می‌خوانمت

وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ

و پروردگارتان گفت: مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم، آنان که از عبادت من تکبّر ورزند، به زودی خوار و رسوا به دوزخ درآیند.

سوره مبارکه غافر آیه ۶۰ (بیشتر…)

کی اول برود؟

تصور کنید با کودکتان در ماشین هستید و مشغول رانندگی. به چراغ قرمز میرسید و ماشین را نگه میدارید. فرزندتان از ایستادن ماشین تعجب میکند و از شما میخواهد ماشین را حرکت دهید. حالا شما باید برایش قوانین رانندگی و مفهوم چراغ راهنمایی و رنگهای سبز و قرمز و زرد را توضیح دهید. حالا تصور کنید کودکتان برای رسیدن به مقصد عجله دارد و تصوری از حقوق دیگران و ایجاد ترافیک و تصادف بخاطر رد شدن از چراغ قرمز ندارد. باید چه کنید؟ یکی از روشها برای ذهنیت‌سازی کودک این است که حاصل رعایت نکردن قانون را خودش ببیند. مثل مهتابِ داستان که گرسنه است و می‌خواهد زود به خانه برسد ولی از مادرش می‌خواهد از چراغ قرمز عبور کند.  ولی بعد که به خانه می‌آید با دیدن ماشین‌های اسباب بازی‌ برادرش که  همگی بوق می‌زنند و می‌خواهند اول خودشان عبور کنند، به فکر چاره می‌افتد. گذاشتن چراغ راهنمایی روی فرش بازی اتاق برادرش و آمدن نظم و آرامش به اتاق.

انتشارات فنی ایران، کتابهای مختلفی با موضوع یادگیری مهارت‌های زندگی برای کودکان چاپ کرده است. “کی اول برود”، مهارت قانونمندی و خاصتا رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی را به کودک آموزش می‌دهد. کودک گرسنه‌ای که در ابتدا فقط خودش و برطرف شدن نیازش برایش مهم است ولی بعد از دیدن هرج و مرج ناشی از نداشتن قانون، خود به فکر وضع قانون می‌کند.

قطعا اگر کودکان از همین سنین با قوانین و چرایی وضع آنها آشنا شوند، می‌توان به آینده بهتری برای آنها و کشور امیدوار بود.

کتاب علاوه بر موضوع قانون‌مندی، یک آموزش دیگر نیز برای کودکان دارد. پرورش قوه تخیل و جان بخشی به اشیا و اسباب‌بازی‌ها. شخصیتِ کودکِ داستان با تصور کردن حرکت ماشین‌های اسباب‌بازی، به مزیت داشتن قانون و رعایت رنگ‌های چراغ راهنمایی پی می‌برد.

پیشنهاد ما این است مثل داستانِ کتاب، با اسباب بازی صحنه رعایت نکردن قانون را برای مخاطبِ کودکتان صحنه‌سازی کنید. با چند روسری و پارچه چیزی شبیه خیابان و چهارراه بسازید. یک یا دو ماشین را خودتان در دست بگیرید و حرکت دهید و یک ماشین هم به کودک دهید و بخواهید از خیابان ساختگی عبور کند و با خوردن ماشین‌ها به یکدیگر از کودک بپرسید راه حلش برای تصادف نکردن و شلوغ نشدن خیابان چیست؟ و بعد از جواب‌های احتمالی، کتاب را برایش بخوانید.

این مطلب در تاریخ سوم اردیبهشت ۹۶ در روزنامه همشهری چاپ شده است.

روضه عشاق

اگر کوهم! خراب از قصه فرهاد خواهم شد
کنار نام اهل عشق، من هم یاد خواهم شد

دلیل از من مخواه، از سرنوشت پیله ها پیداست
که از زندان دنیا عاقبت آزاد خواهم شد

تمام عمر کوهم خواندی و آتشفشان بودم
سکوتم گرچه سر تا پا، شبی فریاد خواهم شد

مسیحای تو بر من گرچه دیگر جان نمی بخشند
اگر یکدم بیاید بر مزارم شاد خواهم شد

به خاک افکندی ام در خون و قول سوختن دادی
چه بهتر! بعد از این خاکستری در باد خواهم شد

 

