ای اولین و آخرین امید
إِنْ یَنْصُرْکُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَکُمْ وَإِنْ یَخْذُلْکُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِی یَنْصُرُکُمْ مِنْ بَعْدِهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ
اگر خدا شما را یارى کند هیچ کس بر شما غالب نخواهد شد
و اگر دست از یارى شما بردارد، چه کسى بعد از او شما را یارى خواهد کرد؟
مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند
سوره مبارکه آل عمران، آیه ۱۶۰
دیلماج

شاه آبادی تاریخ خونده، قلم جذابی داره و این دو فاکتور، باعث میشه از دل حوادث تاریخی، یه داستان جذاب خلق کنه
داستانی که در عین قصه بودن و جزئیات شکل گرفته از ذهن نویسنده، کلیت واقعی داره
خیلی از آدم‌ها تاریخ‌خون نیستن و حتی از تاریخ فراری‌اند. رمان‌هایی مثل دیلماج، کافه خیابان گوته و حتی خانمِ مسعود بهنود خواننده رو با قصه میبره به عمق تاریخ و یکسری اطلاعات تاریخی بهش میده. چی بهتر از این؟

از اینکه دو ترم، شاگرد شاه‌آبادی بودم و ازشون آموختم، خوشحالم.

کتاب درباره میرزا یوسف‌خان مستوفی مشهور به دیلماج هست و تغییراتی که در زندگیش میکنه. برای من حزب باد بودن این فرد و یک‌روز طرفدار مشروطه بودن اونقدر که بخاطرش زندان میره و بعد فرار میکنه انگلیس و یه روز ضد مشروطه بودن انقدر که دستور میده زبون کسائیکه اسم مشروطه رو میارن ببرن، جالب بود! و سطرهای آخر کتاب که بعد از دوباره روی کار آمدن مشروطه‌خواهان و دار زدن شیخ فضل الله دوست میرزا یوسف بهش میگه باید برای نمایندگی مجلس اماده بشی! مشروطه به ما احتیاج داره!

دلم هوای حرم کرده است میدانی

به نام نامی سر، بسمه‌ تعالی سر
بلندمرتبه پیکر، بلندبالا سر

فقط به تربت اعلات، سجده خواهم کرد
که بنده‌ی تو نخواهد گذاشت، هرجا سر

قسم به معنی لا یمکن الفرار از عشق
که پر شده است جهان، از حسین سرتاسر

نگاه کن به زمین! ما رأیت إلا تن
به آسمان بنگر! ما رأیت إلا سر

سری که گفت: «من از اشتیاق لبریزم
به سرسرای خداوند می‌روم با سر

هر آنچه رنگ تعلق، مباد بر بدنم
مباد جامه، مبادا کفن، مبادا سر.»

همان سری که “یحب الجمال” محوش بود
جمیل بود، جمیلا بدن، جمیلا سر

سری که با خودش آورد بهترین‌ها را
که یک به یک، همه بودن سروران را سر

زهیر گفت: حسینا! بخواه از ما جان
حبیب گفت: حبیبا! بگیر از ما سر

سپس به معرکه عابس، ” أجنّنی”گویان
درید پیرهن از شوق و زد به صحرا سر

بنازم ” أم وهب” را، به پاره تن گفت
برو به معرکه با سر ولی میا با سر

خوشا به حال غلامش، به آرزوش رسید
گذاشت آخر سر، روی پای مولا سر

چنان که یک تن دیگر به آرزوش رسید
به روی چادر زهرا گذاشت سقا، سر

در این قصیده ولی آنکه حسن مطلع شد
همان سری است که برده برای لیلا سر

همان که احمد و محمود بود سر تا پا
همان سری که خداوند بود، پا تا سر

پسر به کوری چشمان فتنه کاری کرد
پر از علی شود آغوش دشت، سرتاسر

میان خاک، کلام خدا مقطعه شد
میان خاک؛ الف، لام، میم، طا، ها، سر

حروف اطهر قرآن و نعل تازه‌ی اسب
چه خوب شد که نبوده است بر بدن‌ها سر

تنش به معرکه سرگرم فضل و بخشش بود
به هرکه هرچه دلش خواست داد، حتی سر

جدا شده است و سر از نیزه‌ها درآورده است
جدا شده است و نیفتاده است از پا سر

صدای آیه کهف الرقیم می‌آید
بخوان! بخوان و مرا زنده کن مسیحا سر

بسوزد آن همه مسجد، بمیرد آن اسلام
که آفتاب درآورد از کلیسا سر

عقیله، غصه و درد و گلایه را به که گفت؟
به چوب، چوبه محمل، نه با زبان، با سر

دلم هوای حرم کرده است می‌دانی
دلم هوای دو رکعت نماز بالا سر


دو هفته مونده به اربعین و من هیچ امیدی به رفتن ندارم 🙁

ذهن‌خوانی

آخه چرا اینکار رو انجام میده بدون اینکه سوال بپرسه یا اجازه بگیره؟ اعصابم خرد شده. اصلا رعایت نمیکنه.
_ تا حالا بهش گفتی که نباید چنین کاری کنه؟ گفتی اجازه انجامش رو نداره؟
_ نه نگفتم. خودش نمیفهمه نباید انجام بده؟
_ نه! از کجا باید بدونه و بفهمه؟ باید بهش بگی. باید «حرف» بزنی.
[ به فکر فرو میرود]

