می‌خوانمت

وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ

و پروردگارتان گفت: مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم، آنان که از عبادت من تکبّر ورزند، به زودی خوار و رسوا به دوزخ درآیند.

سوره مبارکه غافر آیه ۶۰ (بیشتر…)

مجموعه شعر کودکان کربلا

واقعه عاشورا و حادثه کربلا، در زندگی ما آنقدر بزرگ و با اهمیت است که از سن کودکی آن را برای فرزندان تعریف می‌کنیم و سعی می‌کنیم کودکان با همان نگاه کودکانه با این واقعه آشنا شوند.

انیمیشن و کتاب‌های زیادی برای آشنایی کودک با حادثه کربلا ساخته و منتشر شده است. “مجموعه شعر کودکان کربلا” یکی از تلاش‌های خوب در این زمینه است که برای آشنایی کودکان زیر هفت سال با حادثه کربلا مناسب است. مجموعه‌ای ده جلدی که با زبان شعر کودکانه، سعی در معرفی کودکان حاضر در حادثه کربلا و حوادثی که با آن روبرو بوده‌اند دارد.

اشعار کتاب بسیار روان و کودکانه سروده شده‌اند وکلمات سنگینی که ممکن است کودک معنی آنها را نداند در ابیات استفاده نشده است. شاعر سعی کرده در عین تعریف کردن ماجراهای پیش آمده برای کودکان در کربلا، موضوع را خیلی خشن و اذیت‌کننده برای روح کودک ترسیم نکند و با آوردن واژگان کودکانه و لطیف، ذهن کودک را با خود همراه کند. مثلا واژه خون در تمامی سروده‌های کتاب به روئیدن گل سرخ بر روی لباس تشبیه شده است. شاید برای کودک در وهله اول این سوال پیش آید که “مگه رو لباس گل درمیاد؟” در اینجا وظیفه خواننده کتاب است که منظور شاعر را با توجه به روحیه کودک برایش ترسیم و تعریف کند.

حضرت علی اصغر، حضرت رقیه، طفلان مسلم، عبدالله بن الحسن، قاسم ابن الحسن و امام باقر کودکانی هستند که در هر جلد از کتاب، داستان زندگی یکی از آنها و حضورشان در حادثه کربلا شرح داده شده است. قصه مشک، خیمه‌ها، فرات و ذوالجناح هم چهار جلد از این مجموعه را تشکیل می‌دهد که با استفاده از آرایه جان‎‌بخشی به اشیا، حوادثی که در کربلا بر کودکان گذشته است را شرح می‌دهد.

نقاشی و تصویرگری‌های این مجموعه به کودکانه و صمیمی‌تر کردن کتاب و اشعار با کودکان، کمک زیادی می‌کند. تصاویر درشت و با رنگ‌های شاد و تنوع رنگی بالا کشیده شده‌اند. حتی تصاویری که مربوط به صحنه‌های شهادت است، بخاطر استفاده از رنگ‌های مختلف و کاراکترهایی مثل گل لاله و فرشتگان در عین آشنایی کودک با واقعه عاشورا، آن را حادثه‌ای تماما تلخ و شکست‌خورده در ذهن کودک خردسال ترسیم نمی‌کند.

رسالت این مجموعه، آشنایی حداقلی کودکان زیر هفت سال با حادثه عاشورا و ایجاد حس هم‌ذات‌پنداری کودک با کودکان حاضر در آن واقعه است. با بزرگتر شدن فرزندتان و خواندن کتاب‌های مناسب سنش درباره عاشورا، او را بیشتر با این حادثه بزرگ تاریخ آشنا کنید.

این مطلب در تاریخ ۱۲ شهریور ۹۶ در روزنامه همشهری به چاپ رسیده است.

مجموعه ده جلدی
شاعر: محمد کامرانی اقدام
تصویرگر: حکیمه شریفی. رباب قاسمی
ناشر: حدیث نینوا

روز ناگزیر

این روز ها که می گذرد،
هر روز احساس می کنم که کسی در باد
فریاد می زند

احساس می کنم که مرا
از عمق جاده های مه آلود
یک آشنای دور صدا می‌زند

آهنگ آشنای صدای او
مثل عبور نور
مثل عبور نوروز
مثل صدای آمدن روز است

آن روز ناگزیر که می آید
روزی که عابران خمیده
یک لحظه وقت داشته باشند
تا سر بلند باشند
و آفتاب را
در آسمان ببینند

روزی که این قطار قدیمی
در بستر موازی تکرار
یک لحظه بی بهانه توقف کند
تا
چشم‌های خسته خواب آلود
از پشت پنجره
تصویر ابرها را در قاب
و طرح واژگونه جنگل را
در آب بنگرند

