می‌خوانمت

وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ

و پروردگارتان گفت: مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم، آنان که از عبادت من تکبّر ورزند، به زودی خوار و رسوا به دوزخ درآیند.

سوره مبارکه غافر آیه ۶۰ (بیشتر…)

دوستی راستین

تو ای دوستدار علی، تو ای دوستدار فاطمه، و تو ای دوستدار حسنین؛ فکر مکن که دوستی تو نسبت به آنها به این است که چیزی نذرشان کنی! مثلا سفره نذرشان کنی، چلچراغ نذرشان کنی… این دوستی آنها نیست. آنها اهل این حرفها نیستند تا دوستیشان به این چیزها باشد. دوستی تو به آنها در کجا نمودار می‌شود؟ فقط یک جا، و آن رفتار تو، عقیده تو، اندیشه تو، فکر تو و عمل توست. هر قدر عقیده و اندیشه و عملت به اینها نزدیکتر باشد نشانه آن است که دوستی راستین صحیح آنها در تو ریشه دارتر است. محبت اهل بیت و ولایت آنها بازده و ثمره‌ای جز اطاعت بیشتر خدا و پرهیز بیشتر از معصیت خدا ندارد.

سید محمد حسینی #بهشتی
کتاب ولایت، رهبری، روحانیت

بزنم یا نزنم

حرف ها دارم اما … بزنم یا نزنم؟
با تو ام ! با تو! خدا را! بزنم یا نزنم؟

همه حرف دلم با تو همین است که « دوست … »
چه کنم؟ حرف دلم را بزنم یا نزنم؟

عهد کردم دگر از قول و غزل دم نزنم
زیر قول دلم آیا بزنم یا نزنم؟

گفته بودم که به دریا نزنم دل اما
کو دلی تا که به دریا بزنم یا نزنم؟

از ازل تا به ابد پرسش آدم این است:
دست بر میوه ی حوا بزنم یا نزنم؟

به گناهی که تماشای گل روی تو بود
خار در چشم تمنا بزنم یا نزنم؟

دست بر دست همه عمر در این تردیدم:
بزنم یا نزنم؟ ها؟ بزنم یا نزنم؟

زنده یاد قیصر امین پور
هشت آبان، سالروز فوت قیصر … روحش شاد

روز هفتم رفتنش

مراسم هفت را تصمیم گرفتیم در خانه خودشان بگیریم. مثل روضه خانگی؛ روضه ای که تصمیم داشتند محرم امسال در خانه شان بگیرند.
برای خرید مخلفات شام بعد از مراسم، با احمد رفتیم هایپر. نوشیدنی و ماست برای حدود سیصد نفر و چند بسته دستمال کاغذی و کمی چای و قند، دو چرخ خرید را پر کرد؛ حرکت که میکردیم نگاه های متعجب بعضی از شهروندان را به چرخ های خرید متوجه میشدم.
به مسئول صندوق که رسیدیم، تعجب و سوالش رو نتوانست پنهان کند و با لبخندی گفت “مهمونی دارین؟” احمد گفت “مراسم داریم، مراسم هفتم مادرم …” لبخند خانم حسابدار روی لبش یخ زد و با ناراحتی گفت “ببخشید، خدا رحمتشون کنه.”

به این فکر میکردم که بقیه آدمها وقتی چرخها را میدیدند با خودشان چه فکری میکردند؟ اگر ایام محرم نبود، شاید خیلی ها فکر میکردند جشنی، تولدی، مراسم شادی داریم؛ خوشبحالشان ی هم حتما در دلشان حواله مان میکردند.

این قضیه مثل قضیه ی زندگیهای مجازی است، عکس هایی که در اینستا میگذاریم، پستهایی که مینویسیم، در حالیکه خیلی واقعیتها و حرفها را قایم میکنیم؛ خوانندگان فقط روی خوش و شاد عکسها و نوشته ها را میبینند و قضاوت میکنند و نمیدانند در پشت آن نوشته ها و تصاویر، چه دردها و غمهایی وجود دارد.

*یادم باشد بیشتر مواظب باشم

همیشه خودمان باید بخواهیم!

نباید تصور کرد که با پیشرفت مدنیت، مقام زن هم بتدریج بالا رفته است؛ حقیقت امر این است که (در طول تاریخ) زیادتر بودن حس همکاری زن، در تغییر وضع اجتماعی او بیشتر موثر بوده تا تربیت فرهنگی مردان!

تاریخ تمدن، جلد اول

ویل دورانت

صفحه ۴۲

تبوله

تبوله یه سالاد خوشمزه عربی ه که اصالتا به لبنان و فلسطین تعلق داره و شنیدم لبنانی‌ها اولین شنبه ماه جولای رو به عنوان روز ملی تبوله نامگذاری کردن!
اساس این سالاد خوشمزه، جعفری‌ه، پس اگه مثل من عاشق جعفری هستین و دوست دارین تو اکثر غذا‌ها جعفری حضور داشته باشه، قطعا این سالاد رو دوست دارین!

موادلازم برای حدود چهارنفر:
نصف پیمانه بلغور نرم و نازک گندم (هرچی ریز‌تر باشه، بهتر)
دو عدد گوجه فرنگی بزرگ
یک عدد موسیر یا پیازسفید یا پیازچه ساطوری‌شده
چهار دسته یا ۱۶۰ گرم جعفری تازه و شاداب
دو دسته یا ۳۰ گرم نعنا تازه
نصف پیمانه روغن زیتون
سه قاشق غذاخوری آبلیمو تازه
دو قاشق چایخوری فلفل سیاه
یک قاشق چایخوری ادویه عربی بهارات (یه چیزی تو مایه‌های ادویه پلویی خودمونه که شامل این مواده: تخم گشنیز، فلفل، هل، می‌خک، زیره، جوز هندی، دارچین و پودر فلفل دلمه‌ای) (بیشتر…)