فاضل نظری

روز هفتم رفتنش

مراسم هفت را تصمیم گرفتیم در خانه خودشان بگیریم. مثل روضه خانگی؛ روضه ای که تصمیم داشتند محرم امسال در خانه شان بگیرند.
برای خرید مخلفات شام بعد از مراسم، با احمد رفتیم هایپر. نوشیدنی و ماست برای حدود سیصد نفر و چند بسته دستمال کاغذی و کمی چای و قند، دو چرخ خرید را پر کرد؛ حرکت که میکردیم نگاه های متعجب بعضی از شهروندان را به چرخ های خرید متوجه میشدم.
به مسئول صندوق که رسیدیم، تعجب و سوالش رو نتوانست پنهان کند و با لبخندی گفت “مهمونی دارین؟” احمد گفت “مراسم داریم، مراسم هفتم مادرم …” لبخند خانم حسابدار روی لبش یخ زد و با ناراحتی گفت “ببخشید، خدا رحمتشون کنه.”

به این فکر میکردم که بقیه آدمها وقتی چرخها را میدیدند با خودشان چه فکری میکردند؟ اگر ایام محرم نبود، شاید خیلی ها فکر میکردند جشنی، تولدی، مراسم شادی داریم؛ خوشبحالشان ی هم حتما در دلشان حواله مان میکردند.

این قضیه مثل قضیه ی زندگیهای مجازی است، عکس هایی که در اینستا میگذاریم، پستهایی که مینویسیم، در حالیکه خیلی واقعیتها و حرفها را قایم میکنیم؛ خوانندگان فقط روی خوش و شاد عکسها و نوشته ها را میبینند و قضاوت میکنند و نمیدانند در پشت آن نوشته ها و تصاویر، چه دردها و غمهایی وجود دارد.

*یادم باشد بیشتر مواظب باشم

همیشه خودمان باید بخواهیم!

نباید تصور کرد که با پیشرفت مدنیت، مقام زن هم بتدریج بالا رفته است؛ حقیقت امر این است که (در طول تاریخ) زیادتر بودن حس همکاری زن، در تغییر وضع اجتماعی او بیشتر موثر بوده تا تربیت فرهنگی مردان!

تاریخ تمدن، جلد اول

ویل دورانت

صفحه ۴۲

خمیر جادویی

اولین تجربه ام بود و کلی خوشم اومد و لذت بردم از درست کردنش!

شیر یا آب ولرم ۱ لیوان
تخم مرغ ۱ عدد
آرد تا جایی که خمیر بدست نچسبه
روغن ۶ قاشق غذاخوری
خمیرمایه ۱ قاشق مرباخوری
شکر ۱ قاشق برای عمل آوردن خمیر
نمک ۱ قاشق مرباخوری

اول شیر ولرم رو با ۱ قاشق غذاخوری شکر مخلوط میکنیم بعد خمیرمایه رو روش میپاشیم و میزاریم ۱۰ دقیقه تا عمل بیاد
تخم مرغ و نمک و روغن رو با قاشق با هم مخلوط میکنیم و مخمر رو اضافه میکنیم بهشون ولی هم نمیزنیم! آرد رو روی مواد الک میکنیم تا جایی که خمیر بدست نچسبه! یعنی انقدر میریزید و آروم هم میزنید که خمیری بدست بیارین بدون اینکه به دستتون بچسبه.
خمیر رو چند دقیقه ورز میدیم و بعد روشو با پلاستیک میپوشونیم و میزاریم حدودا یک ساعت و نیم تا حجمش دو برابر بشه بعد از خمیر برمیداریم و به هر شکلی که میخواییم ازش استفاده میکنیم

برای پیتزا، پیراشکی، حلقه مرغ و ریحان شیرینی و … این خمیر مناسبه و بسیار بسیار عالی

این دستور واسه خمیری هست که شیرین نیست، ولی اگه خواستد خمیرتون شیرین باشه از ۲ تا ۵ قاشق غذاخوری، بسته به ذائقتون، شکر اضافه کنید.