چرا اکثر آدم‌ها حرف نمیزنن؟ منظور، توقع‌هایی که از هم داریم، احساسی که به هم داریم، چرا به زبون نمیاریم؟ چرا فکر میکنیم طرف مقابلمون خودش باید متوجه بشه و فکر ما رو بخونه؟
طرف مقابل هرکسی می‌تونه باشه؛ بچه، والدین، خواهر، برادر، همسر، دوست، فامیل، همکار، کارگر، کارفرما و …
کاش بیشتر درباره چیزهایی که تو قلب و ذهنمون هست، با هم «حرف» بزنیم.
این حرف زدن به نظرم هم سوتفاهم‌ها رو از بین میبره هم غیبت و تهمت‌ها رو، هم موجب همدلی و آرامش ذهنی و روحی میشه.

باور کنیم قابلیت «ذهن‌خوانی» از قابلیت‌های بشر نیست

ما درون را بنگریم

پشت چهره‌های خندان و فعال مجازی، چهره‌ای خسته و ناامید خوابیده است

بادمجون سرخ‌کرده

بادمجان رو که می‌خواین سرخ کنید، قبلش یک کم ماست بمالید بهش!
به شدت مقدار روغنی که مصرف میشه، پایین میاد، بدون اینکه تغییری در طعم بادمجون‌ها ایجاد بکنه

  • مهر ۱۳۹۸
  • شهریور ۱۳۹۸
  • مرداد ۱۳۹۸
  • تیر ۱۳۹۸
  • خرداد ۱۳۹۸
  • اردیبهشت ۱۳۹۸
  • فروردین ۱۳۹۸
  • اسفند ۱۳۹۷
  • بهمن ۱۳۹۷
  • دی ۱۳۹۷
  • آذر ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۷
  • مهر ۱۳۹۷
  • شهریور ۱۳۹۷
  • مرداد ۱۳۹۷
  • تیر ۱۳۹۷
  • خرداد ۱۳۹۷
  • اردیبهشت ۱۳۹۷
  • فروردین ۱۳۹۷
  • اسفند ۱۳۹۶
  • بهمن ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۶
  • آذر ۱۳۹۶
  • آبان ۱۳۹۶
  • مهر ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • خرداد ۱۳۹۶
  • اردیبهشت ۱۳۹۶
  • فروردین ۱۳۹۶
  • اسفند ۱۳۹۵
  • بهمن ۱۳۹۵
  • دی ۱۳۹۵
  • آذر ۱۳۹۵
  • آبان ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • شهریور ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • خرداد ۱۳۹۴
  • اردیبهشت ۱۳۹۴
  • فروردین ۱۳۹۴
  • اسفند ۱۳۹۳
  • بهمن ۱۳۹۳
  • دی ۱۳۹۳
  • آذر ۱۳۹۳
  • آبان ۱۳۹۳
  • مهر ۱۳۹۳
  • شهریور ۱۳۹۳
  • مرداد ۱۳۹۳
  • تیر ۱۳۹۳
  • خرداد ۱۳۹۳
  • اردیبهشت ۱۳۹۳
  • فروردین ۱۳۹۳
  • اسفند ۱۳۹۲
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آذر ۱۳۹۱
  • آبان ۱۳۹۱
  • مهر ۱۳۹۱
  • شهریور ۱۳۹۱
  • مرداد ۱۳۹۱
  • تیر ۱۳۹۱
  • خرداد ۱۳۹۱
  • اردیبهشت ۱۳۹۱
  • فروردین ۱۳۹۱
  • اسفند ۱۳۹۰
  • بهمن ۱۳۹۰
  • دی ۱۳۹۰
  • آذر ۱۳۹۰
  • آبان ۱۳۹۰
  • مهر ۱۳۹۰
  • شهریور ۱۳۹۰
  • مرداد ۱۳۹۰
  • تیر ۱۳۹۰
  • خرداد ۱۳۹۰
  • اردیبهشت ۱۳۹۰
  • فروردین ۱۳۹۰
  • اسفند ۱۳۸۹
  • بهمن ۱۳۸۹
  • دی ۱۳۸۹
  • آذر ۱۳۸۹
  • آبان ۱۳۸۹
  • مهر ۱۳۸۹
  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • خرداد ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • اسفند ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • فروردین ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۵
  • خرداد ۱۳۸۵
  • اردیبهشت ۱۳۸۵
  • فروردین ۱۳۸۵
  • اسفند ۱۳۸۴
  • بهمن ۱۳۸۴
  • دی ۱۳۸۴
  • آذر ۱۳۸۴
  • شهریور ۱۳۸۴
  • چرا چادر سفید، نه؟

