • آذر ۱۳۹۶
  • آبان ۱۳۹۶
  • مهر ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • خرداد ۱۳۹۶
  • اردیبهشت ۱۳۹۶
  • فروردین ۱۳۹۶
  • اسفند ۱۳۹۵
  • بهمن ۱۳۹۵
  • دی ۱۳۹۵
  • آذر ۱۳۹۵
  • آبان ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • شهریور ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • خرداد ۱۳۹۴
  • اردیبهشت ۱۳۹۴
  • فروردین ۱۳۹۴
  • اسفند ۱۳۹۳
  • بهمن ۱۳۹۳
  • دی ۱۳۹۳
  • آذر ۱۳۹۳
  • آبان ۱۳۹۳
  • مهر ۱۳۹۳
  • شهریور ۱۳۹۳
  • مرداد ۱۳۹۳
  • تیر ۱۳۹۳
  • خرداد ۱۳۹۳
  • اردیبهشت ۱۳۹۳
  • فروردین ۱۳۹۳
  • اسفند ۱۳۹۲
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آذر ۱۳۹۱
  • آبان ۱۳۹۱
  • مهر ۱۳۹۱
  • شهریور ۱۳۹۱
  • مرداد ۱۳۹۱
  • تیر ۱۳۹۱
  • خرداد ۱۳۹۱
  • اردیبهشت ۱۳۹۱
  • فروردین ۱۳۹۱
  • اسفند ۱۳۹۰
  • بهمن ۱۳۹۰
  • دی ۱۳۹۰
  • آذر ۱۳۹۰
  • آبان ۱۳۹۰
  • مهر ۱۳۹۰
  • شهریور ۱۳۹۰
  • مرداد ۱۳۹۰
  • تیر ۱۳۹۰
  • خرداد ۱۳۹۰
  • اردیبهشت ۱۳۹۰
  • فروردین ۱۳۹۰
  • اسفند ۱۳۸۹
  • بهمن ۱۳۸۹
  • دی ۱۳۸۹
  • آذر ۱۳۸۹
  • آبان ۱۳۸۹
  • مهر ۱۳۸۹
  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • خرداد ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • اسفند ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • فروردین ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۵
  • خرداد ۱۳۸۵
  • اردیبهشت ۱۳۸۵
  • فروردین ۱۳۸۵
  • اسفند ۱۳۸۴
  • بهمن ۱۳۸۴
  • دی ۱۳۸۴
  • آذر ۱۳۸۴
  • شهریور ۱۳۸۴
  • خرافات مدرن شده

    چند سال قبل وقتی مشهد یا قم می‌رفتیم، صفحه‌ی اول زیارت‌نامه‌ها اکثراً با یک خط بد و درشت متنی نوشته شده بود با این مضمون که «امام رضا(علیه‌السلام) در خواب زن‌ی رفته‌اند و به او گفتند که به زن‌ها بگو با جوراب نازک و آرایش کرده به حرم نیایند؛ این متن را در بیست زیارت‌نامه دیگه بنویس تا حاجت‌ت را بگیری و تا دو روز دیگه یک خبر خوش بهت برسه» در بعضی از نمونه‌ها هم تهدیدی از نوع «یک نفر ننوشت و تصادف کرد، یک نفر ننوشت و به یک بیماری مبتلا شد و …» دیده می‌شد که شاید مقصود نویسنده ترغیب و ایجاد یک ترس و رعب در خواننده بود که حتما در زیارت‌نامه‌ی دیگر بنویسد و اینطور میشد که بعد از مدتی در صفحه‌ی اول اکثر زیارت‌نامه‌ها این جملات دیده میشد تا زمانی که همه‌ی زیارت‌نامه‌های نوشته شده جمع شد تا جلوی این حرکت خرافی و نادرست گرفته شود.
    از همان موقع این نوشته‌ها و قصد نویسنده‌هایش برایم تعجب‌آور بود؛ اینکه واقعا مردم این نوشته‌ها را باور می‌کنند و به دستوری که در آن آمده عمل می‌کنند؟ و آیا از عمل کردن یا عمل نکردن به دستور داده شده (نوشتن در بیست زیارت‌نامهٔ دیگر) نتیجه‌ای یا حادثه‌ای دیده‌اند یا خیر؟