آن روز
پرواز دست های صمیمی
در جستجوی دوست
آغاز می شود

روزی که روز تازه پرواز
روزی که نامه ها همه باز است

روزی که جای نامه و مهر و تمبر
بال کبوتری را
امضا کنیم
و مثل نامه ای بفرستیم
صندوق های پستی
آن روز آشیان کبوترهاست

روزی که دست خواهش، کوتاه
روزی که التماس گناه است
و فطرت خدا
در زیر پای رهگذران پیاده رو
بر روی روزنامه نخوابد
و خواب نان تازه نبیند

روزی که روی درها
با خط ساده ای بنویسند:« تنها ورود گردن کج، ممنوع!»

و زانوان خسته مغرور
جز پیش پای عشق
با خاک آشنا نشود

و قصه های واقعی امروز
خواب و خیال باشند
و مثل قصه های قدیمی
پایان خوب داشته باشند

روز وفور لبخند
لبخند بی دریغ
لبخند بی مضایقه چشمها

آن روز
بی چشمداشت بودن لبخند
قانون مهربانی است

روزی که شاعران
ناچار نیستند
در حجره های تنگ قوافی
لبخند خویش را بفروشند

روزی که روی قیمت احساس
مثل لباس
صحبت نمی کنند

پروانه های خشک شده، آن روز 
از لای برگ های کتاب شعر
پرواز می کنند

و خواب در دهان مسلسل ها
خمیازه می کشد

و کفش های کهنه سربازی
در کنج موزه های قدیمی
با تار عنکبوت گره می خورند

روزی که توپ ها
در دست کودکان
از باد پر شوند

روزی که سبز، زرد نباشد

گل ها اجازه داشته باشند
هر جا که دوست داشته باشد
بشکفند

دل ها اجازه داشته باشند
هر جا نیاز داشته باشند
بشکنند

آیینه حق نداشته باشد
با چشم ها دروغ بگوید

دیوار حق نداشته باشد
بی پنجره بروید

آن روز
دیوار باغ و مدرسه کوتاه است
تنها
پرچینی از خیال
در دوردست حاشیه باغ می کشند
که می توان به سادگی از روی آن پرید

روز طلوع خورشید
از جیب کودکان دبستانی

روزی که باغ سبز الفبا
روزی که مشق آب، عمومی است

دریا و آفتاب
در انحصار چشم کسی نیست

روزی که آسمان
در حسرت ستاره نباشد

روزی که آرزوی چنین روزی
محتاج استعاره نباشد

ای روزهای خوب که در راهید!
ای جاده های گمشده در مه!
ای روزهای سخت ادامه!
از پشت لحظه ها به در آیید!

ای روز آفتابی
ای مثل چشم های خدا آبی!
ای روز آمدن!
ای مثل روز، آمدنت روشن!

این روزها که می گذرد، هر روز
در انتظار آمدنت هستم!
اما  با من بگو که آیا ، من نیز
  در روزگار آمدنت هستم؟

 

زنده یاد قیصر امین پور

آنجا که نام کوچک تو …

اسمش که می‌آید، شعرهای خاطره‌انگیز و خاطره‌سازش برای ما دهه شصتی‌ها تداعی میشود.
از “این روزها که میگذرد، هر روز احساس می‌کنم که کسی در باد فریاد میزند” ش که با برنامه نیمرخ برایمان خاطره شد تا “قطار می‌رود تو میروی، تمام ایستگاه میرود” حتی “موجیم و وصل ما، از خود بریدن است” …
من اما تا نام قیصر را می‌شنوم یاد “قاف” می‌افتم؛ شعری دو جمله‌ای که روزهای نوجوانی‌ام را به خود مشغول کرد. آنقدر این شعر برایم خاطره‌انگیز و دوست داشتنی است که امسال برای دانش‌آموزان هشتم‌م، همان هفته اول مهر، خواندمش و گذاشتم مثل نوجوانی خودم در شعر غرق شوند …
“و قاف
حرف آخر عشق است
آنجا که نام کوچک من، آغاز می‌شود”

امروز دهمین سالگرد فوت فوت قیصر امین‌پور است؛ برای شادی روحش، فاتحه‌ای بخوانیم

همیشه خودمان باید بخواهیم!

نباید تصور کرد که با پیشرفت مدنیت، مقام زن هم بتدریج بالا رفته است؛ حقیقت امر این است که (در طول تاریخ) زیادتر بودن حس همکاری زن، در تغییر وضع اجتماعی او بیشتر موثر بوده تا تربیت فرهنگی مردان!