فرشته خونمون هم اومده و نظاره گر خمیر درست کردن منه 🙂

  • اردیبهشت ۱۳۹۶
  • فروردین ۱۳۹۶
  • بهمن ۱۳۹۵
  • دی ۱۳۹۵
  • آذر ۱۳۹۵
  • آبان ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • شهریور ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • خرداد ۱۳۹۴
  • اردیبهشت ۱۳۹۴
  • فروردین ۱۳۹۴
  • اسفند ۱۳۹۳
  • بهمن ۱۳۹۳
  • دی ۱۳۹۳
  • آذر ۱۳۹۳
  • آبان ۱۳۹۳
  • مهر ۱۳۹۳
  • شهریور ۱۳۹۳
  • مرداد ۱۳۹۳
  • تیر ۱۳۹۳
  • خرداد ۱۳۹۳
  • اردیبهشت ۱۳۹۳
  • فروردین ۱۳۹۳
  • اسفند ۱۳۹۲
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آذر ۱۳۹۱
  • آبان ۱۳۹۱
  • مهر ۱۳۹۱
  • شهریور ۱۳۹۱
  • مرداد ۱۳۹۱
  • تیر ۱۳۹۱
  • خرداد ۱۳۹۱
  • اردیبهشت ۱۳۹۱
  • فروردین ۱۳۹۱
  • اسفند ۱۳۹۰
  • بهمن ۱۳۹۰
  • دی ۱۳۹۰
  • آذر ۱۳۹۰
  • آبان ۱۳۹۰
  • مهر ۱۳۹۰
  • شهریور ۱۳۹۰
  • مرداد ۱۳۹۰
  • تیر ۱۳۹۰
  • خرداد ۱۳۹۰
  • اردیبهشت ۱۳۹۰
  • فروردین ۱۳۹۰
  • اسفند ۱۳۸۹
  • بهمن ۱۳۸۹
  • دی ۱۳۸۹
  • آذر ۱۳۸۹
  • آبان ۱۳۸۹
  • مهر ۱۳۸۹
  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • خرداد ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • اسفند ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • فروردین ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۵
  • خرداد ۱۳۸۵
  • اردیبهشت ۱۳۸۵
  • فروردین ۱۳۸۵
  • اسفند ۱۳۸۴
  • بهمن ۱۳۸۴
  • دی ۱۳۸۴
  • آذر ۱۳۸۴
  • شهریور ۱۳۸۴
  • عروس رفته گل بچینه!

    هرکداممان یا این صحنه را حضوری یا از طریق تلویزیون دیدیم یا اینکه شنیدیم که سر سفره عقد، وقتی عاقد داره خطبه میخونه و میخواد از عروس خانم وکالت بگیره، بعد از خوندن دفعه ی اول، حضار گرامی با هم میگند “عروس رفته گل بچینه” و بعد از بار دوم هم میگند “عروس رفته گلاب بیاره” (چند هفته پیش هم صداوسیما یک گزارش از بین الحرمین پخش کرد و یک سفره عقدی که در آنجا انداخته بودند! و حضار بعد از دفعه اول با هم گفتند :”عروس رفته زیارت!!” و نوع جدیدی از این تعارف و دروغ را نشون دادند)

    این جمله ها شاید بگیم که شایع شده است و دیگه در فرهنگمان جا افتاده ولی اولا من فلسفه اش را اصلا نمیدونم و هرچی هم فکر میکنم نمی‌فهمم که این جملات را  برای چی میگند و هم اینکه گفتن این جملات را درست نمیدونم.
    – ممکنه فلسفه اش را اینطوری تعبیر کنند که عروس باید حیا داشته باشه و همون دفعه اول از ذوقش “بله” نگه، که این هم به نظرم تعبیر مسخره و خیلی سطحی هست که درباره شخصی که حداقل یک هفته فکر کرده و تصمیم گرفته، گفته میشه –

    درست نبودن این جملات را هم از این جهت نوشتم که، وقتی عروس خانم سر سفره عقد نشسته و با حضار و مهمان ها، چند سانتیمتر فقط فاصله داره، چرا باید دروغ گفته بشه؟ چرا باید اول زندگی و نقطه اوج و بهترین لحظه دو نفر، با دروغ و یک حرف و جمله ای که راست نیست، شروع بشه؟
    این سوال هم البته برمیگرده به همان فلسفه این کار و سنت!!!

    در زندگی و عرف امروزه جامعه ی ما، کم سنت و عرف های مسخره و غیراسلامی و بی اساس دیده نمیشه، این هم یکی شان است که به ذهنِ یکی از دوستان رسیده بود و من این‌جا نوشتم.