    این پست فقط طرح یکی از سوالات ذهن نویسنده است؛ نویسنده‌ای که دوست ندارد این آش شله‌قلمکار حجاب و عفاف را بیشتر هم بزند ولی سوال‌ش را هم نمی‌تواند در ذهن‌ش خفه کند.

    درباره‌ی رنگِ پوشش و نظر عرف و شرع درباره‌ی آن، در فضای مجازی زیاد نوشته و بحث شده و من هم در اینجا نمی‌خواهم درباره‌ی این موضوع بحث کنم؛ فقط وقتی عکس‌هایی از روستای ورزنه را دیدم که پوشش چادر خانم‌هایشان رنگ سفید است، باز این مساله برایم مطرح شد که “اگر” عرف تغییر کند و رنگ چادر از مشکی به رنگ دیگری دربیاید، مثلا همین سفید، آیا مشکلی پیش می‌آید؟ چه تفاوتی در رنگ پوشش وجود دارد؟

    یاد روزهای حج و اعمال عمره افتادم که زنان با پوشش‌ی کامل و اسلامی در خیابان و انظار عمومی حاضر می‌شدند ولی رنگِ چادر یا مانتو و روسری‌شان سفید بود و برای هیچ‌کس هم جلب نظرکننده نبود، چون عرف و عادت آن فضا بود؛

    به این عکس نگاه کنید؛به واقع چه تفاوتی بین پوشش این دو خانم وجود دارد؟

    متاسفانه این موضوع نیز مثل خیلی دیگر از موضوعات اجتماعی و فرهنگی موجود در جامعه، آنقدر سیاسی شده یا آنقدر افراد با دخالت احساسات مذهبی و عاطفی‌شان درباره آن نظر داده‌اند که دیگر انگیزه‌ای برای بحث دراین‌باره وجود ندارد! این مطلب را بخوانید

    ورزنه شهری‌ست در ۱۱۰ کیلومتری جنوب شرقی اصفهان که زنان آن بنابر سنتی قدیمی برای حضور در مجامع عمومی از چادر سفید استفاده می کنند.


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۹:۳۱ ق.ظ روز ۲۲ آبان ۱۳۹۱ | دیدگاه (۳۴)

    ۳۴ دیدگاه
    1. عليزاده گفت:

      سلام
      مصداق و عینیت بیرونی مفهومی به نام حجاب، به شدت با عرف و فرهنگ ارتباط پیدا می‌کند. مفهوم حجاب اصولی کلی دارد. عینیت بیرونی آن با رعایت این اصول کلی می‌تواند به شدت متفاوت باشد. بهترین راه برای فکر کردن راجع به این مسأله، توجه به عینیت‌های بیرونی آن در دنیای واقعی است. عینیت بیرونی این مفهوم در اندونزی، افغانستان، ایران و لبنان در عین در چارچوب اصول کلی فقهی آن بودن به شدت متفاوت است از هم. بحث به شدت جالب و جذاب و در عین حال مفصلی است این مناسبات دین و فرهنگ.

      • سلام علیکم
        بله من هم همین را نوشتم که عرفِ ما در طول این سالها باعث شده رنگِ پوشش خانم‌های چادری مشکی باشه و حتی خانم های غیرچادری هم اکثرا رنگ های تیره برای پوششون استفاده میکنن.
        یکی از کشورهایی که رنگِ لباس و پوشش خانم‌هاش همیشه برای من جالب بوده، هندوستان بود. رنگارنگ ولی با حفظِ نکات اسلامی و شرعی

    2. منم همیشه میگم اگه همه رنگی به جز مشکی بپوشیم انوقت است که رنگ مشکی باعث جلب نظر میشود.چند لحظه در نظر بیاریم در یک صفحه رنگی یه نقطه مشکی چقدر تو چشمه!!!!!

    3. داداشی گفت:

      با نظرتون کاملا موافقم

      از قدیم گفتن :

      زن با لباس سفید میره خونه شوهرش و با لباس سفید هم میاد بیرون .

      پس چه بهتر که در این بین هم هر وقت از خونه میاد بیرون ، بازم سفید بپوشه

      کی گفته که حتما باید مشکی بپوشه !!