تاریخ تمدن، جلد اول

ویل دورانت

صفحه ۴۲

فسنجون

من از جمله افرادی بودم که از فسنجون خوششون نمی‌اومد؛ دهن نمیزدم بهش و به نظرم یه غذای بدمزه و زشت می اومد😅
ولی چند سالیه که ازش خوشم اومده و میخورم و حتی دو سه بار هم درستش کردم و کم کم دارم عاشقش میشم😉
گردو سابیده شده رو با یک مقدار آب سرد تو قابلمه میریزم و وقتی آب جوش اومد زیرش رو کم میکنم و میذارم دو ساعت با شعله کم حرارت ببینه. آبش که کم شد، دوباره نیم استکان آب سرد میریزم روش.
🌸 آب سرد باعث میشه گردو زودتر روغن پس بده🌸
مرغ رو هم با پیاز و یک کم نمک و زردچوبه و یک کوچولو دارچین، تو قابلمه جداگانه، میذارم بپزه.
بعد دوساعت که گردو حسابی پخت و روغن داد، رب انار میریزم و یک کم شکر. بسته به میزانی که بخوام شیرین یا ملس یا ترش بشه، هم میزنم و میزان رب و شکر رو تنظیم میکنم. یک کم که باهم جوش خوردن، مرغ ها رو بهشون اضافه میکنم. چند تا آلو خورشتی هم برای کم کردن گرمی گردو داخل خورش میندازم. حدود نیم ساعت صبر میکنم تا مرغ ها خوب با مخلوط گردو و رب انار بپزن و بعد سرو میکنم😀

نمیدونم چرا فسنجون غذای سختیه تو ذهنمون، در صورتیکه خیلی آسونه فقط زمان بره پختش

  • آبان ۱۳۹۶
  • مهر ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • خرداد ۱۳۹۶
  • اردیبهشت ۱۳۹۶
  • فروردین ۱۳۹۶
  • اسفند ۱۳۹۵
  • بهمن ۱۳۹۵
  • دی ۱۳۹۵
  • آذر ۱۳۹۵
  • آبان ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • شهریور ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • خرداد ۱۳۹۴
  • اردیبهشت ۱۳۹۴
  • فروردین ۱۳۹۴
  • اسفند ۱۳۹۳
  • بهمن ۱۳۹۳
  • دی ۱۳۹۳
  • آذر ۱۳۹۳
  • آبان ۱۳۹۳
  • مهر ۱۳۹۳
  • شهریور ۱۳۹۳
  • مرداد ۱۳۹۳
  • تیر ۱۳۹۳
  • خرداد ۱۳۹۳
  • اردیبهشت ۱۳۹۳
  • فروردین ۱۳۹۳
  • اسفند ۱۳۹۲
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آذر ۱۳۹۱
  • آبان ۱۳۹۱
  • مهر ۱۳۹۱
  • شهریور ۱۳۹۱
  • مرداد ۱۳۹۱
  • تیر ۱۳۹۱
  • خرداد ۱۳۹۱
  • اردیبهشت ۱۳۹۱
  • فروردین ۱۳۹۱
  • اسفند ۱۳۹۰
  • بهمن ۱۳۹۰
  • دی ۱۳۹۰
  • آذر ۱۳۹۰
  • آبان ۱۳۹۰
  • مهر ۱۳۹۰
  • شهریور ۱۳۹۰
  • مرداد ۱۳۹۰
  • تیر ۱۳۹۰
  • خرداد ۱۳۹۰
  • اردیبهشت ۱۳۹۰
  • فروردین ۱۳۹۰
  • اسفند ۱۳۸۹
  • بهمن ۱۳۸۹
  • دی ۱۳۸۹
  • آذر ۱۳۸۹
  • آبان ۱۳۸۹
  • مهر ۱۳۸۹
  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • خرداد ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • اسفند ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • فروردین ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۵
  • خرداد ۱۳۸۵
  • اردیبهشت ۱۳۸۵
  • فروردین ۱۳۸۵
  • اسفند ۱۳۸۴
  • بهمن ۱۳۸۴
  • دی ۱۳۸۴
  • آذر ۱۳۸۴
  • شهریور ۱۳۸۴
  • افطار و سحر، چی بپزم؟

    یکی از دغدغه‌های اکثر خانم‌ها برای نهارو شام “چی بپزم” هست؛ یک دغدغه‌ی همیشگی و خیلی مشکل 🙂 این دغدغه، در ماه رمضان سخت‌تر و پیچیده‌تر هم میشه مخصوصا این چند سال اخیر که فاصله‌ی بین افطار تا سحر خیلی کوتاهه و”چی بپزم” برای سحر، بغرنج‌تر میشه.