  • آبان ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • شهریور ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • خرداد ۱۳۹۴
  • اردیبهشت ۱۳۹۴
  • فروردین ۱۳۹۴
  • اسفند ۱۳۹۳
  • بهمن ۱۳۹۳
  • دی ۱۳۹۳
  • آذر ۱۳۹۳
  • آبان ۱۳۹۳
  • مهر ۱۳۹۳
  • شهریور ۱۳۹۳
  • مرداد ۱۳۹۳
  • تیر ۱۳۹۳
  • خرداد ۱۳۹۳
  • اردیبهشت ۱۳۹۳
  • فروردین ۱۳۹۳
  • اسفند ۱۳۹۲
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آذر ۱۳۹۱
  • آبان ۱۳۹۱
  • مهر ۱۳۹۱
  • شهریور ۱۳۹۱
  • مرداد ۱۳۹۱
  • تیر ۱۳۹۱
  • خرداد ۱۳۹۱
  • اردیبهشت ۱۳۹۱
  • فروردین ۱۳۹۱
  • اسفند ۱۳۹۰
  • بهمن ۱۳۹۰
  • دی ۱۳۹۰
  • آذر ۱۳۹۰
  • آبان ۱۳۹۰
  • مهر ۱۳۹۰
  • شهریور ۱۳۹۰
  • مرداد ۱۳۹۰
  • تیر ۱۳۹۰
  • خرداد ۱۳۹۰
  • اردیبهشت ۱۳۹۰
  • فروردین ۱۳۹۰
  • اسفند ۱۳۸۹
  • بهمن ۱۳۸۹
  • دی ۱۳۸۹
  • آذر ۱۳۸۹
  • آبان ۱۳۸۹
  • مهر ۱۳۸۹
  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • خرداد ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • اسفند ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • فروردین ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۵
  • خرداد ۱۳۸۵
  • اردیبهشت ۱۳۸۵
  • فروردین ۱۳۸۵
  • اسفند ۱۳۸۴
  • بهمن ۱۳۸۴
  • دی ۱۳۸۴
  • آذر ۱۳۸۴
  • شهریور ۱۳۸۴
  • کنار قدمهای زوار
    پیاده‌روی اربعین به سمت کربلا، بزرگ‌ترین اجتماع شیعیان در جهان است.

    این رویداد فرصت بسیار خوبی برای تعامل و ارتباط‌گیری شیعیان با یکدیگر است. بهتر است هموطنانی که به این سفر می‌روند از این فرصت چندروزه برای تقویت مشترکات بین یکدیگر استفاده کنند و بعضی از مسائلی را که ممکن است باعث اختلاف و سوءتفاهم بشود رعایت کنند. خداوند در قرآن می‌فرماید: ‌ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره‌ها و قبیله‌ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛ گرامی‌ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست.» یادمان نرود که همه ما انسان هستیم و از نظر خدا هیچ‌کس بر دیگری برتری ندارد. عرب و عجم و فارس و ترک و کرد، همگی مثل هم هستیم و در این ایام کنار هم به عشق امام‌حسین(ع) جمع شده‌ایم. این تعاریف قرآنی وقتی پای سفره امام‌حسین علیه‌السلام شکل بگیرد، می‌تواند تمام دام‌های شیاطین را بی‌اثر کند؛ چرا که همگی‌مان یک هدف واحد داریم و اربعین، میعادگاه عاشقان حسین(ع) است.

    عرب‌ها احترام ویژه‌ای برای مهمان قائل هستند و در پذیرایی‌هایشان سعی می‌کنند به قول ما، برای مهمانشان سنگ تمام بگذارند. شما هم به‌عنوان مهمان یادتان باشد که آداب مهمان و مهمانی را رعایت کنید. اگر غذا یا خوراکی به شما تعارف کردند که باب میلتان نبود با احترام و تشکر آن را رد کنید. رفتارتان طوری نباشد که میزبانتان تصور کند برای زائر امام‌حسین(ع) کم گذاشته است یا بی‌احترامی تلقی کند.

    ممکن است در طول مسیر با برخی زوار هم‌صحبت شوید. این صحبت و هم‌کلامی فرصت بسیار خوبی است برای تعامل بیشتر با شیعیان ولی مراقب باشید بعضی از موضوعات، موجب اختلاف و بحث و مشاجره نشود. در صحبت‌ها و بحث‌ها احترام را فراموش نکنید و همواره یادتان باشد هدف همگی شما در آن مکان یکی است.

    آنجا محل وحدت و هویت‌دهی شیعیان جهان است. پس فراموش نکنید نژاد و قومیت هیچ معنایی ندارد. از هرگونه بحث در این زمینه پرهیز کنید و اگر در اطرافتان جمعی را دیدید که درباره این موضوع صحبت می‌کنند، شما در این آتش فوت نکنید و غیر از این، سعی کنید آنها را از اینگونه بحث‌ها دور کنید. به آنها بگویید ما همگی مسلمان و شیعه هستیم و زیر پرچم امام‌حسین علیه‌السلام جمع شده‌ایم و نباید بگذاریم بحث‌های بی‌ارزش از نظر خدا، بینمان اختلاف ایجاد کند. سعی کنید از هر فرصتی برای افزایش محبت بین دو ملت استفاده کنید.

    IMG_5165

    عرف حجاب زنان در کشور عراق و بین قشر محجبه عراق با کشور ما کمی فرق می‌کند. خانم‌هایی که به این سفر می‌روند حتما باید سعی کنند حجاب اسلامی را بیشتر رعایت کنند. اگر می‌توانید حتما از چادر استفاده کنید ولی اگر نگهداری و استفاده از آن برایتان سخت است حتما مانتوی پوشیده و روسری‌های بلند بپوشید. این نکته را هم فراموش نکنید که اکثر عراقی‌ها به پوشیدن لباس مشکی یا تیره در ایام عزاداری مقید هستند.

    از اهالی موکب‌ها درباره قیمت و مبلغی که هزینه پذیرایی از زوار می‌کنند سؤال نکنید. اگر این سؤال را صرفا برای کنجکاوی می‌پرسید، بهتر است کنجکاوی‌تان را مهار کنید. میزبانان عراقی برای زوار امام‌حسین(ع) از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کنند و خیلی وقت‌ها دوست ندارند صحبتی از پول و مبلغ اهدا شده در این راه بکنند.