    4. سحر گفت:

      سلام و رحمت خدا
      سیده بانوی عزیز
      اول سپاس بیکران از لطفتون بعدم راجع به سوال
      دفعه اول که شما از رنگ ستون کنار وبلاگم گفتین متوجه نشدم و فکر کردم همین رنگ اصلی براتون آزار دهندس تا اینکه یه بار برای خودم اون شکلی یعنی آبی کمرنگ شد و اونوقت فهمیدم شما چی می گین! گاها که اینترنت من مشکل داره اون شکلی میشه و به سختی بالا میاد، شاید اینترنت شما هم اون دفعه مشکل داشته
      پس قطعا چشمای شما اشتباه نمی کنن چه اینکه نورالعین شما از نورالیقین سرچشمه می گیره و این نور ضعف نداره.
      پس لطفا به گیرنده های خود شک نکنید، مشکل از فرستندس
      راستی سیده بانو
      ما یه وجه مشترک داریم! منم لیسانسم فقه بوده و عاشق فقه بودم و هستم و خواهم بود

      • سلام علیکم سحر خانمِ عزیز
        ممنون، احتمالا همین بوده پس 🙂
        اوه چه عالی! منم دقیقا عاشق فقه بودم و هستم و خواهم بود فقط متاسفانه کمی ازش دور شدم که خیلی دلم براش تنگ میشه.
        موفق باشی خانم

    5. مرتضی گفت:

      سلام.
      منم موافقم.
      ولی واقعا عرف شدن این مساله کار مشکلیه.
      اگه قدیما خانوما حداقل تا دم در کوچه با چادر رنگی میومدن، دیگه الان شما همون قدرش رو هم نمی تونی پیدا کنی. حالا کی روش میشه با جادر رنگی یا سفید بیاد تو خیابون؟!

      ولی اگه این اتفاق یه روز بیفته فکر می کنم خانومای محجبه هم راحت تر باشن. یعنی حداقل فصل گرما از سنگینی و گرمای چادر مشکی خلاص می شدن حجاب هم رعایت می شد.

    6. ذاکری گفت:

      سلام

      شمیم یاد تو در باغ جان صفا بخشد

      حسین نام تو بردن چه لذتی دارد..

      التماس دعا..

    7. مدیر محترم سایت وادی
      با سلام
      ضمن تشکر از شما به خاطر راه اندازی این سایت به استحضار می رساند شما در سامانه جامع مشاوره و عفاف و حجاب لینک شدید. در صورت تمایل ما را نیز به لینکهای خود اضافه نموده و همچنین اگر محصولات و یا طرح هایی در زمینه حجاب و عفاف دارید جهت درج و یا معرفی در این سامانه برایمان ارسال نمایید.
      لطفا زمینه های پیشنهادی را برای کار مشترک ارسال فرمایید.
      همچنین به استحضار می رساند جهت ارتباط هرچه بیشتر فعالین عرصه ی حجاب و عفاف و شبکه سازی در این موضوع، اخیراً در سامانه جامع حجاب و عفاف امکانی ایجاد شده تا مدیران و کاربران سایتها و وبلاگهای ارزشی بتوانند مطالب خود پیرامون بحث حجاب و عفاف را برای این سامانه ارسال نموده و این مطلب با نام و با لینک وبلاگ/سایت مرجع در سامانه عفت درج شود. خواهشمند است برای همکاری بیشتر و ترویج بیشتر فرهنگ حجاب و عفاف، مطالب خود را از طریق این صفحه برای ما ارسال کنید:
      ارسال مطلب
      عضویت در سامانه

      با تشکر
      سامانه جامع حجاب و عفاف
      http://www.effat.ir
      ۰۹۱۳۴۵۰۹۶۲۰

      • داداشی گفت:

        با سلام
        تشکیل چنین سامانه هایی برای تنویر افکار جوانان بسیار مفید و شایسته تقدیر است .
        اما چرا برای سامان دهی اوضاع اسف بار بی حجابی کاری نمی شود ؟
        حد اقل کاری که می شود انجام داد این است که رعایت حجاب برای پرسنل و کارمندان دولتی و سازمانها و شرکت هایی که تحت نظارت دولت هستند ، الزامی شود . آیا دولت این مقدار هم قدرت اجرایی ندارد یا نمی خواهد اعمال کند !؟
        برخی از پرسنل بانک ها ، بیمارستان ها ، داروخانه ها ، آژانس های هواپیمایی ، فروش گاههای زنجیره ای و … آنقدر بزک کرده در سر کار حاضر می شوند که گاه انسان شک می کند که آنجا تهران است یا پاریس ؟
        به نظر بنده دولت باید اول از مراکزی که مسئولیت مستقیم یا غیر مستقیم نظارت بر آنها بر عهده اوست و هم چنین حق اعمال قانون و ضمانت اجرایی لازم را در اختیار دارد ، شروع کند و بعد خواهد دید که دیگران هم هنجار شکنی نخواهند کرد.
        از قدیم گفته اند : الناس علی دین ملوکهم
        گروهی از مردم وقتی می بینند کارمندان دولتی ابایی از قانون شکنی ندارند ، چه داعیه ای دارند که آن ها قانون را رعایت کنند .