    آقایون هم که هیچ‌وقت برای حلِ این بحران کمک‌ی نمی‌کنند و اکثراً تنها جواب‌شون اینه «هرچی بپزی، خوبه»! :O وهمیشه خود ما خانم‌ها باید دست به کار بشیم؛ برای همین تصمیم گرفتم برای ماه رمضان امسال لیست‌ی بنویسم از غذاهایی که میشه برای سحر و افطار تهیه کرد تا مثلِ ماه رمضان پارسال، که اولین سالِ مستقل شدن و خانمِ خونه شدنم بود، سردرگم نشم.

    با کمک مادرم این لیست را تکمیل کردم و در وبلاگ میذارم برای استفاده بقیه‌ی دوستانم که مثل من، دغدغه‌ی “چی بپزم” را دارند. اگر شما غذای دیگری بلد هستید و می‌شناسید اسمش را بگوئید تا به لیست اضافه بشه.

    آخرین سفره‌ی افطارِ پارسال‌مون

    آخرین سفره‌ی افطارِ پارسال‌مون

    فایل  پی‌دی‌اف جهت دانلود  لیست غذا

    بازنشر در: لینک‌زن


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۲:۴۸ ق.ظ روز ۱۹ تیر ۱۳۹۲ | دیدگاه (۶۵)

    ۶۵ دیدگاه
    1. نام گفت:

      سلام سیده خانم

      کار بجا و قشنگی بود

      و گره گشا

      موفق باشید

    2. بئاتریس گفت:

      سلام.
      طاعات و عبادات قبول. خورشت ماست و کوکوی بادنجان رو چطوری درست می کنین؟ :دی
      به لیست آش ها ، آش گوجه، آش آبغوره، آش ماست و آش دوغ رو می تونید اضافه کنید هرکدومش یه مدل خیلی خوش مزه اند اگه درست و خوب تهیه بشن :دی
      همینطور سوپ شیر/ ساده یا با قارچ
      تو خورشت ها ، خورش (خورشت یا خورش؟ مساله این است! :دی) آلو اسفناج و خورش هویج با گوشت یا با مرغ هم بسیار عالیه.
      میرزای کدو رو هم تازه یاد گرفتم که خوش مزه است…
      اگه خواستین دستور هر کدوم رو بفرمایین تا بگم انشاءلله.
      التماس دعا

      • به‌به سلام بئاتریس خانم
        خوش آمدید اینجا. از شما هم قبول باشه
        چند تا دیگه از دوستام هم خورشت ماست را پرسیدن ازم، چون خودم تا الان درست نکردم و فقط خوردمش، گفتم که دقیقا از مامان میپرسم و میگم بهتون. موادش اینه: مرغ، ماست، زعفرون و ادویه‌جات. این یه خورش هندیه فکر کنم که با برنج میخوریم و با خورش ماست اصفهانی‌ها که یه دسره فرق داره خیلی.
        کوکو بادمجان هم بادمجان‌ها را پوست می گیرید و میپزید، خوب که پخت لهشون می‌کنید و با تخم مرغ قاطی‌شون میکنید و میریزید تو ماهیتابه تا بپزه و خودش را بگیره. به نظر من که زیاد با بادمجان میونه خوبی ندارم! خوشمزه است 🙂
        راستش آش‌هایی که اسم بردی را هیچ‌کدوم را نخوردم و بلدشون هم نیستم.
        سوپ شیر را میتونی بگی چطور درست میکنی؟ من تو سوپ سبزیجاتم شیر میریزم همیشه. سوپ شیر ساده نمیدونم چطوریه. ممنون میشم بگی.
        خورش درسته 🙂 تو ورد که نوشتم، گفتم موقع پی‌دی‌اف کردن درستش میکنم، یادم رفت! آبروم رفت 🙂 راستش دوست ندارم آلواسفناج را اصلا 🙁 آن دوتای بعدی را هم بلد نیستم
        لطف میکنی یادم بدی و ممنون که سر زدی
        شما هم دعا بفرمائید

        • بئاتریس گفت:

          سر می زنم معمولا. منتها جزء خواننده های خاموش! هستم. :دی/
          بله حتما تو کامنت بعدی دستورشو میدم.
          تو سوپ سبزیجات شما چیا می ریزین؟
          کوکوی بادمجون! هم من با یه دستور دیگه درست کردم خوش مزه میشه. اینجور که بادمجون ها رو بعد از پوست کندن نگینی خرد می کنین و بعد سرخ می کنیدش. پیاز رو هم جداگانه سرخ می کنید و به اون اضافه می کنید. سلیقه ای می تونید بهش سیب زمینی (آب پز یا سرخ کرده) و گوجه و فلفل دلمه ای رو هم تفت داده و به اونها اضافه کنید. بعد هم مواد رو با تخم مرغ مخلوط کنید و تو تاوه بندازید ولی چون بنده ترجیح می دم کارم رو ساده کنم و از کوکو برگردوندن فراری ام :دی تخم مرغ رو بعد از هم زدن یکنواخت می ریزم روی موادی که توی تاوه است و و خودش رو که گرفت سروش می کنم و دیگه بر نمی گردونم.
          خورش ماست رو هم تقریبا همین طوری میزاریم. با یه تفاوت کوچیک ولی خوش مزه! :دی اون هم اینکه گوجه میکس شده (با گوشتکوب برقی یا چرخ گوشت) رو با ماست مخلوط می کنیم و بعد روی مرغ ها می ریزیم تا نم نم بپزند.

        • بئاتریس گفت:

          دستور سوپ شیر:

          جوی پرک و یا معمولی (قاعدتا همیشه جو معمولی خوش مزه تره و لعاب بیشتری میندازه) را شسته داخلش یک پیاز رنده می کنید به همراه هویج خام رنده شده، با آب می گذارین روی گاز. آب مرغ هم اگه داشته باشین اضافه می کنین تا اینها با هم بپزن یک مقدار که پخت یک عدد سیب زمینی رو هم رنده می کنید و به اونها اضافه می کنید.
          بعد از مدتی که تقریبا پخته شدند شیر رو به اونها اضافه می کنید و می گذارین با شعله ی کم حدود یک ساعت برای خودش بجوشه. بهش نمک و کمی فلفل رو هم در آخر اضافه کنید( البته همیشه ادویه ها سلیقه ای هستند و اگه فلفل دوست ندارین نریزین،
          یه دوستی می گفت کمی اویشن هم در اخر بهش اضافه می کنه می تونید امتحان کنید) بعد که جا افتاد زیر شعله رو خاموش می کنید و وقتی که از حرارت قشنگ افتاد؛ آبلیمو بهش اضافه می کنید. اگه موقعی که روی شعله است و خیلی داغه آبلیمو رو اضافه کنید شیرتون می بره اصطلاحا و حتما باید بزارید حرارت و داغی شدیدش بیفته. جعفری رو هم ، هم می تونید آخر سر داخلش اضافه کنید هم اینکه برای تزیین روش بریزید. موقع سرو هم می تونید با خامه اون رو تزیین کنید به همراه جعفری.

    3. سلام خانم مطهری
      خواستم منم از این طریق تشکر کنم ازتون فک کنم این لیست بدرد همسر من هم بخوره بنده خدا هر سال دچار همین چی بپزم چی مپزم ماه رمضونه !!
      راستی از مادر هم تشکر کنید
      یا علی

    4. حاج محمد گفت:

      به نمایندگی از جماعت آقایان این جمله رو تکذیب میکنم :

      آقایون هم که هیچ‌وقت برای حلِ این بحران کمک‌ی نمی‌کنند و اکثراً تنها جواب‌شون اینه «هرچی بپزی، خوبه …

      🙂

    5. بئاتریس گفت:

      دستور خورش هویج:

      این خورش بسیار خورش خوش مزه ایه و تا جاییکه می دونم ترکان! محترم بیشتر این غذا رو درست می کنند. اگه خوب از آب دربیاریدش عاشقش میشین به احتمال زیاد :دی و تو لیست دائمی غذاهاتون قرار می گیره!

      هم میشه با گوشت گوسفندی یا گوساله یا ماهیچه تهیه کنید و هم با گوشت مرغ.
      گوشت یا مرغ رو می گذارین می پزه با آب. من همیشه داخل مرغی که می ذارم تا آب پز بشه این ادویه ها رو اضافه می کنم به آبش و خوش مزه میشه: نمک ، فلفل، پودر سیر و پودر زنجبیل. با فلفل دلمه ای و پیاز و …
      وقتی خوب مرغ ها پختند اونها رو در یک تاوه سرخ می کنید و کنار می گذارین.

      و اما هویج: هویج ها رو شسته پوست کنده و به صورت خلالی خیلی ظریف خرد می کنید. اگه رنده برقی داشته باشید راحت و سریع این کار رو براتون انجام میده. بعد داخل تاوه هویج ها رو سرخ می کنید. در حد متوسط … نباید بسوزند و تغییر رنگ شدید به سمت قهوه ای بدهند. حالت نارنجی طلایی شده خوبه.