    خیلی خوب است همراهتان هدیه‌های کوچکی داشته باشید تا آنجا به کودکان و خادم‌های موکب‌ها بدهید. هدیه‌هایی که هم نشانی از سرزمین خودمان داشته باشد هم طرف مقابل را خوشحال کند؛ مثلا نمک یا نبات تبرک حرم امام‌رضا علیه‌السلام هدیه بسیار خوبی است. پیکسل و تصاویر کوچک از حرم امام‌حسین(ع) یا حرم امام رضا(ع)هم می‌تواند یادگاری خوبی باشد. برای بچه‌ها اسباب‌بازی‌های کوچک یا گل‌سر یا لوازم‌التحریر کوچک که حملشان برای خودتان سخت نباشد، ببرید و آنجا به کودکانی که در موکب‌ها مشغول خدمت به زوار هستند هدیه دهید. حواستان باشد رفتارتان طوری نباشد که آنها فکر کنند به‌عنوان صدقه یا کمک به آنها چیزی می‌دهید، طوری رفتار کنید که بدانند به رسم یادگاری و تشکر از زحماتشان این هدیه‌ها را می‌دهید.

    در خیلی از زمان‌ها و موقعیت‌ها، فرهنگ متفاوتی بین مردم کشورهای مختلف وجود دارد؛ مثلا در بحث عزاداری، خیلی از مردم ما رفتن به هیئت و سینه‌زدن و اشک ریختن را مصداق عزاداری می‌دانند اما برای بسیاری از اعراب خود این پیاده‌روی یک عزاداری و تکریم شعائر است. حواسمان باشد که رفتارهای خارج از عرف نداشته باشیم.

    همانطور که گفتیم، اربعین بزرگ‌ترین زمان برای نشان دادن وحدت و همراهی شیعیان با یکدیگر است. سال‌های قبل عکس‌های مختلفی از مراجع و علمای شیعه که بعضا مواضع متفاوتی از هم داشتند توسط طرفدارانشان در مسیر پیاده‌روی اربعین منتشر می‌شد که گاهی حتی دعوا و بحث بین طرفدارانشان ایجاد می‌شد. بهتر است برای حفظ بیشتر وحدت، چنین کارهایی نکنیم. همانطور که رهبر انقلاب نیز گفتند حتی عکس ایشان را آنجا پخش نکنیم. اگر خواستید یک پوستر مذهبی در جایی بچسبانید یا نصب کنید، اول مراقب باشید که آن تصویر محل اختلاف بین مسلمانان نشود و دوم اینکه حتما از صاحب آن موکب یا خانه اجازه بگیرید و درصورت موافقت ایشان، آن را نصب کنید.

    در این روزها به‌خاطر حجم زیاد زوار، حفظ بهداشت و پاکیزگی شهر کار سختی می‌شود و نیروهای شهری مدام در حال نظافت معابر و خیابان‌ها هستند. بهتر است شما به‌عنوان زائر، نظافت شهری را به اندازه وظیفه خودتان رعایت کنید و فراموش نکنید آنجا مهمان هستید و باید مراقب نظافت شهر میزبان‌تان باشید.

    اگر برای ثبت لحظه‌های سفر با خودتان دوربین برده‌اید، حواستان به مکان‌ها و صحنه‌هایی که از آن می‌خواهید عکس بگیرید، باشد. علاوه بر مکان‌هایی که بهتر است دوربین‌تان را در آنجا غلاف کنید مثل پایانه‌های مرزی یا فرودگاه یا مناطق شبه نظامی، بهتر است از هر سوژه و مکانی نیز عکس نگیرید! قطعا خود شما نیز دوست ندارید وقتی با خانواده‌تان نشسته‌اید، عکاس ناشناسی از شما عکس بگیرد! یا وقتی درموقعیت نامناسبی مثل خواب بودن در مکان عمومی هستید، اگر متوجه شوید کسی در چنین موقعیتی از شما عکس گرفته ناراحت می‌شوید. پس این نکات را در رابطه با دیگران هم رعایت کنید. خصوصا در عکس گرفتن از زنان مراقب باشید که خدایی نکرده برخورد یا نزاعی پیش نیاید.

    در تعاملات و صحبت‌هایتان مراقب روابط محرم و نامحرم باشید. اگر خانم هستید در ارتباط با آقایان مخصوصا مغازه‌داران عفت و حیا را فراموش نکنید. اگر مرد هستید نیز مراقب تعاملات‌تان با زنان عرب باشید. نحوه ارتباط زنان و مردان در عراق کمی متفاوت با عرف جامعه ایرانی است.

    IMG_5041

    برای اسکان شب‌ها، فقط دنبال موکب‌های ایرانی نباشید. بهتر است به موکب‌هایی که زوار سایر کشورها هستند بروید و با آنها تعامل داشته باشید. قرار نیست آنجا هم مثل داخل کشور فقط با همشهریان و هموطنان ارتباط داشته باشیم! مخصوصا اگر عرب‌های ساکن آن مناطق از شما دعوت کردند شب را به خانه آنها بروید و شرایط شما طوری بود که می‌توانستید دعوتشان را بپذیرید، حتما به خانه‌هایشان بروید و دعوتشان را اجابت کنید.

    برخی از غذاها یا خوردنی‌های عربی ممکن است به مذاق و سلیقه شما جور نباشد. حرص نزنید و هر خوراکی که تابه‌حال نخورده‌اید و مزه‌اش را نمی‌شناسید، نگیرید. برای امتحان می‌توانید خواهش کنید مقداری کمی از آن غذا را به شما بدهند و کمی از آن بخورید و اگر خوشتان آمد مقدار بیشتری بگیرید. با این کار از اسراف غذاهای نذری جلوگیری می‌کنید.

    سعی کنید با زوار دیگر کشورها مخصوصا با صاحبین مواکب یا خانه‌ای که مهمان آنها شده‌اید ارتباط بگیرید، شماره موبایل یا ایمیل از آنها بگیرید و شماره خودتان را به آنها بدهید تا بعد از این سفر هم تعاملات و دوستی‌ها ادامه داشته باشد. آنها را به شهر و اگر امکانش را دارید به خانه خودتان دعوت کنید و رسم میزبانی را به جا بیاورید. مخصوصا اگر ساکن شهرهایی مثل تهران، قم، مشهد یا حتی شیراز و اصفهان هستید و امکان پذیرایی از آنها را دارید، حتما آنها را دعوت کنید. گاهی دوستی‌های محکمی در اینگونه روابط شکل می‌گیرد و دو طرف می‌توانند کمک‌های زیادی به یکدیگر کنند. این الفت و دوستی مخصوص شیعیان زمان ظهور است.