        • من فقط میتونم بگم که خیلی از این کارها، آخرش هیچ نتیجه ای نداره جز بودجه ای که باید صرف میشده! و شده.
          مثلا همین سامانه مشاوره، وبلاگ من را به اسم “سایت وادی”!!! لینک کردن در بخش مذهبی و فرهنگی! وبلاگ من اولا سایت نیست، دوما چه ربطی به سامانه حجاب و عفاف داره؟
          اول همین پست نوشتم آش یه که نمیخوام بیشتر از این هم بزنمش، انقدر که درباره حجاب و عفاف کار الکی و بی بهره کردن که با شنیدن اسم حجاب و عفاف، آدم فرار میکنه!

    8. امیدواریم که جامعه از سیاه پوشی به در آد

    9. یه مطلب غیر کلیشه ای و غیر کشک دوغ خیاری و به درد به خور توی این سابتهای حجاب پیدا نمیشه….

      همین سایت effat.ir
      چه خزعبلانی در مورد موسیقی توش نوشته….

      افکار طالبانی
      یه مشت حدیث رو خودشون در طول این تاریخ ۱۴۰۰ ساله جعل کردند و بعد برای اینکه از جعلیات خودشون دفاع کنند همه جور جفنگی به هم می بافند و با همه چیز به جنگ می پردازند….

      موسیقی که جزو محبوب ترین هنرها در بین همه مردم جهان(چه مسلمان و چه غیر مسلمان)هست و حتی کاربرد پزشکی هم داره رو اینها آنچنان با دندان قروچه و عصبانیت ازش حرف می زنند که انگار پدر کشتگی باهاش دارند….

      • شما باید یاد بگیرید که با پیش فرضهای خودتون به دیگران نگاه نکنید.
        هر چیزی حتی موسیقی قابل بررسی هست که آیا برای بشر مفید هست یا نه. این که موسیقی جزو (محبوبترین) هنرها در بین همۀ مردم جهان هست اولا بر مبنای واقعیت نیست و در ثانی اگر هم بر مبنای واقعیت بود دلیل کافی عقلی برای خوب بودن همۀ انواع آن نیست.
        یک روز در یک دنیا بت پرستی هم جزو محبوبترین رفتار بوده اما آیا بت پرستی الزاما خوب است ؟

        • خب مشکل شما با موسیقی چی هست؟ خب بررسی شده و سودمند بودنش هم اثبات شده…
          اگر بر مبنای استثناها بخوایم بحث کنیم که هر چیزی و هرچیزی در دنیا مضراتی رو داره…پس باید به دلیل این استثناها بیایم و در کل تعطیل کنیم اون چیز خاص رو؟ نه خیر… مثلا بگیم تلویزیون یا اینترنت یا بازی کامپیوتری چون چندین ساعت میشینی پاشون، تو رو از یاد خدا غافل می کنه! یا اصلا برای جسمت ضرر داره و فلان و چنان….پس مهر ممنوع باید روش بخوره و این حرفا… اگر اون زمان اینترنت و تلوزیون هم بود چه بسا همین احادیث رو براشون می ساختند…

          شما هم باید یاد بگیرید که با همه چیز سر جنگ و مخالفت داشتن، فقط فردی رو که سر مخالفت و جنگ با همه چیز داره، تنها و منزوی می کنه و موجب فاصله گرفتن مردم از خودش میشه… الآن عاملین به این تفکرات شما یا مراجعی که چنین نظرات خشک و همه چیز گریزی دارند چند درصد از مردم ایران رو تشکیل می دند؟ همینکه افراد ِ عامل به این افکار و محدودیت های عجیب و غریب و بی حدو حصر بسیار کم هستند، نشان دهنده منزوی و تنها ماندن تبلیغ کننده اونها و خریدار نداشتن اون افکار هست… چون متاسفانه مبلغین این افکار، هیچ نیاز و تمایلاتی و غریزه ای از انسان رو در نظر نمی گیرند و انسان واقعی رو با تمام تمایلات و غرایزش در نظر نمی گیرند…. فقط یه موجود خیالی و غیر واقع بینانه ی منطبق با ایده آل های خودشون در ذهنشون می سازند و خواستار این هستند که انسان ها شبیه اون موجود باشند…

          همانطور که اقدامات تروریستی طالبان رو محکم می کنیم، این افکار رو هم باید محکوم بکنیم…