      بعد داخل یک تاوه کمی روغن ریخته و داخل اون رب گوجه فرنگی تفت می دین کمی هم زعفران اضافه می کنید.بعد از اب مرغ یا گوشتتون به رب تفت داده شده اضافه می کنید و کمی هم آبلیمو اضافه می کنید که اندازه اش سلیقه ایه.
      بعد هویج های سرخ شده رو یک طرف تاوه توی این سس می ریزین و طرف دیگه تاوه هم مرغ های سرخ شده رو می چینین. شعله ی گاز رو کم می کنید و درش رو می گذارین تا با هم دیگه نم نم بجوشند و هویج ها بپزند. اینکه هویج در چه حدی پخته بشه سلیقه ایه شما می تونین ده دیقه ی بعد زیر شعله رو خاموش کنید و طعم سرخ شدگیش بیشتر باشه و می تونید نیم ساعت بعد که بخار بیشتری خورده باشه و بیشتر پخته شده باشه.
      بعضی ها در این خورش آلو خورشتی! هم می ریزن. در همان مرحله ای که هویج ها رو می گذارین تو تاوه می تونید کنارش چند تا آلویی رو که قبلش کمی خیس کرده و توی تاوه ی دیگه ای با روغن تفتش دادید تا خودش رو بگیره و وا نره! کنار هویج ها و مرغتون بگذارین.
      غذا آماده ی سروه… نوش جانتان :دی

    6. بئاتریس گفت:

      سلام مجدد. شیفت افطار تا سحر:دی

      دستور میرزای کدو: کدو ها رو شسته و اگه پوست ترد و تازه ای دارند با همان پوست حلقه حلقه خرد می کنید و در یک قابلمه می ریزید و کمی نمک و مقداری آب -نصف لیوان تا یک لیوان- به اون اضافه می کنید و می گذارید روی شعله ی گاز تا پخته شده و آبش را کامل بکشد.بعد که آبش را کشید با گوشت کوب خوب لهش می کنید و کنار می گذارین.
      از آن طرف! چند حبه سیر رو یا رنده و یا ریز خرد می کنید و داخل روغن ( یا روغن و کره) تفت می دین و چند تا تخم مرغ – بسته به حجم کدو یک یا دو یا سه …- را شکونده و هم زده و به سیرهای تفت داده شده ی روی شعله اضافه می کنید و خوب هم می زنید تا تخم مرغ ها خودش رو بگیره بعد کدوها رو که له کردید به سیر و تخم مرغ اضافه می کنید. ادویه هم دارچین اضافه می کنید. زیر شعله رو کم کرده و یا شعله پخش کن گذاشته و می گذارین دقایقی رو گاز بمونه و و آب باقی مانده کدو کشیده شده و بپره و مزه ها به خورد همدیگه بره … در این مدت مواد رو هم می زنین با هم و وقتی جا افتاد خاموش کرده و سروش می کنید.

      هر کدوم این غذاها رو هم که دستورشو دادم تهیه کردید، برای عاقبت به خیری بنده لطفا دعا می فرمایین :دی

      • سلام علیکم 🙂
        اینکه نوشتی تخم مرغ ها خودش را بگیره یعنی چی؟ یعنی مثل وقتی املت درست میکنیم؟
        من کدورا خیلی دوست دارم. حتما یک شب این رسپی را درست میکنم ان شالله.
        ان شالله عاقبت بخیر بشی بانو
        التماس دعا خیلی

        • بئاتریس گفت:

          سلااام
          منظورم تکه تکه شدن تخم مرغ ها بود. حالت خاصی نیست :دی همون حالتی که وقتی تخم مرغ رو داخل تاوه تو روغن می ریزیم و شروع می کنیم به هم زدن! املت رو آخه به دو سه روش درست می کنند :دی / فکر می کنم همون باشه!
          خواهش می کنم. إنشاءلله شما و خانواده ی محترم هم عاقبت به خیر و سعادتمند و سلامت باشید.
          گل

    7. سلام!
      به به؛ من عاشق آشپزی ام! مخصوصاً چیزای جدید که خودم اخترام می کنم!