    نمونه‌ای از نوشته های درون زیارت‌نامه‌های حرم امام رضا علیه السلام

    کم‌کم این نوع نوشته‌ها به سیستم‌های پیامک ی موبایل‌ها منتقل شد و به انواع جدید و آپدیت شده، پیامک میشد. نمونه‌هایی مثل «بیست صلوات هدیه برای حضرت زهرا(سلام‌الله علیها) بفرست و این پیامک را برای بیست تا از دوستات بفرست تا سه تا از دعاهایت مستجاب شود» این نوع تازه به بازار آمده هم مثل نمونه‌های مکتوب قبلی‌شان مخاطب و خواننده را ترغیب می‌کرد که پیام و نوشته را بین دوستان‌شان نشر دهند و این باور را در خواننده ایجاد می‌کرد که بازنشر دادن این پیام، باعث استجابت دعا و خواسته‌اش است و در صورت عمل نکردن به این نوشته، (نعوذبالله) خدا یک پیشامد و دردسری برایش پیش می‌آورد.

    پله‌ی بعدی این‌طور باورها که تقریباً یک سالیست فراگیر شده، ایمیل‌هایی‌ست که اکثراً بصورت گروهی ارسال می‌شوند و در آن یک حادثه یا واقعه‌ای تعریف می‌کنند و شفا و معجزه‌ای که دیده‌اند و درخواست ارسال آن ایمیل به افراد دیگر و تهدیدات‌ی من باب افرادی که این کار را انجام نداده‌اند و چه اتفاقاتی برایشان افتاد.

    مدتی پیش یکی از همین نوع ایمیل‌ها برای رایانامه‌ام ارسال شده بود. با این محتوا:

    سلام تو رو به امام زمان قسم می‌دم این پیام رو بخون. دختری از خوزستانم که پزشکان از علاجم ناامید شدند .شبی خواب حضرت زینب(س) را دیدم در گلوم آب ریخت شفا پیدا کردم ازم خواست اینو به ۲۰ نفر بگم.
    این پیام به دست کارمندی افتاد اعتقاد نداشت کارشو از دست داد . مرد دیگری اعتقاد پیدا کرد ۲۰ میلیون بدست آورد . به دست کسی دیگری رسید عمل نکرد پسرشو را از دست داد. اگر به زینب اعتقاد داری این پیام واسه ۲۰ نفر بفرست
    ۲۰ روز دیگه منتظر معجزه باش اگر نرسید با این تماس بگیر : ۰۹۱۶۳٫۹۱۵

     
    به فکرم رسید برای عده‌ای دوستانم ارسال کنم و نظرشان را درباره‌ی این نوع ایمیل‌ها و نوشته‌هایش بپرسم. بالاخره ممکن است نظرات مختلف و بعضاً متفاوت با نظر خودم را دریافت کنم. سعی کردم افراد مختلف با عقاید متفاوتی را انتخاب کنم که جواب‌ها‌ی مختلفی هم دریافت کنم. برای حدود چهل نفری ایمیل را ارسال کردم و ازشان خواستم نظرشان را برایم بنویسند.

    جواب‌هایی که دریافت کردم، در مفهومِ “هیچ اهمیتی بهشون نمی‌دم” مشترک بودن و نوشته‌ها و توضیحاتِ دیگر همه یک منظور و مفهوم را دنبال می‌کردند. یک نفر هم حتی این نوشته ها را جدی نمی‌گرفت و برای دیگران ارسال نمی‌کرد -البته این امکان هم هست که کسی عقیده‌اش را ابراز نکرده باشد-نظرات دوستان برایم مهم و قابل توجه آمد و برای نشر این نظرات و نگه‌داری‌شان در وبلاگ، این پست را نوشتم.

    به نظر من این‌طور نوشته‌ها با بازیچه قرار دادن احساسات دینی مردم هدف‌ی جز وارد کردن خرافات و ضربه زدن به دین و اعتقادات و باورهای مردم ندارند و بهترین روش مبارزه با آنها، عدم انتشارشان و ارشاد فرستنده آن (در ایمیل و پیامک) است. یعنی وقتی چنین ایمیلی برایمان ارسال می‌شود قبل از کلیک بر روی دکمه‌ی “دلیت” دکمه‌ی “ریپلای” را بزنیم و نظرمان درباره‌ی اینگونه نوشته‌ها و درست نبودن انتشارشان را برای فرستنده ارسال کنیم. شاید ساده‌ترین کاری که می‌توانیم در مبارزه با این اعمال انجام دهیم.

    نظرات همه‌ی دوستان را در ادامه ی مطلب آورده‌ام.