          • موسیقی خودش انواع مختلف و اثرات فیزیولژیک و اجتماعی فراوانی داره و نمی تونیم به این سبک شما هر موسیقی ای رو برای هر فردی تجویز کنیم. مثلا در یک تحقیق دانشگاهی که در سایتهای کشورهای غربی منتشر شده بود خواندم نیم ساعت گوش دادن موسیقی کلاسیک اروپائی، معادل یک قرص دیازپام هست، یعنی مواد مشابه قرص دیازپام در بدن با این موسیقی تولید میشه و عمل می کنه. یعنی شما اگر زیاد به این نوع موسیقی گوش بدید آسیب می بینید. حالا شما اگر با تعصب همه رو دعوت بکنید که موسیقی کاملا مثبت و خوب هست پس در حق اونها جفا کردید.

            اسلام هم موسیقی رو کاملا حرام نمیدونه و شما برداشتهای کاملا افراطی و یک سویه از احکام اسلامی دارید. اگر سعی کنید بهتر ببینید، اطراف شما در این کشور در راستای تجویز دینی، پر موسیقی است که عمدۀ آنها از نظر اسلام حرام نیست. موسیقی ممکن است آسیب فیزیولوژیک یا سایکولوژیک داشته باشد، می‌تواند آسیب اجتماعی و فردی نیز داشته باشد. و اگر موسیقی انسان را به مجالس فساد بکشاند، به ضرر زندگی اوست ، زمان او را تلف می کند و ما بسیار دیده ایم که زندگی افرادی که با این سبک زندگی ادامه می دهند با ویرانی های گسترده در اعصاب و روان و آینده و حضور و تاثیر اجتماعی خود مواجه می شوند و بواقع تلف می شوند. حکم اسلام بنا بر این مشاهدات ، دلسوزانه است و متاسفانه شما با توجیهات غیر معقول در صدد ردّ آن بر می آئید.

            اگر قرار بود انسان تنها بر اساس غزیره عمل بکند، با حیوان چه فرقی داشت. و اصولا نظم و قانون و اجتماع و دین برای چه آمده. بگوئیم غریزۀ انسان می‌خواهد راحت باشد، به محض اینکه از موضوعی خوشش آمد، آن را مالک شود، چه انسان باشد چه شیء، غریزۀ یک طفل ۲ ساله اگر دیده باشید همه چیز را برای خودش می خواهد. اگر این غریزه بی تربیت و بی قید باقی بماند، چه تفاوتی برای انسان با حیوان باقی خواهد ماند؟ و بدیهی است صاحبان خرد، بر اساس غریزه قانون نمی ریزند.اسلام غریزه‌ را سرکوب نکرده بلکه به آن نظم داده و این شرط عقل است.و همانطور که اقدامات تروریستی طالبان رو محکوم باید کرد، این حیوانیت رو هم باید محکوم کرد.

            • گفتید:”اسلام هم موسیقی رو کاملا حرام نمیدونه و شما برداشتهای کاملا افراطی و یک سویه از احکام اسلامی دارید. ”
              شما گویا فراموش کردید که من حرفی از خودم نزدم و هر آنچه گفتم بر مبنای احادیث عجیب و غریبی بود که در اون سایت آورده شده بود…. اگر برداشتی افراطی شده، این سایت و این احادیث هستند که چنین برداشتی رو القا می کنند و به خواننده ساطع می کنند…وگرنه من معتقد به اسلام متعادل و نرم و همگام با تمدن هستم و معتقدم اگر احیانا بعضی از احکام اسلام چنین هم نباشند باید نرم و تعدیل و تصحیحشون کرد…ولی اگر چنین عقیده ای دارم نمی توانم هم به نعل برنم و هم به میخ. یعنی نمی توانم هم بگویم موسیقی خوب هست و هم این احادیث را قبول کنم و بگویم من این احادیث را هم قبول دارم…چون این دو با هم در تقابلند… بنابراین در اسلام متعادل و سازگار با تمدن من، این احادیثِ به احتمال زیاد مجعول هستند که کنار می روند…