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۱۰:۵۳ ق.ظ روز ۲۲ فروردین ۱۳۹۰ | دیدگاه (۳۵)

    ۳۵ دیدگاه
    1. منصوره گفت:

      راحیل جون ایشالا خبریه ؟؟؟؟

    2. نازلی گفت:

      سنت، سنت است! دلیل نمی خواهد. اول فیلم “ویلوون زن روی بام” که در مورد یهودیان ساکن در شوروی است، مرد خانواده یک سری سنت های یهودی را ردیف می کند که ما این کار را می کنیم و آن کار را می کنیم و این کلاه ها را بر سر می گذاریم و ریش داریم اما چرا؟ خب نمی دانیم! چون سنت است. سنت ها خیلی وقت ها دلایل فسلفی ندارند و همچین نیست که مثلا بنده باید راه بیافتم به عنوان عامل اکنون و امروز گیر بدم به سنت ها که آی آی آی بی ادب ها این که می گویید عروس رفته گل بچینه خیلی احمقانه و غیر فلسفی است. عروس باس ناز کنه، دوماد باس نازش بخره، قانون اقتصاد ناز در سنت است و خوشگل است! عمه خدا بیامرز من خیلی می خواست فمنیست بازی در بیاره می گفت عروس رفته دانشگاه، عروس رفته مطبش :)) خدا رحمتش کنه چقدر من می خندیدم به این چالش بانمکش! سنت ها حالا یک سری شون نامردی اند، می زنند پدر مردم رو یک سری خاص از مردم رو در می آرند، اما این سنت به لطیفی و نازی و خوشگلی و بی دردسری، چیکارش داری مادر؟ بگذار عروس ها در بوستان ها و گلستان ها و دانشگاه ها و حرمین معصومین ناز کنند، ناز شان هم خریدار داشته باشد ایشلا همیشه…خوشبخت هم بشند.

    3. dadashi گفت:

      به عروس خانمی گفتند که وقتی عاقد پرسید : وکیلم ؟ ، همون بار اول جواب ندی بله . صبر کن بعد از بار سوم بگو بله
      عروس خانم که گیج میزد و حواسش جای دیگری بود ، حرف اطرافیان را اشتباهی فهمیده بود . لذا در همان بار اول در جواب عاقد گفت : بله بله بله بیچاره خیال کرده بود باید سه بار بگه بله !!!!!!!!!!

    4. یه دوست گفت:

      بدین وسیله ازدواج شما را تبریک عرض مینماییم. انشالله یک زندگی با سربلندی و موفقیت داشته باشید.

    5. از شما دعوت می شد که به موج وبلاگی بحرین بحرالدم بپیوندید.

    6. عباسی گفت:

      رو این یکی تا حالا فک نکرده بودم ولی فرهنگ ایرانی پره از رسوم و تعارف هایی که خیلی هاشون نه تنها اسلامی نیستن ،حتی با اسلام تقابل هم دارن … باید کاری کرد!!

    7. محمد گفت:

      این هم دروغگویی میشود؟ عرف شده بعضا

    8. آبدارچی گفت:

      میتونن بگن : فکر میکنم عروس رفته گل بچینه!

    9. Narcissistica گفت:

      اقا همش عرفه هیچیش مال دین نیست همش رو یا من در اوردم یا تو یا امثال ما … چیه خودمون رو پایبند یه مشت مراسم های دست و پا گیر کردیم … رها کن …

    10. امیرعلی گفت:

      اگه اینجوری باشه . آرایش کردن عروس برای خوشگلتر دیده شدن ، دروغه به دوربین و بینندگان . دامادی که لخند میزنه و تا خرخره تو قرضه دروغی میگه به مشایعت کنندگان . مهمانانی که خوشحالند ، دروغی ۳-۴ ساعته میگند به خودشون که زندگی بی درد هست ، همه میدانند که این عروس و داماد از فردا وارد جنگ زندگی میشوند . ساکت باش و نگاه کن به این رسوم . نهایتش خودت انجامش نده ….

    11. مادرانه گفت:

      اعتقاد من اینه که مخصوصا خطبه رو کش می دن تا عروس خوب روی مهریه اش فکر کنه. حتی اگه قراره اتفاقی بیفته میان این گل چیدن ها بیفته.