     زمان اسکان در موکب‌ها فقط به فکر خودتان و آسایش و راحتی‌تان نباشید. سعی کنید در گرفتن امکانات خواب مثل پتو و تشک عدالت را رعایت کنید و به فکر بقیه زوار هم باشید. مخصوصا در بعضی موکب‌ها ممکن است تعداد پتوها محدود باشد و برخی زوار که دیرتر از بقیه تصمیم به استراحت گرفته‌اند بدون پتو و امکانات رفاهی بمانند، اگر شما بیشتر از دیگران و حد معمول پتو برداشته باشید مدیون آنها می‌شوید.

    برخی زوار ایرانی به‌خاطر شرایط سخت و گاهی اوقات کم‌شدن تحمل‌شان حرف‌هایی درباره باقی زوار می‌زنند که گاهی از همان دعوای جاهلانه عرب و عجم نشأت می‌گیرد، غیر از اینکه قبلا گفتیم از این نوع صحبت‌ها دوری کنید، این نکته را هم فراموش نکنید که بسیاری از عراقی‌ها زبان فارسی را هم بلد هستند و متوجه صحبت‌ها و منظور شما می‌شوند. ممکن است حرف‌های شما موجب ناراحتی و سوءتفاهم بشود. یادتان نرود هرکدام از شما نماد و نماینده مردم کشورتان هستید.

    میزبانان شما ممکن است از طبقات مختلف باشند، فقیر و غنی در این ایام در حد وسع و مال خودشان سعی می‌کنند به زوار خدمت کنند، یادتان باشد که احترام به همه انسان‌ها در هر درجه‌ای که باشند هیچ فرقی نباید داشته باشد، علی‌الخصوص در این سفر. پس مهمان هر حسینیه و موکبی که بودید، احترام گذاشتن به آنها را فراموش نکنید.

    این نوشته به تاریخ بیست و چهار آبان، در روزنامه همشهری چاپ شده است.

    تقدیم با عشق
    کسانی که در مراسم پیاده‌روی اربعین شرکت کرده‌اند، یکی از زیبایی‌های این سفر را همدلی و رسیدگی به زائران ذکر می‌کنند.

    زائران بین راه با انواع غذاها، نوشیدنی‌ها و لوازم مورد نیاز پذیرایی می‌شوند. ولی گاهی لوازم کوچکی ممکن است لازم شود که در موکب‌ها توزیع نمی‌شود یا زائران فراموش کرده‌اند همراه خود ببرند، اینجاست که اگر کسی چنین وسایلی را همراه داشته باشد کمک بزرگی به بقیه می‌کند. سعی کردیم فهرستی از لوازم کاربردی در این سفر که حجم و وزن زیادی هم ندارند تهیه کنیم تا زائرین ایرانی نیز با تهیه و پخش این نذری‌ها، سهمی در خدمت‌رسانی به زائران اربعین داشته باشند. اگر هم به هر دلیل امسال قسمت‌تان نشده که به سفر اربعین بروید ولی دوست دارید سهمی در این گردهمایی بزرگ داشته باشید، می‌توانید یکی از چیزهایی که در این صفحه فهرست کرده‌ایم را تهیه کنید و از دوست یا آشنایی که به این سفر می‌رود، بخواهید آنجا بین زوار پخش کند. بعضی از هیئت‌های ایرانی که در عراق موکب زده‌اند، پول و نذورات برای خدمت‌رسانی به زوار قبول می‌کنند. می‌توانید از طریق این هیئت‌ها نیز در ثواب خدمت به زوارحسین(ع) سهیم شوید. فقط حواستان باشد به هر هیئت یا هر پیام اینترنتی‌ای که ادعای فعالیت در عراق را داشت، اعتماد نکنید و نذرتان را به مکان‌های معتبر بسپارید.

    نذری‌های کوچک پرکاربرد

    یکی از وسایل کاربردی و کم‌حجم، زیارت عاشورا و اربعین و ادعیه دیگر در برگه‌های کوچک تک ورقی است. می‌توانید تعدادی از این ادعیه تهیه کنید و هنگام نماز یا هر زمان مناسب دیگر، بین زوار تقسیم کنید. صلوات‌شمار و تسبیح نیز وسیله‌های پرکاربردی برای این سفر است. هردوی این وسیله‌ها را می‌توانید هم از شهر خودتان به‌صورت عمده تهیه کنید و ببرید و هم می‌توانید در شهر نجف تهیه کنید. البته پیشنهاد ما این است که وقت‌تان در نجف را صرف بازارگردی و پیداکردن اجناس خاص نکنید و حتما از کشور خودمان خریدهایتان را بکنید.

    سربند یکی از وسایلی است که سال‌های گذشته بین زائران بسیار طرفدار داشت؛ مخصوصا نوجوانان عراقی علاقه خاصی به زدن سربند با شعارهایی حماسی دارند. اگر می‌خواهید سربند بین زوار پخش کنید حتما از ایران تهیه کنید چون در عراق پیدا نمی‌کنید. سربندهایی با شعارهایی حماسی و غیراختلاف‌افکنانه تهیه کنید.

    تعدادی کیسه فریزر همراه داشته باشید، هم به درد خودتان می‌خورد، هم در مواقع مختلفی می‌توانید به باقی زائران بدهید. مثلا زمان توزیع میوه‌ای که بعدا می‌خواهید بخورید یا برای گذاشتن لباس‌های کثیف. دستکش پلاستیکی یکبار مصرف هم در زمان خوردن غذا و میوه که امکان شستن دست‌ها وجود ندارد، یا برای ماساژ یا زدن پماد و موارد بهداشتی، حتما به‌کار زائران می‌آید.
    خیلی از زائران، چه ایرانی و چه غیرایرانی، با یک مهر نماز می‌خوانند. می‌توانید تعدادی جانماز کوچک و جیبی تهیه کنید و هنگام نماز، به زائرانی که سجاده و جانماز ندارند، بدهید.