      • سواستفاده از  احساسات مذهبی  مردم و تلاشی آگاهانه برای به  سخره کشیدن دین. چرتکه انداختن برای  خدا  و حساب  و کتاب باهاش  از طرف  یه عده که دارن  با   تعصب علیه دین کار میکنن. همین  وبس. چندان  اهمیتی  نداره. در ضمن این  شماره خاموش  هست خیلی  وقته
      • در اسلام که خواب غیر نبی اصولا بی اعتبار هست، و تا اخبار ادعائی سند ملموس نداشته باشد، اخبار هم منطقا بی اعتبار هست. بیشتر این به حقه بازی و سرگرمی عده ای مریض شبیه هست. یا حتی ممکن هست که بتوان این را حرکتی دانست که اعتقاد قشر ساده لوح را به اسلام تضعیف می کند. چون مطمئنا این ادعاها عملی نخواهد بود.
      • به شخصه اعتقادی ندارم . نکته ای که در اینجاست اینه که بر فرض صحت خواب فرد مذکور، اصل ماهیت خواب به عنوان منبع الهام بخشی و حکم دهی محل خدشه است. در ثانی بر فرض که خواب ایشان هم منشا قدسی داشته باشد صرفا برای خود ایشان حجت است. بنا براین اینکه در خواب امر شده به بیست نفر بگوید خب احتیاط کرده اما اینکه به هر کس برسه به بیست نفر دیگه برسونه پاداش میگره و نرسونه بدبخت میشه دقیقا مصداق “والا به حق چیزهای نشنیده” می باشه.
        البته شما هم زرنگی کردید هم  به دیگران فرستادید و هم  در ذیل آن سوالاتی را طرح کردید که هم بر مالتان افزوده شود(۲۰ میلیون) و هم بر دانش:)
      • به نظرم نمیرسه هیچ عقل سلیمی به این ایمیل ها و پشت کتاب دعا نوشته ها اعتقاد داشته باشه. برای چنین ایمیل ها و پشت کتاب دعا نوشته هایی تره نیز خورد نمی کنم. به نظرم اشاعه ی خرافات و نشر آن نیز خالی از اشکال شاید نباشد.
      • من تو مناسک دینی به این نتیجه رسیدم این مقولات هرچه قدر پر سر و صداتر باشه یعنی یه جای کار می‌لنگه یعنی تو این امور باید بی سر و صدا و آرام بود..من  به خواب کاری ندارم آدمی که میاد شرط میذاره و بعد شماره تلفن میده به نظر من می‌خواد از عوام سودجویی کنه، فقط می‌تونست بیاد خاطره خواب خودشو تعریف کنه نه اینکه شرط بذاره بعد هم شماره تلفن هم بذاره. من نمیدونم با احکام اسلامی مغایرت دارد یا نه؟ ولی همینکه با احساسات مردم دیندار بازی میکند به نظر من حتمن مشکلی دارد
    • دروغ و تناقض از سر و روش می باره. خود مطلب خودشو نقض می کنه. این مسخره بازیها سالهاست کهنه شده. شما هم فکر و وقت خودتونو هدر ندین. مسائل مهمتری هم هست که برای خاطر اسلام عزیز باید بهش اندیشید.
      اگه برای من همچین ایمیلی بیاد اگه از طرف یک آشنا باشه سعی می کنم روشنش کنم. ولی اگه اسپم باشه یا غریبه فرستاده باشه نهایت کاری که میکنم ریپورت اسپم هست. مهمترین مخالفت این دست نوشته جات با اسلام مسأله اسراف هست. وقت گوهری گرانبهاست با کار لغو هدر ندیمش. مشکل دیگه ترویج خرافه پرستیه. وقتی باب این جور مسائل که قطعا کذب هستند باز بشه مرحله بعد عرفانهای کاذب هست و …
      امیدوارم سؤالتون استفهامی نبوده باشه. چون مسخره بودن این نامه ها اظهر من الشمس فی ربیعه النهار هست.
      • نمونه مکتوبش رو قدیما وقتی دختر راهنمایی بودم تو مساجد و حسینیه ها و امامزاده ها و حتی دست به دست تو مدرسه دیده بودم!!! اون موقع بچه بودم و عمل کردم و هیچی هم ندیدم! الان اینا پیشرفت کردند مجازی شدند!!!
      • عمرا اعتقاد ندارم! یه زمانی کاغذی‌ش مد بود.بعد اس ام اس امد. حالا هم ایمیل
        کاغذهارو پاره می کردم. اس ام اس ها  رو حذف.
        به نظرم عده ای به خاطر حساسیت ماها روی حرمت نگه داشتن برای دین این بازی ها رو درمیارن. در صورتی که عین جهله... شما فک کن تو بازی اس ام اس ش چه پولی تو جیب شرکت مخابرات می ره.