      راستی یه سوپ هم ما یزدیا داریم به نام “شولی”…

      :دی

      • سلام علیکم
        ئه! شما هم یزدی هستید؟ بله خوردم شولی یزدی مان را
        البته کار هرکسی نیست شولی یزدی خوب دربیاره. مثل شعله مشهدی.
        مثلا من یه بار جلوی زندان سکندر، شولی خریدم، فقط نصفش را تونستم بخورم چون خوشمزه نبود اصلا. ولی شولی‌هایی که فامیل‌هامون درست میکنند واقعا خوشمزه است. مخصوصا با چغندرهای توش
        موفق باشید والتماس دعا

        • سلام مجدد
          بله ما هم یزدی هستیم؛ البته یکی از شهرستانای یزد. شما اگه شولی ما رو بخورد چیچی میگد؟! اصولاً اونایی که از شولی یَزد می نالن شولی ما رو پسندین!
          می تونیم یه افطاری در خدمت شما و همسر محترمدون باشیم به صرف شولی و مایتعلق به!

          • و سلام علیکمِ مجدد
            شولی اردکان را هم خوردم. بیشتر از مالِ یزد خوشم آمد راستش 🙂
            لطف دارید شما؛ ممنون. راستی شما خانم هستید؟ من همش فکر میکردم که “آقا” هستید!

            • درست فکر می کردید! من آقا هستم! و اردکانی نیستم! و البته از طرف خانمم باید دعوت می کردم.

              من هم پدر و مادرم استان یزدین! خودم متولد شیراز و بزرگ شده شیراز! ۴ سال اهوازی بودم و الان هم ۴-۵ سالی هست که ساکن تهرانم!

    8. هوران گفت:

      سلام
      ایده ی خیلی خوبی بود. ممنون:)
      این چی بپزیم؟ ما رو هم در خانه درگیر مسئله کرده بود.

    9. راستی شامی کباب و کباب تابه ای هم می تونید اضافه کنید

    10. لينك‌زن گفت:

      سلام
      این پست وبلاگ شما در “لینک‌زن” بازنشر داده شد.
      باتشکر
      لینک زن
      http://linkzan.com/archives/15013

    11. بتول گفت:

      سلام

      چه کار خوبی کردید. منم این چی پزم ها رو همین فروردین تجربه کردم، بسیار هم بد بود چون بدون هیچ تجربه ای یه دفعه مجبور شدم توی خونه مادربزرگم خانم خونه باشم و برای مادرجون و دایی م غذا درست کنم. ممنون که برای ما هم گذاشتید این لیست رو.
      توی اینستا batul_kr هستم.

      • سلام علیکم
        یادمه چند سال پیش، مادرم کمرشان را عمل کردن و کارهای خونه افتاد گردن من! از جمله آشپزی. آن هم من که بچه ته‌تغاری خونه بودم و تا حالا هیچ غذائی درست نکره بودم درست حسابی. ولی تجربه‌ای شد برام و یاد گرفتم خود به خود آشپزی را
        موفق باشی خانم

    12. سلام
      تا حالا این همه اسن غذا یه جا نخونده بودم!!
      راستی راستی این همه غذا…؟
      ایشالله به سلامتی.

    13. ببخشید
      “اسم” رو اشتباه نوشتم.

    14. داداشي گفت:

      آفرین آبجی کدبانو
      خوب بود برنامه منتخب خودتان را به تاریخ روزهای ماه مبارک رمضان اعلام میکردی.
      این کار دو فایده داشت :
      اولا سوال قبلی خانمها با اضافه شدن واژه “حالا امشب” کدوم یک از این غذاها را بپزم، همچنان باقی است
      ثانیا تکلیف ما هم روشن می شد تا طبق برنامه بدونیم کدوم شب شما رو به ثواب برسونیم
      راستی خورشت ماست چیه؟
      موفق باشی و التماس دعا
      داداشی

      • برنامه منتخب ندارم که 🙂 هر شب هر کدوم که حوصله‌اش را داشتم یا موادش را، درست میکنم :دی
        شما هر شب خواستید تشریف بیارین، شاید ما آن شب مهمونی بودیم اصلا 😉

        خورش ماست یه خورشت هندیه فکر کنم. مرغ یا گوشت را با پیاز داغ میذارید بپزه یک کم بعد ماست و زعفرون و ادویه های یک مقدار تند را بهش اضافه میکنید.
        خودم تا حالا نپختم، فقط خوردم 🙂
        دعا کنید خیلی

        • داداشي گفت:

          راستی بهتر بود زیر لیست غذاهایی که معرفی کرده ای ، این توصیه کاربردی را هم به خانم ها می نمودی که برای پخت غذا تمام مواد را دو برابر استفاده کنند تا برای دو وعده غذا داشته باشند . به آقایان هم بگویند : شما کم خوردی یا من زیاد درست کردم ؟ اسراف میشه مجبوریم سحر فردا باز هم ماش پلو بخوریم . اصلا نمی دونم چرا دستم به کم پختن نمیره !! آقایان بیچاره هم که مجبورند سکوت کنند
          با این سیاست عملا خانمها لازم است ۱۵ بار سحری بپزند
          در طول سال هم اگر اجرا کنند میشود ۱۸۰ بار