    هدبند و کلاه بیشتر به‌کار آقایان می‌آید و می‌تواند سرشان را از سرما محافظت کند. می‌توانید تعدادی هدبند و کلاه به همراه خود ببرید و صبح‌ها بین مردم تقسیم کنید. حواستان به این نکته باشد که اگر زمانی که اکثر زائران به وسیله‌ای احتیاج دارند، آن را توزیع کنید، خیلی بهتر کاربرد آن شیء مشخص می‌شود و زمان سنجی شما نیز کمک بیشتری به زائران می‌کند.

    • لوازم بهداشتی

    در مسافت پیاده‌روی دستمال کاغذی به وفور دیده می‌شود ولی لوازم بهداشتی دیگر، کمتر پیدا می‌شود. رعایت مسائل بهداشتی در این سفر کمی سخت‌تر از سفرهای دیگر است. شما می‌توانید یکسری محصولات بهداشتی کوچک تهیه کنید و به زوار بدهید.

    در سرویس‌های بهداشتی، صابون و مایع دستشویی کم است؛ می‌توانید صابون‌های کوچک تهیه کنید و در سرویس‌های بهداشتی قرار دهید یا صابون‌ تیوپی همراه خود ببرید و موقع استفاده خودتان، به بقیه زواری که اطراف‌تان هستند هم بدهید. صابون‌های کاغذی هم گزینه مناسبی برای پخش بین زوار است و قطعا استقبال خوبی می‌شود.

    دستمال کاغذی نیز با اینکه در موکب‌ها و بین راه توزیع می‌شود، در سرویس‌های بهداشتی وجود ندارد. می‌توانید از دستفروش‌های کنار جاده دستمال بخرید و در سرویس‌های بهداشتی قرار دهید یا توزیع کنید.

    دستمال مرطوب علاوه بر اینکه نیاز خودتان است، می‌تواند به بهداشت زائران دیگر مخصوصا قبل و بعد از خوردن غذا یا میوه، کمک کند.

    چند عدد شامپوی کوچک که اکثرا در هتل‌ها استفاده می‌شوند با خود داشته باشید تا هم برای استحمام خود استفاده کنید و هم اگر کسی شامپو همراه نیاورده بود، به او ببخشید.چند عدد خمیردندان کوچک هم می‌توانید مانند شامپو به همراه داشته باشید و برای استفاده به باقی زوار بدهید یا می‌توانید چند خمیر دندان بزرگ با خود ببرید و روی آنها بنویسید «برای استفاده عموم»، «وقف عام» و در دستشویی‌ها قرار دهید.

    ماسک نیز قطعا در این سفر چه برای جلوگیری از شیوع سرماخوردگی، چه برای گردوخاک مورد استفاده زائران قرار می‌گیرد. تعدادی ماسک بهداشتی (اگر تهویه‌دار باشند بهتر است) از داروخانه تهیه کنید و بین زوار تقسیم کنید.

    گزینه مورد استفاده دیگر این است که چند پماد پیروکسیکام که برای درد پا بر اثر راه رفتن زیاد استفاده می‌شود، تهیه کنید، تعدادی قوطی پلاستیکی کوچک که برخی داروخانه‌ها یا پلاستیک فروشی‌ها دارند هم با خود داشته باشید و هر پمادی را داخل چهار، پنج عدد از قوطی‌ها تقسیم کنید. شب‌ها که زوار در موکب‌ها در حال استراحت هستند، می‌توانید آنها را توزیع کنید. این نکته یادتان باشد که اسم دارو را به انگلیسی و عربی روی کاغذی بنویسید و روی قوطی بچسبانید تا اگر به زوار غیرفارسی زبان دادید و نتوانستید برایشان توضیح دهید چه چیزی است، از اسم آن متوجه شوند.

    • زائران کوچک

    کودکان زیادی به همراه والدینشان به این سفر می‌آیند. می‌توانید با هدایایی کوچک، دل بچه‌ها را شاد کنید. اگر فرصت دارید و می‌توانید، عروسک‌های کوچک نمدی درست کنید؛ عروسک‌هایی اندازه کف دست یا عروسک‌های انگشتی… . می‌توانید شب‌ها در موکب محل استراحت‌تان برای بچه‌ها یک نمایش کوتاه اجرا کنید و بعد عروسک‌ها را به آنها اهدا کنید.

    برای پسربچه‌ها می‌توانید ماشین‌بازی‌های کوچک تهیه کنید و همراه خود داشته باشید. بادکنک هم از آن وسیله‌هایی است که بچه‌ها را خیلی خوشحال می‌کند. فقط برای توزیعش حواستان باشد یا باد نکرده به بچه‌ها بدهید و یا ابتدا در جای خلوتی بنشینید و آنها را باد کنید و بعد بین بچه‌ها توزیع کنید تا موقع باد کردن، بچه‌ها معطل نشوند. حواستان باشد دل بچه‌ای هنگام توزیع نشکند؛ مثلا اگر در مکانی هستید که تعداد بچه‌ها خیلی بیشتر از هدیه‌های شماست، آنجا توزیع نکنید و جایی بروید که نذری شما به همه بچه‌ها برسد.

    مداد و لوازم التحریر ریز و کوچک هم وسایل مناسبی برای هدیه دادن هستند. می‌توانید تعدادی برگه نقاشی همراه جعبه‌های کوچک شش‌تایی مداد رنگی یا مداد شمعی با خودتان ببرید. زمان استراحت، کودکان مستقر در موکب را جمع و برگه‌ها و مدادها را بینشان تقسیم کنید و از آنها بخواهید اگر دوست دارند همانجا در کنار همدیگر نقاشی بکشند. غیراز سرگرم شدن بچه‌ها و لذتی که می‌برند، قطعا مادرانشان هم برایتان دعا می‌کنند که ساعتی فرزندشان مشغول فعالیت است و آنها می‌توانند استراحت کنند یا به کارهای شخصی‌شان برسند. فقط مواظب اختلاف و دعواهایی که ممکن است بین بچه‌ها پیش بیاید، باشید!