              جواب قسمتی دیگر از کامنت شما در همان کامنت قبلیم هست. در پاراگراف اول که گفتم”اگر بر مبنای استثناها بخوایم بحث کنیم…”
              بنابراین کسی حرف از مطلقا خوب یا بد بودن موسیقی نزد… این مثالی هم که شما البته آوردی نشان دهنده اثرات خوب موسیقی هست… خب بعله زیاده روی در هر چیزی میتونه مشکل ساز باشه…شما در دعا خوندن هم زیاده روی کنی و مدام روی سجاده و در حال دعا باشی از کار و زندگیت باز می مونی… بنابراین مساله ما سر حجم شنیدن موسیقی و طول مدت اون در یک وهله نیست و نبود بلکه سر اصل شنیدن آن بوده و هست… آنچه که در احادیث (که در اون سایت effaf.ir)، ذکر شده، قید و استثنایی بر شنیدن موسیقی گذاشته نشده و در کل گفته : موسیقی بد است و به شکلی خیلی تند هم در بعضی احادیث گفته شده .
              اگر می گید این موسیقی هایی که به نام “مجاز” در کشور پخش میشه مشکلی نداره، پس باید کل این احادیث رو بذارید کنار و بگید این احادیث نادرستند و قبولشون ندارم…چون مگر میشه کسی(گوینده حدیث) چنین موضع تندی و اونهم بدون استثنا گذاری در مورد موسیقی بگیره(منظورم در احادیث است)، بعد همان فرد(گوینده احادیث)موافق شنیدن چنین موسیقی هایی که ساخته شده از ارگ و گیتار و پیانو و اینهاست باشه؟

              و اگر می گید این احادیث درست می گند پس چرا می گید این موسیقی ها اشکالی نداره؟!!…
              من نام این حرکت عده ای از شما مذهبیون رو می گذارم عقب نشینی در برابر خواسته ها و تمایلات و تفکر نسل مدرن.
              من از هم به میخ زدن و هم به نعل زدن خوشم نمیاد…
              برای نمونه در مورد همین موسیقی:
              الف)تقریبا بالای ۹۵ درصد ایرانیان به موسیقی گوش می دند و با شنیدن موسیقی مشکلی ندارند…
              ب)این احادیث عجیب و غریب، موسیقی رو با تندترین الفاظ مردود دانسته اند
              ج)اگر بر این احادیث صحه بگذاریم که باید بر موسیقی کلا خط بطلان بکشیم
              د)از طرفی اگر بر این احادیث صحه بگذاریم، ۹۵ درصد با گوش دادنشان به موسیقی دارند و بطور غیر مستقیم دارند با این کارشان می گویند ما نه نظر تو را و نه نظر این احادیث را قبول نداریم…
              ه) در این صورت این نشان از عامل نبودنِ(عمل نکردنِ) ۹۵ درصد از مردم به فلان حکم دینی داره(در صورت صحت گفته های حامیان و پذیرندگان این احادیث و نظرات مذهبی مخالف موسیقی)
              و)از طرفی اگر بر موسیقی کاملا صحه بگذاریم،کارمان در تقابل با این احادیث است
              ز) ما نمی خواهیم چنین جلوه کند که نظر ما خریداری ندارد و فلان حکم اسلامی!(به قول خودشون) هم به همچنین. چون این بزرگترین ضد تبلیغ برای ما و به خصوص حکومت اسلامیست که هدف اصلیش داعیه دار ساختن جامعه ای اسلامی بوده و هست
              ح)از این رو اقدام به گشودن راه گریزی می کنیم
              و)این راه گریز، اختراع چیزی به نام موسیقی “مجاز” و بی اشکال است.

              *غافل از اینکه چنان چه از شدت و عتاب و تندی این احادیث بر می آید، به هیچ وجه به ذهن خطور نمی کند که گوینده این احادیث موافق چیزی در حد تنبک و سازهای قدیمی باشد چه رسد به ارگ و ویالون و پیانو و گیتار و فلان و چنان….
              حال بر چه اساس شما موسیقی رو مجاز می دونید؟و آیا این موسیقی هایی که با این ادوات نواخته می شند هم بی اشکالند؟

              ۱) راستی مبنای خط کشی شما برای اینکه میگید فلان موسیقی بی اشکال است یا مشکل دارد چیه؟ اگر طبق این احادیث بخوایم نظر بدیم که حتی آواز شجریان و اصفهانی و افتخاری هم مشکل داره چه برسه به خوانندگان جوان تری مثل بنیامین و ساسی مانکن و فلان چنان…
              ۲) کدام مرجع تقلیدی حاضر است به موسیقی گوش بده؟ اگر مشکلی نداره چرا گوش نمی دند؟ برای نمونه آهنگ ایرج مهدیان یا خوانندگان جوانی که با اصطلاح در کشور”مجاز” قلمداد می شند رو گوش نمی دند؟
              ۳)چرا خوانندگان داخل کشور موسیقیشون”مجاز” قلمداد می شند ولی خوانندگان لس آنجلسی نه!
              ۳)حالا فارغ از این اوصاف، گوش دادن به خوانندگانی مثل گوگوش و هایده و داریوش و ابی و مهستی اشکالی داره؟ (حالا تصاویرشون بماند…فعلا صوت خالی رو در نظر می گیریم)

            • این بحث ها و صحبت های شما، به نظرم فضایی بیشتر از یه وبلاگ و یک جواب دهنده میخواد.
              من به شما پیشنهاد میکنم، عضو سایت ایرانکلابز بشید، آنجا این موضوع را مطرح کنید، افراد بیشتر هم در این سایت حضور دارند (چه موافق نظر شما و چه مخالف) و فکر کنم به نتیجه بهتری برسیم تا اینجا در وبلاگ.
              http://iranclubs.org/forums

    10. پیشنهاد می کنم شما بانی این کار خیر(کنار گذاشتن چادر سیاه و پوشیدن چادر سفید یا هر رنگ دیگه) باشید….