      • شاید هدفشون اینه که تو دل دیگران باور ایجاد کنن اما با این روش ؟!!! نمیدونم
        من معجزه کم ندیدم اما این متد رو قبول ندارم. باور باید توی دل یکی با اعتقاد به وجود بیاد نه با اجبار و ترس یا چیزای شبیه به این الله اعلم
      • توجهی نمیکنم به این پیام ها و ایمیل ها.الانم اس ام اسش خیلی مد شده.وقوع اتفاقای خوب و بد دست خداست.و مافقط میتونیم برا خوب بودن زندکی دعا کنیم.یه کم به زمان بیامبر و ائمه هدی نکاه کنیم میبینیم زمان اون ها نه ایمیل بود نه اس ام اس و ازین جور جیزا به این شکل نبوده.خرافه و تلاش.برا.ضربه زدن به دین وجود داشته.تو هر دوره ای این ها بوده.همه ما به معصومیت و ابروی ائمه اعتقاد داریم اما برا ثابت کردن اعتقادمون و بزرکی و محبت اءمه نیازی به این کارا نداریم
      • نظرم اینه که خنده داره! مسخره است! مضحکه :دی
      • “برقراری ارتباط با مشترک مورد نظر مقدور نمی باشد” زنگ زدم به شمارهه .همینو گفت. بقیه اش هم الله اعلم
        ما به حضرت زینب اعتقاد داریم و به الطافش و به عشقش و به حسینش حتی اگه چنین جریاناتی نباشه.
      • من که اینجور ایمیل‌ها یا پیامک‌ها رو در کسری از زمان دیلیت می کنم.متاسفانه دین‌داری مردم شده پر از این توهمات و تحریفات
      • این نه اولین پیام این شکلی به من بود و نه آخریش. بارها از طرف دوستانم ایمیل و پیامک اینطوری داشتم، اینا از همون زیارت نامه های حرم امام رضا شروع شدن اگه یادت باشه، حالا هر کدوم به یه نحوی و یه چیزی میگن ولی تهش اینطور تموم میشه!! باید خدمتت عرض کنم که ذره ای اعتقاد ندارم و  به نظرم شما هم اشتباه کردی فرستادی.و نشر دادی
        من این طور ایمیل ها رو گاها تا ته نمی خونم. حتی اگر واقعی هم باشه ائمه نمیان بگن برو به ۲۰ نفر بگو من شفات دادم :)) زنگ بزن بگو بهش حالا اگه نرسیدم به معجزه ، توچکار می کنی برام :دی
        خرافاته بابا اگر هم خدای ناکرده اتفاقی برای انسان بیفته از جانب کارها و رفتار خودش بوده و اگر از جانب خدا باشه هم امتحان هست و چه بسا اون بلاء خودش نوعی نعمت باشه که ما مطلع نیستیم
      • من اعتقادی ندارم. اولش تعجب کردم که اینو شما فرستادی حتی
      • بلافاصله پاکش میکنم از هرنوعش، غیر از این. یک مدل دیگه هم هست که اسماء الهی رو نوشته و اصرار داره برای چند نفر بفرستیم آنچه زیرش به اصرار از ما خواسته باور کنیم و برای دیگران بفرستیم، تحریف است.آنان که شیعه نیستد بر جهالت ما میخندند.
        ممنون از اینکه این آگاهی رو داری ترویج میدی
      • راستش رو بخای به این مدل پیام ها و ایمیل ها اعتقادی ندارم . ممکنه درست باشن ولی من تا چیزی رو با چشم خودم نبینم باور نمیکنم
      • به این ها به چشم نوشته هایی که تو کتاب های حرم به خصوص امام رضا (ع) هست نگاه می‌کنم. اصلا اعتقاد ندارم و این قسم هایی که میدن به نظرم هیچ تاثیری نداره و نخواهد داشت. در کل مخالف‌م صد در صد
      • یعنی کسی هست که هنوزم به اینا اعتقادی داشته باشه؟ دیگه خیلی وقته اول مفاتیحای حرم و قرآنا نمی بینم، شایدم دارن باهاشون برخورد می کنن. اما نه تنها اعتقاد به این خرافات دور از عقله به نظرم؛ بلکه فکر میکنم دیگه یه اعتقاد عامه مردم نیست؛ یه جریان هست که می خواد مسلمونا رو خرافاتی و بی عقل نشون بده.
      • اگه توی تیترش همچین چیزی ببینم کلا باز هم نمی کنم میل رو، اگر هم باز بشه خط اول رو ببینم بقیش رو نمی خونم، اگر هم بخونم کار خاصی نمی کنم