    برای دختربچه‌ها می‌توانید تعدادی گل‌سر، تل، دستبند و گوشواره تزئینی و دست‌ساز تهیه کنید؛ هم سبک و کوچک هستند و به راحتی می‌توانید با خودتان حملشان کنید و هم برایتان روضه‌ای مجسم می‌شود؛ یادآوری دختران کوچک کاروان حسینی.

    16-11-12-934115-1

    • برای زوار غیرایرانی

    در این سفر به غیر از زوار کشورهای عربی که بیشترین جمعیت را دارند، شیعیان زیادی از کشورهای پاکستان، هند، آذربایجان و کشورهای اروپایی می‌بینید. خیلی از این شیعیان تابه‌حال نتوانسته‌اند به زیارت امام رضا(ع) بیایند و نذری‌های مرتبط با مشهد و حرم برایشان بسیار شیرین است. اگر مشهدی هستید یا قبل از سفر به عراق، به زیارت امام‌رضا(ع) می‌روید، می‌توانید به معاونت اماکن متبرکه مراجعه کنید و بسته‌بندی‌های نمک یا نبات تبرک برای توزیع در مسیر پیاده‌روی بگیرید. این بسته‌بندی‌ها سال‌های قبل به‌شدت مورد توجه و علاقه زائران کشورهای دیگر بود.

    می‌توانید پیکسل‌ها یا مگنت‌هایی با عکس ضریح یا حرم امام رضا(ع) تهیه و بین زائران، مخصوصا نوجوانان پخش کنید. پوستر و عکس‌های کوچک از حرم نیز می‌تواند سوغات و هدیه مناسبی از طرف زائران ایرانی به شیعیان کشورهای دیگر باشد.

    رهبر معظم انقلاب، در سال‌های گذشته دو نامه به جوانان کشورهای غربی نوشته‌اند. متن این دو نامه به زبان‌های انگلیسی، عربی، اردو، فرانسوی، اسپانیایی، ترکی، روسی، ژاپنی و سواحیلی در اینترنت و سایت خامنه‌ای‌دات‌آی‌آر موجود است. می‌توانید متن نامه‌ها را کپی کنید یا از هرکدام تعدادی پرینت بگیرید و طی مسیر بین زائران مختلف، با توجه به زبان و ملیتشان توزیع کنید. زائران عرب‌زبان، انگلیسی زبان و اردو زبان بیشتر هستند.

    • مخصوص خانم ها

    خانم‌ها چه زائران ایرانی و چه غیرایرانی، حضور چشمگیری در اربعین دارند و وسایلی که مورد نیاز آنهاست، بیشتر از مردان است. گیره روسری، گزینه بسیار خوبی است برای هدیه و نذری دادن به خانم‌ها، چون وسیله کوچکی است و خیلی‌وقت‌ها گم می‌شود و بستن روسری و حفظ حجاب بدون آن، برای خانم‌ها سخت است. زنان عرب اکثرا از گیره‌هایی شبیه سوزن ته‌گرد استفاده می‌کنند، می‌توانید تعدادی از این سوزن‌ها تهیه و بین آنها توزیع کنید. زنان ایرانی، از گیره‌های کوچک یو شکل یا کیلیپس‌های بند انگشتی برای نگه‌‌داشتن روسری‌هایشان استفاده می‌کنند. یادتان باشد پیدا کردن این وسیله‌ها و خرید تعداد بالا، در شهر خودتان آسان‌تر از گشتن و تهیه کردنشان در عراق و شهر نجف است، پس اگر از این ایده خوشتان آمده، حتما از همین ایران آن را تهیه کنید و با خودتان ببرید.

    جوراب هم گزینه خوبی برای پخش کردن بین خانم‌هاست؛ مخصوصا صبح‌های زود که زائران می‌خواهند شروع به پیاده‌روی کنند و بعضی‌هایشان به‌خاطر خستگی شب قبلش جوراب‌هایشان را نشسته‌اند و جوراب تمیز هم ندارند، حتما از یک جوراب نو و تمیز استقبال می‌کنند. این نکته را فراموش نکنید که زنان عرب اکثرا جوراب مشکی می‌پوشند. حواستان به نازک نبودن جوراب و دیده نشدن پا درون آن هم باشد تا به‌خاطر ثواب نذری دادن، گناهی به گردنتان نیفتد. دستکش پارچه‌ای هم برای رعایت بهداشت یا جلوگیری از خشکی دست، به‌کار زائران می‌آید و ممکن است خیلی‌ها فراموش کرده باشند همراه خود ببرند، شما می‌توانید با هدیه دادن دستکش، نیاز عده‌ای از زائران به این وسیله را برطرف کنید.

    همانطور که گفتیم رعایت مسائل بهداشتی در این سفر، کمی سخت‌تر از سفرهای معمولی است. در سرویس‌های بهداشتی با پخش لوازم بهداشتی مثل دستمال کاغذی، پد روزانه مخصوص بانوان و صابون می‌توانید دعای خیر خیلی از زوار را برای خودتان جمع کنید.

    • از انواع خوراکی ها

    درست است که در کشور عراق و در مسیر پیاده‌روی اربعین از نظر مواد غذایی هیچ مشکلی وجود ندارد و تمام مایحتاج زوار توسط موکب‌ها برطرف می‌شود ولی برخی خوراکی‌های ریز و مقوی که در عراق هم کم پیدا می‌شود، می‌تواند گزینه خوبی برای نذری دادن باشد؛ مثلا چند عدد از مغزهای خوراکی مثل پسته، بادام و گردو را در کیسه‌های کوچک بسته‌بندی کنید و بین راه به زوار بدهید. مویز هم برای تجدیدقوا گزینه بسیار مناسبی است و می‌توانید در بسته‌هایتان آن را اضافه کنید. فقط یادتان باشد از قبل سفر آنها را تهیه و آماده کنید. شکلات هم مخصوصا بین بچه‌ها طرفدار زیادی دارد. اگر حمل بار از ایران برایتان سخت است، می‌توانید شکلات را از شهر نجف تهیه کنید. لیموترش از موادی است که توصیه می‌کنند مقداری با خودتان در این سفر همراه ببرید و با غذاهایتان بخورید، می‌توانید مقدار بیشتری با خودتان ببرید و هنگام غذا به افرادی که در کنارتان نشسته‌اند هم تعارف کنید.