    11. من از دست شما ناراحتم…چون جواب های من رو تایید نمی کنید…

    12. نظرت رو در مورد دیدگاههای طالبانی نماینده طالبان در مشهد(علم الهدی متعفن الفکر) که با فشار بر نیروی انتظامی آنها را وادار کرده چنین بگویند نیز بگویند:

      “ناصر نجاریان ،رییس پلیس امنیت عمومی فرماندهی انتظامی خراسان‌رضوی درباره برگزاری کنسرت در شهر مشهد گفت: «به حرمت حرم رضوی به هیچ کنسرتی در مشهد اجازه برگزاری نمی‌دهیم.»”

      مملکت در دست اینگونه افراد با این طرز فکر هست…. این افراد هم منصوب خامنه ای هستند… حالا شما ببینید مملکت با وجود چنین افرادی و چنین طرز فکر هایی چقدر درجا می زنه و چند ده سال از آن موقعیتی که باید باشد عقب است….
      موضوع اینه که این افراد، قائل به رفتار حیوانی با انسان هستند…یعنی میگویند ما باید همه چیز را بر او مجاز یا غیر مجاز بدانیم…همنانطور که چوپانی کله ای گوسفند را هر جا خواست می برد و کاملا از گوسفندان سلب اختیار می کند…اینها هم با انسان ها همین کار را می کنند….

      خداوند سایه شوم ولایت فقیه و و امثال علم الهدی و افکار متعفن ایشان را از سر این کشور و ملت بردارد
      آمین

    13. شگفتا!!!
      اون کامنتم بیشتر جوابی بود بر سخنان شما

    14. مهندس گفت:

      اوح !! چه همه موافق سفیدشن :)) / به شخصه (بی توجه به توجیهات و تفسیر رنگ ها) ترجیح میدم رنگ چادرم مشکی باشه. به عنوان یه دانشجوی هنر و یه طراح البته به جا میدونم که طرح ها و نقوش بازتاب دهنده ی نور بهش اضافه بشه که خطر ندیده شدن خانم چادری تو تاریکی شب و تصادفات و اینا بیاد پایین. در همین حد. نه بیشتر :دی باتشکر

    15. مجتبا گفت:

      ما چند سال پیش میخواستیم یه کارهایی بکنیم.
      کار تا طرح و کسب استفتاء هم پیش رفت ولی از ترس همین انگ سیاسی کار پیش نرفت.
      البته یه خوبی داشت اونم اینکه تا قبل از این فکر میکردم حکم کراهت رنگ مشکی به چادر هم صدق میکنه که توو پژوهش های کار معلوم شد که چادر مشکی مکروه نیست.

    16. حسام گفت:

      سلام
      چه جالبببببببببببببب
      چنگ سر چادر رسیده به درون خودمون
      وا عجبااااااااااااااااا
      وا اسفااااااااااااااا
      من فک میکنم یکم بیشتر فک کن خواهرم
      مشکل تو با این چادر مشکی چیههههههههههههه؟
      بالا چادر مشکی مکروه نیستتتتتتتتتتتتتتتتتتت
      اگه میخوای سندشو برات پیدا کنم
      این چه گیریه به رنگ چادر و اصلا خود چادر میدی؟
      کلا تو کدوم وری هستی
      تو خودت چادری هستی بعد میای میگی فقط چادر حجاب کامل نیست
      نباید مشکی باشه
      نباید
      نباید…
      ما الآن به اندازه کافی نباید های ضد دینی داریم
      شما دیگه نمک این زخم نباش
      البته میدونم وما باهم اختلاف عقیده نداریم اختلاف سلیقه داریم
      اما یکم بیشتر در این مورد فک کن
      یادمه چند سال پیش که بهزاد بهزادپور کار خداحافظ رفیقش رو ساخت
      بعدش تا چند وقت…
      بگذریم شاید راضی نباشه
      اگه شد بعدا به خودتون میگم
      التماس دعا

    17. سلام.من امروز که از فرط گرما داشتم غش می کردم به این فکر کردم چی میشد چادر سفید سر می کردم .از مادرم خواستم برام چادر سفید بدوزه ولی قبول نکرد .گفت مردم مسخره ات می کنند .چرا همش باید منتظر باشیم دیگران کاری کنند.من اگه ببینم یه نفر چادر سفید سر کرده منم میپوشم.باید خودمون یه کاری کنیم.