![]()
چقدر میدی، تا برات کار کنم؟
چند وقت پیش، پستی در وبلاگ نوشتم و از خانمها سوال کردم که اگر برای مصاحبه و گزینش برای شروع به کار یا پروژهای بروید، در آن جلسه دربارهی هزینه و دستمزدتان هم سوال میکنید یا خیر؟ جواب و نظراتی که برای آن پست ارسال شد، اکثراً این را میگفتند که دربارهی دستمزد صحبتی نمیکنند یا اگر کارفرما آشنا باشد یا کسی معرف باشد، از دستمزد سوالی نمیکنند و صبر میکنند! در یک سال و خورده اخیر، با خانمهای زیادی برای همکاری و انجام پروژههای محل کارم صحبت کردهام؛ در اکثر قریب به اتفاق این جلسات، خانمها هیچ صحبتی دربارهی دستمزد و میزان حقوقشان نکردند و آخر صحبتها خودم این مساله را برایشان مطرح میکردم و حتی گاهی هیچ صحبتی دربارهی این مسأله نمیشد و سؤالی هم دراینباره توسط خانمها پرسیده نمیشد مگر خانمهایی که تجربهی کاری در جاها و پروژههای دیگر داشتند و با این مساله قبلا روبرو شده بودند، البته باز هم نه همهشان! گاهی اوقات هم با این مساله روبرو میشدم که خانمِ مراجعهکننده که از طرف شخصی معرفی شده بود، از معرفش دربارهی دستمزد سوال کرده، اکثر خانمها هم بعد از آگاهی از میزان حقوقشان هیچ سوال یا انقلتی نمیآوردند و درباره کم یا زیاد بودنش حرفی نمیزدند، جز دو سه مورد که تجربه کار داشتند و ظاهراً سرشان شیره مالیدهاند! و مواظب بودند که دوباره گزیده نشوند! دلیل اینکه چرا خانمها دربارهی این مساله سوالی نمیکنند شاید مربوط به خجالتیبودن، عدمِاعتماد به نفس، بیتجربگی یا خوشبینیشان یا دلیلهای دیگر شخصی باشد، که متاسفانه مسالهی خوبی نیست و خیلی اوقات ممکن است منجر به سوءاستفاده و سوءبهره از نیروهای کار خانم شود؛ مانند ندادن هیچ مبلغی به عنوان دستمزد در کارهای پروژهای و زماندار یا پرداخت حداقلی برای کار انجام گرفته یا تفاوت در میزانِ حقوقِ کارمند زن با کارمند مرد مشابه! سؤال کردن از میزانِ حقوق، بینِ صحبتهای اولیه و توجیه کار و چگونگی انجامش یک مساله واجب! و لازم است، حتماً دربارهاش صحبت کنید، حتی اگر خجالت میکشید حتی اگر کارفرما دوستتان یا فامیل باشد، کارفرما موظف است برایتان توضیح دهد پ.ن: در قسمتِ نظراتِ پستِ قبل یکی از دوستان نظری گذاشته بودند و داستانی از امام رضا علیه السلام نقل کرده بودند که خواندنش توصیه میشود، مخصوصا به کارفرمایان: فرمود: “مگر نگفته بودم هر که را به کار مىگمارید ابتدا دربارهى دستمزدش با او صحبت کنید؟”
نویسنده: سیده فاطمه مطهری - ساعت ۸:۰۰ ق.ظ روز ۰۱ اسفند ۱۳۹۰ | دیدگاه (۲۲)
دیدگاه شما
|
سلام
دوس دارم بخونم…ولی یه خورده طولانیه و من الان سرم شلوغ.
برام بذاریدش کنار حتما بر می گردم.
این مطلب شما در خوشمزه ها لینک شد
به همراه این توضیحات
بسیار جالب بود ، مخصوصاً کامنت های اون پست مذکور .