      • نه اینا رو قبول ندارم مثل پیامکهای اینطوری که میاد که برای چند نفر بفرست وگرنه بلایی سرت میاد!!!!!! اون قسم‌هاش هم به نظر من برا اینه که یه عده به خاطر قسم دادن بفرستن.من که وارد نیستم ولی فکر کنم هر چی بیشتر این ایمیلا سند بشه به نفع نویسندشه و یه چیزی گیرش میاد. والله اعلم
      • به نظرم اگر کسی واقعاً و از روی صداقت این اتفاق واسه اش افتاده باشه و فقط بخواد به ۲۰ نفر خبر بده این تهدیدهای بعدش معنی نداره. هدف از این جور پیام ها  (اگر از روی جهل و بی اطلاعی نباشه) حتماً بی اعتمادی مردم به دین و ابزارهایش و ترویج خرافات است.‏
      • فکر کنم ایمیل به دستتون رسیده و از حرفاش یه کم نگران شدید، راه حل جدیدی برای ارسال به ۲۰ نفر پیدا کردید 🙂
        طبیعیه که من اینا رو قبول ندارم و به محض اینکه بفهمم قضیه چیه خوندنش رو رها می کنم.همین ایمیلم فقط خط اولش رو خوندم. یه سری از علما و مراجع هم در مورد کذب بودن این موارد نظر دادند. خصوصا که خیلیا اول مفاتیح تو حرم امام رضا به این کارها دست می زنند و مراجع این کار رو جایز نمیدونند
      • در صحت اینگونه حرف‌ها و اتفاق‌ها باید تشکیک کرد. نه در شفا خواستن بلکه در ارسال به بیست نفر، در اسلام هم نداریم و نشنیدم همچین چیزهایی که اگر به بیست نفر خبر ندی فلان و بهمان.یک جور کار خرافی ست
      • غیر از اینکه اعتقاد به این حرفا رو مصداق بارز شرک می‌دونم، به نظرم مسخره و چندش‌آور هم هست و تنها کاری که این وقتها فکر می‌کنم خیلی لازمه انجام بشه، دعا برای اینجور آدماست که یه خرده عقلشون رو هم به کار بگیرن.
      • به این مدل چیزها اعتقاد ندارم ، اصلا اولش را میبینم نمیخونم. نه ایمیلش و نه اس ام اسش. یک سری اس ام اس هام هست که میگه مثلا به ۱۰ نفر بفرست و اینا من نمیفرستم. خودم تکی ذکرش را میگم و فوقش خیلی خوب باشه برا ۱ نفر میفرستم
      • به نظر من ممکنه هدف خیلی بلند مدت این جور ایمیل و اس ام اس ها بی تفاوت کردن مردم به این اعتقادات و مسخره نشون دادنش میتونه باشه!!! به همین دلیل هیچ موقع بهشون توجه نکردم و نمی‌کنم.اگر صلواتی و فاتحه ای باشد خودم میخونم و ایمیل و اس ام اس رو پاک میکنم. هیچ قدرتی برتر از قدرت خداوند نیست
          و هیچ اتفاقی خارج از حکمت و قدر الهی نمی تونه باشه
    • اعتقاد ندارم. قدیم، کاغذ و نوشته ش هم بود، ولی واقعا نمیدونم انگیزه شون چیه؟ مالی که نمیتونه باشه. حتی این پیامک هایی که میاد؛ در رابطه با یه موضوعی اینقدر صلوات بفرست و برای چند نفر بفرست و … . این مسائل کمی نیستن، کیفی اند. هرچند که نمیشه کاملا کمیت رو رد کرد.
      • واووووووووووووه اینا هنوز به دایناسورا ملحق نشدن؟
        هیچ اعتقادی بهشون ندارم. هیچ وقت هم نشده دوباره بفرستمشون حتی وقتی قسم میدن. حتی این مدل مسیج‌ها که به زور میگن یالا صلوات بفرست و برای همه بفرست تا تو ثوابش شریک باشی هرچند این یکی رو فکر نمیکنم اشکال شرعی داشته باشه ولی روشش رو اصلا دوست ندارم. اما این خواب دیدم و بفرست تا بدبخت نشی رو بدعـــت میدونم و اصلا فرستادنش رو فکر نمیکنم جایز باشه حتی چه برسه به ثواب. معمولا دو کلمه اولشو میخونم سریع دلیت میزنم
      • راستش اعتقاد ندارم، فقط گاهی، خیلی کم ممکنه بفرستم، اونم به تعداد خاصی، اما در کل این تعدادشون این مدل شون، اصلا به دلم نمیشینه و نمیتونم انجام بدم. با این حال دوست ندارم بهم ایمیل هاش بیاد