          البته زوجهای جوان حسابشان جداست . چون هر وقت حال غذا پختن نداشته باشند ، دلشون برای مادر زن یا مادر شوهر ( البته غذاهاشون) تنگ میشه و میرند دیداری تازه کنند : آخش مامان با اینکه تازه اینجا بودیم اما نمی دونم چرا دلمون براتون تنگ شده بود . شما که نمیاید خونه ما !! پس مجبوریم ما خدمت برسیم و ….
          و … تا زمانی که فرزندی پا به میان نگذاشته است ، همچنان زوج جوان محسوب می شوند .

          • ای بابا، آقا چرا ما رو لو میدین 🙂
            نخیرم من اندازه درست می‌کنم، هردومون کم میخوریم 😀
            چه حساب هم کردین برای تمام سال را 🙂 یادم باشه هیچ‌وقت شما آقایون با هم تنها نشین خونه مامان‌اینا، فتنه میسارین! 😀

    15. هليا گفت:

      فاطمه 🙂 گشنه م شد دخترجان.
      خوبه که آقای شما میگه هرچی بپزی خوبه آقاهای اطراف ما میگم فرقی نمیکنه 😀
      مرسی از راهنماییت عزیزم.
      منو تو دعاهات منظور کن؛ یه جایی اون گوشه و کنارها

      • وااای یعنی اون دغدغه‌ی چی بپزم یه طرف، این جوابای مردها یه طرف دیگه :\ اصلا باید همش نون پنیر داد بخورن تا دیگه از این جوابا ندن 🙂 همسر من یه جواب دیگه هم میده گاهی که خیلی گیر میدم بهش، میگه “شیشلیک” 😀
        راستی هلیا، کامنت نویسنده‌ی کتاب “صد دقیقه تا بهشت” را دیدی؟ برای شما نوشته بود.
        تو هم خیلی دعام کن عزیزم

    16. بئاتریس گفت:

      خواهش می کنم
      راستی اون غذاهایی که تو سفره افطاری پارسالتان چیدین چیا هستن؟! :دی قابل تشخیص نیست برام! مخصوصا اونی که مقابل سبد نون و اونی که روبروی بشقاب زولبیا و بامیه است؟! :دی

    17. خداقوت آبجی کوچیکه

      چه خوبه بچه های الان اینقدر برای خودشون و کاراشون ارزش قائلند.

      زمان ما اگه کسی اینطوری بود بهش میگفتن “خودشیفته”

    18. سلام علیکم

      نماز روزه هاتون قبول!

      لینکتان کردم! ببینید؛ کمی با لینکهای معمولی فرق دارد
      یا حق

    19. سماء گفت:

      با تشکر ، باشد ان شاءالله برای سال بعد من
      هق 🙁
      :دی

    20. مشایخ گفت:

      سلام
      خیلی جالب بود
      انشاالله در آینده استفاده می کنم.

    21. هوالحق؛ سلام بر شما؛
      امسال گذشت اما برای سال‌های بعد این پیش‌نهاد را در نظر بگیرید.
      − صبحانه همان وعده سحری هست.
      − شام همان افطار است.
      به نظرم اگر این‌دو را در نظر بگیریم مفهوم روزه را درک خواهیم کرد. چون مقدار غذای دریافتی کم‌تر خواهد شد: مصرف کم‌تر می‌شود. حالا به دو فایده روزه پی خواهیم برد.
      − درک حال دست‌تنگان جامعه
      − سبک شدن بدن و از نظر طب سنتی سم‌زدایی بدن از انباشت‌های سم در کبد و … .

      نمی‌دانم چرا هرسال مصرف در ماه رمضان در کشور بیش‌تر می‌شود در حالی که این‌دستور خداوند برای مصرف کم‌تر است.
      یاحق؛

    22. […] و آموزش دستورات جدید غذایی هستن. شاید بخاطر اینکه مشکل چی بپزم توی این ماه بیشتر نمایان میشه این غذارو از یه اکانت […]

    23. نورا گفت:

      گاهی دلم میخواد خودمو بغل کنم
      ببرمش روی تخت بخوابونمش
      ملافه روبکشم روش
      دست ببرم لای موهاشو نوازشش کنم
      حتی براش لالایی بخونم
      وسط گریه هام بگم غصه نخور درست میشه اگرم نشد بلاخره تموم میشه