به شحصه در این مورد اصلاً خجالت کشیدن و رو دربایسی رو نمیتونم درک کنم ! همون طور که اگر کار من کمی دچار تقص و ایراد باشه مدیریت حتماً تذکر میده ، پس دلیلی نمیبینم بابت خجالت کشیدن و مطرح نکردن میزان حقوق و مزایا .
حدوداً سه ماهی هست که برای اولین بار در شرکتی به صورت گروهی کار میکنم و جا داره همینجا این رو اعلام کنم که در همون جلسه معارفه اوئلین صحبتی که انجام دادم پرسیدن حقوق و مزایا بود ! :دی
(آیکون جسورانه)
خیلی خوبه که شما از میزان حقوق و درآمد سوال کردید، موفق باشید در کار و زندگیتان
خوشمزه ها کجاست راستی؟
دلیشز خودمون دیگه :دی http://www.delicious.com/mojdeh
یک خروجی در وبلاگ داره که مطالب خواندنی رو به دوستان توصیه میکنیم
همچنین شمام موفق باشی فاطمه جان ، دورادور میخونیمتون .
آهان، دلیشز! اینکه چطوری میشه به وبلاگ متصلش کرد را بلد نیستم! پلاگین خاصی داره؟ چطوریه؟ میتونه کمکم کنی؟
از وقتی گودر به ملکوت اعلا رفت، قسمت “خواندهام” وبلاگم به کمارفته بود، هفته قبل هم کلا از وبلاگ پاک کردم این قسمت را
پلاگین هم داره ولی من خودم با استفاده از فید دلیشزم ۱۰ مطلب آخر دلیشز رو در وبلاگ آوردم ! اصلنم مشکل نیست
فقط کافیه در دلیشز یه یوزر داشته باشین ، بعد فید دلیزشتون رو بردارید . مثل این :
http://www.delicious.com/v2/rss/mojdeh
بعد در پنل وردپرس به قسمت “نمایش” و بعد به قسمت “ابزارک” برید .
ابزارک “RSS” رو از سمت راست بکشید و در منو ابزارک هاتون بزارید و در اونجا تنظیماتش رو انجام بدید ، اعم از گذاشتن لینک فید دلیشز و تعیین تعداد نمایش مطالب :دی
به همین راحتی و خوشمزگی
کمکی هم خواستید در خدمتیم فاطمه جان
کامنت قبلیم ثبت نشد یعنی ؟
آخرین نظری که اینجاگذاشتی، این بود :
دلیشز خودمون دیگه :دی http://www.delicious.com/mojdeh
یک خروجی در وبلاگ داره که مطالب خواندنی رو به دوستان توصیه میکنیم
همچنین شمام موفق باشی فاطمه جان ، دورادور میخونیمتون .
نکتهی جالبی بود. هرچند این روایت را در مباحث اجاره و مکاسب زیاد دیده بودم ولی به این تفصیلی که اینجا اوردین برام جالب بود.
یه بخش مشکل بر میگرده به اینکه بعضی ها بحث از دستمزد یا حقوق را کسر شأن می دونن. بخصوص برای کارهای فرهنگی. فکر کنم از این جهت اختصاص به خانمها هم نداشته باشه.
بنده خودم چند بار تو این معضل گرفتار شدم. مثلا برای مجله ای مقاله نوشتم به خیال خوش اینکه خودشون حساب کتاب دستشونه. ولی ظاهرا اونها گمان کرده بودن کار قربة الی الله یعنی بدون حقّ التألیف! غافل از اینکه اسب حضرت عباس علیه السلام هم یونجه میخواد!
یه بُعد دیگهی کار برمیگرده به اینکه ما به کار فرهنگی به عنوان یک وظیفه نگاه می کنیم. برای همین یه مقدار حیا می کنیم از قیمت و … به صورت مستقیم سؤال کنیم. بیشتر بخاطر اینکه روال و روتین کار مراکز فرهنگی اینه که خودشون تو بودجه به حق الزحمه ها توجه دارند و پرداختهاشون دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره. خب! گاهی هم کاملا سوخت داره!