    این مطلب به تاریخ بیست و دو آبان، در روزنامه همشهری چاپ شده است

    درباره برخی منبر و مداحی‌ها

    رفته بودیم روضه! بعد از گذشت ده دقیقه از سخنرانی، احساس کردم بعضی از حرف‌هاش عجیب‌ه! یا تابحال چنین صحبت‌هایی درباره محرم نشنیده بودم یا حتی برعکس و نقیض‌ش رو از سخنرانهای معروف دیگه شنیده یا تو کتاب‌ها خونده‌ام. مثلا اسم یه عالمی رو آورد و کلی ازش تعریف و تمجید کرد و یه داستانی از کربلا رو به نقل اون عالم گفت و من یادم بود تو کتاب حماسه حسینی شهید مطهری دقیقا درباره این عالم گفته بودن اکثر حرف‌هاش خرافات‌ه و سندی برای حرفاش نیست! بعد از اتمام روضه و تو راه برگشت به احمد گفتم نظرت درباره سخنرانی چی بود؟ احمد هم نظرش مثل من بود و گفت: “همون موقع هرحرفی که میزد و اسمی که میبرد رو توی اینترنت سرچ میکردم؛ حرف‌هاش یا ناقص بود یا کاملا اشتباه و خرافه”

    حالا دارم فکر میکنم وظیفه ما در این مواقع چیه؟ چیکار باید بکنیم؟ وقتی از یک مداح یا سخنران مطلبی شنیدیم و با منبع موثق مطمئن هستیم این مطلب اشتباهه یا کامل نیست، به عنوان یک انسانی که وقت گذاشته و آمده هیئت و دغدغه‌ی مطلب درست و بدور از اغراق شنیدن برای خودش و باقی مردم داره، باید چه کنیم؟

    میشه بعد از هیئت، رفت با اون مداح و سخنران صحبت کرد و حتی اگه وقت داشتن، منابع صحیح رو بهشون نشون داد. یا اگه وقت نداشتن، تلفن یا ادرس ایمیل یا حتی ادرسی برای دیدار حضوری ازشون گرفت و بعدا سرفرصت باهاشون صحبت کرد.

    میشه با صاحب مجلس و کسی که آن فرد را دعوت کرده صحبت کرد و درباره مطالبی که گفته میشه و اینکه صاحب مجلس هم مسئول‌ه و باید مراقب باشه که چه نوع مطالبی برای مردم گفته میشه، بحث کرد.

    میشه بعد سخنرانی با چند نفر از کسائیکه تو هیئت کنارمون نشستن، درباره سخنرانی و مداحی صحبت کرد و نظر آنها رو پرسید.

    چه راه‌های دیگه‌ای به ذهن شما میرسه که برعهده‌ی من و شما به عنوانِ یک آدم عادی که پای سخنرانی و مداحی نشسته، هست و می‌تونیم، و وظیفه داریم، در راه مبارزه با ورود شایعات و غلوها روضه‌خوانی انجام بدیم؟


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۸:۰۳ ق.ظ روز ۱۶ آبان ۱۳۹۵ | دیدگاه (۲)

    آه از آن ساعتی

    وبلاگ را بعد چند روز باز کردم تا مطلبی بنویسم؛ در صفحه نوشته‌ها، یک مطلب منتشر نشده‌ی بدون عنوان داشتم که هرچه فکر کردم یادم نیامد چه مطلبی‌ست و چه زمانی آن را نوشته‌ ولی منتشر نکرده‌ام، بازش کردم

    «اخرین بازبینی چهارده مهر ساعت نوزده و بیست و نه دقیقه»

    تاریخ و ساعت را که دیدم یادم آمد و تمام بهت و غم و ناباوری ِ ساعت هفت و نیم چهارده مهر به وجودم برگشت… داشتم مطلبی درباره روضه‌ای که شب قبلش رفته بودیم مینوشتم که احمد زنگ زد و خبر داد …
    چند ثانیه هنگ بودم، مغزم نمی‌توانست چیزی که شنیده را هضم کند،پشت تلفن گفتم “چی شده احمد؟” و وقتی دوباره گفت مامان فوت کردن! انگار سطل آب یخی رویم ریخته باشند، یخ کردم! هنگ کردم. نمیدانستم چه باید بکنم. نفهمیدم چطور در گروه چهارنفره دوستانه‌مان خبر را در یک جمله کوتاه برای مریم و فاطمه و زهرا نوشتم، لپ‌تاپ را خاموش کردم، لباس پوشیدم و از خانه زدم بیرون. تازه یادم آمد باید به آژانس زنگ بزنم. از نگهبان مجتمع خواستم آژانسی خبر کند و در تاریکی اول شب نیمه مهر کنار خیابان راه رفتم و فکر کردم. از بی‌خیالی و رله بودن نگهبان که شاید متوجه اضطراب و بی‌قراری من نشده بود و با خیال آسوده با تلفن صحبت می‌کرد کفری شده بودم. همچنان هنگ بودم و نمیتوانستم باور کنم! مگر میشود؟ حالشان که خوب بود، قرار بود جمعه برای ناهار خانه ما بیایند! مگر میشود؟ احمد چه گفت؟ اشتباه کرده؛ حتما حالشان بد شده. اورژانس خبر کرده اند که حالشان بهتر شود؛ وگرنه مگر میشود یکدفعه و خیلی ناگهانی مادرشوهر عزیز مهربانم ترکمان کند؟ مگر میشود تنهایمان بگذارد؟
    تا آژانس بیاید و به خانه شان برسم مدام با خودم فکر میکردم مگر میشود؟ مگر میشود؟ مگر میشود؟

    وقتی به خانه رسیدم و دیدمشان که با رخت سیاه محرم بر تن، بی جان و با لبخندی بر لب وسط هال دراز کشیده‌اند، باز هم باور نکردم، حتی نمیتوانستم گریه کنم. منتظر بودم بلند شوند، بیایند بغلم کنند و بوسشان کنم و بگویند “خوش آمدی، الان شام رو گرم میکنم” و من بگویم “ممنون سیرم، نمیخواد زحمت بکشین” ولی بلند نشدند، آرام خوابیده بودند، ملافه ای سفید رویشان، روی بدن پوشیده شده با لباس سیاه حسین علیه السلام، کشیده بودند. شاید آرام‌ترین خواب زندگی‌شان …

    و ما ماندیم و داغی که روزبه روز برایمان تازه‌تر می‌شود
    و چه خوب که روزهای عزایمان با روزهای عزا و مصیبت عمه جانمان (سلام الله علیها) یکی شد و بیشتر فهمیدم که رسیدن به درجه “رضا برضاک تسلیما بامرک” چقدر سخت و دشوار است و من چقدر ضعیف و ناتوانم.