    12. میم سین گفت:

      در این که چنین رسمی منشأی در منابع دین ندارد شکی نیست. ولی به نظر می رسد رسم خوبی باشد. زیرا می خواهد به عروس خانم بگوید تو فقط اندازه یک گل چیدن و یک گلاب آوردن وقت داری درباره یک عمر آینده ات تصمیم بگیری. آیا از جمع بندی تحقیقات و فکر کردن های گذشته ات مطمئنی؟! قطعا این لحظه لحظه‌ی حساسی است و این عبارات می تواند عروس را نسبت به تعارفات و ملاحظات احتمالی که گاه مصلحت واقعی شخص را تحت تأثیر قرار داده، بینا کند!
      علاوه بر این، عبارات مذکور مصداق دروغ نیست. زیرا عنوان کنایه ای دارند و کنایه با دروغ فرسنگ ها فاصله دارد

    13. نام گفت:

      میخوان بگن عروس خانوم این آخرین گل و گلابهای زندگیته…دیگه بعد ازاین باید ظرف بشوری لباس بشوری جارو کنی…و دیگه خبری از گل و گلاب نیست…اسمایلی کرمالو بودن

    14. حنانه گفت:

      فاطمه ما که فهمیدیم ازدواج کردی، خیلی بیمعرفتی!! چرا به من نگفتی؟

    15. طلبه ضد گفت:

      فکر نمیکنم اینها را بشود دروغ خواند. سختگیری است ها!

    16. احمد گفت:

      خوب شما اگه عروس شدید نگید اینو. تا این رسم های غلط از بین برود

    17. احسان گفت:

      سلام. شکی نیست که کنایه ها و استعاراتی که در یک فرهنگ و زبان به کار می رود هرگز مصداق دروغ نیستند و نسبت دادن دروغ به اینگونه گزاره ها گذری است از حیطه انصاف. بنابراین می توان اینگونه جملات را با مسامحه “دروغ نمای صادق” نامید. گرچه ظاهر اینگونه جملات دروغ است ولی گوینده ظاهر آنرا قصد نکرده است و از اینگونه گزاره ها به وفور در فرهنگ ها یافت می شود.
      اما در مورد غیر اسلامی خواندن آنها باید گفت که همانطور که ما سه گزاره “عقل ستیز ” و “عقل گریز ” و “عقل پذیر” داریم در مورد اسلام هم این سه گزاره صادق است. بعضی گزاره ها هست که در اسلام در مورد آنها نفیا و اثباتا چیزی نیامده است و به عقل و عرف ارجاع داده شده است که همین جمله عروس رفته گل بچینه نیز می تواند نمونه ایی از آن باشد. بنابر این غیر اسلامی خواندن این جملات نیز ظاهرا صحیح نیست. موفق باشید.

      • یکی گفت:

        سلام
        فرموده اید که:
        شکی نیست که کنایه ها و استعاراتی که در یک فرهنگ و زبان به کار می رود هرگز مصداق دروغ نیستند و نسبت دادن دروغ به اینگونه گزاره ها گذری است از حیطه انصاف.”
        آیت الله مهدوی کنی حدیثی را در کتاب نقطه های آغاز در اخلاق عملی آورده اند که من البته از جائی دیگر آن را نقل می کنم:
        “اسماء بنت عمیس گفت در شب زفاف عایشه ، رسول خدا (ص) ظرف شیر را به من داد و فرمود به زنها بده تا بخورند ، پس زنها گفتند میل به خوردن شیر نداریم ، رسول خدا (ص) فرمود بین گرسنگی و دروغ جمع نکنید ، اسماء گفت یا رسول الله (ص) اگر چیزی را که به او میل داریم بگوییم نداریم آیا دروغ شمرده میشود ؟ فرمود به درستیکه دروغ در نامه عمل ثبت میشود هر چند کوچک باشد. سفینه البحار جلد ۲ صفحه ۴۷۳ و محجه البیضاء ) ”
        مشکلی که خانوم مطهری بهش اشاره کردند از مسائل و مصائب رایج بین ماهستند که به نظرم باید هم بهشون توجه بشه.من دلیل این کارها و خیلی چیزهای دیگر را در کوچک شمردن گناه می دانم که متاسفانه خیلی ها بهش مبتلا هستند.

    18. طهورا گفت:

      به به سلام عروس خانم
      ای خدا خفت نکنه منو یاد اون صحنه ی جنوب انداختی یه هو ترکیدم از خنده :))

      اره گزیدگی خوب شده خدا رو شکر اما جاش هنوز هست شکلک تشویش!