سلام
استفاده از نوشته ها و مطالب و …بنده به هر نحو، بدون ذکر منبع هم هیچ مانعی ندارد
سلام
(وبلاگتان را لینک کردم)
ممنون از روایتی که نوشته بودید، من با ذکر منبع در پست گذاشتم البته
منظور من این بود که حتی اگر بدون خبر به ما هم منتشر میکردین از نظر ما هیچ اشکالی نداشت
یا علی
فاطمه جان فکر کنم کامنت هام میره تو قسمت “جفنگ”
یه نگاه بنداز
از طریق فرم تماس ارسال کردم توضیحاتم رو
اوااا، آره رفتم قسمت جفنگ، سه تا کامنت آنجا بود ازت، واقعا ببخشید، نمیدونم چرا اینطوری شده، خود به خود رفته جفنگ
ممنونم مژده جان، خیلی لطف کردی خانم
روایت امام رضا علیه السلام خیلی جالب بود
ممنون
روایت آخرش چه قشنگ بود
ولی ما مرد ها حالا با هرخجالتی هم هست همون اول مبلغ رو می پرسیم یا خود من اینجوری بودم
بله روایت پرمعنا و آموزنده ای بود.
کار خوبی میکنند آقایان به نظر من، همین باعث میشه که ازشون بیگاری نکشن و حقشون تا حدودی ضایع نشه و “نیروی کار ارزان” محسوب نشوند.
سلام
خیلی از آقایون هم این مسئله رو با ترس و استرس بهش نگاه میکنن یا حداقل اینه که آمادن از مواضع اولشون کوتاه بیان
“ب
………
اما صدای آدمی این نیست
با نظم هوش ربایی من آوازهای آدمیان را شنیده ام
در گردش شبانی سنگین، ز اندوه های من سنگین تر
و آوازهای آدمیان را یک سر، من دارم از بر
یک شب درونِ قایق دلتنگ خواندند آنچنان
که من هنوز هیبت دریا را
در خواب می بینم.
…/…
سلام. احوال شما؟ خوبید؟ کاندید مسابقه چهره ۹۰ شدم. اگه ممکنه لطف کنید ثبت نام کنید و بعد تو یکی از پنج وبلاگی که معرفی می کنید اطلاعات پنج دیواری رو هم وارد کنید.
آدرس وبلاگ:http://rocpina.persianblog.ir
نویسنده: بهنام جعفری
موضوع: یادداشت
شهر: قم
لینک محل ثبت نام: http://chehreblog.com/register
از حالا از زحمتتون متشکرم. به امید دیدار.
سلام فاطمه جان! واقعا به نکته قابل توجهی اشاره کردی. دستت درد نکنه
سلام سمیرا جان
خوش آمدی
دو سال پیش مدیر داخلی شرکتی بودم.
زمانی رسید که به استخدام نیروی جدید نیاز داشتیم چند نفری اوومدند و رفتند در جلسه ای که می خواستیم نیرو رو انتخاب کنیم .مدیر عامل شرکت که خانم دکتری بودند تمام کسانیکه حقوقشان رو سوال کرده بودند همون اول حذف کردند و گفتند این آدمها پر توقعن و دردسر ساز میشن و راجع به بقیه بحث شد.
راستش نمی دونم چی باید گفت به عنوان کارمند حق داری بپرسی و به عنوان کارفرما به نفعته که نپرسن و چند مدتی ازشون بهره ببری ، البته کارفرماهایی که از اسلام رنگ دارن اما بویی ندارن.
مساله زن و مرد هم نمیشناسه ، موافقم که خانمها معمولا چیزی نمی پرسن .
از نظر ارزشی و اخلاقی کاملا باهات موافقم