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۶:۳۸ ق.ظ روز ۰۲ آبان ۱۳۹۵ | دیدگاه (۲)

    روز هفتم رفتنش

    مراسم هفت را تصمیم گرفتیم در خانه خودشان بگیریم. مثل روضه خانگی؛ روضه ای که تصمیم داشتند محرم امسال در خانه شان بگیرند.
    برای خرید مخلفات شام بعد از مراسم، با احمد رفتیم هایپر. نوشیدنی و ماست برای حدود سیصد نفر و چند بسته دستمال کاغذی و کمی چای و قند، دو چرخ خرید را پر کرد؛ حرکت که میکردیم نگاه های متعجب بعضی از شهروندان را به چرخ های خرید متوجه میشدم.
    به مسئول صندوق که رسیدیم، تعجب و سوالش رو نتوانست پنهان کند و با لبخندی گفت “مهمونی دارین؟” احمد گفت “مراسم داریم، مراسم هفتم مادرم …” لبخند خانم حسابدار روی لبش یخ زد و با ناراحتی گفت “ببخشید، خدا رحمتشون کنه.”

    به این فکر میکردم که بقیه آدمها وقتی چرخها را میدیدند با خودشان چه فکری میکردند؟ اگر ایام محرم نبود، شاید خیلی ها فکر میکردند جشنی، تولدی، مراسم شادی داریم؛ خوشبحالشان ی هم حتما در دلشان حواله مان میکردند.

    این قضیه مثل قضیه ی زندگیهای مجازی است، عکس هایی که در اینستا میگذاریم، پستهایی که مینویسیم، در حالیکه خیلی واقعیتها و حرفها را قایم میکنیم؛ خوانندگان فقط روی خوش و شاد عکسها و نوشته ها را میبینند و قضاوت میکنند و نمیدانند در پشت آن نوشته ها و تصاویر، چه دردها و غمهایی وجود دارد.

    *یادم باشد بیشتر مواظب باشم


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۱۰:۲۷ ق.ظ روز ۲۸ مهر ۱۳۹۵ | دیدگاه (۴)

    دوازده مهر نود و پنج

    تصمیم گرفتم برای شام خورش کرفس بذارم. از فریزر مرغ درآوردم ولی هرچی دنبال کرفس گشتم، چیزی نیافتم؛ کرفس‌هام تموم شده بود و یادم نبود!
    هم هوس کرفس کرده بودم، هم حوصله فکر کردن و یافتن یه غذای دیگه که تازگی نخوردیم رو نداشتم برای همین گفتم می‌رم از مغازه سرکوچه یه بسته کرفس بسته‌بندی آماده می‌خرم؛ هم به تصمیمم برای شام امشب می‌رسم و هم برای اولین‌بار این بسته‌بندی‌های فریزری آماده رو امتحان می‌کنم.
    بیست تومن گذاشتم تو جیب شلوارم و چادر سر کردم و رفتم بقالی سر کوچه؛ ولی کرفس فریزری آماده نداشت! گفتم برم تا مغازه دوتا کوچه اونور‌تر، شاید داشته باشه. وقتی فروشنده گفت تو یخچال آخر مغازه داریم، خوشحال شدم ولی وقتی بین بسته‌های تو یخچال گشت و گفت: خانم فقط سبزی قرمه و سبزی پلویی داریم، باز ناامید شدم؛ باخودم گفتم برگردم خونه، سبزی پلو بذارم! ولی باز «منِ هوس کرفس کرده» گفت حالا تا آن سوپربزرگه خیابون بعدی هم برو، اگه اون نداشت دیگه بیخیال! برای رسیدن به سوپربزرگه خیابون رو دور زدم و چشمم خورد به مغازه میوه فروشی که تازه باز شده بود و تابحال ندیده بودمش! داخل که شدم و چشمم به کرفس‌های تازه که افتاد، از اینکه پشیمون نشده بودم و برنگشته بودم خونه، خوشحال شدم. از فرصت استفاده کردم و خیار و گوجه و انگور هم خریدم! برای شام خورش کرفس تازه تازه داشتیم 🙂

    اصلا باید توی هر خیابون یه مغازه میوه فروشی و سبزی فروشی باشه، تا بشه میوه و سبزی تازه تازه خرید و مصرف کرد!

    img_20161004_200643

    پ ن: بیاین سبد ببریم برای خرید تا از مصرف پلاستیک جلوگیری کنیم و به محیط زیست کمک کنیم


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۱۱:۳۱ ق.ظ روز ۱۲ مهر ۱۳۹۵ | دیدگاه (۰)

    از عهدِ آدم

    من از عهد آدم تو را دوست دارم
    از آغاز عالم تو را دوست دارم

    چه شب‌ها من و آسمان تا دم صبح
    سرودیم نم‌نم، تو را دوست دارم

    نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی
    من ای حس مبهم تو را دوست دارم

    سلامی صمیمی‌تر از غم ندیدم
    به اندازه‌ی غم تو را دوست دارم

    بیا تا صدا از دل سنگ خیزد
    بگوییم با هم: تو را دوست دارم

    جهان یک دهان شد هم‌آواز با ما
    تو را دوست دارم، تو را دوست دارم

    قیصر امین‌پور


    نویسنده: سيده فاطمه مطهری - ساعت ۳:۲۴ ب.ظ روز ۱۰ مهر ۱۳۹۵ | دیدگاه (۰)