      آرشیو میخاد وب چی کار ؟:دی
      هر چی از قبلیا خواستی بخونی که توی ریدر هست ! شما که استادی بابا 🙂

      راستی چی شد اومدی وب ما بالاخره ؟ تصمیم گرفتی شیرینی بدی تا ناهارش نکردم اره !؟

    19. سلام
      ای کاش قبل از نوشتن این مطلب فلسفه گفتن این جملات رو می پرسیدین از اهلش
      هر چند که به نظر من هم ظاهرا دروغ هستند

    20. سوری گفت:

      تو فامیل ما رسم نیست بگیم .ممکنه ۳ یا چند بار صبر کنیم اما بینش ازین حرفا نمی زنه کسی!

    21. سلام
      منم با اینکه این جملات دروغ هست موافقم.در ضمن خیلی هم لوس و بی مزه است 😐
      من هم در یک اقدام جالب به آبجی محترم پیشنهاد دادم سر سفره عقد به جای جمله زشت “عروس رفته گل بچینه” از جمله زیبا و با صداقتِ “عروس داره قرآن میخونه” استفاده کنند 🙂
      یا علی

    22. عادله گفت:

      baba falsafash ye chize bahale
      yani lahzeE ke aghed dare khotbe mikhune arus khanum az zoghe arusish hamash tu roya seir mikone tu royaaa mire baghe gol gol michine

    23. باران گفت:

      خوب حالا که چی حالا شما تمام مسائل موجود و مشکلات و معضلات رو حل کردید و فقط مونده حل کردن این معضل که چرا عروس سه بار بگه بله ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!

    24. فاطمه گفت:

      خیلی خشک مذهبی اصلا ازت انتظار نداشتم اینقدر مسایل و مشکلات بزرگتر از اینا هست که باید بهش رسیدگی بشه که نمیشه.حالا شما گیر کردی تو ی حرف.واقعا برای ذهن محدودت متأسفم.راستی خیلی ادای روشن فکرا رو درمیاری اصلا بهت نمیاد.حالا اگه چیزی نمیگفتن سر سفره عقد مینشستی ی فکری میکردی و از خودت در میآوردی و ی ایرادی میگرفتی شما خشک مذهبی ها اینجورین ن سردی بهتون میسازه ن گرمی خدا خوبتون کنه انشاالله

    25. سایه گفت:

      سلام و سپاس. بهتره از یه جایی شروع کنیم و این سنت غلط دروغ گفتن سر سفره عقد رو کنار بذاریم.من همون دفعه اول میگم بله و گل و گلاب و این خاله زنک بازیارو در نمیارم خخخ واقعا مسخرست.ممنون از نویسنده متن برای روشنگریشون

    26. علیze گفت:

      فلسفه عروس رفته گل بچینه چیست
      وچرا در فرهنگ ما این رویه جا افتاده است
      همه میدانیم که درزمانهای نه چندان دور با ورود اسلام به ایران فلسفه ازدواج تقییر کرد
      با انکه اسلام و اکثر ادیان حق انتخاب همسر را به خود دختر داده اند ولی جهالت ویابهتر بگویم مرد سالاری وفقر فرهنگی که بهمراه اسلام وارد ایران شد
      این دستور اسلام نتوانست بطور کامل اجرا شود وهمواره خانواده در انتخاب همسر برای دختران نقش مهمی را ایفامیکردند دختران بیشتر انتخاب شونده بوده وهستند تا انتخاب کننده
      وچون همیشه بین این دو مقوله یعنی انتخاب کننده وانتخاب شونده اختلافات زیادی در بین خانواده ودختران وجود داشت پس در خیلی از مواقع رییس خانواده یعنی حرف پدر حاکم بود ودختران قربانی نظر پدر میشدند در این اوضاع
      عاقدان چون وظیفه داشتند خطبه را با رضایت کامل دختر قراعت کنند مجبور بودند حداقل کار ممکن را انجام دهند یعنی تاکید کنند پس به عروسها گفته میشد که بعد از مرتبه سوم در صورت تمایل بله را بگویندکه بعدها این رسم ظریف
      عروس رفته گل بچینه در فرهنگ ما جاری شد یعنی با این جمله هم عروس فرصت خواهد داشت که در تصمیمش تامل کند وهم داماد بخاطر مکث کردن عروس در جواب دادن ناراحت نشوند
      این رسم انطور که میگویند نه تنها هرجی بر آن وارد نیست بلکه فلسفه ای قوی نیز در پشت آن پنهان است🤔🙌