    ۹ دیدگاه
    1. داداشي گفت:

      سلام شماره موبایل طرف را پاک کن . ممکن است مردم آزاری باشد و شماره فرد محترمی را بی جهت نوشته باشند و بعد افرادی تماس بگیرند و مزاحمت ایجاد کنند و شما مسئول خواهید بود

    2. شوکو گفت:

      خب الان از این پست من باید چی برداشت میکردم؟؟

      بنظر من کار مفیدی که میشد در راستای این متن و پست و موضوع صورت میگرفت، یکم صرف وقت بود و زنگ زدن به دفتر مراجع (ترجیحا همه ی مراجع و اگر امکان و وقتش نیست به دفتر رهبری میشد کفایت کنید) و پرسیدن حکم شرعیش بود

      نظر شما و دوستان و خودم و بقیه که ملاک و معیار خوب و بد بودن کاری نیست!

      نظر من اینه 🙂

      • به نظر من حکم این مساله انقدر واضح و مبرهن هست که عقل خودم و بقیه میتونه حکمش را متوجه بشه. برای هر مساله ای که نباید استفتا کرد
        الان عقل خودت درباره این موضوع چه حکمی میده؟
        ممکنه شما زنگ بزنی به دفتر مرجع تقلیدت و همین که برای تو این سوال ایجاد شده برای این پست کافیه.
        گاهی اوقات نویسنده فقط یه موضوعی را توی اذهان زنده میکنه، همین 🙂

    3. در مورد ایمیل نمیدونم هدف چی باشه ولی در مورد اس ام اس متاسفانه باید بگم از زمانی که مخابرات خصوصی شده شرکتهای تبلیغاتی هستند که برای مخابرات تقاضا ایجاد میکنند و بخشی از ترافیک اضافه شده رو به عنوان پورسانت میگیرن! 🙂

    4. بتول گفت:

      سلام فاطمه جان

      این پستت خیلی عالی بود و نظر همه جالب بود… و البته این نکته که گفته بودی قبل از پاک کردن این جور پیامک ها یا ایمیل ها ، به فرستنده یه پیام بفرستیم و روشنش کنیم . من این کارو نکرده بودم تا به حال. ممنون و التماس دعا

    5. amir_mehdi گفت:

      سلام
      ممنون استفاده کردم از این پست وبیانات دوستان

    6. بی نام گفت:

      نمیدونم واسه من این پیام اومده

      سلام اینو بخوان اگرنفرستیش به قران پشت کردی و تا اخر عمر بدشانسی میاری مستقیم تنزیلَ العزیزِ الرّحیم لتُنذرَ قوماً مااُنذرَ آباؤهم فَهُم غافلون
      به ۹نفربجزمن بفرست ببین تا۶۰دقیقه دیگه خدأبرات چیکأرمیکنه………

    7. حسام گفت:

      سلام
      حالا خداییش شما فقظ برای اینکه نظرات دوستانو بدونین فرستادین؟؟
      مطلب،مطلب جالبی است و قابل بحث:
      اینکه قبل از حذف کردن طرفو ارشاد کنیم خوبه اماااااااااااا
      اینکه پیامک دست چندمه که به ما میرسه هم مهمه
      مطلب مهم تری که خواستم بگم اینه که این بحث پیامک های دینی یه مدلشه اما مدل مهمتر و پرخطر آن پیامک های ترویج باستان گراییست که احتمالا به دست شما هم رسیده
      که نمیدونم اون وقت که عرب ملخ میخورد کوروش نصف دنیا رو گرفته بود و…
      و در پایان میگه اگر ایرانی هستی اینو برای چند نفر دیگه بفرست و روشنگری کن
      و متاسفانه خیلی ها بدون کنکاش و جستجو اینو برای همه دوستانشون میفرستن